WEBVTT

﻿
1
00:00:15.208 --> 00:00:18.166
خیلی مهمه که یادمون بمونه سرآمد بودن

2
00:00:18.250 --> 00:00:20.416
مقصدی نیست که بهش برسیم،

3
00:00:20.500 --> 00:00:22.416
بلکه یه مسیرِ مدام در جریانه.

4
00:00:23.291 --> 00:00:27.791
مسیری که نیازمندِ شور و اشتیاق، کنجکاوی،

5
00:00:27.875 --> 00:00:30.541
و تعهد به ارتقای کیفیت زندگی آدم‌هاست.

6
00:00:31.250 --> 00:00:33.541
برنده‌ی جایزه‌ی امشب

7
00:00:33.625 --> 00:00:36.291
تمام این خصوصیات رو به
شفاف‌ترین شکل ممکن نشون داده.

8
00:00:36.791 --> 00:00:40.958
و از همین رو، باعث افتخار و خوشحالی منه

9
00:00:41.041 --> 00:00:47.000
که ارزشمندترین جایزه‌ی
موسسه‌مون رو به ایشون اهدا کنم.

10
00:00:48.041 --> 00:00:51.958
جایزه‌ی سرآمدی در روان‌شناسی تقدیم می‌شه به

11
00:00:52.041 --> 00:00:55.333
پروفسور «اولیسس ورون».

12
00:00:56.233 --> 00:01:03.533
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

13
00:01:17.625 --> 00:01:18.750
تبریک می‌گم.

14
00:01:18.833 --> 00:01:19.833
ممنون.

15
00:01:25.958 --> 00:01:31.000
«بیست و چهارمین دوره‌ی جایزه‌ی
سرآمدی روان‌شناسی بنیاد باومن»

16
00:01:34.666 --> 00:01:37.833
خیلی ممنون. عصر همگی بخیر.

17
00:01:37.916 --> 00:01:40.166
می‌خوام صحبتمو با تشکر

18
00:01:40.250 --> 00:01:44.208
از بنیاد «باومن» واسه
اهدای این جایزه شروع کنم،

19
00:01:44.291 --> 00:01:46.291
و همین‌طور تشکر از دخترم که الان اینجاست،

20
00:01:46.375 --> 00:01:48.666
کسی که سال‌ها منو به عنوان پدرش تحمل کرد،

21
00:01:48.750 --> 00:01:50.708
و حالا هم داره منو به
عنوان رئیسش تحمل می‌کنه.

22
00:01:50.791 --> 00:01:54.250
این یه مأموریت دوچندانه که اگر

23
00:01:54.333 --> 00:01:56.250
توی یه دنیای عادلانه‌تر زندگی
می‌کردیم خودش لایق یه جایزه بود.

24
00:01:57.625 --> 00:02:01.083
خب، حالا که از تعارفات رسمی رد شدیم،

25
00:02:02.166 --> 00:02:03.583
می‌خوام بهتون بگم که...

26
00:02:05.416 --> 00:02:06.833
ما با یه مشکل طرفیم.

27
00:02:08.791 --> 00:02:10.666
یه مشکلِ کاملاً جدی.

28
00:02:11.916 --> 00:02:16.500
«آرژانتین» بیشترین سرانه‌ی
روان‌کاو رو تو کل دنیا داره.

29
00:02:17.333 --> 00:02:19.750
با این وجود، توی این سی سال گذشته،

30
00:02:19.833 --> 00:02:22.625
درصد جمعیتی از مردم که از یه نوع اختلال،

31
00:02:22.708 --> 00:02:25.125
چه روانی و چه رفتاری رنج می‌برن،

32
00:02:25.208 --> 00:02:28.166
تقریباً دو برابر شده.

33
00:02:30.250 --> 00:02:34.916
تا همین اواخر، من بیماری داشتم
که احتمالاً خیلیاتون می‌شناسینش.

34
00:02:35.000 --> 00:02:38.333
یه متخصص روان‌شناسی با
رزومه و سابقه‌ای درخشان.

35
00:02:39.416 --> 00:02:41.333
تابستون پارسال، این همکارمون...

36
00:02:43.041 --> 00:02:45.583
مطبشو ول کرد، مریضاشو به امون خدا گذاشت،

37
00:02:45.666 --> 00:02:47.958
حتی خونواده‌شم ول کرد،

38
00:02:48.041 --> 00:02:51.125
تا بره تو استان «کوردوبا» ساکن بشه،

39
00:02:51.208 --> 00:02:56.125
جایی که عضو فرقه‌ای شد که اسم
خودشونو گذاشتن: «برادرانِ حقیقتِ والا».

40
00:02:56.875 --> 00:03:00.333
اینکه می‌گم بیمارم بود، دلیلش
این نیست که درمانش با من

41
00:03:00.416 --> 00:03:03.083
بعدِ رفتن به این فرقه
قطع شد، اتفاقاً برعکس.

42
00:03:03.750 --> 00:03:07.416
ما جلسات تلفنی‌مونو دو بار در هفته
ادامه می‌دادیم.

43
00:03:08.166 --> 00:03:12.583
اینکه می‌گم بیمارم بود واسه اینه
که سه ماه پیش جنازه‌شو پیدا کردن...

44
00:03:14.041 --> 00:03:17.500
توی گذرگاه کوهستانی «کوئستا دِ لا توتورا»
توی استان کوردوبا؛

45
00:03:19.208 --> 00:03:21.375
جایی که مرتب می‌رفت

46
00:03:22.000 --> 00:03:24.625
تا مناسک همیشگیش برای تبادل انرژی

47
00:03:24.708 --> 00:03:26.791
با ابعاد بالاتر رو انجام بده.

48
00:03:29.291 --> 00:03:33.125
نتیجه‌ی کالبدشکافی نشون داد دلیل مرگ،
سرمازدگی و افت شدید دمای بدنش بوده.

49
00:03:34.375 --> 00:03:35.666
یه حادثه بود.

50
00:03:38.500 --> 00:03:39.791
از خودم می‌پرسم...

51
00:03:41.875 --> 00:03:44.000
منی که درمانگرش بودم،
کاری از دستم برمی‌اومد

52
00:03:44.083 --> 00:03:47.208
که جلوی این فاجعه رو بگیرم؟

53
00:03:49.250 --> 00:03:51.000
نمی‌دونم...

54
00:03:51.083 --> 00:03:53.708
باید بیشتر پیگیرش می‌شدم؟

55
00:03:56.791 --> 00:04:00.625
و راجع به تمام اون
مریض‌هایی چی می‌تونیم بگیم

56
00:04:01.250 --> 00:04:06.000
که سلامت روانشونو دست این همکار ما
امانت گذاشته بودن؟

57
00:04:07.041 --> 00:04:12.625
می‌تونیم با اطمینان بگیم
که درمان درستی دریافت کردن؟

58
00:04:13.666 --> 00:04:16.000
راستش من اصلاً جرئت
نمی‌کنم چنین ادعایی بکنم.

59
00:04:18.291 --> 00:04:20.416
از گفتن همه‌ی اینا می‌خوام به چی برسم؟

60
00:04:21.875 --> 00:04:26.375
احساس نمی‌کنم لیاقت گرفتن
این جایزه رو داشته باشم.

61
00:04:30.375 --> 00:04:34.291
دنبال جواب واسه این همه
سؤالی هم که مطرح کردم نیستم،

62
00:04:34.375 --> 00:04:37.958
چون واقعیتش اینه که کلمات
دیگه برام هیچ دردی رو دوا نمی‌کنن.

63
00:04:38.041 --> 00:04:41.166
من عمل می‌خوام. همه‌مون به عمل نیاز داریم.

64
00:04:42.583 --> 00:04:43.916
واسه همین...

65
00:04:44.750 --> 00:04:46.666
این جایزه رو همین‌جا می‌ذارم

66
00:04:47.958 --> 00:04:49.208
و فقط یه سوال آخر می‌پرسم.

67
00:04:52.250 --> 00:04:54.250
قراره چه گِلی به سرمون بگیریم؟

68
00:04:56.458 --> 00:05:01.666
«درمان درست و حسابی»

69
00:05:08.000 --> 00:05:09.833
- عصر بخیر.
- عصر بخیر.

70
00:05:09.916 --> 00:05:12.083
یه گیلاس شراب «کابرنه فرانک» لطفاً.

71
00:05:12.166 --> 00:05:13.791
- حتماً، الآن میارم براتون.
- ممنون.

72
00:05:14.625 --> 00:05:16.583
- نه، خواهش می‌کنم...
- نه، جون تو. اصلاً حرفشم نزن.

73
00:05:16.666 --> 00:05:19.541
نه جدی می‌گم. خودت می‌تونی بری بپرسی.

74
00:05:20.458 --> 00:05:21.333
مرسی.

75
00:05:24.625 --> 00:05:26.916
- ببخشید یه لحظه، الان برمی‌گردم.
- برو راحت باش.

76
00:05:45.166 --> 00:05:46.000
داری چیکار می‌کنی؟

77
00:05:46.083 --> 00:05:48.333
اوخنیو تیرابوسکو. منو نمی‌شناسی.

78
00:05:48.416 --> 00:05:51.208
من «اولیسس ورون» هستم،
روان‌درمانگرِ مونیکا.

79
00:05:52.208 --> 00:05:53.291
- حالت چطوره؟
- گوش کن چی می‌گم.

80
00:05:53.375 --> 00:05:55.916
قبل از اینکه دوست‌دخترت
برگرده می‌رم سر اصل مطلب.

81
00:05:56.000 --> 00:05:57.583
- اون دوست‌دخترم نیست.
- چرا، دقیقاً همونه.

82
00:05:57.666 --> 00:06:00.250
اشکالی نداره، من قضاوتت نمی‌کنم.

83
00:06:00.333 --> 00:06:01.791
مونیکا هم بو برده.

84
00:06:01.875 --> 00:06:05.166
نمی‌دونم مشخصاً از وجود این دختره
خبر داره یا نه، ولی کلیتشو خوب می‌دونه.

85
00:06:05.250 --> 00:06:09.333
ببین، ازت می‌خوام همین فردا
خونه رو خالی کنی بری.

86
00:06:10.083 --> 00:06:10.916
چی گفتی؟!

87
00:06:11.000 --> 00:06:13.625
به مونیکا می‌گی می‌خوای جدا بشی،

88
00:06:13.708 --> 00:06:16.000
می‌گی حسابی بهش فکر کردی
و این تصمیمت نهاییه.

89
00:06:16.083 --> 00:06:19.791
اون خودش نمی‌تونه بذاره بره،
گرچه خیلی وقته داره بهش فکر می‌کنه،

90
00:06:19.875 --> 00:06:23.000
با اینکه اینم خوب می‌دونه
که تو یه نارسیسیست و خودشیفته‌ی بیماری.

91
00:06:23.083 --> 00:06:24.083
شرمنده که انقدر رُکم.

92
00:06:24.166 --> 00:06:26.166
تو دقیقاً چه عنی هستی؟
گورتو گم کن از اینجا!

93
00:06:26.250 --> 00:06:27.958
بهت گفتم کی هستم.

94
00:06:28.041 --> 00:06:31.041
من روان‌درمانگر مونیکام
و خیر و صلاحشو می‌خوام،

95
00:06:31.125 --> 00:06:33.916
که در نهایت خیر و صلاح خودتم هست.

96
00:06:34.000 --> 00:06:36.208
واسه همین بهت توصیه می‌کنم پاشی بری

97
00:06:36.291 --> 00:06:38.791
توی اون آپارتمانت
نبش «کایائو» و «کینتانا»،

98
00:06:38.875 --> 00:06:41.041
همونی که مونیکا ازش بی‌خبره،
ولی من خوب آمارشو دارم،

99
00:06:41.125 --> 00:06:43.708
و پنت‌هاوسِ دوبلکس توی «بلگرانو» رو
می‌ذاری واسه اون بمونه،

100
00:06:43.791 --> 00:06:47.208
صبحِ اول وقتِ دوشنبه هم با
وکیلت آقای «برمر» تماس می‌گیری

101
00:06:47.291 --> 00:06:49.041
تا کارای طلاقو کلید بزنه.

102
00:06:49.125 --> 00:06:51.666
- تو از کجا...
- بذار حرفم تموم بشه.

103
00:06:51.750 --> 00:06:54.000
اوخنیو، تو ۶۲ سالته.

104
00:06:54.083 --> 00:06:55.875
هنوزم وقت داری، سرپایی و جوون.

105
00:06:55.958 --> 00:06:58.625
تا کِی می‌خوای به خودت و بقیه دروغ بگی

106
00:06:58.708 --> 00:07:01.291
و با دخترایی بری رو هم که جای دخترتن؟

107
00:07:01.375 --> 00:07:02.583
تا کِی آخه؟

108
00:07:02.666 --> 00:07:05.875
و خَرکِیف بشی که زرنگ‌ترین آدم دنیایی
چون داری زندگی دوگانه می‌کنی،

109
00:07:05.958 --> 00:07:08.791
در صورتی که توی واقعیت
از پسِ یه دونه زندگی هم برنمیای.

110
00:07:09.333 --> 00:07:12.708
تو خودتو توی قفسی که با
دستای خودت ساختی حبس کردی،

111
00:07:13.416 --> 00:07:14.875
و حالا هم اسیرش شدی.

112
00:07:14.958 --> 00:07:19.625
می‌فهمی دردی که داری می‌کشی
و سعی می‌کنی با این کارا قایمش کنی...

113
00:07:20.250 --> 00:07:22.000
اضطراب و استیصال روحیه؟ هنوز حالیت نیست؟

114
00:07:23.375 --> 00:07:27.916
اوخنیو، کلیدِ اون قفس

115
00:07:28.541 --> 00:07:29.416
توی دستای خودته.

116
00:07:30.375 --> 00:07:31.625
فقط و فقط دست خودت.

117
00:07:31.708 --> 00:07:34.791
هم خودتو خلاص کن، هم مونیکا رو.

118
00:07:34.875 --> 00:07:36.833
زندگی بدون این همه عذاب
و اضطراب خیلی قشنگ‌تره.

119
00:07:37.708 --> 00:07:38.625
من دیگه برم.

120
00:07:39.958 --> 00:07:41.916
شرمنده خانم، جاتونو بهتون برمی‌گردونم.

121
00:07:42.000 --> 00:07:43.625
- سلام، چطوری؟
- چطوری؟

122
00:07:43.708 --> 00:07:47.541
کی می‌خوای یه سر بیای باشگاه؟
بچه‌ها همه‌ش سراغتو می‌گیرن.

123
00:07:47.625 --> 00:07:48.541
بعداً می‌بینمت.

124
00:07:48.625 --> 00:07:52.416
دسر «مرینگاتا»ی اینجا رو حتماً امتحان کنین،
فوق‌العاده‌ست. فعلاً.

125
00:07:55.041 --> 00:07:56.041
این کی بود؟

126
00:07:58.291 --> 00:07:59.708
یه رفیق.

127
00:08:01.916 --> 00:08:06.250
می‌دونستی اورانگوتان ماده
فقط هر هشت سال یه‌بار زایمان می‌کنه؟

128
00:08:06.333 --> 00:08:07.625
نه، نمی‌دونستم.

129
00:08:07.708 --> 00:08:10.000
تحقیقاتم نشون داده که جنس ماده

130
00:08:10.083 --> 00:08:14.250
تا آخر عمرش مدام به مادرش سر می‌زنه،
که بین حیوونا خیلی نادره، می‌دونستی؟

131
00:08:14.333 --> 00:08:19.000
این مقایسه‌ای که
از دنیای حیات‌وحش درآوردی

132
00:08:19.083 --> 00:08:21.500
واسه اینه که حس می‌کنی
مادرت درست برعکسشه...؟

133
00:08:21.583 --> 00:08:23.875
اون یه زنیکه‌ی لجنِ به تمام معناست!

134
00:08:23.958 --> 00:08:26.458
ببخشید، ولی عین واقعیت همینه.

135
00:08:26.541 --> 00:08:29.875
یه میمون تو ناکجاآباد رابطه‌ش با
ننش بهتر از رابطه‌ی من با ننه منه.

136
00:08:29.958 --> 00:08:31.708
مگه عقلانیه اصلاً؟

137
00:08:32.208 --> 00:08:34.583
فرصت کردی به پیشنهادم فکر کنی؟

138
00:08:34.666 --> 00:08:37.625
تو رو خدا ولش کن، اون پاشو اینجا نمی‌ذاره.

139
00:08:37.708 --> 00:08:40.000
اصلاً هیچ لزومی هم نداره، مگه نه؟

140
00:08:40.791 --> 00:08:43.458
همین الان بهش گفتی زنیکه‌ی لجن.
یکم زیادی تند نیست؟

141
00:08:43.541 --> 00:08:46.958
شاید حرفام جوری به نظر بیاد که انگار
قضیه وخیمه، ولی اینطوری نیست. به خدا قسم.

142
00:08:47.041 --> 00:08:49.541
همین‌که اینجا راجع بهش حرف می‌زنم
کلی سبک می‌شم.

143
00:08:50.708 --> 00:08:52.958
مطمئن نیستم آماده باشم
که همچین قدمی بردارم.

144
00:08:53.041 --> 00:08:57.250
من ازش نمی‌ترسم،
ولی اصلاً دلم نمی‌خواد کفرشو دربیارم.

145
00:08:57.333 --> 00:08:59.708
خیلی خب، هفته‌ی خیلی خوبی داشته باشی.

146
00:08:59.791 --> 00:09:00.958
- تو هم همینطور.
- ممنون.

147
00:09:01.041 --> 00:09:02.125
تا دمِ در باهات میام.

148
00:09:03.625 --> 00:09:04.875
برات سالاد سفارش دادم.

149
00:09:04.958 --> 00:09:07.833
- همین الان بخورش، بعداً وقت نمی‌کنی.
- دستت درد نکنه.

150
00:09:07.916 --> 00:09:10.083
ماشینی که قراره ببرتت استودیو
تو راهه.

151
00:09:10.166 --> 00:09:12.375
راستی، وقتی از ضبط برنامه برگردم،

152
00:09:12.458 --> 00:09:14.958
با مونیکا جلسه دارم
و بعدش دیگه کارای امروزم تمومه؟

153
00:09:15.041 --> 00:09:17.250
نه، با یه مریض جدید برات وقت گذاشتم،
جلسه‌ی اولشه.

154
00:09:17.333 --> 00:09:18.166
از من نپرسیده بودی.

155
00:09:18.250 --> 00:09:21.291
توی برنامه‌ت جای خالی بود پرش کردم.
دیگه چی باید می‌پرسیدم؟

156
00:09:21.375 --> 00:09:22.625
باشه.

157
00:09:23.125 --> 00:09:25.083
حتماً می‌شناسیش: «مارتین بوشار».

158
00:09:25.166 --> 00:09:26.833
بوشار؟ اسمش آشناس برام.

159
00:09:26.916 --> 00:09:28.000
همون نویسنده.

160
00:09:28.083 --> 00:09:28.916
درسته.

161
00:09:29.000 --> 00:09:31.458
- واسه کریسمس آخرین رمانشو بهت کادو دادم.
- آره.

162
00:09:31.541 --> 00:09:32.583
معلومه که خوندی‌ش.

163
00:09:32.666 --> 00:09:36.375
خوندمش، به جون خودت. دوبار خوندمش.
بار دوم بیشترم بهم چسبید.

164
00:09:36.458 --> 00:09:37.666
حالا می‌خوای چیکار کنی؟

165
00:09:37.750 --> 00:09:39.875
تو ماشین می‌خوابی یا می‌ری مسافرخونه؟

166
00:09:39.958 --> 00:09:45.250
نه. چند شب می‌رم خونه‌ی رفیقم
تا یه جا پیدا کنم.

167
00:09:45.333 --> 00:09:48.000
- نگران نباش.
- چیزی لازم داشتی می‌دونی که هستم.

168
00:09:48.083 --> 00:09:49.958
باشه. فعلاً.

169
00:09:50.041 --> 00:09:51.375
مراقب خودت باش لطفاً.

170
00:09:54.166 --> 00:09:55.375
ساکت بزرگه؟

171
00:09:56.333 --> 00:09:57.500
چی گفتی؟

172
00:09:58.000 --> 00:10:01.375
اونجور که شنیدم،
خانمت برات چمدون بسته که از خونه بری.

173
00:10:01.458 --> 00:10:05.416
چمدونه انقدر جا داره که
همه‌ی وسایلت توش جا بشه،

174
00:10:05.500 --> 00:10:08.416
- یا فقط یه دست لباس برات چپونده توش؟
- نمی‌دونم.

175
00:10:08.500 --> 00:10:10.000
خواهرزنم رفت تحویلش گرفت.

176
00:10:10.083 --> 00:10:13.958
پس حتماً آمارِ اندازه‌شو بگیر.
اگه ساکت کوچیکه، یعنی دلش می‌خواد برگردی.

177
00:10:15.041 --> 00:10:17.166
به نظرم که خیلی کفریه.

178
00:10:17.250 --> 00:10:19.958
کسی که واقعاً جوش آورده
باشه برات ساک دستی نمی‌بنده،

179
00:10:20.041 --> 00:10:21.875
یا بهت می‌گه همه‌ی بند
و بساطتو جمع کن هِری،

180
00:10:21.958 --> 00:10:25.500
یا خودش هرچی داری رو می‌چپونه تو کیسه
و شوت می‌کنه جلوت.

181
00:10:25.583 --> 00:10:27.416
این فقط یه زهر چشم و هشداره،

182
00:10:27.500 --> 00:10:30.375
و فکر کنم هنوزم جای آشتی هست.

183
00:10:30.458 --> 00:10:31.916
باید تلاشتو بکنی.

184
00:10:33.333 --> 00:10:36.083
و همچنان با شما هستیم در برنامه‌ی «هر عصر».

185
00:10:36.166 --> 00:10:37.666
طبق معمول در خدمت کسی هستیم

186
00:10:37.750 --> 00:10:41.500
که از نظر من
بهترین متخصص روان‌شناسی تو کل کشورمونه؛

187
00:10:41.583 --> 00:10:44.541
پروفسور «اولیسس ورون».
حالت چطوره اولیسس؟

188
00:10:44.625 --> 00:10:45.833
ردیفِ ردیفم، مرسی.

189
00:10:45.916 --> 00:10:47.875
ایشون قراره به تمام سوالاتتون پاسخ بدن،

190
00:10:47.958 --> 00:10:51.291
سوالاتی که تو شبکه‌های اجتماعی
و شماره‌ی واتساپِ زیرنویس شده فرستادین.

191
00:10:51.375 --> 00:10:52.291
- شروع کنیم؟
- بفرمایید.

192
00:10:52.375 --> 00:10:54.791
با سوال اول شروع می‌کنیم:
«ماری» از «ویا بالِستر»،

193
00:10:54.875 --> 00:10:56.500
و سوالش اینه:

194
00:10:57.083 --> 00:11:00.000
«چیکار باید کرد وقتی تنها خواهرت باهات
قطع رابطه کرده و اصلاً باهات حرف نمی‌زنه؟

195
00:11:00.083 --> 00:11:04.000
اگه خودم بهش زنگ نزنم،
ممکنه ماه‌ها بگذره و یه کلمه هم نگه.

196
00:11:04.083 --> 00:11:08.000
این شکنجه‌ست.»
این پیامِ ماری از ویا بالستره.

197
00:11:08.666 --> 00:11:13.416
خب، اول از همه، با کمال احترام
می‌خوام به ماری از ویا بالستر بگم

198
00:11:13.500 --> 00:11:16.083
که شکنجه یه مقوله‌ی کاملاً متفاوته.

199
00:11:16.166 --> 00:11:19.541
شکنجه یعنی آزار دادن عمدیِ یه نفر دیگه

200
00:11:19.625 --> 00:11:23.041
واسه رسیدن به یه هدف
یا گذاشتنِ یه اثر معین.

201
00:11:23.125 --> 00:11:24.458
که اصلاً شامل حال تو نمی‌شه.

202
00:11:25.166 --> 00:11:28.791
خواهرت هیچ صنمی باهات نمی‌خواد ماری،
واسه همینه که باهات حرف نمی‌زنه.

203
00:11:28.875 --> 00:11:33.250
متأسفانه، پشیزی هم بهت اهمیت نمی‌ده.

204
00:11:34.000 --> 00:11:37.791
تو هم کلاً باهاش حرف نزن.
حتی یه کلمه هم بهش نگو.

205
00:11:38.375 --> 00:11:40.500
ببینیم بعدش کی اول دهنشو باز می‌کنه.

206
00:11:41.291 --> 00:11:42.833
خیلی رُک و پوست‌کنده، بدون پرده‌پوشی!

207
00:11:42.916 --> 00:11:44.583
«پاسخ پروفسور ورون به پرسش‌های شما»

208
00:11:44.666 --> 00:11:46.500
خیلی خب، بریم سراغ سوال بعدی،

209
00:11:46.583 --> 00:11:50.333
از طرف «مارسلو» از «مونته گرانده».

210
00:11:50.416 --> 00:11:54.708
پرسیده چطور باید با پسری رفتار کرد
که حرکات عجیب و غریب ازش سر می‌زنه.

211
00:11:54.791 --> 00:11:58.208
مثلاً، مدرسه نمی‌ره،
به اسباب‌بازی‌هاش لگد می‌زنه،

212
00:11:58.291 --> 00:11:59.791
و وقتی دعواش می‌کنن کلی کولی‌بازی درمیاره.

213
00:11:59.875 --> 00:12:02.750
خب، مشخصه که مشکلی داره، درسته؟
باید چیکار کنه؟

214
00:12:02.833 --> 00:12:04.208
احتمالاً مارسلو

215
00:12:04.291 --> 00:12:07.208
سرخوردگی‌ها و عقده‌های
شخصیشو آوار کرده رو سر بچه‌ش،

216
00:12:07.291 --> 00:12:10.583
که اولین و خطرناک‌ترینش اینه
که اصلاً بلد نیست تربیتش کنه.

217
00:12:11.333 --> 00:12:12.666
مارسلوی عزیز،

218
00:12:12.750 --> 00:12:16.083
ساعت سه بعدازظهر نشستی کونتو گذاشتی رو مبل

219
00:12:16.166 --> 00:12:18.833
و پیام می‌دی به یه برنامه‌ی تلویزیونی

220
00:12:18.916 --> 00:12:21.208
به این امید که یکی دیگه
بیاد گندکاریاتو حل کنه؟

221
00:12:21.291 --> 00:12:26.458
راهش این نیست. آدم باید خودش دست‌به‌کار بشه
و بزنه به دل مشکل.

222
00:12:26.541 --> 00:12:29.875
نمی‌خوام جوش بیارم. معذرت می‌خوام.
ممنون از سوالت. ارادتمند شما.

223
00:12:29.958 --> 00:12:30.958
سوال بعدی لطفاً.

224
00:12:33.125 --> 00:12:36.583
عصر بخیر سرکار خانم.
من «مارتین بوشار» هستم.

225
00:12:36.666 --> 00:12:38.625
سلام. بفرمایید تو.

226
00:12:40.958 --> 00:12:42.083
من شما رو می‌شناسم.

227
00:12:43.250 --> 00:12:45.041
تمام رمان‌هاتونو دارم.

228
00:12:47.583 --> 00:12:49.416
خوندینشون هم؟

229
00:12:49.916 --> 00:12:53.166
بله، خوندم. بفرمایید بنشینید.

230
00:12:59.708 --> 00:13:00.916
ببخشید که اینو مطرح می‌کنم،

231
00:13:01.000 --> 00:13:03.250
ولی صورتتون منو بدجوری یاد

232
00:13:03.333 --> 00:13:06.916
پرتره‌ی «جووانا تورنابونی»
اثر «دومنیکو گرلاندایو» می‌ندازه.

233
00:13:08.291 --> 00:13:10.166
لابد همه همیشه اینو بهتون می‌گن.

234
00:13:10.833 --> 00:13:12.875
نه، راستش ابداً.

235
00:13:14.125 --> 00:13:15.708
چند لحظه دیگه پذیراتون می‌شن.

236
00:13:16.250 --> 00:13:19.958
خیلی یهویی این اتفاق افتاد،
اصلاً دست و پامو گم کرده بودم.

237
00:13:20.041 --> 00:13:24.041
برات توضیح داد دلیلش
واسه این تصمیم چی بوده؟

238
00:13:24.125 --> 00:13:26.458
فقط مدام تکرار می‌کرد:
«باید درِ قفسو باز کنم.»

239
00:13:27.208 --> 00:13:28.708
«باید درِ قفسو باز کنم.»

240
00:13:28.791 --> 00:13:31.583
بهش گفتم: «کدوم قفس اوخنیو؟»
گفت: «قفس.»

241
00:13:32.791 --> 00:13:34.666
وقتی گذاشت رفت، از درون فرو ریختم،

242
00:13:34.750 --> 00:13:38.541
یه تنگی‌نفس و اضطراب وحشتناک ریخت توم.
گریه‌م بند نمی‌اومد.

243
00:13:39.041 --> 00:13:43.833
اون شب،
بدون اینکه حتی یدونه قرص بخورم خوابم برد.

244
00:13:43.916 --> 00:13:45.750
داغون و خسته بودم.

245
00:13:46.583 --> 00:13:51.333
و وقتی بعدِ نُه ساعت خوابِ یک‌کله
بیدار شدم، حسابی سرحال و شاداب بودم،

246
00:13:51.416 --> 00:13:56.500
انگار یه بار سنگین رو از
روی سینه‌م برداشته باشن.

247
00:13:57.708 --> 00:14:02.166
یه شادابی و نشاطی
داشتم که توصیف‌ناپذیر بود.

248
00:14:02.250 --> 00:14:04.291
یه فوران انرژیِ خالص.

249
00:14:04.375 --> 00:14:06.083
شوق شدید واسه انجام دادن کلی کار.

250
00:14:06.166 --> 00:14:09.166
نشستم پشت ماشین، بدون ذره‌ای ترس گاز دادم.

251
00:14:09.250 --> 00:14:12.416
توی خیابون «لیبرتادور» چراغ‌سبزا رو
یکی بعد از دیگری بدون توقف رد کردم،

252
00:14:12.500 --> 00:14:14.333
تنهای تنها با افکارم، بدون موزیک.

253
00:14:14.416 --> 00:14:15.541
شروع کردم به تخته‌گاز رفتن.

254
00:14:15.625 --> 00:14:18.708
شصت، هفتاد، هشتاد، آب خوردن بود برام!

255
00:14:18.791 --> 00:14:20.083
بعدشم نود کیلومتر بر ساعت!

256
00:14:20.166 --> 00:14:22.875
یه لحظه دستم خطا رفت،

257
00:14:22.958 --> 00:14:26.375
پیچیدم که به یه موتور نزنم،
زدم آینه‌بغل یکی دیگه رو داغون کردم،

258
00:14:26.458 --> 00:14:28.791
مرتیکه‌ی احمق سرم داد کشید:
«زنیکه‌ی سلیطه‌ی پیر!»

259
00:14:28.875 --> 00:14:32.666
منم گفتم: «به من چه ربطی
داره دست و پات چلاقه؟!»

260
00:14:33.458 --> 00:14:36.041
یارو زد زیر خنده و بند نمی‌اومد.

261
00:14:36.833 --> 00:14:39.083
بعد وقتی از ماشین پیاده شدم

262
00:14:39.166 --> 00:14:41.083
تا مدارک بیمه رو بهش بدم،

263
00:14:41.166 --> 00:14:42.416
از نزدیک نگاش کردم...

264
00:14:43.333 --> 00:14:45.166
مرتیکه خیلی هم جذاب و تیکه‌ای بود.

265
00:14:46.333 --> 00:14:47.750
خلاصه‌ش کنم برات؟

266
00:14:48.625 --> 00:14:49.583
کشوندمش پیش خودم خونه.

267
00:14:52.708 --> 00:14:57.458
خب، انگار قراره شاهد تولدِ
یه «مونیکا»ی جدید باشیم.

268
00:14:57.541 --> 00:15:00.958
عین برده‌ها باهاش تا کردم.
خیلی کیف داد.

269
00:15:02.291 --> 00:15:05.583
«مارتین بوشار - نویسنده و منتقد ادبی»

270
00:15:13.375 --> 00:15:15.125
- مارتین؟
- بله.

271
00:15:19.583 --> 00:15:20.583
خوشبختم.

272
00:15:21.083 --> 00:15:21.958
بفرمایید تو.

273
00:15:25.208 --> 00:15:26.291
چند سالته؟

274
00:15:26.375 --> 00:15:27.791
۵۷ سال.

275
00:15:28.291 --> 00:15:29.166
خیلی خب.

276
00:15:30.208 --> 00:15:31.458
وضعیت تأهل؟

277
00:15:31.541 --> 00:15:32.708
مجرد و راضی.

278
00:15:32.791 --> 00:15:34.541
- بچه داری؟
- نه.

279
00:15:37.250 --> 00:15:38.083
شغلت چیه؟

280
00:15:40.958 --> 00:15:41.916
چیه؟ چی شده مگه؟

281
00:15:42.000 --> 00:15:45.416
از بین این‌همه روان‌کاو تو بوئنوس آیرس،
شانس من خورد به تنها کسی که منو نمی‌شناسه.

282
00:15:46.375 --> 00:15:48.666
- دوست داری خودتو معرفی کنی؟
- معلومه.

283
00:15:48.750 --> 00:15:51.500
من مارتین بوشارم، نویسنده.

284
00:15:51.583 --> 00:15:55.333
چندین رمان چاپ کردم
که همگی با تحسین منتقدا روبرو شدن.

285
00:15:56.000 --> 00:15:58.041
حدس می‌زنم اهل رمان خوندن نیستی.

286
00:16:00.833 --> 00:16:02.541
نویسنده‌ای، عالیه.

287
00:16:06.000 --> 00:16:08.875
- فکر می‌کنی دلیلت واسه اومدن به اینجا چیه؟
- مستقیم رفتی سر اصل مطلب.

288
00:16:08.958 --> 00:16:10.083
آره. ببین مارتین،

289
00:16:10.166 --> 00:16:16.083
توی این مدل درمان‌ها،
زمان گران‌بهاترین سرمایه‌ست،

290
00:16:16.958 --> 00:16:19.791
که راستی همیشه هم کمه و به سختی گیر میاد.

291
00:16:19.875 --> 00:16:21.833
واسه همین پیشنهادم اینه،

292
00:16:21.916 --> 00:16:27.708
دعوتت می‌کنم که از این تایمِ محدودمون
نهایت استفاده رو ببریم. موافقی؟

293
00:16:29.125 --> 00:16:30.250
عالیه.

294
00:16:32.583 --> 00:16:33.583
عالیه.

295
00:16:34.916 --> 00:16:35.916
داری چیکار می‌کنی؟

296
00:16:36.000 --> 00:16:41.916
حرفات و لحن بیانت
بدجوری توجهمو جلب کرد.

297
00:16:42.000 --> 00:16:45.125
و فکر می‌کنی درآوردنِ دفترچه
و یادداشت کردنِ هرچی که می‌گم،

298
00:16:45.208 --> 00:16:47.708
استفاده‌ی درست از وقتِ محدودمونه؟

299
00:16:49.250 --> 00:16:51.583
خیلی خب.

300
00:16:52.083 --> 00:16:53.083
معذرت می‌خوام.

301
00:16:54.375 --> 00:16:56.375
حالا مایل هستی بگی واسه چی اومدی اینجا؟

302
00:16:56.458 --> 00:16:58.000
چرا اینجام؟

303
00:16:58.875 --> 00:17:01.083
دلیلش اینه که با عرق‌خوری
و الکل مشکل پیدا کردم.

304
00:17:02.416 --> 00:17:04.166
همیشه موقع نوشتن می‌نوشیدم،

305
00:17:04.250 --> 00:17:05.958
از وقتی خوندم ارنست همینگوی گفته:

306
00:17:06.041 --> 00:17:09.541
«مست و پاتیل بنویس،

307
00:17:09.625 --> 00:17:12.041
توی هشیاری ادیتش کن.»

308
00:17:12.125 --> 00:17:13.916
من تفننی یا تو مهمونیا لب به الکل نمی‌زنم.

309
00:17:14.000 --> 00:17:16.541
نوشیدن من کاملاً کاری و حرفه‌ایه.

310
00:17:16.625 --> 00:17:18.875
فقط واسه یه منظور می‌نوشم، اونم واسه نوشتن.

311
00:17:19.583 --> 00:17:22.750
کارنامه‌مم که نگا کنی، تا
الان خوب جواب داده برام.

312
00:17:23.250 --> 00:17:25.000
و از کِی به بعد دیگه جواب نمی‌ده؟

313
00:17:25.083 --> 00:17:26.416
راستش نمی‌دونم.

314
00:17:26.500 --> 00:17:29.875
تنها چیزی که می‌دونم اینه که ماه‌هاست
حتی نصف صفحه‌ی درست‌درمونم ننوشتم.

315
00:17:29.958 --> 00:17:32.041
واسه همین شروع کردم دوز الکلو بردم بالا.

316
00:17:32.125 --> 00:17:35.083
می‌نویسم و می‌نویسم و
می‌نویسم تا بیهوش بشم.

317
00:17:35.166 --> 00:17:38.833
فرداش که پا می‌شم و چرندیاتی که
نوشتمو می‌خونم، می‌بینم افتضاحه.

318
00:17:38.916 --> 00:17:40.166
یه چرخه‌ی لایتناهی و باطله.

319
00:17:40.250 --> 00:17:42.458
هرچی بیشتر می‌خورم، گندتر می‌نویسم.

320
00:17:43.916 --> 00:17:47.416
ولی به نظرت مشکل واقعیت چیه؟

321
00:17:47.500 --> 00:17:51.833
کلنجار رفتنت با الکله، یا
کلنجار رفتنت با نوشتن؟

322
00:17:52.500 --> 00:17:55.791
تو واسه هوسِ عرق‌خوری
نمی‌نوشی، می‌نوشی تا بنویسی.

323
00:17:55.875 --> 00:17:57.791
و این همون چیزیه که دیگه واست کار نمی‌کنه.

324
00:17:58.750 --> 00:17:59.958
منظورم اینه که...

325
00:18:01.000 --> 00:18:02.541
چرا اصلاً نوشتن رو نمی‌ذاری کنار؟

326
00:18:03.333 --> 00:18:05.916
اگه نوشتن رو ول کنی،
نوشیدنم خود‌به‌خود قطع می‌شه.

327
00:18:07.500 --> 00:18:09.458
ولی من نمی‌تونم دست از نوشتن بکشم.

328
00:18:10.041 --> 00:18:11.666
من «مارتین بوشار»ـم.

329
00:18:11.750 --> 00:18:16.041
مردم منتظر کارامن و توقع
دارن متنام شاهکار دربیاد.

330
00:18:16.708 --> 00:18:21.416
جایگاه و اعتبار مثل یه کارتیه
که مدام باید تمدیدش کنی.

331
00:18:24.041 --> 00:18:26.208
طبق قراردادی که با ناشر بستم،

332
00:18:26.291 --> 00:18:28.291
باید پارسال این رمانو تحویل می‌دادم.

333
00:18:29.291 --> 00:18:31.041
دو قسط پیش‌پرداختم جلوجلو گرفتم و خوردم.

334
00:18:31.541 --> 00:18:34.583
این قضیه‌ایه که فوراً باید
واسش یه چاره پیدا کنم.

335
00:18:34.666 --> 00:18:36.875
کاملاً درکت می‌کنم.

336
00:18:40.500 --> 00:18:41.708
خیلی خب، مارتین...

337
00:18:43.000 --> 00:18:44.791
من دیگه سوالی ندارم.

338
00:18:45.708 --> 00:18:47.166
واسه الان تا همین‌جا کافیه،

339
00:18:47.250 --> 00:18:50.250
مگه اینکه خودت سوالی
داشته باشی که بخوای بپرسی،

340
00:18:50.333 --> 00:18:52.000
یا نکته‌ای باشه که بخوای اضافه کنی.

341
00:18:52.083 --> 00:18:55.041
آره، می‌خوام تایم جلسات بعدی رو مشخص کنیم.

342
00:18:55.791 --> 00:18:57.833
نه، لزومی نداره عجله به خرج بدیم.

343
00:18:57.916 --> 00:19:01.125
منشیم «پائولا» تو همین
هفته باهات تماس می‌گیره

344
00:19:01.208 --> 00:19:03.125
تا بهت خبر بده که جلسات
رو ادامه می‌دیم یا نه.

345
00:19:05.166 --> 00:19:06.375
عجب! زهی خیال باطل!

346
00:19:09.750 --> 00:19:12.833
من قبلاً هم سر این موضوع
پیش چندتا روان‌شناس دیگه رفتم،

347
00:19:12.916 --> 00:19:15.833
و انگار همه‌تون سر و ته یه کرباسین.

348
00:19:15.916 --> 00:19:17.666
هیچ دردی رو دوا نمی‌کنین.

349
00:19:17.750 --> 00:19:20.875
یه مدتی بود کاراتو دنبال
می‌کردم، تو تلویزیون دیدمت.

350
00:19:20.958 --> 00:19:24.416
حتی توی همون مراسمی که
جایزه‌تو پس زدی هم تو سالن بودم.

351
00:19:24.500 --> 00:19:26.333
سخنرانیت رسماً مو به تنم سیخ کرد.

352
00:19:26.416 --> 00:19:28.416
با خودم گفتم: «خودِ جنسه.

353
00:19:28.500 --> 00:19:31.666
آدمش همینه.
اولیسس ورون باید بشه درمانگرم.»

354
00:19:31.750 --> 00:19:33.750
ولی بین حرف مفت زدن تا عمل کلی فاصله‌ست،

355
00:19:33.833 --> 00:19:37.083
وقتِ روبرو شدن با یه مشکل واقعی،
همه‌تون فقط زِر می‌زنین و خبری از عمل نیست.

356
00:19:37.166 --> 00:19:39.875
قضاوتت نمی‌کنم، نگران نباش.

357
00:19:39.958 --> 00:19:42.583
واسه خودت یه پرسونا
ساختی و به نظرم خیلی‌ام خوبه.

358
00:19:42.666 --> 00:19:44.791
مشکل از منه که ازت بت
ساختم و زیادی توقع داشتم.

359
00:19:45.958 --> 00:19:47.291
ممنون بابت وقتت.

360
00:19:52.125 --> 00:19:54.625
- برنج خریدی؟
- آره، فک کنم.

361
00:19:54.708 --> 00:19:56.500
- واجبه‌ها.
- جدی؟

362
00:19:56.583 --> 00:19:58.666
اگه دیر برسی خونه و
حوصله نداشته باشی غذا بپزی،

363
00:19:58.750 --> 00:20:01.250
پلو با پنیر و بیکن درست
می‌کنی. یه وعده‌ی عالی.

364
00:20:01.333 --> 00:20:02.666
عمراً من این کارو بکنم.

365
00:20:02.750 --> 00:20:04.375
تو همیشه دیر می‌رسی خونه.

366
00:20:04.458 --> 00:20:07.416
پیش خودت فکر می‌کنی من
با تن لَش و خسته برسم خونه

367
00:20:07.500 --> 00:20:09.083
بعد پاشم ریزوتو بپزم؟

368
00:20:09.708 --> 00:20:12.041
- کته‌پنیر که ریزوتو نیست.
- باشه بابا.

369
00:20:12.125 --> 00:20:13.833
تو اصلاً عمراً بتونی ریزوتو درست کنی.

370
00:20:13.916 --> 00:20:16.333
خیلی خب، مرسی از
این‌همه اعتمادی که بهم داری.

371
00:20:16.416 --> 00:20:18.875
بابا جدی می‌گم، نمی‌تونی هر روز
از بیرون زهر‌ماری سفارش بدی.

372
00:20:18.958 --> 00:20:21.000
باید تو یخچالت غذای تازه و خونگی باشه.

373
00:20:21.083 --> 00:20:23.250
از وقتی از اون خونه زدم بیرون،
سگه بهتر از تو غذا می‌خوره.

374
00:20:23.333 --> 00:20:24.666
حواسم به خودم هست، خیالت تخت.

375
00:20:24.750 --> 00:20:25.875
- اینو ببین.
- چیو؟

376
00:20:25.958 --> 00:20:27.208
«مارتین بوشار».

377
00:20:27.291 --> 00:20:30.583
- قبولش کردی مریضت بشه؟
- نه. یارو یه احمقِ به تمام معناست.

378
00:20:30.666 --> 00:20:32.375
چی؟ مگه احمق‌ها مشکل ندارن؟

379
00:20:32.458 --> 00:20:35.875
چرا، مشکلش همینه که کصخله، ولی
نمی‌دونم از پسِ کمک کردن بهش بربیام یا نه.

380
00:20:35.958 --> 00:20:37.958
چی؟ گوشام درست می‌شنوه؟

381
00:20:38.041 --> 00:20:41.916
پروفسور ورون داره اعتراف می‌کنه
مشکلاتی هست که تو حل کردنشون عاجزه!

382
00:20:42.750 --> 00:20:44.250
امروز یه روز تاریخیه.

383
00:20:44.750 --> 00:20:45.583
ولی خب...

384
00:20:50.166 --> 00:20:51.708
«مارتین بوشار»

385
00:20:51.791 --> 00:20:55.708
«نقصِ بی‌نقص»، «آغازِ دروغ»،
«قهرمانان موقت»، «آخرین نفر در فهرست»

386
00:21:23.166 --> 00:21:25.041
- اولیسس!
- بله؟

387
00:21:25.125 --> 00:21:26.958
شرمنده، آسانسور نداره.

388
00:21:29.041 --> 00:21:29.875
اشکال نداره.

389
00:21:39.041 --> 00:21:40.250
- چطوری؟
- ردیفم.

390
00:21:40.333 --> 00:21:41.750
خوبه، خوشحال شدم.

391
00:21:42.333 --> 00:21:43.708
- خودت چطوری؟
- خوبم.

392
00:21:43.791 --> 00:21:45.666
خب، یه طبقه‌ی دیگه مونده.

393
00:21:45.750 --> 00:21:46.666
باشه.

394
00:21:50.625 --> 00:21:51.916
راستش،

395
00:21:52.000 --> 00:21:54.708
فکر می‌کردم دست رد
بزنی به سینه‌م و قبولم نکنی.

396
00:21:54.791 --> 00:21:55.916
اشتباه فکر می‌کردی.

397
00:21:56.833 --> 00:21:58.625
- خیلی خوش اومدی.
- ممنون.

398
00:22:01.041 --> 00:22:02.750
- بفرما تو.
- خیلی خب.

399
00:22:02.833 --> 00:22:03.750
مشکلم همینه دیگه.

400
00:22:03.833 --> 00:22:06.666
متأسفانه مردم ازم حساب می‌برن و می‌ترسن.

401
00:22:06.750 --> 00:22:08.916
- خب یه اسم و رسمی واسه خودم دارم.
- آره.

402
00:22:09.000 --> 00:22:12.208
توی رابطه‌هام با زنا هیچ کم و کسری نداشتم.
کلاً اوضاعم خوب پیش رفته.

403
00:22:12.291 --> 00:22:17.083
این قضیه هم یه تصویر ترسناک و پرابهت
ازم می‌سازه، مخصوصاً واسه بقیه‌ی مردا.

404
00:22:17.583 --> 00:22:21.000
خب، خیالت تخت که این
داستانا رو من یکی اثر نداره.

405
00:22:21.083 --> 00:22:22.166
اینجوری خیلی بهتره.

406
00:22:22.666 --> 00:22:23.708
خونه‌ی قشنگیه.

407
00:22:24.208 --> 00:22:28.041
- چیزی میل داری برات بیارم؟
- نه دمت گرم، میل ندارم.

408
00:22:28.833 --> 00:22:34.333
قبل از اینکه شروع کنیم، می‌خوام
تکلیف حق‌الزحمه‌مو یکسره کنیم.

409
00:22:34.416 --> 00:22:35.500
آره، صد البته.

410
00:22:35.583 --> 00:22:37.541
هزینه‌ی هر جلسه صد دلاره.

411
00:22:37.625 --> 00:22:38.458
پشمام!

412
00:22:38.541 --> 00:22:39.791
ولی خب...

413
00:22:39.875 --> 00:22:43.500
تا اونجایی که دارم می‌بینم،
فکر نکنم برات مشکلی ایجاد کنه.

414
00:22:44.208 --> 00:22:45.791
ویوی خیلی قشنگی داره از اینجا.

415
00:22:45.875 --> 00:22:49.833
نه، با پرداختش مشکلی ندارم،
ولی یه خورده شورشو درنیاوردی؟

416
00:22:49.916 --> 00:22:52.250
قضیه کاملاً نسبیه، چون...

417
00:22:53.125 --> 00:22:58.541
به‌طور میانگین، یه روان‌کاو خوب
جلسه‌ای پنجاه دلار می‌گیره،

418
00:22:58.625 --> 00:23:01.833
با این حال ممکنه پنج سال
مدام فقط باهات فک بزنه.

419
00:23:01.916 --> 00:23:05.250
در حالی که درصد موفقیت من
توی حل مشکلات به مراتب بالاتره،

420
00:23:05.333 --> 00:23:10.750
بنابراین توی وقت و هزینه‌ت
کلی صرفه‌جویی می‌شه.

421
00:23:12.375 --> 00:23:14.000
چیه؟ حرفامو قبول نداری؟

422
00:23:15.083 --> 00:23:17.041
چرا، شرمنده.

423
00:23:17.125 --> 00:23:20.500
دست خودم نیست، فقط همه‌ش تو این فکرم
که چقدر با استایلت حال می‌کنم.

424
00:23:21.250 --> 00:23:24.666
کلماتی که انتخاب می‌کنی و لحن حرف زدنت.

425
00:23:24.750 --> 00:23:26.583
- دفعه‌ی قبلم همینو بهم گفتی.
- آره.

426
00:23:26.666 --> 00:23:29.500
با نرخ دستمزدی که گفتی
اوکیم. بریم سر اصل مطلب.

427
00:23:29.583 --> 00:23:32.666
عالیه. خواستم اولین جلسه
رو تو خونه‌ی تو برگزار کنیم،

428
00:23:32.750 --> 00:23:36.208
چون می‌خوام مو به مو و قدم به قدم
روال کارت رو بهم نشون بدی.

429
00:23:36.791 --> 00:23:37.625
از این طرف.

430
00:23:38.375 --> 00:23:39.208
خیلی خب.

431
00:23:40.083 --> 00:23:42.708
جادو دقیقاً اینجا اتفاق می‌افته.

432
00:23:42.791 --> 00:23:44.083
جادو؟

433
00:23:44.583 --> 00:23:45.625
آره.

434
00:23:46.416 --> 00:23:49.458
وقتی می‌نویسم،
صرفاً چندتا کلمه رو کنار هم قطار نمی‌کنم.

435
00:23:49.541 --> 00:23:53.791
من رسوخ می‌کنم تو روح مخاطب و وادارش می‌کنم
حس‌هایی رو تجربه کنه که خودم خلق کردم،

436
00:23:53.875 --> 00:23:56.875
هیچ کلمه‌ایم دقیق‌تر از
«جادو» به ذهنم نمی‌رسه.

437
00:23:56.958 --> 00:24:00.666
و دقیقاً چطوری این جادو رو پیاده می‌کنی؟

438
00:24:00.750 --> 00:24:05.375
من به عنوان یه جادوگر،
کلمات رو روی کاغذ نمیارم، احضارشون می‌کنم.

439
00:24:05.458 --> 00:24:09.958
کلماتی که تمام و کمال
رامِ اراده‌ی من نمی‌شن.

440
00:24:11.208 --> 00:24:14.166
جملاتی که عین گربه‌های وحشی
سرکشی می‌کنن و چنگ می‌ندازن.

441
00:24:15.000 --> 00:24:17.875
منظورم روالِ عملی و فیزیکی نوشتنت بود.

442
00:24:17.958 --> 00:24:19.375
آها... نه، ببخشید.

443
00:24:19.458 --> 00:24:21.166
من کاملاً سنتی کار می‌کنم.

444
00:24:21.250 --> 00:24:22.500
اینم چوب جادوی منه.

445
00:24:23.125 --> 00:24:24.333
این دفترچه‌ها رو سیاه می‌کنم،

446
00:24:24.416 --> 00:24:26.916
بعد می‌نشینم تایپشون می‌کنم تو سیستم
و حین تایپم ادیتشون می‌کنم.

447
00:24:27.000 --> 00:24:28.583
خیلی خب.

448
00:24:28.666 --> 00:24:30.375
این پروسه رو عوضش می‌کنیم، افتاد؟

449
00:24:30.458 --> 00:24:33.333
از الان به بعد، دیگه از چوب جادو خبری نیست.

450
00:24:34.000 --> 00:24:36.958
می‌خوام مستقیماً پشت سیستم بنویسی.

451
00:24:37.041 --> 00:24:38.250
ولی آخه چرا؟

452
00:24:38.333 --> 00:24:42.125
چون ناخودآگاه داری به فُرم و ابزار
کار بیشتر از خودِ محتوا بها می‌دی،

453
00:24:42.208 --> 00:24:45.583
در صورتی که هیچی مهم‌تر از
خروجی و نتیجه‌ی نهایی نیست.

454
00:24:45.666 --> 00:24:46.791
فهمیدم.

455
00:24:46.875 --> 00:24:48.583
تاحالا این شکلی بهش نگاه نکرده بودم.

456
00:24:48.666 --> 00:24:50.458
و از کِی شروع می‌کنی به بالا انداختن؟

457
00:24:51.291 --> 00:24:54.250
معمولاً بعد شام، البته
اگه شامی در کار باشه.

458
00:24:54.333 --> 00:24:57.541
اول یه گیلاس می‌زنم بر بدن،
بعد میام پشت میز تا کار کنم.

459
00:24:57.625 --> 00:24:58.625
مشکلی باهاش داری؟

460
00:24:58.708 --> 00:25:01.500
نه، عالیه. همین فرمونو برو جلو.

461
00:25:01.583 --> 00:25:03.375
اول مستی و عرق‌خوری، بعد نوشتن.

462
00:25:03.458 --> 00:25:04.416
- حله.
- عالیه.

463
00:25:04.500 --> 00:25:08.166
ولی واسه جلسه‌ی بعدی،
می‌خوام همین‌جا قرار بذاریم،

464
00:25:08.250 --> 00:25:11.375
دقیقاً تو همون تایمی که طبق عادتت می‌نویسی.

465
00:25:11.458 --> 00:25:12.833
ولی اون موقع که خروس‌خوانِ نصفه‌شبه.

466
00:25:12.916 --> 00:25:15.166
آره، ولی همون‌طور که بهت گفتم،

467
00:25:15.250 --> 00:25:21.125
می‌خوام تو دلِ پروسه‌ی نوشتن
و خلق اثرت باهات همراه باشم.

468
00:25:22.750 --> 00:25:24.291
خیلی جالبه.

469
00:25:24.375 --> 00:25:27.166
من فکر می‌کردم کل جلسات روان‌کاوی
قراره زر زدن راجع به ننه بابا باشه.

470
00:25:27.250 --> 00:25:29.333
پدر و مادرت موقع نوشتن کنارت حاضرن؟

471
00:25:29.416 --> 00:25:30.833
نه، به رحمت خدا رفتن.

472
00:25:30.916 --> 00:25:32.458
پس پشیزی هم برام اهمیتی ندارن.

473
00:25:37.375 --> 00:25:40.250
بهم بگو، اعتماد از نظر تو
یعنی چی؟ به زبون خودت بگو.

474
00:25:43.125 --> 00:25:45.666
یعنی وقتی یه نفر می‌دونه،

475
00:25:46.458 --> 00:25:48.958
یا حداقل تا حدودی مطمئنه

476
00:25:49.041 --> 00:25:55.666
که طرف مقابل کاری نمی‌کنه که این نخواد،
یا اینکه بهش آسیبی نمی‌زنه.

477
00:25:55.750 --> 00:25:58.041
الان این شامل حال منم می‌شه مثلاً؟

478
00:25:59.125 --> 00:26:01.166
آره، فکر کنم.

479
00:26:01.250 --> 00:26:03.375
- مطمئنی؟
- آره.

480
00:26:09.250 --> 00:26:10.458
پس اینو ببند به چشمات.

481
00:26:14.250 --> 00:26:15.750
داریم کجا می‌ریم؟

482
00:26:16.375 --> 00:26:19.041
رسیدیم دیگه، نگران نباش.

483
00:26:19.125 --> 00:26:20.375
از این‌ور.

484
00:26:20.458 --> 00:26:24.333
دستتو بیار جلو. بپا، پله جلو پاته. آفرین.

485
00:26:25.000 --> 00:26:26.041
کجاییم الان؟

486
00:26:27.916 --> 00:26:29.125
بهم اعتماد کن.

487
00:26:32.333 --> 00:26:33.250
رسیدیم.

488
00:26:43.291 --> 00:26:46.000
بهم اعتماد داشته باش. خیالت راحت.

489
00:26:46.583 --> 00:26:49.208
- فلورنسیا، این چه مسخره‌بازیه؟
- مامان؟

490
00:26:49.291 --> 00:26:51.416
چت شده؟ چرا چشم‌هاتو بستی؟

491
00:26:51.500 --> 00:26:52.375
آروم باشین.

492
00:26:52.458 --> 00:26:54.458
صبح بخیر سرکار خانم نورما.

493
00:26:54.541 --> 00:26:57.791
من «اولیسس ورون» هستم،
روان‌درمانگرِ فلورنسیا.

494
00:26:57.875 --> 00:27:00.458
روان‌درمانگر؟
از کِی تا حالا داری می‌ری پیش روان‌شناس؟

495
00:27:00.541 --> 00:27:05.166
جواب این سوال با منه.
اجازه می‌فرمایید چند دقیقه بیایم تو لطفاً؟

496
00:27:10.875 --> 00:27:12.416
- ممنونم.
- خواهش می‌کنم.

497
00:27:13.666 --> 00:27:16.416
سر درنمیارم. روان‌درمانی
دیگه چه صیغه‌ایه؟ واسه چی؟

498
00:27:16.500 --> 00:27:18.041
به چه دلیلی؟ این دختر که
هیچیش نیست، سر و مر و گنده‌ست.

499
00:27:18.125 --> 00:27:19.708
الان مشکلت چیه باز؟

500
00:27:19.791 --> 00:27:22.833
نورما، حرفی که الان می‌خوام بهت بزنم

501
00:27:22.916 --> 00:27:24.875
شاید به عنوان یه مادر شنیدنش
یکم برات سنگین تموم بشه،

502
00:27:24.958 --> 00:27:29.416
ولی بزرگ‌ترین معضلِ فلورنسیا
تو زندگی الان دقیقاً خودِ تویی.

503
00:27:29.500 --> 00:27:32.166
ببخشید؟! این مرتیکه چی
داره زر می‌زنه واسه خودش؟

504
00:27:32.250 --> 00:27:33.833
متأسفانه عین حقیقته.

505
00:27:34.416 --> 00:27:37.250
فلورنسیا می‌تونه سال‌ها بیاد
تو مطب بشینه و مخ منو بخوره،

506
00:27:37.333 --> 00:27:39.458
در صورتی که اون کسی که
واقعاً باید باهاش حرف بزنه تویی.

507
00:27:39.541 --> 00:27:43.083
واسه همینه که دارم از تکنیک
رویاروییِ مستقیم استفاده می‌کنم

508
00:27:43.166 --> 00:27:47.541
تا ببینم می‌تونه به این ترسِ
غیرمنطقیش غلبه کنه یا نه،

509
00:27:47.625 --> 00:27:49.916
ترسی که هر وقت می‌خواد باهات
رک حرف بزنه خِرِشو می‌گیره.

510
00:27:50.458 --> 00:27:51.916
الان بیشتر وحشت افتاد به جونم.

511
00:27:52.000 --> 00:27:55.041
واسه چی؟ چیزی واسه نگرانی وجود نداره.

512
00:27:55.125 --> 00:27:59.000
داریم در کمال آرامش گپ می‌زنیم.
هرچی ته دلته رو بریز بیرون.

513
00:27:59.750 --> 00:28:00.583
نه، اصلاً نمی‌تونم.

514
00:28:00.666 --> 00:28:01.708
باورم نمی‌شه!

515
00:28:01.791 --> 00:28:05.625
یعنی دختر من تا وقتی یکی تو کله‌ش چرت
و پرت فرو نکنه نمی‌تونه باهام حرف بزنه؟

516
00:28:07.625 --> 00:28:09.333
خیلی خب...

517
00:28:09.416 --> 00:28:13.250
از اونجایی که حدس
می‌زدم کار به اینجاها بکشه،

518
00:28:13.333 --> 00:28:14.625
خودم پیش‌دستی کردم و...

519
00:28:15.875 --> 00:28:17.916
یه متنی آماده کردم که بخونی.

520
00:28:18.000 --> 00:28:19.541
یه جورایی چکیده‌ی

521
00:28:20.291 --> 00:28:23.500
تمام حرفاییه که تو جلساتمون با من زدی.

522
00:28:23.583 --> 00:28:25.416
اینطوری بر و بر منو نگاه نکن، ریلکس باش.

523
00:28:25.500 --> 00:28:27.750
آروم بگیر، طوری نیست.

524
00:28:28.750 --> 00:28:30.500
عجله نکن.

525
00:28:46.166 --> 00:28:47.166
«مادر عزیزم،

526
00:28:48.833 --> 00:28:53.000
این کلمات رو سال‌ها پیش خودم قایم کردم،

527
00:28:53.083 --> 00:28:55.708
درست مثل گیلاس‌های کریستال قیمتی

528
00:28:55.791 --> 00:28:59.375
که فقط توی مناسبت‌های خاص درشون میاریم

529
00:28:59.458 --> 00:29:02.750
با اینکه می‌دونیم با یه بار دست
زدن بهشون ممکنه هزار تیکه بشن.»

530
00:29:02.833 --> 00:29:04.000
این چه کصشریه دیگه، تو رو خدا بس کنین.

531
00:29:04.083 --> 00:29:05.416
نورما، لطفاً.

532
00:29:05.500 --> 00:29:08.000
خیلی واجبه که بذاری راحت حرف دلشو بزنه.

533
00:29:09.250 --> 00:29:10.500
ادامه بده لطفاً.

534
00:29:10.583 --> 00:29:13.750
«نیش و کنایه‌های ریزت که
زیر نقاب شوخی قایمشون می‌کنی،

535
00:29:13.833 --> 00:29:19.041
عین سنجاق‌قفلی‌های مخفی
لای درز لباس می‌مونن.

536
00:29:19.125 --> 00:29:22.166
شاید به چشم نیان، ولی
بدجوری تن آدمو زخم می‌کنن.»

537
00:29:22.750 --> 00:29:26.583
«یادم دادی جوری ازت
بترسم که انگار از دریا می‌ترسم؛

538
00:29:26.666 --> 00:29:27.833
نه به خاطر عمقش،

539
00:29:27.916 --> 00:29:28.916
بلکه چون یقین دارم

540
00:29:29.000 --> 00:29:35.291
همیشه یه موجِ وحشی‌تر و گنده‌تر تو راهه
که منو بکشونه قعر آب.»

541
00:29:35.375 --> 00:29:36.666
من واقعاً همچین حرفایی زدم تو جلسات؟

542
00:29:36.750 --> 00:29:38.000
آره.

543
00:29:38.083 --> 00:29:42.083
یکم آرایه‌های ادبی و شاعرانگی
بهش اضافه شده تا مطلب بهتر جا بیفته،

544
00:29:42.166 --> 00:29:44.083
ولی آره، لُب کلامت دقیقاً همین بود.

545
00:29:45.458 --> 00:29:48.625
«با یه لبخند از بالا به پایین،
کِیف می‌کنی از اینکه پیش‌بینی کنی

546
00:29:48.708 --> 00:29:51.000
چقدر انتخابام قراره ریده باشن،

547
00:29:51.083 --> 00:29:53.625
انگار اثبات حقانیتت تنها
چیزیه که خوشحالت می‌کنه.

548
00:29:53.708 --> 00:29:57.666
واسه هر کاری که می‌کنم، تو همیشه
یه گزینه‌ی بهتر تو آستینت داری؛

549
00:29:57.750 --> 00:29:59.250
گزینه‌ای که واسه من محال و دست‌نیافتنیه،

550
00:29:59.333 --> 00:30:02.291
چون تو قبلاً قبلِ من، به‌خاطر من
و بدون حضور من انجامش دادی

551
00:30:02.375 --> 00:30:04.791
و حسی از بی‌عرضگی و حقارت
رو سرازیر می‌کنی تو وجودم.»

552
00:30:04.875 --> 00:30:06.666
- فلورنسیا، دیگه خفه‌شو بس کن!
- نورما!

553
00:30:10.250 --> 00:30:11.458
«تو بی‌عاطفه‌ای.»

554
00:30:11.541 --> 00:30:12.458
«بی‌عاطفه» دیگه چه کوفتیه؟

555
00:30:14.250 --> 00:30:15.583
سنگدل.

556
00:30:15.666 --> 00:30:17.083
آره، دقیقاً همینه.

557
00:30:17.166 --> 00:30:20.125
«تو بی‌عاطفه، دو رو و تحقیرکننده‌ای،

558
00:30:20.208 --> 00:30:22.833
یه خودشیفته‌ی حسود که
مدام در حال رقابتِ مریضی.

559
00:30:22.916 --> 00:30:26.125
پیوند عاطفی بین ما هم‌زمان هم
لکنتی و شکننده‌ست و هم خطرناک،

560
00:30:26.208 --> 00:30:27.791
ولی از همین امروز فاتحه‌ش خونده‌ست.

561
00:30:28.833 --> 00:30:30.750
از این به بعد، اگه فرمایشی داشتی،

562
00:30:30.833 --> 00:30:34.125
می‌تونی از طریق برادرام
یا پروفسور ورون بهم بگی.

563
00:30:34.208 --> 00:30:36.916
شماره تماس و ایمیلشو برات می‌ذارم.

564
00:30:37.000 --> 00:30:39.916
با کمال احترام، فلورنسیا.»

565
00:30:41.083 --> 00:30:42.333
یه نکته‌ی حاشیه‌ای هم هست،

566
00:30:42.416 --> 00:30:45.458
اینم بهت می‌گم چون هیچ بی‌همه‌چیز
دیگه‌ای جرئت نمی‌کنه بهت بگه:

567
00:30:45.541 --> 00:30:48.208
فکر کنم مشکل حاد بوی گندِ دهن داری.

568
00:30:48.291 --> 00:30:51.583
یه سر پیش دندون‌پزشک یا
دکتری چیزی برو، نمی‌دونم والا.

569
00:30:54.500 --> 00:30:56.750
خیلی خب نورما، حدس می‌زنم...

570
00:30:57.875 --> 00:31:02.333
نیاز به زمان داری تا رو تموم چیزایی که
شنیدی فکر کنی و هضمشون کنی، پس...

571
00:31:02.416 --> 00:31:06.541
مرسی بابت قهوه، گرچه کوفتمون شد.

572
00:31:06.625 --> 00:31:07.583
با اجازه‌تون.

573
00:31:09.541 --> 00:31:10.666
آره، از این‌ور.

574
00:31:11.500 --> 00:31:13.166
خداحافظ مامان. دوستت دارم.

575
00:31:23.541 --> 00:31:30.541
♪ «من سرکشم،
چون دنیا اینطوری بارم آورد،

576
00:31:31.291 --> 00:31:36.625
♪ چون هیچ‌وقت گرمای عشقو نچشیدم،

577
00:31:36.708 --> 00:31:42.125
♪ و صدام هیچ‌وقت شنیده نشد...

578
00:31:42.791 --> 00:31:49.791
♪ من سرکشم چون همیشه و بی‌دلیل

579
00:31:49.875 --> 00:31:55.208
♪ دست رد زدن به سینه‌م،

580
00:31:55.291 --> 00:32:00.083
♪ و جز درک نشدن هیچی ندیدم...

581
00:32:01.125 --> 00:32:06.208
♪ کاش مثل اون بچه بودم،

582
00:32:06.291 --> 00:32:07.250
♪ مثل اون مَرد...»

583
00:32:09.375 --> 00:32:11.125
- عصر بخیر.
- سلام، بفرما تو.

584
00:32:11.208 --> 00:32:12.875
- غذای چینی گرفتم.
- به‌به، عالیه.

585
00:32:12.958 --> 00:32:15.333
- غذای چینی دوست داری؟
- آره، دستت درد نکنه، خیلی زیاد.

586
00:32:15.416 --> 00:32:18.625
- راحت باش خونه خودته.
- حتماً، مرسی.

587
00:32:25.583 --> 00:32:28.625
این غذا جزو همون ویزیت صد دلاریه،
یا پولشو جدا می‌کشی روم؟

588
00:32:28.708 --> 00:32:30.083
شام روش حسابه، مهمون خودمی.

589
00:32:30.166 --> 00:32:31.041
همه‌چیز روشه.

590
00:32:38.708 --> 00:32:40.250
همیشه شراب می‌زنی؟

591
00:32:40.833 --> 00:32:42.833
اولش با شراب استارت می‌زنم

592
00:32:43.375 --> 00:32:45.708
تا تنم شل بشه و وا برم،

593
00:32:45.791 --> 00:32:47.541
بعد می‌رم سراغ تکیلا.

594
00:32:47.625 --> 00:32:48.500
تکیلا.

595
00:32:50.958 --> 00:32:52.041
چه ساعتی این کارو می‌کنی؟

596
00:32:53.750 --> 00:32:56.166
همین موقع‌ها.

597
00:32:56.250 --> 00:32:57.833
حتی اگه شام نخورده باشم.

598
00:32:57.916 --> 00:33:01.708
با چند پیک شراب شروع می‌کنم
و بعدش تکیلا رو سر می‌کشم.

599
00:33:02.458 --> 00:33:06.208
چرا صاف نریم سراغ تکیلا؟
یعنی شامم که خوردیم، مگه نه؟

600
00:33:08.500 --> 00:33:10.541
- مستقیم بریم رو فاز تکیلا.
- بریم.

601
00:33:20.250 --> 00:33:21.083
این چیه؟

602
00:33:21.166 --> 00:33:22.625
می‌خوام زمان بگیرم.

603
00:33:22.708 --> 00:33:26.000
می‌خوام دقیقاً دستم بیاد
پروسه‌ی خلاقیتت چقدر طول می‌کشه،

604
00:33:26.083 --> 00:33:27.708
ولی فرض کن من اصلاً اینجا نیستم.

605
00:33:27.791 --> 00:33:29.333
پس تکیلا نمی‌خوری؟

606
00:33:29.416 --> 00:33:33.000
چرا. با همدیگه می‌زنیمش. آره.

607
00:33:35.208 --> 00:33:39.375
واسه من،
تکیلا یه جورایی شنگولم می‌کنه.

608
00:33:39.458 --> 00:33:42.208
همون‌قدری که شارژ بشم و استارت کارو بزنم.

609
00:33:43.166 --> 00:33:46.458
البته اگه زیاده‌روی کنم کله‌پا می‌شم.

610
00:33:47.375 --> 00:33:50.250
ولی واسه من محرکِ ایده‌آلیه.

611
00:33:51.083 --> 00:33:52.208
به سلامتیت.

612
00:33:52.291 --> 00:33:55.375
یه خورده اینجا گرم نیست به نظرت؟
می‌تونیم پنجره‌ها رو باز کنیم.

613
00:33:55.458 --> 00:33:56.458
نه.

614
00:33:57.291 --> 00:33:58.333
من اوکیم.

615
00:34:02.666 --> 00:34:04.791
کِی نوشتن رو شروع می‌کنی؟

616
00:34:04.875 --> 00:34:06.833
کی گفته الان نمی‌نویسم؟

617
00:34:06.916 --> 00:34:08.125
دارم اینجا تو کله‌م می‌نویسم.

618
00:34:08.208 --> 00:34:10.916
لازم نیست حتماً انگشتامو
تکون بدم و کلیک کنم...

619
00:34:11.000 --> 00:34:12.416
حالا اصلاً چیزی نوشتی؟

620
00:34:12.500 --> 00:34:15.625
نه. استعاره‌ای گفتم.
ذهنم کاملاً خالیه.

621
00:34:15.708 --> 00:34:18.875
شاید نیاز به یه هُلِ کوچیک داری، ها؟

622
00:34:18.958 --> 00:34:20.833
شاید.

623
00:34:23.916 --> 00:34:25.791
به سلامتیِ این هُل کوچیکه!

624
00:34:30.291 --> 00:34:31.125
یه پیک دیگه.

625
00:34:34.458 --> 00:34:36.375
این دیگه هُل دادن نیست، زیرپا کشیدنه!

626
00:36:04.500 --> 00:36:05.708
یه بغلِ دلی.

627
00:36:05.791 --> 00:36:08.583
آره، ولی آروم باش.

628
00:36:08.666 --> 00:36:10.291
بغل کن دیگه. مگه چیه؟

629
00:36:10.375 --> 00:36:13.375
نه، طوری نیست.

630
00:36:13.458 --> 00:36:16.000
طوری نیست. باید کار کنیم، باشه؟

631
00:36:16.583 --> 00:36:18.291
- ولی...
- آره.

632
00:36:20.083 --> 00:36:21.375
دیروقته دیگه.

633
00:36:22.208 --> 00:36:24.041
- حق با توئه.
- شروع کنیم؟

634
00:36:26.916 --> 00:36:28.500
- بریم سر کار.
- بزن بریم.

635
00:36:30.791 --> 00:36:32.333
یواش. آروم‌آروم.

636
00:36:37.333 --> 00:36:38.291
خوبه.

637
00:36:39.250 --> 00:36:40.333
باریکلا.

638
00:36:41.041 --> 00:36:43.333
باریکلا. بیا اینجا. بشین.

639
00:36:44.375 --> 00:36:45.750
اینطوری.

640
00:36:45.833 --> 00:36:47.750
خوبه. دست‌به‌کار شو.

641
00:36:50.708 --> 00:36:53.083
- نمی‌دونم بهت گفتم یا نه.
- چیو؟

642
00:36:53.166 --> 00:36:55.833
- این کارایی که می‌کنی رو.
- چیو؟

643
00:36:56.750 --> 00:36:58.458
- دمت گرم بابت کارایی که می‌کنی.
- خیلی خب.

644
00:36:58.541 --> 00:37:00.541
شروع کن. یالا.

645
00:37:31.208 --> 00:37:32.291
مارتین.

646
00:37:34.166 --> 00:37:35.333
منم.

647
00:37:35.416 --> 00:37:36.625
سکته‌م دادی.

648
00:37:36.708 --> 00:37:38.458
آره. آروم باش، نترس.

649
00:37:39.208 --> 00:37:41.583
- ساعت چنده؟
- خیلی دیره.

650
00:37:43.375 --> 00:37:45.500
اینطوری. بیا اینجا.

651
00:37:45.583 --> 00:37:46.750
همین‌جا.

652
00:38:09.875 --> 00:38:14.791
«کلیدسازی»

653
00:38:19.750 --> 00:38:21.792
فقط همین یدونه کلیدو
می‌خواین یا همه‌ی دسته‌کلید رو؟

654
00:38:21.804 --> 00:38:22.625
همه‌ی دسته‌کلید رو.

655
00:38:22.708 --> 00:38:23.541
باشه.

656
00:38:32.125 --> 00:38:33.875
- صبح بخیر.
- ساعت چنده؟

657
00:38:34.666 --> 00:38:36.208
اینو بخور، سر حالت میاره.

658
00:38:38.333 --> 00:38:39.333
مرسی.

659
00:38:40.625 --> 00:38:42.500
می‌خوای بمونی یه خرده استراحت کنی؟

660
00:38:42.583 --> 00:38:44.541
حواست باشه، تکیلا نامرده بدجوری می‌گیره.

661
00:38:44.625 --> 00:38:46.583
نه دمت گرم، کلی کار رو سرم ریخته.

662
00:38:48.083 --> 00:38:51.208
«مارتین بوشار - آغازِ دروغ»

663
00:39:00.541 --> 00:39:01.625
بابا.

664
00:39:01.708 --> 00:39:02.875
جانِ دلم.

665
00:39:03.625 --> 00:39:06.333
می‌تونم ازت بخوام یه
ساعت کسی خلوتمو بهم نزنه؟

666
00:39:06.416 --> 00:39:07.583
باید تمرکز کنم.

667
00:39:07.666 --> 00:39:09.791
- ولی «ایتوربیده» بیرونه.
- «ایتوربیده»؟

668
00:39:09.875 --> 00:39:13.166
ایتوربیده دیگه، آره. جلسه‌ی دومشه،
ده دقیقه‌ست نشسته منتظر.

669
00:39:15.166 --> 00:39:16.875
- الان پذیراتون می‌شن.
- ممنون.

670
00:39:20.458 --> 00:39:23.041
پائولا، بعد از این آقا نوبت کیه؟

671
00:39:24.500 --> 00:39:25.333
پیترسن.

672
00:39:25.416 --> 00:39:28.583
کنسلش کن لطفاً.
نگرانم نباش، خودتم می‌تونی بری.

673
00:39:29.166 --> 00:39:31.125
چی؟ مگه قرار نبود با هم بریم شام بخوریم؟

674
00:39:31.208 --> 00:39:33.875
چرا، شرمنده، ولی یه کاری پیش اومد.

675
00:39:33.958 --> 00:39:35.208
بیام تو؟

676
00:39:35.291 --> 00:39:36.458
یه لحظه...

677
00:39:37.666 --> 00:39:39.041
- اسمت «کلودیو»ئه دیگه؟
- آره.

678
00:39:39.125 --> 00:39:43.541
ببین کلودیو،
داشتم روی یه سیستم کاری جدید کار می‌کردم

679
00:39:43.625 --> 00:39:47.916
که مراجعامو به دو دسته‌ تقسیم می‌کنه:
«م‌ق‌ح» و «ب‌م».

680
00:39:48.000 --> 00:39:49.583
«م‌ق‌ح» یعنی چی؟

681
00:39:49.666 --> 00:39:51.166
«مشکلِ قابل حل».

682
00:39:51.250 --> 00:39:53.958
«ب‌م» هم یعنی: «بی‌مشکل».

683
00:39:54.041 --> 00:39:57.916
و تو، که خبر خیلی خوبیه برات،

684
00:39:58.000 --> 00:40:01.750
می‌افتی تو دسته‌ی «ب‌م»، یعنی «بی‌مشکل»!

685
00:40:01.833 --> 00:40:05.291
واسه همین بهت توصیه می‌کنم
کلاً قید روان‌درمانی رو بزنی.

686
00:40:06.833 --> 00:40:09.708
ولی ما کلاً یه جلسه بیشتر نداشتیم.

687
00:40:09.791 --> 00:40:12.125
اصلاً نذاشتی دردمو برات توضیح بدم.

688
00:40:13.166 --> 00:40:14.375
مشکلت چیه کلودیو؟

689
00:40:15.375 --> 00:40:17.333
چیه؟ همونی که هفته‌ی پیش بهم گفتی؟

690
00:40:18.250 --> 00:40:21.708
اینکه می‌خوای کارتو ول
کنی و بشی درامرِ گروه،

691
00:40:21.791 --> 00:40:24.583
چون «قطار فقط یه بار از ایستگاه رد می‌شه»؟

692
00:40:26.333 --> 00:40:29.791
اصلاً اینطور نیست. این فقط یه جمله‌ی کصشره
که مردم تکرار می‌کنن و ذره‌ای معنی نداره.

693
00:40:29.875 --> 00:40:31.166
خودت فکرشو بکن.

694
00:40:31.250 --> 00:40:34.958
چه شرکت قطارِ تخمی‌ای می‌شد
اگه قطارش کلاً یه‌بار بیشتر رد نمی‌شد!

695
00:40:35.041 --> 00:40:37.875
قطار هر روز، هر لحظه داره رد می‌شه.

696
00:40:37.958 --> 00:40:41.791
تو هم رد شدنشو جلو چشمت می‌بینی
ولی سوارش نمی‌شی. می‌دونی چرا؟

697
00:40:41.875 --> 00:40:45.083
چون آدم باهوشی هستی،
و فهمیدی یه دلیلی داشته

698
00:40:45.166 --> 00:40:48.875
که نصف عمرت رو به جای طبل
زدن، پشت میز اداره سر کردی؛

699
00:40:48.958 --> 00:40:50.708
حتی اگه این موضوع سرخورده و کلافت بکنه.

700
00:40:52.125 --> 00:40:54.875
هیچ راهی واسه رهایی دائمی
از سرخوردگی وجود نداره،

701
00:40:54.958 --> 00:40:57.000
اصلاً واسه همینه که اسمش سرخوردگیه،
وگرنه که دیگه سرخوردگی نبود.

702
00:40:57.083 --> 00:40:58.750
ولی خب...

703
00:40:58.833 --> 00:41:01.083
لازم نیست پول جلسه‌ی امروز رو بدی،

704
00:41:01.166 --> 00:41:03.083
هفته‌ی بعدم لازم نیست برگردی.

705
00:41:03.166 --> 00:41:04.791
ممنون، خیلی لطف کردی.

706
00:41:04.875 --> 00:41:07.666
زندگی خوبی داشته باشی. تو همین الانشم بردی.

707
00:41:11.416 --> 00:41:12.875
بهت تبریک می‌گم کلودیو.

708
00:41:12.958 --> 00:41:15.500
قوی بمون، باشه؟ محکم باش. جا نزن.

709
00:43:22.250 --> 00:43:24.083
سلام بابا.

710
00:43:24.166 --> 00:43:27.166
نمی‌خواستم چیزی بهت بگم،
چون وقتی بی‌هوا شاممونو کنسل کردی،

711
00:43:27.250 --> 00:43:29.666
حس کردم حرفایی که می‌خواستم
بهت بزنم پشیزی برات ارزش نداره.

712
00:43:29.750 --> 00:43:33.541
ولی یاد گرفتم ازت دلخور نشم،
چون اخلاقت همینه دیگه.

713
00:43:33.625 --> 00:43:36.583
چیزی که امروز می‌خواستم بهت بگم این بود
که دلم می‌خواد یه نفرو بهت معرفی کنم.

714
00:43:36.666 --> 00:43:37.833
اسمش «تیاگو»ئه،

715
00:43:37.916 --> 00:43:41.500
نمی‌خوام برچسبی روی رابطه‌مون بذارم،
ولی اونقدری برام مهمه

716
00:43:41.583 --> 00:43:45.750
که بیام برات
این ویسِ فوق‌العاده خجالت‌آور رو بفرستم.

717
00:43:45.833 --> 00:43:47.833
و... همین دیگه.

718
00:43:47.916 --> 00:43:49.208
می‌خوام ببینیش.

719
00:43:49.291 --> 00:43:50.958
خیلی خب، فعلاً.

720
00:44:00.375 --> 00:44:03.041
سلام قربونت برم. حالت چطوره؟

721
00:44:03.125 --> 00:44:06.416
من اینجام، بعدِ یه روزِ
سگی دارم می‌رم کپه‌مو بذارم.

722
00:44:06.500 --> 00:44:10.416
«آماندا» رو بردم گردوندمش
و الانم تو تخت ولو شدم.

723
00:44:10.500 --> 00:44:11.916
آره، صد البته.

724
00:44:12.000 --> 00:44:14.125
هیچ مشکلی ندارم
اگه دلت می‌خواد یکی رو بهم معرفی کنی.

725
00:44:14.208 --> 00:44:17.166
تو که برنامه‌ی منو
خیلی بهتر از خودِ من حفظی، پس...

726
00:44:17.750 --> 00:44:20.125
می‌تونیم یه وقت مناسب جور کنیم،

727
00:44:20.208 --> 00:44:22.333
اگه خواستی خونه شام بخوریم،

728
00:44:22.416 --> 00:44:24.125
یه کمم با هم گپ بزنیم.

729
00:44:24.208 --> 00:44:26.791
دوستت دارم. می‌بوسمت. خوب بخوابی.

730
00:45:50.625 --> 00:45:52.166
«فصل اول»

731
00:46:19.958 --> 00:46:21.375
بزنم.

732
00:46:22.375 --> 00:46:24.541
محکم بزن تو شکمم. دردم نمیاد. آماده‌ام.

733
00:46:24.625 --> 00:46:26.041
بزن!

734
00:46:26.125 --> 00:46:27.333
محکم‌تر!

735
00:46:27.416 --> 00:46:28.666
اصلاً دردم نمیاد!

736
00:46:28.750 --> 00:46:30.916
هرچقدر دوست داری بزن! حسش نمی‌کنم!

737
00:46:31.000 --> 00:46:33.041
خوبه. عالیه!

738
00:46:33.125 --> 00:46:36.541
دیگه بسه. این تمرینا فقط واسه
دفاع شخصیه، اصلاً واسه...

739
00:46:36.625 --> 00:46:38.208
- حمله نیست.
- آفرین.

740
00:46:39.958 --> 00:46:42.833
- ایول، معرکه بود.
- دستت درد نکنه واسه همه‌چی.

741
00:46:42.916 --> 00:46:45.333
- تا دفعه‌ی بعد. فعلاً قهرمان!
- خداحافظ.

742
00:46:47.958 --> 00:46:49.416
- مارتین.
- راستش...

743
00:46:51.125 --> 00:46:53.125
حسابی غافلگیر شدم.

744
00:46:54.333 --> 00:46:58.083
یادمه مثل همیشه هیچ پیشرفتی نداشتم.

745
00:46:58.166 --> 00:47:02.916
کلافه شدم و زدم تو خط افراط تو عرق‌خوری،
بعدشم دیگه چیز زیادی یادم نمیاد.

746
00:47:03.000 --> 00:47:06.208
تا اونجاش، یه شب کاملاً معمولی بود،
درست مثل همونی که خودت دیدی.

747
00:47:06.291 --> 00:47:07.833
ولی فرداش،

748
00:47:07.916 --> 00:47:11.916
وقتی نشستم پشت سیستم و
متنی که نوشته بودم رو خوندم،

749
00:47:12.500 --> 00:47:14.333
پشمام ریخت!

750
00:47:15.000 --> 00:47:16.291
یه چیز دندون‌گیر از آب دراومده بود.

751
00:47:16.375 --> 00:47:18.958
نه، دقیقاً برعکس. اصلاً خودمو نمی‌شناختم.

752
00:47:20.250 --> 00:47:21.625
می‌دونی چی نوشته بودم؟

753
00:47:21.708 --> 00:47:24.791
نوشته بودم راجع به مردی که یه
شبه کل زندگیشو می‌ذاره و می‌ره

754
00:47:24.875 --> 00:47:27.500
تا تک و تنها وسط جنگل زندگی کنه،

755
00:47:27.583 --> 00:47:30.166
تنها با افکارش.

756
00:47:30.250 --> 00:47:33.125
یه چیز کاملاً روشنفکری و پر از زر مفت،

757
00:47:33.208 --> 00:47:38.000
بدون ذره‌ای ریتم. کُند، کسل‌کننده،
تاریخ‌مصرف‌گذشته و مزخرف.

758
00:47:38.083 --> 00:47:40.333
- کی تخمشم می‌ده همچین چیزی بخونه آخه؟
- من.

759
00:47:42.333 --> 00:47:45.083
منظورم اینه که طبق همین چندتا نکته‌ی کوتاهی
که گفتی،

760
00:47:45.750 --> 00:47:47.708
به نظرم جذاب میاد.

761
00:47:47.791 --> 00:47:50.541
آره، ولی خب تابلوئه که
اهل کتاب خوندن نیستی.

762
00:47:51.125 --> 00:47:55.458
با چه استدلالی می‌خوای ایده‌ای
که یهویی به ذهنت رسیده رو بکوبی،

763
00:47:55.541 --> 00:47:58.375
شاید شروع یه اتفاق عالی باشه؟

764
00:47:58.458 --> 00:48:02.000
اصلاً چرا باید گوزِ یه مردی که تو
جنگل زندگی می‌کنه واسم مهم باشه؟

765
00:48:02.083 --> 00:48:05.583
نویسنده باید از چیزی
بنویسه که بهش اشراف داره.

766
00:48:05.666 --> 00:48:09.875
می‌دونم بی‌رحم‌ترین منتقدِ خودمم،
واسه همینه که به این جایگاه رسیدم.

767
00:48:10.416 --> 00:48:13.500
ولی باید رو چیزی تمرکز کنم که می‌شناسمش.

768
00:48:14.083 --> 00:48:14.958
مگه نه؟

769
00:48:15.041 --> 00:48:17.250
ایده‌های ناب اینطوری متولد می‌شن.

770
00:48:25.875 --> 00:48:28.791
«می‌دونم بی‌رحم‌ترین منتقد خودمم.»

771
00:48:32.708 --> 00:48:34.791
پیش خودت چه گهی فکر کردی بوشار؟

772
00:49:20.375 --> 00:49:22.916
می‌تونم باهات رک باشم؟

773
00:49:25.625 --> 00:49:28.375
واسه اولین بار بعد از یه مدت خیلی طولانی،

774
00:49:28.458 --> 00:49:33.125
یه چیزی نوشتم که واقعاً ارزش خوندن داره.

775
00:49:33.833 --> 00:49:36.666
البته فعلاً فقط پیش‌نویس اولشه.

776
00:49:36.750 --> 00:49:38.583
هنوز چکش‌کاری لازم داره،

777
00:49:38.666 --> 00:49:41.625
ولی روی یه ایده‌ی معرکه بنا شده.

778
00:49:41.708 --> 00:49:43.625
امضای سبکِ خودِ «بوشار» پاش خورده.

779
00:49:44.416 --> 00:49:45.791
می‌دونی داستان راجع به چیه؟

780
00:49:46.375 --> 00:49:47.375
نه. راجع به چیه؟

781
00:49:47.458 --> 00:49:51.000
داستانِ یه روان‌درمانگره،
ولی نه یه درمانگرِ معمولی.

782
00:49:51.083 --> 00:49:55.166
این یارو تصمیم می‌گیره مشکلات مریضاشو

783
00:49:55.250 --> 00:49:56.541
به صورت زیرجلکی و مخفیانه حل کنه.

784
00:49:56.625 --> 00:50:01.166
مثلاً، یه مریضی داره که
جرئت نمی‌کنه شوهرشو ول کنه،

785
00:50:01.250 --> 00:50:06.208
این روان‌درمانگره پا می‌شه
می‌ره شوهر زنه رو تعقیب می‌کنه،

786
00:50:06.291 --> 00:50:08.833
گیرش می‌ندازه و خرخره‌شو
می‌گیره تیغش می‌زنه

787
00:50:08.916 --> 00:50:12.000
تا کاری کنه خودِ شوهره زنه رو ول کنه،

788
00:50:12.083 --> 00:50:14.000
با این توهم که کارش به نفعِ جفتشونه!

789
00:50:14.916 --> 00:50:16.125
جالبه.

790
00:50:16.208 --> 00:50:18.500
نمونه‌ی بارز یه روانی و سایکوپاته.

791
00:50:19.833 --> 00:50:22.125
باید توی به کار بردن
این کلمه یکم احتیاط کنی.

792
00:50:22.208 --> 00:50:26.041
اختلال شخصیت سایکوپاتی
فوق‌العاده پیچیده‌ست، خیلی پیچیده.

793
00:50:26.125 --> 00:50:28.708
نمی‌شه به این راحتی روش برچسب زد.

794
00:50:29.416 --> 00:50:31.458
خودت که می‌فهمی منظورم چیه.

795
00:50:32.000 --> 00:50:34.875
این یارو تمام جون و انرژی‌شو وقف کارش کرده.

796
00:50:34.958 --> 00:50:36.500
نه رفیقی داره،

797
00:50:36.583 --> 00:50:38.333
نه پارتنری،

798
00:50:38.416 --> 00:50:39.583
نه هیچ دلخوشی و سرگرمی‌ای.

799
00:50:39.666 --> 00:50:43.458
یه دیوونه‌ی زنجیری و
روانیِ حل کردن مشکلاته!

800
00:50:43.541 --> 00:50:47.041
معلومه که جلسات درمانی با تو
بهم الهام بخشیده.

801
00:50:47.125 --> 00:50:48.333
خوشحالم که اینطوره.

802
00:50:48.416 --> 00:50:50.541
اگه نظرم برات مهمه،

803
00:50:50.625 --> 00:50:53.125
می‌تونم یه بخشایی از متنت رو بخونم.

804
00:50:53.708 --> 00:50:55.166
ممکنه به کارم بیاد.

805
00:50:55.916 --> 00:50:59.958
مخصوصاً درباره‌ی اینکه
جزئیات تخصصی شغلش چقدر به واقعیت می‌خوره.

806
00:51:00.916 --> 00:51:04.750
البته معنیش این نیست که فکر کنم
می‌دونی چطوری باید رمان بنویسی.

807
00:51:05.583 --> 00:51:06.625
معلومه.

808
00:51:09.166 --> 00:51:10.375
واسه الان تا همین‌جا کافیه.

809
00:51:11.833 --> 00:51:13.416
هنوز بیست دقیقه از وقتم مونده.

810
00:51:13.500 --> 00:51:15.958
آره، ولی هرچی باید می‌گفتی رو گفتی.

811
00:51:16.041 --> 00:51:18.791
در ضمن پیشرفت خیلی بزرگی هم داشتی.

812
00:51:18.875 --> 00:51:21.000
برو یه کم استراحت کن، باشه؟

813
00:51:27.666 --> 00:51:28.875
تا دفعه‌ی بعد؟

814
00:51:30.041 --> 00:51:31.791
آره. می‌بینمت دفعه‌ی بعد.

815
00:51:31.875 --> 00:51:32.791
باشه.

816
00:51:43.291 --> 00:51:44.916
♪ جا نمی‌زنم

817
00:51:46.375 --> 00:51:48.416
♪ هیچ شکی به دلم راه نمی‌دم

818
00:51:51.833 --> 00:51:53.125
♪ عقب نمی‌کشم

819
00:51:53.208 --> 00:51:55.125
بریم بیرون؟ راه بیفت.

820
00:51:55.208 --> 00:51:57.208
♪ بذار اوج بگیره

821
00:51:58.875 --> 00:52:01.916
♪ واسه همینه که نمی‌خوام وا بدم

822
00:52:03.708 --> 00:52:06.125
♪ دیگه ذره‌ای تردید ندارم

823
00:52:09.125 --> 00:52:10.500
♪ متوقف نمی‌شم

824
00:52:10.583 --> 00:52:12.541
ضربه باید کاری باشه. باریکلا!

825
00:52:12.625 --> 00:52:14.166
♪ بذار اوج بگیره

826
00:52:17.375 --> 00:52:20.958
♪ چون لذت

827
00:52:21.041 --> 00:52:23.500
♪ خیلی شبیه عشقه

828
00:52:23.583 --> 00:52:26.000
«در حالی که از رمق افتاده بود
و دستاش هنوز آغشته به خون بودن،

829
00:52:26.083 --> 00:52:27.958
خودشو پرت کرد رو همون مبلی

830
00:52:28.041 --> 00:52:30.208
که خیلیا روش عمیق‌ترین
رازاشونو فاش کرده بودن

831
00:52:30.291 --> 00:52:32.750
و جلو چشماش حقیر و ریز شده بودن.»

832
00:52:32.833 --> 00:52:36.333
«یه درد خنجری کوبید تو سینه‌ش، و بدون اینکه
کلمه‌ای از دهنش دربیاد، التماسِ کمک کرد.»

833
00:52:36.916 --> 00:52:38.208
«خشکش زده بود سر جاش،

834
00:52:38.291 --> 00:52:41.041
چشم‌انتظارِ تابیدنِ نور خورشید
از پنجره‌های مطبش،

835
00:52:41.125 --> 00:52:43.083
تا بهش یادآوری کنه یه روز جدید شروع شده،

836
00:52:43.166 --> 00:52:49.791
و هنوز کلی کار ناتموم جلو پاشه.»

837
00:52:51.625 --> 00:52:55.916
♪ مسیرشو عوض کرد و یه فرصت دیگه گیر آورد
که وقت تصمیم‌گیری بود

838
00:52:56.000 --> 00:52:57.833
«پایان»

839
00:53:00.791 --> 00:53:02.041
«بس کن!»

840
00:53:02.125 --> 00:53:03.041
بابا!

841
00:53:05.000 --> 00:53:07.166
- نشنیدم اومدی.
- سیگار می‌کشی؟

842
00:53:08.250 --> 00:53:10.083
هر از گاهی یه نخی می‌زنم. چیزی نیست.

843
00:53:10.583 --> 00:53:11.666
یادت رفته؟

844
00:53:12.208 --> 00:53:13.041
چیو؟

845
00:53:13.125 --> 00:53:15.916
همین امروز صبح بهت
یادآوری کردم. تیاگو اینجاست.

846
00:53:16.000 --> 00:53:17.041
آره.

847
00:53:17.125 --> 00:53:19.708
خیلی خب، می‌خوای کنسلش کنیم؟
این دومین باره‌ها.

848
00:53:19.791 --> 00:53:22.250
نه فدات شم. منتظرتون بودم.

849
00:53:22.333 --> 00:53:25.708
- ولی فکر کردم بهتره بریم بیرون غذا بخوریم.
- باشه.

850
00:53:25.791 --> 00:53:26.833
سلام استاد!

851
00:53:27.541 --> 00:53:28.500
حالتون چطوره؟

852
00:53:29.041 --> 00:53:29.875
تیاگو.

853
00:53:35.583 --> 00:53:37.166
خیلی وقته همدیگه‌رو می‌شناسین؟

854
00:53:37.916 --> 00:53:40.250
- شش ماهه، کمه هنوز.
- برعکس، خیلی هم زیاده.

855
00:53:41.791 --> 00:53:42.625
آره.

856
00:53:43.666 --> 00:53:44.750
مشغولی به چه کاری؟

857
00:53:45.250 --> 00:53:47.333
- الان راهمون می‌دن تو، حله؟
- حله.

858
00:53:47.416 --> 00:53:50.208
- داشتین راجع به چی حرف می‌زدین؟
- هیچی، شغلشو پرسیدم.

859
00:53:50.750 --> 00:53:51.666
دانشجواِ.

860
00:53:51.750 --> 00:53:54.083
- چی می‌خونی؟
- روان‌شناسی.

861
00:53:55.083 --> 00:53:56.250
عجب غافلگیریِ باحالی!

862
00:53:56.333 --> 00:53:57.750
پائولا، میز سه نفره.

863
00:53:57.833 --> 00:53:59.541
- آره، بریم؟
- بریم.

864
00:53:59.625 --> 00:54:00.458
«پیتزای اشتهاآور»

865
00:54:00.541 --> 00:54:02.583
پس قراره روان‌شناس بشی؟

866
00:54:02.666 --> 00:54:04.458
عالیه، آخه نسلمون خیلی کمه تو این شهر، نه؟

867
00:54:05.416 --> 00:54:09.791
آره. می‌دونم نظرتون اینه که تو بوئنوس آیرس
بیش از حد روان‌شناس ریخته.

868
00:54:10.958 --> 00:54:13.791
آره، چون کلیپِ مراسمِ

869
00:54:14.416 --> 00:54:15.625
بنیاد باومن رو دیدم،

870
00:54:15.708 --> 00:54:18.416
همون‌جا که جایزه رو پس زدین
و یکم راجع به این مسئله حرف زدین.

871
00:54:18.500 --> 00:54:20.083
خب، نظرت راجع به حرفام چی بود؟

872
00:54:20.166 --> 00:54:21.583
بابا، اینجا جلسه‌ی کنکور نیست.

873
00:54:21.666 --> 00:54:22.958
نه بابا، امتحان چیه.

874
00:54:23.041 --> 00:54:25.000
نه اصلاً راحت باش، بگو. عیبی نداره.

875
00:54:25.083 --> 00:54:28.750
واقعاً هم تعداد روان‌شناسا خیلی زیاده.
سر این با هم هم‌عقیده‌ایم.

876
00:54:29.583 --> 00:54:31.458
چیزی که نمی‌تونم تو کتم
بگنجونم دنیاییه که توش

877
00:54:31.541 --> 00:54:34.583
روان‌شناس بیاد افسار
زندگی مراجعاشو دستش بگیره،

878
00:54:34.666 --> 00:54:37.500
انگار نه انگار که انسان فی‌نفسه
یه موجود به‌شدت شکننده‌ست، نه؟

879
00:54:38.416 --> 00:54:41.333
به نظر من هر تصمیمی

880
00:54:41.416 --> 00:54:45.208
که ما جای مریض بگیریم یا ترغیبش کنیم بگیره،

881
00:54:45.291 --> 00:54:47.208
می‌تونه عواقب پیش‌بینی‌ناپذیری بار بیاره.

882
00:54:47.291 --> 00:54:51.000
«ما بگیریم»؟! هنوز به اون مرحله
نرسیدی که جمع ببندی، رسیدی؟

883
00:54:51.083 --> 00:54:52.500
بحثو عوض کنیم، بسه دیگه.

884
00:54:52.583 --> 00:54:54.500
چرا؟ مگه چیه؟

885
00:54:55.083 --> 00:54:56.083
گوش کن چی می‌گم.

886
00:54:56.583 --> 00:54:58.041
جراحی قلبِ باز هم

887
00:54:58.125 --> 00:55:01.500
می‌تونه عواقب پیش‌بینی‌ناپذیری
داشته باشه، پسرجون؛

888
00:55:01.583 --> 00:55:03.541
ولی دلیل نمی‌شه دست روی
دست بذاریم و انجامش ندیم.

889
00:55:03.625 --> 00:55:05.416
خب، درسته.

890
00:55:05.500 --> 00:55:06.708
نمی‌دونم، من فقط...

891
00:55:06.791 --> 00:55:11.208
تصورم اینه همه‌ی روان‌درمانگرا
تو یه مقطعی از مسیر حرفه‌ای‌شون،

892
00:55:11.291 --> 00:55:14.958
مخصوصاً تو سن و سال شما،
یعنی منظورم با تجربه‌ی شماست،

893
00:55:15.916 --> 00:55:19.041
به شک می‌افتن که آیا روان‌درمانی اصلاً
می‌تونه زندگی کسی رو درست کنه یا نه.

894
00:55:19.125 --> 00:55:20.125
که عیبی هم نداره البته.

895
00:55:20.708 --> 00:55:21.708
آره، شاید.

896
00:55:21.791 --> 00:55:24.279
ولی فرقش اینه که پیشنهاد
من اینه که با وجود همه‌ی

897
00:55:24.291 --> 00:55:26.541
این شکوک دست‌به‌کار
بشیم، و ازشون عبور کنیم.

898
00:55:27.916 --> 00:55:28.916
چطوری مثلاً؟

899
00:55:29.000 --> 00:55:30.916
با شیرجه زدن وسط معرکه و دلِ مشکلات.

900
00:55:31.875 --> 00:55:34.958
خیلی خب، پس بذار منم
همین فرمون رو پیاده کنم؛

901
00:55:35.750 --> 00:55:39.833
چون من و تیاگو حسابی راجع بهت حرف زدیم.

902
00:55:40.416 --> 00:55:41.416
جدی؟

903
00:55:42.333 --> 00:55:46.708
آره، چون تو فکر می‌کنی
رسالتی تو این دنیا به گردنته،

904
00:55:46.791 --> 00:55:49.458
و اینکه یه جورایی خودتو
از بقیه‌ی مردم سرتر می‌دونی.

905
00:55:49.541 --> 00:55:52.666
تو چی بهش گفتی؟ «عقده‌ی ناجی»؟

906
00:55:52.750 --> 00:55:55.458
- آره، عقده‌ی ناجی، ولی من که اینو نگفتم.
- دقیقاً. همینو گفتی!

907
00:55:55.541 --> 00:55:58.166
نگفتم خودش اینو داره.
فقط کمکت کردم اصطلاحش یادت بیاد.

908
00:55:58.250 --> 00:55:59.125
باشه.

909
00:55:59.208 --> 00:56:01.708
الان جوری شد انگار من گفتم: «بابات
عقده‌ی ناجی داره»، در صورتی که نگفتم.

910
00:56:01.791 --> 00:56:03.291
نه، آخه من عمراً...

911
00:56:03.833 --> 00:56:04.666
اصلاً قضیه این نبود.

912
00:56:05.166 --> 00:56:06.666
همون‌طور که روانکاو «لاکان» می‌گه:

913
00:56:06.750 --> 00:56:09.833
«آدم می‌دونه چی گفته،
اما هیچ‌وقت نمی‌فهمه طرف چی شنیده.»

914
00:56:09.916 --> 00:56:12.500
لاکان شانس آورده بود،
حداقل مردم به حرفش گوش می‌دادن.

915
00:56:13.208 --> 00:56:14.833
پیتزا «فوگازتا»ی مغزدار پنیری.

916
00:56:15.708 --> 00:56:16.708
مرسی.

917
00:56:55.458 --> 00:56:57.083
«فصل بیست و هفتم»

918
00:58:02.041 --> 00:58:03.250
برو اون‌ور.

919
00:58:03.333 --> 00:58:04.166
برو.

920
00:58:33.791 --> 00:58:35.291
بذار بخوابم، باشه؟

921
00:58:37.708 --> 00:58:39.125
بذار بخوابم.

922
00:58:39.625 --> 00:58:40.916
غر نزن دیگه.

923
00:58:58.916 --> 00:59:00.291
«مارتین بوشار رمانِ
"عمل‌گرا" را معرفی می‌کند»

924
00:59:00.375 --> 00:59:01.875
مارتین، خودتم خوب می‌دونی،

925
00:59:01.958 --> 00:59:05.666
چقدر مایه‌ی افتخاره که اینجا با مایی
و می‌شنویم که داری برامون

926
00:59:05.750 --> 00:59:08.958
از روندِ نوشتنِ رمانِ
«عمل‌گرا» صحبت می‌کنی.

927
00:59:09.041 --> 00:59:10.875
این رمان چطور متولد شد؟

928
00:59:11.750 --> 00:59:15.916
راستش واقعاً دقیق نمی‌تونم بهت بگم.

929
00:59:17.000 --> 00:59:21.458
فکر می‌کنم نویسنده‌ها
توی وجودشون یه خروار قصه دارن،

930
00:59:21.541 --> 00:59:26.375
و این روندِ خلق اثر

931
00:59:26.458 --> 00:59:30.041
صرفاً راهیه برای بیرون
کشیدن و نشون دادنشون.

932
00:59:30.625 --> 00:59:32.333
همون‌طور که میکل‌آنژ می‌گفت،

933
00:59:32.416 --> 00:59:37.916
کارِ یه مجسمه‌ساز صرفاً اینه
که روبه‌روی یه قطعه‌سنگ مرمر وایسه

934
00:59:38.000 --> 00:59:40.875
و هر چیزی رو که به اون تندیس
ربطی نداره بتراشه بریزه دور.

935
00:59:40.958 --> 00:59:43.083
البته اصلاً قصد ندارم
خودمو با میکل‌آنژ مقایسه کنم،

936
00:59:43.166 --> 00:59:44.833
ولی حس می‌کنم این تشبیه کاملاً به‌جاست.

937
00:59:44.916 --> 00:59:46.416
استعاره‌ی قشنگی بود.

938
00:59:46.500 --> 00:59:48.458
حالا می‌ریم سراغ پرسش‌های حاضرین،

939
00:59:48.541 --> 00:59:52.541
تا نهایت استفاده رو ببریم
از حضور نویسنده‌ی بزرگمون، مارتین بوشار.

940
01:00:14.000 --> 01:00:15.291
استاد!

941
01:00:16.750 --> 01:00:18.375
خیلی خوشحالم که اومدین.

942
01:00:18.875 --> 01:00:20.875
بعد از این‌همه زحمت، عمراً از دستش می‌دادم.

943
01:00:20.958 --> 01:00:23.333
- می‌خوای برات امضاش کنم و تقدیمیه بنویسم؟
- لطف می‌کنی.

944
01:00:35.250 --> 01:00:36.125
بفرمایید.

945
01:00:36.208 --> 01:00:38.125
خب. خیلی ممنون.

946
01:00:38.208 --> 01:00:41.208
- پس سه‌شنبه تو مطب می‌بینمتون.
- نه. واسه چی؟

947
01:00:41.708 --> 01:00:44.666
- منظورتون چیه؟
- یعنی دیگه کارمون تموم شد.

948
01:00:44.750 --> 01:00:47.666
یه مشکل مشخصی داشتی، که اونم حل شد رفت.

949
01:00:47.750 --> 01:00:49.541
چرا درمان رو بی‌خودی کِش بدیم؟

950
01:00:49.625 --> 01:00:52.125
می‌تونی این‌همه وقت رو
بذاری پای کارای مفیدتر،

951
01:00:52.208 --> 01:00:54.500
مثل نوشتن، که کارت توش حرف نداره.

952
01:00:56.500 --> 01:00:57.416
بسیار خب.

953
01:00:58.666 --> 01:01:03.208
اعتراف می‌کنم که جا خوردم
چون یهویی جلساتمو تموم کردین، ولی...

954
01:01:03.958 --> 01:01:05.500
اگه نظرتون اینه...

955
01:01:05.583 --> 01:01:08.083
- آره، نظرم همینه.
- مارتین!

956
01:01:08.166 --> 01:01:10.541
برو پیش خواننده‌هات. نگران من نباش.

957
01:01:10.625 --> 01:01:12.958
- آقایون، پیش‌غذا میل دارین؟
- نه، ممنون.

958
01:01:13.041 --> 01:01:13.875
خواهش می‌کنم.

959
01:01:13.958 --> 01:01:15.750
ممنون بابت امضا.

960
01:01:21.583 --> 01:01:23.666
«تقدیم به استاد اولیسس
ورون؛ با سپاس فراوان!

961
01:01:23.750 --> 01:01:25.894
این کتاب حاصل رازهایی‌ست
که به‌خوبی حفظ شدند.

962
01:01:25.906 --> 01:01:26.625
م. بوشار»

963
01:01:26.708 --> 01:01:28.708
- ببخشید، استاد ورون؟
- بله؟

964
01:01:28.791 --> 01:01:30.291
چه شانسی آوردم اینجا دیدمتون!

965
01:01:30.375 --> 01:01:32.791
من برنامه‌ی «هر شب» رو
دنبال می‌کنم. عاشق سبک کارتونم.

966
01:01:32.875 --> 01:01:35.583
کلی پیام برای برنامه فرستادم،
اما اصلاً نمی‌خوننشون.

967
01:01:35.666 --> 01:01:37.435
یه موضوع کوچیکی هست که
می‌خواستم دربارش باهاتون حرف بزنم.

968
01:01:37.447 --> 01:01:38.041
بله.

969
01:01:38.125 --> 01:01:40.083
- فقط یه دقیقه وقتتون رو به من می‌دید؟
- بله.

970
01:01:45.458 --> 01:01:48.250
آروم باش. دیگه رسیدیم.

971
01:01:49.583 --> 01:01:52.875
آفرین، آروم بگیر. خوبه.

972
01:02:00.916 --> 01:02:04.333
«چاپ سوم»

973
01:02:04.416 --> 01:02:07.375
صبر کن. بدو بریم.

974
01:02:09.000 --> 01:02:11.666
نمی‌فهمم منظورت چیه

975
01:02:11.750 --> 01:02:14.166
وقتی می‌گی بایکوتت کردن
یا عمداً نادیده‌ت می‌گیرن.

976
01:02:14.250 --> 01:02:15.583
با من حرف نمی‌زنن.

977
01:02:16.166 --> 01:02:18.208
چند ماهه هیچ‌کدومشون حتی
کلمه‌ای باهام صحبت نکرده.

978
01:02:18.291 --> 01:02:20.583
یه گروه خانوادگی توی واتساپ داریم

979
01:02:20.666 --> 01:02:23.125
که هر روز کلی میم‌های خنده‌دار
برای همدیگه می‌فرستادیم،

980
01:02:23.208 --> 01:02:24.416
ولی الان، هیچی به هیچی.

981
01:02:24.500 --> 01:02:27.250
حدس می‌زنم رفتن یه گروه جداگونه زدن،

982
01:02:27.333 --> 01:02:31.250
چون تو گروه ما دیگه نه خبری از میمه،
نه گیف‌های متحرک،

983
01:02:31.333 --> 01:02:35.416
نه حتی اون استیکرهای اکلیلیِ گل‌منگلی
با پیام‌های دعای خیر و آرزوی برکت.

984
01:02:35.500 --> 01:02:37.041
مامانم عاشق اون استیکراست.

985
01:02:37.125 --> 01:02:41.208
اولش فقط اون بود که
باهام حرف نمی‌زد، درسته؟

986
01:02:41.291 --> 01:02:44.458
ولی انگار گذاشته کف دست کل خونواده،

987
01:02:44.541 --> 01:02:47.321
چون الان نه مامانم، نه
بابام، نه خواهر برادرام و

988
01:02:47.333 --> 01:02:50.125
نه خاله هام، هیچ‌کدوم
باهام کلمه‌ای حرف نمی‌زنن.

989
01:02:50.208 --> 01:02:51.291
دیگه خونواده‌ای برام نمونده.

990
01:02:52.166 --> 01:02:53.625
احساس رهایی و آزادی نمی‌کنی؟

991
01:02:54.208 --> 01:02:56.500
- نه، احساس تنهاییِ وحشتناکی دارم.
- متوجه‌ام.

992
01:02:56.583 --> 01:03:00.166
شاید الان توی وضعیتی نیستی که بتونی ببینی

993
01:03:00.750 --> 01:03:02.750
چی به صلاحته،

994
01:03:02.833 --> 01:03:04.583
حتی اگه درست جلوی چشمات باشه.

995
01:03:05.333 --> 01:03:06.875
یه پیشنهادی دارم.

996
01:03:07.750 --> 01:03:10.750
جلسه‌ی بعدیمون، با همدیگه سعی می‌کنیم...

997
01:03:11.791 --> 01:03:16.416
ببینیم با این مشاهداتت چطور
باید برخورد کنیم. نظرت چیه؟

998
01:03:16.500 --> 01:03:17.958
نه...

999
01:03:18.041 --> 01:03:22.083
این چند وقته خیلی بهش فکر کردم،

1000
01:03:22.166 --> 01:03:25.125
و به نظرم بهتره همین‌جا متوقفش کنیم.

1001
01:03:27.458 --> 01:03:29.353
یه دقیقه بهم وقت بده
لطفاً. الان برمی‌گردم.

1002
01:03:29.365 --> 01:03:30.000
بفرمایید.

1003
01:03:32.666 --> 01:03:34.583
- باید اولش زنگ می‌زدی!
- مارتین!

1004
01:03:34.666 --> 01:03:36.666
- رفیق شفیقِ من!
- داری چیکار می‌کنی؟

1005
01:03:36.750 --> 01:03:37.750
حالت خوبه؟

1006
01:03:38.541 --> 01:03:40.458
آره. از کجا بدونم؟

1007
01:03:40.541 --> 01:03:42.375
آره.

1008
01:03:42.458 --> 01:03:44.250
چرا اومدی اینجا؟ طوری شده؟

1009
01:03:44.333 --> 01:03:46.916
- نه. فقط اومدم...
- نه؟

1010
01:03:47.000 --> 01:03:48.666
ببینمت.

1011
01:03:48.750 --> 01:03:50.791
ولی... چی شده مگه؟ دیره؟

1012
01:03:50.875 --> 01:03:52.208
بحثِ وقتش نیست.

1013
01:03:52.291 --> 01:03:55.208
- من دیگه رفع زحمت کنم، باشه؟
- یه دقیقه صبر کن لطفاً.

1014
01:03:55.291 --> 01:03:59.083
نه راحتم، من دیگه هر چی لازم بود رو گفتم،
باشه؟ ممنون.

1015
01:04:00.750 --> 01:04:02.125
ببخشید بابا.

1016
01:04:02.208 --> 01:04:03.625
بهش گفتم درست نیست
همین‌طوری سرشو بندازه بیاد تو.

1017
01:04:03.708 --> 01:04:06.000
مگه نه مارتین؟
نگفتم باید اول زنگ بزنی؟

1018
01:04:06.083 --> 01:04:08.333
نه دیگه، انقدر بی‌رحم نباش.

1019
01:04:08.416 --> 01:04:10.375
فقط یه دقیقه وقت می‌خوام.

1020
01:04:10.458 --> 01:04:13.875
فقط می‌خوام به بابات بگم
کتاب بدجوری غوغا کرده و ترکونده.

1021
01:04:13.958 --> 01:04:14.791
آره.

1022
01:04:14.875 --> 01:04:18.916
حسابِ نوبت‌های چاپی که تا آخرین جلدش
فروش رفته از دستم در رفته.

1023
01:04:19.000 --> 01:04:21.541
موفقیت فوق‌العاده‌ایه. تبریک می‌گم.

1024
01:04:21.625 --> 01:04:23.375
- به من؟!
- آره.

1025
01:04:23.458 --> 01:04:24.958
به تو!

1026
01:04:25.041 --> 01:04:28.875
نظراتِ منتقدا چی؟ باورت می‌شه؟!
اونا هم عاشقش شدن.

1027
01:04:28.958 --> 01:04:32.625
«بهترین اثر در تمام
کارنامه‌ی مارتین بوشار.»

1028
01:04:32.708 --> 01:04:34.333
کثافت‌ها!

1029
01:04:34.416 --> 01:04:38.000
همیشه یه احمقی پیدا
می‌شه که از کتاب بدش بیاد،

1030
01:04:38.083 --> 01:04:40.958
ولی این بار، همه‌شون یه
صدا دارن ستایشش می‌کنن.

1031
01:04:42.250 --> 01:04:46.708
همین الان از جلسه‌ با ناشرها اومدم.

1032
01:04:46.791 --> 01:04:51.083
بهم گفتن این کتاب
بدجوری بین همکارات سر و صدا به پا کرده.

1033
01:04:51.166 --> 01:04:52.916
مست کردی، مگه نه؟

1034
01:04:53.000 --> 01:04:54.750
فقط یه گیلاس، اونم واسه جشن گرفتن.

1035
01:04:54.833 --> 01:04:56.208
- فقط یه گیلاس؟
- یه گیلاس.

1036
01:04:56.291 --> 01:04:59.666
مگه نگفتی دیگه لب به الکل نمی‌زنی؟
نگفتی فقط واسه نوشتن می‌خوردی؟

1037
01:04:59.750 --> 01:05:01.750
چه می‌دونم...

1038
01:05:02.291 --> 01:05:06.791
شاید یه کوچولو زیاده‌روی کرده باشم.

1039
01:05:06.875 --> 01:05:11.666
اومدم اینجا تا ازت تشکر کنم.

1040
01:05:13.833 --> 01:05:15.750
آخرین باری که دیدمت...

1041
01:05:17.041 --> 01:05:18.625
بدجوری عذاب وجدان ولم نکرد.

1042
01:05:20.583 --> 01:05:21.875
می‌خوای بشینی؟

1043
01:05:21.958 --> 01:05:24.166
می‌تونی بگی چه مرگته و چی داره بهت می‌گذره.

1044
01:05:25.625 --> 01:05:27.041
که چی بشه؟

1045
01:05:27.625 --> 01:05:29.041
مگه خودت نگفتی...

1046
01:05:30.583 --> 01:05:33.708
از تلف کردنِ چند سال با حرف زدن متنفری؟

1047
01:05:33.791 --> 01:05:36.125
آره، اینو گفتم، ولی این
مورد قضیه‌ش فرق داره.

1048
01:05:36.208 --> 01:05:40.875
نه، هیچ فرقی نداره.
ادامه دادن به این ماجرا هیچ فایده‌ای نداره.

1049
01:05:41.791 --> 01:05:44.583
اصلاً هر کاری که از دستت برمی‌اومد...

1050
01:05:46.583 --> 01:05:47.416
تا الان کردی.

1051
01:05:49.041 --> 01:05:51.625
حالا نوبت منه که بقیه‌شو جمع و جور کنم.

1052
01:05:52.916 --> 01:05:56.666
باید کاری رو بکنم که
یه مردِ واقعی باید بکنه.

1053
01:05:59.583 --> 01:06:01.208
می‌خواستم بهت بگم قراره چیکار کنم...

1054
01:06:03.791 --> 01:06:06.500
اما تو دیگه درمانگرِ من نیستی.

1055
01:06:07.791 --> 01:06:08.625
مگه نه؟

1056
01:06:15.958 --> 01:06:17.791
تازه، سعی می‌کنی جلومو بگیری.

1057
01:06:24.166 --> 01:06:25.291
مارتین...

1058
01:06:29.583 --> 01:06:30.666
دستت درد نکنه.

1059
01:06:34.333 --> 01:06:35.458
شب خوش.

1060
01:06:41.125 --> 01:06:42.291
چی شد؟

1061
01:06:43.750 --> 01:06:44.666
نمی‌دونم.

1062
01:07:40.583 --> 01:07:42.458
- مارتین؟
- اولیسس.

1063
01:07:42.541 --> 01:07:43.875
چطوری مارتین؟

1064
01:07:43.958 --> 01:07:45.333
دیگه نمی‌کشم.

1065
01:07:45.416 --> 01:07:47.583
- چیزی شده؟
- کارم تمومه. اینجا آخر خطه.

1066
01:07:47.666 --> 01:07:48.583
حالت خوبه؟

1067
01:07:52.000 --> 01:07:54.458
مارتین! توروخدا جواب بده.

1068
01:08:44.916 --> 01:08:45.958
مارتین؟

1069
01:08:53.750 --> 01:08:55.833
- نه...
- زود رسوندی خودتو.

1070
01:09:02.250 --> 01:09:04.875
بهم زنگ زدی، بعد یهو خط قطع شد.

1071
01:09:05.375 --> 01:09:07.500
نفهمیدم چی شده، نگرانت شدم.

1072
01:09:07.583 --> 01:09:09.166
واقعاً؟ اونوقت چطوری اومدی تو؟

1073
01:09:11.875 --> 01:09:13.166
کلیدو بده به من.

1074
01:09:15.500 --> 01:09:16.750
نمی‌فهمم داری از چی حرف می‌زنی.

1075
01:09:16.833 --> 01:09:18.291
خوبم می‌فهمی.

1076
01:09:19.208 --> 01:09:22.375
همون کلیدی که باهاش می‌اومدی تو
تا رمانو بنویسی رد کن بیاد.

1077
01:09:23.875 --> 01:09:27.416
فکر کردی انقدر احمقم که
متوجه نشم، مرتیکه‌ی ابله؟!

1078
01:09:28.750 --> 01:09:30.250
کلیدو بده به من!

1079
01:09:37.708 --> 01:09:39.958
- بذار برات توضیح بدم.
- چیو می‌خوای توضیح بدی؟!

1080
01:09:41.750 --> 01:09:45.041
شاید این کار تعرض به حریم
خصوصیت به نظر برسه،

1081
01:09:45.125 --> 01:09:47.041
اما تصمیمی بود که صرفاً
به دلایل درمانی گرفتم.

1082
01:09:47.125 --> 01:09:49.416
درمانی؟! روتو برم که
انقدر پررویی که اینو می‌گی!

1083
01:09:49.500 --> 01:09:52.625
دکتری که مجبوره جونتو
نجات بده ازت نمی‌پرسه‌ چطور،

1084
01:09:52.708 --> 01:09:55.958
دست به کار می‌شه و جونتو نجات می‌ده!
این دقیقاً همون کاریه که من کردم.

1085
01:09:56.041 --> 01:09:57.375
تو رسماً یه روانیِ زنجیری هستی!

1086
01:09:57.458 --> 01:10:00.125
اون بار سنگینی رو که داشت خفه‌ت می‌کرد
از رو دوشت برداشتم، مارتین!

1087
01:10:00.208 --> 01:10:02.875
باید اون کتاب تموم می‌شد، منم تمومش کردم!

1088
01:10:02.958 --> 01:10:04.250
این هیچی از نویسنده بودنت کم نمی‌کنه!

1089
01:10:04.333 --> 01:10:05.613
تو از من سوءاستفاده
کردی، درست مثل بقیه‌ی

1090
01:10:05.625 --> 01:10:07.041
مردم که با اون بازی‌های
لجن‌مالت می‌چزونیشون!

1091
01:10:07.125 --> 01:10:08.916
نه، آروم باش. بشین تا با هم...

1092
01:10:09.000 --> 01:10:11.583
دست نجسِتو به من نزن عوضی!

1093
01:10:11.666 --> 01:10:12.875
می‌کشمت!

1094
01:10:12.958 --> 01:10:14.916
تو بهترین رمانِ زندگی منو نوشتی!

1095
01:10:15.000 --> 01:10:18.750
می‌فهمی یعنی چی که بهترین
شاهکارم رو تو نوشتی؟!

1096
01:10:18.833 --> 01:10:21.541
زندگی منو به گند کشیدی کثافت!

1097
01:10:23.125 --> 01:10:26.666
- با این حال و روزت نمی‌تونیم حرف بزنیم.
- جدی؟ الان یادت افتاده می‌خوای زر بزنی؟!

1098
01:10:26.750 --> 01:10:29.250
- ولم کن!
- بیا اینجا! تو به زندگی من ریدی.

1099
01:10:29.333 --> 01:10:32.166
منم به زندگی تو می‌رینم! کاری
می‌کنم همه بفهمن چه لجنی هستی!

1100
01:10:32.250 --> 01:10:33.416
ولم کن!

1101
01:10:38.250 --> 01:10:39.291
مارتین؟

1102
01:10:41.541 --> 01:10:43.750
پاشو... چیزی نشده... فقط یه...

1103
01:10:47.666 --> 01:10:48.708
مارتین؟

1104
01:11:26.958 --> 01:11:28.416
«شماره‌ی اورژانس»

1105
01:12:10.666 --> 01:12:12.041
تو!

1106
01:12:12.125 --> 01:12:14.583
گمشو بیرون! بدو.

1107
01:12:39.750 --> 01:12:41.333
«پیک موتوری»

1108
01:13:28.000 --> 01:13:29.375
لعنتی.

1109
01:14:30.333 --> 01:14:32.916
«مارتین بوشار - سرخط اخبار»

1110
01:14:33.000 --> 01:14:34.678
«سلامت روانتان را به
چه کسی می‌سپارید؟ به

1111
01:14:34.690 --> 01:14:36.500
قلم مارتین بوشار...
منتشرشده در دو هفته پیش»

1112
01:14:36.583 --> 01:14:40.500
دادستان هشدار داد که شعبه‌ی جدید تجدیدنظر
ممکنه حکم بازداشت دوباره‌شون رو صادر کنه.

1113
01:14:41.000 --> 01:14:44.166
این آتیش‌سوزی رو ببینید.
نگاه کنید حجم دود چقدر زیاده، وحشتناکه، نه؟

1114
01:14:44.250 --> 01:14:47.541
...در جلسه‌ی مجمع اعلام شد که تصمیم وی...

1115
01:14:53.000 --> 01:14:56.625
...و اینکه نایب‌رئیس مسئولیت
این کمیسیون رو به عهده بگیره،

1116
01:14:56.708 --> 01:14:59.208
و به مطالبات اکثریت پاسخ بده...

1117
01:15:12.916 --> 01:15:14.625
- بابا! سلام.
- چطوری؟

1118
01:15:15.666 --> 01:15:18.708
- صبح بخیر. خوبم. چیزی شده؟
- نه. واسه چی می‌پرسی؟

1119
01:15:18.791 --> 01:15:20.458
- خیلی داغون و خسته به نظر می‌رسی.
- نه بابا.

1120
01:15:20.541 --> 01:15:21.875
- دیشب بیرون بودی؟
- نه.

1121
01:15:21.958 --> 01:15:25.750
فقط نتونستم درست بخوابم.
نمی‌دونم، معده‌م حسابی به هم ریخته بود.

1122
01:15:25.833 --> 01:15:28.791
- می‌خوای وقت‌های امروز رو کنسل کنم؟
- نه. بذار جلسات سر جاشون باشن.

1123
01:15:28.875 --> 01:15:31.291
- باشه، برات یه چایی دم می‌کنم.
- باشه، دستت درد نکنه.

1124
01:15:31.375 --> 01:15:34.875
می‌دونم اولش خیلی ذوق‌زده بودم،
اما ته دلم همش دارم از خودم می‌پرسم:

1125
01:15:34.958 --> 01:15:36.541
«منو چه به همچین آدم نره‌خری؟

1126
01:15:36.625 --> 01:15:40.458
اگه آینه‌بغل ماشینشو نزده بودم،
اصلاً تا آخر عمرم باهاش هم‌کلام نمی‌شدم.»

1127
01:15:40.958 --> 01:15:42.500
- صدامو می‌شنوی؟
- چی؟

1128
01:15:42.583 --> 01:15:44.083
- شنیدی چی گفتم؟
- آره، معلومه.

1129
01:15:44.166 --> 01:15:46.958
- داشتی راجع به دوست‌پسرت حرف می‌زدی.
- کدوم دوست‌پسر؟!

1130
01:15:47.041 --> 01:15:49.166
اون اصلاً دوست‌پسر من نیست!
یارو رو به زور دو روزه می‌شناسم.

1131
01:15:49.250 --> 01:15:51.666
ما حتی یه نقطه‌ی مشترکم با هم نداریم،
هیچ وجه اشتراکی بینمون نیست.

1132
01:15:51.750 --> 01:15:54.208
یارو فکر و ذکرش فقط سکسه.

1133
01:15:54.291 --> 01:15:55.750
سکس، سکس، سکس.

1134
01:15:55.833 --> 01:15:59.791
منم اصلاً نمی‌دونم دلم می‌خواد صبح تا شب،
یا هر روز و هر هفته سکس داشته باشم یا نه.

1135
01:15:59.875 --> 01:16:02.916
حالا هم لنگر انداخته تو خونه‌ی من،
نمی‌دونم چطوری دکش کنم بره پی کارش.

1136
01:16:05.083 --> 01:16:06.166
حوصله‌تو سر بردم؟

1137
01:16:06.250 --> 01:16:08.750
نه. دارم گوش می‌دم. بگو لطفاً.

1138
01:16:08.833 --> 01:16:10.708
یه‌کم دلم واسه اوخنیو تنگ شده.

1139
01:16:11.666 --> 01:16:13.000
هرچند مرتیکه عوضیه.

1140
01:16:16.625 --> 01:16:19.375
داشتم به حرفات فکر
می‌کردم، حق کاملاً با تو بود.

1141
01:16:20.291 --> 01:16:22.791
بیا بقیه‌ی جلسات امروز رو کنسل کنیم، قبوله؟

1142
01:16:22.875 --> 01:16:26.375
- چرا؟ مریضی؟
- نه، خوبم.

1143
01:16:26.458 --> 01:16:30.000
دیشب درست نخوابیدم،
داغونم. اصلاً تمرکز ندارم.

1144
01:16:30.083 --> 01:16:32.458
ولی ماشین دمِ در منتظرته.
ضبط برنامه امروزه!

1145
01:16:32.541 --> 01:16:33.833
- امروز؟!
- آره.

1146
01:16:33.916 --> 01:16:38.458
از دیدنتون خیلی خوشحالم قربان.
خیلی وقت بود ندیده بودمتون که برسونمتون.

1147
01:16:40.250 --> 01:16:42.708
چه خبر؟
اوضاعِ خودت و خانمت روبه‌راه شد؟

1148
01:16:42.791 --> 01:16:43.750
نه.

1149
01:16:44.916 --> 01:16:49.708
رفت به جرم مزاحمت ازم شکایت کرد
و حکم عدم نزدیک شدن و منع تعقیب گرفت.

1150
01:16:50.375 --> 01:16:53.708
انگار برعکسِ فرمایش شما،
زنیکه واقعاً چشم دیدنمو نداشت.

1151
01:16:58.291 --> 01:17:00.708
از اینکه دوباره همراهمون
هستید بسیار سپاسگزاریم.

1152
01:17:00.791 --> 01:17:03.250
- استاد، بجنبید. داریم می‌ریم روی آنتن.
- بله.

1153
01:17:03.333 --> 01:17:06.333
...استاد اولیسس ورون به جمع ما می‌پیونده.

1154
01:17:09.625 --> 01:17:12.541
ایشون اینجاست تا به تک‌تک
سوالات شما پاسخ بده، درسته؟

1155
01:17:12.625 --> 01:17:14.250
با سوال اول شروع کنیم؟

1156
01:17:14.333 --> 01:17:15.666
- بفرمایید.
- عالیه.

1157
01:17:15.750 --> 01:17:19.708
لورِنا از محله‌ی پارکه پاتریسیوس می‌گه:
«حس می‌کنم بدترین دشمن خودمم.

1158
01:17:19.791 --> 01:17:23.500
افکار منفی انقدر روم سواره که حس می‌کنم
به هر چی دست می‌زنم گند بالا میارم.

1159
01:17:23.583 --> 01:17:25.166
اصلاً فکر نمی‌کنم توانایی
شاد بودن رو داشته باشم.

1160
01:17:25.250 --> 01:17:29.416
آیا راه‌حل سریعی برای این قضیه وجود داره؟

1161
01:17:29.500 --> 01:17:32.250
چون دیگه طاقتم طاق شده و نمی‌کشم.»

1162
01:17:32.333 --> 01:17:33.958
توصیه‌ای براش دارید استاد؟

1163
01:17:38.583 --> 01:17:41.166
- دوباره بخونمش؟
- نه. من عذر می‌خوام.

1164
01:17:41.250 --> 01:17:43.125
شرمنده‌ام. فقط...

1165
01:17:44.541 --> 01:17:45.416
یه لحظه.

1166
01:17:45.500 --> 01:17:47.166
حتماً، البته. مشکلی نیست.

1167
01:17:47.250 --> 01:17:49.291
«استاد ورون به سوالات شما پاسخ می‌دهد»

1168
01:17:49.375 --> 01:17:50.541
خب.

1169
01:17:50.625 --> 01:17:52.541
خب، پاتریسیو، چی می‌تونم...

1170
01:17:52.625 --> 01:17:54.750
اسمش لورِناست؛ از منطقه‌ی پارکه پاتریسیوس.

1171
01:17:54.833 --> 01:17:57.666
- آره، لورنا، ببخشید. لورنا.
- دقیقاً. ایرادی نداره.

1172
01:17:59.000 --> 01:18:01.416
موضوع فوق‌العاده پیچیده‌ایه...

1173
01:18:04.291 --> 01:18:10.416
و اصلاً نمی‌شه نظری داد مگر بعد از اینکه...

1174
01:18:10.500 --> 01:18:11.333
البته.

1175
01:18:11.416 --> 01:18:15.333
...ریشه‌ها و دلایلِ احتمالی
پشتش عمیقاً بررسی بشه...

1176
01:18:15.416 --> 01:18:16.375
دقیقاً. کاملاً موافقم.

1177
01:18:16.458 --> 01:18:19.791
اما فکر می‌کنم لورنایی
که الان بیننده‌ی ماست،

1178
01:18:19.875 --> 01:18:24.458
بیشتر به یه راه‌حل
کاربردی و سریع نیاز داره،

1179
01:18:24.541 --> 01:18:28.833
از همون راه‌حل‌های نابی که خودتون
با نگاه منحصربه‌فردتون ارائه می‌دید استاد.

1180
01:18:33.166 --> 01:18:34.666
- وای!
- ببخشید.

1181
01:18:34.750 --> 01:18:36.833
- خواهش می‌کنم. فدای سرتون استاد، هیچی نشد.
- شرمنده‌ام.

1182
01:18:36.916 --> 01:18:39.125
پخش زنده‌ست دیگه، از این اتفاقا پیش میاد.

1183
01:18:39.208 --> 01:18:40.916
در همین حین، خدمت شما عزیزان عرض کنم که:

1184
01:18:41.000 --> 01:18:45.500
اگه قصد فروش طلا، ساعت و جواهراتتون
به بالاترین نرخ بازارهای جهانی رو دارین،

1185
01:18:45.583 --> 01:18:50.333
گالری جواهرات «رینولدی» بهترین قیمت
رو در سریع‌ترین زمان بهتون پیشنهاد می‌ده.

1186
01:18:50.416 --> 01:18:51.750
شعبه‌ی ما در محله‌ی رکولتا.

1187
01:18:51.833 --> 01:18:58.083
جواهرات رینولدی؛ جایی که طلاسازان
ارزش تک‌تک خاطرات شما را می‌دانند.

1188
01:18:58.166 --> 01:18:59.750
بسیار خب، ما آماده‌ایم.

1189
01:18:59.833 --> 01:19:02.125
ادامه بدیم... نه. باید
برنامه رو یه لحظه قطع کنیم.

1190
01:19:02.208 --> 01:19:03.041
«خبر فوری!»

1191
01:19:03.125 --> 01:19:05.208
یه خبر فوری همین الان به دستمون رسید.

1192
01:19:05.291 --> 01:19:06.458
فوریه؟

1193
01:19:06.541 --> 01:19:09.375
- خبر فوریه؟ موثقه؟ درسته دیگه؟
- بله، خبر کاملاً تأیید شده‌ست.

1194
01:19:11.750 --> 01:19:12.791
بسیار خب...

1195
01:19:12.875 --> 01:19:14.166
«خبر فوری»

1196
01:19:14.250 --> 01:19:16.708
طبق گزارش منابع ما،

1197
01:19:16.791 --> 01:19:20.083
نویسنده‌ی سرشناس «مارتین بوشار»
سحرگاه امروز دچار سانحه شده.

1198
01:19:20.166 --> 01:19:23.291
خدمتکار منزلش ظهر امروز پیداش کرده،

1199
01:19:23.375 --> 01:19:25.250
بلافاصله با اورژانس تماس گرفته،

1200
01:19:25.333 --> 01:19:28.875
و صحنه‌ای فوق‌العاده وحشتناک
و دلخراش رو گزارش داده.

1201
01:19:28.958 --> 01:19:30.875
مقدار بسیار زیادی خون در کنار پیکرش ریخته،

1202
01:19:30.958 --> 01:19:34.666
تمام وسایل خونه تخریب و شکسته شده،
و بطری‌های مشروبات الکلی همه جا پخش بوده.

1203
01:19:34.750 --> 01:19:38.583
بر اساس شواهد اولیه،
در لحظه‌ی وقوع این حادثه،

1204
01:19:38.666 --> 01:19:42.500
بوشار در منزل خودش کاملاً تنها بوده.

1205
01:19:43.625 --> 01:19:47.041
استاد، شما حتماً از این خبر
حسابی شوکه و داغون شدین، مگه نه؟

1206
01:19:47.125 --> 01:19:48.583
تا جایی که می‌دونم، ایشون
یکی از بیماران شما بودن.

1207
01:19:48.666 --> 01:19:52.291
بله، یکی از بیمارام بود.
من فقط متأثر نشدم، من...

1208
01:19:54.291 --> 01:19:55.500
من رسماً شوکه‌ام. اصلاً باورم نمی‌شه.

1209
01:19:55.583 --> 01:19:58.000
واقعاً هم شوکه‌کننده‌ست. چون...

1210
01:19:58.083 --> 01:20:01.791
نویسنده‌ی خیلی مهم و
چهره‌ی درخشانی بود، مگه نه؟

1211
01:20:01.875 --> 01:20:03.083
بسیار خب...

1212
01:20:03.625 --> 01:20:05.958
امیدواریم از پسش بربیاد و حالش خوب بشه.

1213
01:20:07.166 --> 01:20:09.750
هرچند به من خبر دادن که حالش به شدت وخیمه.

1214
01:20:10.458 --> 01:20:14.541
سریعاً به بیمارستان منتقل شده و کادر درمان
دارن تمام تلاششون رو برای نجاتش می‌کنن.

1215
01:20:14.625 --> 01:20:15.916
امیدواریم زنده بمونه.

1216
01:20:16.000 --> 01:20:16.875
«مارتین بوشار در وضعیت وخیم»

1217
01:20:16.958 --> 01:20:19.083
بله، مسلماً همگی همین امید رو داریم.

1218
01:20:19.666 --> 01:20:22.791
خب، به محض دریافت اطلاعات بیشتر،
شما رو در جریان آخرین اخبار می‌ذاریم.

1219
01:20:22.875 --> 01:20:23.708
اونجا چه خبره؟

1220
01:20:23.791 --> 01:20:25.375
ولم کنین! بذارین با اون عوضی حرف بزنم!

1221
01:20:26.250 --> 01:20:28.500
من یکی از بیمارای این کلاهبردارِ شیاد بودم!

1222
01:20:28.583 --> 01:20:30.599
باید ازم معذرت‌خواهی
کنه! منو خوب می‌شناسه!

1223
01:20:30.611 --> 01:20:32.375
متاسفم، اینا از
دردسرهای پخش زنده‌ست.

1224
01:20:32.458 --> 01:20:35.000
ازم معذرت‌خواهی کن! تو
منو به امون خدا ول کردی!

1225
01:20:35.083 --> 01:20:37.125
اصلاً به مشکلاتم اهمیتی ندادی!

1226
01:20:37.208 --> 01:20:39.041
من دارم قرص ضد افسردگی می‌خورم، می‌فهمی؟!

1227
01:20:39.125 --> 01:20:41.500
سیتالوپرام، فلوکستین!

1228
01:20:41.583 --> 01:20:45.291
- می‌شناسمش، از همه عذر می‌خوام.
- اصلاً چیزی به اسم «ب‌م» وجود نداره!

1229
01:20:45.375 --> 01:20:47.328
معذرت‌خواهی کن که
گفتی من هیچ مشکلی ندارم!

1230
01:20:47.340 --> 01:20:48.083
ببخشید دوستان.

1231
01:20:48.166 --> 01:20:49.958
معذرت‌خواهی کن کثافتِ جنایتکار!

1232
01:20:50.041 --> 01:20:52.541
به کی می‌گی جنایتکار، حروم‌زاده؟!

1233
01:20:52.625 --> 01:20:54.916
جنایتکارِ واقعی اونیه که تو
رو با قرص و دوا خفه کرده،

1234
01:20:55.000 --> 01:20:56.791
چون هیچ قرصی وجود نداره
که حماقت رو درمون کنه،

1235
01:20:56.875 --> 01:20:59.375
تو هم احمقی، از اون احمق‌های درجه‌یک!

1236
01:20:59.458 --> 01:21:00.500
همین و بس!

1237
01:21:00.583 --> 01:21:02.708
- دهنتو ببند!
- جنایتکار!

1238
01:21:02.791 --> 01:21:06.833
این‌طوری نه! این شکلی نه، لعنت بهش!

1239
01:21:09.166 --> 01:21:12.250
بچه‌تون شپش گرفته؟ چاره‌ش دست ماست!

1240
01:21:58.458 --> 01:21:59.875
یه لحظه صبر کن عزیزم.

1241
01:22:04.375 --> 01:22:05.833
- سلام.
- سلام.

1242
01:22:06.416 --> 01:22:07.666
اتفاقی افتاده؟

1243
01:22:07.750 --> 01:22:10.125
آره. ببخشید قبل اینکه بیام زنگ نزدم.

1244
01:22:10.208 --> 01:22:12.583
نه، طوری نیست. بیا تو.

1245
01:22:12.666 --> 01:22:15.083
- می‌تونیم یه‌کم حرف بزنیم؟
- آره، معلومه.

1246
01:22:16.041 --> 01:22:18.125
- همه‌چی روبه‌راهه؟
- نمی‌دونم.

1247
01:22:18.208 --> 01:22:21.791
شنیدم توی برنامه با یه بیمار دعوات شده.

1248
01:22:21.875 --> 01:22:25.208
نه، بیمار نبود. اون اصلاً بیمار من نیست.

1249
01:22:25.791 --> 01:22:29.208
تازه فهمیده بودم چه بلایی سر بوشار اومده،

1250
01:22:29.291 --> 01:22:30.967
منم هر کاری از دستم برمی‌اومد
کردم تا اوضاع رو کنترل کنم.

1251
01:22:30.979 --> 01:22:31.541
آره، باشه.

1252
01:22:31.625 --> 01:22:33.166
واسه همین اومدم اینجا تا سر دربیارم.

1253
01:22:33.250 --> 01:22:34.375
از چی سر دربیاری؟

1254
01:22:38.541 --> 01:22:41.000
- قضیه چیه؟
- کار خودت بود، تو نوشتیش.

1255
01:22:42.541 --> 01:22:43.666
توروخدا بس کن.

1256
01:22:43.750 --> 01:22:47.750
به من نگو توروخدا، بابا!
وقتی می‌خونمش قشنگ دارم صدای تو رو می‌شنوم!

1257
01:22:47.833 --> 01:22:50.125
- نه.
- چرا، مو نمی‌زنه باهات.

1258
01:22:50.208 --> 01:22:52.625
شخصیت اصلی داستان کپی برابر اصل خودته.

1259
01:22:52.708 --> 01:22:55.375
یا حداقل کپیِ همون تصویریه که
تو ذهن خودت از خودت ساختی.

1260
01:22:55.458 --> 01:22:57.666
نمی‌فهمم، اصلاً نمی‌دونم
داری از چی حرف می‌زنی.

1261
01:22:58.750 --> 01:23:00.916
- بذار یه‌تکه‌شو برات بخونم.
- لازم نکرده.

1262
01:23:01.000 --> 01:23:04.125
طوری نمی‌شه، فقط یه
لحظه طول می‌کشه. گوش کن:

1263
01:23:05.250 --> 01:23:08.000
«گیج و منگ از ضربه‌ها، اما در نهایت...»

1264
01:23:08.500 --> 01:23:12.250
«...کاری که با بیماراش می‌کنه
شاید پیامدهای غیرقابل‌پیش‌بینی داشته باشه،

1265
01:23:12.333 --> 01:23:16.500
ولی عمل قلب باز هم
ممکنه عواقب غیرمنتظره داشته باشه،

1266
01:23:16.583 --> 01:23:18.666
اما این دلیل نمی‌شه که انجامش ندیم.»

1267
01:23:18.750 --> 01:23:20.916
این دقیقاً همون حرفیه که به من زدی،

1268
01:23:21.000 --> 01:23:23.375
کلمه به کلمه، وقتی پیش
تیاگو بودیم؛ یادت میاد؟

1269
01:23:24.375 --> 01:23:25.500
خب این کجاش ایراد داره؟

1270
01:23:26.041 --> 01:23:29.500
شاید من این فکرا رو با
مارتین در میون گذاشته بودم،

1271
01:23:29.583 --> 01:23:31.500
اونم صرفاً یادش مونده بوده...

1272
01:23:31.583 --> 01:23:33.458
نمی‌فهمم مشکلش چیه.

1273
01:23:33.541 --> 01:23:35.125
مشکل خودِ تویی، بابا!

1274
01:23:35.625 --> 01:23:37.166
خودتو نزن به اون راه که انگار نمی‌فهمی.

1275
01:23:38.375 --> 01:23:42.000
می‌دونم عاشق اینی که بری تو عمق مشکلات
و دستاتو تا آرنج لجن‌مال کنی،

1276
01:23:42.083 --> 01:23:43.916
ولی قضیه دیگه از کثیف شدن دستامون گذشته،

1277
01:23:44.000 --> 01:23:46.708
ما تا خرخره تو لجن فرو رفتیم!

1278
01:23:48.375 --> 01:23:52.458
بین تمام آدمایی که پاشون به اون مطب باز
می‌شه، تو بیشتر از همه به کمک نیاز داری!

1279
01:23:52.541 --> 01:23:54.250
و هنوزم اینو نفهمیدی.

1280
01:23:55.625 --> 01:23:57.000
آخر سر تک و تنها می‌مونی،

1281
01:23:58.541 --> 01:24:00.583
درست مثل اون رفیقت که
از سرما یخ زد و سقط شد.

1282
01:24:03.666 --> 01:24:04.916
با من روراست باش.

1283
01:24:05.583 --> 01:24:09.083
بهم بگو چه خبره. بیا حرف بزنیم
و با هم یه فکری به حالش بکنیم.

1284
01:24:10.958 --> 01:24:12.166
چه بلایی سر بوشار اومده؟

1285
01:24:17.083 --> 01:24:19.208
بهت قسم می‌خورم، روحمم
خبر نداره چه اتفاقی براش افتاده.

1286
01:24:22.833 --> 01:24:24.416
فقط جواب این یدونه سوالمو بده:

1287
01:24:25.208 --> 01:24:28.375
اگه بیمار تو نبود،
الان این‌طوری گوشه‌ی بیمارستان افتاده بود؟

1288
01:24:32.875 --> 01:24:35.541
اگه به هوش بیاد و سیر تا پیاز
ماجرا رو لو بده چی می‌شه؟

1289
01:24:37.500 --> 01:24:39.500
دیگه عمراً بتونی به کارِ طبابت ادامه بدی.

1290
01:25:08.500 --> 01:25:11.083
«داروخانه‌ی شبانه‌روزی ۲۴ ساعته»

1291
01:25:16.000 --> 01:25:17.208
شب بخیر.

1292
01:25:18.083 --> 01:25:19.291
این مورد رو می‌خواستم.

1293
01:25:58.166 --> 01:25:59.958
«۳۴۵»

1294
01:26:00.041 --> 01:26:00.958
«اورژانس»

1295
01:26:40.541 --> 01:26:42.250
«۳۴۵»

1296
01:26:57.666 --> 01:26:59.541
«مارتین بوشار»

1297
01:28:04.416 --> 01:28:07.666
هیس، سعی نکن حرف بزنی. فقط به حرفم گوش کن.

1298
01:28:07.750 --> 01:28:10.791
بهت آمپول محرک زدم که به هوش بیای،

1299
01:28:10.875 --> 01:28:14.125
چون واجبه حرفامو شسته‌رفته و دقیق بشنوی.

1300
01:28:15.333 --> 01:28:16.875
اگه صدامو می‌شنوی،

1301
01:28:17.708 --> 01:28:19.416
انگشت اشاره‌تو تکون بده.

1302
01:28:22.500 --> 01:28:24.916
نه! مگه اسم انگشتاتم بلد نیستی؟!

1303
01:28:26.000 --> 01:28:27.250
ساکت باش.

1304
01:28:28.958 --> 01:28:33.458
ببین، اگه صدامو می‌شنوی
دو بار پلک بزن. این‌طوری.

1305
01:28:34.833 --> 01:28:36.250
خوبه.

1306
01:28:36.833 --> 01:28:39.541
یادت میاد آخرین بار که دیدمت چی بهم گفتی؟

1307
01:28:39.625 --> 01:28:43.625
وقتی تهدیدم کردی که همه‌چیو
لو می‌دی و آبرومو می‌بری؟

1308
01:28:43.708 --> 01:28:46.041
یادت میاد یا نه؟ اگه یادته پلک بزن.

1309
01:28:46.875 --> 01:28:48.208
پس یادته.

1310
01:28:48.291 --> 01:28:51.666
من اگه جای تو بودم، کلاهمو
قاضی می‌کردم و تجدید نظر می‌کردم.

1311
01:28:53.416 --> 01:28:58.875
چون اگه دهن باز کنی و به
کسی بگی، ممکنه من ببازم...

1312
01:29:00.250 --> 01:29:04.333
شاید بیفتم زندان،
شاید پروانه‌ی طبابتم رو باطل کنن.

1313
01:29:04.416 --> 01:29:07.375
ولی تو هم همه‌چیتو می‌بازی. پاک می‌بازی!

1314
01:29:10.458 --> 01:29:11.916
«اعتبار و جایگاه...

1315
01:29:13.708 --> 01:29:16.083
مثل یه بلیط اعتباریه که
مدام باید تمدیدش کنی.»

1316
01:29:17.458 --> 01:29:19.041
یادته خودت اینو بهم گفتی؟

1317
01:29:20.250 --> 01:29:21.500
آره، معلومه که یادته.

1318
01:29:22.250 --> 01:29:26.208
همه‌ی اون اعتباری که سر این رمان به هم زدی،

1319
01:29:27.166 --> 01:29:28.916
بهت قول شرف می‌دم دود می‌شه می‌ره هوا.

1320
01:29:29.416 --> 01:29:30.250
به همین سادگی.

1321
01:29:36.625 --> 01:29:37.833
حالا تصمیمت چیه؟

1322
01:29:39.666 --> 01:29:40.791
می‌خوای تمدیدش کنی؟

1323
01:29:43.583 --> 01:29:45.041
یا می‌خوای بسوزونیش بره؟

1324
01:29:50.791 --> 01:29:51.875
انتخابت چیه؟

1325
01:30:06.625 --> 01:30:07.500
داری چیکار می‌کنی؟

1326
01:30:07.583 --> 01:30:09.208
سلام امیلیو، چطوری؟

1327
01:30:09.291 --> 01:30:12.833
اسم من برونو آلارکونه؛
روان‌درمانگرِ اریکا هستم.

1328
01:30:12.916 --> 01:30:14.458
خب. حال شما چطوره؟

1329
01:30:14.541 --> 01:30:16.041
خوبم، ممنون.

1330
01:30:16.125 --> 01:30:19.125
قبل از اینکه معشوقه‌ت برگرده
می‌رم سر اصل مطلب، باشه؟

1331
01:30:19.875 --> 01:30:22.583
- نه، اون معشوقه‌ی من نیست.
- چرا، دقیقاً هست.

1332
01:30:22.666 --> 01:30:23.666
من قضاوتت نمی‌کنم.

1333
01:30:23.750 --> 01:30:28.041
یه خواهشی ازت دارم، بی‌پرده بودنمم ببخش.

1334
01:30:28.125 --> 01:30:31.958
فردا اول وقت باید از این خونه بزنی بیرون.

1335
01:30:32.041 --> 01:30:33.250
بله؟!

1336
01:30:33.333 --> 01:30:35.875
به اریکا می‌گی که طلاق می‌خوای،

1337
01:30:35.958 --> 01:30:38.708
چون اون خودش حتی اگه طلاق
بخوادم جرئت نمی‌کنه به زبون بیاره،

1338
01:30:38.791 --> 01:30:43.083
با اینکه خوب می‌دونه چه
نارسیسیستِ کثافتی هستی.

1339
01:30:43.166 --> 01:30:45.000
فکر کردی اصلاً چه گهی هستی؟!

1340
01:30:56.833 --> 01:30:59.000
«بهت گفتم که، من روان‌درمانگرِ اریکام.»

1341
01:30:59.083 --> 01:31:00.250
چی؟

1342
01:31:00.333 --> 01:31:01.916
«روان‌درمانگرِ اریکا.»

1343
01:31:05.458 --> 01:31:06.291
خیلی عذر می‌خوام.

1344
01:31:07.125 --> 01:31:08.416
ببخشید، قفل کردم دیالوگ یادم رفت.

1345
01:31:09.541 --> 01:31:12.208
- قفل کردم، شرمنده. می‌شه کات بدیم؟
- آره، کات! قطع کنید.

1346
01:31:12.291 --> 01:31:13.708
بچه‌ها استراحتِ ناهاره، بفرمایید.

1347
01:31:13.791 --> 01:31:16.208
از همگی عذر می‌خوام. واقعاً شرمنده‌ام.

1348
01:31:16.291 --> 01:31:18.416
نمی‌دونم چه مرگم شده. اصلاً
حالم خوب نیست، ببخشید.

1349
01:31:20.291 --> 01:31:23.041
طوری نیست. قبل از ادامه‌ی
کار یه‌کم استراحت کن، باشه؟

1350
01:31:23.125 --> 01:31:24.125
شرمنده‌ام.

1351
01:31:31.041 --> 01:31:33.250
گیر کردم. نمی‌دونم چه مرگم شده.

1352
01:31:33.333 --> 01:31:36.000
خودت می‌دونی چقدر عاشق
این رمانم؛ دو بار خوندمش.

1353
01:31:36.666 --> 01:31:39.583
دوران سختی رو می‌گذرونم،
همون‌طور که قبلاً بهت گفتم.

1354
01:31:39.666 --> 01:31:41.333
آره، می‌دونم.

1355
01:31:41.416 --> 01:31:43.625
لازم نیست عذرخواهی کنی.

1356
01:31:43.708 --> 01:31:47.083
منم قبلاً یه دوره‌ای بدجوری قفل کرده بودم.
کاملاً درکت می‌کنم.

1357
01:31:47.166 --> 01:31:49.958
نگران نباش، آروم باش. عجله نکن.

1358
01:31:50.041 --> 01:31:51.541
بعدش اوضاع روبه‌راه می‌شه.

1359
01:31:51.625 --> 01:31:53.416
- نگران نباش.
- برم یه قهوه بزنم.

1360
01:31:56.416 --> 01:31:58.375
عجب احمقِ بی‌عرضه‌ای‌ام من، لعنتی!

1361
01:32:01.083 --> 01:32:03.208
این یارو می‌زنه کل فیلم رو به گند می‌کشه.

1362
01:32:14.875 --> 01:32:16.500
طعم لجن میده این قهوه.

1363
01:32:25.208 --> 01:32:26.416
واقعاً لازمه؟

1364
01:32:26.500 --> 01:32:28.333
بذار کمکت کنه.

1365
01:32:28.416 --> 01:32:30.666
اگه اون نبود، منم امروز اینجا نبودم.

1366
01:32:32.500 --> 01:32:34.333
ببین، مشکلت خیلی ساده‌ست.

1367
01:32:34.416 --> 01:32:36.750
تو توی اوجِ دوران کاریتی،

1368
01:32:36.833 --> 01:32:39.208
اما از نظر عزت نفس درست کفِ چاهی.

1369
01:32:39.291 --> 01:32:40.833
اون‌طوریام که می‌گی نیست.

1370
01:32:40.916 --> 01:32:44.291
دقیقاً همین‌طوره؛ به همین
خاطر اصلاً نمی‌تونی بازی کنی.

1371
01:32:44.375 --> 01:32:47.541
پیشنهادم برات یه تمرینِ ریشه‌ای و بنیادینه،

1372
01:32:47.625 --> 01:32:50.791
تا بتونی قبل از سقوط تهِ اون
پرتگاهی که لبه‌ش وایسادی، بکشی عقب.

1373
01:32:50.875 --> 01:32:53.875
کدوم پرتگاه؟ من لبه‌ی هیچ پرتگاهی نیستم.

1374
01:32:53.958 --> 01:32:55.291
انقدرم مطمئن نباش.

1375
01:32:58.833 --> 01:33:01.416
نه، یه لحظه وایسا. من
قبلاً اینو یه جایی خوندم!

1376
01:33:01.500 --> 01:33:03.583
نه! دید نزن.

1377
01:33:03.666 --> 01:33:07.333
می‌خواین دوتایی چیکار کنین؟
مجبورم کنین با مامانم حرف بزنم؟

1378
01:33:07.416 --> 01:33:09.500
مامانت موقع بازی کردنت پیشته؟

1379
01:33:09.583 --> 01:33:11.708
- نه، فوت شده.
- پس اصلاً برام مهم نیست.

1380
01:33:12.291 --> 01:33:14.125
به نظرم این کار یه‌خرده ریسک داره.

1381
01:33:14.208 --> 01:33:15.083
از چه نظر؟

1382
01:33:15.166 --> 01:33:17.166
آروم شدی یا نه؟

1383
01:33:17.250 --> 01:33:18.875
بعداً دربارش بحث می‌کنیم.

1384
01:33:20.075 --> 01:35:26.075
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال