WEBVTT

﻿
1
00:00:04.590 --> 00:00:39.590
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:41.583 --> 00:00:45.203
‫سال ۱۵۷۸، وقتی اودا نوبوناگا (از تأثیرگذارترین جنگ‌سالاران ژاپن)
‫به قصد حکومت بر کل کشور،

3
00:00:45.293 --> 00:00:48.533
‫به سمت غرب پیشروی می‌کند،

4
00:00:48.623 --> 00:00:53.413
‫یکی از مورد اعتمادترین
‫ملازمانش، آراکی موراشیگه،

5
00:00:53.493 --> 00:00:56.533
‫از قلعه‌ی آریوکا در سِتسو،

6
00:00:56.623 --> 00:00:59.123
‫ناگهان از این جنگ‌سالار رو بر می‌گرداند.

7
00:00:59.203 --> 00:01:03.413
‫دلایل او تا به امروز
‫به مانند یک راز باقی مانده است.

8
00:01:04.043 --> 00:01:10.413
‫قلعه‌ی آریوکا توسط ارتش اودا
‫محاصره شده و کار به بن‌بست کشیده است.

9
00:01:53.243 --> 00:01:55.663
‫نقشه‌ی محاصره‌تون فوق‌العاده‌ست.

10
00:01:56.293 --> 00:02:01.663
‫این کار ایالت‌های غربی رو تشویق
‫می‌کنه و اودا را به درماندگی میندازه.

11
00:02:03.163 --> 00:02:05.243
‫حالا منتظر فرصت می‌مونیم.

12
00:02:05.333 --> 00:02:07.033
‫اطاعت میشه.

13
00:02:09.293 --> 00:02:12.373
‫سرورم، فرستاده‌ی اودا درخواست ملاقات داره.

14
00:02:13.293 --> 00:02:14.913
‫کیه؟

15
00:02:14.993 --> 00:02:17.163
‫جناب کورودا کانبی.

16
00:02:17.243 --> 00:02:18.663
‫کانبی؟

17
00:02:26.663 --> 00:02:28.993
‫نیازی به تعارف و
‫تشریفات نیست، کانبی.

18
00:02:30.293 --> 00:02:34.243
‫- چی شده اومدی اینجا؟
‫- واقعاً دارید برای جنگ آماده میشید.

19
00:02:35.043 --> 00:02:39.123
‫وقتی شنیدم قصد دارید داخل قلعه‌تون ایستادگی کنید،

20
00:02:39.203 --> 00:02:44.033
‫باورش برام سخت بود، ولی واقعاً
‫دارید جلوی اودا می‌ایستید.

21
00:02:44.583 --> 00:02:47.783
‫پس اومدی منو منصرف کنی.

22
00:02:47.873 --> 00:02:51.873
‫در حال حاضر مخالفت با
‫اودا، به معنی مرگ متحدینشه...

23
00:02:51.953 --> 00:02:53.953
‫که به سمت غرب تا هاریما پیش رفتن.

24
00:02:54.043 --> 00:02:58.623
‫واسه اقدام کردن، هیچ زمان
‫و مکانی بهتر از الان نیست.

25
00:02:58.703 --> 00:03:00.533
‫واقعاً منظورت همینه؟

26
00:03:01.453 --> 00:03:05.873
‫پس با من متحد شو.
‫تو متحد ارزشمندی میشی.

27
00:03:07.453 --> 00:03:09.783
‫با این حال، نمی‌تونید برنده بشید.

28
00:03:10.583 --> 00:03:14.283
‫شما به موریِ غرب تکیه
‫کردید، ولی اون نخواهد اومد.

29
00:03:15.953 --> 00:03:18.083
‫چرا این‌جوری فکر می‌کنی؟

30
00:03:18.163 --> 00:03:21.333
‫جنگ با اودا تو این شرایط،
‫کشور رو تجزیه می‌کنه.

31
00:03:21.413 --> 00:03:23.953
‫موری اصلاً تمایلی به این کار نداره.

32
00:03:24.043 --> 00:03:26.913
‫می‌تونم پاش رو به همچین جنگی بکشم.

33
00:03:30.743 --> 00:03:35.493
‫به موری اعتماد نکنید... اون
‫توی نقشه‌کشیدن استاده.

34
00:03:36.333 --> 00:03:40.373
‫هر ائتلافی باهاش فقط روی کاغذ خوبه.

35
00:03:41.163 --> 00:03:44.203
‫خودتون هم اینو خیلی خوب می‌دونید.

36
00:03:44.293 --> 00:03:46.583
‫واسه اودا هم اوضاع همین‌طوره.

37
00:03:47.373 --> 00:03:52.373
‫اگه این‌طوره، ارزشش رو داره ریسک کنیم
‫تا ببینیم کی می‌بره، موری یا اودا.

38
00:03:53.913 --> 00:03:56.533
‫حتی اگه این کار باعث نابودی این کشور بشه؟

39
00:03:57.663 --> 00:04:00.163
‫مگه همین الانش اودا در
‫حال نابود کردنش نیست؟

40
00:04:02.453 --> 00:04:04.453
‫شاید ارزش ریسک کردن رو داشته باشه.

41
00:04:06.813 --> 00:04:08.363
‫خب...

42
00:04:09.123 --> 00:04:11.373
‫با این حال، تو طرف اودا رو می‌گیری.

43
00:04:12.373 --> 00:04:13.783
‫خیلی خب.

44
00:04:14.873 --> 00:04:16.703
‫ببرینش به سیاه‌چال!

45
00:04:24.913 --> 00:04:27.413
‫فرستاده‌ها رو باید پس فرستاد.

46
00:04:27.493 --> 00:04:31.663
‫اگه این کار رو بکنم، ممکنه ایالت‌های
‫غربی از موری رو برگردونن و برن سمت اودا.

47
00:04:37.953 --> 00:04:41.083
‫اگه نمی‌خوای منو پس بفرستی، پس
‫منو بکش! راه و رسم سامورایی همینه!

48
00:04:41.163 --> 00:04:43.953
‫ارباب موراشیگه! چرا داری این کار رو می‌کنی؟

49
00:04:44.043 --> 00:04:47.583
‫دارم از جونت می‌گذرم!
‫دیگه چرا شاکی هستی؟

50
00:04:47.663 --> 00:04:50.333
‫چرا منو نمی‌کشی؟

51
00:04:51.243 --> 00:04:52.993
‫منو بکش!

52
00:05:11.373 --> 00:05:14.163
‫ارباب موراشیگه! خواهش می‌کنم به حرفم گوش کنید!

53
00:05:15.333 --> 00:05:17.583
‫من یه پسر دارم.

54
00:05:17.663 --> 00:05:20.533
‫شوجومارو، یه پسر‌بچه‌ی ۱۱ ساله.

55
00:05:20.623 --> 00:05:25.283
‫اون تو دست اودا اسیره و
‫چشم‌به‌راه برگشتن پدرشه.

56
00:05:25.483 --> 00:05:26.533
‫خب؟

57
00:05:26.623 --> 00:05:30.743
‫خواهش می‌کنم حداقل سرم رو برای اودا بفرست!

58
00:05:30.833 --> 00:05:33.243
‫می‌خوای بمیری تا وفاداریت رو ثابت کنی؟

59
00:05:33.333 --> 00:05:34.623
‫همین‌طوره!

60
00:05:35.373 --> 00:05:39.623
‫اگه یه فرستاده برنگرده، یعنی تغییر موضع داده.

61
00:05:39.703 --> 00:05:42.873
‫جون پسرم به مو بنده!

62
00:05:42.953 --> 00:05:45.203
‫بالاخره یه روزی آزادِت می‌کنم.

63
00:05:45.293 --> 00:05:48.913
‫ولی تا اون موقع، باید
‫برای منفعت من زنده بمونی.

64
00:05:49.913 --> 00:05:52.703
‫می‌خوای رسم سامورایی‌ها رو زیر پا بذاری؟

65
00:05:52.793 --> 00:05:56.743
‫اگه فقط از رسم و رسوم اطاعت می‌کردم
‫که الان اینجا واینستاده بودم.

66
00:05:59.623 --> 00:06:02.033
‫تو فریبم دادی، ارباب موراشیگه!

67
00:06:02.703 --> 00:06:04.873
‫خودت بودی که اومدی سراغ من.

68
00:06:05.663 --> 00:06:11.163
‫کانبی، لعنت به شانس بدت که درست
‫تو این موقع پات به این قلعه باز شد.

69
00:06:12.663 --> 00:06:15.243
‫بهش آب و غذا بدین! ملاقاتی هم ممنوعه.

70
00:06:15.793 --> 00:06:17.283
‫چشم، سرورم!

71
00:06:19.373 --> 00:06:23.833
‫به وقتش، تقاص کاری که کردی رو پس میدی!

72
00:06:30.043 --> 00:06:35.843
«‫»سامورایی و زندانی

73
00:06:36.143 --> 00:06:41.143
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

74
00:06:41.873 --> 00:06:44.163
‫شایعه حقیقت داره.

75
00:06:44.793 --> 00:06:47.373
‫پس ناکاگاوا بهمون خیانت کرده!

76
00:06:48.293 --> 00:06:50.373
‫چرا الان رفته سمت اودا؟

77
00:06:50.453 --> 00:06:51.953
‫اون به اربابمون مدیونه!

78
00:06:52.043 --> 00:06:54.703
‫خیانت ناکاگاوا قابل پیش‌بینی بود.

79
00:06:55.543 --> 00:06:57.703
‫ترس از اودا مجبورش کرد این کار رو بکنه.

80
00:06:57.793 --> 00:07:04.163
‫اودا داره قلعه‌ی آریوکا رو
‫از هر طرف محاصره می‌کنه.

81
00:07:04.243 --> 00:07:09.283
‫از چی می‌ترسی؟ این قلعه نفوذناپذیره!

82
00:07:09.373 --> 00:07:14.033
‫همین‌طوره. به محض اینکه موری بهمون
‫ملحق بشه، ورق به نفع ما برمی‌گرده.

83
00:07:14.123 --> 00:07:16.373
‫اینطور نیست، سرورم؟

84
00:07:20.993 --> 00:07:22.663
‫آره، دقیقاً همین‌طوره.

85
00:07:37.203 --> 00:07:40.373
‫سرورم. یه خبر نگران‌کننده داریم.

86
00:07:40.453 --> 00:07:41.913
‫چی؟

87
00:07:41.993 --> 00:07:44.203
‫قلعه‌ی اووادا سقوط کرده.

88
00:07:44.293 --> 00:07:46.743
‫- آبه تسلیم شد؟
‫- دقیقاً.

89
00:07:46.833 --> 00:07:49.953
‫روابط ارباب آبه با فرقه‌ی قدرتمند بودایی ایکو

90
00:07:50.033 --> 00:07:53.493
‫باعث خیانت‌های زیادی به
‫اودا شد. با این حال...

91
00:07:53.583 --> 00:07:55.953
‫بدون هیچ جنگی تسلیم شد.

92
00:07:57.373 --> 00:08:02.913
‫سرورم، ما پسر ارباب آبه، یعنی جناب جینن
‫رو توی این قلعه گروگان نگه داشتیم.

93
00:08:02.993 --> 00:08:05.783
‫طبق رسم و رسوم باید مصلوب بشه.

94
00:08:06.793 --> 00:08:08.373
‫- مصلوب بشه؟
‫- بله.

95
00:08:08.453 --> 00:08:11.163
‫نه. ببرینش به سیاه‌چال.

96
00:08:12.543 --> 00:08:15.283
‫- مطمئناً نمی‌خواهید از جونش بگذرید؟
‫- چرا، می‌خوام.

97
00:08:17.373 --> 00:08:19.413
‫واسۀ چی؟

98
00:08:19.493 --> 00:08:24.083
‫زمستان: جینن

99
00:08:28.873 --> 00:08:31.243
‫شنیدم ارباب آبه جبهه‌اش رو عوض کرده.

100
00:08:32.583 --> 00:08:34.283
‫شنیدی؟

101
00:08:34.953 --> 00:08:39.493
‫نمی‌تونم تصور کنم جیننِ جوان
‫چقدر باید درهم‌شکسته شده باشه.

102
00:08:39.583 --> 00:08:42.163
‫فکرشو می‌کردم که این
‫اتفاق بالاخره می‌افته.

103
00:08:44.663 --> 00:08:47.283
‫پسر یه سامورایی باید آماده‌ی مرگ باشه.

104
00:08:48.083 --> 00:08:50.333
‫آماده‌ی مرگ؟ از این طرز فکر بیزارم.

105
00:08:51.993 --> 00:08:53.583
‫منظورت چیه؟

106
00:08:53.663 --> 00:08:56.123
‫یه بچه آماده‌ی مرگ باشه؟ مسخره‌ست.

107
00:08:57.833 --> 00:09:00.833
‫جینن پیرو فرقه‌ی شینشوئه، مثل خود من.
‫(از بزرگ‌ترین مکاتب بودایی در ژاپن)

108
00:09:01.623 --> 00:09:04.703
‫اون همیشه آماده‌ست که به بهشت بره.

109
00:09:05.333 --> 00:09:10.333
‫از بچه‌ای که هنوز اون‌قدر کوچیکه که دنیا رو
‫نمی‌شناسه، نمی‌شه انتظار داشت بهشت رو بشناسه.

110
00:09:10.413 --> 00:09:14.333
‫با این حال، آدم باز هم آرزوش رو داره.

111
00:09:15.543 --> 00:09:17.783
‫خیلی‌خب. فهمیدم.

112
00:09:18.913 --> 00:09:20.703
‫- بذار رد شم!
‫- نمی‌تونم!

113
00:09:20.793 --> 00:09:22.163
‫بذار رد شم!

114
00:09:26.413 --> 00:09:28.583
‫من جینن آبه هستم.

115
00:09:28.663 --> 00:09:33.123
‫ارباب موراشیگه، اومدم یه درخواستی بکنم.

116
00:09:37.743 --> 00:09:39.243
‫ارباب موراشیگه.

117
00:09:40.333 --> 00:09:41.953
‫بانو چیوهو.

118
00:09:42.953 --> 00:09:46.083
‫بابت خیانت پدرم عمیقاً عذرخواهی می‌کنم!

119
00:09:51.043 --> 00:09:52.993
‫لطفاً من رو به صلیب نکشین.

120
00:09:53.833 --> 00:09:56.703
‫بهم یه شمشیر بدین تا بتونم بمیرم

121
00:09:57.663 --> 00:09:59.663
‫و به بهشت برم.

122
00:10:01.373 --> 00:10:02.833
‫ارباب.

123
00:10:02.913 --> 00:10:07.493
‫جینن تو این دنیا به اندازه‌ی کافی درد کشیده.

124
00:10:07.583 --> 00:10:08.873
‫- یه شمشیر...
‫- نه!

125
00:10:12.163 --> 00:10:13.913
‫تو زندانی می‌شی.

126
00:10:14.993 --> 00:10:19.033
‫معنی... این کار چیه؟

127
00:10:19.123 --> 00:10:21.033
‫قصد داری از جونش بگذری؟

128
00:10:21.123 --> 00:10:24.033
‫این رو به حساب رحم نذار.

129
00:10:24.123 --> 00:10:26.533
‫اگه رحم نیست، پس چیه؟

130
00:10:26.623 --> 00:10:29.703
‫اگه نخواین... درخواستم رو قبول کنین...

131
00:10:34.243 --> 00:10:36.953
‫این منم که تصمیم می‌گیرم زنده بمونی یا بمیری.

132
00:10:37.043 --> 00:10:39.373
‫جون تو دست خودت نیست که بخوای بگیریش!

133
00:10:39.453 --> 00:10:41.663
‫چرا این‌طوری بی‌آبروم می‌کنی؟

134
00:10:41.743 --> 00:10:42.833
‫بیا تو!

135
00:10:47.623 --> 00:10:52.033
‫بندازینش تو یه اتاق خالی. نذارین بیاد بیرون.

136
00:10:53.873 --> 00:10:55.533
‫ارباب موراشیگه!

137
00:11:06.743 --> 00:11:08.453
‫ببخشید که به زحمت انداختمتون.

138
00:11:10.703 --> 00:11:12.743
‫هر کاری هم که بکنم...

139
00:11:14.043 --> 00:11:16.283
‫نمی‌تونم بفهمم تو دلت چی می‌گذره.

140
00:11:23.413 --> 00:11:25.243
‫- کیوزائمون.
‫- بله.

141
00:11:25.333 --> 00:11:27.743
‫جینن غذا نمی‌خوره؟

142
00:11:28.743 --> 00:11:31.033
‫بهم گفتن داره آب می‌شه.

143
00:11:31.123 --> 00:11:34.373
‫در اعتراض به کارهای من؟ مسخره‌ست.

144
00:11:34.453 --> 00:11:36.493
‫مجبورش کنین یه چیزی بخوره.

145
00:11:37.373 --> 00:11:39.663
‫ارباب، لطفاً تجدید نظر کنین.

146
00:11:40.293 --> 00:11:43.953
‫اگه با کشتن گروگان، بزدلیِ
‫ارباب آبه رو مجازات نکنیم

147
00:11:44.043 --> 00:11:46.243
‫خاندانمون ضعیف به نظر می‌رسه.

148
00:11:46.333 --> 00:11:48.623
‫هنوز نمی‌خوام جینن رو بکشم.

149
00:11:48.703 --> 00:11:50.833
‫ولی ارباب!

150
00:11:50.913 --> 00:11:54.623
‫شاید می‌شد جلوی خیانت ناکاگاوا رو گرفت

151
00:11:55.583 --> 00:11:58.783
‫اگه گروگان گرفته بودیم، ولی نگرفتیم.

152
00:11:58.873 --> 00:12:01.703
‫ناکاگاوا در هر صورت بهمون خیانت می‌کرد.

153
00:12:02.333 --> 00:12:04.163
‫اون همچین آدمیه.

154
00:12:07.644 --> 00:12:11.314
‫منو ببخشین، ارباب! جناب جینن مُرده!

155
00:12:11.394 --> 00:12:12.604
‫چی؟

156
00:12:22.354 --> 00:12:25.564
‫واقعاً عذر می‌خوام که
‫گذاشتم این اتفاق بیفته.

157
00:12:35.394 --> 00:12:38.854
‫زخم تیره، ولی هیچ تیری پیدا نشده.

158
00:12:39.814 --> 00:12:41.434
‫همین‌طوره.

159
00:12:41.524 --> 00:12:44.724
‫جوئمون، درهای کشویی چطوری قرار گرفته بودن؟

160
00:12:46.144 --> 00:12:51.314
‫آکیوکا قبل از من وارد این اتاق شد.

161
00:12:51.974 --> 00:12:54.894
‫اون گفت حدود سه اینچ با هم فاصله داشتن.

162
00:12:54.974 --> 00:12:56.224
‫سه اینچ؟

163
00:12:56.354 --> 00:12:59.184
‫تیراندازی از بین‌اش غیرممکن نیست.

164
00:13:32.814 --> 00:13:34.974
‫کی تو اون برجک نگهبانی می‌داد؟

165
00:13:35.644 --> 00:13:38.604
‫نمی‌دونم. همین الان آمارش رو درمیارم.

166
00:13:38.684 --> 00:13:41.104
‫کی نگهبان جینن بود؟

167
00:13:41.184 --> 00:13:43.564
‫خودم، ایچیروزا،

168
00:13:43.644 --> 00:13:47.144
‫کاهی و آکیوکا. چهار نفرمون.

169
00:13:49.684 --> 00:13:51.814
‫پیدا کنین کی تو اون برجک بوده.

170
00:13:53.314 --> 00:13:55.264
‫همه‌ی شهادت‌ها رو با هم مقایسه کنین.

171
00:13:55.354 --> 00:13:59.894
‫شنیدی؟ جینن با یه تیر نامرئی کشته شده.

172
00:14:00.894 --> 00:14:03.814
‫بی‌شک عذاب الهی برای آبه‌ی خائنه.

173
00:14:03.894 --> 00:14:07.104
‫نه، نه. این کارِ اربابمون بوده.

174
00:14:08.064 --> 00:14:12.604
‫اربابمون گفت نمی‌کشتش،
‫ولی برای حفظ آبرومون...

175
00:14:13.474 --> 00:14:15.724
‫اعدامش کرد.

176
00:14:15.814 --> 00:14:18.144
‫اربابمون اصلاً همچین کاری نکرده.

177
00:14:20.274 --> 00:14:23.854
‫پس، اون... عذاب الهی بود؟

178
00:14:25.274 --> 00:14:28.724
‫بعید می‌دونم قضیه این‌قدر ماورایی باشه.

179
00:14:28.814 --> 00:14:30.644
‫مسخره‌ست.

180
00:14:32.104 --> 00:14:36.104
‫اگه این عذاب الهی بود، باید
‫به پدر جینن ضربه می‌زد.

181
00:14:37.934 --> 00:14:40.764
‫نه اعدام بوده، نه عذاب الهی.

182
00:14:40.854 --> 00:14:42.264
‫پس فقط می‌مونه...

183
00:14:42.354 --> 00:14:45.684
‫یه چیز واضح؛ به قتل رسیده.

184
00:14:47.064 --> 00:14:49.314
‫نکنه طلسم مسیحی‌ها بوده؟

185
00:14:49.394 --> 00:14:51.474
‫این مسخره‌بازی‌ها رو تموم کنین!

186
00:14:52.064 --> 00:14:55.184
‫بی‌شک، زخمِ یه تیر معمولی بود.

187
00:14:55.274 --> 00:14:58.934
‫پس ارباب، کی این کار رو کرده و چطوری؟

188
00:15:00.814 --> 00:15:04.014
‫به وقتش همه‌چی روشن میشه.

189
00:15:16.144 --> 00:15:19.814
‫ارباب. ما می‌دونیم کی توی اون برجک بوده.

190
00:15:20.854 --> 00:15:24.314
‫سایکا ساگِهاری، یه تفنگ‌دار.

191
00:15:24.394 --> 00:15:26.604
‫تیروکمان داشت؟

192
00:15:26.684 --> 00:15:28.724
‫اینش معلوم نیست.

193
00:15:28.814 --> 00:15:30.564
‫البته...

194
00:15:31.354 --> 00:15:33.224
‫سوکه‌سابورو، کمکم کن.

195
00:15:33.314 --> 00:15:35.604
‫چشم ارباب، هر کاری
‫از دستم بربیاد انجام میدم.

196
00:16:56.144 --> 00:17:00.854
‫این‌طوری، تیر روی برف رد به جا می‌ذاشت.

197
00:17:00.934 --> 00:17:02.354
‫سوکه‌سابورو.

198
00:17:02.974 --> 00:17:06.764
‫ساگهاری و همه‌ی کسایی که اون
‫روز اینجا بودن رو جمع کن.

199
00:17:13.814 --> 00:17:18.974
‫درسته که اون روز من نگهبان برجک بودم،

200
00:17:19.064 --> 00:17:23.764
‫ولی از اونجایی که وظیفه‌م زیر نظر
‫گرفتن دشمن‌های بیرون از اقامتگاه بود،

201
00:17:25.274 --> 00:17:28.644
‫تمام مدت پشتم به حیاط داخلی بود.

202
00:17:28.724 --> 00:17:30.474
‫چیزی نشنیدی؟

203
00:17:30.564 --> 00:17:33.514
‫برجک حدود ۱۹ متر فاصله داره.

204
00:17:35.224 --> 00:17:38.764
‫پس اگه صدای بلندی می‌اومد، متوجه می‌شدم.

205
00:17:39.644 --> 00:17:42.394
‫من چیزی نشنیدم.

206
00:17:44.814 --> 00:17:48.434
‫به من بگو ببینم ساگهاری.
‫تیروکمان داشتی؟

207
00:17:49.104 --> 00:17:52.014
‫من توی کار با تفنگ مهارت دارم،

208
00:17:52.934 --> 00:17:55.644
‫ولی تا حالا تیروکمان دستم نگرفتم.

209
00:17:55.724 --> 00:17:57.764
‫متوجه شدم. مرخصی.

210
00:18:02.854 --> 00:18:05.894
‫ایچیروزا. هر چی یادت میاد رو بهم بگو.

211
00:18:05.974 --> 00:18:07.814
‫چشم ارباب. می‌گم.

212
00:18:08.974 --> 00:18:13.684
‫صدای پا شنیدم که از اتاق جینن می‌اومد،

213
00:18:13.774 --> 00:18:15.934
‫و وقتی با عجله رفتم اونجا،

214
00:18:16.024 --> 00:18:20.974
‫جوئمون و آکیوکا داشتن به جینن رسیدگی می‌کردن.

215
00:18:22.774 --> 00:18:28.064
‫اگه درست یادم باشه، جوئمون یه کمون دستش بود.

216
00:18:33.224 --> 00:18:35.604
‫درست یادم نمیاد، ولی...

217
00:18:38.184 --> 00:18:41.564
‫داشت از راهروی روبه‌رو نگهبانی می‌داد

218
00:18:41.644 --> 00:18:46.854
‫و موقع شلوغی، همون‌جا موندم که
‫اگه نفوذی‌ای اومد جلوشو بگیرم.

219
00:18:48.314 --> 00:18:52.434
‫کاهی، تو میگی درست یادت نمیاد،

220
00:18:53.474 --> 00:18:56.104
‫ولی به نظر میاد خیلی هم خوب یادت میاد.

221
00:18:59.604 --> 00:19:02.974
‫چیزی که الان گفتم شاید
‫دقیقاً یادم نمونده باشه.

222
00:19:03.064 --> 00:19:05.974
‫سرورم، شما می‌خواستین در مورد اون روز بدونین،

223
00:19:06.064 --> 00:19:09.014
‫واسه همین کلی به مغزم فشار
‫آوردم تا خاطراتو یادم بیارم.

224
00:19:09.774 --> 00:19:12.644
‫وقتی داشتم از جلوی اتاق جناب
‫جینن رد می‌شدم و گشت می‌زدم،

225
00:19:13.474 --> 00:19:17.474
‫متوجه شدم درهای کشویی که قبلاً بسته بودن،

226
00:19:17.564 --> 00:19:20.684
‫یه ذره بازن، واسه همین فوراً رفتم تو.

227
00:19:20.774 --> 00:19:24.224
‫دیدم جناب جینن کنار منقل روی زمین افتاده.

228
00:19:25.474 --> 00:19:28.314
‫نفس نمی‌کشید و به نظر می‌رسید مُرده.

229
00:19:29.354 --> 00:19:32.224
‫طولی نکشید که جوئمون رسید،

230
00:19:33.354 --> 00:19:35.854
‫واسه همین من رفتم تا قاتلو پیدا کنم.

231
00:19:36.564 --> 00:19:40.604
‫اون موقع، جوئمون قطعاً یه کمون دستش بود.

232
00:19:42.314 --> 00:19:45.064
‫که این‌طور. جوئمون...

233
00:19:56.434 --> 00:20:00.064
‫جناب ناکانیشی، پیروزی درخشانی بود.

234
00:20:01.224 --> 00:20:04.224
‫همه‌ش به لطف سربازام بود.

235
00:20:04.314 --> 00:20:10.354
‫ژنرال موتو از سپاه اودا، با وحشت
‫پا به فرار گذاشت. واقعاً جالب بود!

236
00:20:10.434 --> 00:20:15.184
‫با این حال، نتونستم سر
‫موتو رو قطع کنم، حیف شد.

237
00:20:16.224 --> 00:20:18.014
‫بیاین بنوشیم!

238
00:20:37.184 --> 00:20:38.514
‫جوئمون؟

239
00:20:40.774 --> 00:20:42.934
‫از سربازامون آمار گرفتم.

240
00:20:43.024 --> 00:20:46.434
‫چرا با اینکه برنده شدن، روحیه‌شون ضعیف بود؟

241
00:20:47.314 --> 00:20:51.684
‫همه‌شون می‌گفتن صدای طبل جنگی ما رو نشنیدن،

242
00:20:51.774 --> 00:20:54.974
‫ولی شک دارم که با هم هماهنگ
‫کرده باشن تا حرفاشون یکی بشه.

243
00:20:55.064 --> 00:20:56.974
‫این اصلاً خوب نیست.

244
00:20:58.064 --> 00:21:00.014
‫علت واقعیش چیه؟

245
00:21:01.814 --> 00:21:06.724
‫من... اتفاقی یه شایعه بین سربازا شنیدم.

246
00:21:07.934 --> 00:21:10.014
‫شایعه‌ای درباره‌ی من؟

247
00:21:19.684 --> 00:21:21.644
‫راحت حرفتو بزن.

248
00:21:23.064 --> 00:21:26.354
‫اینکه شما گفتین از جون جناب جینن می‌گذرین،

249
00:21:26.434 --> 00:21:29.394
‫ولی در نهایت اعدامش کردین،

250
00:21:29.474 --> 00:21:31.814
‫اونم به همون بی‌رحمی‌ای که
‫ارباب اودا انجامش می‌داد.

251
00:21:32.854 --> 00:21:34.854
‫قضیه به همین‌جا ختم نمیشه...

252
00:21:36.463 --> 00:21:41.463
‫فکر می‌کنن در مورد نکشتنش دروغ
‫میگم و نمیشه بهم اعتماد کرد؟

253
00:21:42.673 --> 00:21:44.383
‫متأسفانه همین‌طوره، سرورم.

254
00:21:45.383 --> 00:21:47.423
‫باید قاتل جینن رو پیدا کنیم.

255
00:21:50.043 --> 00:21:51.463
‫بهم بگو، جوئمون.

256
00:21:54.043 --> 00:21:58.463
‫شبی که جینن کشته شد، کمون همراهت بود؟

257
00:21:59.213 --> 00:22:00.713
‫بله، همراهم بود.

258
00:22:00.793 --> 00:22:05.293
‫موقع نگهبانی، همیشه یه کمون با خودم دارم

259
00:22:05.923 --> 00:22:08.633
‫که اگه نفوذی‌ای وارد شد و خواست
‫از روی سقف فرار کنه، جلوشو بگیرم.

260
00:22:08.713 --> 00:22:13.293
‫وقتی من رفتم به اتاق جینن، تو کمون دستت نبود.

261
00:22:13.963 --> 00:22:16.423
‫کمی جلوتر، تکیه‌ش دادم به دیوار.

262
00:22:17.423 --> 00:22:23.083
‫گذاشتم آکیوکا رد نفوذی رو بزنه تا
‫خودم بتونم صحنه‌ی قتل رو بررسی کنم.

263
00:22:23.923 --> 00:22:26.463
‫کمون بلندم دست‌وپاگیر می‌شد.

264
00:22:28.173 --> 00:22:30.003
‫که این‌طور.

265
00:22:30.093 --> 00:22:31.963
‫تو هیچ‌وقت دروغ نمیگی.

266
00:22:34.383 --> 00:22:35.883
‫در مورد جینن،

267
00:22:36.753 --> 00:22:40.383
‫هر چی می‌دونیم رو بنویس و محرمانه نگهش دار.

268
00:22:41.463 --> 00:22:44.083
‫- عجله کن.
‫- اطاعت میشه.

269
00:23:02.753 --> 00:23:04.383
‫کی اونجاست؟

270
00:23:04.923 --> 00:23:06.833
‫اوه! سرورم!

271
00:23:08.133 --> 00:23:11.043
‫- انتظار حضورتون رو نداشتم.
‫- دارم میرم تو.

272
00:23:41.383 --> 00:23:43.383
‫سَمّیه؟

273
00:23:44.793 --> 00:23:46.713
‫ازش استقبال می‌کنم.

274
00:23:51.583 --> 00:23:53.423
‫خوب دووم آوردی.

275
00:23:55.383 --> 00:23:59.333
‫انتظار داشتم دفعه‌ی بعد
‫وقتی قلعه سقوط کرد ببینمت.

276
00:23:59.423 --> 00:24:01.633
‫قلعه هنوز سقوط نکرده.

277
00:24:01.713 --> 00:24:03.833
‫پس نیازی نیست همدیگه رو ببینیم.

278
00:24:03.923 --> 00:24:06.333
‫اگه قلعه سقوط کنه، تو هم می‌میری.

279
00:24:06.883 --> 00:24:09.543
‫وقتشه که به یه دردی بخوری.

280
00:24:11.463 --> 00:24:13.383
‫من وقتم رو اینجا می‌گذرونم،

281
00:24:14.133 --> 00:24:17.133
‫شب و روز، بین رویا و واقعیت.

282
00:24:17.963 --> 00:24:19.793
‫به چه دردی می‌تونم بخورم؟

283
00:24:19.883 --> 00:24:22.213
‫بحرانی که باهاش روبروام واقعیه.

284
00:24:23.253 --> 00:24:26.083
‫کانبی، از عقلت بهم کمک کن.

285
00:24:32.213 --> 00:24:36.383
‫جینن، پسر ارباب آبه، توی قلعه به قتل رسیده

286
00:24:37.093 --> 00:24:38.963
‫اونم در شرایطی مرموز.

287
00:24:39.713 --> 00:24:41.753
‫باید بدونم چطور اتفاق افتاده.

288
00:26:00.463 --> 00:26:06.293
‫چطور بزرگ‌ترین مرد ستسو ممکنه
‫با چنین بازی بچگانه‌ای گیج بشه؟

289
00:26:06.323 --> 00:26:07.993
‫شوخی نکن.

290
00:26:08.213 --> 00:26:11.583
‫اگه راز مرگ جینن رو حل
‫کردی، همین الان توضیحش بده.

291
00:26:11.673 --> 00:26:16.633
‫ارباب موراشیگه، می‌تونم یه کم صحبت کنم؟

292
00:26:16.713 --> 00:26:19.253
‫این سکوت و محیط
‫تکراری داره کلافه‌ام می‌کنه.

293
00:26:19.343 --> 00:26:20.883
‫چی می‌خوای بگی؟

294
00:26:22.503 --> 00:26:26.463
‫دفعات زیادی، وقتی توی
‫جنگ مقامت بالاتر می‌رفت،

295
00:26:26.543 --> 00:26:30.333
‫به گروگان‌ها رحم کردی و
‫گذاشتی زن‌ها و بچه‌ها برن.

296
00:26:30.423 --> 00:26:33.003
‫دلیلت برای این کار چی بود؟

297
00:26:34.423 --> 00:26:37.083
‫همیشه می‌دونستم که کشتنشون بی‌معنیه.

298
00:26:38.133 --> 00:26:41.333
‫حتی وقتی علیه اودا دست به سلاح بردی،

299
00:26:41.423 --> 00:26:45.003
‫بازرس‌هاش توی قلعه‌ت زنده پس فرستاده شدن.

300
00:26:45.093 --> 00:26:47.833
‫کشتن هیچ فایده‌ای نداره.

301
00:26:47.923 --> 00:26:50.253
‫تو هیچ گروگانی از ناکاگاوا نگرفتی،

302
00:26:50.343 --> 00:26:53.753
‫تا وقتی بهت خیانت کرد، مجبور نشی بکشیشون.

303
00:26:56.343 --> 00:26:58.503
‫خود من رو هم که دیگه نگو.

304
00:27:00.673 --> 00:27:03.713
‫چرا من هنوز زنده‌ام؟

305
00:27:03.793 --> 00:27:05.633
‫چه اهمیتی داره؟

306
00:27:07.293 --> 00:27:12.173
‫من از قبل دلیل اینکه آدم نمی‌کشی رو می‌دونم.

307
00:27:16.543 --> 00:27:20.543
‫پس چرا می‌پرسی؟

308
00:27:22.173 --> 00:27:26.713
‫داری برای خودت وقت می‌خری
‫تا راز قتل جینن رو حل کنی؟

309
00:27:26.793 --> 00:27:28.673
‫اصلاً این‌طور نیست.

310
00:27:28.753 --> 00:27:32.333
‫تو برای اینکه آدم نکشی، از رسم و
‫رسوم سامورایی‌ها سرپیچی می‌کنی.

311
00:27:33.503 --> 00:27:36.083
‫رحمت و دلسوزیت باعث کارما شده،

312
00:27:36.173 --> 00:27:38.463
‫و همینطور باعث مرگ عجیب و غریب جینن.

313
00:27:42.843 --> 00:27:46.383
‫در نهایت، می‌خوام این رو ازت بپرسم.

314
00:27:47.963 --> 00:27:51.463
‫از چی این‌قدر می‌ترسی؟

315
00:27:56.593 --> 00:27:59.383
‫- جوابی نداری؟
‫- وقتم رو تلف کردم.

316
00:28:03.593 --> 00:28:05.043
‫صبر کن.

317
00:28:09.003 --> 00:28:11.753
‫اجازه بده یه شعر ساده بخونم.

318
00:28:14.293 --> 00:28:19.213
‫کمانِ آراکی؛
‫نیزه‌ای شکسته، آتشی نمی‌افروزد.

319
00:28:20.213 --> 00:28:23.793
‫نه راهی به پیش،
‫نه راهی به پس.

320
00:28:32.963 --> 00:28:36.293
‫نه راهی به پیش،
‫نه راهی به پس...

321
00:28:37.543 --> 00:28:40.923
‫نه راهی به پیش،
‫نه راهی به پس...

322
00:28:41.003 --> 00:28:42.423
‫ارباب.

323
00:28:44.883 --> 00:28:49.043
‫همش دارید اون عبارت رو
‫تکرار می‌کنید، مدام و مدام.

324
00:28:49.133 --> 00:28:50.463
‫من؟

325
00:28:50.543 --> 00:28:53.173
‫شعر یه احمق که داره قدرتم رو به سخره می‌گیره.

326
00:28:53.793 --> 00:28:56.003
‫شعر اصلی یه کم فرق داره.

327
00:28:56.093 --> 00:29:00.423
‫کمانِ آراکی؛
‫به سوی هاریما می‌خروشد.

328
00:29:01.213 --> 00:29:04.833
‫با این حال، نه راهی به
‫پیش دارد، نه راهی به پس

329
00:29:04.923 --> 00:29:06.333
‫تا جایی که یادمه.

330
00:29:06.423 --> 00:29:08.753
‫پس جریان «نیزه‌ای شکسته
‫آتشی نمی‌افروزد» چیه؟

331
00:29:09.713 --> 00:29:12.423
‫خب، ارباب، مطمئن نیستم.

332
00:29:19.503 --> 00:29:21.463
‫برای منقل اومده بود.

333
00:29:22.763 --> 00:29:25.553
‫تو بودی که اونو بهش دادی؟

334
00:29:25.643 --> 00:29:26.933
‫بله.

335
00:29:28.183 --> 00:29:31.553
‫خیلی نگران سلامتی جینن بودی.

336
00:29:34.433 --> 00:29:38.853
‫اگه بعد از اینکه همسرت شدم
‫یه بچه به دنیا می‌آوردم،

337
00:29:40.603 --> 00:29:42.933
‫الان هم‌سن جینن بود.

338
00:29:56.183 --> 00:29:57.603
‫ارباب!

339
00:29:58.223 --> 00:30:00.053
‫یعنی ممکنه منظور از
‫«آتیشی نمی‌افروزد»...

340
00:30:01.143 --> 00:30:03.303
‫...این فانوس باشه؟

341
00:30:27.263 --> 00:30:28.893
‫«آتشی نمی‌افروزد»...

342
00:30:30.723 --> 00:30:32.553
‫«نیزه‌ای شکسته»؟

343
00:30:34.763 --> 00:30:38.393
‫این فانوس و «نیزه‌ای شکسته»...

344
00:30:40.563 --> 00:30:42.893
‫پس منظور کانبی این بود.

345
00:31:02.103 --> 00:31:06.803
‫حقیقت در مورد چگونگی
‫کشته شدن جینن برملا شد.

346
00:31:09.063 --> 00:31:11.303
‫هیچ تیر غیب‌شونده‌ای در کار نبود.

347
00:31:12.353 --> 00:31:14.553
‫از این استفاده شده بود.

348
00:31:18.563 --> 00:31:20.723
‫یه نیزه با دسته‌ی بلند!

349
00:31:20.813 --> 00:31:24.103
‫دو تا نیزه که به هم بسته شده بودن!

350
00:31:24.183 --> 00:31:26.303
‫از بین این همه چیز...

351
00:31:38.103 --> 00:31:40.103
‫اون موقع، فقط یه نفر بود

352
00:31:40.183 --> 00:31:42.603
‫که اون طرف حیاط خلوت بود.

353
00:31:45.513 --> 00:31:47.143
‫کاهی

354
00:31:49.433 --> 00:31:51.853
‫تو جینن رو کشتی.

355
00:31:58.933 --> 00:32:01.603
‫چرا کسی رو کشتی که تصمیم
‫گرفته بودم از جونش بگذرم؟

356
00:32:03.813 --> 00:32:07.183
‫توضیح بده. نگو که یادت رفته.

357
00:32:08.223 --> 00:32:10.353
‫همه‌شو به خاطر
‫شما انجام دادم، ارباب.

358
00:32:10.433 --> 00:32:14.433
‫پسر یه خائن، دشمنه. دشمن بودا. دشمن شما!

359
00:32:14.513 --> 00:32:16.723
‫دشمن‌ها باید کشته بشن!

360
00:32:17.603 --> 00:32:19.933
‫واسه همین این کلک رو زدی؟

361
00:32:20.763 --> 00:32:24.853
‫نه. مرگ جینن کار من بود،
‫اما از یه جهت هم نبود.

362
00:32:24.933 --> 00:32:28.183
‫یه احمق مثل من فقط
‫می‌تونست با راهنمایی خدایان

363
00:32:29.063 --> 00:32:31.263
‫چنین کلکی بزنه.

364
00:32:31.353 --> 00:32:34.683
‫بنابراین، مرگ جینن یه مجازات الهی بود!

365
00:32:34.763 --> 00:32:36.643
‫منطقت برام قانع‌کننده نیست.

366
00:32:38.313 --> 00:32:41.433
‫- کی تحریکت کرده؟
‫- هیچ‌کس!

367
00:32:41.513 --> 00:32:43.763
‫- واقعاً؟
‫- قسم می‌خورم!

368
00:32:46.643 --> 00:32:49.183
‫پس جرمت اصلاً سبک نیست.

369
00:32:52.853 --> 00:32:55.393
‫سرورم، باید اعدامش کنین.

370
00:33:01.763 --> 00:33:03.183
‫کاهی!

371
00:33:04.893 --> 00:33:06.303
‫جناب کاهی!

372
00:33:11.973 --> 00:33:15.263
‫تسلیم شو! جرمت نابخشودنیه!

373
00:33:15.353 --> 00:33:18.513
‫سرورم، زمین‌گیرش کنید! شمشیرشون رو بیارین!

374
00:33:40.853 --> 00:33:42.263
‫کاهی!

375
00:33:43.183 --> 00:33:44.853
‫خوب گوش کن.

376
00:33:45.893 --> 00:33:48.803
‫اگه به تصمیمم اعتراض داری، بگو.

377
00:33:49.723 --> 00:33:52.933
‫خودسری به هیچ وجه قابل قبول نیست.

378
00:33:53.013 --> 00:33:56.473
‫با این حال، توجیهت رو در نظر می‌گیرم.

379
00:33:57.433 --> 00:33:59.603
‫از جونت می‌گذرم.

380
00:33:59.683 --> 00:34:02.143
‫توی میدون جنگ جبرانش کن!

381
00:34:02.223 --> 00:34:05.013
‫بله سرورم! بهتون قول می‌دم!

382
00:34:08.683 --> 00:34:10.513
‫بازجویی تمومه.

383
00:34:11.183 --> 00:34:13.223
‫برگردین سر پست‌هاتون.

384
00:34:15.063 --> 00:34:19.553
‫به من ایمان داشته باشین. به قدرت
‫این قلعه ایمان داشته باشین!

385
00:34:20.103 --> 00:34:22.433
‫و ما اودا رو شکست می‌دیم!

386
00:34:34.103 --> 00:34:37.933
‫سرورم، نیروهای اودا دارن نزدیک‌تر می‌شن.

387
00:34:38.013 --> 00:34:42.603
‫- کی فرماندهی‌شون می‌کنه؟
‫- هوری، مانمی و سوگایا.

388
00:34:44.103 --> 00:34:47.053
‫اودا داره ما را به سخره
‫می‌گیره. همه‌شون جوان هستن.

389
00:34:47.763 --> 00:34:51.103
‫به نظر می‌رسه اودا قلعه‌ی
‫آریوکا رو دست‌کم گرفته.

390
00:34:52.643 --> 00:34:54.893
‫بکشیدشون جلو و
‫به آتیش بکشیدشون.

391
00:35:00.893 --> 00:35:02.303
‫سرورم.

392
00:35:03.393 --> 00:35:05.603
‫ارتش ما پیروز شد.

393
00:35:08.393 --> 00:35:11.183
‫و... در مورد کاهی،

394
00:35:11.723 --> 00:35:15.013
‫اون به تنهایی به دشمن حمله
‫کرد و شجاعانه کشته شد.

395
00:35:16.763 --> 00:35:18.183
‫فهمیدم.

396
00:35:22.563 --> 00:35:27.393
‫بهار: سر

397
00:35:47.893 --> 00:35:51.553
‫اودا بهم دستور داده که توی
‫شکار شاهین بهش ملحق بشم.

398
00:35:53.063 --> 00:35:54.893
‫چطور جرئت می‌کنه...؟

399
00:35:55.643 --> 00:35:58.893
‫یه حیله‌ی حقیرانه. محاله که برم.

400
00:36:01.933 --> 00:36:06.853
‫بدون این حقه‌ها، اون نمی‌تونه
‫قلعه‌ی آریوکا رو بگیره.

401
00:36:09.313 --> 00:36:10.973
‫متوجه شدم...

402
00:36:23.433 --> 00:36:26.853
‫غرورش... وقیحانه‌ست!

403
00:36:29.223 --> 00:36:33.473
‫جواب ما «سرِ» فرستاده‌ش خواهد بود!

404
00:36:37.763 --> 00:36:42.643
‫اما موری... ارتشش کی می‌رسه؟

405
00:36:43.853 --> 00:36:47.303
‫به محض اینکه اوکیتا به ما
‫ملحق بشه، موری هم می‌آد.

406
00:36:47.393 --> 00:36:49.643
‫اما اگه اوکیتا بهمون خیانت کنه...

407
00:36:49.723 --> 00:36:51.933
‫چرا ترسیدی؟

408
00:36:52.563 --> 00:36:56.223
‫اینکه اودا با چنین نامه‌ای مسخره‌مون می‌کنه

409
00:36:56.313 --> 00:36:59.933
‫نشونه‌ی اینه که قلعه‌ی آریوکا سقوط نمی‌کنه!

410
00:37:00.013 --> 00:37:01.603
‫اون که قطعیه.

411
00:37:02.933 --> 00:37:04.553
‫اجازه هست صحبت کنم؟

412
00:37:07.513 --> 00:37:09.353
‫سایکا ماگوروکو هستم، سرورم.

413
00:37:09.893 --> 00:37:15.053
‫خاندان سایکای ما سه ساله که
‫تشنه‌ی مجازات کردن اوداست.

414
00:37:17.063 --> 00:37:20.103
‫ارباب موراشیگه، اگه شما امر کنین،

415
00:37:20.183 --> 00:37:23.723
‫ما حمله رو رهبری می‌کنیم و
‫نیروهای اودا رو شکست می‌دیم.

416
00:37:23.813 --> 00:37:25.933
‫این‌قدر تند نرو، جناب ماگوروکو!

417
00:37:27.393 --> 00:37:29.723
‫تاکایاما داریو هستم، سرورم.

418
00:37:29.813 --> 00:37:35.263
‫ما، خاندان تاکاتسوکی، باید
‫پیش‌قراول بشیم. نظرتون چیه؟

419
00:37:35.353 --> 00:37:36.763
‫نه!

420
00:37:38.103 --> 00:37:41.643
‫هر دو خاندان شما واسه دفاعمون حیاتی هستن.

421
00:37:42.813 --> 00:37:44.973
‫نمی‌تونم بذارم الکی کشته بشین.

422
00:37:46.603 --> 00:37:48.013
‫حمله نکنین.

423
00:37:48.723 --> 00:37:50.433
‫از قلعه دفاع کنین.

424
00:38:01.813 --> 00:38:04.473
‫نمایشم اولِ کار کمکی کرد؟

425
00:38:10.013 --> 00:38:13.433
‫جناب ناکانیشی هم دقیقاً
‫همون‌طور که می‌خواستی حرف زد،

426
00:38:14.763 --> 00:38:18.643
‫ولی داوطلب شدنِ تاکاتسوکی
‫و سایکا واسه رهبریِ حمله

427
00:38:19.433 --> 00:38:21.263
‫خون رو تو رگ‌هام خشک کرد.

428
00:38:26.853 --> 00:38:29.763
‫بگو ببینم. از دشمن چه خبر؟

429
00:38:29.853 --> 00:38:34.143
‫یه سپاه به رهبریِ متحدِ اودا،
‫ناگاماسا، سمت شرقِ ما موضع گرفته.

430
00:38:35.013 --> 00:38:39.683
‫ناگاماسا؟ اون که هنوز بچه‌ست. باورنکردنیه...

431
00:38:39.763 --> 00:38:43.683
‫تازه این همه‌ش نیست. اودا نفرستادتش.

432
00:38:44.433 --> 00:38:46.013
‫راست می‌گی؟

433
00:38:46.103 --> 00:38:47.933
‫می‌خواد خودش رو به اودا نشون بده.

434
00:38:48.013 --> 00:38:49.473
‫چند نفرن؟

435
00:38:49.563 --> 00:38:51.263
‫حدوداً صد نفر.

436
00:38:51.353 --> 00:38:53.433
‫- می‌تونی راهنماییمون کنی؟
‫- بله، سرورم.

437
00:38:54.393 --> 00:38:56.933
‫خوبه. ایچیروزا، کارت
‫رو خوب انجام دادی!

438
00:39:09.763 --> 00:39:11.973
‫از حضورتون ممنونم.

439
00:39:12.763 --> 00:39:14.473
‫امشب حمله می‌کنیم!

440
00:39:15.353 --> 00:39:19.763
‫هدفمون در شرقه. سپاهی به
‫رهبریِ اوتسو ناگاماسا.

441
00:39:20.973 --> 00:39:23.183
‫رهبریِ گروه زبده‌مون رو به عهده می‌گیره.

442
00:39:24.013 --> 00:39:25.973
‫آذوقه و وسایل لازم رو بردارین.

443
00:39:26.763 --> 00:39:28.683
‫هرکی می‌ترسه، می‌تونه همین‌جا بمونه.

444
00:39:29.223 --> 00:39:31.513
‫جایزۀ ما، سرِ ناگاماساست!

445
00:40:08.063 --> 00:40:12.103
‫ایچیروزا، دیگه استراحت کن.
‫کارت رو کردی. خسته نباشی.

446
00:40:18.603 --> 00:40:21.603
‫تاکاتسوکی، برو سمت راست، سایکا سمت چپ.

447
00:40:21.683 --> 00:40:25.643
‫اون دو تا نگهبان رو خودمون
‫می‌زنیم. با علامت من حمله کنین.

448
00:40:25.723 --> 00:40:28.263
‫اگه مشکلی پیش اومد، شیپور زده می‌شه.

449
00:40:28.353 --> 00:40:29.973
‫فوراً عقب‌نشینی کنین.

450
00:40:53.353 --> 00:40:57.973
‫اون جوانِ سمت راستی مال منه.
‫سوکه‌سابورو، تو اون یکی رو بزن.

451
00:41:43.670 --> 00:41:46.920
‫دشمن تارومار شد و فرار کرد!

452
00:41:47.000 --> 00:41:49.870
‫خوبه! شیپور رو آماده کنین!

453
00:41:52.330 --> 00:41:56.710
‫من... هوری یاتارو هستم!

454
00:41:57.960 --> 00:42:01.540
‫رهبرِ این شبیخون رو به مبارزه می‌طلبم!

455
00:42:02.710 --> 00:42:05.370
‫دارم میام واسه سرت!

456
00:42:24.460 --> 00:42:25.870
‫ایچیروزا!

457
00:42:25.960 --> 00:42:27.370
‫کمکش کنین!

458
00:42:28.670 --> 00:42:30.170
‫جناب ایچیروزا!

459
00:43:11.170 --> 00:43:14.370
‫جانانه خدمت کردی، ایچیروزا.

460
00:43:16.000 --> 00:43:20.710
‫تو جنگ بخت باهام یار نبود... افسوس...

461
00:43:23.080 --> 00:43:24.580
‫خواهش می‌کنم...

462
00:43:25.460 --> 00:43:29.960
‫هوای... پسرم رو داشته باشین...

463
00:43:30.960 --> 00:43:33.000
‫حواسم هست. بسپارش به من.

464
00:43:33.080 --> 00:43:36.000
‫سرورم! علامت دادن! نیروهای
‫کمکیِ اودا دارن میان!

465
00:43:38.540 --> 00:43:40.210
‫شیپور رو بزنین!

466
00:43:50.750 --> 00:43:53.290
‫حالا بیاین سرِ فرمانده‌ها رو بررسی کنیم.

467
00:43:57.330 --> 00:43:58.830
‫بیارینشون اینجا.

468
00:44:03.080 --> 00:44:06.210
‫سری که گرفتین، سرورم. هوری یاتارو.

469
00:44:06.290 --> 00:44:08.580
‫لازم نیست. بعدی.

470
00:44:13.250 --> 00:44:16.170
‫بعدی، اونایی که خاندان تاکاتسوکی گرفتن.

471
00:44:17.880 --> 00:44:20.170
‫حالا این کی می‌تونه باشه؟

472
00:44:21.580 --> 00:44:25.460
‫آدمای تاکاتسوکی، چطوری سرها رو برداشتن؟

473
00:44:26.250 --> 00:44:29.790
‫تو تاریکی جنگیدیم. اسمی برده نشد.

474
00:44:30.960 --> 00:44:34.290
‫در مورد اینکه کی رو کشتیم، مطمئن نیستم.

475
00:44:35.880 --> 00:44:37.330
‫بعدی.

476
00:44:42.040 --> 00:44:45.710
‫اینا رو خاندان سایکا گرفتن...

477
00:44:45.790 --> 00:44:49.710
‫شرایط مشابه‌ایه. متأسفانه
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم.

478
00:44:51.170 --> 00:44:54.080
‫بدون شک همه‌شون آدمای سرشناسی بودن.

479
00:44:54.170 --> 00:44:56.460
‫به هر دو خاندان پاداش داده می‌شه.

480
00:44:57.580 --> 00:44:59.580
‫بررسی تموم شد.

481
00:45:24.000 --> 00:45:26.500
‫سرنوشت ایچیروزا دلم رو به درد میاره.

482
00:45:28.290 --> 00:45:30.080
‫اون برای محافظت از جون من مرد.

483
00:45:31.880 --> 00:45:35.040
‫شنیدم یه جنگجوی
‫نیمه-برهنه اون رو کشته.

484
00:45:36.960 --> 00:45:40.790
‫وحشی‌گری اون جنگجوی
‫نیمه-برهنه غافلگیرم کرد.

485
00:45:43.130 --> 00:45:45.420
‫از آدمای جون‌به‌لب‌رسیده باید ترسید.

486
00:45:47.540 --> 00:45:50.210
‫مثل شورش ایکو ناگاشیما؟

487
00:45:51.540 --> 00:45:52.920
‫بله.

488
00:45:53.000 --> 00:45:54.870
‫خودت شاهدش بودی.

489
00:45:57.130 --> 00:45:59.960
‫وقتی تفنگ‌های اودا بی‌رحمانه شلیک می‌کردن،

490
00:46:00.040 --> 00:46:04.170
‫پیروان فرقه شینشو به
‫سمت ارتش اودا حمله کردن

491
00:46:04.250 --> 00:46:06.370
‫بدون سلاح یا زره.

492
00:46:06.460 --> 00:46:10.710
‫مدتی، اراده‌شون نیروهای اودا رو عقب روند.

493
00:46:12.130 --> 00:46:15.870
‫وقتی حمله می‌کردن، همه‌شون
‫فریاد می‌زدن: «به سوی بهشت».

494
00:46:17.130 --> 00:46:18.750
‫«به سوی بهشت»...

495
00:46:27.250 --> 00:46:32.120
‫هر چقدر هم که دلم بخواد، هیچ‌وقت
‫اون صحنه رو فراموش نمی‌کنم.

496
00:46:50.670 --> 00:46:53.210
‫- ناگاماسا کشته شد؟
‫- اینطور به نظر میاد.

497
00:46:56.500 --> 00:46:59.580
‫ساگهاری، راسته؟

498
00:46:59.670 --> 00:47:03.580
‫پیشونیم شکاف خورد و بیهوش شدم.

499
00:47:03.670 --> 00:47:10.040
‫وقتی به هوش اومدم، شنیدم سربازای
‫دشمن می‌گفتن: «ژنرال‌مون کشته شد».

500
00:47:10.750 --> 00:47:15.250
‫ساگهاری، داری می‌گی ما
‫اوتسو ناگاماسا رو کشتیم؟

501
00:47:15.330 --> 00:47:16.540
‫دقیقاً.

502
00:47:18.290 --> 00:47:22.830
‫ناگاماسا جوان بود. دو تا از
‫سرها مال مردای جوان بود.

503
00:47:22.920 --> 00:47:27.420
‫آره. یکی رو تاکاتسوکی گرفته، یکی رو سایکا.

504
00:47:27.500 --> 00:47:30.670
‫افتخارش به کی می‌رسه؟ تاکاتسوکی یا سایکا؟

505
00:47:30.750 --> 00:47:34.000
‫سایکاها تفنگدارن. چطور تونستن سرش رو ببرن?

506
00:47:34.080 --> 00:47:37.540
‫به عنوان تفنگدار، برای اونا
‫راحت‌تر از تاکاتسوکیه که

507
00:47:37.630 --> 00:47:39.830
‫یه ژنرال رو از راه دور بکشن.

508
00:47:39.920 --> 00:47:41.540
‫ساکت.

509
00:47:42.580 --> 00:47:45.370
‫سرورم، این ممکنه یه جورایی دردسرساز بشه.

510
00:47:48.830 --> 00:47:50.750
‫نفرین شدیم! نفرین شدیم!

511
00:47:54.540 --> 00:47:57.120
‫سرورم، سر تغییر شکل داده!

512
00:47:57.210 --> 00:47:59.330
‫- چی؟
‫- اونی که توی اون ظرفه!

513
00:48:04.040 --> 00:48:05.830
‫جنگجوی جوان؟

514
00:48:20.290 --> 00:48:22.370
‫این سر شگون نداره.

515
00:48:23.750 --> 00:48:25.580
‫چطور ممکنه...؟

516
00:48:29.670 --> 00:48:34.040
‫سرورم! مردم دارن می‌گن ما
‫سر اوتسو ناگاماسا رو آوردیم

517
00:48:34.130 --> 00:48:37.330
‫و صورتش به طرز وحشتناکی دگرگون شده!

518
00:48:38.170 --> 00:48:39.580
‫حقیقت داره؟

519
00:48:39.670 --> 00:48:43.080
‫چرنده. شاید اصلاً ناگاماسا نباشه.

520
00:48:43.170 --> 00:48:46.960
‫اما بعضی‌ها می‌گن این سر نفرین‌شده‌ست

521
00:48:47.040 --> 00:48:50.710
‫چون جناب تاکایاما داریو اون رو آورده،

522
00:48:50.790 --> 00:48:52.790
‫یه مسیحی که به بودا بی‌احترامی می‌کنه.

523
00:48:52.870 --> 00:48:54.580
‫مسخره‌ست.

524
00:48:55.460 --> 00:48:57.620
‫نظرت درباره‌ی این شایعه چیه؟

525
00:48:58.460 --> 00:49:02.290
‫اگه صورت اون سر واقعاً
‫دگرگون شده باشه، خیلی عجیبه.

526
00:49:02.380 --> 00:49:03.830
‫عجیبه...

527
00:49:04.960 --> 00:49:06.540
‫قطعاً همین‌طوره.

528
00:49:09.380 --> 00:49:13.920
‫سر مورد نظر داخل اون جعبه‌ست؟

529
00:49:14.000 --> 00:49:17.620
‫داخل همینه.

530
00:49:18.460 --> 00:49:22.370
‫آه. درست همون‌طور که می‌گفتن...

531
00:49:22.460 --> 00:49:25.670
‫شینپاچیرو، سرهای اون شب رو بشمار.

532
00:49:26.630 --> 00:49:30.580
‫خب، تاکاتسوکی و سایکا چهار تا آوردن... اوه!

533
00:49:34.000 --> 00:49:35.710
‫یکی دیگه هم بود.

534
00:49:36.960 --> 00:49:39.420
‫مردی که کُشتی، هوری یاتارو!

535
00:49:40.290 --> 00:49:41.750
‫عجب بی‌دقتی‌ای کردم.

536
00:49:41.830 --> 00:49:46.960
‫درسته. اون سر دگرگون‌شده
‫متعلق به هوری یاتارو بود.

537
00:49:47.040 --> 00:49:49.620
‫اولش تکونم داد، اما الان می‌فهمم.

538
00:49:50.670 --> 00:49:54.170
‫یکی اون رو با سر اون جنگجوی جوان عوض کرده.

539
00:49:54.250 --> 00:49:55.790
‫چی!

540
00:49:56.580 --> 00:49:59.210
‫اما کی دست به چنین کاری می‌زنه؟

541
00:49:59.290 --> 00:50:03.790
‫نمی‌دونم. آیا این فقط
‫تلاشی برای ایجاد سردرگمیه

542
00:50:03.880 --> 00:50:06.290
‫یا انگیزه‌ی دیگه‌ای پشتش بوده؟

543
00:50:06.380 --> 00:50:08.250
‫واقعاً عجیبه.

544
00:50:09.000 --> 00:50:12.790
‫کیوزائمون، تو شورای جنگی امروز رو رهبری کن.

545
00:50:17.630 --> 00:50:22.420
‫اگه دوباره بحثی سر این‌که کی
‫اوتسو ناگاماسا رو کشته در گرفت چی؟

546
00:50:23.080 --> 00:50:26.210
‫حتماً نظم رو حفظ کن. هیچ تصمیمی نگیر.

547
00:50:27.210 --> 00:50:29.210
‫من کار دیگه‌ای دارم.

548
00:50:29.290 --> 00:50:30.960
‫اطاعت می‌شه.

549
00:51:04.460 --> 00:51:06.370
‫راحت باشین.

550
00:52:58.920 --> 00:53:02.170
‫لذیذه، سرورم. واقعاً لذت‌بخشه.

551
00:53:07.130 --> 00:53:08.960
‫پسرت، اوکون چطوره؟

552
00:53:10.816 --> 00:53:13.156
‫ممنون از احوالپرسی‌تون.

553
00:53:14.276 --> 00:53:19.026
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم پسرم
‫بهتون خیانت کنه و بره سمت اودا.

554
00:53:19.026 --> 00:53:21.526
‫اون یه موجود پست و مایه‌ی ننگه.

555
00:53:21.616 --> 00:53:27.066
‫اودا به خاندانتون دستور داد بهش ملحق
‫بشن، وگرنه همه‌ی مسیحی‌ها رو می‌کشه؟

556
00:53:27.156 --> 00:53:28.606
‫بله.

557
00:53:28.616 --> 00:53:32.906
‫تو هم مسیحی هستی. حتماً
‫با اوکون همدردی می‌کنی.

558
00:53:33.616 --> 00:53:35.156
‫نه، این‌طور نیست!

559
00:53:35.696 --> 00:53:36.696
‫واقعاً؟

560
00:53:37.566 --> 00:53:41.986
‫چه بودا باشه چه خدای مسیحیان،

561
00:53:42.066 --> 00:53:45.446
‫ما به درگاهشون دعا می‌کنیم تا رستگار
‫بشیم و خانواده‌هامون رو نجات بدیم.

562
00:53:45.526 --> 00:53:49.816
‫ما سامورایی‌ها برای نجات بودیسم
‫یا مسیحیت به وجود نیومدیم.

563
00:53:50.486 --> 00:53:52.196
‫متوجهم.

564
00:53:53.486 --> 00:53:55.106
‫جناب تاکایاما داریو،

565
00:53:55.196 --> 00:53:58.856
‫خاندان تاکاتسوکی شما چطور
‫سر اون جنگجوی جوان رو گرفت؟

566
00:53:59.866 --> 00:54:06.316
‫هر چی که تجربه کردم رو براتون تعریف می‌کنم.

567
00:54:34.656 --> 00:54:36.656
‫واقعاً بی‌نظیره.

568
00:54:36.736 --> 00:54:38.156
‫چطور مگه؟

569
00:54:39.196 --> 00:54:41.856
‫ما سایکاها آموزش‌هامون شفاهیه.

570
00:54:41.946 --> 00:54:46.906
‫موقع پر کردن یا هدف‌گیری،
‫ژست آدم باید بی‌نقص باشه.

571
00:54:46.986 --> 00:54:50.696
‫برادر بزرگترم، ماگویچی، ژستش فوق‌العاده بود.

572
00:54:51.446 --> 00:54:56.566
‫ژست شما من رو یاد اون
‫میندازه، واقعاً بی‌نظیره.

573
00:55:20.446 --> 00:55:24.196
‫ژست گرفتن برای حل کردن یه
‫سری از رازها کافی نیست.

574
00:55:25.406 --> 00:55:28.406
‫منظورتون اون سر دگرگون‌شده‌ست؟

575
00:55:28.486 --> 00:55:34.446
‫دقیقاً. یعنی نفرین بودا علیه مسیحی‌هاست؟

576
00:55:35.656 --> 00:55:39.606
‫مسخره‌ست. بودا مردم رو مجازات نمی‌کنه.

577
00:55:39.696 --> 00:55:43.026
‫چرا که نه؟ شما هم که به بودا اعتقاد دارین.

578
00:55:43.116 --> 00:55:45.816
‫کشیش‌های شما یه چیز دیگه میگن.

579
00:55:46.366 --> 00:55:48.486
‫من کشیش نیستم.

580
00:55:48.566 --> 00:55:51.946
‫آیین بودا جایی تو جنگ نداره.

581
00:55:52.026 --> 00:55:56.776
‫«پیش به سوی بهشت، عقب‌نشینی
‫به سوی جهنم.» عبارت عذاب‌آوریه.

582
00:55:59.946 --> 00:56:01.946
‫می‌خندین، سرورم؟ چرا؟

583
00:56:02.026 --> 00:56:07.856
‫خب، دستم رو خوندی. مطمئناً
‫خودت تا الان فهمیدی.

584
00:56:07.946 --> 00:56:14.526
‫دعوتت کردم اینجا تا بفهمم
‫کدوم خاندان ناگاماسا رو کشته.

585
00:56:14.616 --> 00:56:17.566
‫من از چای به عنوان ابزاری
‫برای جنگ استفاده کردم.

586
00:56:17.656 --> 00:56:21.066
‫جسارت کردم. من رو ببخشین.

587
00:56:22.116 --> 00:56:25.696
‫نه، سرورم. من باید از شما طلب بخشش کنم.

588
00:56:26.736 --> 00:56:28.406
‫خب، سایکا ماگوروکو.

589
00:56:29.356 --> 00:56:34.316
‫بهم بگو خاندان سایکای شما چطور
‫سر اون جنگجوی جوان رو گرفت.

590
00:56:34.406 --> 00:56:36.066
‫چشم، سرورم.

591
00:56:37.276 --> 00:56:39.526
‫همه‌چیز رو بهتون میگم.

592
00:56:42.906 --> 00:56:44.276
‫آکیوکا!

593
00:56:45.236 --> 00:56:46.736
‫آتیش‌سوزی عمدیه؟

594
00:56:46.816 --> 00:56:52.106
‫بله. چند تا رعیت کلیسای مسیحی‌ها رو آتیش زدن.

595
00:56:52.196 --> 00:56:53.606
‫حماقت...

596
00:56:54.156 --> 00:56:55.946
‫حماقت محض!

597
00:56:58.906 --> 00:57:02.566
‫خاندان‌های تاکاتسوکی و
‫سایکا با هم دشمنی ندارن!

598
00:57:02.656 --> 00:57:05.156
‫هیچ نشونه‌ای نیست که با هم درگیر باشن!

599
00:57:05.236 --> 00:57:07.356
‫همون‌طوره که می‌فرمایید، سرورم.

600
00:57:07.446 --> 00:57:12.406
‫با این حال، یه مشت احمقِ بی‌کار دارن طرفداری
‫کور می‌کنن و دست به آتیش‌سوزی می‌زنن!

601
00:57:13.276 --> 00:57:15.106
‫واقعاً غیرمنطقیه.

602
00:57:15.196 --> 00:57:19.156
‫به نظر می‌رسه خیلیا تحت
‫تاثیر این شایعات قرار گرفتن.

603
00:57:22.196 --> 00:57:23.736
‫اون سر...

604
00:57:24.566 --> 00:57:26.906
‫باید حقیقت رو بفهمم...

605
00:57:29.816 --> 00:57:32.656
‫چطور جرئت می‌کنی با سرورمون
‫این‌قدر صمیمی حرف بزنی؟

606
00:57:33.656 --> 00:57:36.776
‫این پایین، من دست راستشم!

607
00:57:37.566 --> 00:57:39.946
‫تو هیچی نیستی جز یه محکوم.

608
00:57:42.236 --> 00:57:44.356
‫تو فقط به این خاطر هنوز زنده‌ای...

609
00:57:46.026 --> 00:57:48.946
‫...که مدیون منی. فهمیدی؟

610
00:58:14.866 --> 00:58:19.946
‫بدون اینکه بدونی چه سرنوشتی
‫در انتظارته داری حرف می‌زنی.

611
00:58:20.486 --> 00:58:21.906
‫چی؟

612
00:58:22.526 --> 00:58:28.196
‫می‌خوای ذات واقعی موراشیگه،
‫ارباب ستسو رو بدونی؟

613
00:58:31.986 --> 00:58:34.276
‫ملازمانش اصلاً روحشون هم خبر نداره.

614
00:58:35.276 --> 00:58:38.736
‫ولی من اون مرد رو مثل کف دستم می‌شناسم.

615
00:58:41.946 --> 00:58:46.446
‫گذشته‌ش، حالش و آینده‌ای که دلش می‌خواد.

616
00:58:50.066 --> 00:58:51.906
‫می‌خوای بدونی؟

617
00:59:19.736 --> 00:59:21.446
‫دیوونه شدی؟

618
00:59:36.696 --> 00:59:39.236
‫خائن، آماده‌ی مرگ شو!

619
00:59:56.366 --> 01:00:00.776
‫کشتن از توی سلول زندان راحت‌تر
‫از اون چیزی بود که فکر می‌کردم.

620
01:00:05.116 --> 01:00:06.406
‫کانبی!

621
01:00:07.276 --> 01:00:09.486
‫باهاش چیکار کردی؟

622
01:00:10.116 --> 01:00:12.856
‫تحریکش کردی منو بکشه؟

623
01:00:12.946 --> 01:00:15.066
‫من همچین کاری نکردم.

624
01:00:18.276 --> 01:00:21.736
‫هدف من جون اون نگهبان بود.

625
01:00:24.816 --> 01:00:28.736
‫در ازای این زخم‌ها، یه چیزایی گفتم.

626
01:00:28.816 --> 01:00:30.776
‫همین و بس.

627
01:00:31.866 --> 01:00:34.906
‫از من به عنوان ابزاری
‫برای کشتنش استفاده کردی؟

628
01:00:34.986 --> 01:00:37.656
‫خودم نمی‌تونستم این کار رو بکنم، واسه همین...

629
01:00:37.786 --> 01:00:39.306
‫لعنت به تو.

630
01:00:39.776 --> 01:00:43.446
‫متاسفم که عصبانیت کردم.
‫چیز دیگه‌ای به ذهنم نرسید.

631
01:00:43.526 --> 01:00:45.196
‫منو ببخش!

632
01:00:49.196 --> 01:00:53.736
‫با استفاده از تیزهوشیت برای
‫حل این مشکل، جبرانش کن!

633
01:00:56.116 --> 01:01:01.106
‫کدوم سر مال اوتسو ناگاماساعه؟
‫من یه مدرک قاطع می‌خوام.

634
01:01:42.776 --> 01:01:44.656
‫یه معمای دیگه...

635
01:01:47.446 --> 01:01:52.986
‫اگه خودت یه نگاه دقیق به کارهای خودت بندازی،

636
01:01:53.066 --> 01:01:55.446
‫مدرک رو راحت پیدا می‌کنی.

637
01:01:56.816 --> 01:01:58.566
‫منظورت چیه؟

638
01:01:59.316 --> 01:02:01.316
‫اگه نمی‌فهمی چطوری،

639
01:02:01.946 --> 01:02:06.566
‫حتماً فکرت درگیر یه نگرانی دیگه بوده، مگه نه؟

640
01:02:09.406 --> 01:02:13.276
‫در مورد اینکه کی اون ژنرال
‫رو کشته، کاملاً واضحه.

641
01:02:15.236 --> 01:02:20.526
‫ارباب موراشیگه، به نظرتون چرا
‫شبیخونتون انقدر موفقیت‌آمیز بود؟

642
01:02:21.656 --> 01:02:23.906
‫به خاطر سهل‌انگاری ناگاماسا بود.

643
01:02:23.986 --> 01:02:26.606
‫سهل‌انگاری. دقیقاً.

644
01:02:27.816 --> 01:02:32.236
‫ژنرالی که از ترس اون پشت قایم بشه مسخره‌ست،

645
01:02:32.316 --> 01:02:35.066
‫اما کسی که کلاه‌خودش رو
‫برمی‌داره تا بهتر ببینه،

646
01:02:35.156 --> 01:02:36.856
‫اونم وقتی دشمن این‌قدر نزدیکه،

647
01:02:36.946 --> 01:02:41.316
‫حتی بی‌معنی‌تره. صرفاً یه سهل‌انگاری محض بود.

648
01:02:42.346 --> 01:02:43.756
‫سهل‌انگاری...

649
01:02:45.596 --> 01:02:47.136
‫پس واسه همین بود.

650
01:02:48.846 --> 01:02:52.466
‫چیزی که بیشتر منو نگران
‫می‌کنه، وضعیت ذهنی شماست.

651
01:02:52.546 --> 01:02:54.676
‫سر رو بی‌خیال شو.

652
01:02:54.756 --> 01:02:57.796
‫مراقب باش که تردیدت چه بلایی ممکنه سرت بیاره.

653
01:03:03.006 --> 01:03:06.176
‫اون پنج نفری که آتیش رو
‫روشن کردن دستگیر کردیم.

654
01:03:06.256 --> 01:03:09.836
‫خوبه. برای عبرت بقیه به نمایش بذارینشون.

655
01:03:12.506 --> 01:03:14.336
‫بریم سراغ اصل مطلب.

656
01:03:14.966 --> 01:03:18.256
‫قضیه‌ی سر ژنرال رو حل کردیم.

657
01:03:19.466 --> 01:03:22.046
‫هیچ‌کدوم از شما اوتسو ناگاماسا رو نکشتین.

658
01:03:24.426 --> 01:03:29.506
‫با این حال، خاندان تاکاتسوکی و خاندان سایکا،

659
01:03:30.296 --> 01:03:33.546
‫هر دو با شجاعت افراد بلندپایه‌ای رو کشتن.

660
01:03:33.636 --> 01:03:36.006
‫به هر دو خاندان شمشیرهای بیزن اهدا می‌کنم.

661
01:03:38.096 --> 01:03:41.636
‫منظورتون چیه ارباب؟ من متوجه نمی‌شم.

662
01:03:41.716 --> 01:03:46.336
‫کیوزائمون، به نظرت چرا
‫شبیخونمون انقدر موفقیت‌آمیز بود؟

663
01:03:47.256 --> 01:03:49.716
‫سر ناگاماسا بریده شد.

664
01:03:49.796 --> 01:03:51.886
‫هم آره، هم نه.

665
01:03:55.756 --> 01:03:59.756
‫وقتی حمله کردیم، دشمن فرمانده نداشت.

666
01:04:01.046 --> 01:04:03.716
‫یعنی می‌گی ناگاماسا فرار کرده؟

667
01:04:03.796 --> 01:04:07.386
‫نه، ناگاماسا قطعاً کشته شده.

668
01:04:08.216 --> 01:04:10.756
‫ولی کسی سرش رو برنداشت.

669
01:04:10.846 --> 01:04:12.716
‫چطور ممکنه؟

670
01:04:12.796 --> 01:04:16.636
‫سر یه فرمانده همیشه بعد
‫از کشته شدنش بریده می‌شه!

671
01:04:17.386 --> 01:04:18.966
‫درسته.

672
01:04:19.636 --> 01:04:22.796
‫با این حال، بعضی‌ها اهمیتی به غنیمت نمی‌دن.

673
01:04:23.426 --> 01:04:25.176
‫مثل خود من.

674
01:04:25.256 --> 01:04:27.086
‫چی؟

675
01:04:27.176 --> 01:04:31.426
‫اولین جنگجوی جوانی که با
‫تیرکمونم زدم، ناگاماسا بود!

676
01:04:33.006 --> 01:04:37.676
‫کلاه‌خود سرش نبود، چون
‫می‌خواست خودش قلعه رو ببینه.

677
01:04:38.426 --> 01:04:41.216
‫این رفتار جسورانه‌ش از بی‌احتیاطی بود.

678
01:04:44.596 --> 01:04:46.176
‫همگی، خوب گوش کنین.

679
01:04:48.546 --> 01:04:53.716
‫رفتارهای جسورانه و کارهای
‫بی‌پروا همیشه جواب نمی‌دن.

680
01:04:54.796 --> 01:04:57.716
‫هر وقت لازم بود عقب‌نشینی
‫کنین. با احتیاط عقب بکشین.

681
01:04:58.796 --> 01:05:00.966
‫حواستون باشه هیچ‌وقت این رو فراموش نکنین.

682
01:05:11.796 --> 01:05:13.546
‫به به، عالیه.

683
01:05:14.926 --> 01:05:16.966
‫طعمش شیرینه.

684
01:05:17.716 --> 01:05:20.006
‫خوشحالم این رو می‌شنوم.

685
01:05:23.176 --> 01:05:24.716
‫با این حال،

686
01:05:25.966 --> 01:05:28.086
‫نگران به نظر می‌رسین.

687
01:05:32.296 --> 01:05:35.046
‫به خاطر اون نامه‌ی روی تیره؟

688
01:05:37.506 --> 01:05:39.756
‫نمی‌تونم چیزی رو ازت پنهان کنم.

689
01:05:42.296 --> 01:05:44.176
‫اوکیتا بهمون خیانت کرده.

690
01:05:45.966 --> 01:05:49.886
‫ترس‌هاتون... واقعیت داشت؟

691
01:05:51.846 --> 01:05:54.386
‫«برای شکار شاهین به من و اوکیتا ملحق شو.»

692
01:05:55.926 --> 01:05:58.006
‫نامه‌ی اودا این رو می‌گفت.

693
01:05:59.836 --> 01:06:01.886
‫فقط من از این موضوع خبر دارم.

694
01:06:04.426 --> 01:06:07.136
‫حمله‌ی شبانه‌تون یه تلاش بود

695
01:06:07.216 --> 01:06:11.796
‫تا ذهن فرمانده‌هاتون رو
‫از اون نامه منحرف کنین؟

696
01:06:13.216 --> 01:06:14.886
‫دقیقاً.

697
01:06:23.136 --> 01:06:25.886
‫مسیرهای اصلی از سمت غرب بسته شدن.

698
01:06:31.296 --> 01:06:34.426
‫یعنی جنگ به این زودی‌ها
‫به شهر قلعه‌مون می‌رسه؟

699
01:06:37.676 --> 01:06:39.756
‫وحشتناکه.

700
01:06:41.546 --> 01:06:46.336
‫تابستان: تورا-سارو

701
01:06:56.006 --> 01:06:58.136
‫اوکیتا بهمون خیانت کرده.

702
01:07:00.216 --> 01:07:01.636
‫سرورم...

703
01:07:02.346 --> 01:07:03.926
‫چی فرمودید؟

704
01:07:04.006 --> 01:07:08.296
‫تکرار می‌کنم، اوکیتا به
‫نیروهای اودا ملحق شده.

705
01:07:10.426 --> 01:07:12.546
‫کسی حرفی برای گفتن داره؟

706
01:07:14.136 --> 01:07:16.216
‫پس موری نمیاد.

707
01:07:16.296 --> 01:07:18.216
‫آینده‌مون تاریکه.

708
01:07:18.296 --> 01:07:20.546
‫اوکیتا رو فراموش کنین.

709
01:07:20.636 --> 01:07:24.466
‫شاید مسیرهای زمینی بسته شده
‫باشن، ولی موری از راه دریا میاد.

710
01:07:24.546 --> 01:07:29.716
‫جناب نوتو، این خیلی
‫خوش‌بینانه‌ست. دارین اشتباه می‌کنین.

711
01:07:29.796 --> 01:07:31.836
‫چطور اشتباه می‌کنم؟

712
01:07:31.926 --> 01:07:36.296
‫پسرجون، جرئت می‌کنی من رو مسخره کنی؟
‫منی که یه بومی وفادار به ستسو هستم؟

713
01:07:36.386 --> 01:07:39.336
‫من کسی رو مسخره نمی‌کنم!
‫فقط دارم حقیقت رو می‌گم.

714
01:07:40.046 --> 01:07:42.336
‫تازه، من پسر نیستم.

715
01:07:43.676 --> 01:07:46.046
‫اسمم کیتاگاوارا یوساکوعه.

716
01:07:46.136 --> 01:07:48.176
‫حالا، حالا، جناب یوساکو.

717
01:07:50.404 --> 01:07:52.694
‫با جناب نوتو موافقم.

718
01:07:53.524 --> 01:07:57.814
‫قلعه‌ی آریوکای استوارمون داره
‫جلوی نیروهای اودا رو می‌گیره.

719
01:07:57.904 --> 01:08:00.364
‫کاری از دست اودا برنمیاد.

720
01:08:09.274 --> 01:08:10.694
‫راهب موهن.

721
01:08:12.074 --> 01:08:13.654
‫خیلی ممنون.

722
01:08:14.694 --> 01:08:16.694
‫نامه رو رسوندی؟

723
01:08:16.774 --> 01:08:17.984
‫آره، رسوندم.

724
01:08:18.904 --> 01:08:20.734
‫جواب ارباب آکچی چی بود؟

725
01:08:21.774 --> 01:08:26.314
‫اون شدیداً نگران آینده‌تونه.

726
01:08:26.404 --> 01:08:27.814
‫واقعاً؟

727
01:08:32.404 --> 01:08:37.024
‫در ضمن، با اینکه همه چیز رو برای
‫مقابله با اودا به خطر انداختین،

728
01:08:37.774 --> 01:08:44.404
‫نمی‌تونه درک کنه چرا الان
‫این‌قدر مشتاق تسلیم شدنین.

729
01:08:44.484 --> 01:08:46.114
‫حق داره.

730
01:08:47.484 --> 01:08:50.564
‫این قلعه واقعاً به این راحتی‌ها سقوط نمی‌کنه.

731
01:08:50.654 --> 01:08:53.654
‫اما هدف جنگ پیروزیه.

732
01:08:53.734 --> 01:08:58.194
‫پیروزی من در اینه که من
‫و موری سر اودا رو بزنیم.

733
01:08:58.274 --> 01:09:00.234
‫نه دفاع از این قلعه.

734
01:09:00.314 --> 01:09:01.984
‫کاملاً درسته، سرورم.

735
01:09:02.074 --> 01:09:04.234
‫وقت تنگه.

736
01:09:04.314 --> 01:09:08.234
‫متحد اودا هنوز توی هاریما
‫گیر کرده و با موری درگیره.

737
01:09:09.074 --> 01:09:11.524
‫ارباب آکچی هم مشغول جنگه.

738
01:09:11.614 --> 01:09:14.154
‫ارباب اودا نمی‌تونه تمام
‫تمرکزش رو بذاره روی ما.

739
01:09:15.404 --> 01:09:19.234
‫اما حالا که اوکیتا رفته سمت اون،

740
01:09:20.404 --> 01:09:23.154
‫اودا برای یه حمله‌ی همه‌جانبه آماده می‌شه.

741
01:09:24.444 --> 01:09:28.364
‫قبل از اون، برای آروم کردنش
‫پیشنهاد تسلیم شدن می‌دم.

742
01:09:30.074 --> 01:09:31.864
‫بعدش نقشه‌ی پیروزی رو می‌کشیم.

743
01:09:33.034 --> 01:09:35.054
‫واقعاً حیرت‌انگیزه.

744
01:09:36.774 --> 01:09:40.154
‫اما باید یه چیز سخت رو بهتون بگم.

745
01:09:40.864 --> 01:09:45.484
‫ارباب آکچی یه مدرک می‌خواد که نشون
‫بده واقعاً قصد تسلیم شدن دارین.

746
01:09:46.654 --> 01:09:49.114
‫مدرک؟ مثلاً چی؟

747
01:09:49.864 --> 01:09:51.274
‫خب..

748
01:09:52.234 --> 01:09:53.984
‫تورا-ساروی عزیزتون.

749
01:09:56.024 --> 01:09:57.694
‫تورا-سارو؟

750
01:10:18.944 --> 01:10:20.444
‫باشه.

751
01:10:21.904 --> 01:10:23.444
‫اینم از تورا-سارو.

752
01:10:23.524 --> 01:10:27.814
‫خدای من! اون ظرف چای بی‌قیمت!

753
01:10:27.904 --> 01:10:32.984
‫شنیدم ۲۰۰۰ کان ارزش داره. اون‌قدری هست
‫که بشه باهاش یه قلعه‌ی کامل رو خرید!

754
01:10:34.904 --> 01:10:36.524
‫مایلین تماشاش کنین؟

755
01:10:37.524 --> 01:10:39.234
‫من لایقش نیستم!

756
01:10:44.484 --> 01:10:49.234
‫رسوندن این به دست ارباب آکچی،
‫اون رو تحت فشار قرار میده.

757
01:10:50.484 --> 01:10:54.024
‫مخفی کردن چنین گنجینه‌ای غیرممکنه.

758
01:10:54.114 --> 01:10:58.524
‫مردم می‌گن اون رو ناعادلانه به دست آورده،
‫و این مجبورش می‌کنه دست به کار بشه.

759
01:10:58.614 --> 01:11:01.564
‫چاره‌ای جز کمک کردن به من نخواهد داشت.

760
01:11:05.234 --> 01:11:06.864
‫موهن.

761
01:11:06.944 --> 01:11:11.064
‫این وظیفه‌ی سنگینیه. قبولش می‌کنی؟

762
01:11:12.734 --> 01:11:17.024
‫قبول می‌کنم. حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه!

763
01:11:17.694 --> 01:11:22.024
‫تا فردا که دروازه‌ها باز
‫بشن، توی کلبۀ جنوبی بمون.

764
01:11:23.734 --> 01:11:25.944
‫جوئمون یه نامه‌ی محرمانه برات میاره.

765
01:11:26.694 --> 01:11:28.904
‫هر چی شما دستور بدین.

766
01:12:02.944 --> 01:12:06.274
‫سرورم، اونجایین؟

767
01:12:07.024 --> 01:12:09.654
‫معطل نکن، بیا تو.

768
01:12:23.444 --> 01:12:25.524
‫- داشتی تمیزشون می‌کردی؟
‫- نه...

769
01:12:27.904 --> 01:12:31.404
‫کاری نمی‌کردم. فقط داشتم تماشاشون می‌کردم.

770
01:12:33.574 --> 01:12:36.404
‫منم می‌تونم بهشون نگاه کنم؟

771
01:12:51.524 --> 01:12:53.444
‫من تورا-سارو رو واگذار کردم.

772
01:12:55.404 --> 01:12:57.404
‫متوجه شدم که دیگه نیست.

773
01:12:57.484 --> 01:13:00.234
‫یکی اون ظرف چای رو می‌خواست.

774
01:13:01.154 --> 01:13:02.734
‫که این‌طور.

775
01:13:03.434 --> 01:13:05.424
‫این کار رو واسه پیروزی در جنگ انجام دادم.

776
01:13:06.734 --> 01:13:08.654
‫وقتی هیساهیده
‫ماتسوناگا قبول نکرد

777
01:13:08.734 --> 01:13:11.984
‫که کتری چای گرانبهای هیراگوموش رو واگذار کنه،

778
01:13:12.074 --> 01:13:14.274
‫اودا کشتش.

779
01:13:15.904 --> 01:13:17.984
‫من اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.

780
01:13:21.444 --> 01:13:24.154
‫من این گنجینه‌ها رو با
‫استراتژی جمع کرده بودم.

781
01:13:25.234 --> 01:13:27.524
‫وقتش رسیده که ازشون استفاده کنم.

782
01:13:28.984 --> 01:13:30.864
‫اما...

783
01:13:33.444 --> 01:13:36.904
‫الان دیگه خیلی دیره. پشیمونم که واگذارش کردم!

784
01:13:37.654 --> 01:13:40.734
‫من کی‌اَم که واسه یه
‫ظرف چای ناچیز حسرت بخورم؟

785
01:13:40.824 --> 01:13:44.234
‫مردی مثل من که هزاران نفر رو به کشتن داد...

786
01:13:47.114 --> 01:13:49.194
‫هر چقدر دلتون می‌خواد غصه بخورین.

787
01:13:54.274 --> 01:13:56.444
‫این موضوع رو به آدمام نگین.

788
01:13:57.194 --> 01:13:58.614
‫نمی‌گم.

789
01:14:00.234 --> 01:14:02.904
‫در عوض، راحت باشین و مسخره‌ام کنین.

790
01:14:07.654 --> 01:14:09.064
‫این کار رو نمی‌کنم.

791
01:14:10.444 --> 01:14:14.524
‫تو این دنیا، وابستگی
‫همیشه باعث درد و رنج میشه.

792
01:14:16.614 --> 01:14:18.564
‫لطفا بهم بخندین.

793
01:14:30.614 --> 01:14:34.524
‫این دنیای جنگ‌زده حالم رو
‫به هم می‌زنه و ازش متنفرم.

794
01:14:36.984 --> 01:14:40.984
‫شما حرف دلتون رو زدین.

795
01:14:42.574 --> 01:14:44.484
‫واقعاً ممنونم.

796
01:14:45.864 --> 01:14:48.774
‫- راهب موهن!
‫- چطور ممکنه این اتفاق افتاده باشه؟

797
01:14:48.864 --> 01:14:50.404
‫برین عقب!

798
01:14:51.234 --> 01:14:53.314
‫برین عقب! راه رو باز کنین!

799
01:14:54.444 --> 01:14:56.064
‫سرورم!

800
01:14:56.154 --> 01:15:00.194
‫برین عقب! ارباب موراشیگه
‫اینجاست! درست رفتار کنین!

801
01:15:00.274 --> 01:15:01.864
‫آروم باشین!

802
01:15:01.944 --> 01:15:05.694
‫هیچ آشوبی تحمل نمیشه، برین خونه‌هاتون!

803
01:15:05.774 --> 01:15:07.694
‫سرپیچی کنین، کشته می‌شین!

804
01:15:10.314 --> 01:15:13.064
‫سرورم! بی‌نهایت معذرت می‌خوام.

805
01:15:13.154 --> 01:15:18.314
‫راهب موهن و جناب آکیوکا، هر دو مرده‌ان.

806
01:15:18.404 --> 01:15:19.614
‫آکیوکا هم؟

807
01:15:19.694 --> 01:15:24.404
‫بله سرورم. چطور شمشیرزن بزرگی مثل اون...؟

808
01:15:31.114 --> 01:15:32.864
‫یوساکو؟

809
01:15:33.984 --> 01:15:36.024
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

810
01:15:37.404 --> 01:15:41.904
‫یکی از اعضای مریض خونواده‌ام،
‫دعای راهب موهن رو می‌خواست،

811
01:15:41.984 --> 01:15:44.774
‫واسه همین ردش رو تا اینجا گرفتم.

812
01:15:44.864 --> 01:15:49.364
‫یه مرد رو دیدم که روی زمین
‫افتاده بود. معلوم شد موهنه.

813
01:15:50.524 --> 01:15:55.114
‫سرورم! چرا موهن رو تو چنین
‫اقامتگاه درب‌وداغونی گذاشتین؟

814
01:15:55.194 --> 01:15:58.814
‫- بهش گفتین چیکار کنه؟
‫- چطور جرات می‌کنی!

815
01:16:01.694 --> 01:16:04.064
‫وقت ندارم بهت جواب بدم.

816
01:16:10.614 --> 01:16:11.944
‫اون توئه.

817
01:17:08.154 --> 01:17:09.694
‫نیستش.

818
01:17:09.774 --> 01:17:11.774
‫نیستش؟ چی نیست؟

819
01:17:12.904 --> 01:17:15.694
‫همون‌جا که آکیوکا هست بمون. همین الان.

820
01:17:30.984 --> 01:17:32.564
‫خیلی دیر رسیدم.

821
01:17:33.774 --> 01:17:35.274
‫این...

822
01:17:37.154 --> 01:17:39.114
‫...بدون شک راهب موهنه.

823
01:17:39.194 --> 01:17:41.564
‫جوئمون، نامه‌ی محرمانه رو پیدا کن.

824
01:17:42.324 --> 01:17:43.944
‫اگه پیداش کردی پیش خودت نگهش دار.

825
01:17:46.024 --> 01:17:49.654
‫یه چیز دیگه، تورا-سارو رو دادم به موهن.

826
01:17:50.944 --> 01:17:53.654
‫چی؟ اون گنج رو؟

827
01:17:53.734 --> 01:17:56.944
‫ولی هیچ‌جا نمی‌بینمش. احتمالا دزدیدنش،

828
01:17:57.614 --> 01:18:00.274
‫هرچند این احتمال هم هست
‫که موهن قایمش کرده باشه.

829
01:18:01.515 --> 01:18:03.425
‫همه‌جا رو بگردین.

830
01:18:03.515 --> 01:18:06.345
‫گرد و زرده.

831
01:18:07.305 --> 01:18:08.805
‫اطاعت میشه.

832
01:18:15.595 --> 01:18:17.925
‫از پشت به آکیوکا ضربه زدن؟

833
01:18:18.765 --> 01:18:23.515
‫ولی با این حال، کی می‌تونسته کسی
‫با مهارت جناب آکیوکا رو بکشه؟

834
01:18:25.015 --> 01:18:31.555
‫سوکه‌سابورو، هر کی که امروز این اطراف
‫بوده رو جمع کن. یوساکو رو هم همین‌طور.

835
01:18:32.095 --> 01:18:34.305
‫بله سرورم. همین الان.

836
01:18:41.765 --> 01:18:43.965
‫چطور این اتفاق برات افتاد...؟

837
01:19:00.975 --> 01:19:02.965
‫نتونستم تورا-سارو رو پیدا کنم.

838
01:19:03.975 --> 01:19:05.595
‫که این‌طور...

839
01:19:09.425 --> 01:19:11.055
‫نامه‌ی محرمانه چی؟

840
01:19:11.675 --> 01:19:14.675
‫تو یقه‌ی لباس راهب موهن دوخته شده بود.

841
01:19:15.475 --> 01:19:18.305
‫همون نامه‌ای که قبلاً تحویل دادم.

842
01:19:18.385 --> 01:19:21.885
‫ولی دوخت یقه‌ش باز شده بود

843
01:19:22.805 --> 01:19:25.765
‫و مهر و موم نامه دستکاری شده بود.

844
01:19:27.095 --> 01:19:29.385
‫یعنی یکی خوندتش؟

845
01:19:30.095 --> 01:19:31.515
‫به احتمال زیاد.

846
01:19:32.225 --> 01:19:36.885
‫ایزومی، وقتی برای موهن توی کلبه غذا بردی،

847
01:19:38.225 --> 01:19:40.385
‫یه جعبه حصیری به چشمت خورد؟

848
01:19:42.135 --> 01:19:46.675
‫منو ببخشین سرورم. یادم نمیاد.

849
01:19:48.475 --> 01:19:50.885
‫موهن توی کلبه تنها بود؟

850
01:19:50.975 --> 01:19:54.265
‫من... نمی‌دونم.

851
01:19:55.765 --> 01:19:59.885
‫ولی قبل از اینکه من برسم،
‫یکی داشت بهش رسیدگی می‌کرد

852
01:20:00.675 --> 01:20:02.805
‫یکی از خدمتکارهای معبد.

853
01:20:04.175 --> 01:20:07.135
‫شنیده بودم راهب موهن قراره اینجا بمونه،

854
01:20:07.765 --> 01:20:10.095
‫واسه همین از شهر سبزیجات خریدم،

855
01:20:10.175 --> 01:20:14.965
‫و وقتی برگشتم، به نظر
‫می‌رسید راهب موهن مهمون داره.

856
01:20:16.725 --> 01:20:18.715
‫آشپزیم که تموم شد

857
01:20:18.805 --> 01:20:23.555
‫و ازش پرسیدم بیرون از اتاق
‫چیزی لازم داره یا نه.

858
01:20:24.675 --> 01:20:31.055
‫با لحن جدی جواب داد «نه» و گفت مهمونش رفته.

859
01:20:32.475 --> 01:20:33.885
‫ادامه بده.

860
01:20:38.385 --> 01:20:41.765
‫بعدش آب کشیدم و توی حیاط مشغول کار شدم،

861
01:20:42.925 --> 01:20:46.555
‫و شنیدم که راهب موهن داشت یه
‫سوترای مرموز رو قرائت می‌کرد.

862
01:20:47.515 --> 01:20:51.515
‫یه مدت بعد، دیدم که رفت سمت مستراح.

863
01:20:55.225 --> 01:20:57.305
‫مطمئنی موهن رو دیدی؟

864
01:20:59.635 --> 01:21:01.055
‫بله سرورم.

865
01:21:01.595 --> 01:21:04.095
‫چرا دارین از من بازجویی می‌کنین؟

866
01:21:04.175 --> 01:21:06.555
‫حتماً یکی از جاسوسای اودا این کارو کرده.

867
01:21:07.385 --> 01:21:10.465
‫اگه اینطوره، چرا گذاشت کشیش موهن کشته بشه؟

868
01:21:11.725 --> 01:21:14.305
‫توی اون کلبه دنبال چی بود؟

869
01:21:14.925 --> 01:21:17.175
‫می‌خوام جزئیاتش رو بدونم.

870
01:21:18.225 --> 01:21:20.675
‫سرورم، بهم نمی‌گین؟

871
01:21:22.095 --> 01:21:24.675
‫- نمی‌تونم.
‫- نمی‌تونم اینو قبول کنم!

872
01:21:24.765 --> 01:21:27.055
‫مجبوری قبولش کنی.

873
01:21:27.975 --> 01:21:29.635
‫فعلاً صبور باش.

874
01:21:31.845 --> 01:21:33.885
‫واقعاً عجیبه.

875
01:21:35.475 --> 01:21:38.425
‫چرا نامه رو برنداشتن؟

876
01:21:38.515 --> 01:21:41.555
‫باید فرض کنم که اون هدفشون نبوده.

877
01:21:41.635 --> 01:21:43.635
‫پس هدفشون چی بوده؟

878
01:21:44.595 --> 01:21:48.965
‫شاید نفوذی فقط می‌خواسته تورا-سارو رو بدزده؟

879
01:21:49.055 --> 01:21:50.765
‫بعیده.

880
01:21:50.845 --> 01:21:53.925
‫یه دزد معمولی دنبال نامه نمی‌گرده.

881
01:21:54.675 --> 01:21:56.515
‫درست حدس زدی.

882
01:21:57.135 --> 01:21:58.885
‫اصلاً منطقی نیست.

883
01:21:59.555 --> 01:22:01.675
‫یه چیزی رو دارم از قلم می‌ندازم.

884
01:22:02.805 --> 01:22:04.845
‫آره، یه جای کار می‌لنگه.

885
01:22:08.515 --> 01:22:10.715
‫خب؟ حتماً حرفای بیشتری برای گفتن داری؟

886
01:22:12.885 --> 01:22:14.595
‫چیز دیگه‌ای ندارم بگم.

887
01:22:15.385 --> 01:22:17.215
‫عقلت به جایی قد نمیده؟

888
01:22:18.397 --> 01:22:20.597
‫به هر حال منم آدمم.

889
01:22:20.687 --> 01:22:25.517
‫توی این سیاهچال، فکرا و
‫خیالای بیهوده میاد و میره،

890
01:22:25.517 --> 01:22:28.307
‫و باعث شرمندگیمه که عقلم ضایع شده.

891
01:22:30.767 --> 01:22:35.097
‫می‌دونم چی داره اذیتت می‌کنه.

892
01:22:36.807 --> 01:22:38.977
‫سرنوشت پسرت شوجومارو.

893
01:22:45.057 --> 01:22:47.937
‫پسرت پدر دلسوزی داره.

894
01:22:53.437 --> 01:22:55.727
‫خودم رو برای بدترین حالت آماده کردم.

895
01:22:55.807 --> 01:22:57.807
‫برای چی؟

896
01:22:59.267 --> 01:23:01.477
‫که به رسوم سامورایی بچسبم،

897
01:23:02.147 --> 01:23:05.267
‫و چیزای غیرقابل‌قبول رو قبول کنم. همینه؟

898
01:23:06.937 --> 01:23:10.347
‫هیچ‌وقت نخواستی حتی ذره‌ای تغییرش بدی؟

899
01:23:13.187 --> 01:23:15.307
‫چی می‌گی کانبی؟

900
01:23:19.767 --> 01:23:21.517
‫ارباب موراشیگه...

901
01:23:24.147 --> 01:23:28.977
‫میشه لطفاً به درخواست کوچیکم گوش بدی؟

902
01:23:30.767 --> 01:23:32.187
‫بگو.

903
01:23:34.897 --> 01:23:37.227
‫«کانبی شجاعانه خودش رو کشت.»

904
01:23:38.097 --> 01:23:40.267
‫لطفاً اینو به اودا بگو.

905
01:23:47.017 --> 01:23:49.017
‫تا پسرت...

906
01:23:50.897 --> 01:23:53.557
‫...با کشتن من انتقامت رو بگیره؟

907
01:23:53.647 --> 01:23:55.437
‫نه.

908
01:23:57.267 --> 01:24:02.477
‫اگه با یه شانس خیلی کم،
‫شوجوماروی جوان هنوز زنده باشه،

909
01:24:04.347 --> 01:24:10.057
‫آرزوم اینه که اودا اون رو به
‫عنوان رئیس خاندان به رسمیت بشناسه.

910
01:24:10.147 --> 01:24:12.477
‫تا خاندانت بتونه زنده بمونه.

911
01:24:13.767 --> 01:24:15.097
‫درسته.

912
01:24:15.187 --> 01:24:18.307
‫این از جون خودت مهم‌تره؟

913
01:24:19.807 --> 01:24:21.727
‫واقعاً هست.

914
01:24:24.767 --> 01:24:26.017
‫بسیار خب.

915
01:24:27.187 --> 01:24:29.597
‫می‌گم که کانبی مرده.

916
01:24:35.687 --> 01:24:37.847
‫خیلی ممنونم.

917
01:24:43.347 --> 01:24:46.437
‫- چی شده؟
‫- یه نفوذی داریم.

918
01:24:48.187 --> 01:24:52.307
‫تونسته تا قلعه‌ی مرکزی
‫بیاد؟ حتماً جاسوس اوداست.

919
01:24:52.397 --> 01:24:55.307
‫مجبورش کنین هر چی فهمیده رو لو بده!

920
01:24:55.847 --> 01:24:57.437
‫خیلی خنده‌داره.

921
01:24:57.517 --> 01:25:01.137
‫یه سگِ خائن، با غرور یه ژنرال پارس می‌کنه.

922
01:25:02.267 --> 01:25:05.227
‫تو... زنسوکه از خاندان کورودا هستی؟

923
01:25:06.097 --> 01:25:10.557
‫ارباب ستسو اسم این آدم
‫حقیر رو می‌دونه؟ عجیبه.

924
01:25:12.097 --> 01:25:14.557
‫زنسوکه، چرا مخفیانه اومدی اینجا؟

925
01:25:15.477 --> 01:25:17.767
‫خاندان تو که به ما حمله نمی‌کنه.

926
01:25:18.517 --> 01:25:21.687
‫می‌پرسی چرا؟ مگه معلوم نیست؟

927
01:25:22.597 --> 01:25:25.977
‫تو... اومدی کانبی رو نجات بدی؟

928
01:25:28.517 --> 01:25:30.017
‫ارباب موراشیگه...

929
01:25:30.847 --> 01:25:32.437
‫آیا جناب کانبی زنده‌ست؟

930
01:25:32.517 --> 01:25:34.847
‫لازم نیست اینو بهت بگم.

931
01:25:34.937 --> 01:25:38.017
‫منظورت اینه که... دیگه زنده نیست؟

932
01:25:38.847 --> 01:25:41.597
‫مُرد. توی سیاهچال، با دستای خودش.

933
01:25:42.937 --> 01:25:44.637
‫خیلی دیر رسیدم...

934
01:25:45.807 --> 01:25:48.017
‫- افسوس!
‫- کانبی مُرده!

935
01:25:48.937 --> 01:25:51.347
‫بذارین پسرش جاش رو بگیره!

936
01:25:52.517 --> 01:25:54.847
‫خیلی دیره! دیگه خیلی دیره!

937
01:25:54.937 --> 01:25:55.937
‫چی؟

938
01:25:56.017 --> 01:25:59.307
‫اگه فقط سرِ جناب کانبی برگردونده می‌شد،

939
01:25:59.397 --> 01:26:01.597
‫شاید یه شانسی داشتیم.

940
01:26:02.597 --> 01:26:06.057
‫اودا فکر کرد جناب کانبی طرف شما رو گرفته.

941
01:26:06.147 --> 01:26:10.477
‫هیچ‌کس باور نمی‌کنه که اون به
‫عنوان زندانی بخشیده شده باشه.

942
01:26:11.227 --> 01:26:16.687
‫می‌دونستی ارباب اودا تنها
‫پسر جناب کانبی، شوجومارو رو کشته؟

943
01:26:16.767 --> 01:26:21.847
‫اون به بچه‌ها هم رحم نمی‌کنه.
‫حالا خاندان ما نابود میشه!

944
01:26:23.937 --> 01:26:25.597
‫عوضی...

945
01:26:27.267 --> 01:26:29.767
‫اون دیگه به من ربطی نداره!

946
01:26:30.307 --> 01:26:33.557
‫کشتن گروگان‌ها توسط
‫اودا چیز عجیبی نیست

947
01:26:33.647 --> 01:26:37.637
‫اگه این موضوع اینقدر اذیتت می‌کنه،
‫یه کاری کن تا جلوش رو بگیری

948
01:26:38.437 --> 01:26:40.597
‫این مهره ارزش کشتن نداره

949
01:26:41.137 --> 01:26:46.097
‫بندازینش بیرون از قلعه!
‫اگه مقاومت کرد، بکشینش

950
01:26:47.477 --> 01:26:49.557
‫- پاشو!
‫- موراشیگه!

951
01:27:02.017 --> 01:27:04.057
‫دیگه خیلی دیر شده بود...

952
01:27:05.187 --> 01:27:07.637
‫- ازم متنفری؟
‫- نه

953
01:27:07.727 --> 01:27:09.807
‫- از اودا؟
‫- نه، متنفر نیستم

954
01:27:11.267 --> 01:27:14.937
‫کشتن گروگان‌ها تو این دوران جنگ، یه چیز عادیه

955
01:27:15.017 --> 01:27:17.937
‫زنسوکه گفت که قبیله‌ت نابود میشه

956
01:27:19.517 --> 01:27:22.137
‫ولی تو هنوز زنده‌ای

957
01:27:23.437 --> 01:27:25.227
‫نظرت چیه؟

958
01:27:26.147 --> 01:27:27.347
‫کانبی

959
01:27:31.057 --> 01:27:34.437
‫اودا اصلاً براش مهم نیست که
‫چه بلایی سر قبیله‌ت میاد

960
01:27:35.397 --> 01:27:39.687
‫تو و پسرت فقط تا وقتی براش
‫مفید بودین زنده می‌موندین

961
01:27:40.557 --> 01:27:42.887
‫طرفداری از اودا تهش به همین‌جا ختم میشه

962
01:27:44.057 --> 01:27:47.307
‫حالا بالاخره از طلسم اودا آزاد شدی

963
01:27:49.147 --> 01:27:50.557
‫کانبی

964
01:27:51.767 --> 01:27:54.017
‫اودا رو ول کن

965
01:27:55.597 --> 01:27:57.267
‫و بیا طرف من

966
01:28:00.397 --> 01:28:02.137
‫متوجه شدم

967
01:28:03.647 --> 01:28:07.977
‫ولی من نه طرف اودا رو می‌گیرم،
‫نه طرف قلعه‌ی آریوکا رو

968
01:28:10.187 --> 01:28:14.187
‫با این حال، چون به عنوان یه مرد
‫تحسینت می‌کنم، ارباب موراشیگه...

969
01:28:16.647 --> 01:28:21.267
‫...با تمام وجودم در خدمتت خواهم بود، سرورم

970
01:28:24.057 --> 01:28:25.847
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

971
01:28:26.807 --> 01:28:28.637
‫این که دیگه پرسیدن نداره

972
01:29:36.807 --> 01:29:39.807
‫نه حمله می‌کنن و نه عقب‌نشینی

973
01:29:41.307 --> 01:29:43.347
‫اودا چه فکری تو سرشه؟

974
01:29:44.147 --> 01:29:45.887
‫- کیوزائمون.
‫- بله.

975
01:29:45.977 --> 01:29:50.767
‫می‌دونی که کانبی زندانی
‫ما تو سیاه‌چاله است

976
01:29:50.847 --> 01:29:53.847
‫- می‌دونم.
‫- دارم به آزاد کردنش فکر می‌کنم

977
01:29:55.977 --> 01:29:58.847
‫- که چی بشه؟
‫- که به شورای جنگمون ملحق بشه

978
01:29:59.647 --> 01:30:01.727
‫لازم نیست اسمش رو فاش کنیم

979
01:30:03.647 --> 01:30:07.227
‫سرورم، این کار به نفع ستسو نیست

980
01:30:08.057 --> 01:30:09.557
‫چرا نباشه؟

981
01:30:09.647 --> 01:30:14.137
‫طایفه‌ش اهل هاریما
‫هستن، رقیب قدیمی ستسو.

982
01:30:15.557 --> 01:30:18.847
‫داشتنِ یه آدم از
‫هاریما توی این قلعه

983
01:30:18.937 --> 01:30:24.477
‫باعث اختلاف توی طایفه‌مون
‫میشه، مشکلی بزرگ‌تر از اودا.

984
01:30:25.017 --> 01:30:28.687
‫فهمیدم. یعنی اهالی ستسو
‫هیچ‌وقت کانبی رو نمی‌پذیرن؟

985
01:30:30.727 --> 01:30:32.687
‫ما با یه بحران جدی روبرو هستیم.

986
01:30:34.057 --> 01:30:36.227
‫با این حال غرور مهم‌تره؟

987
01:30:37.687 --> 01:30:39.477
‫بعضی‌ها این‌طور
‫باور دارن، سرورم.

988
01:31:10.437 --> 01:31:12.267
‫من کلیدها رو برمیدارم.

989
01:31:38.647 --> 01:31:41.347
‫به کی می‌تونم اعتماد
‫کنم و تا کجا...؟

990
01:32:12.147 --> 01:32:15.097
‫به من گفتن حضور یه آدم از
‫هاریما اینجا خوشایند نیست.

991
01:32:16.267 --> 01:32:18.847
‫باید اون کسی که این
‫حرف رو زد می‌کشتم.

992
01:32:19.897 --> 01:32:23.057
‫اما اون‌طوری دیگه هیچ متحدی
‫توی این قلعه برام نمی‌موند.

993
01:32:24.147 --> 01:32:25.687
‫منو ببخش، کانبی.

994
01:32:27.897 --> 01:32:29.767
‫تعجب نکردم.

995
01:32:29.847 --> 01:32:34.557
‫چرا خودت رو به شکل یه رونین درنمیاری
‫و به شورای جنگی من ملحق نمیشی؟

996
01:32:34.647 --> 01:32:36.517
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.

997
01:32:36.597 --> 01:32:38.307
‫این کار جواب نمیده...

998
01:32:42.062 --> 01:32:44.392
‫می‌تونم یه سوال بپرسم؟

999
01:32:46.022 --> 01:32:49.942
‫چرا این‌قدر اصرار داری
‫که به این سیاهچال بیای؟

1000
01:32:52.192 --> 01:32:55.102
‫- چی؟
‫- بدون همراه، تنهایی.

1001
01:32:56.902 --> 01:32:59.062
‫بهت میگم چرا.

1002
01:32:59.152 --> 01:33:03.642
‫تو میای اینجا تا درباره
‫وضعیت این جنگ حرف بزنی.

1003
01:33:03.732 --> 01:33:05.442
‫مضحکه.

1004
01:33:06.102 --> 01:33:10.192
‫پیشنهاد دادم به شورای جنگی من
‫ملحق بشی چون دلم برات می‌سوزه.

1005
01:33:11.352 --> 01:33:14.312
‫من برای حرف زدن
‫درباره جنگ نمیام اینجا.

1006
01:33:14.402 --> 01:33:16.062
‫واقعاً؟

1007
01:33:16.152 --> 01:33:19.022
‫شاید هم کس دیگه‌ای رو
‫نداری که باهاش حرف بزنی.

1008
01:33:20.652 --> 01:33:25.392
‫تصور می‌کنم دورانی که به اودا
‫خدمت می‌کردی خیلی هیجان‌انگیز بوده.

1009
01:33:26.152 --> 01:33:30.022
‫ارباب هاشیبا، ارباب
‫شیباتا، ارباب آکچی...

1010
01:33:31.152 --> 01:33:32.732
‫یه لشکر از ژنرال‌ها.

1011
01:33:32.812 --> 01:33:37.312
‫متخصصان جنگ و چای که
‫باهات گفتگوهای ارزشمندی داشتن.

1012
01:33:38.102 --> 01:33:40.352
‫اما اینجا، توی قلعه‌ی آریوکا،

1013
01:33:41.402 --> 01:33:44.522
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نیست که بتونه در
‫سطح تو درباره پیچیدگی‌های جنگ بحث کنه.

1014
01:33:44.602 --> 01:33:48.982
‫حتی یه نفر هم، به جز
‫خودم، نمی‌تونه درکت کنه.

1015
01:33:49.062 --> 01:33:52.442
‫واسه همینه که الان اینجایی.

1016
01:33:56.232 --> 01:33:58.772
‫یه رهبر نیازی به مشاور نداره.

1017
01:33:59.982 --> 01:34:04.562
‫تا وقتی که افرادم دستوراتم
‫رو اجرا می‌کنن، چیزی کم ندارم.

1018
01:34:06.482 --> 01:34:07.892
‫اگه این‌طوره،

1019
01:34:08.692 --> 01:34:12.312
‫وقتی اون ملازم‌هایی که
‫این‌قدر بهشون اعتماد داری

1020
01:34:13.152 --> 01:34:16.142
‫با سقوط قریب‌الوقوع
‫این قلعه روبرو میشن،

1021
01:34:16.232 --> 01:34:21.352
‫چرا همه‌شون دارن اون مزخرفات شجاعانه
‫رو درباره اومدن موری تکرار می‌کنن؟

1022
01:34:21.442 --> 01:34:23.852
‫مراقب حرف زدنت باش، کانبی!

1023
01:34:30.152 --> 01:34:34.312
‫خودت بهتر از هر کسی می‌دونی
‫که این جنگ دیگه عملاً تموم شده‌ست.

1024
01:34:34.402 --> 01:34:38.102
‫تو قطعاً برای پیش‌دستی در
‫برابر حمله اودا دست به کار شدی،

1025
01:34:38.852 --> 01:34:42.642
‫اما هیچ‌کدوم از ملازمانت
‫از این موضوع خبر ندارن.

1026
01:34:50.312 --> 01:34:53.562
‫همه‌شون جوری حرف می‌زنن
‫که انگار می‌تونن پیروز بشن.

1027
01:34:54.852 --> 01:34:58.812
‫حتی یک نفرشون هم نمی‌فهمه تو
‫داری سعی می‌کنی به چی برسی.

1028
01:34:58.902 --> 01:35:00.772
‫حالا چرا این‌طوریه؟

1029
01:35:02.522 --> 01:35:06.312
‫چون تو این سرزمین، تو
‫یه غریبه محسوب می‌شی.

1030
01:35:07.192 --> 01:35:10.522
‫تو از جای دیگه‌ای اومدی
‫و متعلق به اینجا نیستی.

1031
01:35:13.562 --> 01:35:17.232
‫با این حال، تبار ملازمانت
‫به ستسو برمی‌گرده.

1032
01:35:18.232 --> 01:35:22.642
‫اگه اودا قلعه رو بگیره،
‫اربابش باید با جونش تاوان بده.

1033
01:35:22.732 --> 01:35:25.812
‫بقیه اگه از اودا اطاعت
‫کنن، زنده می‌مونن.

1034
01:35:25.902 --> 01:35:29.482
‫اونا راه فرار دارن.
‫نیازی به تسلیم شدن نیست.

1035
01:35:29.562 --> 01:35:32.312
‫اونا قسم خوردن تا
‫آخرین نفر بجنگن.

1036
01:35:32.402 --> 01:35:37.102
‫پس برای زنده موندن
‫باید بجنگی و پیروز بشی؟

1037
01:35:37.192 --> 01:35:39.272
‫همون‌طور که هر رهبری باید باشه.

1038
01:35:42.232 --> 01:35:44.312
‫به هر حال، زمان جنگه.

1039
01:35:44.402 --> 01:35:48.142
‫پس اعتراف می‌کنی که هیچ
‫فرقی با ارباب اودا نداری؟

1040
01:35:50.812 --> 01:35:52.442
‫مگه نه؟

1041
01:35:52.522 --> 01:35:54.442
‫جوان...

1042
01:35:56.312 --> 01:35:59.272
‫اون کسی که باید ازش
‫متنفر باشی اوداست، نه من.

1043
01:36:03.522 --> 01:36:06.562
‫دقیقاً همین‌طوره، سرورم! با
‫احترام در برابرت تعظیم می‌کنم.

1044
01:36:08.352 --> 01:36:13.022
‫انگار هنوز از داغ پسرم گیجم.

1045
01:36:13.102 --> 01:36:15.852
‫ذهنم پر از جنونه.

1046
01:36:19.352 --> 01:36:25.062
‫حالا که بحثش شد، اجازه می‌دی
‫جواب اون معمای قبلی‌ت رو بدم؟

1047
01:36:26.482 --> 01:36:28.522
‫بگو.

1048
01:36:30.352 --> 01:36:35.192
‫درباره جاسوس اودا که راهب
‫رو کشت و گنج رو دزدید...

1049
01:36:36.732 --> 01:36:41.102
‫درون و بیرون، علت
‫و معلول، ظاهر و باطن،

1050
01:36:41.192 --> 01:36:44.482
‫قبل و بعد، لازم و غیرلازم.

1051
01:36:45.812 --> 01:36:48.482
‫اگه جای همه‌شون عوض می‌شد چی؟

1052
01:36:50.312 --> 01:36:53.772
‫چی از کلبه ناپدید
‫شد؟ این سرنخ توئه.

1053
01:36:55.192 --> 01:36:57.772
‫خادم معبد رو زیر نظر بگیر.

1054
01:37:05.450 --> 01:37:08.610
‫جناب نوتو، عقب بکش.
‫این دستور اربابمونه.

1055
01:37:10.410 --> 01:37:12.110
‫اربابمون؟

1056
01:37:12.860 --> 01:37:14.700
‫عقب بکشین، زیردست‌ها!

1057
01:37:18.660 --> 01:37:24.530
‫جرئت داری به من توهین کنی؟
‫نیودو نوتو، یه بومی محترم ستسو؟

1058
01:37:25.820 --> 01:37:27.030
‫نیودو نوتو.

1059
01:37:29.820 --> 01:37:34.280
‫تو موهن و آکیوکا رو کشتی.
‫نمی‌تونی با کلک از زیرش در بری.

1060
01:37:34.950 --> 01:37:37.990
‫چرا منو متهم می‌کنی؟ نشنیدی؟

1061
01:37:38.070 --> 01:37:41.200
‫شایعه شده که کیتاگاوارا
‫یوساکو این کار رو کرده.

1062
01:37:41.280 --> 01:37:43.400
‫شایعه‌ای که خودت پخش کردی.

1063
01:37:44.910 --> 01:37:46.490
‫من هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

1064
01:37:46.570 --> 01:37:49.570
‫می‌تونی اونجا از خودت دفاع کنی.

1065
01:38:05.700 --> 01:38:07.280
‫حرف دلت رو بزن.

1066
01:38:07.360 --> 01:38:09.450
‫زبونم بند اومده.

1067
01:38:09.530 --> 01:38:11.360
‫پس من اول شروع میکنم.

1068
01:38:12.660 --> 01:38:14.740
‫آکیوکا از پشت ضربه خورد.

1069
01:38:15.700 --> 01:38:20.860
‫فقط یه حمله غافلگیرانه می‌تونست
‫حریف کسی مثل اون بشه.

1070
01:38:22.200 --> 01:38:25.650
‫مهاجم یه جعبه حصیری
‫داشت و یه عصا دستش بود،

1071
01:38:26.820 --> 01:38:30.530
‫درست مثل موهن، واسه همین
‫آکیوکا گاردش رو پایین آورد.

1072
01:38:30.610 --> 01:38:34.030
‫سرورم، این اصلاً برام منطقی نیست.

1073
01:38:34.110 --> 01:38:38.990
‫تانگو، اگه ترتیب اتفاقات
‫برعکس بوده باشه چی؟

1074
01:38:38.990 --> 01:38:40.110
‫برعکس؟

1075
01:38:40.200 --> 01:38:43.070
‫قبل از رسیدن آکیوکا،

1076
01:38:43.160 --> 01:38:47.320
‫مهاجم قبل از اینکه خدمتکار
‫معبد بیاد، موهن رو کشته،

1077
01:38:48.070 --> 01:38:51.070
‫بعد خودش رو جای موهن
‫جا زده تا آکیوکا رو بکشه.

1078
01:38:51.160 --> 01:38:52.900
‫این نمی‌تونه درست باشه.

1079
01:38:52.990 --> 01:38:58.360
‫خدمتکار معبد گفت که از
‫بیرون با موهن حرف زده.

1080
01:38:58.450 --> 01:39:03.110
‫آره، و اینکه شنیده موهن داشت
‫یه سوترا (ذکر) باطنی می‌خوند

1081
01:39:04.910 --> 01:39:07.780
‫و دیده که موهن میره سمت دستشویی.

1082
01:39:07.860 --> 01:39:11.570
‫سرورم، این به نظر
‫مدرک خیلی محکمی میاد.

1083
01:39:12.530 --> 01:39:14.400
‫اجازه هست برم؟

1084
01:39:14.950 --> 01:39:18.280
‫این بازجویی بی‌اساس
‫فقط اتلاف وقته.

1085
01:39:18.360 --> 01:39:24.860
‫یا شاید سرورم می‌خواد این حقیقت
‫رو دفن کنه که جاسوس اودا هنوز آزاده؟

1086
01:39:26.820 --> 01:39:29.400
‫بسیار خب. همه چیز رو فاش می‌کنم.

1087
01:39:30.780 --> 01:39:32.820
‫مردها، خوب گوش کنین.

1088
01:39:34.030 --> 01:39:35.490
‫کیوزائمون.

1089
01:39:36.950 --> 01:39:39.740
‫خدمتکار معبد یه
‫سوترا باطنی شنیده؟

1090
01:39:40.860 --> 01:39:46.490
‫اما اون پیرو فرقه ظاهری ایکو هست.
‫اون نمی‌تونه سوتراهای باطنی رو بلد باشه.

1091
01:39:47.530 --> 01:39:50.200
‫پس چی رو داریم نادیده می‌گیریم؟

1092
01:39:50.280 --> 01:39:52.450
‫- نادیده گرفتن...
‫- حالا فهمیدم!

1093
01:39:54.030 --> 01:39:59.280
‫موهنِ قلابی یه سوترا رو همین‌طوری
‫خونده که با باطنی اشتباه گرفته شده.

1094
01:39:59.360 --> 01:40:02.650
‫ظاهری و باطنی برعکس بودن!

1095
01:40:02.660 --> 01:40:06.740
‫- درسته.
‫- اما این چه ربطی به جناب نوتو نیودو داره؟

1096
01:40:07.780 --> 01:40:13.780
‫مهاجم درست بعد از رفتن
‫ایزومی وارد شد و موهن رو کشت.

1097
01:40:13.860 --> 01:40:18.900
‫وقتی خدمتکار معبد برگشت،
‫صدای موهن رو تقلید کرد

1098
01:40:18.990 --> 01:40:21.150
‫و همون لحظه یه
‫سوترا از خودش درآورد.

1099
01:40:23.280 --> 01:40:25.740
‫کمی بعد، رفت بیرون،

1100
01:40:26.610 --> 01:40:30.240
‫اما وقتی خدمتکار دیدش، وانمود
‫کرد که داره میره دستشویی.

1101
01:40:31.110 --> 01:40:36.570
‫احتمالاً همون موقع فهمیده که
‫آکیوکا اون نزدیکی‌ها نگهبانی میده.

1102
01:40:39.280 --> 01:40:45.150
‫صبر کرد تا خدمتکار بره و
‫جعبه حصیری موهن رو برداشت.

1103
01:40:46.780 --> 01:40:51.360
‫تنها چیزی که برای تغییر قیافه لازم
‫داشت. لازم و غیرلازم برعکس بودن.

1104
01:40:52.530 --> 01:40:55.200
‫بعدش آکیوکا رو فریب داد و کشت.

1105
01:40:58.950 --> 01:41:01.650
‫این‌طور نیست، نوتو نیودو؟

1106
01:41:02.950 --> 01:41:06.400
‫این دروغِ رقت‌انگیز
‫هیچ‌کس رو قانع نمی‌کنه!

1107
01:41:07.160 --> 01:41:09.570
‫اینجا خیلی‌ها شبیه راهب‌ها هستن!

1108
01:41:10.780 --> 01:41:14.650
‫اگه میگی من خودم رو جای
‫موهن جا زدم، کی منو دید؟

1109
01:41:16.490 --> 01:41:18.150
‫هیچ‌کس ندید یا نشنید.

1110
01:41:18.240 --> 01:41:19.700
‫تو!

1111
01:41:21.530 --> 01:41:26.200
‫تو از تنها کسی که دیده بودت
‫می‌ترسیدی. می‌خواستی بکشیش.

1112
01:41:27.450 --> 01:41:31.150
‫خبر ناپدید شدنش برات
‫یه جور آسودگی بود.

1113
01:41:37.110 --> 01:41:39.900
‫نکنه... خدمتکار معبد؟

1114
01:41:39.990 --> 01:41:42.280
‫بگو چی دیدی.

1115
01:41:42.360 --> 01:41:47.070
‫بله سرورم. دیدم که راهب
‫موهن میره سمت دستشویی.

1116
01:41:47.160 --> 01:41:50.990
‫مطمئنم. قشنگ صورتش رو دیدم.

1117
01:41:52.150 --> 01:41:55.780
‫اولین بار بود که
‫موهن رو می‌دیدم.

1118
01:41:55.860 --> 01:41:57.530
‫نگاش کن.

1119
01:42:02.780 --> 01:42:06.740
‫خدای من! راهب موهن! تو زنده‌ای؟

1120
01:42:06.820 --> 01:42:09.280
‫اون بدون شک موهنه.

1121
01:42:12.490 --> 01:42:15.900
‫بگو ببینم نوتو. چرا
‫موهن رو کشتی؟

1122
01:42:17.450 --> 01:42:21.320
‫چرا این‌قدر خودت رو به آب و آتیش
‫زدی تا نامه محرمانه‌ام رو بخونی؟

1123
01:42:22.150 --> 01:42:24.900
‫فکر می‌کردی توش چی نوشته؟

1124
01:42:29.110 --> 01:42:32.200
‫جواب نمیدی؟ پس خودم میگم.

1125
01:42:34.530 --> 01:42:36.900
‫تو داری برای اودا کار می‌کنی!

1126
01:42:42.110 --> 01:42:44.110
‫می‌ترسیدی دستت رو بشه.

1127
01:42:45.200 --> 01:42:49.240
‫فهمیدی موهن ماموریت محرمانه‌ای
‫داشته و همین باعث شد بکشیش.

1128
01:42:52.570 --> 01:42:54.150
‫نیودو نوتو.

1129
01:42:56.030 --> 01:43:00.200
‫اینجا تو قلعه‌ی
‫آریوکا و ولایت ستسو،

1130
01:43:01.360 --> 01:43:05.070
‫باید بدونی که نمی‌تونی
‫چیزی رو از من مخفی کنی!

1131
01:43:07.740 --> 01:43:09.360
‫لعنت بهت موراشیگه...

1132
01:43:10.110 --> 01:43:12.700
‫جرئت داری به من توهین کنی!

1133
01:43:24.950 --> 01:43:26.530
‫وایسا!

1134
01:43:28.200 --> 01:43:29.360
‫نوتو!

1135
01:43:34.530 --> 01:43:36.700
‫حد خودت رو بدون، غریبه!

1136
01:43:37.490 --> 01:43:41.780
‫اگه حمایت ما تو ستسو
‫نبود، تو هیچی نبودی.

1137
01:43:43.070 --> 01:43:45.530
‫میگی من برای اودا کار می‌کنم؟

1138
01:43:46.360 --> 01:43:48.610
‫منم راز تو رو می‌دونم!

1139
01:43:49.530 --> 01:43:54.110
‫نامه محرمانه رو دیدم! گوش
‫کنین برادرا. موراشیگه...

1140
01:43:56.530 --> 01:43:58.110
‫اون چی بود؟

1141
01:44:11.280 --> 01:44:13.740
‫خدای من! مجازات الهی!

1142
01:44:33.610 --> 01:44:36.570
‫نوتو با صاعقه کشته شد...؟

1143
01:44:49.740 --> 01:44:51.990
‫- پیداش کردی؟
‫- آره، همین‌جا تو این جعبه‌ست.

1144
01:45:01.820 --> 01:45:03.700
‫پس گرفتمش...

1145
01:45:03.780 --> 01:45:08.280
‫جعبه رو توی مستراح
‫خونه‌ی نوتو انداخته بودن.

1146
01:45:09.530 --> 01:45:12.030
‫اون از ارزش واقعیش خبر نداشت.

1147
01:45:15.490 --> 01:45:18.740
‫می‌فرستمش برای آکچی.
‫کارهاش رو ردیف کن.

1148
01:45:20.780 --> 01:45:22.200
‫سرورم.

1149
01:45:24.860 --> 01:45:26.700
‫باید... یه چیزی بهتون بگم.

1150
01:45:26.780 --> 01:45:28.200
‫چی؟

1151
01:45:28.740 --> 01:45:32.860
‫شنیدم ارباب آکچی رفته پیش اودا.

1152
01:45:33.410 --> 01:45:36.320
‫- آکچی؟
‫- اینم گفته.

1153
01:45:37.740 --> 01:45:40.280
‫من گنجینه‌های این
‫دنیا رو نمی‌خوام.

1154
01:45:41.200 --> 01:45:44.450
‫تنها چیزی که می‌خوام
‫خدمت به اربابمه.

1155
01:45:46.320 --> 01:45:48.280
‫یعنی تورا-سارو رو نمی‌خواد؟

1156
01:45:48.360 --> 01:45:49.950
‫انگار همین‌طوره.

1157
01:45:51.070 --> 01:45:55.400
‫ارباب آکچی پیش‌دستی کرده
‫تا شک اودا رو برطرف کنه.

1158
01:45:56.240 --> 01:46:00.280
‫با این حال، ممکنه
‫هنوز نظرش عوض بشه.

1159
01:46:00.360 --> 01:46:03.030
‫آره، هنوز وقت هست...

1160
01:46:05.610 --> 01:46:07.030
‫نه.

1161
01:46:08.780 --> 01:46:10.200
‫دیگه نه.

1162
01:46:11.990 --> 01:46:13.610
‫دیگه بسه.

1163
01:46:30.160 --> 01:46:32.780
‫خدا رو شکر که تورا-سارو سالمه.

1164
01:46:36.280 --> 01:46:41.950
‫گنجینه‌ها پیش آدمای
‫قدرشناس بیشتر می‌درخشن.

1165
01:46:44.530 --> 01:46:46.360
‫درسته...

1166
01:47:09.990 --> 01:47:14.030
‫بازم می‌خوای ازش استفاده
‫کنی تا جنگ رو ببری؟

1167
01:47:15.410 --> 01:47:19.570
‫نه. دیگه هیچ‌وقت ولش نمی‌کنم.

1168
01:47:22.070 --> 01:47:24.400
‫حتی اگه لازمم باشه، نمی‌تونم.

1169
01:47:25.740 --> 01:47:29.530
‫بذار هر چی می‌خوان بگن،
‫بگن که لیاقت رهبری ندارم.

1170
01:47:31.280 --> 01:47:33.650
‫من همون کاری رو
‫می‌کنم که صلاح می‌دونم.

1171
01:47:35.110 --> 01:47:37.740
‫تایید می‌کنی، چیوهو؟

1172
01:47:40.490 --> 01:47:43.530
‫آره. دقیقاً همون کار رو بکن.

1173
01:47:53.200 --> 01:47:57.900
‫پاییز: مجازات الهی

1174
01:48:00.110 --> 01:48:01.820
‫در خدمتم.

1175
01:48:04.950 --> 01:48:07.280
‫این علف‌های هرز هنوز چیده نشدن.

1176
01:48:08.320 --> 01:48:12.900
‫به خدمتکارا می‌گم.
‫دشمن ممکنه اینجا قایم بشه.

1177
01:48:12.990 --> 01:48:15.450
‫قلعه به هم ریخته‌ست.

1178
01:48:26.610 --> 01:48:28.490
‫یه گلوله!

1179
01:48:28.570 --> 01:48:32.280
‫اگه این معما رو حل
‫نکنیم، کارمون تمومه.

1180
01:48:32.360 --> 01:48:36.700
‫یادت میاد وقتی به
‫نیودو نوتو صاعقه زد؟

1181
01:48:36.780 --> 01:48:38.780
‫- به هم ربط دارن؟
‫- آره، دارن.

1182
01:48:39.780 --> 01:48:43.700
‫قبل از اینکه صاعقه بزنه، یه
‫صدای تیر اومد و نوتو افتاد.

1183
01:48:43.780 --> 01:48:45.780
‫صاعقه بعدش زد.

1184
01:48:45.860 --> 01:48:47.400
‫حق با توئه.

1185
01:48:47.490 --> 01:48:50.110
‫سریع جسد نوتو رو بررسی کردم.

1186
01:48:51.160 --> 01:48:53.240
‫این رو توی سینه‌ش پیدا کردم.

1187
01:48:54.110 --> 01:48:56.820
‫کسی با تفنگ بهش شلیک کرده؟

1188
01:48:56.910 --> 01:49:01.360
‫مطمئنم انتظار نداشت
‫که صاعقه هم پشتش بزنه،

1189
01:49:01.450 --> 01:49:04.200
‫ولی می‌خواستن ساکتش کنن.

1190
01:49:04.280 --> 01:49:07.320
‫حتماً کار کسی بوده که
‫برای اودا کار می‌کنه، نه؟

1191
01:49:07.840 --> 01:49:09.330
‫مطمئن نیستم.

1192
01:49:11.130 --> 01:49:12.630
‫ولی جوئمون...

1193
01:49:14.170 --> 01:49:17.580
‫می‌دونی توی نامه‌م به
‫آکچی چی نوشته بودم.

1194
01:49:17.670 --> 01:49:19.040
‫می‌دونم.

1195
01:49:19.130 --> 01:49:21.920
‫آماده بودم نقشه‌م رو برملا کنم

1196
01:49:22.540 --> 01:49:24.960
‫که همون‌جا تسلیم
‫نیروهای خودم بشم.

1197
01:49:26.500 --> 01:49:29.710
‫قبل از اینکه بتونم و قبل از
‫اینکه نوتو بتونه حرفی بزنه،

1198
01:49:30.920 --> 01:49:33.000
‫صدای شلیک بلند شد.

1199
01:49:33.090 --> 01:49:35.710
‫ممکنه یه هشدار
‫برای تو بوده باشه؟

1200
01:49:37.380 --> 01:49:42.420
‫اگه قبل از نوتو حرف زده بودم،
‫اون گلوله ممکن بود به من بخوره.

1201
01:49:43.210 --> 01:49:45.710
‫این موضوع خیلی جدیه.

1202
01:49:45.790 --> 01:49:49.380
‫من کسی که اون روز به
‫نوتو شلیک کرد رو پیدا می‌کنم.

1203
01:49:50.590 --> 01:49:53.580
‫حتماً یکی پشت
‫پرده‌ی همه‌ی ایناست.

1204
01:49:54.540 --> 01:49:58.830
‫هدف واقعیشون چیه؟
‫هر چی می‌تونی بفهم.

1205
01:50:00.290 --> 01:50:03.790
‫ما نیرو و سلاح گرم کم
‫داریم. در حال حاضر،

1206
01:50:05.130 --> 01:50:09.040
‫اولویتمون اینه که راهی برای
‫زیاد کردن متحدامون پیدا کنیم.

1207
01:50:11.790 --> 01:50:17.080
‫معبد هونگانجی نه ساله که
‫جلوی حملات اودا مقاومت کرده.

1208
01:50:17.920 --> 01:50:24.420
‫باید تا وقتی اوضاع عوض
‫بشه مقاومت کنیم، مگه نه؟

1209
01:50:26.670 --> 01:50:28.790
‫فراموش کردی؟

1210
01:50:29.750 --> 01:50:35.040
‫نقشه‌ی بزرگ اربابمون اینه که اودا
‫رو همین‌جا با کمک موری شکست بدیم.

1211
01:50:38.170 --> 01:50:39.580
‫ارباب!

1212
01:50:40.790 --> 01:50:42.830
‫لطفاً بذار حرف دلم رو بزنم.

1213
01:50:43.840 --> 01:50:47.250
‫به نظرم باید همین
‫الان قلعه رو تسلیم کنیم.

1214
01:50:48.670 --> 01:50:51.670
‫اگه الان این کار رو بکنیم،
‫اودا از سرمون می‌گذره.

1215
01:50:52.580 --> 01:50:56.290
‫بعدش صبر می‌کنیم تا بتونیم یه
‫حمله‌ی پیروزمندانه داشته باشیم.

1216
01:50:57.210 --> 01:50:58.830
‫نظرتون چیه، سرورم؟

1217
01:50:59.880 --> 01:51:02.830
‫- فکر خوبیه.
‫- می‌دونستم!

1218
01:51:02.920 --> 01:51:07.290
‫با این حال، اینطور بی‌گُدار به آب
‫زدن و تسلیم شدن، فقط به نفع دشمنه.

1219
01:51:07.380 --> 01:51:11.040
‫کی باید به اودا خبر
‫بده، کِی و چطوری؟

1220
01:51:12.790 --> 01:51:17.170
‫من میرم پیش اودا و از
‫آکچی و شیباتا خواهش می‌کنم

1221
01:51:18.170 --> 01:51:21.750
‫که جون مردممون و
‫شما رو حفظ کنن، سرورم.

1222
01:51:23.960 --> 01:51:25.960
‫تو آدم خوبی هستی.

1223
01:51:27.290 --> 01:51:28.790
‫ممنونتم.

1224
01:51:31.280 --> 01:51:32.520
‫سرورم!

1225
01:52:08.210 --> 01:52:10.710
‫چیوهو؟ چی شده؟

1226
01:52:11.750 --> 01:52:15.420
‫اطرافم، دریایی از خونه...

1227
01:52:17.290 --> 01:52:21.290
‫هرچقدر سعی می‌کنم،
‫چرا از بین نمیره؟

1228
01:52:23.090 --> 01:52:24.920
‫به خودت بیا.

1229
01:52:27.250 --> 01:52:29.420
‫اینجا میدون جنگ نیست.

1230
01:52:33.840 --> 01:52:35.460
‫بودا...

1231
01:52:36.750 --> 01:52:38.330
‫کجایی؟

1232
01:52:38.420 --> 01:52:39.960
‫اونجا!

1233
01:52:45.130 --> 01:52:46.920
‫خوب نگاه کن.

1234
01:53:21.670 --> 01:53:24.630
‫دور و نزدیک،

1235
01:53:26.840 --> 01:53:30.040
‫خیلی‌ها قراره بمیرن...

1236
01:53:49.340 --> 01:53:51.420
‫شرمنده‌ام.

1237
01:53:52.250 --> 01:53:53.830
‫نباش.

1238
01:54:13.000 --> 01:54:15.210
‫امیدوارم توهماتم...

1239
01:54:17.420 --> 01:54:21.670
‫...توی نقشه‌های
‫جنگیت خللی ایجاد نکنه.

1240
01:54:37.250 --> 01:54:38.670
‫سرورم.

1241
01:54:38.750 --> 01:54:44.250
‫اون روز، فقط سربازای نگهبان
‫تفنگ‌هاشون رو به دژ مرکزی آوردن.

1242
01:54:44.960 --> 01:54:46.580
‫در مورد سایکا چی؟

1243
01:54:46.670 --> 01:54:48.960
‫اون روز هیچ‌کدومشون پست نداشتن.

1244
01:54:49.840 --> 01:54:53.920
‫اصلاً می‌دونی تیراندازِ
‫نوتو کجا مستقر بوده؟

1245
01:54:54.960 --> 01:54:56.250
‫می‌دونم.

1246
01:54:58.090 --> 01:55:01.130
‫با توجه به موقعیت
‫دیواری که نوتو کنارش افتاد

1247
01:55:01.735 --> 01:55:04.105
‫و بردِ گلوله،

1248
01:55:04.195 --> 01:55:08.655
‫می‌تونه اون درخت
‫کاج، طبقه‌ی دوم برج قلعه

1249
01:55:08.735 --> 01:55:11.605
‫یا بالای سقف اقامتگاه شما باشه.

1250
01:55:11.695 --> 01:55:14.065
‫کدومشون محتمل‌تره؟

1251
01:55:15.235 --> 01:55:17.315
‫سقف اقامتگاه شما.

1252
01:55:17.405 --> 01:55:18.405
‫چرا؟

1253
01:55:18.485 --> 01:55:20.485
‫طبقه‌ی دوم برج قلعه

1254
01:55:20.565 --> 01:55:24.025
‫خیلی بلنده و زاویه‌ی
‫مناسبی برای شلیک نداره.

1255
01:55:25.445 --> 01:55:30.985
‫درخت کاج ارتفاعش
‫عالیه، ولی فرار ازش سخته.

1256
01:55:31.525 --> 01:55:32.945
‫امتحانش کردی؟

1257
01:55:33.025 --> 01:55:34.815
‫البته که امتحان کردم، سرورم.

1258
01:55:35.905 --> 01:55:39.195
‫جوئمون، کارت عالی بود.

1259
01:55:44.315 --> 01:55:48.405
‫خب، در مورد اینکه کی داره
‫بر علیه شما توطئه می‌کنه،

1260
01:55:48.945 --> 01:55:50.605
‫منم چیزی نمی‌دونم.

1261
01:55:50.695 --> 01:55:54.525
‫فهمیدم. این معما حتی
‫تو رو هم گیج کرده...

1262
01:55:55.735 --> 01:55:57.445
‫خب، بنوش.

1263
01:56:07.985 --> 01:56:09.815
‫آخ، دقیقاً همونی
‫بود که لازم داشتم.

1264
01:56:11.945 --> 01:56:13.815
‫هر چی بکاری همون رو درو می‌کنی.

1265
01:56:14.525 --> 01:56:17.235
‫من لرد ایکدا رو برکنار
‫کردم تا این قلعه رو بگیرم،

1266
01:56:17.945 --> 01:56:21.275
‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫خودم به این سرنوشت دچار بشم.

1267
01:56:21.865 --> 01:56:26.405
‫انگار قصد داری قبل از
‫اون، قلعه رو تسلیم کنی.

1268
01:56:26.485 --> 01:56:29.355
‫اگه انقدر آسون بود،
‫حتماً این کار رو می‌کردم.

1269
01:56:29.445 --> 01:56:33.155
‫سرورم، من از کشمکش
‫درونی شما باخبرم.

1270
01:56:33.235 --> 01:56:36.025
‫اوه؟ کدوم کشمکش؟

1271
01:56:36.815 --> 01:56:41.105
‫اینکه نکشید تا همه زنده بمونن.
‫حتی من. با وجود ریسک خیلی زیاد.

1272
01:56:41.775 --> 01:56:44.065
‫من می‌تونستم هر لحظه بکشمت.

1273
01:56:44.905 --> 01:56:48.405
‫ولی کسایی که ممکنه به دردم
‫بخورن رو زنده نگه می‌دارم.

1274
01:56:49.235 --> 01:56:51.025
‫نه بیشتر، نه کمتر.

1275
01:56:53.315 --> 01:56:55.275
‫می‌دونم که این‌طور نیست.

1276
01:56:57.065 --> 01:56:58.445
‫چی؟

1277
01:57:01.525 --> 01:57:05.025
‫ارباب اودا آدم می‌کشه.
‫ارباب موراشیگه نه.

1278
01:57:06.195 --> 01:57:10.605
‫می‌خواستی دنیا این
‫رو بدونه. مگه نه؟

1279
01:57:27.025 --> 01:57:28.525
‫ارباب اودا.

1280
01:57:29.655 --> 01:57:31.855
‫خدمتکارها اونجا هستن.

1281
01:57:33.195 --> 01:57:37.445
‫وقتی نبودم قلعه رو ترک
‫کردن و رفتن پی خوش‌گذرونی.

1282
01:57:39.025 --> 01:57:41.025
‫چی می‌گی، موراشیگه؟

1283
01:57:42.865 --> 01:57:46.195
‫چرا توبیخشون نمی‌کنی
‫و اخراجشون نمی‌کنی؟

1284
01:57:46.275 --> 01:57:48.025
‫این کار بدآموزی داره.

1285
01:57:49.065 --> 01:57:53.315
‫راهب‌ها می‌گن کشتار
‫بی‌رحمانه باعث نفرینم می‌شه،

1286
01:57:53.405 --> 01:57:55.235
‫اما واقعاً می‌شه؟

1287
01:57:57.445 --> 01:58:02.155
‫فکر می‌کنم ممکنه درسی
‫پشت حرفاشون پنهان باشه.

1288
01:58:06.275 --> 01:58:10.195
‫می‌خوام ببینم چی پنهان
‫شده. اون چی می‌تونه باشه؟

1289
01:58:15.025 --> 01:58:18.485
‫خب؟ چیزی که پنهان بود رو دیدی؟

1290
01:58:26.815 --> 01:58:29.735
‫موراشیگه، نوبت توئه.

1291
01:58:59.405 --> 01:59:03.775
‫چی می‌بینی؟ بگو چی دیدی!

1292
01:59:07.565 --> 01:59:13.105
‫اگه جنگجویی که تو زمان جنگ زندگی
‫می‌کنه نَکُشه، خودش زجر می‌کشه.

1293
01:59:14.695 --> 01:59:16.405
‫تو هیچی نمی‌دونی.

1294
01:59:18.115 --> 01:59:22.855
‫تو هیچ‌وقت به فکر تغییر
‫وضعیت موجود نبودی.

1295
01:59:25.065 --> 01:59:27.695
‫درسته. زیادی حرف زدم.

1296
01:59:27.695 --> 01:59:30.025
‫من این قلعه رو تسلیم می‌کنم.

1297
01:59:31.275 --> 01:59:32.905
‫اما قبلش،

1298
01:59:33.525 --> 01:59:37.275
‫باید خیانتکاری که پشت تیراندازی
‫به نوتو بوده رو رسوا کنم.

1299
01:59:38.985 --> 01:59:40.525
‫که چی بشه؟

1300
01:59:41.115 --> 01:59:43.105
‫که تحویل اودا بدمش.

1301
01:59:45.485 --> 01:59:47.315
‫انگیزه‌اش مشخص نیست.

1302
01:59:48.065 --> 01:59:52.195
‫اما مطمئنم که اون به نوتو،
‫متحد اودا، شلیک کرده.

1303
01:59:53.445 --> 01:59:58.655
‫سر قاتل رو می‌برم تا برای
‫صلح با اودا مذاکره کنم.

1304
01:59:58.735 --> 02:00:00.155
‫هدفم اینه.

1305
02:00:02.615 --> 02:00:05.775
‫این یه تسلیم بدون
‫خون‌ریزی می‌شه.

1306
02:00:06.735 --> 02:00:08.235
‫حرفم...

1307
02:00:09.615 --> 02:00:11.155
‫حالا فهمیدم.

1308
02:00:11.865 --> 02:00:17.485
‫در مورد مرگ نوتو،
‫می‌تونم حدسم رو بگم؟

1309
02:00:19.275 --> 02:00:20.905
‫ادامه بده.

1310
02:00:20.985 --> 02:00:24.195
‫اگه صاعقه نمی‌زد چی؟

1311
02:00:24.275 --> 02:00:28.155
‫نوتو توسط یه ناشناس هدف
‫گلوله قرار می‌گرفت و کشته می‌شد.

1312
02:00:28.235 --> 02:00:29.655
‫و اگه این‌طور نمی‌شد؟

1313
02:00:29.735 --> 02:00:33.735
‫من هدف قرار می‌گرفتم و
‫کشته یا به‌شدت زخمی می‌شدم.

1314
02:00:33.815 --> 02:00:35.405
‫من جور دیگه‌ای فکر می‌کنم.

1315
02:00:35.485 --> 02:00:38.605
‫هدف قاتل همیشه نوتو بود.

1316
02:00:38.695 --> 02:00:42.445
‫منتظر بود تا اون بالای
‫اون دیوار تنها بشه.

1317
02:00:43.235 --> 02:00:44.945
‫چرا باید این کارو کنه؟

1318
02:00:45.025 --> 02:00:49.605
‫چون به احتمال زیاد اون
‫می‌دونست تو نوتو رو نمی‌کشی.

1319
02:00:49.695 --> 02:00:52.655
‫اون نوتو رو به جای من اعدام کرد؟

1320
02:00:52.735 --> 02:00:54.195
‫همین‌طوره.

1321
02:00:57.235 --> 02:01:00.315
‫اون کیه؟ هدفش چیه؟

1322
02:01:01.405 --> 02:01:04.525
‫اون مجازات الهی رو اجرا کرد،

1323
02:01:04.615 --> 02:01:08.355
‫و نوتوی خائن رو جلوی
‫چشم همه از پا درآورد.

1324
02:01:09.235 --> 02:01:12.355
‫یه کار وحشیانه که تو
‫هیچ‌وقت انجامش نمی‌دادی.

1325
02:01:12.905 --> 02:01:17.985
‫با این کار، اون می‌خواست ترس
‫از خشم خدایان رو به دل‌ها بندازه.

1326
02:01:18.065 --> 02:01:23.275
‫به عبارت دیگه، این مجازات
‫الهی به دست آدمیزاده.

1327
02:01:25.525 --> 02:01:28.235
‫این همون چیزیه که
‫می‌تونم حدس بزنم.

1328
02:01:30.445 --> 02:01:33.355
‫برای استفاده از تفنگ،
‫اون سقف بهترین جاست.

1329
02:01:34.275 --> 02:01:37.315
‫با این حال، حتی اگه
‫می‌تونست نوتو رو بزنه،

1330
02:01:38.115 --> 02:01:42.565
‫دستگیر شدنش ظاهرِ مجازات
‫الهی رو خراب می‌کرد.

1331
02:01:43.655 --> 02:01:48.565
‫حتماً از پنجره فرار کرده، ولی
‫راه خروجی از اونجا وجود نداره.

1332
02:01:51.655 --> 02:01:55.025
‫باید یکی توی عمارت
‫بهش کمک کرده باشه.

1333
02:01:56.945 --> 02:01:58.655
‫همین‌طور به نظر میاد.

1334
02:02:05.445 --> 02:02:09.155
‫سرورم، شام رو آماده کردم.

1335
02:02:09.775 --> 02:02:12.355
‫چیزی ذهنت رو درگیر کرده؟

1336
02:02:12.445 --> 02:02:15.445
‫بالاخره فهمیدم کانبی
‫چی داشت بهم می‌گفت.

1337
02:02:17.275 --> 02:02:19.525
‫می‌بینم. خوشحالم برات.

1338
02:02:20.695 --> 02:02:22.315
‫می‌خوای بشنویش؟

1339
02:02:23.065 --> 02:02:24.485
‫آره.

1340
02:02:26.315 --> 02:02:28.525
‫یک تیر غیبی جینن رو کشت.

1341
02:02:29.195 --> 02:02:30.905
‫یک سرِ تغییر شکل یافته.

1342
02:02:31.655 --> 02:02:33.315
‫ماجرای نوتو...

1343
02:02:34.235 --> 02:02:37.905
‫همه این اتفاقات جوری بود
‫که انگار مجازات الهی‌ان.

1344
02:02:39.235 --> 02:02:43.155
‫اما با این حال، چرا
‫جینن توی تاریکی،

1345
02:02:44.115 --> 02:02:47.855
‫درست همون‌جایی نشست
‫که پشتش به نیزه بود؟

1346
02:02:47.945 --> 02:02:51.025
‫و چرا درهای کشویی
‫فقط سه اینچ باز بودن؟

1347
02:02:51.985 --> 02:02:55.155
‫کی اون سرِ تغییر شکل یافته رو

1348
02:02:55.155 --> 02:02:57.605
‫با سرِ اون جنگجوی جوان عوض کرد؟

1349
02:02:57.695 --> 02:03:01.235
‫و کی به اون تفنگ‌داری
‫که نوتو رو زد کمک کرد

1350
02:03:01.985 --> 02:03:04.695
‫که موفق بشه از روی سقف فرار کنه؟

1351
02:03:08.055 --> 02:03:09.555
‫چیوهو.

1352
02:03:10.805 --> 02:03:13.175
‫تو دستور مرگ نوتو رو دادی؟

1353
02:03:16.555 --> 02:03:18.675
‫کار یه تفنگ‌دار سایکا بود؟

1354
02:03:19.515 --> 02:03:20.675
‫آره.

1355
02:03:20.765 --> 02:03:23.385
‫تفنگ رو روز قبل قاچاقی آوردن؟

1356
02:03:24.275 --> 02:03:25.805
‫من...

1357
02:03:27.305 --> 02:03:31.055
‫...روز قبل از شورای
‫جنگ تفنگ رو گرفتم

1358
02:03:31.805 --> 02:03:35.725
‫و از یه مرد سایکا خواستم
‫که نوتو رو از روی سقف بزنه.

1359
02:03:41.055 --> 02:03:43.765
‫همه اینا نقشه خودم بود.

1360
02:03:44.555 --> 02:03:47.345
‫سرها رو هم تو عوض کردی؟

1361
02:03:47.435 --> 02:03:50.475
‫آره. به یه خدمتکار
‫دستور دادم این کارو کنه.

1362
02:03:50.555 --> 02:03:52.135
‫جینن چی؟

1363
02:03:52.225 --> 02:03:53.845
‫بهش گفتم،

1364
02:03:54.765 --> 02:03:59.135
‫اگه جلوی منقل بشینه
‫آرزوش برآورده میشه.

1365
02:04:00.845 --> 02:04:03.345
‫جینن این‌قدر ناامیدانه
‫آرزوی مرگ داشت؟

1366
02:04:03.435 --> 02:04:04.845
‫داشت.

1367
02:04:04.935 --> 02:04:10.675
‫تو واسه نافرمانی از رسم
‫سامورایی‌ها، منو مجازات الهی کردی؟

1368
02:04:10.765 --> 02:04:12.845
‫اصلاً اینطور نیست. من فقط...

1369
02:04:13.975 --> 02:04:17.555
‫می‌خواستم نشون بدم که
‫مجازات الهی واقعاً وجود داره.

1370
02:04:18.305 --> 02:04:19.925
‫به کی؟

1371
02:04:20.015 --> 02:04:21.675
‫به مردم قلعه‌ی آریوکا.

1372
02:04:22.435 --> 02:04:23.845
‫مردم؟

1373
02:04:24.515 --> 02:04:30.175
‫می‌خواستی یه شورش دیگه راه
‫بندازی، مثل همونی که تو ناگاشیما شد؟

1374
02:04:30.725 --> 02:04:34.225
‫تحریک مردم؟ من هیچ‌وقت
‫همچین کاری نمی‌کنم.

1375
02:04:34.305 --> 02:04:36.425
‫نمی‌فهمم، چیوهو!

1376
02:04:37.475 --> 02:04:40.425
‫اگه می‌خوای بهشون مذهب یاد بدی،

1377
02:04:40.515 --> 02:04:43.635
‫دیگه چه نیازی بود
‫مجازات الهی رو ثابت کنی؟

1378
02:04:44.805 --> 02:04:48.845
‫شما سامورایی‌ها، با
‫اون زره و شمشیراتون،

1379
02:04:48.935 --> 02:04:52.345
‫شاید بتونین از این عصر
‫جنگ جون سالم به در ببرین.

1380
02:04:54.055 --> 02:04:56.885
‫اما مردم عادی نمی‌تونن.

1381
02:04:56.975 --> 02:04:59.805
‫اونا فقط به شکلی بی‌ارزش،
‫مثل حشرات می‌میرن.

1382
02:05:03.765 --> 02:05:05.805
‫لطفاً به این سوالم جواب بده.

1383
02:05:08.385 --> 02:05:11.635
‫مردم عادی از چی
‫بیشتر از همه می‌ترسن؟

1384
02:05:12.935 --> 02:05:14.135
‫قطعاً...

1385
02:05:15.185 --> 02:05:16.515
‫...مرگ.

1386
02:05:16.595 --> 02:05:21.305
‫سرورم، شما بیش از هر
‫چیزی از مرگ می‌ترسین؟

1387
02:05:23.095 --> 02:05:25.265
‫نمی‌تونم بگم که نمی‌ترسم،

1388
02:05:26.185 --> 02:05:29.805
‫اما سامورایی اگه از مرگ بیشتر از
‫هر چیزی بترسه، دیگه به درد نمی‌خوره.

1389
02:05:34.885 --> 02:05:38.765
‫بسیار خب سرورم.
‫بذارین براتون روشن کنم.

1390
02:05:42.185 --> 02:05:46.635
‫مردم عادی بیشتر از مرگ، از
‫چیزی که بعدش میاد می‌ترسن.

1391
02:05:48.095 --> 02:05:52.765
‫اینکه تو دنیای بعد هیچ
‫رستگاری‌ای نیست. رنج بی‌پایان.

1392
02:05:54.805 --> 02:05:57.805
‫من خودم اینو تو ناگاشیما دیدم.

1393
02:06:03.845 --> 02:06:06.265
‫باید خیلی روت اثر گذاشته باشه.

1394
02:06:06.805 --> 02:06:08.095
‫همین‌طور بود.

1395
02:06:10.595 --> 02:06:13.135
‫شورش ایکو جهنمی بود.

1396
02:06:15.015 --> 02:06:20.015
‫قلعه‌ای پر از آدمای عادی، که هر
‫سلاحی دستشون می‌رسید برمی‌داشتن.

1397
02:06:21.185 --> 02:06:26.265
‫اونا باور داشتن که حتی اگه اودا
‫حمله کنه، ناگاشیما سقوط نمی‌کنه.

1398
02:06:27.515 --> 02:06:31.385
‫داد می‌زدن: «پیش به سوی
‫بهشت، عقب‌نشینی به سوی جهنم».

1399
02:06:34.095 --> 02:06:37.725
‫«پیش به سوی بهشت،
‫عقب‌نشینی به سوی جهنم».

1400
02:06:39.225 --> 02:06:41.635
‫مقصر اون شعار شیطانی بود.

1401
02:06:43.385 --> 02:06:48.055
‫اون کلمات از دهن
‫بودا بیرون نیومده بود.

1402
02:06:49.435 --> 02:06:55.555
‫یه راهب حیله‌گر اونا رو ساخته
‫بود تا پیش سامورایی‌ها عزیز بشه.

1403
02:06:59.305 --> 02:07:03.555
‫در نهایت، اودا مردم
‫ناگاشیما رو محاصره کرد.

1404
02:07:05.635 --> 02:07:10.885
‫من بین اون روح‌های بی‌پناهی بودم که
‫تو یه میدان جنگ خونین گیر افتاده بودن.

1405
02:07:12.225 --> 02:07:16.925
‫همه‌مون می‌دونستیم
‫که قراره بمیریم.

1406
02:07:17.015 --> 02:07:20.925
‫و برای همین، همه‌مون
‫شروع کردیم به دعا خوندن.

1407
02:07:24.095 --> 02:07:26.765
‫چیزی که ازش
‫می‌ترسیدیم، مرگ نبود.

1408
02:07:27.885 --> 02:07:31.805
‫این بود که رنجمون
‫با مرگ تموم نشه.

1409
02:07:37.885 --> 02:07:42.015
‫«پیش به سوی بهشت،
‫عقب‌نشینی به سوی جهنم».

1410
02:07:44.135 --> 02:07:46.925
‫اون عبارت ما رو به
‫همچین سرنوشتی محکوم کرد.

1411
02:07:53.805 --> 02:07:55.885
‫همون‌طور که محاصره
‫ادامه پیدا می‌کرد،

1412
02:07:57.595 --> 02:08:00.595
‫ده‌ها هزار نفر تو قلعه مردن.

1413
02:08:02.095 --> 02:08:05.265
‫وقتی بالاخره حملات اودا کمتر شد،

1414
02:08:07.385 --> 02:08:08.975
‫یکی گفت،

1415
02:08:11.225 --> 02:08:13.095
‫«داریم عقب‌نشینی می‌کنیم».

1416
02:08:15.975 --> 02:08:17.925
‫ما نباید عقب‌نشینی کنیم.

1417
02:08:19.135 --> 02:08:20.975
‫ما باید به بهشت برسیم.

1418
02:08:22.265 --> 02:08:24.305
‫ما باید به سمت بهشت پیشروی کنیم.

1419
02:08:27.765 --> 02:08:34.135
‫بدون حتی یه شمشیر، به
‫سمت دشمن هجوم بردن.

1420
02:08:35.515 --> 02:08:36.925
‫در همون نقطه،

1421
02:08:38.345 --> 02:08:41.055
‫اودا آتش گشود و
‫همه‌شون رو از پا درآورد.

1422
02:08:46.185 --> 02:08:50.635
‫از میون تپه‌هایی از اجساد گذشتم
‫و به سختی جون سالم به در بردم.

1423
02:08:51.435 --> 02:08:53.265
‫به اوساکا برگشتم

1424
02:08:54.475 --> 02:08:58.765
‫و مثل یه پوسته خالی زندگی
‫کردم تا اینکه تو منو پناه دادی.

1425
02:09:00.055 --> 02:09:03.675
‫حالا، به لطف تو،
‫زندگی‌ام مثل یه رویاست.

1426
02:09:06.475 --> 02:09:11.305
‫هرچند، وقتی دوباره خودم
‫رو در محاصره‌ی اودا دیدم،

1427
02:09:11.385 --> 02:09:16.885
‫قسم خوردم که مردم ستسو رو
‫از یه ناگاشیمای دیگه محافظت کنم.

1428
02:09:16.975 --> 02:09:22.175
‫شاهد بودنِ حوادث
‫مرموزِ مجازات الهی...

1429
02:09:25.015 --> 02:09:28.265
‫...اون‌ها رو متقاعد
‫می‌کنه که بودا وجود داره.

1430
02:09:28.345 --> 02:09:30.515
‫که رستگاری وجود داره!

1431
02:09:30.595 --> 02:09:34.385
‫برای کسانی که پیشروی می‌کنن
‫و کسانی که عقب‌نشینی می‌کنن،

1432
02:09:35.185 --> 02:09:38.385
‫بهشت بدون هیچ سوالی
‫در انتظار همه‌ست.

1433
02:09:40.725 --> 02:09:43.805
‫برای همینه که این مجازات
‫الهی رو صحنه‌سازی کردی؟

1434
02:09:44.805 --> 02:09:50.595
‫آره. برای اینکه ضعیف‌ها نجات پیدا
‫کنن، باید بهشون نشونه‌هایی داده می‌شد.

1435
02:09:51.305 --> 02:09:53.765
‫حتی اگه اون نشونه‌ها دروغ بودن؟

1436
02:09:53.845 --> 02:09:56.055
‫اون‌ها دروغ نبودن!

1437
02:09:56.135 --> 02:10:00.595
‫بودا از طریق من عمل
‫کرد تا مردم رو هدایت کنه.

1438
02:10:00.685 --> 02:10:04.225
‫این دلیلیه که تا
‫امروز زنده موندم.

1439
02:10:10.305 --> 02:10:12.305
‫حالا همه چیز برام
‫معنی پیدا می‌کنه.

1440
02:10:18.885 --> 02:10:20.015
‫سرورم...

1441
02:10:22.698 --> 02:10:25.068
‫لطفاً با شمشیرت منو بکش.

1442
02:10:34.488 --> 02:10:38.108
‫چیوهو، می‌تونم یه
‫چیزی ازت بپرسم؟

1443
02:10:40.908 --> 02:10:42.358
‫هر چیزی.

1444
02:10:44.408 --> 02:10:46.488
‫اون خیلی‌هایی که قراره بمیرن...

1445
02:10:48.618 --> 02:10:50.858
‫...آیا من هم جزوشون هستم؟

1446
02:10:56.198 --> 02:10:58.028
‫البته، سرورم.

1447
02:11:03.448 --> 02:11:06.028
‫یهو رنگت پریده به نظر میاد.

1448
02:11:06.118 --> 02:11:09.158
‫شاید دیگه لیاقتِ حکمرانی
‫بر این قلعه رو ندارم.

1449
02:11:09.818 --> 02:11:11.948
‫اصلاً این‌طور نیست.

1450
02:11:12.028 --> 02:11:15.358
‫به نظر من تو فقط باوقارتر شدی.

1451
02:11:15.448 --> 02:11:17.278
‫چاپلوسی رو بذار کنار.

1452
02:11:17.908 --> 02:11:21.948
‫بهم بگو، چی باعث شد که شورش کنی؟

1453
02:11:24.488 --> 02:11:27.408
‫یه زمانی امیدم به اودا بود.

1454
02:11:27.488 --> 02:11:32.318
‫اما اون مرد گذاشت قدرتش
‫از دستش لیز بخوره و بره.

1455
02:11:33.488 --> 02:11:38.358
‫من آدم‌های زیادی رو کشتم، اما
‫کشتارهای اون خیلی فراتر رفته.

1456
02:11:39.158 --> 02:11:42.108
‫مردم و افراد خودش
‫علیه‌اش می‌شورن.

1457
02:11:42.948 --> 02:11:47.988
‫من فقط سعی داشتم از له شدن
‫زیر سقوط اودا جلوگیری کنم.

1458
02:11:50.368 --> 02:11:52.778
‫شاید کمی زود دست به کار شدم.

1459
02:11:54.408 --> 02:11:58.858
‫جلب حمایت بدون کشتن.
‫یه آرمان تحسین‌برانگیز.

1460
02:11:58.948 --> 02:12:02.028
‫اما پیروزی بدون کشتن غیرممکنه.

1461
02:12:02.118 --> 02:12:03.778
‫ساده‌ست.

1462
02:12:04.368 --> 02:12:06.568
‫اگه پیروز بشی،
‫نیازی به کشتن نیست.

1463
02:12:07.658 --> 02:12:09.738
‫پس هدفت این بود که
‫بر دنیا حکومت کنی.

1464
02:12:15.618 --> 02:12:20.198
‫همه توی این قلعه قطعاً
‫همین فکر رو داشتن.

1465
02:12:22.488 --> 02:12:24.488
‫و با این حال، چرا من...

1466
02:12:25.948 --> 02:12:28.818
‫آخرش دلِ سربازامو از دست بدم؟

1467
02:12:29.908 --> 02:12:36.358
‫چون تو وفاداری‌شون رو فقط با پیروزی،
‫اونم فقط پیروزی به دست آورده بودی.

1468
02:12:38.408 --> 02:12:42.778
‫برای اینکه الان ببری،
‫فقط یه راه پیشِ روت هست.

1469
02:12:45.158 --> 02:12:46.858
‫با من شوخی نکن.

1470
02:12:46.948 --> 02:12:49.108
‫چرا باید در مورد جنگ شوخی کنم؟

1471
02:12:54.868 --> 02:12:56.528
‫بگو بهم!

1472
02:12:56.618 --> 02:12:58.158
‫می‌گم.

1473
02:12:59.028 --> 02:13:02.198
‫تنهایی برو به آکی، قلمروِ موری.

1474
02:13:02.278 --> 02:13:06.488
‫مستقیم برو پیش ارباب موری و التماس
‫کن، اونوقت ورق به نفع تو برمی‌گرده.

1475
02:13:07.658 --> 02:13:10.358
‫موری هم واسه خودش
‫وجهه‌ای داره که باید حفظش کنه.

1476
02:13:11.318 --> 02:13:16.908
‫اون نمی‌ذاره دیدار ارباب
‫موراشیگه بی‌جواب بمونه.

1477
02:13:16.988 --> 02:13:19.698
‫مجبور میشه نیرو بفرسته.

1478
02:13:20.988 --> 02:13:22.698
‫درخشان...

1479
02:13:22.778 --> 02:13:26.908
‫اول باید بری بندر آماگاساکی.

1480
02:13:27.738 --> 02:13:33.738
‫کیتاگاوارا یوساکو راهی رو
‫بلده که اودا ازش خبر نداره.

1481
02:13:35.368 --> 02:13:39.278
‫توی بندر، برو پیش جناب اورا.

1482
02:13:39.368 --> 02:13:44.068
‫یه آدم با اون جایگاه، راحت می‌تونه
‫یه قایق به مقصد آکی برات جور کنه.

1483
02:13:44.158 --> 02:13:45.988
‫جناب اورا رو می‌شناسم.

1484
02:13:46.068 --> 02:13:47.908
‫دقیقاً، اون می‌تونه!

1485
02:13:48.528 --> 02:13:53.608
‫وقتی رسیدی آکی، باید
‫بری پیش جناب اکِی،

1486
02:13:53.698 --> 02:13:55.858
‫که به خاطر تنفرش از اودا معروفه.

1487
02:13:55.948 --> 02:13:59.698
‫اون قطعاً یه جلسه با ارباب
‫موری برات ترتیب میده.

1488
02:14:00.658 --> 02:14:03.358
‫یه هدیه‌ی خوب برای
‫ارباب انتخاب کن.

1489
02:14:04.068 --> 02:14:07.528
‫و همین‌طور برای
‫عموش جناب کوبایاکاوا.

1490
02:14:07.618 --> 02:14:09.238
‫یادداشت می‌کنم.

1491
02:14:09.318 --> 02:14:12.908
‫کانبی! این همه مدت که
‫تو این سیاهچال بودی،

1492
02:14:13.818 --> 02:14:15.528
‫فقط همین نقشه رو کشیدی؟

1493
02:14:16.278 --> 02:14:18.488
‫این تازه اولشه.

1494
02:14:20.158 --> 02:14:25.278
‫برگشتن با حمایت موری فقط
‫کفه ترازو رو برابر می‌کنه.

1495
02:14:26.318 --> 02:14:32.408
‫به‌کارگیری کاملِ تخصصت
‫توی جنگ، کلید پیروزیه.

1496
02:15:14.238 --> 02:15:15.948
‫این همون...

1497
02:15:16.868 --> 02:15:18.908
‫سبک جنگیدنته؟

1498
02:15:25.618 --> 02:15:29.408
‫کی باور می‌کنه یه ارباب
‫قلعه‌ش رو ول کنه بره دنبال کمک؟

1499
02:15:30.618 --> 02:15:33.238
‫اودا خیلی راحت
‫قلعه‌ی آریوکا رو می‌گیره

1500
02:15:34.368 --> 02:15:37.608
‫و اسم من تا ابد لکه‌دار میشه

1501
02:15:37.698 --> 02:15:40.488
‫به عنوان یه ترسو که فرار
‫کرد تا جون خودش رو نجات بده.

1502
02:15:48.028 --> 02:15:50.818
‫چطور جرئت کردی علیه
‫من نقشه بکشی، کانبی!

1503
02:15:53.568 --> 02:15:55.858
‫تو دستِ منو خوندی.

1504
02:15:56.948 --> 02:16:00.608
‫یه چیزی باعث شده تغییر کنی.

1505
02:16:03.698 --> 02:16:07.198
‫تو این ده ماه منتظر بودی.

1506
02:16:08.198 --> 02:16:13.488
‫تا شایعاتِ وحشیانه قلعه رو
‫پر کنه و سربازام ترکم کنن.

1507
02:16:15.028 --> 02:16:16.858
‫تا وقتی که اودا

1508
02:16:17.738 --> 02:16:21.408
‫دیگه هیچ رحمی بهم نکنه.

1509
02:16:23.238 --> 02:16:24.858
‫دقیقاً.

1510
02:16:26.158 --> 02:16:31.568
‫تو توی این سیاهچال موندی
‫تا سقوط منو طراحی کنی؟

1511
02:16:42.118 --> 02:16:47.108
‫یه استراتژی فوق‌العاده.
‫درخواستِ حضوری کمک از موری.

1512
02:16:47.198 --> 02:16:49.988
‫ورق رو برمی‌گردونه.

1513
02:16:50.568 --> 02:16:53.488
‫همه توی قلعه خوشحال میشن.

1514
02:16:56.988 --> 02:16:59.358
‫مثل یه باریکه‌ی نور توی تاریکی.

1515
02:17:00.988 --> 02:17:02.658
‫اما...

1516
02:17:03.698 --> 02:17:07.568
‫اگه اودا قبل از اینکه با
‫موری برگردی حمله کنه...

1517
02:17:08.448 --> 02:17:12.528
‫اگه این کارو کرد، تسلیم شو.
‫از هرگونه درگیری دوری کن.

1518
02:17:14.908 --> 02:17:18.908
‫بگو موراشیگه فرار
‫کرده و سربازاشو رها کرده.

1519
02:17:20.158 --> 02:17:23.988
‫ارباب سربازاشو رها کنه؟
‫هیچ‌کس اینو باور نمی‌کنه.

1520
02:17:24.068 --> 02:17:27.028
‫نه. اودا باورش می‌کنه.

1521
02:17:29.198 --> 02:17:30.908
‫یه آدم انقدر ترسناک؟

1522
02:17:31.778 --> 02:17:37.698
‫همین الانش هم احتمالاً می‌خواد قبل از اینکه
‫یکی از سربازای خودش بکشتش، فرار کنه.

1523
02:17:39.618 --> 02:17:41.158
‫این غیرممکنه...

1524
02:17:42.528 --> 02:17:45.068
‫دنیا داره به کجا می‌رسه؟

1525
02:17:46.028 --> 02:17:48.858
‫دیگه هیچی معنی نداره.

1526
02:17:48.948 --> 02:17:55.448
‫هر اتفاقی که بیفته، اگه صبح بیدار
‫شدی و هنوز زنده بودی، خداروشکر کن.

1527
02:18:00.778 --> 02:18:02.198
‫اربابم.

1528
02:18:04.568 --> 02:18:08.448
‫آیا این... معنیِ
‫حکمرانی بر دنیاست؟

1529
02:18:10.158 --> 02:18:11.568
‫«حکمرانی بر دنیا»...

1530
02:18:12.408 --> 02:18:14.528
‫بندازینش جلوی سگ‌های ولگرد.

1531
02:18:18.238 --> 02:18:20.238
‫اطاعت، اربابم.

1532
02:18:20.988 --> 02:18:25.358
‫بقیه‌اش رو به ما بسپارین. هرجور
‫که صلاح می‌دونین عمل کنین.

1533
02:19:16.690 --> 02:19:17.980
‫ممنونم.

1534
02:19:27.140 --> 02:19:29.310
‫دشمن دیگه نمی‌تونه
‫ما رو گیر بندازه.

1535
02:20:20.020 --> 02:20:21.230
‫اربابم.

1536
02:20:22.940 --> 02:20:24.600
‫باید ترکتون کنم.

1537
02:20:28.270 --> 02:20:33.390
‫تو این ده ماه محاصره،
‫تنها آرزوم خدمت به شما بود.

1538
02:20:34.230 --> 02:20:37.140
‫و این کارو بدون هیچ
‫پشیمونی انجام دادم.

1539
02:20:41.940 --> 02:20:44.310
‫حالا می‌خوام منتظرتون بمونم

1540
02:20:44.390 --> 02:20:48.480
‫تا با بقیه، موری رو
‫به قلعه‌ی آریوکا بیاریم.

1541
02:20:48.560 --> 02:20:52.310
‫نمی‌تونم برادرامو تنها بذارم.

1542
02:20:53.140 --> 02:20:58.180
‫بسیار خب، جوئمون. تا وقتی
‫برگردم از قلعه محافظت کن.

1543
02:20:58.270 --> 02:21:00.890
‫- قول می‌دم.
‫- و اگه...

1544
02:21:02.100 --> 02:21:04.480
‫اگه برنگشتم،

1545
02:21:05.980 --> 02:21:08.730
‫جوئمون، نمیر.

1546
02:21:11.940 --> 02:21:14.100
‫نباید به خاطر من بمیری.

1547
02:21:15.980 --> 02:21:19.980
‫هر وقت موقعش شد، می‌تونی
‫برای یه ارباب بهتر بمیری.

1548
02:21:53.020 --> 02:21:55.980
‫منم تو رو اینجا می‌ذارم.

1549
02:21:56.060 --> 02:22:00.730
‫- بسیار خب.
‫- من سرباز سایکا ماگوروکو هستم.

1550
02:22:01.600 --> 02:22:04.140
‫همراهی شما باعث افتخاره،

1551
02:22:05.890 --> 02:22:10.230
‫اما ترک کردن رهبرم
‫باعث تحقیر خاندانم می‌شه.

1552
02:22:11.390 --> 02:22:13.930
‫ساگهاری، تو خوب خدمت کردی.

1553
02:22:17.310 --> 02:22:21.310
‫راستشو بخواین، کسی
‫که نوتو رو زد من بودم.

1554
02:22:22.890 --> 02:22:26.310
‫- جدی...؟
‫- نتونستم درخواست بانو چیوهو رو رد کنم.

1555
02:22:27.140 --> 02:22:32.520
‫اون بهم گفت: «پیشروی به سمت بهشت،
‫عقب‌نشینی به سمت جهنم» یه دروغه.

1556
02:22:33.190 --> 02:22:37.020
‫بهشت منتظر آدمای فروتن هم هست.
‫هیچ‌کس دیگه‌ای اینو بهم نگفته بود.

1557
02:22:37.850 --> 02:22:41.640
‫برای اولین بار حس کردم
‫می‌تونم راحت نفس بکشم.

1558
02:22:43.230 --> 02:22:49.770
‫صادقانه بگم، حاضرم جونمو
‫بدم تا از بانو در قلعه محافظت کنم.

1559
02:22:50.940 --> 02:22:53.730
‫فهمیدم. هرجور راحتی عمل کن.

1560
02:23:07.060 --> 02:23:08.810
‫و تو چی؟

1561
02:23:13.890 --> 02:23:17.100
‫تا ته دنیا دنبالتون میام.

1562
02:23:17.190 --> 02:23:19.850
‫این وظیفه‌ی منه و بهش پایبندم.

1563
02:23:21.270 --> 02:23:23.890
‫خوبه. بزن بریم، سوکه‌سابورو.

1564
02:23:26.640 --> 02:23:29.180
‫اون صندوق پر از گنجینه‌ست.

1565
02:23:30.060 --> 02:23:32.890
‫مراقب باش نشکنن.

1566
02:23:35.140 --> 02:23:45.140
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1567
02:24:02.850 --> 02:24:08.640
‫دیری نپایید که قلعه‌ی
‫آریوکا تسلیم اودا شد.

1568
02:24:08.730 --> 02:24:10.980
‫سه سال بعد،

1569
02:24:11.060 --> 02:24:13.020
‫اودا نوبوناگا توسط
‫ملازمش، ارباب آکچی

1570
02:24:13.100 --> 02:24:15.640
‫کشته شد.

1571
02:24:15.730 --> 02:24:18.390
‫دوران جنگ خیلی زود،
‫پس از آن خاتمه یافت.

1572
02:24:18.480 --> 02:24:22.600
‫آراکی موراشیگه بیشتر از اودا
‫نوبوناگا عمر کرد و الباقی عمرش را

1573
02:24:22.690 --> 02:24:25.310
‫به عنوان یک استاد
‫چای مشهور سپری کرد.

1574
02:24:26.590 --> 02:24:32.350
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال