WEBVTT

﻿
1
00:01:45.000 --> 00:01:55.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:01:55.010 --> 00:01:56.913
‫من… من خیلی اهل
‫مهمون‌داری و این برنامه‌ها نیستم.

3
00:02:00.030 --> 00:02:03.170
‫فرهنگ لغت مریام-وبستر «دوستی»
‫رو این‌طوری تعریف می‌کنه که…

4
00:02:06.003 --> 00:02:09.153
‫شوخی کردم بابا، سر به سرت گذاشتم.

5
00:02:10.403 --> 00:02:11.868
‫اهوم.

6
00:02:11.910 --> 00:02:14.118
‫آره، خلاصه که…

7
00:02:14.160 --> 00:02:17.463
‫دوستی مقوله‌ی پیچیده‌ایه.

8
00:02:18.780 --> 00:02:20.778
‫فکر کنم کل این ماجرا هم

9
00:02:20.820 --> 00:02:22.983
‫از همین‌جا آب می‌خوره.

10
00:02:24.780 --> 00:02:28.818
‫حدود یه ماه پیش یه
‫مقاله‌ای خوندم که می‌گفت،

11
00:02:28.860 --> 00:02:31.218
‫تنهایی، از کشیدن روزی ۱۵ نخ سیگار هم

12
00:02:31.260 --> 00:02:33.993
‫واسه سلامتی داغون‌کننده‌تر و مضرتره.

13
00:02:36.330 --> 00:02:40.053
‫حالا نمی‌شه گفت احساس
‫تنهایی و بی‌کسی می‌کنم،

14
00:02:41.910 --> 00:02:45.003
‫ولی خب بیشترِ اوقات تک و تنها زندگی می‌کنم.

15
00:02:52.650 --> 00:02:55.848
‫پس با این اوصاف، بدجوری در معرضِ

16
00:02:55.890 --> 00:03:00.033
‫هر نوع سرطانی هستم که از تنهایی ناشی می‌شه.

17
00:03:01.560 --> 00:03:05.058
‫شاید سرطان مغز؟ نمی‌دونم،
‫واقعاً نمی‌دونم.

18
00:03:05.100 --> 00:03:08.403
‫راستش رو بخواین کل مقاله رو تا ته نخوندم.

19
00:03:09.810 --> 00:03:13.398
‫دوستی قاعدتاً باید
‫خودبه‌خود و طبیعی شکل بگیره.

20
00:03:13.440 --> 00:03:16.578
‫مثلاً وقتی تو جامعه و بیرون از خونه می‌ری،

21
00:03:16.620 --> 00:03:19.218
‫و کارهایی رو انجام می‌دی که دوست داری،

22
00:03:19.260 --> 00:03:21.543
‫آدم‌های هم‌فاز خودت هم همونجا هستن.

23
00:03:22.890 --> 00:03:25.158
‫و بعدش خیلی خودبه‌خود،

24
00:03:25.200 --> 00:03:30.200
‫با هم صمیمی و جفت می‌شین.

25
00:03:33.620 --> 00:03:37.578
‫پیش خودم گفتم دوستای آینده‌م
‫احتمالاً کمتر دلشون می‌خواد

26
00:03:37.620 --> 00:03:40.698
‫با بقیه هم‌کلام بشن و بیشتر ترجیح می‌دن

27
00:03:40.740 --> 00:03:43.488
‫کنار بقیه باشن ولی کلمه‌ای حرف نزنن.

28
00:03:43.530 --> 00:03:47.672
‫واسه همین، پرنده‌نگرها به نظر گزینه
‫خیلی خوبی برای شروع می‌اومدن.

29
00:04:01.860 --> 00:04:05.703
‫همون روز بود که فهمیدم موقع راه رفتن
‫پاهام بدجوری صدا می‌ده و قدم‌هام سنگینه.

30
00:04:11.910 --> 00:04:15.198
‫بعدش شروع کردم به گشتن که ببینم

31
00:04:15.240 --> 00:04:18.018
‫چه فعالیت‌هایی برای آدم‌های سنگین‌قدمی

32
00:04:18.060 --> 00:04:21.213
‫که نمی‌خوان با بقیه حرف بزنن مناسبه.

33
00:04:26.220 --> 00:04:27.053
‫امم.

34
00:04:28.410 --> 00:04:31.503
‫اون برام یکم زیادی پرهیجان و سنگین بود.

35
00:04:32.852 --> 00:04:35.013
‫و… زیادی هم نوجوونه و بچه‌گونه.

36
00:04:36.120 --> 00:04:37.398
‫نه اینکه دوست شدن با یه نوجوون جرم باشه،

37
00:04:37.440 --> 00:04:38.898
‫یا برام غیرقانونی باشه،

38
00:04:38.940 --> 00:04:43.940
‫فقط ممکن بود تو چشم بقیه
‫عجیب و ناجور به نظر بیاد.

39
00:04:45.330 --> 00:04:49.083
‫با خودم فکر کردم شاید صحبت
‫کردن و کلام، یه جزء کلیدی باشه.

40
00:04:50.670 --> 00:04:55.233
‫واسه همین سعی کردم پاتوقم
‫رو بذارم بارِ سر کوچه‌مون.

41
00:04:56.220 --> 00:04:58.653
‫مردم توی بار با هم رفیق
‫می‌شن دیگه، مگه نه؟ (خنده)

42
00:04:59.610 --> 00:05:02.405
‫رابطه‌م با بارتندر هم واقعاً داشت
‫خوب پیش می‌رفت و صمیمی می‌شدیم،

43
00:05:06.540 --> 00:05:10.038
‫تا اینکه دوزاریم افتاد
‫که اصلاً وظیفه و شغلشه

44
00:05:10.080 --> 00:05:14.868
‫که با همه‌ی مشتری‌ها طوری تا کنه
‫انگار خیلی باهاشون جوره و گرم می‌گیره.

45
00:05:14.910 --> 00:05:16.098
‫حداقل حسنش این بود که دیگه مجبور نبودم

46
00:05:16.140 --> 00:05:17.118
‫الکی وانمود کنم از اون
‫نوشیدنی مزخرفم خوشم می‌آد.

47
00:05:17.160 --> 00:05:17.993
‫خلاصه که…

48
00:05:25.680 --> 00:05:27.348
‫ولی در واقع خیلی خوب درکش می‌کردم،

49
00:05:27.390 --> 00:05:31.758
‫چون شغل خودِ منم به عنوان یه
‫کارشناس پشتیبانی خوش‌برخورد

50
00:05:31.800 --> 00:05:34.923
‫و خونسرد توی شرکت مخابراتی اسپکترومه.

51
00:05:37.590 --> 00:05:39.618
‫وقتی اینترنت مردم قطع می‌شه،

52
00:05:39.660 --> 00:05:42.378
‫من اون سر خطم و سعی می‌کنم

53
00:05:42.420 --> 00:05:43.720
‫توی عیب‌یابی و وصل شدنش کمکشون کنم،

54
00:05:46.380 --> 00:05:51.380
‫که بیشتر اوقات فقط خلاصه
‫می‌شه در شنیدن داد و هواراشون.

55
00:05:54.240 --> 00:05:57.108
‫یه بار، یه بنده خدایی منو مقصر دونست

56
00:05:57.150 --> 00:06:01.188
‫که باعث شدم حضانت بچه‌هاش رو از دست بده!

57
00:06:01.230 --> 00:06:04.923
‫منم جدی جدی کنجکاو شدم که آخه چطور
‫ممکنه، واسه همین ازش پرسیدم چطوری؟!

58
00:06:06.120 --> 00:06:07.503
‫اونم درجا گوشی رو روم قطع کرد.

59
00:06:18.780 --> 00:06:20.448
‫وقتی دیگه کارد به استخونم
‫رسید و مستأصل شدم،

60
00:06:20.490 --> 00:06:23.508
‫حتی از یکی از مشتری‌ها که منو مقصرِ

61
00:06:23.550 --> 00:06:26.658
‫تباه شدن زندگیش نمی‌دونست پرسیدم

62
00:06:26.700 --> 00:06:30.408
‫که مایل هست یه وقتایی با
‫هم بریم بیرون و بچرخیم یا نه.

63
00:06:30.450 --> 00:06:33.648
‫«هاها، خیلی بامزه بود.

64
00:06:33.690 --> 00:06:37.023
‫به نظر می‌آد حس شوخ‌طبعیِ مشابهی داریم.

65
00:06:38.220 --> 00:06:39.410
‫ببین راستش…»

66
00:06:41.902 --> 00:06:44.178
‫راستش دقیق یادم نمی‌آد چی بهش گفتم.

67
00:06:44.220 --> 00:06:46.313
‫- لازم نیست مو به مو باشه.

68
00:06:47.280 --> 00:06:49.848
‫واقعاً لازمه این مکالمه رو بازسازی کنیم؟

69
00:06:49.890 --> 00:06:52.338
‫- این دیگه می‌تونه آخریش باشه.

70
00:06:52.380 --> 00:06:53.213
‫خیلی خب. (صاف کردن گلو).

71
00:06:58.920 --> 00:07:03.213
‫«هاها، خیلی بامزه بود!

72
00:07:04.290 --> 00:07:08.178
‫نه، من ربات نیستم، آدمِ واقعیم.

73
00:07:08.220 --> 00:07:11.058
‫حرف زدن با ربات احتمالاً
‫خیلی لذت‌بخش‌تر می‌بود،

74
00:07:11.100 --> 00:07:14.298
‫درست نمی‌گم؟

75
00:07:14.340 --> 00:07:18.363
‫وای ممنون، کمتر پیش می‌آد
‫مشتری‌ها این‌قدر تعریف کنن.

76
00:07:20.400 --> 00:07:23.628
‫راستش… داشتم با خودم فکر می‌کردم

77
00:07:23.670 --> 00:07:27.813
‫که شاید دلت بخواد یه وقتی با
‫من بری بیرون و دور بزنیم؟

78
00:07:28.770 --> 00:07:31.120
‫خارج از چارچوبِ اینترنت قطع شدنتون.

79
00:07:32.805 --> 00:07:35.253
‫البته کاملاً در حد یه دوستی ساده،

80
00:07:36.600 --> 00:07:38.958
‫نمی‌خوام بهتون نخ بدم
‫یا پیشنهاد ناجوری بدم،

81
00:07:39.000 --> 00:07:40.668
‫مخصوصاً که طبق سوابق پرونده‌تون ثبت شده

82
00:07:40.710 --> 00:07:42.558
‫شما متأهل هستین.

83
00:07:42.600 --> 00:07:43.698
‫شاید هم جدا زندگی می‌کنین،

84
00:07:43.740 --> 00:07:45.048
‫ولی از اونجایی که اسم همسرتون هنوز

85
00:07:45.090 --> 00:07:47.240
‫به عنوان یکی از اعضای اون خونه ثبته…»

86
00:07:49.833 --> 00:07:52.545
‫بعدش صدای «بوق بوق»
‫اومد، نشونه‌ی اینکه قطع کرده.

87
00:07:52.587 --> 00:07:54.487
‫- مشکلی نیست، این صدارو
‫تو مرحله تدوین اضافه می‌کنیم.

88
00:07:55.740 --> 00:07:56.573
‫درسته.

89
00:07:59.640 --> 00:08:03.408
‫واسه همین تصمیم گرفتم توی ردیت یه پست بذارم

90
00:08:03.450 --> 00:08:07.188
‫به عنوان آخرین تیر در
‫تاریکی برای رفیق پیدا کردن،

91
00:08:07.230 --> 00:08:12.230
‫توی بخشِ «دوست جدید پیدا کن».

92
00:08:12.810 --> 00:08:13.945
‫متن پستم این بود:

93
00:08:13.987 --> 00:08:18.348
‫«خانم ۲۶ ساله، به دنبال فردی که از نظر
‫عاطفی و رفاقتی درگیر شخص دیگه‌ای نباشه،

94
00:08:18.390 --> 00:08:20.508
‫برای یک دوستی بلندمدت.

95
00:08:20.550 --> 00:08:22.278
‫با امکان ارتقا به عنوان "صمیمی‌ترین دوست"

96
00:08:22.320 --> 00:08:24.003
‫بعد از گذروندن موفقیت‌آمیز دوره‌ی آزمایشی.

97
00:08:25.020 --> 00:08:28.308
‫داوطلبان باید از یه فیلتر و
‫مصاحبه‌ی سختگیرانه رد بشن،

98
00:08:28.350 --> 00:08:31.218
‫اما پاداش این کار، یه
‫مصاحبت و رفاقت دوجانبه

99
00:08:31.260 --> 00:08:34.248
‫با فردی بسیار تمیز، منظم
‫و از نظر روحی باثباته.

100
00:08:34.290 --> 00:08:36.057
‫آب و تنقلات هم برای پذیرایی مهیاست.»

101
00:08:37.650 --> 00:08:39.708
‫امیدوارم فهمیده باشن منظورم
‫کل دوره‌ی دوستی نبوده!

102
00:08:39.750 --> 00:08:41.850
‫منظورم فقط پذیرایی توی جلسه‌ی مصاحبه بود.

103
00:08:43.567 --> 00:08:46.668
‫«متقاضیان علاقه‌مند رأس
‫ساعت ۱۰ صبح تشریف بیارن،

104
00:08:46.710 --> 00:08:49.278
‫و برای یک روز کامل
‫مصاحبه آمادگی داشته باشن.

105
00:08:49.320 --> 00:08:51.867
‫آوردن هرگونه خوراکی و
‫نوشیدنی متفرقه اکیداً ممنوع.»

106
00:09:01.230 --> 00:09:02.563
‫خیلی خب، وقتشه.

107
00:09:08.370 --> 00:09:09.198
‫اوه.

108
00:09:09.240 --> 00:09:11.688
‫سلام، من جون هستم.

109
00:09:11.730 --> 00:09:14.823
‫تو هم باید گرتی باشی دیگه،
‫درسته؟ حدس می‌زنم گرتی هستی!

110
00:09:16.320 --> 00:09:17.718
‫بله، خودمم.

111
00:09:17.760 --> 00:09:19.038
‫از اسمت خیلی خوشم می‌آد.

112
00:09:19.080 --> 00:09:21.528
‫خیلی بهت می‌آد، البته از جهت مثبتش!

113
00:09:21.570 --> 00:09:24.566
‫خیلی خاص و منحصربه‌فرده، اینم از جهت مثبتش!

114
00:09:29.610 --> 00:09:30.443
‫تامی.

115
00:09:31.920 --> 00:09:32.753
‫سلام تامی.

116
00:09:35.400 --> 00:09:37.968
‫اوه، ببخشید آقا، شما هم برای مصاحبه اومدین؟

117
00:09:38.010 --> 00:09:39.108
‫می‌تونین همین‌جا…
‫- نه نه نه.

118
00:09:39.150 --> 00:09:40.728
‫ایشون بابامه.

119
00:09:40.770 --> 00:09:43.908
‫فقط اومده مطمئن بشه سالم رسیدم داخل،

120
00:09:43.950 --> 00:09:45.678
‫و مطمئن بشه اینجا یه جور

121
00:09:45.720 --> 00:09:47.748
‫باند قاچاق انسان راه ننداختین!

122
00:09:47.790 --> 00:09:48.933
‫نیست دیگه، مگه نه؟

123
00:09:49.920 --> 00:09:53.118
‫نه، اینجا به هیچ وجه باند قاچاق انسان نیست.

124
00:09:53.160 --> 00:09:56.393
‫قاچاق انسان نیست خیالتون راحت!

125
00:10:05.250 --> 00:10:09.271
‫اوه، من واسه شرکت توی یه
‫ریالیتی‌شو ثبت‌نام نکرده بودم،

126
00:10:09.313 --> 00:10:12.228
‫مخصوصاً برنامه‌ای به
‫این فلاکت‌باری و غم‌انگیزی!

127
00:10:12.270 --> 00:10:15.348
‫نه، این… این ریالیتی‌شو نیست.

128
00:10:15.390 --> 00:10:19.608
‫یه جور… فیلم مستنده.

129
00:10:19.650 --> 00:10:20.958
‫این که بدتر شد!

130
00:10:21.000 --> 00:10:23.538
‫نه آخه ببین، فرانک، کارگردان مستند،

131
00:10:23.580 --> 00:10:28.128
‫پستم رو دید و پرسید
‫می‌تونه بیاد و از مراحل کار

132
00:10:28.170 --> 00:10:31.308
‫فیلم بگیره یا نه.
‫- اوه، چه باحال!

133
00:10:31.350 --> 00:10:33.528
‫هنوزم به نظرم رقت‌انگیز می‌آد.

134
00:10:33.570 --> 00:10:36.648
‫- نه…
‫- ولی اشکالی نداره، اجازه می‌دم فیلم بگیرن.

135
00:10:36.690 --> 00:10:37.983
‫هر تبلیغی خوبه، چه بد چه خوب!

136
00:10:39.060 --> 00:10:40.158
‫عالیه.

137
00:10:40.200 --> 00:10:41.658
‫راستی، شما چی؟

138
00:10:41.700 --> 00:10:44.433
‫رضایت می‌دین ازتون فیلمبرداری بشه؟

139
00:10:45.540 --> 00:10:48.110
‫راستش، همین الانشم دوربین
‫روشنه و دارین می‌گیرین، پس…

140
00:10:51.060 --> 00:10:52.743
‫باشه، حتماً، بله.

141
00:10:54.450 --> 00:10:55.758
‫اوه، راستی…

142
00:10:55.800 --> 00:10:57.933
‫بی زحمت براتون مقدوره
‫کفش‌هاتون رو دربیارین؟

143
00:10:58.770 --> 00:11:00.783
‫توی این خونه کلاً بدون کفش باید راه رفت.

144
00:11:03.870 --> 00:11:05.793
‫من می‌دونم کفش‌های خودم کجاها پا گذاشتن،

145
00:11:06.720 --> 00:11:09.243
‫ولی کفش‌های شما ممکن
‫بوده هر جایی رفته باشن.

146
00:11:10.680 --> 00:11:11.513
‫هر جای کثیفی.

147
00:11:47.190 --> 00:11:51.273
‫اوه، اینا هدیه‌ی مامانمه.

148
00:11:52.350 --> 00:11:53.553
‫واسه خوش‌یمنی و شانس.

149
00:11:54.570 --> 00:11:56.733
‫قرار بود یه چیز کاملاً
‫خصوصی باشه و کسی نبیندش.

150
00:11:57.570 --> 00:12:02.570
‫فکر نمی‌کردم قرار باشه
‫پابرهنه بشیم و کفش دربیاریم.

151
00:12:05.010 --> 00:12:06.303
‫ازشون خوشم اومد.

152
00:12:07.620 --> 00:12:11.958
‫خیلی خاصن.

153
00:12:12.000 --> 00:12:13.323
‫از جهتِ مثبت؟

154
00:12:15.960 --> 00:12:18.168
‫خیلی خب، اگه پشت سرم بیاین،

155
00:12:18.210 --> 00:12:20.433
‫فضای خونه رو نشونتون می‌دم.

156
00:12:24.780 --> 00:12:27.950
‫واو، چقدر اینجا…

157
00:12:29.370 --> 00:12:32.598
‫واااو!

158
00:12:32.640 --> 00:12:35.343
‫اینم یه کلمه برای توصیفشه دیگه.

159
00:12:38.070 --> 00:12:39.370
‫بفرمایید، تعارف نکنین و بردارین.

160
00:12:43.021 --> 00:12:45.288
‫توی یخچال بازم خوراکی هست،

161
00:12:45.330 --> 00:12:47.523
‫پس اصلاً خجالت نکشین که زیاد بردارین.

162
00:12:50.820 --> 00:12:53.600
‫مخصوص داوطلب‌های این مصاحبه خریدمشون…

163
00:12:54.990 --> 00:12:58.488
‫اوه، من خیلی دلم
‫می‌خواست بردارم، ولی اونقدر

164
00:12:58.530 --> 00:13:01.638
‫از صبحونه‌ی مفصلم سیرم که جا ندارم.

165
00:13:01.680 --> 00:13:03.708
‫بابام هم پنکیک پخت هم وافل،

166
00:13:03.750 --> 00:13:06.378
‫چون مامانم پنکیک می‌خواست
‫و من هوس وافل کرده بودم،

167
00:13:06.420 --> 00:13:08.133
‫آخرشم نشستم جفتش رو لمباندم!

168
00:13:09.300 --> 00:13:10.133
‫بسیار خب.

169
00:13:16.746 --> 00:13:18.163
‫خب… بگذریم.

170
00:13:20.310 --> 00:13:23.178
‫من مصاحبه‌ها رو اینجا برگزار می‌کنم.

171
00:13:23.220 --> 00:13:25.128
‫چه هیجان‌انگیز!

172
00:13:25.170 --> 00:13:26.598
‫مصاحبه‌ها رو جداگونه انجام می‌دیم،

173
00:13:26.640 --> 00:13:29.815
‫تا جواب‌های یکیتون روی
‫نظر اون یکی اثر نذاره.

174
00:13:34.470 --> 00:13:35.838
‫ببخشید، بفرمایید ادامه بدین.

175
00:13:35.880 --> 00:13:36.713
‫امم.

176
00:13:37.920 --> 00:13:40.488
‫با سوال‌های پایه‌ای برای
‫آشنایی شروع می‌کنیم،

177
00:13:40.530 --> 00:13:43.038
‫می‌دونین، صرفاً برای سنجش
‫اینکه چه تیپ شخصیتی دارین

178
00:13:43.080 --> 00:13:45.228
‫و تجربه‌تون توی دوستی چطوری بوده.

179
00:13:45.270 --> 00:13:46.728
‫هه!

180
00:13:46.770 --> 00:13:49.428
‫بعدش می‌ریم سراغ
‫سناریوهای دقیق‌تر و ملموس‌تر.

181
00:13:49.470 --> 00:13:52.578
‫مواردی که بهم کمک می‌کنه بفهمم

182
00:13:52.620 --> 00:13:55.413
‫توی شرایط سخت یا موقعیت‌های
‫پیچیده چطور رفتار می‌کنین.

183
00:13:56.430 --> 00:14:00.288
‫و در نهایت هر دو متقاضی رو ارزیابی می‌کنم

184
00:14:00.330 --> 00:14:01.548
‫و تصمیم می‌گیرم کدومتون به

185
00:14:01.590 --> 00:14:03.633
‫دوره‌ی آزمایشیِ رفاقت راه پیدا می‌کنه.

186
00:14:04.530 --> 00:14:05.673
‫دوره‌ی آزمایشی؟!

187
00:14:06.630 --> 00:14:07.878
‫صرفاً جهت احتیاط.

188
00:14:07.920 --> 00:14:11.448
‫نهایتاً شش ماه طول می‌کشه،

189
00:14:11.490 --> 00:14:14.238
‫که بعد از اون، یا دائمی و رسمیش می‌کنیم،

190
00:14:14.280 --> 00:14:17.553
‫یا اگه به بن‌بست خوردیم
‫راهمون رو جدا می‌کنیم.

191
00:14:19.020 --> 00:14:20.433
‫همه‌چیز واضحه؟

192
00:14:21.300 --> 00:14:22.923
‫- کاملاً!
‫- آره، هر چی تو بگی.

193
00:14:25.050 --> 00:14:26.103
‫خیلی خب…

194
00:14:27.420 --> 00:14:28.653
‫کی می‌خواد اول شروع کنه؟

195
00:14:30.150 --> 00:14:30.978
‫خب برای شروع،

196
00:14:31.020 --> 00:14:33.768
‫چطوره یکم از خودت برام بگی

197
00:14:33.810 --> 00:14:36.918
‫و اینکه چرا به موقعیتِ
‫«دوست» علاقه‌مند شدی.

198
00:14:36.960 --> 00:14:38.133
‫حتماً…

199
00:14:39.030 --> 00:14:39.888
‫اوه، می‌شه اون کار رو نکنی بی زحمت؟

200
00:14:39.930 --> 00:14:41.088
‫خودداری کنی ازش.

201
00:14:41.130 --> 00:14:42.003
‫آ… آره، حواسم نبود.

202
00:14:43.860 --> 00:14:44.693
‫اهوم.

203
00:14:51.380 --> 00:14:52.213
‫اهوم.

204
00:14:56.940 --> 00:14:57.773
‫چیه مگه؟

205
00:14:59.181 --> 00:15:00.681
‫آماده‌ای شروع کنیم یا نه؟

206
00:15:01.680 --> 00:15:03.543
‫آره، تابلوعه دیگه.

207
00:15:05.580 --> 00:15:07.443
‫خب پس جواب سوالم رو بده.

208
00:15:08.610 --> 00:15:11.073
‫خیلی خب. من تامی هستم.

209
00:15:12.150 --> 00:15:13.428
‫من جون هستم.

210
00:15:13.470 --> 00:15:14.448
‫البته خودت می‌دونی،

211
00:15:14.490 --> 00:15:17.198
‫ولی به نظرم نقطه‌ی شروع بدی نبود.

212
00:15:17.240 --> 00:15:20.868
‫اسمم رو از روی ماه تولدم گذاشتن، یعنی ژوئن.

213
00:15:20.910 --> 00:15:22.728
‫فکر می‌کردن قراره پسر بشم،

214
00:15:22.770 --> 00:15:24.528
‫ولی غافلگیر شدن و دختر شدم!

215
00:15:24.570 --> 00:15:26.658
‫مامان و بابام هیچ اسم
‫دختری آماده نکرده بودن،

216
00:15:26.700 --> 00:15:28.233
‫ولی خب ماه ژوئن دم دستشون بود.

217
00:15:29.160 --> 00:15:30.288
‫واو.

218
00:15:30.330 --> 00:15:33.708
‫هنوزم با پدر و مادرم خیلی
‫صمیمیم، همون‌طور که دیدی.

219
00:15:33.750 --> 00:15:35.118
‫منظورم اینه که خودت بابام رو دیدی دیگه.

220
00:15:35.160 --> 00:15:39.228
‫خیلی عجیبه که این‌قدر آدم باحالیه، مگه نه؟

221
00:15:39.270 --> 00:15:42.408
‫به هر حال، فقط خودمم،
‫تک‌فرزندم و خواهر برادری ندارم،

222
00:15:42.450 --> 00:15:45.483
‫که خیلی هم عالیه، چون
‫همه‌چی به من می‌رسه، درسته؟

223
00:15:48.150 --> 00:15:51.603
‫پدر و مادرم معرکه‌ان،
‫اونا بهترین دوستام هستن.

224
00:15:52.770 --> 00:15:53.603
‫فعلاً البته.

225
00:15:54.600 --> 00:15:56.628
‫هنوز جواب ندادی چرا
‫به این موقعیت علاقه‌مندی.

226
00:15:56.670 --> 00:15:57.693
‫توی این مصاحبه.

227
00:15:58.970 --> 00:16:01.570
‫ببین، کل این…

228
00:16:03.690 --> 00:16:06.528
‫ماجرا یکم پایین‌تر از شأن و لِول منه.

229
00:16:06.570 --> 00:16:10.503
‫ولی شرایط، چطور بگم، کاملاً اضطراریه.

230
00:16:11.790 --> 00:16:15.318
‫من زنی بودم که از قدیم کلی
‫رفیق و خاطرخواه دور و برم بوده.

231
00:16:15.360 --> 00:16:18.288
‫ولی به خاطر یه خیانت و کودتای اخیر،

232
00:16:18.330 --> 00:16:21.033
‫خیلی بی‌رحمانه و بدون تشریفات
‫از جمعشون انداختنم بیرون.

233
00:16:22.170 --> 00:16:24.318
‫- مگه چی‌کار…
‫- تقصیر منم نبود اصلاً،

234
00:16:24.360 --> 00:16:27.588
‫هرچند اون لیزیِ کنه‌ و آویزونِ
‫فالوور یه چیز دیگه می‌گه.

235
00:16:27.630 --> 00:16:28.758
‫چی تقصیر تو نبود؟

236
00:16:28.800 --> 00:16:30.498
‫اونش اصلاً ربطی نداره و گذشته‌ها گذشته.

237
00:16:30.540 --> 00:16:33.550
‫مهم اینه که الان دوباره
‫سر پا بشم و بیفتم رو دور،

238
00:16:34.740 --> 00:16:36.843
‫تا بهشون ثابت کنم بدون
‫اونا حالم خیلی بهتره.

239
00:16:39.690 --> 00:16:42.048
‫به نظرت خوش‌عکسی و فتوژنیکی؟

240
00:16:42.090 --> 00:16:46.038
‫امم، من…

241
00:16:46.080 --> 00:16:47.988
‫باشه، پس ذاتاً فتوژنیک نیستی.

242
00:16:48.030 --> 00:16:50.718
‫ولی یه حس مرموز بودن و رازآلودگی

243
00:16:50.760 --> 00:16:54.858
‫توی این صورت رنگ‌پریده
‫و شبیه مجسمه مومیت هست.

244
00:16:54.900 --> 00:16:58.008
‫شاید بتونم یه کاریش بکنم، چون قطعاً

245
00:16:58.050 --> 00:16:59.958
‫قراره یه بمباران کامل توی
‫شبکه‌های اجتماعی راه بندازم

246
00:17:00.000 --> 00:17:02.418
‫تا تو رو به عنوان صمیمی‌ترین
‫رفیق جدیدم پرزنت کنم.

247
00:17:02.460 --> 00:17:04.149
‫واقعاً این کارا لازمه؟

248
00:17:07.410 --> 00:17:08.958
‫اگه وسط جنگل با یکی رفیق بشی

249
00:17:09.000 --> 00:17:10.923
‫و کسی اونجا نباشه که ازتون عکس بگیره،

250
00:17:11.790 --> 00:17:13.233
‫اصلاً صدایی ازش درمی‌آد؟ وجود خارجی داره؟

251
00:17:16.620 --> 00:17:17.453
‫امم.

252
00:17:18.780 --> 00:17:21.228
‫من توی خونه درس خوندم،
‫بعدشم دانشگاه رو آنلاین تموم کردم،

253
00:17:21.270 --> 00:17:22.638
‫که خیلی هم کیف داد بهم.

254
00:17:22.680 --> 00:17:24.648
‫ولی بعدش مامان و بابام نگران شدن

255
00:17:24.690 --> 00:17:27.348
‫که مبادا رشد مهارت‌های
‫اجتماعیم متوقف شده باشه.

256
00:17:27.390 --> 00:17:28.248
‫متوجه شدم.

257
00:17:28.290 --> 00:17:30.678
‫در واقع اونا بودن که پستت رو تو ردیت دیدن.

258
00:17:30.720 --> 00:17:33.828
‫پدر و مادرت زیاد می‌رن ردیت؟

259
00:17:33.870 --> 00:17:36.603
‫بابام از ردیت برای تشخیص بیماری‌های
‫پوستی و کهیرهاش استفاده می‌کنه.

260
00:17:37.740 --> 00:17:38.598
‫اوه.

261
00:17:38.640 --> 00:17:41.568
‫واقعاً جامعه و جمع خیلی باحالی دارن.

262
00:17:41.610 --> 00:17:45.258
‫کامیونیتیِ اگزیما و کهیردارها
‫خیلی هوای همو دارن.

263
00:17:45.300 --> 00:17:46.133
‫عجب.

264
00:17:47.130 --> 00:17:48.288
‫من که بی‌خبرم.

265
00:17:48.330 --> 00:17:50.838
‫باشه بابا، پز نده!

266
00:17:50.880 --> 00:17:51.783
‫چقدر باحاله این فضا!

267
00:17:59.413 --> 00:18:02.403
‫اینطوری یکم بهتر شد.

268
00:18:08.670 --> 00:18:10.728
‫نه در واقع، بدترش کرد.

269
00:18:10.770 --> 00:18:12.108
‫می‌شه لطفاً حواسمون جمع باشه؟

270
00:18:12.150 --> 00:18:13.968
‫من که حواسم هست.

271
00:18:14.010 --> 00:18:16.968
‫تو به یه دلیلی به دوست احتیاج داری،

272
00:18:17.010 --> 00:18:19.158
‫منم برای مقاصد انتقام‌جویی
‫به دوست نیاز دارم.

273
00:18:19.200 --> 00:18:21.100
‫دارم تلاش می‌کنم این
‫قضیه رو بینمون جوش بدم.

274
00:18:23.970 --> 00:18:27.528
‫ببین، می‌دونم همه‌چیز خیلی
‫معاملاتی و چرتکه‌ای به نظر می‌رسه،

275
00:18:27.570 --> 00:18:28.698
‫ولی رفاقت یعنی همین دیگه!

276
00:18:28.740 --> 00:18:30.048
‫یه جور قرارداد!

277
00:18:30.090 --> 00:18:33.153
‫تو از من یه چیزی می‌خوای،
‫منم از تو یه چیزی می‌خوام.

278
00:18:34.233 --> 00:18:37.827
‫اینطوری عملاً جلوی هر نوع

279
00:18:39.210 --> 00:18:40.623
‫احساسات و ضربه‌ی روحی رو می‌گیریم، درسته؟

280
00:18:41.820 --> 00:18:42.753
‫دقیقاً.

281
00:18:45.720 --> 00:18:47.643
‫شسته‌رفته به نظر می‌آد.

282
00:18:49.590 --> 00:18:50.703
‫شسته‌رفته‌ترین حالت ممکن.

283
00:18:51.720 --> 00:18:55.113
‫پیشینه و تجربه‌ت توی مقوله‌ی دوستی چیه؟

284
00:18:56.340 --> 00:18:58.503
‫خب، پدر و مادرم.

285
00:19:02.250 --> 00:19:03.083
‫خب بعدش؟

286
00:19:04.740 --> 00:19:06.243
‫و اینکه اونا معرکه‌ان!

287
00:19:13.128 --> 00:19:16.698
‫یه بار سعی کردم با پسرداییم رفیق بشم،

288
00:19:16.740 --> 00:19:20.058
‫ولی مامانم گفت وقتی با
‫یکی مادربزرگ مشترک داری،

289
00:19:20.100 --> 00:19:22.758
‫اون آدم عملاً دوست حساب نمی‌شه.

290
00:19:22.800 --> 00:19:24.528
‫رو مخه، نه؟

291
00:19:24.570 --> 00:19:25.728
‫خب…

292
00:19:25.770 --> 00:19:30.213
‫تازه، این پسرداییه یه
‫جورایی بچه شر و ناخلف بود.

293
00:19:31.890 --> 00:19:35.208
‫چطور، اهل گل و الکل و این حرفا بود؟

294
00:19:35.250 --> 00:19:37.473
‫نه، بی‌ادب و بدجنس بود.

295
00:19:40.260 --> 00:19:42.198
‫اه، نه اونجوری منحرف!

296
00:19:42.240 --> 00:19:44.808
‫چندش! از نظر سکـ...سی
‫نگفتم که! ۱۱ سالشه بچه‌ست!

297
00:19:44.850 --> 00:19:46.458
‫فقط اختلالات رفتاری داشت

298
00:19:46.500 --> 00:19:48.078
‫و بچه‌های دیگه رو قلدرمابی و اذیت می‌کرد.

299
00:19:48.120 --> 00:19:49.668
‫یه پسربچه‌ی بدقلق و شرور.

300
00:19:49.710 --> 00:19:50.808
‫گرفتم.

301
00:19:50.850 --> 00:19:52.428
‫ضمن اینکه به جز مامان‌بزرگ،

302
00:19:52.470 --> 00:19:55.128
‫واقعاً هیچ وجه اشتراک دیگه‌ای نداشتیم.

303
00:19:55.170 --> 00:19:57.258
‫پدربزرگت چطور؟

304
00:19:57.300 --> 00:19:58.518
‫نکته‌ی خوبی بود.

305
00:19:58.560 --> 00:20:01.608
‫مرده، ولی فکر کنم توی
‫غم و داغش با هم شریکیم.

306
00:20:01.650 --> 00:20:03.198
‫چقدر تو فهمیده‌ای!

307
00:20:03.240 --> 00:20:04.428
‫ممنونم.

308
00:20:04.470 --> 00:20:06.423
‫پدربزرگ یا مادربزرگ‌های تو هم کسی فوت کرده؟

309
00:20:08.850 --> 00:20:12.408
‫حتی اگه این رابطه قراره
‫کاملاً بر پایه‌ی معامله باشه،

310
00:20:12.450 --> 00:20:14.583
‫با این حال دلم می‌خواد
‫بیشتر درباره‌ت بدونم.

311
00:20:17.550 --> 00:20:19.668
‫من پیش خودم فکر می‌کردم قضیه
‫قراره خیلی سریع و سرراست تموم بشه.

312
00:20:19.710 --> 00:20:22.518
‫بین من و دخترکوچولوی لوسِ بابایی،

313
00:20:22.560 --> 00:20:24.318
‫تابلوعه که من گزینه‌ی خیلی بهتریم.

314
00:20:24.360 --> 00:20:25.428
‫نیازی نیست کشش بدیم.

315
00:20:25.470 --> 00:20:26.538
‫من ترجیح می‌دم

316
00:20:26.580 --> 00:20:28.428
‫هر دو متقاضی رو تمام و کمال ارزیابی کنم.

317
00:20:28.470 --> 00:20:30.633
‫منم ترجیح می‌دم بعدازظهرم
‫هدر نره و آزاد باشم.

318
00:20:32.160 --> 00:20:33.738
‫خیلی خب.

319
00:20:33.780 --> 00:20:35.598
‫چی می‌خوای بدونی؟
‫- پدر و مادرت.

320
00:20:35.640 --> 00:20:37.068
‫دارمشون، یعنی زنده‌ان.

321
00:20:37.110 --> 00:20:38.628
‫بزرگ‌ترین نقطه قوتت؟

322
00:20:38.670 --> 00:20:40.188
‫خلاصه‌گویی.

323
00:20:40.230 --> 00:20:41.178
‫نقطه ضعفت؟

324
00:20:41.220 --> 00:20:42.108
‫هیچی ندارم.

325
00:20:42.150 --> 00:20:43.850
‫باید یه چیزی تحویلم بدی.

326
00:20:45.330 --> 00:20:46.163
‫خیله خب.

327
00:20:47.670 --> 00:20:49.728
‫متولد آذر ماهم.

328
00:20:49.770 --> 00:20:51.018
‫از آمپول می‌ترسم،

329
00:20:51.060 --> 00:20:54.138
‫مثل هر آدم عاقل دیگه‌ای روی این کره خاکی.

330
00:20:54.180 --> 00:20:58.323
‫و هیچ‌وقتم خواب‌هام یادم نمی‌مونه.

331
00:21:00.540 --> 00:21:01.458
‫هیچ‌وقت؟

332
00:21:01.500 --> 00:21:03.258
‫حتی یه بارم نه.

333
00:21:03.300 --> 00:21:04.698
‫تراپیست قبلیم می‌گفت علتش اینه که

334
00:21:04.740 --> 00:21:07.863
‫به‌اندازه کافی روی خودم
‫و رفتارهام دقیق نمی‌شم.

335
00:21:10.170 --> 00:21:12.288
‫تراپیست فعلیت چی می‌گه؟

336
00:21:12.330 --> 00:21:14.458
‫بعد از این‌که قبلی رو انداختم
‫بیرون، دیگه سراغ یکی دیگه نرفتم.

337
00:21:14.500 --> 00:21:16.623
‫هدر دادنِ محضِ وقت و پوله.

338
00:21:19.110 --> 00:21:21.168
‫حالا که از مرحله معارفه رد شدیم...

339
00:21:21.210 --> 00:21:23.058
‫اوه، پس معرفی خودت چی؟

340
00:21:23.100 --> 00:21:26.058
‫واسه اهداف امروز ما اصلاً نیازی بهش نیست.

341
00:21:26.100 --> 00:21:27.108
‫آهان.

342
00:21:27.150 --> 00:21:27.941
‫همون‌طور که داشتم می‌گفتم،

343
00:21:27.983 --> 00:21:29.688
‫می‌خوام بریم سر فاز بعدیِ

344
00:21:29.730 --> 00:21:31.353
‫روند مصاحبه‌مون.

345
00:21:32.370 --> 00:21:34.848
‫می‌خوام چند تا سناریوی فرضی رو مطرح کنم

346
00:21:34.890 --> 00:21:37.758
‫و ازت بخوام بگی چطور
‫بهشون واکنش نشون می‌دی.

347
00:21:37.800 --> 00:21:39.078
‫چه جذاب!

348
00:21:39.120 --> 00:21:43.698
‫این واسه شبیه‌سازی موقعیت‌های واقعی زندگیه

349
00:21:43.740 --> 00:21:45.528
‫تا شَم و غریزه رفاقتت رو محک بزنه،

350
00:21:45.570 --> 00:21:47.328
‫چون بارها پیش میاد که ازت خواسته بشه

351
00:21:47.370 --> 00:21:50.268
‫حمایت جسمی یا عاطفی نشون بدی.

352
00:21:50.310 --> 00:21:51.360
‫متوجه شدی؟

353
00:21:52.710 --> 00:21:53.763
‫- بله!
‫- حتماً.

354
00:21:55.260 --> 00:21:57.768
‫سناریوی اول، ساعت سه صبح بهت زنگ می‌زنم...

355
00:21:57.810 --> 00:21:59.208
‫و منم جواب نمی‌دم.

356
00:21:59.250 --> 00:22:00.618
‫اینجاش که هنوز بخش سؤالش نبود.

357
00:22:00.660 --> 00:22:01.758
‫فرقی نمی‌کنه.

358
00:22:01.800 --> 00:22:04.428
‫ساعت ۳ صبحه. من خوابم.

359
00:22:04.470 --> 00:22:07.218
‫اگرم نباشم، خودمو می‌زنم به خواب.

360
00:22:07.260 --> 00:22:09.648
‫اما اگه یه... / اگه یه مورد اضطراری باشه،

361
00:22:09.690 --> 00:22:11.598
‫که حدس می‌زنم همین
‫الان می‌خواستی همینو بگی،

362
00:22:11.640 --> 00:22:13.758
‫اون‌وقت این فرض رو هم
‫می‌کنم که اون‌قدر عقلت می‌رسه

363
00:22:13.800 --> 00:22:15.348
‫که به اورژانس زنگ بزنی.

364
00:22:15.390 --> 00:22:16.848
‫خب، ساعت ۳ صبح بهت زنگ می‌زنم...

365
00:22:16.890 --> 00:22:18.090
‫سه صبح؟

366
00:22:19.620 --> 00:22:20.411
‫آره.

367
00:22:20.453 --> 00:22:21.948
‫واو، خیلی دیره.

368
00:22:21.990 --> 00:22:24.078
‫یا خیلی زود، یا شایدم جفتش؟

369
00:22:24.120 --> 00:22:25.248
‫ببخشید، ادامه بده.

370
00:22:25.290 --> 00:22:28.368
‫بهت زنگ می‌زنم چون
‫خوابم نمی‌بره و دلم گرفته.

371
00:22:28.410 --> 00:22:29.898
‫چرا دلت گرفته؟

372
00:22:29.940 --> 00:22:31.698
‫مهم نیست.

373
00:22:31.740 --> 00:22:35.898
‫خب، فک کنم اولین کاری که بکنم اینه که بپرسم

374
00:22:35.940 --> 00:22:37.218
‫چرا ناراحتی.

375
00:22:37.260 --> 00:22:39.648
‫و منم می‌گم نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم.

376
00:22:39.690 --> 00:22:41.523
‫ولی با این حال به من زنگ زدی؟

377
00:22:42.480 --> 00:22:43.428
‫آره.

378
00:22:43.470 --> 00:22:44.433
‫باشه.

379
00:22:45.750 --> 00:22:50.658
‫فک کنم ازت می‌پرسیدم دلت می‌خواد

380
00:22:50.700 --> 00:22:52.158
‫بشنوی روزم چطور گذشته،

381
00:22:52.200 --> 00:22:54.153
‫تا حواست از هر چی که هست پرت بشه.

382
00:22:58.530 --> 00:23:01.098
‫سناریوی دوم، یکی رو
‫می‌خوام منو برسونه فرودگاه.

383
00:23:01.140 --> 00:23:02.448
‫نه.

384
00:23:02.490 --> 00:23:04.413
‫- ولی...
‫- عمراً، ابداً.

385
00:23:05.550 --> 00:23:07.428
‫اتفاقاً نشونه یه رفیق داغونه که

386
00:23:07.470 --> 00:23:10.848
‫تو دوره و زمونه اوبر، تقاضا
‫کنه کسی برسوندش فرودگاه.

387
00:23:10.890 --> 00:23:12.378
‫- من که...
‫- تنها کسی که

388
00:23:12.420 --> 00:23:15.168
‫اجازه داری ازش بخوای
‫برسونتت پارتنر عاطفیته،

389
00:23:15.210 --> 00:23:17.028
‫اونم تازه فقط بعد از این‌که
‫رابطه‌تون جدی و اختصاصی شده باشه،

390
00:23:17.070 --> 00:23:18.933
‫حداقل برای سه ماه.

391
00:23:20.250 --> 00:23:21.198
‫من واقعاً معتقدم باید صبر کرد

392
00:23:21.240 --> 00:23:22.038
‫تا وقتی که با هم زندگی کنید،

393
00:23:22.080 --> 00:23:24.843
‫ولی خب تو این مورد در اقلیتم.

394
00:23:26.100 --> 00:23:29.373
‫مثلاً، من یه ماشین می‌خوام تا
‫برم به... / من رانندگی نمی‌کنم.

395
00:23:30.300 --> 00:23:31.488
‫واقعاً؟

396
00:23:31.530 --> 00:23:33.978
‫مامان و بابام همیشه همه جا منو رسوندن.

397
00:23:34.020 --> 00:23:36.168
‫این‌جوری نبوده که اصلاً
‫نیازی داشته باشم یاد بگیرم.

398
00:23:36.210 --> 00:23:38.598
‫هیچ‌وقتم بدون مامان بابام جایی نمی‌رفتم.

399
00:23:38.640 --> 00:23:40.548
‫راستی ببخشید، کجا می‌خواستی
‫بری که ماشین لازم داشتی؟

400
00:23:40.590 --> 00:23:41.695
‫فرودگاه.

401
00:23:41.737 --> 00:23:43.848
‫آهان، بابام می‌تونه برسونتت. یه لحظه وایسا.

402
00:23:43.890 --> 00:23:44.808
‫بذار فقط یه پیام بهش بدم...
‫- نه، نه.

403
00:23:44.850 --> 00:23:47.068
‫این فقط یه سناریوی فرضیه.

404
00:23:47.110 --> 00:23:49.743
‫آهان، باشه.

405
00:23:51.300 --> 00:23:55.953
‫ولی بابام اگه لازم داشتی
‫واقعاً با جون و دل می‌رسوندت.

406
00:23:57.180 --> 00:23:59.853
‫سناریوی سوم، تولدم نزدیکه.

407
00:24:01.442 --> 00:24:02.275
‫خب.

408
00:24:05.010 --> 00:24:05.973
‫تبریک می‌گم.

409
00:24:08.430 --> 00:24:09.528
‫می‌شه یه کم استراحت کنیم؟

410
00:24:09.570 --> 00:24:11.028
‫اوم، هنوز نه.

411
00:24:11.070 --> 00:24:12.663
‫باشه. خیله خب.

412
00:24:13.590 --> 00:24:14.381
‫خب سؤالت چیه؟

413
00:24:14.423 --> 00:24:16.638
‫تولدم نزدیکه.

414
00:24:16.680 --> 00:24:18.180
‫برنامه‌ت براش چیه؟

415
00:24:19.900 --> 00:24:23.063
‫آخی، گِرتیِ موچولو دلش یه تولُد موخواد؟

416
00:24:24.157 --> 00:24:26.628
‫یه... یه... لگن دستشویی؟!

417
00:24:26.670 --> 00:24:27.933
‫نه، جشن تولد.

418
00:24:28.800 --> 00:24:30.618
‫باید این قضیه رو جدی بگیری.

419
00:24:30.660 --> 00:24:31.788
‫جدی گرفتم دیگه.

420
00:24:31.830 --> 00:24:34.179
‫خیلی بچه‌گونه و مهدکودکیه که
‫توقع داشته باشی ملت خودشونو

421
00:24:34.221 --> 00:24:37.923
‫به آب و آتیش بزنن تا واسه یه
‫آدم گنده یه تولُد موچولو بگیرن.

422
00:24:41.280 --> 00:24:42.738
‫باشه. احم.

423
00:24:42.780 --> 00:24:45.618
‫خب در عوض چی‌کار می‌کردی؟

424
00:24:45.660 --> 00:24:48.468
‫احتمالاً یه پیام بهت می‌دادم.

425
00:24:48.510 --> 00:24:49.560
‫همین؟

426
00:24:50.820 --> 00:24:54.738
‫و شایدم می‌بردمت بیرون
‫یه گیلاس با هم بزنیم.

427
00:24:54.780 --> 00:24:56.860
‫یا از اونم بهتر، یه دونه برات پست می‌کردم

428
00:24:58.500 --> 00:25:03.078
‫تا بهت فضا بدم که تولدت رو

429
00:25:03.120 --> 00:25:05.163
‫هر جوری که دلت می‌خواد جشن بگیری.

430
00:25:07.560 --> 00:25:10.938
‫مـ... بدک هم نیست، بدم نیومد.

431
00:25:10.980 --> 00:25:12.138
‫تولدم نزدیکه.

432
00:25:12.180 --> 00:25:13.998
‫اووه، من عاشق تولدم!

433
00:25:14.040 --> 00:25:15.558
‫چه برنامه‌ای می‌خوای بچینی؟

434
00:25:15.600 --> 00:25:17.928
‫هیچی. اوم، دقیقاً اینجاش به تو مربوط می‌شه.

435
00:25:17.970 --> 00:25:20.478
‫خب، فک کنم اولین چیزی
‫که به ذهنم می‌رسید این بود که

436
00:25:20.520 --> 00:25:22.998
‫برات یه جشن تولد غافلگیرکننده بگیرم.

437
00:25:23.040 --> 00:25:25.608
‫ای وای لعنتی، همین الان با
‫گفتنش سورپرایز رو خراب کردم!

438
00:25:25.650 --> 00:25:27.137
‫- اوه، عیبی نداره.

439
00:25:27.179 --> 00:25:28.338
‫من واقعاً زیاد...
‫- خب، فک کنم

440
00:25:28.380 --> 00:25:31.218
‫می‌تونم وانمود کنم تولدت یادم رفته،

441
00:25:31.260 --> 00:25:33.768
‫و بعد یه روز دیرتر جشن سورپرایزت رو بگیرم.

442
00:25:33.810 --> 00:25:36.543
‫وای، باز دوباره خرابش کردم!

443
00:25:37.500 --> 00:25:40.818
‫سناریوی چهارم، بهت یه رازی رو می‌گم.

444
00:25:40.860 --> 00:25:42.528
‫یه راز خیلی خفن و دست اوله.

445
00:25:42.570 --> 00:25:43.923
‫مگه چقدر می‌تونه خفن باشه؟

446
00:25:45.240 --> 00:25:50.240
‫پای آدمایی که می‌شناسی وسطه،

447
00:25:50.910 --> 00:25:55.668
‫و کلی هم خاله زنک‌بازی و ماجرا داره.

448
00:25:55.710 --> 00:25:57.610
‫فک نمی‌کنم دایره ارتباطی‌مون
‫هیچ وجه اشتراکی داشته باشه.

449
00:25:58.650 --> 00:26:00.250
‫فرض کن داره.

450
00:26:01.110 --> 00:26:02.237
‫به کی می‌گی؟

451
00:26:02.279 --> 00:26:05.298
‫خب، احتمالاً این یه سؤال مچ‌گیرانه‌ست،

452
00:26:05.340 --> 00:26:08.088
‫چون تنها کاری که یه
‫رفیق واقعی می‌کنه اینه که

453
00:26:08.130 --> 00:26:10.368
‫رازت رو نگه داره تا اعتمادت رو جلب کنه.

454
00:26:10.410 --> 00:26:13.128
‫- اوه.
‫- ولی...

455
00:26:13.170 --> 00:26:15.258
‫سلام، اوم، پشتیبانی مشتریان اسپکتروم هستم.

456
00:26:15.300 --> 00:26:16.443
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

457
00:26:18.750 --> 00:26:22.293
‫متأسفانه امروز نتونستم از کارم مرخصی بگیرم.

458
00:26:24.600 --> 00:26:26.178
‫ولی باید مشکلی پیش نیاد.

459
00:26:26.220 --> 00:26:30.318
‫فک نمی‌کنم اون‌قدرا هم مخل کار بشه.

460
00:26:30.360 --> 00:26:34.233
‫البته، درک می‌کنم که همه
‫اینا چقدر کلافه‌کننده‌ست.

461
00:26:36.630 --> 00:26:38.478
‫نه، نه، اصلاً قصد نداشتم کاری کنم

462
00:26:38.520 --> 00:26:40.998
‫که روزتون رو از اینی که هست سخت‌تر کنم.

463
00:26:41.040 --> 00:26:43.683
‫اوم، ولی واقعاً متأسفم که چنین حسی دارید.

464
00:26:57.030 --> 00:26:58.338
‫خب، شما بچه‌ها هم تو همین
‫دور و برا زندگی می‌کنید،

465
00:26:58.380 --> 00:27:00.243
‫یا با هواپیما اومدین واسه این مسخره‌بازی؟

466
00:27:04.800 --> 00:27:05.633
‫الو؟

467
00:27:06.780 --> 00:27:07.613
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

468
00:27:11.550 --> 00:27:15.363
‫واو، اولین گروه مستندساز
‫کاملاً لال در طول تاریخ!

469
00:27:16.320 --> 00:27:17.253
‫واقعاً تکان‌دهنده‌ست.

470
00:27:24.668 --> 00:27:26.868
‫جدی جدی اجازه ندارید با من حرف بزنید؟

471
00:27:26.910 --> 00:27:29.628
‫نمی‌خوام روی سوژه‌ها تأثیر بذارم.

472
00:27:29.670 --> 00:27:31.878
‫اووه، «سوژه‌ها»!

473
00:27:31.920 --> 00:27:33.570
‫وانمود کنید ما اصلاً اینجا نیستیم.

474
00:27:35.820 --> 00:27:36.828
‫این مسئول صدای عرق‌کرده‌تون

475
00:27:36.870 --> 00:27:38.748
‫که میکروفونش درست
‫پونزده سانتی بالای سرم معلقه،

476
00:27:38.790 --> 00:27:41.148
‫کار رو سخت می‌کنه.
‫- اسکات، بوم رو بکش عقب!

477
00:27:41.190 --> 00:27:43.038
‫خیلی خب، اون قضیه حل شد.

478
00:27:43.080 --> 00:27:45.080
‫اوم، برگردیم سر کارمون. کجا بودیم؟

479
00:27:45.924 --> 00:27:48.618
‫احم. آهان، سر قضیه راز.

480
00:27:48.660 --> 00:27:49.660
‫اوم، به کی می‌گی؟

481
00:27:51.270 --> 00:27:52.413
‫پیش خودم نگهش می‌دارم.

482
00:27:54.360 --> 00:27:55.193
‫فعلاً.

483
00:27:56.790 --> 00:27:57.858
‫بهت یه رازی رو می‌گم.

484
00:27:57.900 --> 00:27:59.643
‫و منم با خودم می‌برمش به گور.

485
00:28:02.760 --> 00:28:04.203
‫مهم نیست چی باشه؟

486
00:28:05.100 --> 00:28:06.813
‫چرا؟ مگه چی هست؟

487
00:28:08.100 --> 00:28:09.963
‫یعنی، مـ... نمی‌دونم.

488
00:28:11.130 --> 00:28:12.063
‫باشه.

489
00:28:13.380 --> 00:28:15.498
‫حتی به مامان باباتم نمی‌گی؟

490
00:28:15.540 --> 00:28:19.848
‫می‌تونم از مامان بابام راز نگه دارم،

491
00:28:19.890 --> 00:28:21.798
‫مگر این‌که مستقیم ازم درباره‌ش بپرسن.

492
00:28:21.840 --> 00:28:23.163
‫نمی‌تونم بهشون دروغ بگم.

493
00:28:26.850 --> 00:28:31.098
‫خب، چی می‌شه اگه بابات یه رازی رو بهت بگه

494
00:28:31.140 --> 00:28:33.438
‫و ازت بخواد از مامانت مخفیش کنی؟

495
00:28:33.480 --> 00:28:34.338
‫چی؟

496
00:28:34.380 --> 00:28:37.508
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

497
00:28:37.550 --> 00:28:39.858
‫- ایـ... این فقط یه مثاله.
‫- اونا هیچ رازی رو از هم

498
00:28:39.900 --> 00:28:40.691
‫پنهون نمی‌کنن.

499
00:28:40.733 --> 00:28:42.573
‫اصلاً تمام اصل و اساس رابطه‌شون همینه.

500
00:28:43.770 --> 00:28:44.603
‫باشه.

501
00:28:45.900 --> 00:28:49.383
‫تمام اصل و اساس رابطه‌شون.

502
00:28:52.380 --> 00:28:53.313
‫سؤال بعدی؟

503
00:28:54.930 --> 00:28:58.131
‫راستش، فک کنم تقریباً همه چیز رو پوشش داد.

504
00:29:03.618 --> 00:29:03.660
‫خب، هر دو تا مصاحبه رو به پایان رسوندم.

505
00:29:03.660 --> 00:29:05.868
‫هیچ‌کدومتون حرفی دارید
‫که بخواید اضافه کنید،

506
00:29:05.910 --> 00:29:07.713
‫قبل از این‌که تصمیم‌گیری
‫و ارزیابیم رو شروع کنم؟

507
00:29:08.910 --> 00:29:09.743
‫بله.

508
00:29:14.790 --> 00:29:17.988
‫با وجود کمبود تجربه عملی و تکنیکیم

509
00:29:18.030 --> 00:29:22.098
‫تو حوزه رفاقت خارج از پدر مادرم

510
00:29:22.140 --> 00:29:24.798
‫و اون تلاشی که با دخترخاله‌م کردم،

511
00:29:24.840 --> 00:29:28.908
‫کاملاً مطمئنم که ذوق و اشتیاقم و تمایلم

512
00:29:28.950 --> 00:29:31.893
‫به یادگیری ازم یه دوست بی‌نقص می‌سازه.

513
00:29:33.030 --> 00:29:34.353
‫نزدیک به بی‌نقص.

514
00:29:35.280 --> 00:29:37.428
‫نه این‌که از همون اول در حد کمال باشم،

515
00:29:37.470 --> 00:29:40.698
‫ولی همیشه برای بی‌نقص بودن تلاش می‌کنم.

516
00:29:40.740 --> 00:29:45.258
‫و مگه کسی رو نمی‌خوای
‫که همیشه داره جون می‌کنه

517
00:29:45.300 --> 00:29:49.368
‫تا خودشو بهتر کنه در راه این‌که،

518
00:29:49.410 --> 00:29:51.798
‫مثلاً، دوستت باشه؟

519
00:29:51.840 --> 00:29:55.413
‫فک می‌کنم ما دو تا آینده گرم و
‫درخشانی کنار هم خواهیم داشت.

520
00:29:58.380 --> 00:29:59.283
‫فک کنم همینه.

521
00:30:00.600 --> 00:30:01.433
‫باشه.

522
00:30:03.636 --> 00:30:07.977
‫مـ... فک کنم منتظر یه واکنش پرشورتر بودم.

523
00:30:08.970 --> 00:30:10.908
‫اوه، اوم، می‌خوای برم از اول دوباره بگم؟

524
00:30:10.950 --> 00:30:12.100
‫نه، دستت درد نکنه.

525
00:30:15.687 --> 00:30:16.520
‫احم.

526
00:30:19.650 --> 00:30:20.483
‫تَمی؟

527
00:30:24.450 --> 00:30:27.183
‫چیزی هست که دلت بخواد بگی؟

528
00:30:28.860 --> 00:30:29.693
‫حتماً.

529
00:30:30.900 --> 00:30:33.963
‫من کاندیدای بهتری‌ام، و
‫معتقدم باید منو انتخاب کنی.

530
00:30:43.800 --> 00:30:45.168
‫همین؟

531
00:30:45.210 --> 00:30:46.043
‫همین.

532
00:30:47.337 --> 00:30:48.170
‫باشه.

533
00:30:49.380 --> 00:30:52.788
‫خب، اوم، یه خورده زمان
‫می‌خوام که تنهایی فکر کنم،

534
00:30:52.830 --> 00:30:56.733
‫واسه همین، شما دو تا
‫می‌تونید برگردید به اتاق انتظار.

535
00:31:35.940 --> 00:31:37.983
‫چند وقته این بیرون مونده؟

536
00:31:39.060 --> 00:31:41.688
‫اجازه ندارن تو کار «سوژه‌ها» دخالت کنن.

537
00:31:41.730 --> 00:31:44.853
‫من فقط می‌خوام بدونم این
‫پنیره سالمه واسه خوردن یا نه.

538
00:31:46.230 --> 00:31:48.173
‫من که شخصاً جاش بودم بهش دست نمی‌زدم.

539
00:32:09.250 --> 00:32:10.428
‫خیلی خب.

540
00:32:10.470 --> 00:32:13.548
‫خب، از نکات مثبت برای تمی،

541
00:32:13.590 --> 00:32:17.628
‫تجربه گسترده‌ش تو زمینه دوستی رو داریم،

542
00:32:17.670 --> 00:32:20.208
‫هوشش، و تمایلش

543
00:32:20.250 --> 00:32:22.758
‫واسه این‌که مثل یه قرارداد
‫با این قضیه برخورد کنه.

544
00:32:22.800 --> 00:32:25.818
‫که تقریباً به معایبش می‌چربه،

545
00:32:25.860 --> 00:32:29.583
‫معایبی که در واقع تقریباً کل شخصیتشه!

546
00:32:30.510 --> 00:32:35.510
‫اوم، و از اون طرف جون خون‌گرمه

547
00:32:35.670 --> 00:32:41.598
‫و پرشور و به نظر می‌رسه
‫واقعاً یه دوست می‌خواد،

548
00:32:41.640 --> 00:32:44.058
‫ولی این از سر استیصال و تنهاییشه،

549
00:32:44.100 --> 00:32:47.133
‫چون هیچ‌وقت قبلاً دوست واقعی نداشته.

550
00:32:49.560 --> 00:32:51.273
‫تازه، باباشم یه جورایی منو می‌ترسونه.

551
00:32:55.920 --> 00:32:56.810
‫خب...

552
00:33:28.560 --> 00:33:30.813
‫خب، مصاحبه‌ت چطور پیش رفت؟

553
00:33:34.260 --> 00:33:35.958
‫مصاحبه تو چطور پیش رفت؟

554
00:33:36.000 --> 00:33:37.593
‫اوه، واسه من که عالی بود.

555
00:33:38.790 --> 00:33:40.953
‫عالیه. مال منم همین‌طور.

556
00:33:46.729 --> 00:33:48.933
‫ولی، راستش، بیخیال.

557
00:33:52.740 --> 00:33:53.868
‫چیه؟

558
00:33:53.910 --> 00:33:57.168
‫حاضر نشد حتی یه کلمه راجع به خودش بهم بگه.

559
00:33:57.210 --> 00:34:00.813
‫هر وقت سعی کردم ازش سؤالی
‫بپرسم، نادیده‌ش گرفت و پیچوند.

560
00:34:04.020 --> 00:34:05.298
‫واسه منم همین‌طور بود.

561
00:34:05.340 --> 00:34:09.603
‫باعث می‌شه کل قضیه
‫کاملاً یه طرفه به نظر برسه.

562
00:34:13.680 --> 00:34:17.013
‫می‌دونی، این منو به فکر فرو می‌بره.

563
00:34:23.460 --> 00:34:24.813
‫خیلی خب. احم.

564
00:34:26.820 --> 00:34:29.028
‫من تو این ۱۰ دقیقه نظرم عوض نشده،

565
00:34:29.070 --> 00:34:32.238
‫که نشونه خیلی خوبیه که تو ۱۰ سال آینده هم

566
00:34:32.280 --> 00:34:34.398
‫نظرم عوض نخواهد شد.

567
00:34:34.440 --> 00:34:38.031
‫پس لطفاً کاندیداها رو برگردونید به سالن.

568
00:34:40.080 --> 00:34:41.598
‫من به یه تصمیم نهایی رسیدم

569
00:34:41.640 --> 00:34:43.218
‫راجع به این‌که کی قراره بره مرحله بعد

570
00:34:43.260 --> 00:34:46.008
‫تو دوره آزمایشی رفاقت.

571
00:34:46.050 --> 00:34:48.623
‫تبریک می‌گم به... صبر کن ببینم.

572
00:34:50.250 --> 00:34:52.338
‫من و جون داشتیم با هم حرف می‌زدیم.

573
00:34:52.380 --> 00:34:55.278
‫خب، در واقع تمی حرف می‌زد و من گوش می‌دادم،

574
00:34:55.320 --> 00:34:57.858
‫ولی با خیلی از حرفایی که می‌زد موافق بودم.

575
00:34:57.900 --> 00:35:00.500
‫گفتی ساختار این کار مثل مصاحبه کاریه.

576
00:35:01.710 --> 00:35:02.501
‫درسته.

577
00:35:02.543 --> 00:35:03.918
‫و تو مصاحبه‌های کاری،

578
00:35:03.960 --> 00:35:06.168
‫می‌گن همون‌قدری که قضیه
‫سر اینه که شرکت می‌خواد

579
00:35:06.210 --> 00:35:09.195
‫تو رو استخدام کنه یا نه، سر اینم هست

580
00:35:09.237 --> 00:35:10.758
‫که خودت دلت می‌خواد واسه
‫اون شرکت کار کنی یا نه.

581
00:35:10.800 --> 00:35:14.178
‫خـ... خب، بستگی به
‫اوضاع بازار کار داره، ولی...

582
00:35:14.220 --> 00:35:15.798
‫من فقط دارم کلی می‌گم.

583
00:35:15.840 --> 00:35:17.240
‫چیزیه که همه می‌گن دیگه.

584
00:35:18.270 --> 00:35:19.398
‫همین‌طوره.

585
00:35:19.440 --> 00:35:23.133
‫خب، ما داشتیم فکر می‌کردیم چرا
‫اینجا هم نباید همین‌جوری باشه؟

586
00:35:24.600 --> 00:35:27.453
‫تو می‌خوای بدونی آیا ما
‫دوستای خوبی برات می‌شیم یا نه،

587
00:35:28.350 --> 00:35:31.473
‫اما قضیه این‌که آیا خودت
‫دوست خوبی برای ما می‌شی چی؟

588
00:35:32.490 --> 00:35:35.418
‫پس با توجه به همین قضیه،

589
00:35:35.460 --> 00:35:38.853
‫چطوره حالا ما ازت مصاحبه بگیریم؟

590
00:35:45.840 --> 00:35:48.093
‫ببخشید، من، اوم، یه صندلی دیگه ندارم.

591
00:35:54.750 --> 00:35:56.718
‫این قراره امتیاز منفی برام حساب بشه؟

592
00:35:57.750 --> 00:35:58.583
‫سخته گفتنش.

593
00:36:00.750 --> 00:36:03.858
‫خب گرتی، چطوره برامون بگی

594
00:36:03.900 --> 00:36:05.433
‫یه خرده از خودت؟

595
00:36:06.570 --> 00:36:07.403
‫اوم.

596
00:36:08.910 --> 00:36:14.928
‫خب، اوم، احم، من اینجا زندگی می‌کنم.

597
00:36:14.970 --> 00:36:16.698
‫و چند وقته که اینجا زندگی می‌کنی؟

598
00:36:16.740 --> 00:36:17.568
‫تمام عمرم.

599
00:36:17.610 --> 00:36:19.548
‫و خودت رو پنج سال آینده کجا می‌بینی؟

600
00:36:19.590 --> 00:36:21.513
‫- احتمالاً همین‌جا.
‫- سر چه کاری؟

601
00:36:22.410 --> 00:36:25.113
‫همین کار. پشتیبانی مشتریان.

602
00:36:26.160 --> 00:36:28.353
‫ساعت کاریش خوبه، دورکارم هست.

603
00:36:29.490 --> 00:36:31.503
‫مخل مکالمه و حرف زدنه.

604
00:36:32.340 --> 00:36:34.173
‫معمولاً این‌طوری نیست، قول می‌دم.

605
00:36:35.730 --> 00:36:37.780
‫پس یعنی هیچ‌وقت دلت نمی‌خواد
‫دنیا رو بگردی و کشف کنی؟

606
00:36:38.760 --> 00:36:40.143
‫خب، من، اوم...

607
00:36:41.520 --> 00:36:43.578
‫من کلی فیلم از سراسر دنیا می‌بینم،

608
00:36:43.620 --> 00:36:46.008
‫و این خودش یه جورایی
‫کشف و شهود دنیای خودشه.

609
00:36:46.050 --> 00:36:48.108
‫- پس یه آدم گوشه‌گیر و مردم‌گریزی.
‫- هی، بهتره برچسب...

610
00:36:48.150 --> 00:36:49.430
‫نه، من فقط...

611
00:36:50.730 --> 00:36:54.213
‫دلم می‌خواد راحت باشم.

612
00:37:01.310 --> 00:37:01.428
‫از تغییر می‌ترسی، حله.

613
00:37:01.470 --> 00:37:02.261
‫می‌دونی چیه؟

614
00:37:02.303 --> 00:37:06.198
‫بیاین، مثلاً، شاید راجع به یه چیز دیگه...

615
00:37:06.240 --> 00:37:08.748
‫گرتی، غذای موردعلاقه‌ای داری؟

616
00:37:08.790 --> 00:37:10.254
‫تو درست کردن خوراک چیلی خیلی واردم.

617
00:37:12.870 --> 00:37:14.853
‫عالیه. تفریح و سرگرمی چی؟

618
00:37:16.230 --> 00:37:19.638
‫تازگیا پرنده‌نگری رو امتحان کردم.

619
00:37:19.680 --> 00:37:22.458
‫اه، چندش! پرنده‌ها حالمو به
‫هم می‌زنن و مورمورم می‌کنن.

620
00:37:22.500 --> 00:37:25.218
‫اوه، منم همین‌طور.
‫چشماشون یه حالت عجیبی داره.

621
00:37:25.260 --> 00:37:27.168
‫- واسه من بوی بدشونه.
‫- اوه، اونم هست.

622
00:37:27.210 --> 00:37:28.043
‫احم.

623
00:37:30.180 --> 00:37:33.438
‫اوم، اوه، بذار ببینم.

624
00:37:33.480 --> 00:37:37.173
‫گرتی، اوم، با مامان بابات صمیمی هستی؟

625
00:37:38.070 --> 00:37:39.573
‫نه به اندازه قدیما.

626
00:37:40.470 --> 00:37:41.778
‫واو، چی شده مگه؟

627
00:37:41.820 --> 00:37:46.758
‫خب، ما یه جورایی فقط...

628
00:37:46.800 --> 00:37:49.098
‫می‌دونی، خیلی بی‌ادبیه که وسط مکالمه

629
00:37:49.140 --> 00:37:50.740
‫جواب تلفنت رو بدی.

630
00:37:51.600 --> 00:37:54.393
‫در واقع، اصلاً این‌که
‫صدات باز باشه بی‌ادبیه.

631
00:37:57.180 --> 00:37:59.178
‫سلام، پشتیبانی مشتریان اسپکتروم هستم.

632
00:37:59.220 --> 00:38:00.363
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

633
00:38:03.660 --> 00:38:06.678
‫- خب...
‫- مجبور نیستیم با هم حرف بزنیم.

634
00:38:06.720 --> 00:38:07.833
‫ولی من حرف زدن رو دوست دارم.

635
00:38:08.940 --> 00:38:10.173
‫متوجه شدم.

636
00:38:22.830 --> 00:38:24.320
‫خب...

637
00:38:26.700 --> 00:38:28.548
‫خیله خب، بنال ببینم چی می‌خوای بگی.

638
00:38:28.590 --> 00:38:30.543
‫تو با مامان بابات صمیمی هستی؟

639
00:38:31.800 --> 00:38:33.528
‫قرار نیست همه مثل تو کلید کرده باشن

640
00:38:33.570 --> 00:38:35.328
‫رو مامان‌جون و باباجونشون.

641
00:38:35.370 --> 00:38:37.638
‫فقط کنجکاو شدم.

642
00:38:37.680 --> 00:38:39.670
‫نه، باهاشون صمیمی نیستم،

643
00:38:43.110 --> 00:38:44.223
‫چون مردن.

644
00:38:45.900 --> 00:38:47.988
‫وای خدا. واقعاً، واقعاً متأسفم.

645
00:38:48.030 --> 00:38:50.628
‫دروغ گفتم. نمردن.

646
00:38:50.670 --> 00:38:53.020
‫فقط آدمای فوق‌العاده
‫مزخرفین. کاش مرده بودن.

647
00:38:55.710 --> 00:38:57.003
‫واو.

648
00:38:59.070 --> 00:38:59.903
‫واو.

649
00:39:01.140 --> 00:39:05.223
‫خیلی آدم، آدمِ عوضی و نچسبی هستی.

650
00:39:06.480 --> 00:39:07.473
‫و تو نیستی.

651
00:39:08.460 --> 00:39:10.960
‫حدس می‌زنم نحوه تربیت
‫خونوادگیت بی‌تأثیر نبوده.

652
00:39:19.373 --> 00:39:20.253
‫اوم، خب.

653
00:39:26.220 --> 00:39:29.508
‫سؤال دیگه‌ای، اوم، از من نداری؟

654
00:39:29.550 --> 00:39:31.700
‫تماس تلفنی دیگه‌ای نداری جواب بدی؟

655
00:39:34.380 --> 00:39:35.808
‫فک کنم در واقع به اندازه کافی شنیدم.

656
00:39:35.850 --> 00:39:36.641
‫فک نمی‌کنم این قضیه قرار باشه

657
00:39:36.683 --> 00:39:37.878
‫جور دربیاد...
‫- صبر کنید.

658
00:39:37.920 --> 00:39:40.263
‫من یه سری سؤال دارم.

659
00:39:42.000 --> 00:39:43.998
‫باشه، عالیه.

660
00:39:44.040 --> 00:39:45.528
‫خب، راستش نه دقیقاً سؤال.

661
00:39:45.570 --> 00:39:48.798
‫بیشتر شبیه یه سری تست و آزمایشن.

662
00:39:48.840 --> 00:39:50.268
‫- اِ؟
‫- تستای باحال!

663
00:39:50.310 --> 00:39:52.128
‫ببینید، یه سری کارا هست
‫که تو بچگی فرصت نکردم

664
00:39:52.170 --> 00:39:55.188
‫با دوستام تجربه کنم،

665
00:39:55.230 --> 00:39:57.318
‫چون من، می‌دونید دیگه...

666
00:39:57.360 --> 00:39:59.598
‫- یه آدم طردشده از اجتماع بودی.
‫- دقیقاً.

667
00:39:59.640 --> 00:40:04.038
‫واسه همین چند تا سناریو هست
‫که دلم می‌خواد امتحانشون کنم،

668
00:40:04.080 --> 00:40:05.793
‫اـ اگه اشکالی نداشته باشه.

669
00:40:09.205 --> 00:40:11.328
‫آخ! اون آرنج تو بود؟

670
00:40:11.370 --> 00:40:13.653
‫ببخشید، استخونام تیز و برجسته‌ست.

671
00:40:17.640 --> 00:40:21.003
‫اینجا چه جای دنج و گرم‌ونرمی شد.

672
00:40:22.500 --> 00:40:23.291
‫راحت‌تر می‌شد

673
00:40:23.333 --> 00:40:26.298
‫اگه یه فیلمبردار گنده
‫رو نچپونده بودیم این تو.

674
00:40:26.340 --> 00:40:28.668
‫- فرض کنید من...
‫- اصلاً اینجا نیستی، یادمه.

675
00:40:28.710 --> 00:40:33.453
‫فک کنم قراره همین‌طوری
‫تنگ و کیپ باشه، درسته؟

676
00:40:34.680 --> 00:40:37.848
‫من راستش، اوم،

677
00:40:37.890 --> 00:40:40.683
‫قبلاً هیچ‌وقت از این قلعه‌های
‫پتویی هم درست نکرده بودم.

678
00:40:42.938 --> 00:40:45.688
‫احم.

679
00:40:49.428 --> 00:40:52.011
‫خـ... خب، مثلاً الان باید چی‌کار کنیم؟

680
00:40:54.180 --> 00:40:56.868
‫چرا این‌قدر سریع انجامش
‫می‌دی؟ چطوری این کارو می‌کنی؟

681
00:40:56.910 --> 00:40:59.358
‫مهارته دیگه. شماها هیچ‌وقت
‫به پوستتون نمی‌رسید؟

682
00:40:59.400 --> 00:41:02.148
‫- مثلاً چیکار، چیکار باید...
‫- با آب می‌شورمش.

683
00:41:02.190 --> 00:41:02.981
‫صبح‌ها باید پوستت رو

684
00:41:03.023 --> 00:41:03.814
‫بشوری.
‫- اه، طعمش افتضاحه!

685
00:41:03.856 --> 00:41:06.288
‫این‌طوریه که پیر نمی‌شی و جوون می‌مونی.

686
00:41:06.330 --> 00:41:08.718
‫ببین جون، داری، داری،

687
00:41:08.760 --> 00:41:10.732
‫داری تمام مواد مغذیش رو می‌چپونی بیرون.

688
00:41:10.774 --> 00:41:12.438
‫به نظرم که حس خوبیه.

689
00:41:12.480 --> 00:41:14.808
‫- شماها آبمیوه‌هاشو حس می‌کنید؟
‫- از این‌که این‌قدر

690
00:41:14.850 --> 00:41:16.218
‫لزج و چندشه خوشم نمیاد.

691
00:41:16.260 --> 00:41:18.078
‫نه، دقیقاً باید همین حسو بده، اینو ببین.

692
00:41:18.120 --> 00:41:19.540
‫وای، چه حس محشری داره.
‫- دوباره امتحان می‌کنم.

693
00:41:19.582 --> 00:41:21.775
‫دوباره امتحانش می‌کنم.

694
00:41:21.817 --> 00:41:23.328
‫خیلی خب، خوبه.

695
00:41:23.370 --> 00:41:26.328
‫داغه. داغه.

696
00:41:26.370 --> 00:41:27.577
‫خیلی داغه!

697
00:41:44.893 --> 00:41:49.893
‫و بعد بالاخره وقتی زیر تخت رو نگاه کرد،

698
00:41:51.360 --> 00:41:55.083
‫فقط چند تا جعبه کفش بود.

699
00:42:01.500 --> 00:42:03.168
‫همین بود؟

700
00:42:03.210 --> 00:42:04.043
‫آره.

701
00:42:05.550 --> 00:42:07.218
‫این‌که داستان ترسناک نیست.

702
00:42:07.260 --> 00:42:09.558
‫این داستانِ یه آدم پارانوئیده
‫که توهم زده صدایی شنیده،

703
00:42:09.600 --> 00:42:12.093
‫و بعد معلوم شده اشتباه کرده.
‫- اشتباه کردن خودش ترسناکه.

704
00:42:12.930 --> 00:42:13.830
‫تو حالت خرابه و امیدی بهت نیست.

705
00:42:14.940 --> 00:42:18.273
‫فک کنم وقت یه چیز واقعاً ترسناکه.

706
00:42:19.710 --> 00:42:24.378
‫سه تا زن، تک و تنها.

707
00:42:24.420 --> 00:42:25.263
‫تقریباً.

708
00:42:26.370 --> 00:42:30.708
‫بدون هیچ‌کس که ازشون
‫در برابر چنگال‌های چکنده و

709
00:42:30.750 --> 00:42:35.750
‫متعفنِ «جرئت یا حقیقت» محافظت کنه!

710
00:42:36.180 --> 00:42:41.180
‫تمی، عجب اجرای محشری رفتی!

711
00:42:41.370 --> 00:42:42.318
‫مرسی.

712
00:42:42.360 --> 00:42:43.954
‫اوم.

713
00:42:43.996 --> 00:42:46.218
‫مـ... من فک نمی‌کنم جرئت یا
‫حقیقت ایده خیلی جالبی باشه.

714
00:42:46.260 --> 00:42:49.338
‫نه، عالیه. اصلاً پای ثابتِ
‫شب‌نشینی و دورهمی دخترونه‌ست.

715
00:42:49.380 --> 00:42:51.378
‫تو نابغه‌ای، تمی.

716
00:42:51.420 --> 00:42:52.278
‫می‌دونم.

717
00:42:52.320 --> 00:42:54.498
‫خب، گرتی، جرئت یا حقیقت؟

718
00:42:54.540 --> 00:42:57.573
‫اوم. حقیقت؟

719
00:42:59.670 --> 00:43:01.368
‫دو بار تو کلاس سوم.

720
00:43:01.410 --> 00:43:04.098
‫احتمالاً شیر پاکتی؟

721
00:43:04.140 --> 00:43:07.008
‫با جاش لاگستروم، صندلی عقب شاسی‌بلندش.

722
00:43:07.050 --> 00:43:08.508
‫ولی بعدش به ربکا هاسکل گفتم،

723
00:43:08.550 --> 00:43:10.923
‫اونم گذاشت کف دست پاول
‫اسمیت، اونم جار زد واسه کل دنیا.

724
00:43:12.480 --> 00:43:15.528
‫واسه همین منم به بابای جاش
‫گفتم که اون داره مواد می‌فروشه،

725
00:43:15.570 --> 00:43:17.328
‫اونا هم فرستادنش مدرسه نظام.

726
00:43:17.370 --> 00:43:20.748
‫حتی یه یادداشت یا نامه هم نذاشت و رفت.

727
00:43:20.790 --> 00:43:23.988
‫جورج بوشِ پدر.

728
00:43:24.030 --> 00:43:26.208
‫اون‌طوری زل نزنید به من!

729
00:43:26.250 --> 00:43:29.988
‫گفتم اتفاقی بود، ولی عمداً شکوندمش.

730
00:43:30.030 --> 00:43:32.628
‫دندون‌پزشک دوران بچگیم.

731
00:43:32.670 --> 00:43:36.528
‫دوقلوها، ولی فقط از نوع همسانش.

732
00:43:36.570 --> 00:43:38.958
‫اون یکی مدلش اون‌قدرا رو مخم نمی‌ره.

733
00:43:39.000 --> 00:43:42.138
‫شکنجه غرق مصنوعی؛ یا، نه.

734
00:43:42.180 --> 00:43:43.923
‫آره، همون غرق مصنوعی.

735
00:43:44.970 --> 00:43:49.548
‫خیلی خب، یه حقیقت دیگه واسه گرتی.

736
00:43:49.590 --> 00:43:51.933
‫باشه. هوم.

737
00:43:53.310 --> 00:43:55.848
‫چرا تو ردیت پست گذاشتی دنبال رفیق می‌گردی؟

738
00:43:55.890 --> 00:43:58.998
‫اووه، بالاخره یه چیز آبدار و جذاب!

739
00:43:59.040 --> 00:44:00.333
‫اوم.

740
00:44:02.070 --> 00:44:04.428
‫من فقط، فقط می‌خواستم
‫با آدمای جدید آشنا بشم.

741
00:44:04.470 --> 00:44:06.468
‫کل ماجرا نمی‌تونه فقط همین باشه.

742
00:44:06.510 --> 00:44:08.328
‫باید بی‌نهایت رک و راست باشی.

743
00:44:08.370 --> 00:44:09.858
‫قانون جرئت یا حقیقته دیگه.

744
00:44:09.900 --> 00:44:12.858
‫آره، مجبورمون نکن به پلیس
‫جرئت یا حقیقت زنگ بزنیم.

745
00:44:12.900 --> 00:44:15.798
‫شاید چون بار اولته بازداشتت نکنن،

746
00:44:15.840 --> 00:44:19.398
‫ولی احتمالاً توی سوءپیشینه
‫جرئت یا حقیقتت ثبت می‌شه،

747
00:44:19.440 --> 00:44:20.658
‫به عنوان یه خلاف سبک.

748
00:44:20.700 --> 00:44:22.818
‫اما با این حال بازم شانس استخدام شدنت

749
00:44:22.860 --> 00:44:25.263
‫تو شغلا رو به باد می‌ده.

750
00:44:26.460 --> 00:44:28.053
‫خیلی خب، اوم.

751
00:44:31.710 --> 00:44:34.908
‫اوم، نمی‌خوام سرطان مغز بگیرم.

752
00:44:34.950 --> 00:44:36.798
‫آره بابا، هر چی تو بگی.

753
00:44:36.840 --> 00:44:38.388
‫صبر کن، من سر درنمیارم.

754
00:44:38.430 --> 00:44:39.791
‫کاملاً تابلوعه که دلش نمی‌خواد
‫دلیل اصلی رو بهمون بگه.

755
00:44:39.833 --> 00:44:42.183
‫- اتفاقاً دلیل اصلی همینه.
‫- پس رد شیم بریم بعدی.

756
00:44:43.721 --> 00:44:45.843
‫خیلی خب تمی، نوبت توئه.

757
00:44:47.460 --> 00:44:48.303
‫جرئت یا حقیقت؟

758
00:44:49.650 --> 00:44:50.568
‫حقیقت.

759
00:44:50.610 --> 00:44:53.508
‫چی‌کار کردی که از اکیپ
‫رفیقای قبلیت انداختنت بیرون؟

760
00:44:53.550 --> 00:44:54.573
‫بیخیال، جرئت.

761
00:44:56.571 --> 00:44:58.563
‫نچ‌نچ. قانون جرئت یا حقیقت همینو می‌گه.

762
00:45:00.780 --> 00:45:01.613
‫حالم ازت به هم می‌خوره.

763
00:45:03.930 --> 00:45:08.418
‫رفیق سابقم لیزی، اوم، به همه گفت

764
00:45:08.460 --> 00:45:10.593
‫من سگش رو کشتم.

765
00:45:15.960 --> 00:45:17.227
‫کشتیش؟

766
00:45:17.269 --> 00:45:18.588
‫نه!

767
00:45:18.630 --> 00:45:22.608
‫یعنی، دقیق بخوایم بگیم، موقعی
‫که پیش من بود و مراقبش بودم مرد،

768
00:45:22.650 --> 00:45:24.453
‫ولی ۲۳ سالش بود!

769
00:45:29.280 --> 00:45:31.878
‫اون... اون توی خواب مرد.

770
00:45:31.920 --> 00:45:34.938
‫ولی به نظرم خود لیزی می‌دونست
‫که لب گوره و داره می‌میره،

771
00:45:34.980 --> 00:45:38.268
‫واسه همین اون آخر هفته
‫انداختش گردن من که برام تله بذاره،

772
00:45:38.310 --> 00:45:40.788
‫و بعد از این قضیه استفاده کرد تا کمپین
‫تخریب و بی‌آبرو کردن منو راه بندازه

773
00:45:40.830 --> 00:45:41.980
‫تا کل اکیپ رو دستش بگیره.

774
00:45:42.960 --> 00:45:43.793
‫عجب.

775
00:45:45.150 --> 00:45:46.626
‫واو.

776
00:45:46.668 --> 00:45:47.868
‫رد شیم بریم بعدی.

777
00:45:49.710 --> 00:45:52.038
‫بـ... باشه. اوم.

778
00:45:52.080 --> 00:45:52.913
‫احم.

779
00:45:54.000 --> 00:45:55.518
‫جون، جرئت یا حقیقت؟

780
00:45:55.560 --> 00:45:56.393
‫حقیقت.

781
00:45:57.900 --> 00:46:00.888
‫خیلی خب، یکی دیگه باید جرئت رو انتخاب کنه.

782
00:46:00.930 --> 00:46:02.418
‫خودتم همه‌ش حقیقت رو برداشتی.

783
00:46:02.460 --> 00:46:04.338
‫آره، واسه این‌که یخمون باز بشه و گرم بشیم.

784
00:46:04.380 --> 00:46:06.201
‫دیگه وقت جرئته.
‫- مجبور نیست حتماً...

785
00:46:06.243 --> 00:46:07.848
‫- هیس!
‫- نه، راست می‌گی.

786
00:46:07.890 --> 00:46:10.263
‫وقتشه. من جرئت رو انتخاب می‌کنم.

787
00:46:11.130 --> 00:46:12.993
‫باشه. اوم.

788
00:46:14.970 --> 00:46:18.490
‫مـ... من بهت جرئت می‌دم

789
00:46:19.950 --> 00:46:22.938
‫که پات رو لیس بزنی.

790
00:46:22.980 --> 00:46:24.978
‫اه، نه، وتو شد. ردش می‌کنم.

791
00:46:25.020 --> 00:46:25.978
‫نمی‌تونی وتو کنی.

792
00:46:26.020 --> 00:46:28.098
‫اگه جرئتت چرت باشه می‌تونم.

793
00:46:28.140 --> 00:46:30.618
‫یالا، یه چیز هیجانی و خفن انتخاب کن.

794
00:46:30.660 --> 00:46:38.450
‫مـ... من بهت جرئت می‌دم
‫که بری دور حیاط خونه بدوی.

795
00:46:38.761 --> 00:46:41.358
‫هووع، اصلاً این کاره نیستی و گند زدی.

796
00:46:41.400 --> 00:46:44.403
‫بی‌خود نیست مجبور شدی تو
‫ردیت آگهی بدی تا رفیق پیدا کنی.

797
00:46:48.812 --> 00:46:49.729
‫خیلی خب. اوم.

798
00:46:53.040 --> 00:46:54.520
‫من بهت جرئت می‌دم

799
00:46:55.620 --> 00:47:02.628
‫که کارگردانمون، فرانک رو
‫فرانسوی و با زبون ببوسی.

800
00:47:02.670 --> 00:47:03.503
‫قشنگ با زبون پرملات!

801
00:47:06.030 --> 00:47:08.328
‫فرانک حلقه ازدواج دستشه.

802
00:47:08.370 --> 00:47:09.203
‫به درک، برام مهم نیست.

803
00:47:10.590 --> 00:47:12.933
‫باید ببوسیش جون، شل و ول و آبدار!

804
00:47:14.250 --> 00:47:17.178
‫می‌شه یه چیز دیگه انتخاب کنی؟

805
00:47:17.220 --> 00:47:18.648
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ حقیقت.

806
00:47:18.690 --> 00:47:20.328
‫برمی‌گردم به حقیقت.
‫- نه، نمی‌تونی این کارو بکنی

807
00:47:20.370 --> 00:47:21.888
‫چون همین الان خودت به تمی گفتی نمی‌شه

808
00:47:21.930 --> 00:47:23.028
‫چون قانون جرئت یا حقیقته.

809
00:47:23.070 --> 00:47:25.220
‫پس باید انجامش بدی.
‫باید ببوسیش.

810
00:47:26.100 --> 00:47:27.978
‫خواهش می‌کنم یه چیز دیگه بگو.

811
00:47:28.020 --> 00:47:32.958
‫چرا، نکنه داری اولین بوست
‫رو واسه پسرخاله‌ت نگه می‌داری؟

812
00:47:33.000 --> 00:47:34.968
‫چون به غیر از مامان بابات اون تنها کسیه که

813
00:47:35.010 --> 00:47:37.263
‫تا حالا تو زندگیت باهاش گشتی یا چی؟!

814
00:47:49.380 --> 00:47:50.253
‫ببخشید.

815
00:47:56.880 --> 00:47:59.058
‫صبر کن جون. منظور بدی نداشتم.

816
00:47:59.100 --> 00:48:01.568
‫فقط منظورم... فک می‌کردم ما داریم...

817
00:48:01.610 --> 00:48:03.198
‫مـ... نمی‌دونم، فک می‌کردم...

818
00:48:03.240 --> 00:48:05.928
‫نه، همچین حرفایی رو نمی‌تونی الکی پس بگیری.

819
00:48:05.970 --> 00:48:06.803
‫جون؟

820
00:48:11.340 --> 00:48:13.248
‫جون، یه چیزی بگو.

821
00:48:13.290 --> 00:48:14.658
‫داریم می‌ریم.

822
00:48:14.700 --> 00:48:17.028
‫حق نداری الان این‌طوری قیافه
‫حق‌به‌جانب و قدیسه به خودت بگیری.

823
00:48:17.070 --> 00:48:21.048
‫یعنی، کل امروز تنها کاری که کردی این بود

824
00:48:21.090 --> 00:48:23.448
‫که بگی چقدر از جون سرتری.

825
00:48:23.490 --> 00:48:27.408
‫آره، اون واسه اول کار بود، قبل از
‫این‌که حتی باهاش کلمه‌ای حرف بزنم.

826
00:48:27.450 --> 00:48:30.498
‫ولی تو صبر کردی تا همه
‫مهمات و نقطه‌ضعف‌ها دستت بیاد

827
00:48:30.540 --> 00:48:32.058
‫تا یه چیز واقعاً وحشتناک

828
00:48:32.100 --> 00:48:33.588
‫درباره بزرگ‌ترین نقطه
‫حساس و کمبودش بارَش کنی.

829
00:48:33.630 --> 00:48:36.168
‫اگه بخوایم رتبه‌بندی کنیم، شاید روی هیکلم

830
00:48:36.210 --> 00:48:37.653
‫بیشتر حساسیت و کمبود داشته باشم.

831
00:48:39.930 --> 00:48:41.883
‫صرفاً واسه این‌که کاملاً
‫شفاف‌سازی کرده باشم.

832
00:48:43.560 --> 00:48:47.028
‫خب، دلت می‌خواد از اونم
‫علیه‌ش استفاده کنی، گرتی؟

833
00:48:47.070 --> 00:48:48.045
‫بفرما، راحت باش.

834
00:48:48.087 --> 00:48:50.958
‫نه، اصلاً قصدم این نبود!

835
00:48:51.000 --> 00:48:54.498
‫در ضمن، مطمئنم خودت حرفای
‫به مراتب بدتری به بقیه زدی.

836
00:48:54.540 --> 00:48:56.238
‫اووه، صدالبته.

837
00:48:56.280 --> 00:48:59.238
‫البته اگه در حقم بدی کرده
‫باشن یا دلمو شکسته باشن،

838
00:48:59.280 --> 00:49:01.068
‫یا شایدم حتی فقط چپ نگام کرده باشن،

839
00:49:01.110 --> 00:49:03.468
‫چون من بعضی وقتا می‌تونم عوضی و سلیطه بشم.

840
00:49:03.510 --> 00:49:06.168
‫ولی تو رسماً یه سندون کوبیدی

841
00:49:06.210 --> 00:49:08.238
‫فرق سر یه آدم بی‌گناهِ نظاره‌گر.

842
00:49:08.280 --> 00:49:09.813
‫حالا دیگه واقعاً داریم می‌ریم.

843
00:49:33.137 --> 00:49:37.220
‫کمک می‌خوای واسه اون یکی لنگه کفشت؟

844
00:49:39.030 --> 00:49:41.373
‫بیرون بقیه‌شو پام می‌کنم.

845
00:49:51.072 --> 00:49:52.098
‫شوخیت گرفته؟

846
00:49:52.140 --> 00:49:54.483
‫این‌طوری که نمی‌شه قهر
‫کرد و با غیظ زد بیرون!

847
00:50:10.200 --> 00:50:11.650
‫نـ... نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.

848
00:50:15.896 --> 00:50:18.933
‫نـ... نمی‌دونم چطوری درستش کنم.

849
00:50:23.928 --> 00:50:24.761
‫احم.

850
00:50:26.790 --> 00:50:28.803
‫چطوری می‌شه کاری کرد
‫یکی از دستت عصبانی نباشه؟

851
00:50:30.930 --> 00:50:32.417
‫چه سؤال فوق‌العاده‌ای!

852
00:50:32.459 --> 00:50:35.268
‫برای این‌که کاری کنید یکی...
‫- راستش، دو نفرن.

853
00:50:35.310 --> 00:50:36.198
‫متوجه شدم.

854
00:50:36.240 --> 00:50:37.916
‫برای این‌که دو نفر از
‫دستتون عصبانی نباشن...

855
00:50:37.928 --> 00:50:38.790
‫راستش، اصلاً بیخیال.

856
00:50:39.660 --> 00:50:40.578
‫باشه.

857
00:50:40.620 --> 00:50:43.043
‫اگه چیز دیگه‌ای هست که
‫بتونم کمکتون کنم بهم بگید.

858
00:50:50.061 --> 00:50:51.678
‫احم.

859
00:50:51.720 --> 00:50:53.568
‫چطوری می‌شه کاری کرد یکی، یا، ببخشید،

860
00:50:53.610 --> 00:50:57.558
‫دو نفر که باهات دوست نیستن،

861
00:50:57.600 --> 00:50:58.698
‫ولی امیدوار بودی یکیشون

862
00:50:58.740 --> 00:51:02.598
‫به زودی باهات دوست بشه،

863
00:51:02.640 --> 00:51:04.818
‫تو رو ببخشن بعد از این‌که یه حرف

864
00:51:04.860 --> 00:51:06.513
‫فوق‌العاده وحشتناک بهشون زدی؟

865
00:51:09.090 --> 00:51:10.608
‫چه سؤال فوق‌العاده‌ای!

866
00:51:10.650 --> 00:51:11.483
‫ممنون.

867
00:51:12.360 --> 00:51:13.968
‫حرفی که به این دو نفر زدید

868
00:51:14.010 --> 00:51:15.303
‫چقدر وحشتناک بوده؟

869
00:51:17.220 --> 00:51:18.783
‫مثلاً، خیلی خیلی وحشتناک.

870
00:51:26.040 --> 00:51:26.873
‫الو؟

871
00:51:27.750 --> 00:51:29.328
‫سؤال دیگه‌ای هست

872
00:51:29.370 --> 00:51:31.128
‫که در عوض براتون پاسخش رو پیدا کنم؟

873
00:51:31.170 --> 00:51:33.513
‫نه، من سر همین سؤال به کمک احتیاج دارم.

874
00:51:37.560 --> 00:51:39.108
‫احتمالاً حسابی دهنتون سرویسه.

875
00:51:39.150 --> 00:51:42.100
‫اما آیا سؤال دیگه‌ای هست که در
‫عوض براتون پاسخش رو پیدا کنم؟

876
00:51:46.650 --> 00:51:48.363
‫کاش همسایه‌هامو می‌شناختم،

877
00:51:50.070 --> 00:51:55.070
‫فقط واسه این‌که لااقل یکی رو داشتم که
‫بتونم درباره همه اینا ازش مشورت بگیرم.

878
00:51:55.230 --> 00:51:57.033
‫یکی که چت‌جی‌پی‌تی نباشه.

879
00:51:59.070 --> 00:52:01.098
‫باورم نمی‌شه تا شعاع صد
‫مایلی حتی یه نفرم نیست

880
00:52:01.140 --> 00:52:04.278
‫که بتونم ازش نصیحت بخوام.

881
00:52:04.320 --> 00:52:07.698
‫یعنی، از همسایه‌هام دوری کردم چون بچه دارن،

882
00:52:07.740 --> 00:52:11.718
‫و منم نمی‌خوام تحت فشار
‫قرار بگیرم که کوکی بخرم

883
00:52:11.760 --> 00:52:15.618
‫یا پاپ‌کورن یا ارز دیجیتال
‫یا هر کوفت دیگه‌ای که

884
00:52:15.660 --> 00:52:18.682
‫این روزا بچه‌های محله می‌فروشن.

885
00:52:18.724 --> 00:52:21.318
‫خدایا، اونا فک می‌کنن می‌تونن
‫شب هالووین بیان دم در خونه‌م

886
00:52:21.360 --> 00:52:25.973
‫و بکوبن به در و...

887
00:52:27.529 --> 00:52:28.362
‫احم.

888
00:52:29.640 --> 00:52:31.878
‫ممنون از تماستون با
‫پشتیبانی مشتریان اسپکتروم.

889
00:52:31.920 --> 00:52:33.325
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

890
00:52:40.380 --> 00:52:43.488
‫کاملاً درک می‌کنم که چقدر
‫می‌تونه کلافه‌کننده باشه.

891
00:52:43.530 --> 00:52:46.548
‫من عمیقاً بابت نقشی که اسپکتروم
‫تو این قضیه داشته عذرخواهی می‌کنم.

892
00:52:46.590 --> 00:52:49.236
‫بهتون اطمینان می‌دم که با هم
‫می‌تونیم این مشکل رو حل کنیم.

893
00:52:52.890 --> 00:52:55.008
‫واقعاً ناراحتم از این‌که باعث
‫شدیم چنین حسی پیدا کنید،

894
00:52:55.050 --> 00:52:58.318
‫و بابت این دردسر و مزاحمت بی‌نهایت متأسفم.

895
00:53:01.050 --> 00:53:01.968
‫قطعاً همین‌طوره.

896
00:53:02.010 --> 00:53:04.398
‫اوم، من قضیه رو به یکی
‫از تکنسین‌هامون اطلاع می‌دم،

897
00:53:04.440 --> 00:53:08.118
‫و ایشون، از اونجایی که ما سازمانی
‫با فرصت‌های شغلی برابر هستیم،

898
00:53:08.160 --> 00:53:09.813
‫ظرف کمتر از یک ساعت آینده اونجا خواهند بود.

899
00:53:11.850 --> 00:53:14.238
‫خیلی ممنون از شما و روز
‫فوق‌العاده‌ای داشته باشید.

900
00:53:14.280 --> 00:53:15.213
‫خوشحال شدم کمکتون کردم.

901
00:53:24.750 --> 00:53:29.238
‫کل مسیر شغلی و حرفه‌ایم در
‫تمام عمرم منو رسونده به این لحظه.

902
00:53:29.280 --> 00:53:32.118
‫ببین، تخصص اصلی من، اوم، اینه که

903
00:53:32.160 --> 00:53:35.268
‫به مشتریای شاکی و ناراضی
‫برسم، تنش‌ها رو آروم کنم،

904
00:53:35.310 --> 00:53:37.203
‫و عذرخواهی رسمی تحویل بدم.

905
00:53:38.160 --> 00:53:42.288
‫خب تمی گفت که دوستیا معامله و قراردادی‌ان.

906
00:53:42.330 --> 00:53:45.858
‫مگه یه دوستِ کفری و عصبانی
‫چیزی جز یه مشتری ناراضیه؟

907
00:53:45.900 --> 00:53:46.691
‫مطمئن نیستم دقیقاً این‌طوری...

908
00:53:46.733 --> 00:53:48.198
‫پس منم فقط کافیه یه دست به سر و گوشِ

909
00:53:48.240 --> 00:53:49.938
‫متن آماده و همیشگی خدمات مشتریانمون بکشم،

910
00:53:49.980 --> 00:53:51.798
‫و همین کارو راه میندازه.

911
00:53:51.840 --> 00:53:56.328
‫پس، اوم، فقط کافیه
‫«اختلالات اتصال اینترنت» رو

912
00:53:56.370 --> 00:54:01.370
‫عوض کنم به «اختلالات ارتباطی بین‌فردی».

913
00:54:01.650 --> 00:54:02.658
‫این یکیش که آسونه.

914
00:54:02.700 --> 00:54:06.387
‫و بعدش، «مودم رو از برق
‫بکشید و ۳۰ ثانیه صبر کنید».

915
00:54:08.070 --> 00:54:13.070
‫«دشمنی و کینه‌تون رو از
‫برق بکشید». این جواب می‌ده.

916
00:54:13.147 --> 00:54:15.138
‫«۳۰ ثانیه صبر کنید».

917
00:54:15.180 --> 00:54:20.180
‫اوم، «با نگاهی تازه دوباره
‫به مدار مکالمه وصل بشید».

918
00:54:20.940 --> 00:54:22.083
‫این عالیه.

919
00:54:23.610 --> 00:54:25.479
‫محشره. خب.

920
00:54:27.070 --> 00:54:27.903
‫احم.

921
00:54:35.587 --> 00:54:37.248
‫«لطفاً برگردید.

922
00:54:37.290 --> 00:54:39.588
‫یه حرفی باهاتون دارم.»

923
00:54:39.630 --> 00:54:40.463
‫ارسال.

924
00:54:47.910 --> 00:54:50.538
‫احم. بعدازظهر بخیر.

925
00:54:50.580 --> 00:54:52.788
‫بابت مزاحمت و ناراحتی پیش‌آمده ناشی از

926
00:54:52.830 --> 00:54:56.388
‫اختلالات ارتباطی بین‌فردی‌مون پوزش می‌طلبم

927
00:54:56.430 --> 00:54:58.098
‫و مایلم مسئولیت شرکتم رو در این قبال

928
00:54:58.140 --> 00:55:00.378
‫به طور کامل به عهده بگیرم

929
00:55:00.420 --> 00:55:02.148
‫و همین‌طور هرگونه دلخوری‌ای که موقعی که

930
00:55:02.190 --> 00:55:04.440
‫انتظارات ارتباطی برآورده نشد...
‫- بخشیدمت.

931
00:55:07.410 --> 00:55:08.243
‫چی؟

932
00:55:09.150 --> 00:55:12.258
‫این یعنی داری معذرت‌خواهی می‌کنی دیگه، نه؟

933
00:55:12.300 --> 00:55:14.118
‫دقیقاً همین‌طوره.

934
00:55:14.160 --> 00:55:15.393
‫منم بخشیدمت.

935
00:55:24.990 --> 00:55:27.003
‫منم همین‌طور. منم می‌بخشمت.

936
00:55:35.760 --> 00:55:38.088
‫خلاصه که من و جون دقیقاً بعد از این‌که

937
00:55:38.130 --> 00:55:39.828
‫با عصبانیت زدیم بیرون دعوای سختی کردیم.

938
00:55:39.870 --> 00:55:42.228
‫ازش پرسیدم دلش می‌خواد
‫این آخر هفته با هم بریم بیرون،

939
00:55:42.270 --> 00:55:46.797
‫اونم گفت: «آره، حتماً.»

940
00:55:49.050 --> 00:55:52.248
‫همه می‌دونن این به زبون
‫دخترا یعنی: «نه سلیطه کثافت،

941
00:55:52.290 --> 00:55:53.937
‫امیدوارم بری زیر ماشین تیکه پاره شی!»

942
00:55:54.909 --> 00:55:58.293
‫واسه همین دوباره افتادم
‫تو بازار پیدا کردن دوست.

943
00:56:00.358 --> 00:56:01.683
‫و شایدم یه سگ.

944
00:56:06.330 --> 00:56:08.793
‫این یکی دیگه واقعاً حسابی
‫حرص لیزی رو درمیاره.

945
00:56:14.760 --> 00:56:17.958
‫تازه، همه اینا خیلی خوش‌عکس‌تر از گرتی‌ان.

946
00:56:18.000 --> 00:56:22.368
‫مامان همیشه می‌گه آدمایی که
‫آسیب دیدن، به بقیه آسیب می‌زنن.

947
00:56:22.410 --> 00:56:27.378
‫و واقعیتش اینه که زندگی گرتی
‫خیلی غم‌انگیز به نظر می‌رسه.

948
00:56:27.420 --> 00:56:29.388
‫انگار تک و تنهاست

949
00:56:29.430 --> 00:56:31.908
‫و فقط چون ترسیده بود پاچه بقیه رو می‌گرفت.

950
00:56:31.950 --> 00:56:35.148
‫و فک کنم می‌تونیم این قضیه
‫رو فراموش کنیم و ازش بگذریم.

951
00:56:35.190 --> 00:56:37.233
‫هر چی باشه بالاخره معذرت‌خواهی کرد.

952
00:56:38.460 --> 00:56:39.948
‫ولی سر درنمیارم بین من و تمی

953
00:56:39.990 --> 00:56:42.528
‫چه اتفاقی افتاد.

954
00:56:42.570 --> 00:56:45.618
‫اوم، اون دعوتم کرد این
‫آخر هفته با هم بریم بیرون،

955
00:56:45.660 --> 00:56:47.688
‫و وقتی بهش گفتم: «آره، حتماً»،

956
00:56:47.730 --> 00:56:50.913
‫بهم گفت دروغگوی دو به هم زن و با غیظ رفت.

957
00:56:53.250 --> 00:56:55.533
‫آیا راجع به این دعوا با هیچ‌کدومتون حرف زد؟

958
00:56:59.760 --> 00:57:02.418
‫خیلی خب، حالا که همه معذرت‌خواهی‌ها

959
00:57:02.460 --> 00:57:04.878
‫و بخشش‌ها تموم شد و رفت پی کارش،

960
00:57:04.920 --> 00:57:08.418
‫این فرصت رو داشتم که تمام مدارک و سوابقِ

961
00:57:08.460 --> 00:57:10.908
‫درخواست‌های دوستی شما رو بررسی کنم،

962
00:57:10.950 --> 00:57:13.233
‫و به یه تصمیم قطعی رسیدم.

963
00:57:18.750 --> 00:57:19.583
‫خب؟

964
00:57:20.940 --> 00:57:21.773
‫چیه؟

965
00:57:23.760 --> 00:57:25.848
‫نمی‌خوای اعلامش کنی؟

966
00:57:25.890 --> 00:57:27.738
‫خب، مـ... مسلماً،

967
00:57:27.780 --> 00:57:31.908
‫فقط دارم سعی می‌کنم جو
‫رو حساس و مهم جلوه بدم.

968
00:57:31.950 --> 00:57:33.483
‫زودتر تمومش کن بره پی کارش دیگه.

969
00:57:34.920 --> 00:57:35.770
‫خیلی خب، احم.

970
00:57:38.160 --> 00:57:43.160
‫کسی که من برای تصدی
‫جایگاهِ دوست انتخابش کردم،

971
00:57:43.560 --> 00:57:44.913
‫برای یه دوره آزمایشی کوتاه،

972
00:57:46.410 --> 00:57:48.618
‫با حق مذاکره برای ارتقا به بهترین دوست

973
00:57:48.660 --> 00:57:50.830
‫ظرف شش ماه آینده،

974
00:57:54.600 --> 00:57:56.058
‫کسی نیست جز... جون!

975
00:57:56.100 --> 00:57:57.138
‫چی؟

976
00:57:57.180 --> 00:57:58.428
‫صبر کن ببینم، جدی؟

977
00:57:58.470 --> 00:57:59.261
‫کاملاً جدی.

978
00:57:59.303 --> 00:58:00.558
‫وای خدای من!

979
00:58:00.600 --> 00:58:02.958
‫من هیچ‌وقت واسه هیچی انتخاب نمی‌شدم!

980
00:58:03.000 --> 00:58:04.383
‫چرا اون؟

981
00:58:05.400 --> 00:58:07.728
‫به نظر می‌رسه واقعاً و از ته دل ذوق داره

982
00:58:07.770 --> 00:58:09.528
‫واسه این‌که شانس رفاقت با منو داشته باشه.

983
00:58:09.570 --> 00:58:12.408
‫من واقعاً از ته دل ذوق دارم!

984
00:58:12.450 --> 00:58:15.648
‫اگه ذوق و هیجان می‌خوای، منم
‫می‌تونم هیجان از خودم نشون بدم.

985
00:58:15.690 --> 00:58:16.523
‫واقعاً می‌تونی؟

986
00:58:20.979 --> 00:58:23.178
‫اه، احتمالاً نه.

987
00:58:23.220 --> 00:58:25.113
‫تبریک می‌گم، یا هر چی، جون.

988
00:58:26.164 --> 00:58:28.701
‫- وای، می‌تونم بغلت کنم؟
‫- اوه.

989
00:58:28.743 --> 00:58:31.008
‫مـ... فک نمی‌کنم هنوز به
‫اون مرحله رسیده باشیم.

990
00:58:31.050 --> 00:58:32.103
‫درسته، حتماً.

991
00:58:33.840 --> 00:58:38.100
‫این با اختلاف متبَرک‌ترین روزِ زندگیِ منه!

992
00:58:41.381 --> 00:58:44.913
‫لعنتی. بازم دیالوگ رو سوتی
‫دادم و خرابش کردم، نه؟

993
00:58:45.930 --> 00:58:46.848
‫آره، خرابش کردی.

994
00:58:46.890 --> 00:58:48.498
‫- معذرت می‌خوام.
‫- این دیگه فک کنم سومین بار

995
00:58:48.540 --> 00:58:49.938
‫پشت سر هم بود.

996
00:58:49.980 --> 00:58:51.063
‫از پسش برمیای.

997
00:58:52.830 --> 00:58:58.278
‫دیالوگ اینه: «این با اختلاف بهترین روزِ

998
00:58:58.320 --> 00:59:00.715
‫زندگی منه.»
‫- «با اختلاف بهترین روز.»

999
00:59:00.757 --> 00:59:02.238
‫«با اختلاف بهترین روز.»

1000
00:59:02.280 --> 00:59:03.768
‫زبون آدم خیلی توش گیر می‌کنه و می‌پیچه.

1001
00:59:03.810 --> 00:59:04.888
‫فک می‌کنی بشه یه کم تغییرش بدیم؟

1002
00:59:04.930 --> 00:59:06.348
‫خب، همون‌طور که گفتم،

1003
00:59:06.390 --> 00:59:08.628
‫بازنویسی متنی در کار نیست.
‫- اـ البته.

1004
00:59:08.670 --> 00:59:12.258
‫و حس می‌کنم می‌تونی درجه ذوق و شادیِ

1005
00:59:12.300 --> 00:59:14.388
‫جون رو ببری بالاتر، می‌دونی چی می‌گم؟

1006
00:59:14.430 --> 00:59:16.698
‫این بهترین روز کل زندگیشه.

1007
00:59:16.740 --> 00:59:18.498
‫هیچ اتفاقی حتی به گردش هم نرسیده.

1008
00:59:18.540 --> 00:59:22.518
‫واسه همین فقط می‌خوام قشنگ حسش کنم، گرفتی؟

1009
00:59:22.560 --> 00:59:24.075
‫- آره، آره، حتماً.
‫- خیلی خب.

1010
00:59:24.117 --> 00:59:25.248
‫راستی، نکته و توصیه‌ای واسه من نداری؟

1011
00:59:25.290 --> 00:59:27.168
‫این لحظه اصلاً ربطی به تو نداره.

1012
00:59:27.210 --> 00:59:28.248
‫اوم، هنوز داریم ضبط می‌کنیم؟

1013
00:59:28.290 --> 00:59:29.628
‫- آره، دوربین هنوز داره ضبط می‌کنه.
‫- بسیار خب.

1014
00:59:29.670 --> 00:59:31.760
‫اوم، پس بذارید دوباره بریم از اول، باشه؟

1015
00:59:31.802 --> 00:59:33.978
‫احم.

1016
00:59:34.020 --> 00:59:34.968
‫می‌تونم بغلت کنم؟

1017
00:59:35.010 --> 00:59:37.488
‫اوم، مـ... فک نمی‌کنم
‫هنوز به اونجا رسیده باشیم.

1018
00:59:37.530 --> 00:59:39.757
‫درسته، حتماً.

1019
00:59:39.799 --> 00:59:40.947
‫این با اختلاف بهترین روزِ

1020
00:59:43.247 --> 00:59:44.164
‫زندگی منه!

1021
00:59:46.461 --> 00:59:47.378
‫مال منم همین‌طور.

1022
00:59:48.805 --> 00:59:51.078
‫کات! عالی بود، این یکی خیلی خیلی بهتر شد.

1023
00:59:51.120 --> 00:59:53.778
‫- اوه، ممنون.
‫- خسته نباشید همگی، این صحنه تمومه!

1024
00:59:53.820 --> 00:59:54.873
‫تبریک می‌گم بهتون.

1025
00:59:56.130 --> 00:59:58.518
‫وای خدای من، اون برداشت آخریه معرکه بود!

1026
00:59:58.560 --> 00:59:59.568
‫دمت گرم.

1027
00:59:59.610 --> 01:00:01.398
‫حس می‌کردم بوی انزجار
‫و تنفرت رو می‌تونم بشنوم

1028
01:00:01.440 --> 01:00:03.078
‫موقعی که داشت برنده رو اعلام می‌کرد.

1029
01:00:03.120 --> 01:00:05.598
‫وای خیلی ممنون، فک می‌کردم دیگه
‫زیادی شورشو درآوردم و غلو کردم.

1030
01:00:05.640 --> 01:00:07.773
‫نه، دقیقاً به اندازه و به‌جا بود.

1031
01:00:09.150 --> 01:00:10.578
‫اینم از دستمزد روزانه‌تون، بچه‌ها.

1032
01:00:10.620 --> 01:00:12.858
‫- فوق‌العاده‌ست.
‫- خیلی ازتون ممنونم.

1033
01:00:12.900 --> 01:00:14.418
‫فرصت بی‌نظیر و فوق‌العاده‌ای بود.

1034
01:00:14.460 --> 01:00:16.128
‫آره، بی‌صبرانه منتظرم ببینم
‫کار چطوری از آب درمیاد.

1035
01:00:16.170 --> 01:00:17.118
‫منم همین‌طور.

1036
01:00:17.160 --> 01:00:18.093
‫منم همین‌طور.

1037
01:00:19.140 --> 01:00:21.798
‫می‌دونید دیگه، مثلاً بعد از ادیت و تدوین...

1038
01:00:21.840 --> 01:00:22.773
‫حالا می‌بینیم چی می‌شه.

1039
01:00:24.840 --> 01:00:27.648
‫و مشخصاً، راش‌ها و ویدیوی
‫این صحنه‌ها رو بهتون می‌دم

1040
01:00:27.690 --> 01:00:30.322
‫تا واسه نمونه‌کارهای
‫بازیگری‌تون استفاده کنید،

1041
01:00:30.364 --> 01:00:31.678
‫می‌دونید چی می‌گم دیگه.
‫- اوه، اون که فوق‌العاده می‌شه!

1042
01:00:31.720 --> 01:00:33.348
‫- آره.
‫- آره، مال من خیلی قدیمی و داغون شده.

1043
01:00:33.390 --> 01:00:34.518
‫واقعاً باید نو و به‌روزش کنم.

1044
01:00:34.560 --> 01:00:37.407
‫آره، فک کنم تو بیشترش موهام همون
‫چتری‌های مسخره بعد شکست عشقیمه.

1045
01:00:41.774 --> 01:00:43.518
‫- احم.
‫- احم.

1046
01:00:43.560 --> 01:00:44.778
‫- ما دیگه احتمالاً باید...
‫- راستش داشتم فکر می‌کردم...

1047
01:00:44.820 --> 01:00:46.848
‫اوه، چی می‌خواستی بگی؟

1048
01:00:46.890 --> 01:00:50.223
‫فقط می‌خواستم بپرسم که، اوم...

1049
01:00:51.150 --> 01:00:53.253
‫اگه شماها دلتون می‌خواد شاید، مثلاً،

1050
01:00:54.210 --> 01:00:56.118
‫چه می‌دونم، این آخر هفته
‫با هم بریم بیرون دوری بزنیم

1051
01:00:56.160 --> 01:00:59.793
‫تا موفقیت این فیلمبرداری رو
‫جشن بگیریم؟ می‌دونید چی می‌گم؟

1052
01:01:02.880 --> 01:01:07.773
‫واو، این واقعاً اوج لطف
‫و محبتت رو می‌رسونه.

1053
01:01:08.730 --> 01:01:10.668
‫خیلی لطف داری.

1054
01:01:10.710 --> 01:01:14.028
‫واقعاً حرکت باملاحظه و
‫قشنگی بود ازت که فکر کردی این

1055
01:01:14.070 --> 01:01:16.773
‫می‌تونه، مثلاً، یه برنامه‌ای
‫باشه که انجامش بدیم.

1056
01:01:19.950 --> 01:01:21.858
‫خب، این یعنی آره؟

1057
01:01:21.900 --> 01:01:23.283
‫آره، صددرصد.

1058
01:01:24.300 --> 01:01:26.245
‫- خداحافظ.
‫- به سلامت برید خونه‌ها، بچه‌ها.

1059
01:01:26.269 --> 01:01:30.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1060
01:01:30.030 --> 01:01:35.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1061
01:01:35.030 --> 01:01:45.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1062
01:01:58.856 --> 01:02:01.398
‫می‌تونی، اوم، می‌تونی دوربینو قطع کنی.

1063
01:02:01.440 --> 01:02:02.310
‫فیلم تموم شد.