WEBVTT

﻿
1
00:00:04.177 --> 00:00:26.097
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:28.177 --> 00:00:50.097
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:52.000 --> 00:00:57.000
‫[چشم طمع به مال دیگری مدوز]‬

2
00:00:57.709 --> 00:01:05.708
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:01:07.400 --> 00:01:08.404
‫چول.‬

4
00:01:20.330 --> 00:01:22.832
‫صبح به خیر. جای خوبی تشریف می‌برین؟‬

5
00:01:23.082 --> 00:01:23.883
‫بله.‬

6
00:01:27.336 --> 00:01:28.337
‫جای خوب؟‬

7
00:01:36.594 --> 00:01:39.847
‫لباس مشکی نداشتم، این رو پوشیدم.‬
‫به نظرت یه جوری نیست؟‬

8
00:01:40.597 --> 00:01:42.348
‫شاید بهتر بود همون سرمه‌ایه رو می‌پوشیدم.‬

9
00:01:44.601 --> 00:01:46.603
‫حالا مگه لباس انقدر مهمه؟‬

10
00:01:47.103 --> 00:01:49.355
‫خب، واسه من مهمه.‬

11
00:01:49.855 --> 00:01:50.856
‫چی بپوشم.‬

12
00:01:51.356 --> 00:01:54.108
‫حتی اینکه واسه شام چی درست کنم.‬

13
00:01:55.109 --> 00:01:56.860
‫این چیز‌ها برام مهمه دیگه.‬

14
00:01:57.862 --> 00:02:01.615
‫این کفش‌ها رو انقدر نپوشیده بودم‬
‫که خیلی داره پام رو می‌زنه.‬

15
00:02:03.116 --> 00:02:05.618
‫با کتونی هم که نمی‌شد بیام.‬

16
00:02:20.131 --> 00:02:22.133
‫.اگه دلت می‌خواد گریه کنی، راحت گریه کن‬

17
00:02:38.396 --> 00:02:39.647
‫.پرواز کن‬

18
00:03:18.507 --> 00:03:22.725
‫«عشق ممکن»‬

19
00:03:28.156 --> 00:03:29.776
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

20
00:03:45.703 --> 00:03:46.954
‫چیکار می‌کنی؟‬

21
00:03:48.205 --> 00:03:50.707
‫تو برو. من اینجا می‌مونم.‬

22
00:03:52.709 --> 00:03:56.462
‫که چی بشه؟ این همه راه اومدیم،‬
‫کت و شلوارت رو دادیم خشکشویی که نیای؟‬

23
00:03:57.463 --> 00:04:01.466
‫نمی‌شه یه توک پا بیای و برگردی؟ هوم؟‬

24
00:04:05.220 --> 00:04:06.721
‫چول چی؟‬

25
00:04:08.222 --> 00:04:11.975
‫چول، تو و مامانی برین.‬
‫عمو دونگ‌مین از بچگی خیلی بهت محبت داشت.‬

26
00:04:12.726 --> 00:04:14.477
‫برات کلی لگو و چیز میز می‌خرید.‬

27
00:04:14.728 --> 00:04:16.229
‫باید ازش خداحافظی کنی.‬

28
00:04:17.230 --> 00:04:18.231
‫برو دیگه.‬

29
00:04:44.503 --> 00:04:45.504
‫تعظیم کن چول.‬

30
00:05:01.267 --> 00:05:02.268
‫دو بار.‬

31
00:05:22.535 --> 00:05:23.536
‫می‌اوک...‬

32
00:05:37.047 --> 00:05:40.550
‫داشت پوشک بچه رو عوض می‌کرد،‬
‫شوهرش اومد دم در بهش گفت...‬

33
00:05:40.550 --> 00:05:41.601
‫«من رفتم.»‬

34
00:05:42.802 --> 00:05:45.554
‫انقدر دستش بند بود که‬
‫حتی نتونست جوابش رو بده.‬

35
00:05:46.055 --> 00:05:49.308
‫همین دیگه. بعدش هم رفت و دیگه برنگشت.‬

36
00:05:50.058 --> 00:05:53.561
‫این اواخر، هر سری که‬
‫با خودش می‌گفت باز کجا غیبش زده،‬

37
00:05:54.312 --> 00:05:57.315
‫می‌دید روی بالکن وایستاده.‬
‫سیگارش رو می‌کشه و آروم آه می‌کشه.‬

38
00:05:58.065 --> 00:05:59.816
‫می‌گفت چند بار اون شکلی دیده بودش.‬

39
00:05:59.817 --> 00:06:03.820
‫الان هم که مامان آروم‬
‫داره خودخوری می‌کنه که چرا حواسش نبوده.‬

40
00:06:06.072 --> 00:06:07.823
‫دارن فیلم می‌گیرن؟‬

41
00:06:08.824 --> 00:06:11.326
‫آره، ظاهرا دارن چند تا نمای فرعی می‌گیرن.‬

42
00:06:11.577 --> 00:06:12.828
‫نمای فرعی از چی؟‬

43
00:06:13.578 --> 00:06:15.079
‫از حال و هوای اینجا.‬

44
00:06:15.830 --> 00:06:17.581
‫دارن مستند می‌سازن.‬

45
00:06:17.582 --> 00:06:20.834
‫خانم کانگ رو که می‌شناسی؟‬
‫مدیر مرکز مشاوره مائوم‌ماجی.‬

46
00:06:20.834 --> 00:06:24.087
‫اون سفارش کرده بود.‬
‫رئیس اتحادیه هم اجازه داد.‬

47
00:06:25.338 --> 00:06:26.339
‫شوهرت کو؟‬

48
00:06:27.090 --> 00:06:30.093
‫بیرونه، راضی نشد بیاد.‬

49
00:06:30.343 --> 00:06:31.594
‫توی ماشینه؟‬

50
00:06:33.595 --> 00:06:35.346
‫صورتت چه لاغر شده.‬

51
00:06:36.097 --> 00:06:37.848
‫پنج کیلو کم کردم.‬

52
00:06:38.099 --> 00:06:39.350
‫رژیم‌مژیم که نگرفتی؟‬

53
00:06:39.600 --> 00:06:42.603
‫نه بابا، تازه خوب هم می‌خورم.‬
‫ولی هی وزنم کمتر می‌شه.‬

54
00:06:42.853 --> 00:06:45.605
‫انگشتم انقدر باریک شده که‬
‫هی انگشترم از دورش سر می‌خوره.‬

55
00:06:45.605 --> 00:06:49.108
‫تنها کادویی که موقع عروسیمون‬
‫از شوهرم گرفتم همین بود.‬

56
00:06:49.859 --> 00:06:52.361
‫دار و ندارمه‌ها، ولی هی ازم فرار می‌کنه.‬

57
00:06:54.613 --> 00:06:55.864
‫بابا اومد.‬

58
00:06:56.114 --> 00:06:57.615
‫اومدش.‬

59
00:06:59.617 --> 00:07:01.619
‫این پسرته؟‬

60
00:07:01.869 --> 00:07:02.870
‫آره.‬

61
00:07:06.373 --> 00:07:09.376
‫سلام به شما، از آشناییتون خوش‌وقتم.‬

62
00:07:09.626 --> 00:07:11.127
‫ای جانم.‬

63
00:07:11.627 --> 00:07:13.629
‫من هم از آشناییت خوش‌وقتم.‬

64
00:07:13.879 --> 00:07:16.131
‫چقدر مودبه. برعکس باباشه.‬

65
00:07:16.131 --> 00:07:20.134
‫اذیتش نکن، همه‌چی رو جدی می‌گیره.‬

66
00:07:20.385 --> 00:07:21.636
‫یه‌کم زیادی جدیه، نیست؟‬

67
00:07:21.886 --> 00:07:23.637
‫ولی این اخلاقش به باباش رفته.‬

68
00:07:39.901 --> 00:07:40.902
‫.تشریف آوردین‬

69
00:07:48.909 --> 00:07:51.161
‫خبر داری دور دوم تراپی شروع شده؟‬

70
00:07:51.411 --> 00:07:52.912
‫آره، می‌دونم.‬

71
00:07:53.663 --> 00:07:56.165
‫این‌سری هم بابای چول نمیاد؟‬

72
00:07:56.916 --> 00:07:59.919
‫تازه اون که خیلی هم نیاز داره.‬

73
00:08:01.420 --> 00:08:04.423
‫دود اعتصاب بیشتر از همه توی چشمش رفت.‬

74
00:08:08.676 --> 00:08:09.477
‫ببین...‬

75
00:08:09.677 --> 00:08:10.678
‫ولش کن.‬

76
00:08:38.451 --> 00:08:42.204
‫تو رو خدا اینطوری نکن.‬
‫نباید لب به مشروب بزنی.‬

77
00:08:43.705 --> 00:08:46.958
‫- بذار همین یکی رو بخورم.‬
‫- نمی‌شه. قول دادی.‬

78
00:08:47.459 --> 00:08:50.211
‫قول دادی بیرون از خونه نخوری.‬

79
00:08:50.461 --> 00:08:52.212
‫- نمی‌خورم. بده من.‬
‫- نمی‌دم.‬

80
00:08:52.213 --> 00:08:53.964
‫اگه نمی‌خوری پس واسه چی می‌خوای؟‬

81
00:08:53.964 --> 00:08:55.966
‫- بابا، واسه چی آخه؟‬
‫- نمی‌دم.‬

82
00:08:56.216 --> 00:08:57.217
‫باشه، منظورت رو فهمیدم...‬

83
00:08:57.467 --> 00:08:58.468
‫چی رو فهمیدی؟‬

84
00:08:58.968 --> 00:09:00.219
‫چیکار می‌کنی؟‬

85
00:09:01.721 --> 00:09:04.223
‫چته تو؟ واقعا مشکلت چیه؟‬

86
00:09:05.224 --> 00:09:06.725
‫ قول دادی.‬

87
00:09:08.476 --> 00:09:09.477
‫ببخشید.‬

88
00:09:10.979 --> 00:09:12.230
‫از چی فیلم می‌گیری؟‬

89
00:09:12.980 --> 00:09:15.482
‫عذر می‌خوام. الان خاموشش می‌کنم.‬

90
00:09:15.733 --> 00:09:16.984
‫خنده‌داره؟‬

91
00:09:17.984 --> 00:09:20.486
‫این وضعیت برات خنده‌داره؟ آره؟‬

92
00:09:21.988 --> 00:09:25.241
‫- خنده‌داره؟‬
‫- سیگار داری؟‬

93
00:10:03.523 --> 00:10:04.524
‫ای بابا...‬

94
00:10:13.031 --> 00:10:14.282
‫دنبال چیزی می‌گردین؟‬

95
00:10:17.285 --> 00:10:19.287
‫انگشتر‌م از دستم افتاد.‬

96
00:10:20.374 --> 00:10:22.789
‫آها، اجازه بدین.‬

97
00:11:04.325 --> 00:11:05.126
‫اینجاست.‬

98
00:11:15.834 --> 00:11:16.835
‫دستتون درد نکنه.‬

99
00:11:33.599 --> 00:11:34.400
‫سانگ‌وو!‬

100
00:11:35.851 --> 00:11:38.353
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

101
00:11:47.861 --> 00:11:53.115
‫فیلم من در وهله اول‬
‫روی زندگی فردی کارگر‌ها و...‬

102
00:11:53.366 --> 00:11:58.120
‫واقعیت‌های ملموس‬
‫روزمرگی‌هاشون تمرکز داره.‬

103
00:11:58.370 --> 00:12:02.624
‫من عمیقا باور دارم که مستند،‬
‫ابزار قدرتمندی برای قصه‌گوییه.‬

104
00:12:02.874 --> 00:12:06.377
‫فیلم من از طریق تجربه‌های زیستی‬
‫این کارگر‌ها و خانواده‌هاشون،‬

105
00:12:06.377 --> 00:12:10.130
‫ارزش کار رو به چالش می‌کشه‬
‫به زندگی، کار و آینده مشترک ما فکر می‌کنه.‬

106
00:12:11.131 --> 00:12:12.382
‫متشکرم.‬

107
00:12:15.134 --> 00:12:17.636
‫[کارگر رو به زوال]‬
‫[«کار یعنی زندگی»]‬

108
00:12:17.637 --> 00:12:21.891
‫ولی امروزه اگه کسی بخواد با مستند‬
‫به موضوع نیروی کار بپردازه،‬

109
00:12:22.140 --> 00:12:26.143
‫تمرکزش معمولا روی جایگزینی نیروها‬
‫با هوش مصنوعی و ربات‌هاست.‬

110
00:12:26.394 --> 00:12:31.899
‫یا نمایانگر دنیاییه که توش‬
‫نیروی انسانی کاملا منسوخ می‌شه.‬

111
00:12:31.899 --> 00:12:37.403
‫شما نگران نیستین که پرداختن به مسئله کار‬
‫از زاویه تعدیل نیرو و تغییر ساختار،‬

112
00:12:37.403 --> 00:12:43.158
‫یه کم برای مخاطب امروزی،‬
‫قدیمی به نظر بیاد؟‬

113
00:12:43.408 --> 00:12:49.163
‫من فکر نمی‌کنم پرداختن به تعدیل نیرو،‬
‫موضوع قدیمی‌ای شده باشه.‬

114
00:12:50.164 --> 00:12:52.916
‫توی زمانه‌ای که مشاغل دارن از بین می‌رن،‬

115
00:12:53.167 --> 00:12:55.419
‫مسئله تعدیل نیرو اتفاقا حیاتی‌تر هم هست.‬

116
00:12:55.919 --> 00:13:00.673
‫چون قراره از این به بعد‬
‫تعدیل نیرو یه واقعیت روزمره باشه.‬

117
00:13:02.425 --> 00:13:05.928
‫طبق طرحی که پیشنهاد کردین،‬
‫شما می‌خواستین محوریت اصلی قصه...‬

118
00:13:06.178 --> 00:13:09.180
‫روی کارگران اخراجی صنایع سنگین اس‌پی باشه.‬

119
00:13:09.180 --> 00:13:11.932
‫از بین تمام کارگر‌هایی که آسیب دیدن،‬

120
00:13:12.183 --> 00:13:15.436
‫چرا مخصوصا این افراد رو‬
‫برای سوژه اصلی خودتون انتخاب کردید؟‬

121
00:13:15.686 --> 00:13:18.438
‫همونطور که می‌دونین، دو سال پیش...‬

122
00:13:18.688 --> 00:13:22.942
‫صنایع سنگین اس‌پی تغییر ساختار داد‬
‫چهل درصد از نیروهاش رو تعدیل کرد.‬

123
00:13:22.942 --> 00:13:26.195
‫کارگر‌ها با اعتصاب سراسری مقاومت کردن.‬

124
00:13:26.195 --> 00:13:30.949
‫ولی با سرکوب خشونت‌بار دولتی مواجه شدن،‬
‫هنوز هم از آسیب‌های اون اتفاق رنج می‌برن.‬

125
00:13:31.699 --> 00:13:35.953
‫همین اواخر بود که یه نفر دیگه‬
‫از کارگر‌های اخراجی، خودکشی کرد.‬

126
00:13:37.204 --> 00:13:39.706
‫به نظر من کارگران اخراجی صنایع سنگین اس‌پی،‬

127
00:13:39.706 --> 00:13:42.959
‫نماینده طبقه کارگر ملت و زمانه ما هستن.‬

128
00:13:43.459 --> 00:13:46.462
‫من می‌خوام نشون بدم‬
‫کارشون چقدر براشون معنا داشت،‬

129
00:13:46.712 --> 00:13:49.464
‫اینکه چطور بعد از طردشدن‬
‫دارن برای بقا می‌جنگن،‬

130
00:13:49.715 --> 00:13:52.467
‫صدای روایت‌هاشون باشم.‬

131
00:13:56.721 --> 00:13:57.972
‫بسیارخب، ممنونم.‬

132
00:13:59.223 --> 00:14:00.974
‫خیلی ممنونم.‬

133
00:14:09.481 --> 00:14:11.483
‫لطفا گروه بعدی آماده باشه.‬

134
00:14:12.734 --> 00:14:14.986
‫من زودتر برم، خداحافظ!‬

135
00:14:18.239 --> 00:14:19.740
‫رئیس، من دارم زودتر می‌رم.‬

136
00:14:20.240 --> 00:14:22.242
‫قبل از رفتن باید‬
‫زباله‌های بازیافتی رو جدا کنی.‬

137
00:14:22.242 --> 00:14:23.743
‫امروز نمی‌رسم رئیس.‬

138
00:14:23.994 --> 00:14:25.245
‫روز بازیافته، باید تفکیک کنی.‬

139
00:14:25.495 --> 00:14:27.997
‫اگه تو نکنی، کی بکنه؟ من؟‬

140
00:14:27.997 --> 00:14:29.999
‫من که گفته بودم امروز قرار مهم دارم و...‬

141
00:14:29.999 --> 00:14:33.002
‫باید هر طوری شده راس ساعت شیش برم.‬

142
00:14:33.251 --> 00:14:35.002
‫رئیس، این کارتون استثمار کارگره.‬

143
00:14:35.003 --> 00:14:37.005
‫صدات رو بیار پایین ببینم، کدوم استثمار؟‬

144
00:14:37.005 --> 00:14:38.756
‫عجب گیری کردیم‌ها. از دست این زن...‬

145
00:14:39.006 --> 00:14:42.509
‫تو اصلا معنی «استثمار» رو می‌دونی؟‬
‫از رو هوا کلمه نپرون.‬

146
00:14:42.759 --> 00:14:44.010
‫بهرحال من امروز نمی‌رسم انجام بدم.‬

147
00:14:44.261 --> 00:14:47.013
‫بگین این‌ها انجام بدن. من نمی‌تونم.‬

148
00:14:47.013 --> 00:14:51.267
‫این‌ها از کجا بلد باشن چطوری تفکیک کنن؟‬
‫خودت باید بالا سرشون باشی.‬

149
00:14:51.517 --> 00:14:53.519
‫همینه انقدر حرص می‌خورم دیگه!‬

150
00:14:53.769 --> 00:14:55.520
‫چرا الان این بحث رو پیش می‌کشین؟‬

151
00:14:55.520 --> 00:14:59.523
‫- ببین.. نق نزن، کارت رو بکن.‬
‫- از بس که روی اعصابم می‌رین!‬

152
00:15:00.024 --> 00:15:01.525
‫برو، برو.‬

153
00:15:03.027 --> 00:15:04.528
‫عجب گیری کردیم...‬

154
00:15:12.034 --> 00:15:16.037
‫این باید اینجا باشه، یاد گرفتی؟‬

155
00:15:17.039 --> 00:15:17.840
‫سلام.‬

156
00:15:18.039 --> 00:15:19.540
‫معذرت می‌خوام، خیلی معطل شدی؟‬

157
00:15:19.791 --> 00:15:21.042
‫نه، اصلا.‬

158
00:15:21.793 --> 00:15:22.794
‫سلام.‬

159
00:15:23.044 --> 00:15:25.796
‫امیدوارم بوی آشغال ندم...‬

160
00:15:25.796 --> 00:15:26.797
‫وای!‬

161
00:15:26.797 --> 00:15:30.300
‫این بچه منه. اسمش بلوئه.‬

162
00:15:31.301 --> 00:15:33.303
‫بلو همون.. آبی؟‬

163
00:15:33.553 --> 00:15:35.054
‫آره، بلو.‬

164
00:15:42.310 --> 00:15:45.313
‫گوشیش خاموشه.‬

165
00:15:46.063 --> 00:15:47.564
‫انگار نگرانی.‬

166
00:15:48.315 --> 00:15:52.819
‫بعد از دو سالی که از اس‌پی اخراج شد،‬
‫امروز روز اول کارشه.‬

167
00:15:54.320 --> 00:15:58.073
‫اول که می‌خواستم‬
‫ببرمش بیمارستان بستریش کنم.‬

168
00:15:58.323 --> 00:16:01.075
‫به نظرم جسمی و روحی بهش نیاز داره.‬

169
00:16:02.077 --> 00:16:03.828
‫ولی این دفعه قبول نکرد.‬

170
00:16:03.828 --> 00:16:09.082
‫اطرافیانم هم مدام می‌گفتن:‬
‫بفرستش سر کار، باید کار کنه تا...‬

171
00:16:09.083 --> 00:16:11.835
‫گذشته از سرش بیفته و مشغول بشه.‬

172
00:16:12.085 --> 00:16:14.087
‫که از کار قبلیش دل بکَنه.‬

173
00:16:14.337 --> 00:16:16.839
‫انقدر بقیه نق زدن که بالاخره کار پیدا کرد.‬

174
00:16:17.590 --> 00:16:21.093
‫حالا چرا شوهرت زیر بار تراپی نمی‌ره؟‬

175
00:16:21.843 --> 00:16:26.597
‫آخه خودش می‌گه خوشش نمیاد‬
‫بشینه سفره دلش رو جلوی بقیه باز کنه.‬

176
00:16:29.100 --> 00:16:31.102
‫ولی در واقع از روی ترسشه.‬

177
00:16:32.352 --> 00:16:33.353
‫چه ترسی؟‬

178
00:16:33.603 --> 00:16:34.604
‫نمی‌دونم.‬

179
00:16:34.854 --> 00:16:38.107
‫یه چیزی ته دلش هست که می‌ترسه بیرون بیاد.‬

180
00:16:38.608 --> 00:16:41.861
‫یه بار بهم گفت اگه یه روز‬
‫اون چیزی که توی دلشه رو بیرون بریزه،‬

181
00:16:42.111 --> 00:16:43.862
‫خودش هم نمی‌دونه بعدش چی می‌شه.‬

182
00:16:44.112 --> 00:16:47.615
‫انگار مثلا خون جلوی چشم‌هاش رو بگیره‬
‫هر کسی دم دستشه رو بکشه.‬

183
00:16:49.367 --> 00:16:50.868
‫عقلش پریده.‬

184
00:16:54.621 --> 00:16:57.123
‫شما قبل از ازدواج عاشق هم بودین؟‬

185
00:16:57.874 --> 00:16:58.675
‫آره.‬

186
00:16:59.375 --> 00:17:01.126
‫کی آشنا شدین؟‬

187
00:17:01.377 --> 00:17:02.878
‫خیلی زود آشنا شدیم.‬

188
00:17:03.379 --> 00:17:05.380
‫راستش، یه‌کم زیادی زود بود.‬

189
00:17:05.380 --> 00:17:06.381
‫مثلا...‬

190
00:17:06.381 --> 00:17:07.882
‫نوجوونی آشنا شدین؟‬

191
00:17:08.133 --> 00:17:09.884
‫اون هیجده سالش بود...‬

192
00:17:10.134 --> 00:17:12.636
‫من شونزده سالم بود.‬
‫دو سال اختلاف سنی داشتیم.‬

193
00:17:13.387 --> 00:17:15.639
‫آها، پس کلی قرار و نامزدی داشتین.‬

194
00:17:15.639 --> 00:17:16.940
‫آره.‬

195
00:17:17.891 --> 00:17:20.143
‫حالا قرار گذاشتن و این‌ها رو که...‬

196
00:17:21.144 --> 00:17:22.145
‫نمی‌دونم.‬

197
00:17:25.066 --> 00:17:26.067
‫...خانم کارگردان‬

198
00:17:26.091 --> 00:17:29.401
‫خواهشا کارگردان صدام نکن.‬
‫اسم کوچیکم رو بگو.‬

199
00:17:29.651 --> 00:17:31.653
‫اسمم یه‌جیه، لی یه‌جی.‬

200
00:17:34.155 --> 00:17:37.908
‫یه‌جی جان، تو همیشه شوهرت رو‬
‫به اسم کوچیک صدا می‌کنی؟‬

201
00:17:37.908 --> 00:17:39.409
‫مثلا می‌گی سانگ‌وو؟‬

202
00:17:39.910 --> 00:17:41.161
‫آره، از کجا فهمیدی؟‬

203
00:17:41.161 --> 00:17:44.914
‫دفعه اولی که توی پارکینگ‬
‫مراسم ترحیم همدیگه رو دیدیم،‬

204
00:17:45.164 --> 00:17:47.416
‫سانگ‌وو صداش زدی.‬
‫خیلی برام جالب بود.‬

205
00:17:47.666 --> 00:17:49.918
‫ندیده بودم یه خانمی‬
‫شوهرش رو به اسم کوچیک صدا کنه.‬

206
00:17:50.669 --> 00:17:53.421
‫آخه ما دبیرستان همکلاسی بودیم.‬

207
00:17:54.672 --> 00:17:57.174
‫حتما شوهرت خیلی خواستنی بوده.‬

208
00:17:58.175 --> 00:17:59.926
‫همه دختر‌ها خاطرخواهش بودن.‬

209
00:18:00.677 --> 00:18:02.929
‫خوش‌تیپ، قد بلند، ورزشکار درجه‌یک.‬

210
00:18:03.680 --> 00:18:06.683
‫لقبش «محبوب دل‌ها» بود.‬
‫البته من اون موقع خبر نداشتم.‬

211
00:18:06.932 --> 00:18:11.686
‫یه روز اتفاقی سر صف قرار بود‬
‫به جفتمون لوح تقدیر بدن،‬

212
00:18:11.937 --> 00:18:14.689
‫دیدم دختر‌ها دارن از حسادت می‌ترکن.‬

213
00:18:15.189 --> 00:18:18.692
‫«خوش به حالت که کنار محبوب دل‌ها وایستادی.»‬

214
00:18:20.444 --> 00:18:22.696
‫الان قصدم پز دادن نیست‌ها.‬
‫دارم بدش رو می‌گم.‬

215
00:18:22.696 --> 00:18:23.697
‫متوجهم.‬

216
00:18:25.448 --> 00:18:28.200
‫می‌گم دختر‌ها براش غش و ضعف می‌رفتن.‬

217
00:18:28.200 --> 00:18:33.705
‫ولی اون دختر‌های خوشگل دوست داشت‬
‫که هیکلشون خوب باشه و یه کم هم خنگ باشن.‬

218
00:18:34.956 --> 00:18:38.959
‫زن‌هایی که سمتشون می‌رفت‬
‫یه مشت آدم سبک‌مغز بودن.‬

219
00:18:39.960 --> 00:18:42.462
‫خب، آخه آدمیزاده دیگه.‬

220
00:18:44.214 --> 00:18:46.466
‫یکی مثل من که کلا به چشمش نمی‌اومد.‬

221
00:18:46.716 --> 00:18:48.217
‫در حد همدیگه نبودیم.‬

222
00:18:48.968 --> 00:18:52.221
‫خانواده اون اسم و رسم داشتن.‬

223
00:18:52.721 --> 00:18:56.975
‫در حالی که خونه ما توی آپگوجونگ بود.‬
‫خانواده خاصی نداشتم.‬

224
00:18:58.226 --> 00:19:01.229
‫پس چی شد که آخرش ازدواج کردین؟‬

225
00:19:02.229 --> 00:19:05.982
‫واسه ادامه تحصیل که جفتمون رفتیم آمریکا،‬
‫دوباره اتفاقی به پست هم خوردیم.‬

226
00:19:06.733 --> 00:19:09.986
‫- اگه به خاطر تحصیل آمریکا نبود...‬
‫- عه، یه لحظه.‬

227
00:19:10.486 --> 00:19:13.489
‫آها، می‌گه توی راهه. یه‌کم دیر کرده.‬

228
00:19:14.490 --> 00:19:15.741
‫خوبه.‬

229
00:19:18.993 --> 00:19:21.245
‫یه کافه بغل مرکز مشاوره هست.‬

230
00:19:21.746 --> 00:19:22.747
‫چند دقیقه؟‬

231
00:19:23.497 --> 00:19:24.748
‫فهمیدم.‬

232
00:19:25.999 --> 00:19:27.250
‫می‌گه الان پیداش می‌شه.‬

233
00:19:38.760 --> 00:19:45.516
‫- می‌اوک، بچه بودی می‌خواستی چیکاره شی؟‬
‫- چیکاره بشم؟‬

234
00:19:46.016 --> 00:19:49.769
‫مثلا نمی‌گفتی می‌خوام فلان کاره بشم؟‬

235
00:19:50.020 --> 00:19:51.271
‫نه، اصلا.‬

236
00:19:52.522 --> 00:19:55.775
‫جالبه که اصلا توی فکرم نبود‬
‫که دوست دارم چیکاره بشم.‬

237
00:19:56.025 --> 00:19:57.326
‫تو چی یه‌جی؟‬

238
00:19:58.527 --> 00:19:59.778
‫تو دلت چی می‌خواست؟‬

239
00:20:00.529 --> 00:20:04.532
‫من از همون بچگی می‌خواستم کارگردان بشم.‬

240
00:20:05.032 --> 00:20:08.035
‫عاشق قصه بودم و قوه تخیل فعالی داشتم.‬

241
00:20:08.786 --> 00:20:11.038
‫الان که مستند می‌سازم خیلی باحاله،‬

242
00:20:11.288 --> 00:20:14.291
‫ولی در نهایت دلم می‌خواد‬
‫فیلم‌های داستانی کارگردانی کنم.‬

243
00:20:15.041 --> 00:20:16.792
‫هنوز سرگرمیم خیال‌پردازی کردنه.‬

244
00:20:18.544 --> 00:20:23.048
‫من که بچه بودم،‬
‫مامانم توی کارواش کار می‌کرد.‬

245
00:20:23.048 --> 00:20:25.550
‫بابام ضایعاتی بود. همیشه توی جاده بود.‬

246
00:20:25.550 --> 00:20:28.302
‫من بچگیم کلا زیاد مریض می‌شدم.‬

247
00:20:28.552 --> 00:20:32.806
‫روی تخت که دراز می‌کشیدم،‬
‫انگار فقط صدای تپش قلبم رو می‌شنیدم.‬

248
00:20:33.056 --> 00:20:36.809
‫یه اتاقی بغل کارواش داشتن.‬
‫من اونجا بزرگ شدم.‬

249
00:20:37.060 --> 00:20:40.563
‫همیشه می‌دیدم مامانم با شلنگ‬
‫آب می‌پاشه و ماشین‌ها رو می‌شوره.‬

250
00:20:41.063 --> 00:20:43.315
‫ولی حتی الان برام خیلی شگفت‌انگیزه...‬

251
00:20:43.565 --> 00:20:47.068
‫باریکه‌های آب که توی آفتاب برق می‌زدن‬
‫برام خیلی جذاب و دیدنی بود.‬

252
00:20:47.819 --> 00:20:50.321
‫شاید واسه همین خودم هم‬
‫دوست داشتم اون کار رو بکنم...‬

253
00:20:50.321 --> 00:20:52.573
‫یه لحظه صبر کن.‬

254
00:20:52.823 --> 00:20:53.624
‫این چیز‌هایی که الان بهم گفتی...‬

255
00:20:53.824 --> 00:20:58.578
‫می‌شه جلوی دوربین تکرار کنی؟‬

256
00:20:58.828 --> 00:21:00.579
‫خیلی دلم می‌خواد ازش فیلم بگیرم.‬

257
00:21:04.082 --> 00:21:04.883
‫باشه.‬

258
00:21:05.333 --> 00:21:07.084
‫همین الان دوربینم رو می‌آرم.‬

259
00:21:07.335 --> 00:21:10.338
‫واسه همینه که همیشه‬
‫باید یه دوربین همراهم باشه.‬

260
00:21:10.338 --> 00:21:11.339
‫آره.‬

261
00:21:36.610 --> 00:21:41.114
‫[لورو پیانا ۵.۶۳۰.۰۰۰ وون]‬

262
00:21:52.373 --> 00:21:54.375
‫این اطراف هواپیما زیاد بلند می‌شه.‬

263
00:21:54.625 --> 00:21:56.627
‫همین نزدیک‌ها یه پایگاه نظامی آمریکایی هست.‬

264
00:21:58.629 --> 00:22:01.631
‫می‌شه اون حرف‌هایی که‬
‫یه‌کم پیش زدی رو دوباره بگی؟‬

265
00:22:01.631 --> 00:22:04.383
‫به من نگاه کن، نه به دوربین.‬

266
00:22:06.635 --> 00:22:10.638
‫من که بچه بودم، مامانم توی یکی از‬
‫کارواش‌های شهرمون کار می‌کرد.‬

267
00:22:10.889 --> 00:22:13.641
‫اون زمان همه کارها با دست بود.‬

268
00:22:13.892 --> 00:22:17.395
‫بابام ضایعاتی بود، همیشه توی جاده بود.‬

269
00:22:17.895 --> 00:22:20.897
‫من بچگیم کلا زیاد مریض می‌شدم.‬

270
00:22:20.897 --> 00:22:26.652
‫روی تخت که دراز می‌کشیدم،‬
‫انگار فقط صدای تپش قلبم رو می‌شنیدم.‬

271
00:22:26.652 --> 00:22:28.654
‫یه اتاقی بغل کارواش داشتن.‬

272
00:22:28.654 --> 00:22:32.157
‫همیشه می‌دیدم مامانم با شلنگ‬
‫آب می‌پاشه و ماشین‌ها رو می‌شوره.‬

273
00:22:32.407 --> 00:22:34.409
‫حتی الان هم به نظرم خیلی عجیبه...‬

274
00:22:34.909 --> 00:22:38.912
‫باریکه‌های آب که توی آفتاب برق می‌زدن‬
‫برام خیلی جذاب و دیدنی بود.‬

275
00:22:48.671 --> 00:22:51.423
‫شاید واسه همین خودم هم‬
‫دوست داشتم اون کار رو بکنم.‬

276
00:22:52.174 --> 00:22:56.428
‫ولی بعد مامانم اومد جلو‬
‫یهو سرم قاطی کرد.‬

277
00:22:56.428 --> 00:22:57.679
‫می‌اوک!‬

278
00:22:58.429 --> 00:22:59.430
‫چیکار می‌کنی؟‬

279
00:23:01.932 --> 00:23:04.184
‫داری چیکار می‌کنی؟!‬

280
00:23:06.936 --> 00:23:11.440
‫اون موقع نمی‌فهمیدم چرا انقدر عصبانی شده.‬

281
00:23:12.191 --> 00:23:16.945
‫ولی الان که فکر می‌کنم، لابد از اینکه‬
‫داشتم اون مدل کاری می‌کنم بدش اومد.‬

282
00:23:17.195 --> 00:23:19.197
‫می‌ترسید عاقبت من هم مثل زندگی خودش بشه.‬

283
00:23:19.947 --> 00:23:21.698
‫الان مادرت کجاست؟‬

284
00:23:21.949 --> 00:23:24.952
‫هنوز کار می‌کنه.‬
‫توی شهر گیمجه استان جئولاست.‬

285
00:23:25.202 --> 00:23:29.706
‫هر کاری بگی می‌کنه: نظافت، کار توی رستوران،‬
‫طرح‌های خدماتی کارگران.‬

286
00:23:32.708 --> 00:23:33.709
‫عالی بود.‬

287
00:23:33.709 --> 00:23:35.460
‫خیلی خوب بود.‬

288
00:23:36.211 --> 00:23:37.712
‫- تموم شد؟‬
‫- آره.‬

289
00:23:37.963 --> 00:23:39.965
‫کارت عالی بود. یعنی، عه.. سلام.‬

290
00:23:42.467 --> 00:23:44.469
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

291
00:23:45.719 --> 00:23:47.971
‫- چیکار می‌کنین؟‬
‫- مصاحبه داریم.‬

292
00:23:49.472 --> 00:23:50.973
‫امروز خوب پیش رفت؟‬

293
00:23:51.474 --> 00:23:53.111
‫بد نبود.‬

294
00:23:53.219 --> 00:23:56.222
‫- به نظرت جای خوبیه؟‬
‫- حالا تا ببینیم.‬

295
00:23:58.480 --> 00:24:00.732
‫قبول کردی مصاحبه بدی؟‬

296
00:24:01.483 --> 00:24:03.485
‫خیلی خوب پیش رفت.‬

297
00:24:03.985 --> 00:24:06.737
‫امروز اصلا قصد مصاحبه نداشتم.‬

298
00:24:06.737 --> 00:24:11.491
‫فقط قرار بود شما رو به خانم کانگ،‬
‫مدیر مرکز مشاوره معرفی کنیم،‬

299
00:24:11.741 --> 00:24:16.245
‫ولی حرف‌هاش انقدر به دلم نشست‬
‫که اجازه خواستم یه تیکه کوتاه فیلم بگیرم.‬

300
00:24:18.997 --> 00:24:20.748
‫خیلی خوشحالم اومدین.‬

301
00:24:21.249 --> 00:24:25.252
‫زحمت زیادی بود که تشریف آوردین،‬

302
00:24:25.753 --> 00:24:29.256
‫با اینکه می‌دونم حتما اذیت هم شدین.‬

303
00:24:34.761 --> 00:24:37.013
‫- الان وقتمون کمه..‬
‫- بریم؟‬

304
00:24:37.263 --> 00:24:38.764
‫بله، بریم.‬

305
00:24:44.519 --> 00:24:45.320
‫سلام.‬

306
00:24:46.020 --> 00:24:47.271
‫خیلی وقته ندیدمت.‬

307
00:24:49.523 --> 00:24:50.774
‫حالت چطوره؟‬

308
00:24:51.525 --> 00:24:52.526
‫خوبم.‬

309
00:24:52.776 --> 00:24:54.027
‫خوب کردی اومدی.‬

310
00:24:54.277 --> 00:24:58.781
‫همین چند روز پیش داشتیم می‌گفتیم‬
‫یعنی یه روز چوی هوسوک هم میاد؟‬

311
00:24:59.532 --> 00:25:00.783
‫ولی الان اومدی.‬

312
00:25:02.534 --> 00:25:04.035
‫به نظرم یه امتحانی بکن.‬

313
00:25:04.536 --> 00:25:06.287
‫حتی اگه خودت هم زیاد حرف نزنی...‬

314
00:25:06.538 --> 00:25:10.792
‫همین که به بقیه گوش بدی سبک می‌شی.‬
‫برای من که این‌طوریه.‬

315
00:25:13.043 --> 00:25:14.544
‫توی سالن چند تا آشنا پیدا می‌کنی.‬

316
00:25:14.795 --> 00:25:17.297
‫ما اول می‌ریم مدیر مرکز رو ببینیم.‬

317
00:25:17.547 --> 00:25:18.798
‫آها، فهمیدم.‬

318
00:25:20.800 --> 00:25:21.801
‫می‌بینمت.‬

319
00:25:24.553 --> 00:25:25.554
‫من نمی‌تونم.‬

320
00:25:25.804 --> 00:25:30.308
‫- چرا؟‬
‫- ببخشید. شاید دفعه دیگه.‬

321
00:25:34.812 --> 00:25:36.313
‫چی شده؟‬

322
00:25:46.071 --> 00:25:50.575
‫حتما رد شدن از کنار اون کارخونه توی جاده‬
‫خیلی حس سنگینی براتون زنده کرده.‬

323
00:25:54.829 --> 00:25:57.832
‫شده از یه راه دیگه برین‬
‫که فقط چشمتون بهش نیفته؟‬

324
00:26:01.584 --> 00:26:03.085
‫ببخشید.‬

325
00:26:03.086 --> 00:26:06.589
‫قصدم مصاحبه نیست.‬
‫فقط کنجکاو شدم.‬

326
00:26:12.343 --> 00:26:14.094
‫پیاده شو دیگه.‬

327
00:26:22.602 --> 00:26:23.603
‫الان می‌رین؟‬

328
00:26:23.603 --> 00:26:26.105
‫آره، نگران من نباشین. شما به کارتون برسید.‬

329
00:26:26.606 --> 00:26:27.607
‫بیا.‬

330
00:26:36.864 --> 00:26:38.866
‫باز چی شده؟‬

331
00:26:40.617 --> 00:26:42.619
‫چول، بیا دیگه.‬

332
00:26:43.370 --> 00:26:46.372
‫ببین بچه‌های دیگه هم لباس تکواندو پوشیدن.‬

333
00:26:46.372 --> 00:26:47.873
‫دیدی؟ فقط تو نیستی که.‬

334
00:26:48.624 --> 00:26:49.425
‫بیا.‬

335
00:26:55.880 --> 00:26:56.881
‫[روز ورزش دبستان دائه‌یا]‬

336
00:26:57.131 --> 00:26:59.133
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

337
00:26:59.133 --> 00:27:00.384
‫آماده!‬

338
00:27:03.637 --> 00:27:04.438
‫حرکت!‬

339
00:27:04.638 --> 00:27:05.439
‫یک!‬

340
00:27:06.639 --> 00:27:07.440
‫دو!‬

341
00:27:08.641 --> 00:27:09.442
‫سه!‬

342
00:27:10.643 --> 00:27:11.444
‫چهار!‬

343
00:27:13.145 --> 00:27:14.396
‫چوی چول!‬

344
00:27:15.147 --> 00:27:17.649
‫تلاش کن چول! تو می‌تونی!‬

345
00:27:19.650 --> 00:27:22.402
‫اخم‌هاش توی همه.‬
‫از این یونیفرم بدش میاد.‬

346
00:27:22.903 --> 00:27:24.905
‫چرا از این لباس بدش میاد؟‬

347
00:27:24.905 --> 00:27:26.656
‫فکر کنم یه کم ازش خجالت می‌کشه.‬

348
00:27:27.157 --> 00:27:31.411
‫از لباس نو بدش میاد،‬
‫همیشه می‌خواد همون کهنه‌ها رو بپوشه‬

349
00:27:31.661 --> 00:27:33.663
‫ولی از لباس تکواندو کلا متنفره.‬

350
00:27:33.913 --> 00:27:35.664
‫معلوم نیست چرا.‬

351
00:27:38.416 --> 00:27:41.168
‫راستش توی ورزش هم چندان استعدادی نداره...‬

352
00:27:41.419 --> 00:27:44.922
‫با اینکه رفته کلاس سوم،‬
‫ولی هنوز با چرخ کمکی دوچرخه‌سواری می‌کنه.‬

353
00:27:45.172 --> 00:27:47.174
‫برعکس باباش که خیلی ورزشکاره.‬

354
00:27:47.674 --> 00:27:49.676
‫دارین چیکار می‌کنین؟‬

355
00:27:49.926 --> 00:27:51.928
‫از این هم چند تا نما بگیریم.‬

356
00:27:52.178 --> 00:27:53.429
‫خوبه؟‬

357
00:27:56.432 --> 00:27:57.933
‫نه، فیلم نگیرین.‬

358
00:27:58.183 --> 00:27:59.684
‫فیلم نگیرین.‬

359
00:28:02.687 --> 00:28:05.690
‫اگه می‌شه از این چیزها فیلم نگیرین.‬

360
00:28:06.440 --> 00:28:09.693
‫کاملا درکتون می‌کنم، خیالتون راحت باشه.‬

361
00:28:13.196 --> 00:28:14.197
‫به خط!‬

362
00:28:18.200 --> 00:28:20.952
‫وقتی از صنایع سنگین اس‌پی‬
‫باهامون تماس گرفتن،‬

363
00:28:21.203 --> 00:28:23.705
‫حس کردیم بلیط بخت‌آزمایی بردیم.‬

364
00:28:23.955 --> 00:28:26.457
‫بحث استخدام رسمی توی یه شرکت بزرگ بود.‬

365
00:28:26.957 --> 00:28:29.910
‫وقتی فهمید استخدام شده گفت:‬

366
00:28:29.960 --> 00:28:32.462
‫«یکی هم نداریم جلوش پز بدیم.»‬

367
00:28:32.712 --> 00:28:36.215
‫جفت پدر و مادرش‬
‫وقتی جوون بود فوت شدن.‬

368
00:28:36.465 --> 00:28:39.468
‫گوشی تلفن رو برمی‌داشت،‬
‫دوباره می‌ذاشت سر جاش.‬

369
00:28:39.718 --> 00:28:43.671
‫تا کارت پرسنلی رو بهش ندادن،‬
‫باورمون نمی‌شد.‬

370
00:28:43.722 --> 00:28:46.975
‫وقتی این رو دیدم فهمیدم واقعی بوده.‬

371
00:28:47.975 --> 00:28:51.728
‫صرفا یه کارت معمولی‬
‫با اسم و شماره پرسنله‌ها.‬

372
00:28:51.979 --> 00:28:54.481
‫ولی با دیدنش اشکم در اومد.‬

373
00:28:57.233 --> 00:28:59.185
‫[صنایع سنگین اس‌پی]‬
‫[چوی هوسوک]‬

374
00:28:59.235 --> 00:29:00.036
‫کات!‬

375
00:29:01.236 --> 00:29:04.439
‫کارت رو از قصد آورده بودی؟‬

376
00:29:04.489 --> 00:29:06.691
‫گفتم شاید به کارتون بیاد.‬

377
00:29:06.741 --> 00:29:09.744
‫- حس ششم خوبی داری.‬
‫- نه بابا، کاری نکردم.‬

378
00:29:10.995 --> 00:29:14.748
‫شوهرت حاضر نمی‌شه‬
‫باهامون مصاحبه کنه، نه؟‬

379
00:29:15.248 --> 00:29:18.751
‫نه، حتی راضی نبود من با شما مصاحبه کنم.‬

380
00:29:19.001 --> 00:29:20.752
‫خیلی بد مقاومت می‌کنه.‬

381
00:29:21.003 --> 00:29:23.005
‫کاش باهاش مصاحبه کنم.‬

382
00:29:23.505 --> 00:29:27.258
‫خیلی مهمه همچین آدمی‬
‫داستان زندگیش رو تعریف کنه.‬

383
00:29:30.261 --> 00:29:33.264
‫می‌اوک، ممنونت می‌شم کمکم کنی.‬

384
00:30:02.038 --> 00:30:03.739
‫خونه‌مون قشنگه، نه؟‬

385
00:30:03.789 --> 00:30:05.290
‫آره، خیلی خوشگل و دنجه.‬

386
00:30:05.541 --> 00:30:06.742
‫مردم براشون سواله که...‬

387
00:30:06.792 --> 00:30:12.797
‫آیا کارمندهای صنایع سنگین اس‌پی‬
‫درآمد بالایی داشتن یا نه.‬

388
00:30:13.047 --> 00:30:16.300
‫این ته زندگی‌ای بود که تونستیم جور کنیم.‬

389
00:30:17.051 --> 00:30:19.553
‫ای داد بیداد.‬

390
00:30:22.055 --> 00:30:22.856
‫عنکبوت بود.‬

391
00:30:23.056 --> 00:30:25.308
‫چیکار می‌کنی؟‬

392
00:30:26.058 --> 00:30:30.312
‫شوهرم توی روستا بزرگ شده،‬
‫واسه همین اینجور جاها رو دوست داره.‬

393
00:30:30.562 --> 00:30:35.316
‫اول که خونه رو دیدم خیلی مخالف بودم،‬
‫ولی آخرش همین رو خریدیم.‬

394
00:30:35.817 --> 00:30:38.319
‫من آپارتمان ترجیح می‌دادم،‬

395
00:30:38.819 --> 00:30:40.320
‫ولی الان از اینجا خوشم میاد.‬

396
00:30:40.571 --> 00:30:44.324
‫چول هر چقدر بخواد می‌تونه بدو بدو کنه.‬
‫توی آپارتمان که نمی‌شد.‬

397
00:30:45.825 --> 00:30:51.079
‫قدیم‌ها اون گوشه یه دستشویی حیاط بود‬
‫و اینجا یه چاله بزرگ آب جمع می‌شد.‬

398
00:30:51.330 --> 00:30:54.333
‫- پنج شیش بار کامیون خاک آوردیم...‬
‫- نه تا بار بود.‬

399
00:30:55.083 --> 00:30:58.586
‫نه تا کامیون خاک خالی کردیم که پر بشه.‬

400
00:31:01.088 --> 00:31:05.842
‫تک‌تک این درخت‌ها و گل‌ها رو‬
‫خودم از این‌ور و اون‌ور پیدا کردم.‬

401
00:31:06.342 --> 00:31:09.545
‫توری، آزالیای کوهی، همیشه بهار...‬

402
00:31:09.595 --> 00:31:13.098
‫همه جور گیاهی توش پیدا می‌شه.‬

403
00:31:14.349 --> 00:31:17.352
‫خودمون این‌ها رو کاشتیم.‬
‫من هم چول رو روی کولم گرفته بودم.‬

404
00:31:18.102 --> 00:31:19.603
‫یه چند سالی طول کشید.‬

405
00:31:19.854 --> 00:31:22.606
‫همزمان با وقتی که داشتیم‬
‫حیاط رو درست می‌کردیم،‬

406
00:31:23.607 --> 00:31:26.109
‫اعتصاب سراسری شد.‬

407
00:31:30.363 --> 00:31:34.316
‫تشریف بیارین. خونه زندگی خاصی نداریم،‬
‫ولی چیزی هم واسه قایم کردن نداریم.‬

408
00:31:34.366 --> 00:31:35.867
‫چند تا نما بگیر.‬

409
00:31:46.126 --> 00:31:49.629
‫این عکس پدر و مادر شوهرمه.‬

410
00:31:49.879 --> 00:31:53.632
‫اون یکی دیگه هم عکس‬
‫پدربزرگ و مادربزرگ مادری چوله.‬

411
00:31:54.133 --> 00:31:59.087
‫قبل از اینکه بریم کارخونه تحصن،‬
‫جلوی عکس‌هاشون زانو زدیم.‬

412
00:31:59.137 --> 00:32:02.640
‫قسم خوردیم برای کار و زندگیمون بجنگیم.‬

413
00:32:03.641 --> 00:32:05.392
‫این‌ها هم دخترخاله و پسرخاله‌های چول هستن.‬

414
00:32:07.144 --> 00:32:11.147
‫شوهرم با خواهر و برادرهاش قطع ارتباط کرده.‬

415
00:32:11.397 --> 00:32:14.600
‫سر اعتصاب زخم و زیلی شد،‬
‫چند ماه گوشه خونه افتاد.‬

416
00:32:14.650 --> 00:32:16.652
‫ولی زحمت ندادن یه زنگ بهش بزنن.‬

417
00:32:16.902 --> 00:32:18.653
‫خیلی دلش شکست.‬

418
00:32:19.654 --> 00:32:21.606
‫قدیم‌ها یه واحد آپارتمان داشتیم.‬

419
00:32:21.656 --> 00:32:25.910
‫ولی بعدش که خواهر شوهرم طلاق گرفت،‬
‫با دو تا بچه‌هاش اومد ور دل ما.‬

420
00:32:26.160 --> 00:32:29.663
‫چهل میلیون وون بدهی بالا آورد.‬
‫هیچ پولی هم نداشت.‬

421
00:32:30.163 --> 00:32:33.166
‫نشستیم دو دو تا چهار تا کردیم.‬

422
00:32:33.666 --> 00:32:37.169
‫آپارتمان رو فروختیم تا بدهیش رو بدیم.‬

423
00:32:37.920 --> 00:32:39.421
‫اصلا نظر خودم بود.‬

424
00:32:39.922 --> 00:32:43.925
‫خونه رو فروختیم و با باقی پولش‬
‫یه ماشین کارکرده گرفتیم.‬

425
00:32:44.175 --> 00:32:46.177
‫دوباره اجاره‌نشین شدیم.‬

426
00:32:46.677 --> 00:32:50.430
‫دعوایی هم پیش نیومدها،‬
‫ولی از اون زمان دیگه خبری ازشون نشد.‬

427
00:32:51.431 --> 00:32:56.936
‫باز یکی دو بار دیگه اسباب‌کشی کردیم‬
‫تا اینکه سر از اینجا در آوردیم.‬

428
00:33:00.189 --> 00:33:02.891
‫شوهرم خودش این‌ها رو درست کرده.‬

429
00:33:02.941 --> 00:33:04.692
‫دو ماه طول کشید.‬

430
00:33:05.443 --> 00:33:08.195
‫- می‌دونین واسه چی بود؟‬
‫- چی؟‬

431
00:33:08.446 --> 00:33:10.698
‫بشینه با برادرهاش مشروب بخوره.‬

432
00:33:11.448 --> 00:33:12.949
‫آرزوش همین بود.‬

433
00:33:13.200 --> 00:33:14.401
‫گفتین برادرهاش؟‬

434
00:33:14.451 --> 00:33:17.203
‫همکارهای جوان‌تر خط تولیدشون رو می‌گفت.‬

435
00:33:17.453 --> 00:33:19.955
‫همیشه داداش صداشون می‌زد.‬

436
00:33:20.206 --> 00:33:23.709
‫می‌خواست یه کنجی داشته باشن‬
‫تا بشینن و گپ بزنن.‬

437
00:33:24.960 --> 00:33:27.712
‫می‌خواست با برادرهاش...‬

438
00:33:28.213 --> 00:33:29.714
‫چطور بگم...‬

439
00:33:30.464 --> 00:33:32.215
‫کل فکر و ذکرش همین بود.‬

440
00:33:32.466 --> 00:33:36.469
‫می‌خواست بعد از شیفت بیان اینجا.‬
‫جای اینکه برن توی بار و کافه ولخرجی کنن.‬

441
00:33:36.970 --> 00:33:40.223
‫توی هوای گرم و آفتابی‬
‫از جون و دل براش مایه گذاشت.‬

442
00:33:40.723 --> 00:33:44.726
‫روز‌های تعطیل سنگ‌های مرمر رو‬
‫تنهایی برش می‌داد و می‌چید.‬

443
00:33:45.477 --> 00:33:47.228
‫همه رو با دست‌های خودش درست کرد.‬

444
00:33:47.979 --> 00:33:52.483
‫همین که آخرین تیکه رو گذاشت،‬
‫رفت همه رو دعوت کرد.‬

445
00:33:52.733 --> 00:33:54.234
‫گفت: بالاخره تموم شد!‬

446
00:33:54.485 --> 00:33:55.986
‫خب، حالا کی بشینیم؟‬

447
00:33:56.236 --> 00:33:57.737
‫شنبه همین هفته؟‬

448
00:33:57.988 --> 00:33:59.489
‫عالی، پس بچینیم.‬

449
00:33:59.739 --> 00:34:03.993
‫قرار شد بساط کنن که‬
‫یه کباب خوک چرب‌وچیلی بخورن.‬

450
00:34:04.243 --> 00:34:06.995
‫کل بچه‌های خط تولید خودش رو دعوت کرد،‬

451
00:34:07.496 --> 00:34:09.998
‫حتی به چند نفر‬
‫از خط تولید بغلیشون تعارف زد.‬

452
00:34:10.498 --> 00:34:13.501
‫ولی همون موقع اعلام کردن اعتصاب شده.‬

453
00:34:14.001 --> 00:34:17.504
‫بساط کباب‌خوری رو انداخته بودن شنبه،‬
‫اعتصاب هم که از جمعه شروع شد.‬

454
00:34:17.754 --> 00:34:21.507
‫الان هم دیگه نمی‌تونه دعوتشون کنه.‬

455
00:34:22.008 --> 00:34:24.260
‫همکارهاش چی شدن؟‬

456
00:34:24.510 --> 00:34:28.513
‫هنوز توی کارخونه مشغول به کارن.‬

457
00:34:28.764 --> 00:34:30.015
‫به قولی «زنده»ان.‬

458
00:34:30.515 --> 00:34:32.266
‫آها، متوجه شدم.‬

459
00:34:32.767 --> 00:34:35.269
‫ما اون‌هایی که اخراج نشدن رو‬
‫اینطوری خطاب می‌کنیم.‬

460
00:34:35.770 --> 00:34:38.022
‫به اخراجی‌ها می‌گیم «مرده‌ها».‬

461
00:34:38.772 --> 00:34:40.774
‫زنده‌ها، مرده‌ها.‬

462
00:34:41.775 --> 00:34:45.028
‫همه‌چیش رو خودش ساخت.‬
‫ولی قسمت نشد ازش استفاده کنه.‬

463
00:34:46.279 --> 00:34:49.232
‫باز حداقل واسه لباس پهن‌کردن‬
‫و فلفل خشک‌کردن به کار من میاد.‬

464
00:34:49.281 --> 00:34:52.033
‫ملافه‌ها رو هم روش خشک می‌کنم.‬

465
00:34:56.788 --> 00:35:00.791
‫می‌شه بگین چی شد که‬
‫با شوهرتون آشنا شدین؟‬

466
00:35:01.041 --> 00:35:05.044
‫- گفتین شونزده سالتون بود.‬
‫- سال آخر راهنمایی بودم.‬

467
00:35:07.547 --> 00:35:08.798
‫اون سال تابستون...‬

468
00:35:09.048 --> 00:35:15.554
‫یکی از دوست‌هام دعوتم کرده بود‬
‫بریم شب خونه روستایی خاله‌اش بمونیم.‬

469
00:35:15.804 --> 00:35:19.307
‫بهم گفت کسی اونجا نیست.‬

470
00:35:19.557 --> 00:35:24.311
‫گفت یه پسرخاله داره،‬
‫ولی شب‌ها باشگاه می‌خوابه و نمیاد خونه.‬

471
00:35:25.061 --> 00:35:28.064
‫ولی راستش دروغ گفته بود.‬

472
00:35:36.571 --> 00:35:37.372
‫رسیدیم.‬

473
00:35:42.326 --> 00:35:43.327
‫بریم تو.‬

474
00:35:49.832 --> 00:35:50.633
‫چی شد؟‬

475
00:35:51.584 --> 00:35:52.835
‫این‌ها کی بودن؟‬

476
00:35:53.085 --> 00:35:55.087
‫تو که گفتی اینجا پسر نیست!‬

477
00:35:55.587 --> 00:35:57.839
‫هوسوک!‬

478
00:35:59.591 --> 00:36:01.342
‫یه‌چی تنت کن!‬

479
00:36:01.843 --> 00:36:04.095
‫واسه چی تعجب کردی؟‬

480
00:36:04.345 --> 00:36:06.347
‫ندیدی یکی ورزش کنه؟‬

481
00:36:06.597 --> 00:36:08.348
‫زود لباس بپوش!‬

482
00:36:13.603 --> 00:36:14.604
‫خب، درست شد.‬

483
00:36:14.854 --> 00:36:17.106
‫- کی بودن؟‬
‫- پسرخاله‌ام و دوست‌هاش.‬

484
00:36:17.356 --> 00:36:20.309
‫من گفتم به شرطی میام که پسر نباشه.‬

485
00:36:20.358 --> 00:36:22.109
‫- من رفتم خونه.‬
‫- واسه چی؟‬

486
00:36:22.360 --> 00:36:24.612
‫با چی می‌خوای بری؟ اینجا ماشین گیر نمیاد.‬

487
00:36:24.862 --> 00:36:26.864
‫همون دیگه! بیاین، بریم تو.‬

488
00:36:27.114 --> 00:36:28.615
‫چیزی نیست.‬

489
00:36:29.616 --> 00:36:30.417
‫بیاین دیگه.‬

490
00:36:37.373 --> 00:36:39.875
‫هوسوک، این چه کاریه؟‬

491
00:36:50.384 --> 00:36:52.135
‫بالاخره رفتیم توی خونه.‬

492
00:36:52.385 --> 00:36:55.638
‫اومد از ما پذیرایی کنه،‬
‫برامون تخم‌مرغ آب‌پز آورد،‬

493
00:36:55.888 --> 00:36:57.089
‫با نمک دونه‌درشت.‬

494
00:36:57.390 --> 00:37:01.143
‫اولش جا خوردیم.‬
‫گفتم: واو، تخم‌مرغ هم بلده آب‌پز کنه.‬

495
00:37:01.393 --> 00:37:05.647
‫ولی همین که نمک دونه‌درشت آورد،‬
‫کلی دستش انداختیم.‬

496
00:37:05.897 --> 00:37:09.150
‫اون هم نشست با پشت قاشق‬
‫نمک‌ها رو برامون کوبید.‬

497
00:37:10.150 --> 00:37:15.655
‫بعدش هم دسته‌جمعی‬
‫رفتیم توی باغ میوه‌شون گشتیم.‬

498
00:37:40.676 --> 00:37:43.879
‫♪ نمی‌ره تو کَتم، این قضیه عذابه واسم. ♪‬

499
00:37:43.929 --> 00:37:47.382
‫♪ صبحش عاشقی، شبش تنها می‌خوابی بازم. ♪‬

500
00:37:47.432 --> 00:37:50.685
‫♪ بگیری یا نگیری، این حرف‌ها وصله به دردم. ♪‬

501
00:37:50.935 --> 00:37:53.551
‫♪ حس هر کی فرق داره، آدما منحصر به فردن. ♪‬

502
00:37:53.813 --> 00:37:55.455
‫♪ حس آدم فرق داره... ♪‬

503
00:37:55.690 --> 00:37:59.944
‫♪ مگه می‌شه دل بکنه آدم از آفتاب روزش؟ ♪‬

504
00:38:00.195 --> 00:38:05.200
‫♪ مسیر باغ دهکده... ♪‬

505
00:38:05.450 --> 00:38:09.955
‫♪ پر شده از شکوفه اقاقیا. ♪‬

506
00:38:10.706 --> 00:38:12.908
‫♪ گلبرگ‌های سفیدی که... ♪‬

507
00:38:13.709 --> 00:38:15.661
‫♪ مثل دونه‌های برف... ♪‬

508
00:38:16.461 --> 00:38:20.715
‫♪ پر می‌کشن توی هوا. ♪‬

509
00:38:21.467 --> 00:38:26.672
‫♪ عطر گل‌های توی باغ... ♪‬

510
00:38:26.722 --> 00:38:31.227
‫♪ که با نسیمی پخش می‌شه. ♪‬

511
00:38:31.477 --> 00:38:32.478
‫بیا.‬

512
00:38:37.733 --> 00:38:40.986
‫یهو اومد یه سیب کف دستم گذاشت.‬

513
00:38:41.237 --> 00:38:42.989
‫اصلا نرسیده هم بود.‬

514
00:38:43.489 --> 00:38:45.741
‫از اون سیب‌های سبز کال بود.‬

515
00:38:46.743 --> 00:38:50.247
‫انقدر سیبه رو به لباسش کشیده بود‬
‫که قشنگ برق می‌زد.‬

516
00:38:52.749 --> 00:38:55.001
‫ما دخترها توی آلاچیق وسط باغ خوابیدیم.‬

517
00:38:56.253 --> 00:38:59.456
‫نمی‌دونم چرا کله سحر بیدار شدم.‬

518
00:38:59.506 --> 00:39:01.508
‫هنوز آفتاب نزده بود.‬

519
00:39:07.514 --> 00:39:09.266
‫تا چشم‌هام رو باز کردم...‬

520
00:39:09.767 --> 00:39:11.769
‫یاد اون سیبه افتادم.‬

521
00:39:12.519 --> 00:39:14.771
‫خیلی حس عجیبی بود.‬

522
00:39:26.033 --> 00:39:28.235
‫بقیه هنوز خواب بودن.‬

523
00:39:28.286 --> 00:39:30.288
‫خودم تنهایی رفتم بیرون.‬

524
00:39:31.289 --> 00:39:32.290
‫کلا...‬

525
00:39:32.790 --> 00:39:35.042
‫آروم و قرار نداشتم.‬

526
00:39:58.317 --> 00:40:00.569
‫نمی‌دونم چه‌ام شده بود،‬

527
00:40:01.070 --> 00:40:03.072
‫ولی یه حس عجیبی بود.‬

528
00:40:04.573 --> 00:40:07.076
‫انگار یه آدم دیگه شده بودم.‬

529
00:40:08.327 --> 00:40:09.578
‫انگار دنیام...‬

530
00:40:10.329 --> 00:40:13.833
‫با دنیایی که تا اون روز‬
‫توش زندگی کرده بودم، فرق داشت.‬

531
00:40:15.334 --> 00:40:19.588
‫ولی خیلی حس قشنگی بود.‬

532
00:40:21.090 --> 00:40:23.092
‫یه خوشحالی زیرپوستی داشتم.‬

533
00:40:24.594 --> 00:40:26.346
‫واسه اولین بار گفتم...‬

534
00:40:27.096 --> 00:40:30.349
‫«آخ که چقدر همه‌چی قشنگه.»‬

535
00:40:33.353 --> 00:40:37.107
‫گل‌های وحشی شبنم‌زده توی آفتاب...‬

536
00:40:41.361 --> 00:40:43.613
‫دنیا بی‌نهایت قشنگ بود.‬

537
00:40:50.621 --> 00:40:52.623
‫ببخشید.‬

538
00:40:52.873 --> 00:40:55.376
‫باز دارم آبروریزی می‌کنم.‬

539
00:40:56.627 --> 00:41:00.131
‫نه، اینطوری نگو.‬
‫اتفاقا خیلی خوب بود.‬

540
00:41:00.719 --> 00:41:02.185
‫من مو به تنم سیخ شد.‬

541
00:41:02.883 --> 00:41:04.885
‫دقیقا دنبال همین بودم.‬

542
00:41:09.891 --> 00:41:12.143
‫- مرسی.‬
‫- ما دیگه بریم.‬

543
00:41:14.395 --> 00:41:16.397
‫تو راهی؟‬

544
00:41:16.898 --> 00:41:18.650
‫بچه‌ها رو فرستادم خونه.‬

545
00:41:19.150 --> 00:41:21.402
‫سانگ‌وو، یه خواهشی ازت دارم.‬

546
00:41:21.903 --> 00:41:26.157
‫دلم می‌خواد یه شب‬
‫با این خانواده شام بخوریم.‬

547
00:41:26.908 --> 00:41:28.410
‫تو هم باشی.‬

548
00:41:29.161 --> 00:41:29.962
‫تو رو خدا.‬

549
00:41:30.662 --> 00:41:33.415
‫بیا اینجا، باشه؟‬

550
00:41:35.417 --> 00:41:38.670
‫اگه مهم نبود که بهت نمی‌گفتم.‬

551
00:41:38.921 --> 00:41:41.173
‫واقعا می‌خوام در حقشون یه کاری کنم.‬

552
00:41:41.674 --> 00:41:42.925
‫میای دیگه، نه؟‬

553
00:41:45.678 --> 00:41:48.231
‫مرسی سانگ‌وو! عاشقتم.‬

554
00:41:49.432 --> 00:41:52.685
‫عه‌وا. ندیدم اینجایی.‬

555
00:42:04.447 --> 00:42:09.452
‫می‌اوک جان، میاید بریم بیرون شام بخوریم؟‬

556
00:42:10.954 --> 00:42:13.457
‫شوهرم داره میاد دنبالم.‬

557
00:42:13.957 --> 00:42:18.462
‫خیلی دلش می‌خواد شما و چول رو‬
‫شام دعوت کنه بیرون.‬

558
00:42:18.712 --> 00:42:20.714
‫واقعا خوشحال می‌شه.‬

559
00:42:43.487 --> 00:42:45.239
‫سلام عرض شد.‬

560
00:42:46.240 --> 00:42:47.992
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

561
00:42:49.494 --> 00:42:50.495
‫سلام.‬

562
00:42:51.496 --> 00:42:54.749
‫سلام، از دیدنتون خوش‌وقتم.‬

563
00:42:57.001 --> 00:42:58.503
‫- بریم تو.‬
‫- چشم.‬

564
00:43:11.266 --> 00:43:13.518
‫بیا، گرسنه‌ته؟‬

565
00:43:16.021 --> 00:43:17.272
‫گوشت دوست داری؟‬

566
00:43:18.524 --> 00:43:19.775
‫اسمت چیه؟‬

567
00:43:21.276 --> 00:43:23.204
‫اسمم چوی چوله.‬

568
00:43:23.228 --> 00:43:24.434
‫چوی چول؟‬

569
00:43:24.458 --> 00:43:26.367
‫چوی فامیلیته و چول اسمت؟‬

570
00:43:26.367 --> 00:43:28.397
‫چه اسم باحالی.‬

571
00:43:29.285 --> 00:43:35.291
‫بابام قبلا جوشکار بود،‬
‫اسمم رو هم‌معنی «فولاد» گذاشت.‬

572
00:43:35.791 --> 00:43:38.043
‫جدی؟ پس دیگه خفن‌تر هم شد.‬

573
00:43:39.796 --> 00:43:40.797
‫ممنون.‬

574
00:43:43.800 --> 00:43:45.552
‫اون رو که احیانا نمی‌خوری؟‬

575
00:43:45.802 --> 00:43:47.304
‫این یه شبه رو می‌خورم.‬

576
00:43:47.804 --> 00:43:49.055
‫حالا چرا امشب؟‬

577
00:43:49.305 --> 00:43:52.308
‫بهم قول داده فقط خونه مشروب بخوره.‬

578
00:43:52.559 --> 00:43:54.561
‫چرا فقط خونه؟‬

579
00:43:54.811 --> 00:43:57.063
‫هی می‌ره بیرون شر درست می‌کنه.‬

580
00:43:57.314 --> 00:43:59.767
‫- مست می‌کنه، دعوا راه می‌ندازه.‬
‫- این چیزها رو نگو که.‬

581
00:43:59.816 --> 00:44:03.069
‫اتفاقا باید همه‌چی رو تعریف کنیم.‬
‫مگه نه کارگردان لی؟‬

582
00:44:03.320 --> 00:44:04.271
‫دستت درد نکنه.‬

583
00:44:04.571 --> 00:44:05.822
‫به سلامتی همه.‬

584
00:44:08.075 --> 00:44:09.812
‫به سلامتی!‬

585
00:44:09.812 --> 00:44:12.149
‫به سلامتی!‬

586
00:44:14.832 --> 00:44:17.585
‫من نمی‌تونم بخورم.‬

587
00:44:18.085 --> 00:44:20.588
‫چون باید پشت فرمون باشین؟‬

588
00:44:21.088 --> 00:44:24.291
‫نه، به خاطر داروم می‌گم.‬

589
00:44:24.592 --> 00:44:26.094
‫اوپا، مثل تو.‬

590
00:44:26.344 --> 00:44:29.597
‫حالا یه پیکه دیگه. زشته آدم رد کنه.‬

591
00:44:33.601 --> 00:44:34.602
‫معذرت می‌خوام.‬

592
00:44:37.355 --> 00:44:40.108
‫- من به جاش می‌خورم.‬
‫- من هم همینطور.‬

593
00:44:46.114 --> 00:44:47.115
‫به سلامتی.‬

594
00:44:57.376 --> 00:44:58.627
‫خیلی خوشمزه‌ست.‬

595
00:44:59.128 --> 00:45:01.130
‫خیلی خوب کبابش کردین.‬

596
00:45:01.380 --> 00:45:03.883
‫پای منقل دست‌پختم بدک نیست.‬

597
00:45:05.885 --> 00:45:08.638
‫شوهرت شبیه اون آدم معروفه است.‬

598
00:45:08.888 --> 00:45:09.689
‫کدومشون؟‬

599
00:45:10.389 --> 00:45:11.640
‫اسمش چی بود؟‬

600
00:45:12.391 --> 00:45:13.899
‫استیو جابز.‬

601
00:45:13.923 --> 00:45:15.611
‫استیو جابز؟‬

602
00:45:15.895 --> 00:45:17.146
‫شبیه اونه؟‬

603
00:45:18.648 --> 00:45:19.599
‫نه بابا...‬

604
00:45:19.649 --> 00:45:22.352
‫ولی یه ته‌چهره‌ای ازش داره.‬

605
00:45:22.402 --> 00:45:24.404
‫تو می‌دونی خیلی دوستش داشتم دیگه؟‬

606
00:45:24.654 --> 00:45:28.158
‫وقتی خبر فوتش رو توی اخبار خوندم،‬
‫اصلا اشتهام کور شد.‬

607
00:45:28.908 --> 00:45:29.709
‫واقعا؟‬

608
00:45:30.160 --> 00:45:30.961
‫واسه چی؟‬

609
00:45:31.411 --> 00:45:32.662
‫از بس غصه خوردم.‬

610
00:45:34.915 --> 00:45:37.918
‫- ببخشید.‬
‫- نه، واسه خودم هم عجیب بود.‬

611
00:45:38.168 --> 00:45:39.920
‫حالا اونقدر هم غصه نخوردم.‬

612
00:45:40.170 --> 00:45:43.173
‫ولی کلا برام آدم عزیزی بود.‬

613
00:45:43.674 --> 00:45:47.343
‫قیافه‌اش شبیه کسایی بود‬
‫که همه‌چی بلدن و...‬

614
00:45:47.343 --> 00:45:49.663
‫از پس هر مشکلی بر میان.‬

615
00:45:49.930 --> 00:45:51.932
‫انگار آزاد و رها بود.‬

616
00:45:52.933 --> 00:45:56.186
‫البته من توی یه کاری از استیو جابز بهترم.‬

617
00:45:56.687 --> 00:45:58.189
‫که همین کباب‌کردنه.‬

618
00:46:06.948 --> 00:46:07.749
‫خب.‬

619
00:46:08.449 --> 00:46:09.450
‫به یاد استیو جابز!‬

620
00:46:10.952 --> 00:46:12.520
‫به سلامتی!‬

621
00:46:12.544 --> 00:46:14.354
‫- نوش!‬
‫- نوش!‬

622
00:46:20.187 --> 00:46:21.315
‫سانگ‌وو...‬

623
00:46:21.338 --> 00:46:24.572
‫یه روز بریم توی‬
‫حیاطشون کباب درست کنیم.‬

624
00:46:24.596 --> 00:46:27.419
‫حیاطشون یه سکوی مرمر داره.‬

625
00:46:27.469 --> 00:46:29.922
‫حتما یه بساط کبابی راه بندازیم.‬

626
00:46:29.972 --> 00:46:30.973
‫کباب خوک بزنیم.‬

627
00:46:31.473 --> 00:46:32.724
‫چرا که نه؟‬

628
00:46:33.725 --> 00:46:34.976
‫اگه زحمتی نیست‌ها.‬

629
00:46:35.477 --> 00:46:37.729
‫کباب خوک هم خوب می‌زنم.‬

630
00:46:37.980 --> 00:46:41.484
‫اتفاقا تخصص اصلیم گوشت خوکه،‬
‫نه راسته گوساله.‬

631
00:46:42.735 --> 00:46:44.487
‫شما دو تا خیلی خوبین.‬

632
00:46:46.238 --> 00:46:47.239
‫چطور مگه؟‬

633
00:46:47.490 --> 00:46:49.993
‫همدیگه رو به اسم صدا می‌زنین.‬
‫یه‌جی و سانگ‌وو.‬

634
00:46:50.017 --> 00:46:51.243
‫انگار دوستین.‬

635
00:46:55.248 --> 00:46:58.752
‫می‌خوای ما هم دوست بشیم‬
‫و همدیگه رو به اسم صدا کنیم؟‬

636
00:46:59.002 --> 00:47:00.412
‫می‌تونیم؟‬

637
00:47:00.412 --> 00:47:04.191
‫این هم پرسیدن داره؟‬
‫رسمی نباش بابا، دوستیم مثلا.‬

638
00:47:04.257 --> 00:47:08.011
‫باشه، اتفاقا سن و سالمون هم تقریبا یکیه.‬

639
00:47:08.261 --> 00:47:10.013
‫ای جونم، عشق منی سلیطه!‬

640
00:47:11.514 --> 00:47:12.715
‫دیوونه سلیطه.‬

641
00:47:12.766 --> 00:47:13.767
‫تو چند سالته؟‬

642
00:47:14.017 --> 00:47:15.018
‫من بیست و پنج سالمه.‬

643
00:47:15.268 --> 00:47:17.270
‫نه دیگه، جدی بگو.‬

644
00:47:20.774 --> 00:47:21.775
‫چهل و سه سالمه.‬

645
00:47:23.777 --> 00:47:25.279
‫به چی می‌خندی؟‬

646
00:47:25.529 --> 00:47:27.636
‫خودت چندی پاپتی خانم؟‬

647
00:47:27.636 --> 00:47:29.179
‫من چهل و چهار سالمه.‬

648
00:47:30.034 --> 00:47:31.536
‫کیرمون کرد. آبجی بزرگه ما بود.‬

649
00:47:39.293 --> 00:47:40.795
‫- به سلامتی!‬
‫- به سلامتی!‬

650
00:47:42.296 --> 00:47:43.547
‫می‌خواین بمونیم تا راننده بیاد؟‬

651
00:47:43.798 --> 00:47:46.801
‫شما برین. یه ماشین دیگه گرفتیم.‬

652
00:47:47.552 --> 00:47:51.056
‫خداحافظ جناب استیو جابز.‬

653
00:47:54.058 --> 00:47:57.061
‫- بعدا می‌بینمت رفیق.‬
‫- باشه.‬

654
00:47:57.562 --> 00:47:59.064
‫فعلا پاپتی!‬

655
00:48:04.319 --> 00:48:06.571
‫راننده کجاست؟‬

656
00:48:06.822 --> 00:48:08.073
‫یه کم دیگه می‌رسه.‬

657
00:48:08.573 --> 00:48:13.078
‫پس من یواش‌یواش راه میفتم.‬

658
00:48:15.581 --> 00:48:18.334
‫چول! بیا یه کم با مامان پیاده‌روی کن.‬

659
00:48:30.346 --> 00:48:33.049
‫سانگ‌وو، کارم خوب بودها، نه؟‬

660
00:48:33.099 --> 00:48:36.352
‫حرف نداری کارگردان لی. کارت عالیه.‬

661
00:48:39.355 --> 00:48:40.356
‫همین؟‬

662
00:48:40.857 --> 00:48:44.110
‫قشنگ تعریف کن ازم دیگه.‬

663
00:48:46.362 --> 00:48:49.365
‫توی دوره و زمونه‌ای که کسی‬
‫برای کارگر تره خرد نمی‌کنه،‬

664
00:48:49.616 --> 00:48:53.870
‫خیلی کار ارزشمندیه که‬
‫زندگیشون رو مستند می‌کنی.‬

665
00:48:54.371 --> 00:48:57.124
‫خدایا، عین چت جی‌پی‌تی حرف می‌زنی.‬

666
00:48:57.374 --> 00:48:59.126
‫احساس به خرج بده.‬

667
00:49:01.628 --> 00:49:05.632
‫کارگرها و خانواده‌هاشون‬
‫واسه تو صرفا سوژه فیلم نیستن...‬

668
00:49:05.883 --> 00:49:09.387
‫واقعا تلاش می‌کنی باهاشون‬
‫ارتباط بگیری و رفیق بشی.‬

669
00:49:14.141 --> 00:49:15.893
‫مرسی که من رو می‌فهمی.‬

670
00:49:18.396 --> 00:49:21.900
‫راست می‌گی. به نظرم این خیلی مهمه.‬

671
00:49:25.653 --> 00:49:27.405
‫دوستم خیلی باحاله، نه؟‬

672
00:49:28.156 --> 00:49:29.658
‫آره خداییش.‬

673
00:49:31.910 --> 00:49:34.413
‫مشکل اصلیمون سر شوهرش چوی هوسوکه.‬

674
00:49:35.163 --> 00:49:37.415
‫شخصیت اصلیم باید اون باشه.‬

675
00:49:38.416 --> 00:49:40.168
‫واقعا آدم خاصیه.‬

676
00:49:41.419 --> 00:49:44.172
‫چرا فکر می‌کنی خاصه؟‬

677
00:49:47.676 --> 00:49:51.180
‫فکر نکنم توی کل کره‬
‫بتونم یکی رو مثلش پیدا کنم.‬

678
00:49:54.433 --> 00:49:55.434
‫به چی می‌خندی؟‬

679
00:49:59.188 --> 00:50:01.273
‫شاید تهش ببینی‬
‫این هم یکی مثل بقیه بود.‬

680
00:50:01.273 --> 00:50:02.916
‫طبق معمول.‬

681
00:50:03.692 --> 00:50:05.444
‫یه کارگر اخراجی معمولی بود.‬

682
00:50:12.201 --> 00:50:14.954
‫ولی یه غم عجیبی توی چشم‌هاش داره.‬

683
00:50:27.967 --> 00:50:29.719
‫ای، بخشکی شانس.‬

684
00:50:31.721 --> 00:50:33.473
‫ببین کی اینجاست.‬

685
00:50:33.974 --> 00:50:35.476
‫منتظر ماشینی؟‬

686
00:50:36.977 --> 00:50:40.230
‫پشم‌هام، کار خدا رو ببین‌ها.‬

687
00:50:42.983 --> 00:50:44.735
‫خطت رو عوض کردی؟‬

688
00:50:46.236 --> 00:50:48.739
‫دیگه تا جایی که بشه‬
‫می‌خوام از بچه‌های اس‌پی فرار کنم.‬

689
00:50:50.491 --> 00:50:51.742
‫جدی‌ام داداش.‬

690
00:50:52.243 --> 00:50:55.496
‫لاغر شدی‌ها. باشگاه می‌ری؟‬

691
00:50:56.247 --> 00:50:57.248
‫ماشینت کو؟‬

692
00:50:57.498 --> 00:50:59.750
‫ماشینم؟ اونه.‬

693
00:51:07.508 --> 00:51:08.759
‫داداش، من شرمنده‌اتم.‬

694
00:51:09.510 --> 00:51:11.012
‫مگه چی شده؟‬

695
00:51:12.514 --> 00:51:14.016
‫یه ماشین دیگه بگیر.‬

696
00:51:17.268 --> 00:51:19.321
‫هوی، جونگ‌ده!‬

697
00:51:22.274 --> 00:51:23.525
‫هوی!‬

698
00:51:26.528 --> 00:51:28.230
‫دیوث...‬

699
00:51:28.280 --> 00:51:32.034
‫♪ اون موقع‌ها که پیشم بودی... ♪‬

700
00:51:32.284 --> 00:51:35.037
‫♪ کشته‌مرده نگاهت بودم. ♪‬

701
00:51:35.287 --> 00:51:38.240
‫آخ کسکش. دردم گرفت!‬

702
00:51:38.290 --> 00:51:41.243
‫♪ چشم‌هام دیروز گریون بود، ♪‬

703
00:51:41.293 --> 00:51:43.545
‫♪ امروز ولی تو پیشمی. ♪‬

704
00:51:43.796 --> 00:51:47.300
‫♪ فردا رو خوشحال پا می‌شم. ♪‬

705
00:51:47.550 --> 00:51:52.555
‫♪ چشم من به خوشگلیت ♪‬
‫♪ و تیپ و تیریپ تو نبود. ♪‬

706
00:51:53.055 --> 00:51:57.810
‫♪ اون مهر و محبتت رو می‌خواستم... ♪‬

707
00:51:58.061 --> 00:52:02.315
‫♪ تا شاید بتونم قید... ♪‬

708
00:52:02.565 --> 00:52:06.569
‫♪ روزهای رفته رو بزنم. ♪‬

709
00:52:06.820 --> 00:52:13.076
‫♪ بدون تو رمق ندارم این زندگی رو سپری کنم. ♪‬

710
00:52:13.827 --> 00:52:17.831
‫♪ فقط عشق رو می‌فهمم. ♪‬

711
00:52:20.584 --> 00:52:21.835
‫بریم!‬

712
00:52:26.090 --> 00:52:27.592
‫راننده نیومد؟‬

713
00:52:27.841 --> 00:52:28.842
‫سوار شو.‬

714
00:52:29.343 --> 00:52:31.595
‫نه خیر، نمی‌شم.‬

715
00:52:32.346 --> 00:52:33.597
‫تو هم سوار نمی‌شی.‬

716
00:52:34.098 --> 00:52:35.600
‫چه گیری کردیم.‬

717
00:52:36.600 --> 00:52:37.601
‫بریم.‬

718
00:52:45.860 --> 00:52:47.111
‫می‌گم سوار شو!‬

719
00:53:12.638 --> 00:53:15.391
‫در آخر اینکه محیط کار رو تمیز نگه دارین.‬

720
00:53:16.392 --> 00:53:19.395
‫ایمنی از نظافت شروع می‌شه، متوجه شدین؟‬

721
00:53:19.541 --> 00:53:20.872
‫- بله.‬
‫- بله.‬

722
00:53:20.896 --> 00:53:23.899
‫خب، حالا شعارهای ایمنی رو سر می‌دیم.‬

723
00:53:25.401 --> 00:53:29.155
‫امروز همکار جدیدمون،‬
‫آقای چوی هو‌سوک جلودار ما می‌شن.‬

724
00:53:31.157 --> 00:53:32.158
‫برو تو کارش!‬

725
00:53:38.414 --> 00:53:39.916
‫از روی همین بخون.‬

726
00:53:43.419 --> 00:53:44.220
‫«اقدامات...»‬

727
00:53:45.672 --> 00:53:47.424
‫«اقدامات ایمنی!»‬

728
00:53:48.675 --> 00:53:49.926
‫بلندتر بگو!‬

729
00:53:51.177 --> 00:53:54.931
‫«اول ایمنی، بعد کار!»‬

730
00:53:55.182 --> 00:53:57.434
‫آره، آره، آره!‬

731
00:53:57.934 --> 00:53:59.111
‫«محیط کار...»‬

732
00:53:59.111 --> 00:54:01.904
‫«محیط کار ایمن، حق ماست!»‬

733
00:54:01.905 --> 00:54:04.032
‫آره، آره، آره!‬

734
00:54:04.441 --> 00:54:06.193
‫«ایمنی اولویت روزمره ماست!»‬

735
00:54:06.326 --> 00:54:08.578
‫آره، آره، آره!‬

736
00:54:26.964 --> 00:54:29.667
‫خودت واردی دیگه؟‬
‫قبلا صنایع سنگین کار کردی.‬

737
00:54:29.717 --> 00:54:32.720
‫زاویه دستگاه باید دقیق تنظیم بشه.‬

738
00:54:32.971 --> 00:54:35.474
‫موقع سنگ زدن،‬
‫پخ باید دقیقا ۳۵ درجه باشه.‬

739
00:54:35.724 --> 00:54:37.976
‫تلرانس منفی نمی‌خوایم، حتی یک میلی‌متر.‬

740
00:54:38.226 --> 00:54:39.227
‫متوجه شدی؟‬

741
00:54:40.979 --> 00:54:42.731
‫جوابم رو بده دیگه.‬

742
00:54:42.981 --> 00:54:44.483
‫بله، متوجه شدم.‬

743
00:54:44.983 --> 00:54:46.735
‫اون‌وقت چقدر تلرانس مثبت مجازه؟‬

744
00:54:47.235 --> 00:54:49.487
‫زیر ده میلی‌متر باشه.‬

745
00:54:49.988 --> 00:54:52.491
‫اگه بد دربیاری و منفی بشه،‬
‫رسما ضایعات ساختی.‬

746
00:54:52.741 --> 00:54:54.693
‫اون‌وقت ده میلیون وون دود می‌شه.‬

747
00:54:54.717 --> 00:54:57.611
‫پس حواست شیش‌دنگ جمع باشه، گرفتی؟‬

748
00:54:57.635 --> 00:54:58.656
‫گرفتم.‬

749
00:55:39.039 --> 00:55:40.040
‫سلام.‬

750
00:55:40.290 --> 00:55:41.091
‫سوار شید.‬

751
00:56:05.066 --> 00:56:08.820
‫خانم کارگردان درگیر تدارکات صحنه بود،‬
‫به من گفت بیام دنبالتون.‬

752
00:56:09.070 --> 00:56:11.823
‫فهمیدم، لابد همیشه انقدر هواش رو دارین.‬

753
00:56:12.073 --> 00:56:13.324
‫فیلم مستقله دیگه.‬

754
00:56:13.575 --> 00:56:16.828
‫آدم کم دارن، باید هر کاری‬
‫از دستم بر میاد، انجام بدم.‬

755
00:56:17.078 --> 00:56:19.581
‫فیلم مستقل یعنی مستقل از چیه؟‬

756
00:56:21.833 --> 00:56:23.835
‫فیلم مستقل از سرمایه است.‬

757
00:56:25.587 --> 00:56:28.590
‫عملا می‌شه گفت فیلمی که‬
‫بدون پول ساخته می‌شه.‬

758
00:56:46.108 --> 00:56:48.110
‫شما از دستم دلخور که نیستین، نه؟‬

759
00:56:49.362 --> 00:56:51.364
‫نه، چطور مگه؟‬

760
00:56:52.865 --> 00:56:55.618
‫همینطوری حس کردم.‬

761
00:56:56.369 --> 00:56:57.370
‫اصلا.‬

762
00:56:59.122 --> 00:57:00.624
‫خوشحالم کنارتونم.‬

763
00:57:26.400 --> 00:57:28.652
‫[کمیته کارگران اخراجی صنایع سنگین اس‌پی]‬

764
00:57:48.172 --> 00:57:49.674
‫بفرمایید داخل.‬

765
00:57:51.176 --> 00:57:55.931
‫مشکلات از وقتی شروع شد که‬
‫پای صندوق‌های سرمایه‌گذاری خصوصی باز شد.‬

766
00:57:56.681 --> 00:57:58.433
‫اون‌ها اصلا براشون‬
‫خود صنعت مهم نیست.‬

767
00:57:58.683 --> 00:58:02.187
‫یا حتی کارگرهایی که زندگیشون رو‬
‫پای این کارخونه گذاشتن.‬

768
00:58:02.938 --> 00:58:07.943
‫تنها چیزی که براشون‬
‫مهمه اعداد و ارقام سودهای کوتاه‌مدته.‬

769
00:58:08.193 --> 00:58:11.097
‫اس‌پی رو خریدن تا با تعدیل نیرو و...‬

770
00:58:11.196 --> 00:58:14.365
‫ساختاربندی جدید، بفروشن بره.‬

771
00:58:15.951 --> 00:58:20.456
‫اگه هدفشون فروش بود،‬
‫چرا تعدیل نیرو کردن؟‬

772
00:58:20.706 --> 00:58:22.658
‫چون مشتری بهتر پیدا می‌شه.‬

773
00:58:22.708 --> 00:58:24.710
‫وقتی کارگرها رو بیرون بریزن،‬

774
00:58:24.960 --> 00:58:27.963
‫خریدار فکر می‌کنه‬
‫هزینه‌های بعدش خیلی کمتره.‬

775
00:58:30.466 --> 00:58:31.267
‫کات.‬

776
00:58:33.720 --> 00:58:35.972
‫خسته نباشید جناب رئیس.‬

777
00:58:36.973 --> 00:58:39.476
‫- سخت بودها.‬
‫- ولی واقعا خوب بودین.‬

778
00:58:44.230 --> 00:58:47.233
‫چرا خانم کارگردان امروز‬
‫انقدر شیک و پیک کرده؟‬

779
00:58:47.734 --> 00:58:49.686
‫همیشه خوش‌پوشه.‬

780
00:58:49.736 --> 00:58:51.488
‫خیلی خوش‌سلیقه‌ست.‬

781
00:58:51.738 --> 00:58:54.241
‫البته خوش‌پوشی هم خرج داره.‬

782
00:59:10.508 --> 00:59:13.761
‫وقتی اعتصاب شروع شد،‬
‫من شک به دلم راه ندادم.‬

783
00:59:14.011 --> 00:59:16.514
‫چون ما اون زمان امید داشتیم.‬

784
00:59:17.014 --> 00:59:19.967
‫من با دل پر از امید رفتم اونجا.‬

785
00:59:20.017 --> 00:59:21.268
‫سلام!‬

786
00:59:30.024 --> 00:59:31.756
‫بفرمایید!‬

787
00:59:31.780 --> 00:59:33.587
‫خوش اومدین!‬

788
00:59:33.611 --> 00:59:35.029
‫تشریف بیارین!‬

789
00:59:35.533 --> 00:59:36.549
‫خواهش می‌کنم!‬

790
00:59:36.573 --> 00:59:37.865
‫خوش اومدین.‬

791
00:59:38.286 --> 00:59:39.287
‫اتحاد!‬

792
00:59:42.290 --> 00:59:43.264
‫قدم‌رنجه فرمودین!‬

793
00:59:43.288 --> 00:59:44.455
‫خوش اومدین!‬

794
00:59:46.295 --> 00:59:50.800
‫«اگه تا آخر خط بمانیم، پیروزیم!»‬
‫«ماییم که پیروز می‌شیم.»‬

795
00:59:51.550 --> 00:59:53.552
‫مطمئن بودم می‌بریم.‬

796
00:59:55.304 --> 00:59:56.305
‫که واقعا...‬

797
01:00:00.309 --> 01:00:01.110
‫در آخر...‬

798
01:00:02.561 --> 01:00:04.063
‫ما پیروز می‌شیم.‬

799
01:00:05.064 --> 01:00:07.316
‫از کجا انقدر مطمئن بودین؟‬

800
01:00:07.566 --> 01:00:09.068
‫چون حق با ما بود.‬

801
01:00:09.569 --> 01:00:12.072
‫ما فقط کارمون رو کردیم، تقصیر شرکت بود.‬

802
01:00:12.321 --> 01:00:13.522
‫واسه همین باید می‌بردیم.‬

803
01:00:13.573 --> 01:00:15.075
‫به این باور داشتم.‬

804
01:00:16.326 --> 01:00:20.831
‫می‌شه از حس و حال‬
‫روز‌های اول اعتصاب بیشتر بگین؟‬

805
01:00:21.581 --> 01:00:22.832
‫اون روز غروب...‬

806
01:00:23.083 --> 01:00:26.086
‫فکر کنم ساعت هفت شده بود،‬
‫چون هوا تاریک می‌شد.‬

807
01:00:27.337 --> 01:00:29.089
‫بارون خیلی نم‌نم می‌اومد.‬

808
01:00:29.339 --> 01:00:32.843
‫شبیه صحنه‌ای بود که از قبل نوشته باشن.‬

809
01:00:33.343 --> 01:00:37.597
‫تقریبا یه چیزی‬
‫در حد باریدن و نباریدن بود.‬

810
01:00:38.098 --> 01:00:40.350
‫همه به در اصلی چشم دوخته بودیم.‬

811
01:00:40.601 --> 01:00:45.306
‫اگرچه ما می‌گفتیم‬
‫کارگرهای غیراخراجی ملحق نمی‌شن.‬

812
01:00:45.356 --> 01:00:47.108
‫ولی ته دلمون منتظر بودیم.‬

813
01:00:47.608 --> 01:00:51.112
‫توی کل عمرم از دیدن کسی‬
‫اونقدر ذوق نکرده بودم.‬

814
01:00:54.115 --> 01:00:56.568
‫بچه‌های اتحادیه با کوله‌پشتی اومدن.‬

815
01:00:56.617 --> 01:00:58.912
‫وسایل پخت‌وپز آورده بودن.‬

816
01:00:58.936 --> 01:01:00.597
‫چون تحصن شبانه‌روزی بود.‬

817
01:01:00.621 --> 01:01:03.824
‫یکی‌یکی از در اصلی کارخونه اومدن.‬

818
01:01:03.875 --> 01:01:05.126
‫خوش اومدین!‬

819
01:01:06.878 --> 01:01:08.630
‫- سلام.‬
‫- تشریف بیارین.‬

820
01:01:10.131 --> 01:01:14.886
‫از توی چادرها که نگاه می‌کردیم،‬
‫خیلی حس غریبی داشت.‬

821
01:01:15.637 --> 01:01:19.891
‫اول یکیشون اومد، بعد یکی دیگه...‬

822
01:01:20.392 --> 01:01:23.395
‫بعضی‌ها اخراجی بودن‬
‫و بعضی‌ها هنوز توی خط تولید بودن.‬

823
01:01:23.895 --> 01:01:26.147
‫خیلی از دیدن کارگرهای‬
‫غیراخراجی خوشحال شدیم.‬

824
01:01:26.648 --> 01:01:30.152
‫هر یه نفری که می‌اومد،‬
‫دلمون پر از شادی و شکرگزاری می‌شد.‬

825
01:01:30.903 --> 01:01:32.655
‫اعتصاب اینطوری شروع شد.‬

826
01:01:33.655 --> 01:01:39.661
‫[لطفا کار باباهای ما رو پس بدین!]‬

827
01:01:48.421 --> 01:01:51.674
‫حس و حال خوبی داشت.‬
‫شبیه فستیوال بود.‬

828
01:02:03.687 --> 01:02:07.691
‫دیشب دخترم ازم پرسید...‬

829
01:02:08.441 --> 01:02:09.943
‫وای، این ویدیو...‬

830
01:02:10.193 --> 01:02:14.948
‫فرداش خانواده‌ها جمع شدن‬
‫و هر کدوم نوبتی چند کلمه‌ای حرف زدن.‬

831
01:02:15.198 --> 01:02:17.951
‫«مامان، کی می‌ریم خونه؟»‬

832
01:02:18.452 --> 01:02:22.456
‫اگه شرایط عادی بود بهش دروغ می‌گفتم.‬

833
01:02:23.207 --> 01:02:24.709
‫ولی دلم نیومد.‬

834
01:02:25.709 --> 01:02:31.215
‫ما باید ببریم تا بتونم‬
‫دست دخترم رو بگیرم و برگردم خونه.‬

835
01:02:31.715 --> 01:02:32.716
‫خیلی ممنونم.‬

836
01:02:32.967 --> 01:02:34.969
‫ما زن‌ها بار اولمون بود که اعتصاب می‌کردیم.‬

837
01:02:35.219 --> 01:02:38.172
‫واسه همین لازم بود‬
‫که با هم حرف بزنیم و درد دل کنیم.‬

838
01:02:38.222 --> 01:02:39.473
‫منم‌ها.‬

839
01:02:39.724 --> 01:02:42.227
‫نمی‌شه این بخش رو رد کنین؟‬

840
01:02:42.477 --> 01:02:44.479
‫آخه خجالت می‌کشم.‬

841
01:02:47.232 --> 01:02:50.986
‫من هم دیشب تا صبح بیدار بودم.‬

842
01:02:53.738 --> 01:02:55.990
‫بار اولم بود که شب نمی‌خوابیدم.‬

843
01:02:57.993 --> 01:03:03.749
‫با اون بارونی که می‌اومد،‬
‫دلم بیشتر گرفت.‬

844
01:03:06.001 --> 01:03:07.703
‫من می‌خوام اخراج‌ها لغو بشن.‬

845
01:03:07.753 --> 01:03:13.058
‫تا زودتر با بابای پسرم برگردم خونه.‬

846
01:03:13.759 --> 01:03:16.229
‫ازتون خواهش می‌کنم.‬

847
01:03:16.253 --> 01:03:18.287
‫تو رو خدا به ما کمک کنین.‬

848
01:03:19.515 --> 01:03:24.020
‫اگه اینجا کوتاه بیایم،‬
‫مطمئنم از حرص و ناراحتی...‬

849
01:03:25.521 --> 01:03:27.773
‫دیگه خواب به چشمم نمیاد.‬

850
01:03:29.275 --> 01:03:32.028
‫ببخشید. از همه ممنونم.‬

851
01:03:34.530 --> 01:03:42.738
‫[لغو فوری اخراج‌ها!]‬

852
01:03:42.789 --> 01:03:46.993
‫[پلاکارد:] ما هم حق زندگی داریم!‬

853
01:03:47.294 --> 01:03:51.298
‫- امنیت شغلی، حق کارگران!‬
‫- امنیت شغلی، حق کارگران!‬

854
01:03:53.550 --> 01:03:54.801
‫این‌ها چیه؟‬

855
01:03:55.052 --> 01:03:57.304
‫از هلیکوپتر اعلامیه می‌ریزن.‬

856
01:03:57.554 --> 01:03:59.806
‫شرکت می‌خواد روحیه‌مون رو بشکنه.‬

857
01:04:01.809 --> 01:04:03.811
‫همه‌چی از همین‌جا شروع شد.‬

858
01:04:05.062 --> 01:04:07.064
‫انگار داره برف میاد!‬

859
01:04:07.314 --> 01:04:08.565
‫چرا اون طرف می‌ریزن؟‬

860
01:04:13.821 --> 01:04:15.323
‫دارن میان سمت ما.‬

861
01:04:25.083 --> 01:04:27.586
‫نوشتن اگه شرکت ورشکست بشه،‬

862
01:04:28.586 --> 01:04:30.588
‫قراره گردن ما بیفته.‬

863
01:04:31.089 --> 01:04:33.842
‫- عجب رویی دارن!‬
‫- پاره کنین!‬

864
01:04:36.845 --> 01:04:39.398
‫گم‌شید حرومزاده‌ها!‬

865
01:04:50.359 --> 01:04:53.612
‫ولی یه کم که گذشت،‬
‫تحملش واسه بچه‌ها سخت شد.‬

866
01:04:58.117 --> 01:05:01.871
‫من کارم سرگرم‌کردن بچه‌هایی بود‬
‫که مدرسه نمی‌رفتن.‬

867
01:05:04.373 --> 01:05:07.626
‫مثل مربی مهدکودک‬
‫بهشون شعر و آواز یاد می‌دادم.‬

868
01:05:10.880 --> 01:05:16.636
‫♪ عطر گل‌های توی باغ... ♪‬

869
01:05:16.886 --> 01:05:21.891
‫♪ که با نسیمی پخش می‌شه. ♪‬

870
01:05:24.144 --> 01:05:28.098
‫آبجی، دلم می‌خواد از‬
‫چیز‌های دیگه‌ای هم فیلم بگیرم.‬

871
01:05:28.148 --> 01:05:29.981
‫نه فقط مصاحبه، خود زندگیت.‬

872
01:05:29.981 --> 01:05:31.623
‫زندگی من که معمولیه.‬

873
01:05:31.651 --> 01:05:34.904
‫من هم دنبال همونم.‬
‫مثل کار کردنت توی کارگاه.‬

874
01:05:35.405 --> 01:05:38.608
‫صاحب‌کارم اجازه نمی‌ده.‬
‫خیلی آدم گیریه.‬

875
01:05:38.659 --> 01:05:42.163
‫اون رو من راضی می‌کنم.‬
‫این کارها رو بلدم.‬

876
01:05:48.669 --> 01:05:50.421
‫با شوهرت صحبت کردی؟‬

877
01:05:51.172 --> 01:05:53.925
‫هنوز نه. باید بیشتر بگذره.‬

878
01:05:54.425 --> 01:05:57.178
‫حتی زیر بار تراپی هم نمی‌ره،‬
‫چه برسه به مصاحبه.‬

879
01:05:58.930 --> 01:06:00.432
‫یه چیزی ازت بپرسم؟‬

880
01:06:00.681 --> 01:06:02.433
‫آره، هرچی می‌خوای بپرس.‬

881
01:06:04.936 --> 01:06:06.938
‫این لباست رو چند گرفتی؟‬

882
01:06:08.439 --> 01:06:10.191
‫- سوالت این بود؟‬
‫- آره.‬

883
01:06:10.942 --> 01:06:13.445
‫دیده بودم خیلی بهت میاد.‬

884
01:06:13.945 --> 01:06:16.698
‫یهو کنجکاو قیمتش چقدره.‬

885
01:06:16.948 --> 01:06:18.728
‫ارزون خریدم، توی حراجی بود.‬

886
01:06:18.728 --> 01:06:20.351
‫خب مثلا چند؟‬

887
01:06:22.704 --> 01:06:25.207
‫نپرس، اگه بگم دلت می‌سوزه.‬

888
01:06:25.958 --> 01:06:27.209
‫باشه.‬

889
01:06:30.712 --> 01:06:32.214
‫یه چیزی رو رک بگم؟‬

890
01:06:32.715 --> 01:06:33.716
‫بگو.‬

891
01:06:34.717 --> 01:06:36.969
‫این لباس اینجا زیادی تو چشمه.‬

892
01:06:37.970 --> 01:06:40.473
‫آخه داری از کارگرهای اخراجی فیلم می‌گیری.‬

893
01:06:41.974 --> 01:06:45.728
‫نمی‌دونم، به نظرم زیادی توی چشمه.‬
‫که اصلا خوب نیست.‬

894
01:06:46.979 --> 01:06:49.982
‫نصیحت نمی‌کنم‌ها، صرفا نظرم رو گفتم.‬

895
01:07:29.273 --> 01:07:33.527
‫خانم کارگردان، چرا که از بین این‌همه موضوع‬
‫مستند کارگرها رو ساختی؟‬

896
01:07:34.278 --> 01:07:36.530
‫قبلا گفتم دیگه، نگفتم؟‬

897
01:07:36.781 --> 01:07:40.034
‫چرا، ولی از اون جواب‌های کلیشه‌ای‬
‫مثل «اهمیت کار و کارگر» نمی‌خوام.‬

898
01:07:40.284 --> 01:07:42.036
‫دلیل شخصی‌ای پشتش نبود؟‬

899
01:07:42.286 --> 01:07:46.791
‫راستش، بهتون نمیاد نشست و برخاستی‬
‫با قشر کارگر داشته باشین.‬

900
01:07:49.794 --> 01:07:53.798
‫فکر کنم پارسال بود.‬
‫با شوهرم رفته بودم قطر.‬

901
01:07:54.549 --> 01:07:57.802
‫توی هتلی که موندیم،‬

902
01:07:58.053 --> 01:08:01.807
‫باورم نمی‌شد وسط بیابون‬
‫همچین بهشت مصنوعی بزرگی ساخته باشن.‬

903
01:08:02.808 --> 01:08:04.560
‫اون موقع شوهرم بهم گفت...‬

904
01:08:05.060 --> 01:08:08.063
‫«این بهشت خودبه‌خود که نمی‌چرخه.»‬

905
01:08:08.564 --> 01:08:11.817
‫«یه نیروی کار عظیمی داره‬
‫این شهر مصنوعی رو سر پا نگه می‌داره.»‬

906
01:08:12.317 --> 01:08:14.820
‫«صرفا اون کارگرها به چشم ما نمیان.»‬

907
01:08:15.321 --> 01:08:17.323
‫حرفش برام شوکه‌کننده بود.‬

908
01:08:19.325 --> 01:08:21.828
‫کارگرهای اونجا اهل خود قطر نیستن،‬

909
01:08:22.078 --> 01:08:26.833
‫از هند، سری‌لانکا، فیلیپین و اتیوپی میان.‬

910
01:08:27.333 --> 01:08:31.337
‫مثل آدم‌های دنیای زیرزمین‬
‫نباید جلوی چشم بیان.‬

911
01:08:31.838 --> 01:08:33.840
‫چون دیدنشون بقیه رو معذب می‌کنه.‬

912
01:08:34.591 --> 01:08:40.547
‫انگار تابو حساب می‌شه آدم‌ها بفهمن‬
‫رفاهشون حاصل عرق کار بقیه است.‬

913
01:08:40.597 --> 01:08:42.681
‫یادته اون روز بهم چی گفتی؟‬

914
01:08:42.803 --> 01:08:44.050
‫چی گفتم؟‬

915
01:08:45.101 --> 01:08:48.104
‫«به زودی طبقه کارگر کلا ناپدید می‌شه.»‬

916
01:08:49.106 --> 01:08:50.858
‫این حرف خیلی روم تاثیر گذاشت.‬

917
01:08:51.858 --> 01:08:55.362
‫یهو به طرز عجیبی، یاد یه فیل افتادم.‬

918
01:08:55.612 --> 01:08:56.863
‫یاد فیل؟‬

919
01:08:58.115 --> 01:09:01.118
‫بچه بودم اجرای یه شعبده‌بازی رو‬
‫از تلویزیون می‌دیدم.‬

920
01:09:01.368 --> 01:09:06.123
‫جلوی یه فیل پرده کشید‬
‫و وقتی زد کنار، فیله غیب شده بود.‬

921
01:09:06.874 --> 01:09:10.878
‫مگه می‌شه یه حیوون به اون بزرگی‬
‫توی یه چشم‌به‌هم‌زدن غیب بشه؟‬

922
01:09:11.879 --> 01:09:13.881
‫اون موقع بابام بهم گفت:‬

923
01:09:14.131 --> 01:09:17.134
‫«فیله غیب نشده،‬
‫در واقع هنوز همون‌جاست،»‬

924
01:09:17.385 --> 01:09:19.387
‫«فقط شعبده‌باز کاری کرده‬
‫که چشم ما نتونه ببینه.»‬

925
01:09:19.887 --> 01:09:24.342
‫وقتی شنیدم کارگرها دارن ناپدید می‌شن،‬
‫یاد اون فیله افتادم.‬

926
01:09:24.392 --> 01:09:25.894
‫یاد بابام هم افتادم.‬

927
01:09:27.145 --> 01:09:29.898
‫آخه بابام مغازه خشکشویی داشت.‬

928
01:09:30.398 --> 01:09:33.401
‫اون برنامه تلویزیونی رو هم‬
‫توی همون مغازه با هم دیدیم.‬

929
01:09:33.902 --> 01:09:39.157
‫همیشه یه گوشه خشکشویی، لابه‌لای‬
‫کاورهای پلاستیکی، مشق‌هام رو می‌نوشتم.‬

930
01:09:40.409 --> 01:09:45.414
‫با خودم گفتم: «دقیقا عین اون فیله،‬
‫چند نفر مثل بابای من هم دارن محو می‌شن.»‬

931
01:09:45.914 --> 01:09:51.670
‫اون‌موقع بود که تصمیم گرفتم‬
‫درباره قشر کارگر فیلم بسازم.‬

932
01:09:51.920 --> 01:09:55.173
‫ولی پدرت که خودش رو کارگر نمی‌دید.‬

933
01:09:55.674 --> 01:09:57.376
‫صاحب کسب‌وکار مستقل بود.‬

934
01:09:57.426 --> 01:09:59.929
‫از اتحادیه و اعتصاب هم متنفر بود.‬

935
01:10:04.684 --> 01:10:06.186
‫چرا تو جواب دادی؟‬

936
01:10:06.936 --> 01:10:08.888
‫کجایی مامان؟‬

937
01:10:08.938 --> 01:10:10.224
‫مرکز شهرم.‬

938
01:10:10.562 --> 01:10:12.422
‫مرکز شهر چیکار می‌کنی؟‬

939
01:10:12.692 --> 01:10:16.196
‫چیکار کنم مثلا؟‬
‫با بقیه شام خوردیم و منتظر باباتم.‬

940
01:10:16.946 --> 01:10:18.948
‫منتظر بابایی؟‬

941
01:10:19.449 --> 01:10:20.951
‫بابا که نمی‌تونه بیاد.‬

942
01:10:21.451 --> 01:10:22.452
‫واسه چی؟‬

943
01:10:23.453 --> 01:10:24.704
‫خوابیده.‬

944
01:10:24.955 --> 01:10:26.457
‫این مگه...‬

945
01:10:27.958 --> 01:10:29.960
‫باشه، خودم یه جوری میام. خداحافظ.‬

946
01:10:30.711 --> 01:10:33.464
‫این هم که. تنبل شده.‬

947
01:10:34.464 --> 01:10:35.715
‫کی؟‬

948
01:10:36.967 --> 01:10:40.421
‫شوهرم. قرار بود بیاد دنبالم،‬
‫ولی گرفته خونه خوابیده.‬

949
01:10:40.471 --> 01:10:41.973
‫باید تاکسی بگیرم.‬

950
01:10:43.474 --> 01:10:44.475
‫سیگار می‌کشین؟‬

951
01:10:45.226 --> 01:10:49.981
‫اهلش نبودم‌ها، ولی سر این کار‬
‫دارم پشت هم سیگار می‌کشم. مرسی.‬

952
01:10:50.481 --> 01:10:51.732
‫دستت درد نکنه.‬

953
01:10:58.239 --> 01:11:00.742
‫شوهر خانم کارگردان چیکاره است؟‬

954
01:11:01.492 --> 01:11:06.747
‫توی حوزه خودش آدم سرشناسیه.‬
‫از هنر و فرهنگ خیلی حمایت می‌کنه.‬

955
01:11:07.749 --> 01:11:09.501
‫لابد خیلی مایه‌داره.‬

956
01:11:10.001 --> 01:11:13.254
‫یه شرکت بزرگ از پدربزرگش بهش رسیده،‬

957
01:11:13.505 --> 01:11:16.258
‫ولی مدیریتش رو به مدیرعامل حرفه‌ای داده،‬

958
01:11:16.508 --> 01:11:18.010
‫خودش هم رو کشید کنار.‬

959
01:11:18.260 --> 01:11:19.762
‫توی اخبار هم گفتن.‬

960
01:11:20.262 --> 01:11:23.265
‫توی صندوق‌های سرمایه‌گذاری‬
‫خصوصی هم از کله‌گنده‌هاست.‬

961
01:11:23.515 --> 01:11:25.267
‫توی اینترنت که اینطوری می‌گن.‬

962
01:11:26.018 --> 01:11:30.222
‫همچنان کارگردان ما بدون یه قرون‬
‫از پول شوهرش، فیلم می‌سازه.‬

963
01:11:30.272 --> 01:11:33.275
‫تنهایی و با کلی دوندگی،‬
‫بودجه دولتی می‌گیره.‬

964
01:11:34.276 --> 01:11:36.478
‫نمی‌دونم واقعا کار درستیه یا نه.‬

965
01:11:36.529 --> 01:11:38.281
‫بهرحال خودشون پولدارن.‬

966
01:11:38.531 --> 01:11:42.285
‫اون بودجه‌های حمایتی باید برسه‬
‫به کسایی که واقعا بی‌پولن.‬

967
01:11:43.286 --> 01:11:45.288
‫پول شوهر که پول خود آدم نیست.‬

968
01:11:55.798 --> 01:11:57.300
‫ما بریم تو.‬

969
01:12:36.340 --> 01:12:37.842
‫بله خانم کارگردان؟‬

970
01:12:39.844 --> 01:12:41.346
‫الان وقت ناهاره.‬

971
01:12:44.098 --> 01:12:45.600
‫می‌تونین تشریف بیارین.‬

972
01:12:55.110 --> 01:12:56.862
‫اون آقاهه صاحب‌کارمونه.‬

973
01:12:57.112 --> 01:13:01.116
‫خانمش و دخترش هم کنارش نشستن.‬
‫دختره سی و هشت سالشه، هنوز شوهر نکرده.‬

974
01:13:01.366 --> 01:13:02.868
‫هر سه تاشون اومدن.‬

975
01:13:03.619 --> 01:13:06.622
‫اینجا یه شرکت خانوادگیه‬
‫که این سه نفر اداره‌اش می‌کنن.‬

976
01:13:07.623 --> 01:13:12.128
‫صاحب‌کاره بعد از کرونا که‬
‫بازار ماسک خوابید، اعلام ورشکستگی کرد.‬

977
01:13:12.378 --> 01:13:16.632
‫واسه همین خانمش مدیرعامل صوریه‬
‫و دخترش مدیر داخلی شده.‬

978
01:13:16.882 --> 01:13:19.885
‫قبلا بالغ بر ده تا کارگر رسمی داشتن،‬
‫ولی حالا شدیم سه نفر.‬

979
01:13:20.136 --> 01:13:21.588
‫همه هم خانم‌های میانسال.‬

980
01:13:21.637 --> 01:13:24.140
‫تازه من بین این‌ها جوونم.‬

981
01:13:28.394 --> 01:13:30.646
‫الان بهش بگم؟‬

982
01:13:31.648 --> 01:13:32.899
‫خودم باهاش صحبت می‌کنم.‬

983
01:13:40.907 --> 01:13:42.409
‫سلام، قربان.‬

984
01:13:47.164 --> 01:13:49.166
‫وایستا! همون‌جا وایستا!‬

985
01:13:50.417 --> 01:13:53.239
‫چوی هو‌سوک! این لوله بالای یه تنه!‬

986
01:13:53.314 --> 01:13:54.891
‫بخوره بهت رفتی اون دنیا!‬

987
01:13:54.922 --> 01:13:57.925
‫اگه همینطوری وایستی که‬
‫قطعا حادثه پیش میاد!‬

988
01:13:58.175 --> 01:13:59.426
‫مگه تو دوره آموزشی نرفتی؟‬

989
01:14:00.177 --> 01:14:02.930
‫باید مورب وایستی!‬

990
01:14:03.681 --> 01:14:06.934
‫حواست رو جمع کن. گیج بازی درنیار.‬

991
01:14:07.685 --> 01:14:10.688
‫- خب؟‬
‫- باشه.‬

992
01:14:39.968 --> 01:14:40.769
‫کات!‬

993
01:14:41.470 --> 01:14:42.972
‫تموم شد؟ تمومه.‬

994
01:14:43.221 --> 01:14:44.973
‫آبجی، تموم شد!‬

995
01:14:47.226 --> 01:14:48.728
‫صاحب‌کارمون رو چطوری راضی کردین؟‬

996
01:14:48.977 --> 01:14:53.982
‫کاری نداشت که.‬
‫گفتم محصولات شرکتتون رو تبلیغ می‌کنیم.‬

997
01:14:54.233 --> 01:14:55.935
‫فیلمبرداری به این زودی تموم شد؟‬

998
01:14:55.985 --> 01:15:00.490
‫آره، این کارها تکراری و ساده است.‬
‫جذابیت خاصی نداره.‬

999
01:15:00.740 --> 01:15:03.993
‫کاش یه اتفاقی میفتاد‬
‫که ارزش ضبط کردن داشت.‬

1000
01:15:04.243 --> 01:15:05.995
‫مثلا اتفاق جالب؟‬

1001
01:15:07.497 --> 01:15:09.249
‫مثل تاسیس اتحادیه کارگری؟‬

1002
01:15:09.749 --> 01:15:11.000
‫مگه می‌تونی؟‬

1003
01:15:11.250 --> 01:15:14.003
‫راستش خودم از قبل توی فکرش بودم.‬

1004
01:15:15.255 --> 01:15:18.008
‫- چه جالب.‬
‫- جدی می‌گی؟‬

1005
01:15:29.269 --> 01:15:31.271
‫قربان، یه خواهشی ازتون داشتم.‬

1006
01:15:31.521 --> 01:15:32.472
‫چی؟‬

1007
01:15:32.522 --> 01:15:36.526
‫می‌خواستیم توی شرکت‬
‫اتحادیه راه بندازیم، اجازه داریم؟‬

1008
01:15:36.777 --> 01:15:37.728
‫اتحادیه؟‬

1009
01:15:37.778 --> 01:15:42.783
‫توی همچین شرکتی؟ چه اتحادیه‌ای؟‬
‫مگه کلا چند تا کارگریم؟‬

1010
01:15:43.033 --> 01:15:45.786
‫اگه بالای دو نفر باشیم‬
‫می‌تونیم اتحادیه تشکیل بدیم.‬

1011
01:15:46.036 --> 01:15:48.238
‫توی قانون کار نوشته قربان.‬

1012
01:15:48.289 --> 01:15:51.292
‫من این‌همه هواتون رو دارم!‬

1013
01:15:51.542 --> 01:15:55.796
‫همه پیمانکاری کار می‌کنن،‬
‫من شما رو کارگر رسمی کردم.‬

1014
01:15:56.047 --> 01:15:57.298
‫حالا جوابم رو با اتحادیه می‌دین؟‬

1015
01:15:57.548 --> 01:16:00.051
‫به خاطر ما که این کار رو نکردین.‬

1016
01:16:00.551 --> 01:16:04.305
‫اگه ما نبودیم باید کارگر روزمزد می‌اومد‬
‫و روزی ۱۸۰ هزار وون می‌دادین.‬

1017
01:16:04.556 --> 01:16:07.309
‫توی یه ماهش چقدر در می‌اومد؟‬
‫حالا حقوق ما چقدره؟‬

1018
01:16:07.559 --> 01:16:10.812
‫بیاین روراست باشیم،‬
‫نگه داشتن ما براتون به‌صرفه‌تره.‬

1019
01:16:13.315 --> 01:16:14.316
‫خیلی‌خب...‬

1020
01:16:17.569 --> 01:16:19.821
‫اگه اعضای اتحادیه‬
‫به چهار نفر برسه، اجازه می‌دم.‬

1021
01:16:20.322 --> 01:16:21.774
‫این چه حرفیه آخه؟‬

1022
01:16:21.823 --> 01:16:24.826
‫ما کلا سه نفریم، نفر چهارم از کجا بیاریم؟‬

1023
01:16:25.077 --> 01:16:27.329
‫فقط اگه چهار نفر بشین اجازه می‌دم.‬

1024
01:16:27.579 --> 01:16:29.081
‫من هم عضو اتحادیه می‌شم.‬

1025
01:16:30.082 --> 01:16:32.334
‫چی داری می‌گی؟‬
‫تو چرا دخالت می‌کنی؟‬

1026
01:16:32.835 --> 01:16:35.838
‫من هم کارمند این شرکتم،‬
‫حق دارم عضو اتحادیه بشم.‬

1027
01:16:36.338 --> 01:16:37.840
‫با من می‌شن چهار نفر.‬

1028
01:16:38.340 --> 01:16:39.341
‫الان کافیه؟‬

1029
01:16:39.842 --> 01:16:41.594
‫چی داری می‌گی؟‬

1030
01:16:43.846 --> 01:16:44.847
‫خدایا.‬

1031
01:16:45.348 --> 01:16:48.351
‫اصلا انتظار رو نداشتم همچین اتفاقی بیفته.‬

1032
01:16:49.852 --> 01:16:52.605
‫حالا واسه تاسیس اتحادیه باید چیکار کنیم؟‬

1033
01:16:53.606 --> 01:16:55.358
‫باید مجمع عمومی تشکیل بدیم.‬

1034
01:16:57.861 --> 01:17:00.113
‫همین امروز انجام بدیم؟‬

1035
01:17:09.623 --> 01:17:10.874
‫خانم‌ها.‬

1036
01:17:16.130 --> 01:17:20.134
‫این برگه عضویت رو با خودکار پر کنین...‬

1037
01:17:20.384 --> 01:17:21.836
‫گل‌ها رو چرا می‌بری؟ قشنگه که.‬

1038
01:17:21.885 --> 01:17:23.887
‫آره، بذار چیزهای قشنگ باشه.‬

1039
01:17:24.388 --> 01:17:25.639
‫خب، خوشگل شد.‬

1040
01:17:26.640 --> 01:17:29.643
‫خب خانم رئیس،‬
‫شما اساس‌نامه رو بخونین.‬

1041
01:17:30.144 --> 01:17:31.646
‫حتما باید رئیس بخونه؟‬

1042
01:17:31.896 --> 01:17:33.398
‫وظیفه رئیسه.‬

1043
01:17:37.401 --> 01:17:39.603
‫«اهداف اتحادیه کارگری.»‬

1044
01:17:39.654 --> 01:17:43.908
‫«حفظ و بهبود شرایط کاری کارگران،»‬

1045
01:17:44.158 --> 01:17:47.912
‫«و ارتقای جایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان.»‬

1046
01:17:48.413 --> 01:17:49.414
‫عالیه!‬

1047
01:17:50.165 --> 01:17:57.122
‫«اتحادیه یک تشکل جمعی است‬
‫و بر روابط برابر استوار است.»‬

1048
01:17:57.172 --> 01:17:58.624
‫این یعنی چی؟‬

1049
01:17:58.673 --> 01:18:00.175
‫جمله‌اش سنگینه.‬

1050
01:18:00.425 --> 01:18:03.628
‫یعنی همه اعضای اتحادیه برابرن، مگه نه؟‬

1051
01:18:03.679 --> 01:18:07.633
‫من رئیس اتحادیه‌ام، چطوری با شما برابرم؟‬
‫من باید فرق داشته باشم!‬

1052
01:18:07.683 --> 01:18:10.936
‫از این به بعد بهم می‌گین «سرکار رئیس.»‬

1053
01:18:11.437 --> 01:18:13.189
‫«سرکار رئیس» و زهر مار!‬

1054
01:18:23.449 --> 01:18:25.952
‫گوشیش از چند وقت پیش خاموشه.‬

1055
01:18:26.452 --> 01:18:28.454
‫لابد هنوز سر کاره.‬

1056
01:18:28.955 --> 01:18:32.208
‫امروز تولد چوله،‬
‫می‌ترسم یادش رفته باشه.‬

1057
01:18:32.709 --> 01:18:36.963
‫اگه تولد چوله، من هم باهات میام.‬

1058
01:18:37.964 --> 01:18:38.965
‫میای خونه ما؟‬

1059
01:18:39.215 --> 01:18:41.217
‫عوامل رو می‌گم برن که فقط خودم بیام.‬

1060
01:18:41.968 --> 01:18:43.970
‫بیام به چول هم تبریک بگم.‬

1061
01:18:46.223 --> 01:18:47.975
‫- این رو می‌برین؟‬
‫- بله.‬

1062
01:18:52.229 --> 01:18:53.480
‫- این هم کارتتون.‬
‫- ممنون.‬

1063
01:18:53.730 --> 01:18:54.981
‫چند تا شمع بذارم؟‬

1064
01:18:55.232 --> 01:18:56.734
‫ده تا شمع کوچیک بذارین.‬

1065
01:19:01.989 --> 01:19:04.241
‫- بچه‌تون دختره یا پسر؟‬
‫- دختر.‬

1066
01:19:04.742 --> 01:19:06.494
‫پس این یکی رو هم روش بهتون می‌دم.‬

1067
01:19:06.994 --> 01:19:08.746
‫خیلی ممنون.‬

1068
01:19:09.997 --> 01:19:12.500
‫- باز تشریف بیارین.‬
‫- خسته نباشید.‬

1069
01:19:14.252 --> 01:19:15.503
‫الان فاکتورتون رو حساب می‌کنم.‬

1070
01:19:23.011 --> 01:19:24.012
‫بده من.‬

1071
01:19:24.762 --> 01:19:26.514
‫- چه طعمی گرفتی؟‬
‫- شکلاتی.‬

1072
01:19:49.788 --> 01:19:52.291
‫ضبط دوربین خودرو آغاز شد.‬

1073
01:20:00.049 --> 01:20:04.303
‫آقای چوی هوسوک.‬
‫از هفته پیشتون استخدام شده.‬

1074
01:20:06.806 --> 01:20:08.808
‫خواستم ببینم کارش تموم شده یا نه.‬

1075
01:20:10.560 --> 01:20:11.811
‫بله، از منزل زنگ می‌زنم.‬

1076
01:20:14.063 --> 01:20:16.566
‫نه، اتفاق خاصی نیفتاده...‬

1077
01:20:19.569 --> 01:20:21.071
‫دو ساعت پیش؟‬

1078
01:20:22.072 --> 01:20:23.574
‫بله، ممنون.‬

1079
01:20:23.823 --> 01:20:25.074
‫ببخشید مزاحم شدم.‬

1080
01:20:30.330 --> 01:20:32.582
‫می‌گن دو ساعت پیش کارش تموم شده.‬

1081
01:20:32.833 --> 01:20:35.085
‫عجیبه... گوشیش هم خاموشه.‬

1082
01:20:35.836 --> 01:20:38.589
‫شاید رفته یه جا مشروب بخوره.‬

1083
01:20:39.840 --> 01:20:41.592
‫آخه امروز تولد توئه.‬

1084
01:20:44.094 --> 01:20:47.097
‫خب شاید یادش رفته.‬

1085
01:22:50.725 --> 01:22:52.227
‫چرا بیرون وایستادین؟‬

1086
01:22:52.727 --> 01:22:55.230
‫چرا انقدر دیر کردی؟‬
‫گوشیت چرا خاموش بود؟‬

1087
01:22:55.480 --> 01:22:57.232
‫سر راه یه جا کار داشتم.‬

1088
01:22:57.482 --> 01:22:59.985
‫کجا مثلا؟‬
‫چرا گوشیت رو خاموش کردی؟‬

1089
01:23:00.235 --> 01:23:02.988
‫خاموش نکردم، شارژش تموم شد.‬

1090
01:23:10.996 --> 01:23:13.248
‫فردا می‌رم تراپی.‬

1091
01:23:15.501 --> 01:23:16.502
‫واقعا؟‬

1092
01:23:30.266 --> 01:23:31.517
‫شروع کنیم؟‬

1093
01:23:32.018 --> 01:23:38.512
‫- تولدت مبارک، تولدت مبارک...‬
‫- تولدت مبارک، تولدت مبارک...‬

1094
01:23:38.536 --> 01:23:45.031
‫- چول عزیز، تولدت مبارک!‬
‫- چول عزیز، تولدت مبارک!‬

1095
01:23:52.039 --> 01:23:53.040
‫مبارکه!‬

1096
01:24:04.802 --> 01:24:06.804
‫ما جنگیدیم و باختیم.‬

1097
01:24:07.304 --> 01:24:09.056
‫می‌دونین به چی باختیم؟‬

1098
01:24:09.807 --> 01:24:12.310
‫به شرکت‌های بزرگ؟ سرمایه خارجی؟‬

1099
01:24:12.810 --> 01:24:14.061
‫به این‌ها نبود.‬

1100
01:24:14.312 --> 01:24:16.064
‫ما به «جئونگ»...‬

1101
01:24:16.314 --> 01:24:17.816
‫به «حق و حقانیت»...‬

1102
01:24:18.066 --> 01:24:19.568
‫به خود «عدالت» باختیم.‬

1103
01:24:20.068 --> 01:24:24.823
‫می‌دونستیم سرمایه‌گذارهای خارجی‬
‫اومدن فناوری ما رو بالا بکشن.‬

1104
01:24:25.073 --> 01:24:27.576
‫تا بعدش شرکت رو بفروشن‬
‫و سودش رو به جیب بزنن.‬

1105
01:24:27.826 --> 01:24:29.077
‫مدرکش هم بود.‬

1106
01:24:30.328 --> 01:24:34.582
‫ولی همه رو اخراج کردن تا جیب اون‬
‫سرمایه‌گذارهای مفت‌خور پر بشه.‬

1107
01:24:34.833 --> 01:24:36.335
‫بی‌عدالتی بود.‬

1108
01:24:36.835 --> 01:24:40.088
‫من از جنبش کارگری چیزی سرم نمی‌شه،‬
‫ولی می‌دونم این کار غلطه.‬

1109
01:24:40.339 --> 01:24:41.791
‫چون اینطوری یادمون دادن.‬

1110
01:24:41.840 --> 01:24:44.843
‫فکر می‌کردم اگه بجنگیم، حتما پیروز می‌شیم.‬

1111
01:24:45.094 --> 01:24:48.598
‫اگه مردم بفهمن، آخرش ما می‌بریم.‬

1112
01:24:50.099 --> 01:24:51.601
‫ولی باختیم.‬

1113
01:24:51.851 --> 01:24:56.556
‫پلیس‌ها ما رو زیر پوتین له کردن،‬
‫ما رو کتک زدن، ولی تهش کار پلیس نبود.‬

1114
01:24:56.605 --> 01:24:58.607
‫ما رو خود عدالت له کرد.‬

1115
01:24:59.108 --> 01:25:00.860
‫اینه که من رو می‌سوزونه.‬

1116
01:25:03.863 --> 01:25:05.114
‫خیلی زور داره...‬

1117
01:25:09.619 --> 01:25:11.871
‫خیلی برام سخته...‬

1118
01:25:12.372 --> 01:25:16.626
‫توی ساختمون خودمون‬
‫با همکارهای اس‌پی روبه‌رو بشم.‬

1119
01:25:18.128 --> 01:25:22.382
‫قبلا اگه توی آسانسور می‌دیدیمشون،‬

1120
01:25:23.884 --> 01:25:26.887
‫از حقوق و دستمزد حرف می‌زدیم،‬

1121
01:25:27.137 --> 01:25:30.140
‫از درس و مدرسه بچه‌ها می‌گفتیم.‬

1122
01:25:30.641 --> 01:25:34.395
‫ولی الان فقط سکوت می‌کنیم.‬

1123
01:25:35.896 --> 01:25:39.400
‫اون چند ثانیه با هم ‌‌بودن‬
‫توی آسانسور غیرقابل تحمله.‬

1124
01:25:41.402 --> 01:25:44.906
‫حتی از فکر سوار آسانسور شدن‬
‫می‌ترسم و قلبم می‌ریزه.‬

1125
01:25:45.656 --> 01:25:47.408
‫انگار مجرم و خلافکارم.‬

1126
01:25:48.409 --> 01:25:50.912
‫اگه کسی رو نبینم حداقل نفسم در میاد.‬

1127
01:25:51.412 --> 01:25:54.165
‫ولی تا یکی رو می‌بینم...‬

1128
01:25:54.916 --> 01:25:57.919
‫وانمود می‌کنم یه چیزی‬
‫یادم رفته و برمی‌گردم بالا.‬

1129
01:26:03.174 --> 01:26:06.427
‫آخه تا کی اینطور زندگی کنیم؟‬

1130
01:26:09.431 --> 01:26:13.936
‫من از لفظ «اشرافیت کارگری»‬
‫حالم بهم می‌خوره.‬

1131
01:26:14.686 --> 01:26:17.189
‫روزنامه‌های محافظه‌کار‬
‫مدام این رو می‌گن:‬

1132
01:26:17.689 --> 01:26:21.443
‫«کارگران رسمی و پردرآمد دارن‬
‫سر سهمشون دعوا می‌کنن!»‬

1133
01:26:22.945 --> 01:26:24.697
‫من بعد از ده سال سابقه کاری،‬

1134
01:26:24.947 --> 01:26:27.450
‫الان یه آپارتمان صد متری توی همین شهر دارم.‬

1135
01:26:27.950 --> 01:26:32.705
‫نمی‌دونم در مقایسه با بقیه‬
‫کجای زندگیم مثل اشراف بوده!‬

1136
01:26:34.206 --> 01:26:37.710
‫ولی حالا که فکرش رو می‌کنم،‬
‫بهترین بخش دوران اس‌پی این بود...‬

1137
01:26:38.210 --> 01:26:41.463
‫که وقتی شیفت شب بودم‬
‫و صبح می‌اومدم خونه...‬

1138
01:26:41.714 --> 01:26:44.467
‫تا خود ظهر می‌خوابیدم. راحت.‬

1139
01:26:44.717 --> 01:26:46.419
‫تابستون‌ها که خونه دم می‌کرد...‬

1140
01:26:46.469 --> 01:26:49.722
‫به خانمم می‌گفتم:‬
‫بیا بریم زیر باد کولر.‬

1141
01:26:50.223 --> 01:26:53.677
‫با شلوارک و دمپایی می‌رفتیم بیرون،‬

1142
01:26:53.726 --> 01:26:56.479
‫سوار سرویس رایگان ای‌مارت می‌شدیم.‬

1143
01:26:56.730 --> 01:27:00.984
‫دو ساعت کامل بدون هیچ پولی که‬
‫بخوایم خرج کنیم، چرخ‌دستی می‌چرخوندیم.‬

1144
01:27:01.735 --> 01:27:05.239
‫پولی واسه خرید نداشتیم،‬
‫ولی خیالمون راحت بود.‬

1145
01:27:05.489 --> 01:27:06.440
‫چون مشتری محسوب می‌شدیم.‬

1146
01:27:06.490 --> 01:27:08.692
‫آروم‌روراه می‌رفتیم‬
‫و جنس‌ها رو نگاه می‌کردیم.‬

1147
01:27:08.742 --> 01:27:10.994
‫الان که فکر می‌کنم،‬
‫بهترین روزهای زندگیم بود.‬

1148
01:27:11.245 --> 01:27:13.497
‫اون‌موقع‌ها واقعا مثل اشراف‬
‫زندگی می‌کردم دهن‌سرویس.‬

1149
01:27:15.499 --> 01:27:16.500
‫ولی الان...‬

1150
01:27:17.001 --> 01:27:18.503
‫بهم می‌گن کمونیست!‬

1151
01:27:18.752 --> 01:27:21.755
‫قبلا که اشرافی بودم،‬
‫الان هم شدم کمونیست.‬

1152
01:27:23.257 --> 01:27:26.961
‫چند وقت پیش با رفقای دوره دبیرستانم‬
‫رفتم رستوران کباب بزنیم...‬

1153
01:27:27.011 --> 01:27:29.263
‫برگشتنی از دستشویی‬
‫شنیدم پشتم چی می‌گن.‬

1154
01:27:30.014 --> 01:27:32.767
‫«قبلا آدم حسابی بود،‬
‫ولی از وقتی اخراجش کردن،»‬

1155
01:27:33.017 --> 01:27:34.519
‫«کلا کمونیست شده.»‬

1156
01:27:35.269 --> 01:27:36.771
‫فکر می‌کنین چیکار کردم؟‬

1157
01:27:37.522 --> 01:27:42.777
‫در رو باز می‌کردم و می‌گفتم:‬
‫«هوی آشغال‌ها! من کجام کمونیسته، ها؟!»‬

1158
01:27:43.027 --> 01:27:47.031
‫«بی‌دلیل اخراج شدم و دنبال اینم که‬
‫برگردم سر کارم، این کجاش کمونیستیه؟»‬

1159
01:27:47.532 --> 01:27:51.786
‫«شما خودتون کارمند نیستین؟‬
‫شما هم از طبقه کارگرین دیگه لاشی‌ها!»‬

1160
01:27:53.789 --> 01:27:55.040
‫نشد این‌ها رو بگم.‬

1161
01:27:57.042 --> 01:27:58.794
‫می‌دونین چی گفتم؟‬

1162
01:28:00.796 --> 01:28:06.051
‫«بچه‌ها شرمنده، کار فوری پیش اومده.‬
‫من باید برم، بعدا باز می‌بینمتون.»‬

1163
01:28:06.301 --> 01:28:09.304
‫با یه لبخند پهن و مهربون‬
‫که مبادا شبیه کمونیست‌ها بشم.‬

1164
01:28:11.056 --> 01:28:14.009
‫ولی وقتی از رستوران زدم بیرون‬
‫و کلی پیاده رفتم،‬

1165
01:28:14.059 --> 01:28:16.311
‫دیدم هنوز الکی دارم لبخند می‌زنم.‬

1166
01:28:16.562 --> 01:28:18.564
‫دهنم همینطوری...‬

1167
01:28:19.315 --> 01:28:20.817
‫فکم قفل شده بود.‬

1168
01:28:23.069 --> 01:28:27.524
‫رسیدم خونه، اون کبابی که خوردم‬
‫انقدر سر دلم سنگینی کرد که نصف‌شبی...‬

1169
01:28:27.573 --> 01:28:31.077
‫سر از اورژانس درآوردم‬
‫آخه خوار این کار رو.‬

1170
01:28:32.829 --> 01:28:35.582
‫ولی اون روز یه درسی گرفتم.‬

1171
01:28:36.082 --> 01:28:40.086
‫اینکه توی عصبانیت نباید بخندی،‬
‫اگه از خشم بخندی، رودل می‌کنی.‬

1172
01:28:40.587 --> 01:28:43.840
‫این رو آویزه گوشتون کنین.‬

1173
01:28:46.843 --> 01:28:47.844
‫ولی واسه من...‬

1174
01:28:49.346 --> 01:28:51.849
‫اون روزها به طرز عجیبی برام شیرین بود.‬

1175
01:28:52.599 --> 01:28:57.304
‫اوایل تحصن، ما زن‌ها هم با بچه‌ها‬
‫اومدیم چادر زدیم.‬

1176
01:28:57.354 --> 01:29:00.107
‫توی تحصن کنار هم بودیم.‬

1177
01:29:01.108 --> 01:29:05.362
‫زن و شوهر از هم جدا نبودیم،‬
‫همه‌مون با هم می‌جنگیدیم.‬

1178
01:29:06.364 --> 01:29:08.116
‫واقعا خوشم اومد.‬

1179
01:29:10.618 --> 01:29:13.121
‫جو خیلی مثبتی داشت.‬

1180
01:29:14.122 --> 01:29:16.875
‫راستش اون اوایلش که با پارتی مو نمی‌زد.‬

1181
01:29:17.625 --> 01:29:19.627
‫انقدر سرمون شلوغ بود و خسته بودیم که...‬

1182
01:29:19.878 --> 01:29:22.881
‫از کمردرد نمی‌تونستیم یه جا بند بشیم.‬

1183
01:29:23.381 --> 01:29:24.632
‫ولی دلمون خوش بود.‬

1184
01:29:25.133 --> 01:29:27.135
‫ما اونجا دیگه «مامان فلانی» نبودیم.‬

1185
01:29:27.385 --> 01:29:31.139
‫جونگ‌آ بودیم، جی‌یونگ بودیم‬
‫و آبجی هه‌سون بودیم.‬

1186
01:29:31.389 --> 01:29:33.141
‫تک‌تکمون رو به اسم صدا می‌زدن.‬

1187
01:29:33.391 --> 01:29:37.846
‫کسایی که تا دستت بهشون می‌خورد‬
‫ازت رو برمی‌گردوندن، اونجا پشت هم بودن.‬

1188
01:29:37.896 --> 01:29:40.148
‫با یه نگاه همدیگه رو می‌فهمیدیم.‬

1189
01:29:40.649 --> 01:29:44.403
‫ما زن‌ها خط مقدم بودیم،‬
‫فریاد زدیم و جنگیدیم.‬

1190
01:29:44.653 --> 01:29:46.155
‫به معنای واقعی برابر بودیم.‬

1191
01:29:46.655 --> 01:29:49.658
‫خانواده بودیم، خواهر و برادر بودیم...‬

1192
01:29:50.409 --> 01:29:52.411
‫می‌خواستم کل دنیا رو بغل کنم.‬

1193
01:29:54.663 --> 01:29:59.168
‫بی‌خودی بهش نمی‌گن «منطقه آزادشده.»‬

1194
01:29:59.669 --> 01:30:03.173
‫حس می‌کردیم همین فردا قراره‬
‫دنیای بهتری سر برسه.‬

1195
01:30:04.424 --> 01:30:08.428
‫الان که به اون دوران فکر می‌کنم،‬
‫واقعا خوشحال بودم.‬

1196
01:30:10.930 --> 01:30:12.181
‫کل عمرم...‬

1197
01:30:14.684 --> 01:30:17.187
‫انقدر احساس خوشبختی نکرده بودم.‬

1198
01:30:19.439 --> 01:30:20.941
‫دیگه هم اون حس تکرار نمی‌شه.‬

1199
01:30:23.443 --> 01:30:25.946
‫چرا انقدر احساس خوشبختی می‌کردم؟‬

1200
01:30:28.949 --> 01:30:33.203
‫بعدا... با خودم گفتم...‬

1201
01:30:35.456 --> 01:30:38.459
‫شاید تمام درد و رنج‌های امروزم...‬

1202
01:30:39.710 --> 01:30:42.463
‫تاوان همون خوشبختیه که چشیدم.‬

1203
01:30:43.964 --> 01:30:48.218
‫شاید آدم نباید توی زندگیش‬
‫همچین خوشبختی‌ای تجربه کنه.‬

1204
01:30:49.971 --> 01:30:55.477
‫پس شاید دارم تاوان‬
‫اون خوشبختی گذرا رو می‌دم.‬

1205
01:30:57.478 --> 01:31:00.231
‫تاوان یه چیز کوتاه‌مدت رو پس می‌دم...‬

1206
01:31:01.733 --> 01:31:03.735
‫تا الان دارم تاوان می‌دم.‬

1207
01:31:14.996 --> 01:31:18.500
‫آقای چوی هوسوک،‬
‫شما هم می‌خواین چیزی بگین؟‬

1208
01:31:21.003 --> 01:31:24.507
‫اگه الان آمادگی ندارین،‬
‫می‌تونین جلسه بعد بگین.‬

1209
01:31:26.008 --> 01:31:27.009
‫نه، می‌گم.‬

1210
01:31:28.010 --> 01:31:29.512
‫همین الان می‌گم.‬

1211
01:33:17.623 --> 01:33:21.827
‫اون صحنه رو وقتی‬
‫توی اخبار پخش شد ندیدم.‬

1212
01:33:21.878 --> 01:33:24.381
‫ولی هرکی دید گفت شوهر توئه.‬

1213
01:33:24.630 --> 01:33:26.382
‫اصلا وحشت داشتم ببینمش.‬

1214
01:33:26.633 --> 01:33:29.636
‫ولی آخرش نشستم‬
‫و یه فیلم ضبط‌شده‌اش رو دیدم.‬

1215
01:33:30.386 --> 01:33:33.389
‫ولی هنوز نمی‌تونم هضمش کنم.‬

1216
01:33:34.391 --> 01:33:38.145
‫اصلا نمی‌فهمم چطوری یه دولت...‬

1217
01:33:38.395 --> 01:33:40.147
‫تونست تا این حد پیش بره.‬

1218
01:33:42.399 --> 01:33:45.652
‫اون موقع نمی‌دونستین که‬
‫شوهرتون زخمی شده؟‬

1219
01:33:47.154 --> 01:33:51.108
‫اون روز جلوی اداره پلیس منتظر بودم،‬
‫فکر می‌کردم بعد از بازجویی میاد.‬

1220
01:33:51.158 --> 01:33:57.114
‫ولی یکی از همکارهاش اومد و گفت:‬
‫خواهشا بیاین با من بریم.‬

1221
01:33:57.164 --> 01:34:00.417
‫گفتم: کجا بیام؟ منتظر شوهرمم.‬
‫گفت: خانم، نترسین...‬

1222
01:34:00.918 --> 01:34:02.920
‫اون آمبولانسی که یه کم پیش رفت...‬

1223
01:34:03.421 --> 01:34:07.926
‫داشتن داداش ما رو با اون می‌بردن.‬

1224
01:34:09.927 --> 01:34:12.430
‫بعدش رفتم اورژانس و دیدم...‬

1225
01:34:12.680 --> 01:34:15.183
‫ماسک اکسیژن بهش وصله و بیهوش افتاده.‬

1226
01:34:16.184 --> 01:34:19.137
‫سه روز طول کشید به هوش بیاد،‬

1227
01:34:19.187 --> 01:34:23.942
‫ولی باز درست نفس نمی‌کشید.‬

1228
01:34:24.192 --> 01:34:26.194
‫حمله تنگی نفس گرفته بود.‬

1229
01:34:26.945 --> 01:34:29.448
‫بعدا فهمیدم پایین‌تنه‌اش دیگه کار نمی‌کنه.‬

1230
01:34:29.698 --> 01:34:31.200
‫رفتم از دکترش پرسیدم:‬

1231
01:34:31.950 --> 01:34:36.455
‫این آدم تن و بدنش سالم بود،‬
‫پس چرا یهو دیگه نمی‌تونه راه بره؟‬

1232
01:34:36.705 --> 01:34:40.209
‫دکترش گفت خودشون هم سر در نمیارن.‬

1233
01:34:40.459 --> 01:34:44.964
‫گفتن شاید از شوک حادثه باشه‬
‫و تشخیص اختلال پانیک دادن.‬

1234
01:34:47.216 --> 01:34:50.670
‫ولی گفتین شوهرتون‬
‫راهی زندان هم شد، درسته؟‬

1235
01:34:50.719 --> 01:34:54.223
‫با اون حال و روز وخیم بازداشتش کردن و بردن؟‬

1236
01:34:54.313 --> 01:34:55.564
‫آره.‬

1237
01:34:56.475 --> 01:35:00.429
‫صبح روز نوزدهم اکتبر...‬

1238
01:35:00.480 --> 01:35:03.683
‫جلسه تفهیم قرار بازداشتش بود.‬

1239
01:35:03.733 --> 01:35:08.238
‫با همون ویلچر و لباس بیمارستان‬
‫بردنش دادسرا.‬

1240
01:35:08.488 --> 01:35:10.991
‫همون روز هم قرار بازداشت نوشتن.‬

1241
01:35:11.241 --> 01:35:15.245
‫اون روز باد شدید می‌اومد و هوا سرد بود.‬

1242
01:35:16.246 --> 01:35:18.999
‫توی بیمارستان به پرستار گفتم...‬

1243
01:35:20.000 --> 01:35:23.504
‫«لباس بیمارستان رو بعدا براتون میارم.»‬

1244
01:35:24.504 --> 01:35:27.007
‫اون هم گفت: نگران لباس نباشین.‬

1245
01:35:28.508 --> 01:35:33.263
‫اینطوری شد که به اتهام اخلال‬
‫در انجام‌وظیفه ضابط قضائی رفت زندان.‬

1246
01:35:36.267 --> 01:35:39.020
‫چقدر زندان بود؟‬

1247
01:35:41.021 --> 01:35:44.274
‫یه ماه و نوزده روز.‬
‫آره... یه ماه و نوزده روز بود.‬

1248
01:35:45.026 --> 01:35:47.779
‫پرونده تا دادگاه تجدیدنظر رفت...‬

1249
01:35:50.531 --> 01:35:54.535
‫به یک سال حبس تعلیقی‬
‫با دو سال آزادی مشروط محکوم شد.‬

1250
01:36:04.796 --> 01:36:06.548
‫این‌ها مال منه.‬

1251
01:36:07.299 --> 01:36:09.301
‫نمی‌ذاری بابا با سوجو بخوره؟‬

1252
01:36:10.051 --> 01:36:13.054
‫از قصد گذاشتم کنار که بعدا بخورم.‬

1253
01:36:13.305 --> 01:36:14.306
‫باشه بابا، نخواستیم.‬

1254
01:36:14.556 --> 01:36:17.059
‫چوی چول، چقدر تو بخیلی!‬

1255
01:36:19.561 --> 01:36:23.065
‫اینجا می‌شینیم مشروب بخوریم.‬
‫خیلی دنج و راحته.‬

1256
01:36:23.816 --> 01:36:25.818
‫دیگه پاتوق همیشگیمون شده.‬

1257
01:36:27.820 --> 01:36:29.522
‫از اول اهل مشروب بودی؟‬

1258
01:36:29.572 --> 01:36:32.275
‫نه بابا، اصلا.‬

1259
01:36:32.324 --> 01:36:35.327
‫قدیم‌ها با بوی الکل هم مست می‌شد.‬

1260
01:36:35.578 --> 01:36:36.829
‫یه پیک می‌زد تلو می‌خورد.‬

1261
01:36:37.580 --> 01:36:38.781
‫ولی الان ببین...‬

1262
01:36:38.831 --> 01:36:42.285
‫بعد از اینکه آسیب دید،‬
‫از درد زیاد خوابش نمی‌برد.‬

1263
01:36:42.335 --> 01:36:44.587
‫- تو بگو حتی پنج دقیقه...‬
‫- بس می‌کنی یا نه؟‬

1264
01:36:44.837 --> 01:36:46.589
‫مسکن هم تاثیری روش نداشت.‬

1265
01:36:46.839 --> 01:36:50.593
‫فقط وقتی مشروب می‌خورد‬
‫می‌تونست یه کم بخوابه.‬

1266
01:36:51.094 --> 01:36:55.849
‫چاره دیگه‌ای نداشتیم.‬
‫گفتم پس بخور، من هم باهات می‌خورم.‬

1267
01:36:56.600 --> 01:36:59.603
‫از اون‌موقع هر شب نشستیم‬
‫با هم مشروب خوردیم.‬

1268
01:37:02.856 --> 01:37:05.609
‫من باید پشت فرمون بشینم.‬

1269
01:37:07.611 --> 01:37:11.615
‫اوپا، خانم کارگردان یه خواهشی ازت داشت.‬

1270
01:37:13.367 --> 01:37:14.168
‫چه خواهشی؟‬

1271
01:37:15.619 --> 01:37:20.624
‫شنیدم جفتتون این آخر هفته رو مرخصی گرفتین.‬

1272
01:37:20.875 --> 01:37:24.629
‫من و شوهرم هم دقیقا اون روزها‬
‫می‌ریم تعطیلات، واسه همین...‬

1273
01:37:25.129 --> 01:37:28.382
‫گفتم چقدر خوب می‌شه که با هم بریم.‬

1274
01:37:29.884 --> 01:37:30.885
‫با هم؟ کجا بریم؟‬

1275
01:37:31.636 --> 01:37:36.391
‫بریم سمت ساحل غربی.‬
‫شوهرم اونجا ویلا داره.‬

1276
01:37:36.891 --> 01:37:40.895
‫از بچگی اونجا می‌رفت.‬
‫الان هم خودمون هر تابستون می‌ریم.‬

1277
01:37:42.397 --> 01:37:44.649
‫می‌گه جای دنج و قشنگیه.‬

1278
01:37:45.150 --> 01:37:47.903
‫از هتل‌های خارجی هم بهتره.‬

1279
01:37:52.908 --> 01:37:54.159
‫من که دلم می‌خواد برم.‬

1280
01:37:55.661 --> 01:37:57.913
‫آخرین بار کی مسافرت تابستونی بودیم؟‬

1281
01:38:23.189 --> 01:38:26.192
‫اصلا معذب نباشین،‬
‫ولی خوشحال می‌شم بیاین.‬

1282
01:38:26.693 --> 01:38:29.196
‫اگه بیام باید جلوی دوربین صحبت کنم؟‬

1283
01:38:29.946 --> 01:38:32.949
‫اگه خودتون بخواین که خوبه،‬
‫ولی نخواستین هم اجباری نیست.‬

1284
01:38:33.700 --> 01:38:36.203
‫این مدت خیلی سختی کشیدین.‬

1285
01:38:36.703 --> 01:38:43.971
‫می‌خوام بعد از مدت‌ها‬
‫یه چند روزی استراحت کنین.‬

1286
01:38:44.168 --> 01:38:47.087
‫این‌ها چقدر فعالن، نه؟‬

1287
01:38:51.218 --> 01:38:52.469
‫باهاتون میام.‬

1288
01:38:53.971 --> 01:38:56.974
‫اگه بخواین مصاحبه هم می‌کنم.‬

1289
01:38:58.475 --> 01:39:00.978
‫واقعا؟ وای...‬

1290
01:39:03.230 --> 01:39:05.733
‫آبجی، قرار شد بریم مسافرت!‬

1291
01:39:40.269 --> 01:39:43.022
‫مرسی که به خاطرم قبول کردی.‬

1292
01:39:43.772 --> 01:39:47.526
‫من هم خوشحالم که داریم‬
‫باهاشون می‌ریم مسافرت.‬

1293
01:39:48.527 --> 01:39:49.478
‫واقعا؟‬

1294
01:39:49.528 --> 01:39:52.281
‫آره. این اخلاقت رو دوست دارم.‬

1295
01:39:53.532 --> 01:39:56.285
‫همه تلاشت رو می‌کنی‬
‫تا بفهمی چه حسی دارن.‬

1296
01:39:56.786 --> 01:39:59.038
‫قشنگ یه متد اکتینگ بی‌نقص اجرا می‌کنی.‬

1297
01:40:01.290 --> 01:40:03.292
‫یعنی دارم نقش بازی می‌کنم؟‬

1298
01:40:04.794 --> 01:40:06.546
‫تو با این آدم‌ها فرق داری،‬

1299
01:40:07.046 --> 01:40:09.799
‫ولی به خودت تلقین کردی که از خودشونی.‬

1300
01:40:10.049 --> 01:40:11.300
‫معرکه است واقعا.‬

1301
01:40:16.306 --> 01:40:20.310
‫دارم سعی می‌کنم باهاشون اخت بشم.‬

1302
01:40:21.561 --> 01:40:23.313
‫ناسلامتی مستندسازم.‬

1303
01:40:23.563 --> 01:40:27.817
‫قدرت مستند از دل‬
‫همین آدم‌ها و سوژه‌هاش میاد.‬

1304
01:40:28.318 --> 01:40:30.570
‫باید خودشون رو‬
‫از ته دل دوست داشته باشم.‬

1305
01:40:56.598 --> 01:40:59.101
‫سیصد متر جلوتر، به مقصد می‌رسید.‬

1306
01:41:11.113 --> 01:41:14.867
‫به مقصد رسیدید.‬
‫پایان مسیریابی.‬

1307
01:41:48.151 --> 01:41:49.402
‫بیا بلو!‬

1308
01:42:00.914 --> 01:42:02.416
‫پیاده شو چول.‬

1309
01:42:08.922 --> 01:42:12.426
‫بعدا دور تا دور خونه رو می‌گردیم،‬
‫الان بریم اتاقتون رو نشون بدم.‬

1310
01:42:35.700 --> 01:42:38.453
‫می‌تونین وسایلتون رو بذارین اینجا.‬

1311
01:42:39.954 --> 01:42:41.205
‫اینجا هم...‬

1312
01:42:43.208 --> 01:42:44.209
‫حموم دستشوییه.‬

1313
01:42:46.711 --> 01:42:49.214
‫این تخت هم واسه چوله.‬
‫توی انبار بود.‬

1314
01:42:49.464 --> 01:42:51.216
‫مال بچگی‌های شوهرمه.‬

1315
01:42:51.466 --> 01:42:54.970
‫راحت باشین، فکر کنین خونه خودتونه.‬

1316
01:42:59.725 --> 01:43:01.477
‫اقیانوس دیده می‌شه.‬

1317
01:43:04.229 --> 01:43:05.230
‫چول.‬

1318
01:43:06.232 --> 01:43:08.484
‫چوی چول، بیا نگاه کن.‬

1319
01:43:28.505 --> 01:43:30.757
‫چقدر کتاب عتیقه دارن.‬

1320
01:43:33.510 --> 01:43:35.212
‫تقریبا هیچ‌کدوم مال من نیست.‬

1321
01:43:35.262 --> 01:43:37.514
‫یا مال بابامه، یا بابابزرگم.‬

1322
01:43:40.267 --> 01:43:42.770
‫این هم یادگاری دوران بچگیمه.‬

1323
01:43:43.270 --> 01:43:45.773
‫نگهشون داشته و جلوی چشم گذاشته.‬

1324
01:43:46.023 --> 01:43:47.775
‫این رو لب ساحل پیدا کردم.‬

1325
01:43:48.025 --> 01:43:49.276
‫تخم دایناسور.‬

1326
01:43:51.528 --> 01:43:53.280
‫واقعا تخم دایناسوره؟‬

1327
01:43:53.781 --> 01:43:55.533
‫نه بابا، بچه که بودم اینطوری تصور می‌کردم.‬

1328
01:43:58.536 --> 01:44:00.788
‫این هم یه سوت خیلی قدیمیه.‬

1329
01:44:01.288 --> 01:44:04.992
‫پدربزرگم.جوونی‌هاش پلیس بود،‬

1330
01:44:05.042 --> 01:44:06.794
‫مال اون بود.‬

1331
01:44:07.044 --> 01:44:09.797
‫به ژاپنی بهش می‌گفت «فوئه.»‬

1332
01:44:11.049 --> 01:44:13.051
‫هنوز صداش در میاد؟‬

1333
01:44:13.301 --> 01:44:15.053
‫آره بابا، سوتش می‌زنه.‬

1334
01:44:20.809 --> 01:44:22.311
‫- می‌خوای بزنی؟‬
‫- آره.‬

1335
01:44:27.816 --> 01:44:28.817
‫محکم‌تر فوت کن.‬

1336
01:44:31.056 --> 01:44:32.015
‫چی شد؟‬

1337
01:44:32.821 --> 01:44:34.573
‫نه، صدات نزدم که.‬

1338
01:44:37.075 --> 01:44:39.578
‫پدرش سرایدار این عمارت بود.‬

1339
01:44:40.079 --> 01:44:42.582
‫بعد از فوتش، خودش اومد جاش نشست.‬

1340
01:44:42.831 --> 01:44:46.835
‫وقت‌هایی که نیستیم‬
‫به همه‌چی رسیدگی می‌کنه.‬

1341
01:44:47.086 --> 01:44:49.539
‫مین‌سیک فرشته نجات این عمارته.‬

1342
01:44:49.588 --> 01:44:52.591
‫من و اون همسنیم.‬
‫بچگیمون هم‌بازی بودیم.‬

1343
01:44:52.842 --> 01:44:56.095
‫وقتی هوس بازی می‌کردم و سوت می‌زدم،‬

1344
01:44:56.345 --> 01:44:57.596
‫اون با کله می‌دوید می‌اومد.‬

1345
01:44:58.848 --> 01:45:01.601
‫بعد از این‌همه سال هنوز یادش نرفته.‬

1346
01:45:03.853 --> 01:45:05.605
‫می‌خوام برم اقیانوس رو ببینم.‬

1347
01:45:06.856 --> 01:45:08.358
‫بلو، آروم بگیر!‬

1348
01:46:12.674 --> 01:46:17.179
‫هیچ غریبه‌ای اجازه نداره بیاد اینجا، نه؟‬

1349
01:46:17.679 --> 01:46:18.680
‫درسته.‬

1350
01:46:19.681 --> 01:46:21.933
‫بچه که بودم خیلی تنها می‌اومدم اینجا.‬

1351
01:46:22.685 --> 01:46:24.187
‫حس می‌کردم کل این دریا مال خودمه.‬

1352
01:46:25.187 --> 01:46:26.939
‫اون زمان‌ها...‬

1353
01:46:27.189 --> 01:46:28.440
‫تعریف نکنی‌ها!‬

1354
01:46:28.691 --> 01:46:30.443
‫لخت مادرزاد شنا می‌کردم.‬

1355
01:46:30.693 --> 01:46:32.195
‫چرا نذاشتی بگه؟‬

1356
01:46:32.445 --> 01:46:34.697
‫آخه آدم ناخودآگاه تصور می‌کنه.‬

1357
01:46:34.947 --> 01:46:38.200
‫اولین باری هم که من رو‬
‫آورد اینجا، همین رو گفت.‬

1358
01:46:38.701 --> 01:46:40.845
‫حتما براش خاطره مهمی بوده.‬

1359
01:46:40.936 --> 01:46:42.729
‫آره، برام خیلی مهمه.‬

1360
01:46:43.206 --> 01:46:45.458
‫حالا چرا لخت می‌شدی؟‬

1361
01:46:45.959 --> 01:46:46.760
‫نمی‌دونم،‬

1362
01:46:47.460 --> 01:46:49.462
‫شاید چون پرنده هم پر نمی‌زد‬
‫که بخواد من رو ببینه.‬

1363
01:46:49.713 --> 01:46:53.467
‫با خودم گفتم وقتی کسی نیست،‬
‫واسه چی لباس تنم باشه؟‬

1364
01:46:55.969 --> 01:46:57.220
‫آزاد بودی...‬

1365
01:46:58.472 --> 01:47:00.224
‫دقیقا، حس آزادی داشتم.‬

1366
01:47:02.225 --> 01:47:03.977
‫چول، بیا اینجا.‬

1367
01:47:05.479 --> 01:47:06.480
‫بیا جلوتر.‬

1368
01:47:07.481 --> 01:47:08.482
‫قشنگ جلو.‬

1369
01:47:10.734 --> 01:47:11.535
‫بیا.‬

1370
01:47:13.737 --> 01:47:14.988
‫حالا نزدیک‌تر.‬

1371
01:47:16.991 --> 01:47:17.792
‫برو.‬

1372
01:47:34.008 --> 01:47:36.511
‫- چول خوابش برد؟‬
‫- آره، بالاخره خوابید.‬

1373
01:47:36.761 --> 01:47:38.263
‫کی این‌همه غذا درست کردی؟‬

1374
01:47:38.513 --> 01:47:43.268
‫یه خانم از کره‌ای‌های چینی داریم‬
‫که آشپزی می‌کنه. دست‌پختش عالیه.‬

1375
01:47:46.521 --> 01:47:47.772
‫واسه کی می‌فرستی؟‬

1376
01:47:48.523 --> 01:47:51.026
‫کاش عکس می‌گرفتم که پز بدم،‬
‫ولی کسی رو ندارم براش بفرستم.‬

1377
01:47:52.277 --> 01:47:53.078
‫به سلامتی.‬

1378
01:48:01.286 --> 01:48:04.039
‫بخور عزیزم. امروز آزادی.‬

1379
01:48:11.297 --> 01:48:13.299
‫اینجا خیلی قشنگه.‬

1380
01:48:14.050 --> 01:48:15.802
‫انگار از دل رمان در اومده.‬

1381
01:48:16.803 --> 01:48:17.604
‫جالب گفتی.‬

1382
01:48:17.804 --> 01:48:20.307
‫نه فیلم، نه سریال.‬
‫مستقیم گفتی شبیه رمانه.‬

1383
01:48:20.556 --> 01:48:23.559
‫اونطوری می‌گفتم که خیلی کلیشه‌ای بود.‬

1384
01:48:23.810 --> 01:48:24.811
‫زیاد رمان می‌خونی؟‬

1385
01:48:25.061 --> 01:48:26.062
‫نه.‬

1386
01:48:27.313 --> 01:48:29.565
‫تقریبا اصلا چیزی نمی‌خونم.‬

1387
01:48:29.816 --> 01:48:33.820
‫ولی این عمارت شبیه اون‬
‫رمان‌هاییه که هیچ‌وقت نخوندم.‬

1388
01:48:35.322 --> 01:48:38.325
‫من هم عاشقشم،‬
‫تنها جاییه که توش حس آرامش دارم.‬

1389
01:48:38.575 --> 01:48:41.078
‫امیدوارم خیلی بهتون خوش بگذره.‬

1390
01:48:44.831 --> 01:48:46.082
‫ببخشید.‬

1391
01:48:48.836 --> 01:48:51.339
‫یه پروژه کاری مهم با آمریکا داره.‬

1392
01:48:51.588 --> 01:48:53.590
‫الان اونجا ساعت کاریه.‬

1393
01:48:56.594 --> 01:48:59.847
‫چی شد که شما عروسی کردین؟‬

1394
01:49:00.348 --> 01:49:03.601
‫همینطوری با هم قرار می‌ذاشتین‬
‫و آخرش ازدواج کردین؟‬

1395
01:49:04.352 --> 01:49:05.603
‫قرار؟‬

1396
01:49:06.354 --> 01:49:10.608
‫قرار خاصی که در کار نبود،‬
‫صرفا گاهی همدیگه رو می‌دیدیم.‬

1397
01:49:10.858 --> 01:49:14.111
‫قرار هم می‌ذاشتیم چوی هوسوک همیشه‬
‫من رو سر کار می‌ذاشت و نمی‌اومد.‬

1398
01:49:14.612 --> 01:49:17.365
‫اون زمان زیاد تمرین می‌کردم.‬

1399
01:49:18.616 --> 01:49:21.869
‫وقتی ورزش می‌کنی، گذر زمان دستت نیست.‬

1400
01:49:22.120 --> 01:49:25.373
‫ورزش کجا بود؟ همش شرخربازی و دعوا بود.‬
‫توی محلشون معروف بود.‬

1401
01:49:25.624 --> 01:49:30.129
‫زمستون قبل از فارغ‌التحصیلیم،‬
‫رفته بودم سئول که باهاش کات کنم.‬

1402
01:49:30.629 --> 01:49:32.381
‫پول لازم هم بودم، باید کار می‌کردم.‬

1403
01:49:34.132 --> 01:49:36.134
‫یه لحظه اجازه بدین.‬

1404
01:49:47.897 --> 01:49:48.698
‫بعدش چی شد؟‬

1405
01:49:50.650 --> 01:49:55.405
‫رفتم سئول و توی یه کارگاه خیاطی‬
‫دونگ‌دائمون کار پیدا کردم.‬

1406
01:49:55.905 --> 01:49:57.857
‫اون موقع کارگاه نساجی بود؟‬

1407
01:49:57.907 --> 01:49:59.659
‫آره، هنوز هم هست.‬

1408
01:50:00.159 --> 01:50:04.614
‫دخترهای روستایی معمولا می‌رفتن‬
‫شرکت‌های قطعات نیمه‌رسانا،‬

1409
01:50:04.664 --> 01:50:07.867
‫ولی من رو چون دیپلم نداشتم راه ندادن.‬

1410
01:50:07.917 --> 01:50:10.920
‫گزینه‌هام بین خیاطی و کار کردن توی کافه بود.‬

1411
01:50:11.421 --> 01:50:15.175
‫کارگاهش یه سوراخ‌موش‬
‫پر از پرز و خاک پارچه بود.‬

1412
01:50:15.425 --> 01:50:20.180
‫همیشه تا دیروقت کار می‌کردیم،‬
‫یه شب خواب راحت نداشتم.‬

1413
01:50:20.681 --> 01:50:23.434
‫همون‌موقع بود که پیداش شد...‬

1414
01:50:52.964 --> 01:50:54.466
‫می‌اوک، دم در باهات کار دارن.‬

1415
01:50:55.967 --> 01:50:56.768
‫کیه؟‬

1416
01:50:56.968 --> 01:50:58.219
‫نمی‌دونم، سربازه.‬

1417
01:51:25.998 --> 01:51:28.000
‫کل مرخصیم رو دنبالت گشتم.‬

1418
01:51:29.001 --> 01:51:31.003
‫از کجا پیدام کردی؟‬

1419
01:51:31.504 --> 01:51:33.957
‫از خواهرت پرسیدم.‬

1420
01:51:34.006 --> 01:51:35.508
‫پاپتی لاشی.‬

1421
01:51:36.509 --> 01:51:38.511
‫گفته بودم بهت نگه.‬

1422
01:51:38.761 --> 01:51:39.762
‫مگه جرئت داشت نگه؟‬

1423
01:51:40.513 --> 01:51:42.015
‫اخلاق سگم رو می‌شناسه.‬

1424
01:51:45.018 --> 01:51:46.269
‫عوض می‌شم.‬

1425
01:51:46.770 --> 01:51:50.023
‫کمتر مشروب می‌خورم.‬
‫دعوا و کتک‌کاری می‌ذارم کنار.‬

1426
01:51:50.523 --> 01:51:52.025
‫آدم می‌شم...‬

1427
01:51:54.528 --> 01:51:55.529
‫من رو ببخش.‬

1428
01:51:57.280 --> 01:51:58.531
‫از این به بعد...‬

1429
01:51:59.533 --> 01:52:02.036
‫بهت قول می‌دم دیگه کاری نکنم‬
‫که مجبور شم عذرخواهی کنم.‬

1430
01:52:05.289 --> 01:52:06.791
‫دستت چی شده؟‬

1431
01:52:07.541 --> 01:52:09.043
‫آهای، صاحب‌کار باهات کار داره.‬

1432
01:52:12.546 --> 01:52:13.797
‫می‌اوک!‬

1433
01:52:20.054 --> 01:52:20.855
‫بیا بریم!‬

1434
01:52:42.327 --> 01:52:45.831
‫بعدش با هم رفتیم ولمیدو توی اینچئون.‬

1435
01:52:46.581 --> 01:52:49.584
‫لب اسکله نشستیم دریا رو نگاه کردیم.‬

1436
01:52:50.585 --> 01:52:54.589
‫موج‌ها یکی‌یکی‬
‫جلوی پامون می‌شکستن.‬

1437
01:52:56.341 --> 01:52:58.844
‫ماه کامل توی آسمون بود.‬

1438
01:52:59.595 --> 01:53:01.847
‫همون‌جا نشسته بودیم‬
‫ماه خیره شده بودیم.‬

1439
01:53:02.348 --> 01:53:06.352
‫انگار اون همه جنجال و آشوب‬
‫صرفا واسه تماشای ماه بود.‬

1440
01:53:07.353 --> 01:53:12.358
‫«ظاهرم رو نبین، ببین توی دلم چی می‌گذره.»‬

1441
01:53:12.608 --> 01:53:15.611
‫ازش پرسیدم: مگه توی دلت چیه؟‬

1442
01:53:16.112 --> 01:53:19.115
‫«دلم عین ماه کامل، صاف و روشنه.»‬

1443
01:53:19.615 --> 01:53:22.118
‫نمی‌دونم چطوری اون حرف‌ها به زبونش اومد.‬

1444
01:53:22.619 --> 01:53:24.121
‫خودش هم خنده‌اش گرفت.‬

1445
01:53:25.121 --> 01:53:28.625
‫بعدش یه مدت طولانی نشستیم‬
‫به ماه نگاه کردیم،‬

1446
01:53:28.875 --> 01:53:30.377
‫لام تا کام حرف نزدیم.‬

1447
01:53:31.127 --> 01:53:33.129
‫همینطوری که به ماه زل زده بودم،‬

1448
01:53:33.630 --> 01:53:35.382
‫کم‌کم یه حس آرامشی‬
‫کل وجودم رو گرفت.‬

1449
01:53:36.133 --> 01:53:38.135
‫با خودم گفتم «باشه، فعلا یه فرصت بهش می‌دم.»‬

1450
01:53:38.385 --> 01:53:40.637
‫«این همون مردیه که باید باهاش باشم.»‬

1451
01:53:41.138 --> 01:53:44.892
‫«اگه دوتایی مایه بذاریم،‬
‫آینده قشنگی در انتظارمونه.»‬

1452
01:53:49.396 --> 01:53:52.900
‫این حرف‌هات من رو یاد یه چیزی انداخت.‬

1453
01:53:53.400 --> 01:53:54.902
‫خاطره خودم که درباره ماهه.‬

1454
01:53:55.903 --> 01:53:57.655
‫دوست دارم بشنوم.‬

1455
01:54:06.164 --> 01:54:09.417
‫مال بیست سال پیشه،‬
‫اون زمان که توی آمریکا درس می‌خوندم.‬

1456
01:54:09.917 --> 01:54:13.170
‫تو بیست سال پیش چیکار می‌کردی؟‬

1457
01:54:13.671 --> 01:54:17.675
‫بیست و چهار سالم بود.‬
‫هنوز کارگاه خیاطی کار می‌کردم.‬

1458
01:54:17.926 --> 01:54:21.680
‫توی یه اتاق ارزون می‌موندم که‬
‫همیشه از بیرون سئول باید رفت و آمد می‌کردم.‬

1459
01:54:23.431 --> 01:54:27.936
‫من شیکاگو توی یه رستوران کره‌ای گارسون بودم.‬

1460
01:54:28.437 --> 01:54:29.939
‫ساعتی هفت دلار.‬

1461
01:54:31.440 --> 01:54:35.694
‫یه روز صاحب‌کارم گفت‬
‫قبل از رفتن ظرف‌ها رو بشورم.‬

1462
01:54:36.445 --> 01:54:40.699
‫کمک‌آشپز مرخصی استعلاجی بود.‬
‫گفت ساعتی ده دلار بهم می‌ده.‬

1463
01:54:42.201 --> 01:54:43.953
‫کلی ظرف کثیف ریخته بود.‬

1464
01:54:45.454 --> 01:54:48.207
‫بعد از یازده شب کارم تموم شد.‬

1465
01:54:48.958 --> 01:54:52.962
‫رسیدم ایستگاه اتوبوس،‬
‫دیدم کیف پولم رو جا گذاشتم.‬

1466
01:54:54.213 --> 01:54:57.466
‫دویدم سمت رستوران،‬
‫ولی کرکره رو کشیده بودن.‬

1467
01:54:57.717 --> 01:54:59.719
‫بعد چیکار کردی؟‬

1468
01:54:59.969 --> 01:55:02.972
‫چاره‌ای نداشتم،‬
‫باید کل راه رو پیاده برمی‌گشتم.‬

1469
01:55:04.224 --> 01:55:06.476
‫داشتم از ترس سکته می‌کردم.‬

1470
01:55:07.477 --> 01:55:11.982
‫با اتوبوس ده دقیقه راه بود،‬
‫ولی انگار کل شب داشتم راه می‌رفتم.‬

1471
01:55:13.733 --> 01:55:17.487
‫اون شب ماه داشت خیلی واضح‬
‫توی آسمون می‌درخشید.‬

1472
01:55:18.488 --> 01:55:20.991
‫من هم حین راه رفتن بهش زل زده بودم.‬

1473
01:55:22.492 --> 01:55:24.244
‫خیلی ترسیده بودم.‬

1474
01:55:25.245 --> 01:55:28.498
‫تنها پناهم همون ماه توی آسمون بود.‬

1475
01:55:30.751 --> 01:55:35.005
‫ماهی که من اون شب می‌دیدم،‬
‫همون ماهی بود که شما توی ولمیدو دیدین.‬

1476
01:55:36.507 --> 01:55:37.508
‫واقعا؟‬

1477
01:55:43.264 --> 01:55:45.266
‫ولی امشب که از ماه خبری نیست.‬

1478
01:56:28.310 --> 01:56:30.112
‫ته‌گوک یی‌جانگ، آماده.‬

1479
01:56:30.313 --> 01:56:31.314
‫یک.‬

1480
01:56:32.315 --> 01:56:35.318
‫دقیق‌تر. جلوت رو ببین.‬
‫زاویه بدنت...‬

1481
01:56:37.570 --> 01:56:38.371
‫یک.‬

1482
01:56:40.323 --> 01:56:43.326
‫دوباره. بالاتنه رو به جلو.‬

1483
01:56:44.077 --> 01:56:45.078
‫با دقت.‬

1484
01:56:46.579 --> 01:56:47.580
‫دو.‬

1485
01:56:49.082 --> 01:56:50.584
‫این فرم ایستادن رو به جلوئه.‬

1486
01:56:50.834 --> 01:56:51.635
‫من رو نگاه.‬

1487
01:56:52.335 --> 01:56:54.337
‫با دقت بزن. زانوهات رو خم کن.‬

1488
01:56:56.339 --> 01:56:57.340
‫یه بار دیگه.‬

1489
01:56:57.841 --> 01:57:00.093
‫مستقیم بزن، دقیقا به گودی شکم بزن.‬

1490
01:57:00.344 --> 01:57:01.595
‫از لگد و کشش دستت استفاده کن...‬

1491
01:57:02.346 --> 01:57:03.597
‫تا ضربه‌هات سنگین‌تر بشه.‬

1492
01:57:03.847 --> 01:57:05.599
‫پای چپت رو ببر عقب.‬

1493
01:57:07.351 --> 01:57:08.152
‫بزن.‬

1494
01:57:08.602 --> 01:57:09.403
‫آفرین.‬

1495
01:57:20.364 --> 01:57:23.367
‫خودم درست کردم.‬
‫نمی‌دونم خوب شده یا نه.‬

1496
01:57:30.124 --> 01:57:31.125
‫به نظرم که خوبه.‬

1497
01:57:32.126 --> 01:57:34.128
‫ولی من قهوه‌شناس نیستم.‬

1498
01:57:35.880 --> 01:57:37.200
‫تکواندو کار می‌کردی؟‬

1499
01:57:37.400 --> 01:57:38.717
‫آره.‬

1500
01:57:38.883 --> 01:57:40.585
‫کلا ورزش رو دوست داشتم.‬

1501
01:57:40.635 --> 01:57:42.887
‫ولی عشق اولم تکواندو بود.‬

1502
01:57:43.388 --> 01:57:45.800
‫چون بابام از تکواندو متنفر بود.‬

1503
01:57:46.059 --> 01:57:47.642
‫من هم لج کردم و بیشتر سمتش رفتم.‬

1504
01:57:48.894 --> 01:57:51.397
‫وقتی بابام با ازدواجم مخالفت کرد،‬

1505
01:57:51.647 --> 01:57:53.649
‫واسه تحصیل رفته بودم آمریکا،‬

1506
01:57:53.899 --> 01:57:56.402
‫حتی به سرم زده بود‬
‫همون آمریکا بمونم و باشگاه تکواندو باز کنم.‬

1507
01:58:00.906 --> 01:58:02.408
‫من هم تکواندو کار می‌کردم.‬

1508
01:58:02.908 --> 01:58:04.910
‫عملا خونه و زندگیم توی باشگاه بود.‬

1509
01:58:05.161 --> 01:58:06.162
‫جدی؟‬

1510
01:58:06.912 --> 01:58:09.200
‫من و رفقام فکر می‌کردیم شاخ غول شکوندیم.‬

1511
01:58:09.457 --> 01:58:11.166
‫توی محل همیشه دنبال دعوا بودیم.‬

1512
01:58:16.172 --> 01:58:17.674
‫اینجا واقعا کیف می‌ده.‬

1513
01:58:18.925 --> 01:58:19.726
‫آره.‬

1514
01:58:19.926 --> 01:58:21.928
‫همیشه میام اینجا خستگیم در می‌ره.‬

1515
01:58:22.428 --> 01:58:23.679
‫حس دوران بچگیم رو می‌گیرم.‬

1516
01:58:25.682 --> 01:58:27.684
‫توی سئول ادای آدم‌بزرگ‌ها رو در میارم.‬

1517
01:58:28.435 --> 01:58:30.437
‫ولی اینجا دیگه فیلم بازی نمی‌کنم.‬

1518
01:58:41.949 --> 01:58:43.400
‫ممنون.‬

1519
01:58:43.600 --> 01:58:45.118
‫دستتون درد نکنه.‬

1520
01:59:19.487 --> 01:59:22.240
‫می‌خواین بشینین؟‬

1521
01:59:25.744 --> 01:59:27.496
‫می‌شه بری اون‌ورتر؟‬

1522
01:59:29.748 --> 01:59:30.749
‫باشه.‬

1523
01:59:31.500 --> 01:59:35.254
‫سانگ‌وو داره بلو رو می‌گردونه،‬
‫می‌خوای باهاش بری؟‬

1524
01:59:39.008 --> 01:59:40.009
‫برو عزیزم.‬

1525
01:59:55.274 --> 01:59:56.275
‫چول!‬

1526
01:59:57.276 --> 01:59:58.527
‫اونجا چیکار می‌کنی؟‬

1527
01:59:59.279 --> 02:00:03.500
‫بیا بریم لب آب.‬

1528
02:00:52.620 --> 02:00:54.038
‫تیپ زدی.‬

1529
02:00:54.622 --> 02:00:56.249
‫واسه قشنگی که نذاشتم.‬

1530
02:00:57.088 --> 02:00:58.339
‫همچنان تیپ خوبیه.‬

1531
02:00:59.090 --> 02:01:01.843
‫- ولش کن.‬
‫- چرا؟‬

1532
02:01:02.594 --> 02:01:04.096
‫خوشم نمیاد فقط من تیپ زده باشم.‬

1533
02:01:51.144 --> 02:01:52.646
‫وای.‬

1534
02:01:54.898 --> 02:01:56.900
‫حتی سالیان سال هم بگذره...‬

1535
02:01:57.901 --> 02:02:00.404
‫این لحظه رو هیچ‌وقت یادم نمی‌ره.‬

1536
02:02:00.904 --> 02:02:01.905
‫چرا؟‬

1537
02:02:02.406 --> 02:02:03.908
‫نمی‌دونم واقعا.‬

1538
02:02:04.408 --> 02:02:06.410
‫یعنی... فکر کنم می‌دونم.‬

1539
02:02:15.920 --> 02:02:21.175
‫سر حمله پلیس خیلی آسیب دیدین.‬

1540
02:02:21.676 --> 02:02:25.180
‫می‌شه بگین اون روز دقیقا چی شد؟‬

1541
02:02:43.198 --> 02:02:46.451
‫[پلیس]‬

1542
02:02:57.212 --> 02:02:58.964
‫- جونگ‌ده!‬
‫- داداش!‬

1543
02:03:04.720 --> 02:03:05.521
‫جونگ‌ده!‬

1544
02:03:06.222 --> 02:03:07.223
‫بلند شو!‬

1545
02:03:08.724 --> 02:03:09.725
‫بیا بریم!‬

1546
02:03:47.514 --> 02:03:49.266
‫دو بار بیهوش شدم.‬

1547
02:03:50.017 --> 02:03:52.300
‫یه بار بیهوش شدم و به هوش اومدم.‬

1548
02:03:52.508 --> 02:03:55.022
‫ولی انقدر زدنم تا دوباره از حال رفتم.‬

1549
02:04:06.284 --> 02:04:07.786
‫کثافت‌...‬

1550
02:04:08.786 --> 02:04:10.037
‫کثافت‌ها...‬

1551
02:04:23.552 --> 02:04:26.805
‫قبل از اینکه از هوش برم،‬
‫چشمم افتاد به داداش‌هام که...‬

1552
02:04:27.556 --> 02:04:29.258
‫داشتن فرار می‌کردن.‬

1553
02:04:29.308 --> 02:04:34.563
‫پشتشون رو بهم کردن و فرار کردن.‬

1554
02:04:35.064 --> 02:04:36.566
‫گفتم دارن تنهام می‌ذارن.‬

1555
02:04:37.566 --> 02:04:39.318
‫من زیر دست و پای پلیس داشتم له می‌شدم.‬

1556
02:04:39.568 --> 02:04:43.072
‫اون‌ها فقط به فکر این بودن‬
‫که خودشون رو نجات بدن.‬

1557
02:04:44.573 --> 02:04:47.076
‫اون صحنه یه لحظه هم‬
‫از جلوی چشمم کنار نمی‌ره.‬

1558
02:04:49.328 --> 02:04:53.582
‫تصویر فرار کردنشون از پشت سر،‬
‫مثل پس‌کشیدن موج جزر و مد بود...‬

1559
02:04:57.086 --> 02:05:00.089
‫هنوز هم اون تصویر روحم رو می‌خوره.‬

1560
02:05:23.113 --> 02:05:24.865
‫خدانگهدار.‬

1561
02:05:26.116 --> 02:05:27.618
‫موفق باشی.‬

1562
02:05:52.644 --> 02:05:56.398
‫چند وقت پیش مست بودم،‬
‫ماشین گرفته بودم که دنبالم بیاد.‬

1563
02:05:57.899 --> 02:05:59.401
‫وقتی رسید...‬

1564
02:05:59.901 --> 02:06:01.653
‫دیدم یکی از همکارهای قدیمیمه.‬

1565
02:06:02.404 --> 02:06:07.659
‫یکی از همون کسایی که موقع‬
‫کتک‌خوردنم از پلیس، فرار کرد.‬

1566
02:06:09.161 --> 02:06:11.413
‫موقع کتک‌خوردن اون من کمکش کردم.‬

1567
02:06:13.165 --> 02:06:16.669
‫ولی وقتی من رو با مشت و لگد‬
‫سیاه و کبود کردن و داشتم می‌مردم...‬

1568
02:06:17.169 --> 02:06:20.422
‫وقتی داشتن کاملا لهم می‌کردن...‬

1569
02:06:22.425 --> 02:06:24.928
‫قشنگ صورتش رو یادمه.‬

1570
02:06:25.928 --> 02:06:28.681
‫همونطوری که داشت‬
‫می‌دوید و برگشت نگاهم کرد.‬

1571
02:06:30.183 --> 02:06:34.187
‫می‌دونی بهم چی گفت؟‬

1572
02:06:37.440 --> 02:06:39.442
‫گفت: من راننده ماشین تو نمی‌شم.‬

1573
02:06:40.944 --> 02:06:43.196
‫سرش رو انداخت پایین و رفت.‬
‫به همین راحتی.‬

1574
02:06:44.197 --> 02:06:45.699
‫واسه چی؟‬

1575
02:06:47.200 --> 02:06:48.201
‫چمیدونم.‬

1576
02:06:49.953 --> 02:06:52.800
‫نه گذاشت، نه برداشت. فقط رفت.‬

1577
02:06:53.397 --> 02:06:55.800
‫اومدم جلوش رو بگیرم‬
‫و دلیلش رو بپرسم...‬

1578
02:06:56.567 --> 02:06:58.777
‫گفتم لابد از قیافه من خوشش نمیاد.‬

1579
02:07:00.904 --> 02:07:03.032
‫چرا باید از شما بدش بیاد؟‬

1580
02:07:04.718 --> 02:07:06.220
‫هیچ‌کدومشون از من خوشش نمیاد.‬

1581
02:07:06.470 --> 02:07:10.674
‫بچه‌های اتحادیه هم تا نگاهم می‌کنن‬
‫معلومه از من بیزارن،‬

1582
02:07:10.724 --> 02:07:13.227
‫چون خوب می‌دونن که‬
‫من هم حالم ازشون به هم می‌خوره.‬

1583
02:07:13.978 --> 02:07:17.732
‫وقت‌هایی که می‌رفتیم مشروب بخوریم،‬
‫آخرش علم‌شنگه‌ راه می‌نداختم.‬

1584
02:07:18.733 --> 02:07:22.000
‫چرا از اعضای اتحادیه خوشتون نمیاد؟‬

1585
02:07:24.178 --> 02:07:28.015
‫اون آدم‌ها رو که می‌بینم‬
‫از خود بی‌خود می‌شم. عصبی می‌شم.‬

1586
02:07:29.244 --> 02:07:32.998
‫وقتی دم از همبستگی و مقاومت‬
‫و حقوق می‌زنن، حالم به هم می‌خوره.‬

1587
02:07:33.748 --> 02:07:35.750
‫چرا از این کلمه‌ها بدتون میاد؟‬

1588
02:07:36.505 --> 02:07:38.507
‫چون چرت‌وپرت محضه!‬

1589
02:07:39.504 --> 02:07:41.506
‫یه مشت کلمه الکیه که سر ملت کلاه بذارن.‬

1590
02:07:41.756 --> 02:07:43.258
‫سر من هم کلاه گذاشتن.‬

1591
02:07:43.508 --> 02:07:45.260
‫اصلا اعتماد کردن اشتباهه.‬

1592
02:07:45.510 --> 02:07:48.263
‫هرکی باشه آخرش بهت پشت می‌کنه‬
‫یا بهت خنجر می‌زنه...‬

1593
02:07:48.513 --> 02:07:51.016
‫یه باد مخالف بیاد، همه ولت می‌کنن.‬

1594
02:07:51.266 --> 02:07:53.018
‫همبستگی و مقاومت و اتحاد...‬

1595
02:07:53.769 --> 02:07:54.770
‫این کلمه‌ها...‬

1596
02:07:55.771 --> 02:07:57.523
‫امید واهی می‌دن.‬

1597
02:07:59.525 --> 02:08:02.278
‫«موفق می‌شیم، حقمون رو می‌گیریم!»‬

1598
02:08:03.012 --> 02:08:04.635
‫این‌ها حرف یه مشت شیاده!‬

1599
02:08:10.786 --> 02:08:12.288
‫همه‌اش چرت و پرته!‬

1600
02:08:13.790 --> 02:08:15.742
‫فقط شعارهای قشنگه...‬

1601
02:08:15.792 --> 02:08:18.245
‫- آروم باشین...‬
‫- چرت و پرته!‬

1602
02:08:18.294 --> 02:08:20.500
‫چند تا نفس عمیق بکشین...‬

1603
02:08:20.800 --> 02:08:22.600
‫آروم باشین، نفس عمیق بکشین.‬

1604
02:08:22.799 --> 02:08:24.501
‫آروم، همینطوری.‬

1605
02:08:24.551 --> 02:08:26.553
‫آروم دم و بازدم بگیرین.‬

1606
02:08:26.803 --> 02:08:29.055
‫آروم باشین، چیزی نشده.‬

1607
02:08:29.556 --> 02:08:31.308
‫همه‌چی درست می‌شه.‬

1608
02:08:31.808 --> 02:08:35.312
‫آروم دم و بازدم بگیرین.‬

1609
02:09:38.377 --> 02:09:43.382
‫♪ فقط مهر و محبتت رو می‌خواستم... ♪‬

1610
02:09:43.632 --> 02:09:48.387
‫♪ تا همه روزهایی که... ♪‬

1611
02:09:49.639 --> 02:09:55.145
‫♪ از دست رفتن رو فراموش کنم. ♪‬

1612
02:09:55.395 --> 02:10:00.650
‫♪ من بدون تو حتی نمی‌دونم... ♪‬

1613
02:10:01.401 --> 02:10:03.153
‫♪ چطور زندگی کنم. ♪‬

1614
02:10:03.903 --> 02:10:08.658
‫♪ فقط معنی عشق رو می‌فهمم. ♪‬

1615
02:10:31.182 --> 02:10:35.937
‫♪ اون موقع که بی‌رحمانه پس زده شدم... ♪‬

1616
02:10:37.188 --> 02:10:41.943
‫♪ فقط تو بودی که برام گریه کردی. ♪‬

1617
02:10:42.693 --> 02:10:45.200
‫♪ آرزوم اینه که سرم رو بذارم... ♪‬

1618
02:10:45.420 --> 02:10:48.000
‫♪ روی شونه‌های پهن تو... ♪‬

1619
02:10:48.199 --> 02:10:53.204
‫♪ التماست می‌کنم، این آرزو رو خراب نکن. ♪‬

1620
02:10:53.705 --> 02:10:59.211
‫♪ کل عمرم منتظر امروز بودم. ♪‬

1621
02:10:59.711 --> 02:11:04.466
‫♪ محکم بغلم کن تا این سالیان غصه تموم شه. ♪‬

1622
02:11:04.716 --> 02:11:09.971
‫♪ می‌ترسم غیبت بزنه. ♪‬

1623
02:11:10.472 --> 02:11:15.928
‫♪ مثل یه نسیم بهاری که زود می‌گذره. ♪‬

1624
02:11:15.978 --> 02:11:22.234
‫♪ اگه عاشقم کنی و تنهام بذاری... ♪‬

1625
02:11:22.485 --> 02:11:24.237
‫♪ دلم پر می‌کشه. ♪‬

1626
02:11:24.987 --> 02:11:28.741
‫♪ دار و ندارم تویی. ♪‬

1627
02:12:28.553 --> 02:12:29.804
‫لعنت بهش.‬

1628
02:19:12.470 --> 02:19:16.524
‫- خبری نشد؟‬
‫- نه، هیچی.‬

1629
02:19:16.975 --> 02:19:20.529
‫این بلاتکلیفی داره دیوونه‌ام می‌کنه.‬

1630
02:20:06.026 --> 02:20:07.528
‫خبر خوبی شده؟‬

1631
02:20:07.778 --> 02:20:10.030
‫بینگو! جور شد.‬

1632
02:20:10.280 --> 02:20:11.231
‫چی؟‬

1633
02:20:11.281 --> 02:20:13.800
‫پیگیر یه پروژه کاری بودم.‬

1634
02:20:14.072 --> 02:20:16.286
‫همین الان خبر دادن ردیف شده.‬

1635
02:20:17.287 --> 02:20:19.039
‫پس واقعا خبر خوبیه؟‬

1636
02:20:20.040 --> 02:20:21.041
‫موفقیت بزرگیه.‬

1637
02:20:23.043 --> 02:20:24.294
‫مبارک باشه.‬

1638
02:20:24.795 --> 02:20:26.046
‫لطف داری.‬

1639
02:20:26.547 --> 02:20:29.050
‫شما اولین کسی هستین‬
‫که بهم تبریک می‌گین.‬

1640
02:20:31.802 --> 02:20:34.805
‫تا لب ساحل باهام میاین؟‬

1641
02:21:46.630 --> 02:21:48.632
‫چقدر از این پروژه گیرتون میاد؟‬

1642
02:21:50.884 --> 02:21:52.135
‫چقدر گیرم میاد؟‬

1643
02:21:52.636 --> 02:21:53.887
‫گمونم یک میلیون وون؟‬

1644
02:21:54.638 --> 02:21:55.639
‫ده میلیون؟‬

1645
02:21:57.641 --> 02:21:58.642
‫شوخی کردم.‬

1646
02:21:59.143 --> 02:22:01.145
‫خودم هم رقم دقیقش رو نمی‌دونم...‬

1647
02:22:01.645 --> 02:22:03.647
‫مسئله اصلا پولش نیست، این کار...‬

1648
02:22:04.148 --> 02:22:06.901
‫یه چشم‌انداز جدیده که به روم باز می‌شه.‬

1649
02:25:11.091 --> 02:25:13.093
‫روز تولد چول...‬

1650
02:25:13.594 --> 02:25:15.846
‫رفته بودم براش کیک بخرم.‬

1651
02:25:16.847 --> 02:25:19.350
‫چشمم افتاد به یکی که داشت کیک می‌خرید.‬

1652
02:25:20.351 --> 02:25:25.857
‫از زنده‌ها بود، از اون‌هایی که‬
‫هنوز توی شرکت اس‌پی کار می‌کنن.‬

1653
02:25:26.857 --> 02:25:29.610
‫نیروی کار یه بخش دیگه بود.‬

1654
02:25:30.361 --> 02:25:34.365
‫من شناختمش، ولی اون من رو نشناخت.‬

1655
02:25:36.868 --> 02:25:42.874
‫فکر کنم تولد دخترش بود.‬
‫یه کیک خرید با ده تا شمع.‬

1656
02:25:44.626 --> 02:25:47.879
‫دخترش مثل چول ده سالش بود.‬

1657
02:25:48.380 --> 02:25:50.883
‫من کیک رو گرفتم و اومدم بیرون...‬

1658
02:25:53.885 --> 02:25:56.137
‫بعد ناخودآگاه افتادم دنبال ماشینش.‬

1659
02:25:59.891 --> 02:26:05.146
‫نمی‌دونم چرا افتادم دنبال‬
‫خانواده یکی از اون زنده‌ها.‬

1660
02:26:05.898 --> 02:26:10.653
‫روز تولد پسرم بود،‬
‫زن و بچه‌ام توی خونه منتظرم بودن.‬

1661
02:26:11.654 --> 02:26:13.906
‫اون‌وقت من افتاده بودم‬
‫دنبال یه خانواده دیگه.‬

1662
02:26:14.907 --> 02:26:18.411
‫بعد از یه مسافتی،‬
‫جلوی یه رستوران نگه داشتن.‬

1663
02:26:18.661 --> 02:26:23.916
‫می‌خواستن واسه تولد‬
‫برن بیرون شام بخورن.‬

1664
02:26:24.917 --> 02:26:30.423
‫قبل از غذا، شمع‌ها رو روشن کردن.‬
‫دسته‌جمعی «تولدت مبارک» خوندن.‬

1665
02:26:31.174 --> 02:26:35.428
‫از میز بغلی نگاهشون می‌کردم،‬
‫طوری که متوجهم نشن.‬

1666
02:26:38.181 --> 02:26:39.182
‫نه...‬

1667
02:26:42.185 --> 02:26:43.937
‫نه عصبانی بودم...‬

1668
02:26:44.437 --> 02:26:46.940
‫نه ناراحت بودم...‬

1669
02:26:48.692 --> 02:26:51.195
‫فقط یه فکر مثل خوره افتاده بود به جونم...‬

1670
02:26:54.948 --> 02:26:56.450
‫«من واقعا مریضم.»‬

1671
02:27:02.706 --> 02:27:06.460
‫اونجا بود که تصمیم گرفتین تراپی برین؟‬

1672
02:27:09.213 --> 02:27:11.465
‫فهمیدم وضعم چقدر خرابه.‬

1673
02:27:13.217 --> 02:27:17.672
‫کنار اون خانواده زنده و سرحال،‬
‫احساس یه شبح مرده رو داشتم...‬

1674
02:27:17.722 --> 02:27:20.475
‫یه موجود به درد نخور بودم‬
‫که هیچ انگیزه‌ای واسه زندگی نداشت.‬

1675
02:27:22.477 --> 02:27:23.728
‫توی وجود من...‬

1676
02:27:25.730 --> 02:27:27.482
‫دیگه هیچی نمونده.‬

1677
02:27:30.235 --> 02:27:31.987
‫پوچ و خالی شدم.‬

1678
02:27:32.988 --> 02:27:35.491
‫شرمنده‌تر از اونم که‬
‫این حرف‌ها رو جلوی زن و بچه‌ام بزنم...‬

1679
02:27:36.742 --> 02:27:39.433
‫ولی انگیزه‌ای واسه ادامه زندگی ندارم...‬

1680
02:27:44.188 --> 02:27:47.400
‫می‌ترسم زن و بچه‌ام بفهمن‬
‫من چه جونور بدرد نخوری‌ام...‬

1681
02:27:48.150 --> 02:27:49.944
‫خیلی وحشت دارم...‬

1682
02:27:54.407 --> 02:27:56.409
‫خیلی می‌ترسم...‬

1683
02:28:07.128 --> 02:28:08.500
‫بسه دیگه.‬

1684
02:28:08.880 --> 02:28:10.964
‫بلند شو اوپا. پاشو بریم خونه.‬

1685
02:28:11.027 --> 02:28:14.030
‫ما هیچ ربطی به این آدم‌ها نداریم.‬
‫بلند شو بریم.‬

1686
02:28:14.280 --> 02:28:16.282
‫وایستین، چرا اینطوری می‌کنی؟‬

1687
02:28:16.533 --> 02:28:18.500
‫بسه دیگه، ما می‌ریم خونه.‬

1688
02:28:18.639 --> 02:28:19.765
‫بسه هر چقدر کش اومد.‬

1689
02:28:20.537 --> 02:28:21.538
‫یه لحظه.‬

1690
02:28:22.289 --> 02:28:23.800
‫نمی‌شه که اینطوری برین.‬

1691
02:28:23.978 --> 02:28:25.145
‫چرا نشه؟‬

1692
02:28:25.292 --> 02:28:27.795
‫چرا نتونیم بریم؟‬

1693
02:28:28.795 --> 02:28:29.596
‫من رو ببین.‬

1694
02:28:29.796 --> 02:28:31.047
‫دستت رو بکش!‬

1695
02:28:32.549 --> 02:28:34.551
‫می‌گم دستت رو بکش!‬

1696
02:28:35.302 --> 02:28:36.553
‫کسکش!‬

1697
02:28:39.556 --> 02:28:40.557
‫هوس تکواندو کردی؟‬

1698
02:28:51.068 --> 02:28:53.320
‫آروم بگیر تا ناقصت نکردم.‬

1699
02:28:53.571 --> 02:28:54.822
‫ولم کن کسکش!‬

1700
02:28:55.072 --> 02:28:57.324
‫بسه، بسه تو رو خدا!‬

1701
02:29:01.829 --> 02:29:02.830
‫باشه.‬

1702
02:29:03.081 --> 02:29:04.332
‫هر جا خواستین برین.‬

1703
02:29:04.833 --> 02:29:06.835
‫ببخشید اگه اذیتتون کردم.‬

1704
02:29:07.085 --> 02:29:09.337
‫به قول خودت،‬
‫بسه هر چقدر کش اومد.‬

1705
02:29:31.360 --> 02:29:32.862
‫ببخشید...‬

1706
02:29:33.362 --> 02:29:36.115
‫اون سوته رو ندیدین؟‬

1707
02:29:37.366 --> 02:29:38.617
‫کدوم سوت؟‬

1708
02:29:39.118 --> 02:29:41.871
‫همونی که طبقه پایین توی قفسه بود.‬

1709
02:29:42.371 --> 02:29:44.874
‫همیشه اونجا بود، ولی الان نیست.‬

1710
02:29:45.124 --> 02:29:46.075
‫پیداش نکردم.‬

1711
02:29:46.125 --> 02:29:48.377
‫فکر می‌کنی ما کش رفتیم؟‬

1712
02:29:50.630 --> 02:29:53.383
‫از اون روز دیگه نه دیدیمش،‬
‫نه بهش دست زدیم.‬

1713
02:29:54.384 --> 02:29:55.886
‫بیا بگرد.‬

1714
02:29:56.636 --> 02:29:58.888
‫بگرد ببین چیز دیگه‌ای کم نشده باشه.‬

1715
02:29:59.639 --> 02:30:01.391
‫ببخشید، محض اطمینان پرسیدم.‬

1716
02:30:01.641 --> 02:30:04.144
‫اون ماسماسک به چه درد ما می‌خوره؟‬

1717
02:30:05.145 --> 02:30:08.599
‫فکر کردی خیال کردیم‬
‫عتیقه است و کش رفتیم؟‬

1718
02:30:08.649 --> 02:30:11.152
‫منظورم این نبود، فقط سوال کردم.‬

1719
02:30:11.401 --> 02:30:12.903
‫می‌رم یه جای دیگه رو بگردم.‬

1720
02:30:35.927 --> 02:30:37.178
‫من خوبم.‬

1721
02:30:40.181 --> 02:30:41.182
‫برو کنار...‬

1722
02:31:09.461 --> 02:31:10.462
‫یه لحظه.‬

1723
02:32:33.048 --> 02:32:34.800
‫بالاخره اس‌پی رو فروختن.‬

1724
02:32:35.050 --> 02:32:36.802
‫یه شرکت سرمایه‌گذاری آمریکایی خریدش.‬

1725
02:32:37.302 --> 02:32:39.554
‫توی گروه بچه‌ها فرستادن.‬

1726
02:32:42.558 --> 02:32:44.060
‫حالا چی می‌شه؟‬

1727
02:32:45.310 --> 02:32:48.313
‫به نظرت ممکنه دوباره برگردوننت سر کار؟‬

1728
02:32:49.815 --> 02:32:51.400
‫نه بابا.‬

1729
02:32:51.662 --> 02:32:54.123
‫اصلا واسه همین خریدنش‬
‫که تعدیل نیرو شده بود.‬

1730
02:32:55.321 --> 02:32:56.823
‫پس حالا چیکار کنیم؟‬

1731
02:32:59.575 --> 02:33:02.078
‫چیکار کنیم؟ زندگی می‌کنیم.‬

1732
02:33:09.586 --> 02:33:11.088
‫تو برداشته بودی؟‬

1733
02:33:14.090 --> 02:33:15.842
‫واسه چی برداشتی؟‬

1734
02:33:19.346 --> 02:33:21.849
‫آدم که دست به مال بقیه نمی‌زنه.‬

1735
02:34:15.654 --> 02:34:17.906
‫من اومدم!‬

1736
02:34:19.157 --> 02:34:22.410
‫الان به نظرم خونه‌مون زشته.‬
‫بو هم می‌ده.‬

1737
02:34:23.412 --> 02:34:25.164
‫بو نمی‌ده که.‬

1738
02:34:25.414 --> 02:34:27.666
‫فقط چند وقته هوا توش جریان نداشته.‬

1739
02:35:16.467 --> 02:35:17.969
‫عجیبه‌ها.‬

1740
02:35:18.469 --> 02:35:19.470
‫چی؟‬

1741
02:35:20.721 --> 02:35:24.225
‫امروز رفتارت فرق داشت.‬

1742
02:35:24.975 --> 02:35:28.979
‫انگار یه آدم دیگه شده بودی.‬

1743
02:35:30.231 --> 02:35:31.733
‫فرقی نکردم.‬

1744
02:35:35.486 --> 02:35:36.737
‫باشه.‬

1745
02:35:36.988 --> 02:35:38.490
‫همیشه همین بمون.‬

1746
02:35:43.244 --> 02:35:44.746
‫جواب نمی‌ده.‬

1747
02:35:45.246 --> 02:35:46.247
‫کی؟‬

1748
02:35:46.748 --> 02:35:47.749
‫آن می‌اوک.‬

1749
02:35:49.000 --> 02:35:51.753
‫ازش پرسیدم رسیدن خونه یا نه.‬

1750
02:35:52.504 --> 02:35:53.755
‫جواب نداده.‬

1751
02:37:23.098 --> 02:37:25.350
‫چرا نشستی اینجا تنهایی مشروب می‌خوری؟‬

1752
02:37:30.105 --> 02:37:31.400
‫به سلامتی.‬

1753
02:37:31.567 --> 02:37:32.401
‫نوش.‬

1754
02:37:38.113 --> 02:37:39.615
‫چرا اینطوری نگاه می‌کنی؟‬

1755
02:37:40.365 --> 02:37:42.117
‫نگاه نکردم.‬

1756
02:37:42.367 --> 02:37:44.119
‫چرا، دیدم کردی.‬

1757
02:37:44.870 --> 02:37:47.623
‫لابد چون سوجو داره‬
‫دوباره به دهنم شیرین میاد.‬

1758
02:37:48.874 --> 02:37:51.877
‫بدون تو زهرمار بود.‬

1759
02:38:00.887 --> 02:38:02.389
‫امشب ماه کامله.‬

1760
02:38:06.392 --> 02:38:08.144
‫دورش هاله افتاده.‬

1761
02:38:10.146 --> 02:38:13.650
‫شاید فردا بارون بیاد.‬
‫هاله ماه نشونه بارونه.‬

1762
02:38:14.651 --> 02:38:17.404
‫حالا یه امشب نباره کافیه.‬

1763
02:38:17.904 --> 02:38:22.409
‫من همیشه از آینده حرف می‌زنم.‬

1764
02:38:23.160 --> 02:38:25.162
‫ولی تو فقط توی حال زندگی می‌کنی.‬

1765
02:38:25.412 --> 02:38:26.663
‫ما اصلا به هم نمی‌خوریم.‬

1766
02:38:28.165 --> 02:38:29.250
‫به لحاظ حرف زدن؟‬

1767
02:38:29.416 --> 02:38:30.709
‫آره دیگه.‬

1768
02:38:31.919 --> 02:38:34.422
‫ولی توی سکس خیلی جوریم، نه؟‬

1769
02:38:35.172 --> 02:38:37.074
‫خدا می‌دونه.‬

1770
02:38:37.549 --> 02:38:40.026
‫انقدر از آخریش گذشته که یادم نمیاد.‬

1771
02:38:41.512 --> 02:38:42.784
‫زر نزن بابا.‬

1772
02:38:44.056 --> 02:38:49.398
‫[یه‌جی: رسیدی خونه؟]‬

1773
02:39:00.393 --> 02:39:08.393
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1774
02:39:09.979 --> 02:39:17.979
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1775
02:40:08.056 --> 02:40:13.859
‫[ادای احترامی به «ده فرمان»]‬
‫[اثر کریشتوف کیشلوفسکی و کریشتوف پیسیویچ]‬