WEBVTT

﻿1
00:00:52.686 --> 00:01:04.686
ارائه‌ای از وبسایت کینگ‌مووی
WWW.KING-MOVIE.NET

2
00:01:04.710 --> 00:01:12.710
اینستاگرام کینگ مووی
@kingmovie.co

3
00:02:15.156 --> 00:02:16.409
‫وایسا‬

4
00:02:16.433 --> 00:02:17.869
‫آروم، آروم‬

5
00:02:23.491 --> 00:02:25.101
‫ممنون‬

6
00:02:53.722 --> 00:02:55.332
‫مارگارت!‬

7
00:02:55.356 --> 00:02:56.934
‫مارگارت!‬

8
00:02:56.959 --> 00:02:58.134
‫رسید‬

9
00:02:58.159 --> 00:03:00.092
‫وصیت‌نامه‌ی بابا‬

10
00:03:00.136 --> 00:03:01.442
‫الینور کجاست؟‬

11
00:03:01.485 --> 00:03:04.053
‫اوه، توی خونه‌ست‬

12
00:03:04.096 --> 00:03:05.576
‫الینور!‬

13
00:03:12.606 --> 00:03:15.870
‫فقط... فقط یه کسری جزئیه، خانم‬

14
00:03:18.894 --> 00:03:20.722
‫الینور!‬

15
00:03:22.289 --> 00:03:24.639
‫- الینور! الینور!‬
‫- الینور!‬

16
00:03:24.682 --> 00:03:27.076
‫رسید. رسید‬

17
00:03:28.909 --> 00:03:30.471
‫- بازش کن دیگه!‬
‫- نمی‌تونم‬

18
00:03:30.514 --> 00:03:32.429
‫من بازش می‌کنم‬

19
00:03:32.473 --> 00:03:35.215
‫هرچی توش نوشته باشه،‬
‫با خونسردی باهاش روبه‌رو می‌شیم‬

20
00:03:46.059 --> 00:03:52.206
‫« عـقـل و احـسـاس »‬

21
00:03:54.146 --> 00:03:57.367
‫اول بابا رو از دست دادیم، حالا هم نورلند رو‬

22
00:03:57.411 --> 00:03:58.934
‫انصاف نیست‬

23
00:03:58.977 --> 00:04:01.023
‫نورلند همیشه خونه‌ی ما می‌مونه‬

24
00:04:01.066 --> 00:04:02.851
‫این رو که نمی‌تونن ازمون بگیرن‬

25
00:04:02.894 --> 00:04:05.015
‫ظاهراً با حکم قانون می‌تونن‬

26
00:04:06.316 --> 00:04:08.528
‫خونه‌ها که فرقی با هم ندارن‬

27
00:04:08.552 --> 00:04:10.554
‫یه جای دیگه به همین قشنگی پیدا می‌کنیم،‬

28
00:04:10.578 --> 00:04:13.301
‫- با پولی که باباتون برامون گذاشته‬
‫- کدوم پول؟‬

29
00:04:14.297 --> 00:04:16.343
‫درآمدمون چقدر می‌شه؟‬

30
00:04:16.386 --> 00:04:18.214
‫سالی ۴، ۵ هزار پوند؟‬

31
00:04:18.258 --> 00:04:20.085
‫۵۰۰ پوند، مامان‬

32
00:04:20.129 --> 00:04:21.826
‫نه!‬

33
00:04:24.247 --> 00:04:26.382
‫خب، عددها هم که فرقی با هم ندارن‬

34
00:04:53.554 --> 00:04:55.164
‫ممنون، نلی‬

35
00:05:17.012 --> 00:05:18.405
‫یکی داره میاد‬

36
00:05:21.016 --> 00:05:23.366
‫وای، فقط جان نباشه‬

37
00:05:23.410 --> 00:05:26.151
‫حتماً همون روزی که وصیت‌نامه رو خوندن،‬
‫از لندن راه افتاده‬

38
00:05:26.195 --> 00:05:28.390
‫وقتی بابا داشت می‌مُرد، چرا این‌قدر عجله نداشت؟‬

39
00:05:28.416 --> 00:05:30.066
‫ماریان، اونم تازه پدرش رو از دست داده‬

40
00:05:30.090 --> 00:05:31.611
‫آره، وقتی مادرش رو هم از دست داد،‬

41
00:05:31.635 --> 00:05:33.100
‫اون خونه‌ی عظیم توی لندن نصیبش شد‬

42
00:05:33.125 --> 00:05:34.677
‫هیچ نیازی به نورلند نداره‬

43
00:05:34.702 --> 00:05:36.703
‫فنی هیچ‌وقت حتی اسم من رو یادش نمی‌مونه‬

44
00:05:36.727 --> 00:05:39.158
‫برادر ناتنی‌تون خیلی لطف کرده که این‌قدر زود اومده‬

45
00:05:39.183 --> 00:05:41.621
‫ببینید چقدر عجله داشته بیاد کمک‌مون‬

46
00:05:41.645 --> 00:05:44.256
‫بیاین. بیاین بریم‬

47
00:05:48.402 --> 00:05:50.725
‫کاش جان به هرکدوم‌مون یه عالمه پول بده‬

48
00:05:50.750 --> 00:05:53.588
‫مارگارت، این حرف‌ها زشته.‬
‫با یه عالمه پول چی کار می‌کردی؟‬

49
00:05:53.613 --> 00:05:55.111
‫ما که می‌دونیم تو باهاش چی کار می‌کردی‬

50
00:05:55.136 --> 00:05:56.663
‫چه روز خوشی می‌شد برای کتاب‌فروش‌ها،‬

51
00:05:56.688 --> 00:05:58.637
‫فروشنده‌های نت موسیقی و نقاشی‌های چاپی‬

52
00:05:58.661 --> 00:06:00.229
‫و همچنین تئاترها و سالن‌های کنسرت‬

53
00:06:00.254 --> 00:06:01.945
‫حتماً توقع دارین پس‌اندازش کنم‬

54
00:06:01.969 --> 00:06:05.320
‫بس کنید. ثروت ربطی به خوشبختی نداره‬

55
00:06:05.364 --> 00:06:07.148
‫وقتی پدرتون با من ازدواج کرد،‬

56
00:06:07.191 --> 00:06:09.716
‫- مال‌ومنال چندانی نداشتم‬
‫- "مال‌ومنال چندانی نداشتم"‬

57
00:06:15.765 --> 00:06:16.897
‫آروم‬

58
00:06:31.738 --> 00:06:33.653
‫ببین، هری‬

59
00:06:33.696 --> 00:06:35.568
‫یه روز تو ارباب نورلند می‌شی‬

60
00:06:35.611 --> 00:06:38.089
‫نمی‌خوام ارباب نورلند بشم‬

61
00:06:38.114 --> 00:06:40.116
‫می‌خوام برم خونه‬

62
00:06:42.836 --> 00:06:44.228
‫خانم دشوود‬

63
00:06:45.969 --> 00:06:47.101
‫تسلیت می‌گم‬

64
00:06:49.364 --> 00:06:52.715
‫پدرتون مرد بی‌نظیری بود‬

65
00:06:52.759 --> 00:06:55.370
‫نمی‌دونم چطور باید نبودش رو تحمل کنیم‬

66
00:06:55.394 --> 00:06:56.612
‫همین‌طوره‬

67
00:07:00.081 --> 00:07:02.206
‫می‌شه یه گشتی توی خونه بزنیم؟‬

68
00:07:11.959 --> 00:07:13.526
‫بیاین بریم‬

69
00:07:17.094 --> 00:07:18.728
‫عروسکم رو پس بده!‬

70
00:07:18.766 --> 00:07:21.296
‫- نه! نه!‬
‫- دخترم رو پس بده، دزد دریایی بدجنس!‬

71
00:07:21.321 --> 00:07:23.410
‫- نه! بس کن‬
‫- برگرد ببینم!‬

72
00:07:28.838 --> 00:07:30.318
‫مارگارت‬

73
00:07:31.638 --> 00:07:32.949
‫مامان، مامان!‬

74
00:07:32.973 --> 00:07:34.773
‫آهان، این‌جایی. چی شده؟‬

75
00:07:34.798 --> 00:07:37.388
‫مارگارت بهم چاقو زد‬

76
00:07:37.412 --> 00:07:38.935
‫چاقو زد؟‬

77
00:07:38.979 --> 00:07:41.068
‫اوه، خب، فقط داشتیم بازی می‌کردیم‬

78
00:07:44.201 --> 00:07:46.116
‫برادرم فردا می‌رسه‬

79
00:07:46.140 --> 00:07:47.924
‫می‌تونه توی اتاق مارگارت بمونه‬

80
00:07:47.949 --> 00:07:50.164
‫به این زودی باید مهمون‌داری هم بکنیم؟‬

81
00:07:50.188 --> 00:07:53.032
‫ادوارد می‌خواد مطمئن بشه اینجا سر و سامون گرفتم‬

82
00:07:54.000 --> 00:07:55.608
‫بیا بریم‬

83
00:07:55.633 --> 00:07:57.775
‫شاید یادتون رفته، ولی همین تازگی‌ها‬

84
00:07:57.799 --> 00:07:59.725
‫زندگی مارگارت زیرورو شده، زندگی همه‌مون‬

85
00:07:59.750 --> 00:08:02.108
‫ادوارد می‌تونه توی اتاق من بمونه.‬
‫من می‌رم پیش ماریان‬

86
00:08:02.132 --> 00:08:04.439
‫عالیه. این‌طوری می‌تونید به هم دلداری بدید‬

87
00:08:11.490 --> 00:08:14.275
‫نفری هزار پوند؟‬

88
00:08:14.318 --> 00:08:15.885
‫برای چی؟‬

89
00:08:15.929 --> 00:08:18.686
‫خب، در قبال اون دخترها احساس مسئولیت می‌کنم‬

90
00:08:19.889 --> 00:08:21.848
‫ولی قانون رو که تو ننوشتی‬

91
00:08:21.891 --> 00:08:24.633
‫تقصیر تو که نیست خونه‌ها به پسرها ارث می‌رسن،‬

92
00:08:24.677 --> 00:08:26.679
‫نه به دخترها‬

93
00:08:26.722 --> 00:08:29.246
‫ولی آخرین خواسته‌ی پدرم این بود‬

94
00:08:29.290 --> 00:08:31.335
‫که من...‬

95
00:08:31.379 --> 00:08:34.513
‫کمک‌شون کنم‬

96
00:08:34.556 --> 00:08:38.691
‫چرا آدم‌ها دم مرگ همیشه این‌همه توقع دارن؟‬

97
00:08:42.997 --> 00:08:44.954
‫نفری ۳۰۰ پوند چی؟‬

98
00:08:44.978 --> 00:08:46.769
‫برای هر دختر جوونی،‬

99
00:08:46.794 --> 00:08:49.745
‫- این پول پشتوانه‌ی خوبی می‌شه‬
‫- از سرشون هم زیاده‬

100
00:08:49.789 --> 00:08:52.443
‫اگه ازدواج کنن، دیگه هیچ نیازی بهش ندارن‬

101
00:08:55.229 --> 00:08:58.885
‫شاید بهتر باشه یه فکری برای مادرشون بکنیم،‬

102
00:08:58.928 --> 00:09:00.713
‫که دیگه امیدی به شوهرکردنش نیست‬

103
00:09:00.756 --> 00:09:02.671
‫مثلاً یه مستمری؟‬

104
00:09:02.715 --> 00:09:04.891
‫سالی ۱۰۰ پوند؟‬

105
00:09:06.980 --> 00:09:09.460
‫خیلی سخاوتمندانه‌ست‬

106
00:09:09.484 --> 00:09:12.216
‫با این پول، ۲۰ سال راحت زندگی می‌کنه‬

107
00:09:12.241 --> 00:09:15.162
‫۲۰ سال؟ عمرش به نصف این هم قد نمی‌ده‬

108
00:09:18.208 --> 00:09:20.950
‫وقتی پای مستمری وسط باشه،‬
‫همه به اندازه‌ی نوح عمر می‌کنن‬

109
00:09:33.844 --> 00:09:36.009
‫فنی این‌ها رو برای چی می‌خواد؟‬

110
00:09:36.052 --> 00:09:37.358
‫مال خودشه‬

111
00:09:37.394 --> 00:09:38.885
‫حتماً قصد فروش‌شون رو داره‬

112
00:09:38.916 --> 00:09:40.533
‫بعید می‌دونم توی عمرش یه کتاب هم خونده باشه‬

113
00:09:40.558 --> 00:09:41.730
‫ماریان‬

114
00:09:41.754 --> 00:09:43.146
‫تو هم ازش بدت میاد‬

115
00:09:43.190 --> 00:09:44.626
‫قبول کن دیگه‬

116
00:09:44.670 --> 00:09:46.759
‫اگه درآمدمون بیشتر از سالی ۵۰۰ پوند بود،‬

117
00:09:46.802 --> 00:09:48.717
‫شاید منم هرچی توی دلمه می‌گفتم‬

118
00:09:48.761 --> 00:09:51.372
‫ولی تا وقتی محتاج‌شونیم، جلوی خودم رو می‌گیرم‬

119
00:09:51.415 --> 00:09:53.330
‫می‌خوای دست گدایی جلوی فنی دراز کنی؟‬

120
00:09:53.374 --> 00:09:54.810
‫مؤدب‌بودن که گدایی نیست‬

121
00:09:54.854 --> 00:09:56.682
‫آدم این‌طوری خوار می‌شه‬

122
00:09:56.718 --> 00:09:58.442
‫وقتی مجبور بشی توی جوب بخوابی،‬

123
00:09:58.467 --> 00:10:00.526
‫حتماً خیلی هم احساس سربلندی می‌کنی!‬

124
00:10:00.550 --> 00:10:01.682
‫اه!‬

125
00:10:18.065 --> 00:10:19.487
‫رسید!‬

126
00:10:19.530 --> 00:10:20.967
‫آقای فرارز‬

127
00:10:20.991 --> 00:10:22.297
‫الینور‬

128
00:10:25.774 --> 00:10:27.776
‫خوش‌قیافه نیست، نه؟‬

129
00:10:27.800 --> 00:10:30.106
‫صورتش رو که نمی‌بینیم‬

130
00:10:30.150 --> 00:10:32.065
‫شبیه خواهرشه‬

131
00:10:32.108 --> 00:10:34.067
‫از پشت سر چطوری فهمیدی؟‬

132
00:10:35.130 --> 00:10:36.915
‫اوه‬

133
00:10:36.939 --> 00:10:38.375
‫- تو برو‬
‫- من؟‬

134
00:10:38.399 --> 00:10:41.005
‫آره، تو. من دیگه تحمل‬
‫فامیل‌های بدقیافه‌ی فنی رو ندارم‬

135
00:10:41.030 --> 00:10:42.466
‫خب، هرقدر هم بدقیافه باشه،‬

136
00:10:42.510 --> 00:10:44.599
‫نمی‌تونی تا ابد ازش قایم بشی‬

137
00:10:44.643 --> 00:10:46.519
‫هم می‌تونم، هم این کار رو می‌کنم‬

138
00:10:57.438 --> 00:10:59.353
‫ببخشید‬

139
00:10:59.396 --> 00:11:00.876
‫ادوارد فرارز هستم‬

140
00:11:04.532 --> 00:11:06.288
‫انتظار نداشتید بیام؟‬

141
00:11:07.274 --> 00:11:08.754
‫نه‬

142
00:11:08.797 --> 00:11:10.059
‫چرا‬

143
00:11:10.083 --> 00:11:11.587
‫نه دقیقاً‬

144
00:11:12.127 --> 00:11:14.086
‫الینور دشوود هستم‬

145
00:11:14.803 --> 00:11:16.936
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم، دوشیزه دشوود‬

146
00:11:18.587 --> 00:11:20.023
‫مادرتون تشریف دارن؟‬

147
00:11:20.048 --> 00:11:22.506
‫می‌خواستم بابت مهمون‌نوازی‌شون تشکر کنم،‬

148
00:11:22.530 --> 00:11:24.706
‫به‌خصوص توی این...‬

149
00:11:25.157 --> 00:11:27.507
‫این شرایط‬

150
00:11:28.861 --> 00:11:30.994
‫ام... ببخشید، فعلاً مشغولن‬

151
00:11:31.019 --> 00:11:32.412
‫البته‬

152
00:11:36.999 --> 00:11:39.088
‫فکر کنم خواهرتون باشن‬

153
00:11:39.132 --> 00:11:40.655
‫خیلی خوب می‌نوازن‬

154
00:11:40.699 --> 00:11:43.049
‫وای، نورلند‬

155
00:11:44.572 --> 00:11:46.182
‫هوم‬

156
00:11:47.793 --> 00:11:49.255
‫زیاد هم ساز می‌زنه‬

157
00:11:50.273 --> 00:11:53.059
‫امیدوارم موسیقی دوست داشته باشید، آقای فرارز‬

158
00:11:53.102 --> 00:11:55.056
‫آهان، اینجایی، ادوارد‬

159
00:11:55.081 --> 00:11:57.648
‫باید بگیم مهتر به اسبت رسیدگی کنه‬

160
00:11:57.672 --> 00:11:59.761
‫دوشیزه مارگارت لطف کردن،‬
‫خودشون دارن بهش می‌رسن‬

161
00:11:59.805 --> 00:12:01.154
‫دختر بسیار دوست‌داشتنی‌ای هستن‬

162
00:12:01.197 --> 00:12:02.459
‫مارگارت؟‬

163
00:12:02.503 --> 00:12:04.461
‫مارگارت؟ منظورت دوشیزه ماریانه؟‬

164
00:12:04.505 --> 00:12:07.856
‫فکر کنم منظورشون خواهر کوچیکم،‬
‫دوشیزه مارگارت دشوود باشه‬

165
00:12:07.900 --> 00:12:09.728
‫خدای من‬

166
00:12:09.771 --> 00:12:11.077
‫آدم قاطی می‌کنه دیگه‬

167
00:12:11.120 --> 00:12:13.035
‫به دل نگیرید‬

168
00:12:13.079 --> 00:12:14.858
‫فنی گاهی حتی اسم من رو هم یادش می‌ره‬

169
00:12:14.883 --> 00:12:16.580
‫اصلاً هم یادم نمی‌ره‬

170
00:12:16.605 --> 00:12:18.321
‫شاید بهتر باشه بگم‬

171
00:12:18.345 --> 00:12:20.129
‫برادرمون رابرت پیش تو از من عزیزتره‬

172
00:12:20.173 --> 00:12:22.523
‫وای، رابرت عزیزم‬

173
00:12:22.566 --> 00:12:24.351
‫دوست داشتم اون هم چند روزی بیاد این‌جا،‬

174
00:12:24.394 --> 00:12:28.921
‫ولی همیشه با درشکه‌ش این‌ور و اون‌ور می‌ره‬

175
00:12:34.448 --> 00:12:35.536
‫بیا بریم‬

176
00:13:03.217 --> 00:13:05.340
‫- الینور‬
‫- گفتم وقتی می‌تونی سوارکاری کنی که‬

177
00:13:05.364 --> 00:13:06.807
‫جدول ضربت رو حفظ کرده باشی‬

178
00:13:06.832 --> 00:13:08.993
‫ولی وقتی از این‌جا بریم،‬
‫دیگه اصلاً نمی‌تونم سوارکاری کنم‬

179
00:13:09.019 --> 00:13:11.419
‫ولی پدرت هم نمی‌خواست از درست غافل بشی‬

180
00:13:11.444 --> 00:13:13.966
‫همیشه باید اسم بابا رو بیاری تا حرفت رو‬
‫به کرسی بنشونی؟‬

181
00:13:15.837 --> 00:13:18.361
‫مارگارت! مارگارت! مارگارت!‬

182
00:13:21.321 --> 00:13:22.670
‫مارگارت!‬

183
00:13:22.713 --> 00:13:24.150
‫- ولم کن!‬
‫- خواهش می‌کنم!‬

184
00:13:24.193 --> 00:13:25.891
‫- بس کن!‬
‫- فقط گوش کن!‬

185
00:13:25.934 --> 00:13:28.241
‫همیشه همین کار رو می‌کنی‬

186
00:13:32.723 --> 00:13:34.290
‫عذر می‌خوام‬

187
00:13:34.334 --> 00:13:36.031
‫نه‬

188
00:13:36.075 --> 00:13:37.903
‫نه، من عذر می‌خوام‬

189
00:13:37.946 --> 00:13:40.862
‫داشتم سعی می‌کردم به خواهرم درس بدم‬

190
00:13:40.906 --> 00:13:43.517
‫این اواخر درس و مشقش یه‌کم به‌هم ریخته‬

191
00:13:47.013 --> 00:13:49.207
‫- معلم جدیدی داره؟‬
‫- اوهوم‬

192
00:13:50.538 --> 00:13:52.061
‫متوجهم‬

193
00:13:53.302 --> 00:13:54.956
‫معلم منم همین‌قدر ترسناک بود‬

194
00:13:56.062 --> 00:13:58.064
‫من رو ترسناک می‌دونید، آقای فرارز؟‬

195
00:13:58.089 --> 00:13:59.598
‫خدای من، نه‬

196
00:13:59.622 --> 00:14:02.259
‫بهتره سر به سرش نذاریم،‬
‫لااقل تا وقتی هنوز مسلحه‬

197
00:14:05.495 --> 00:14:07.628
‫می‌خواستم از این صبح قشنگ لذت ببرم‬

198
00:14:07.671 --> 00:14:09.099
‫ولی می‌بینم مشغولید‬

199
00:14:09.124 --> 00:14:11.695
‫نه، نه، قدم‌زدن فکر خوبیه‬

200
00:14:11.719 --> 00:14:13.177
‫واقعاً فکر خوبیه‬

201
00:14:13.202 --> 00:14:14.912
‫- ولی گفتی نمی‌تونم برم...‬
‫- بیا، مارگارت...‬

202
00:14:14.937 --> 00:14:16.526
‫روز قشنگیه‬

203
00:14:16.550 --> 00:14:18.204
‫پدرت هم نمی‌خواست‬

204
00:14:18.247 --> 00:14:20.467
‫همه‌ش سرت توی کتاب باشه‬

205
00:14:20.510 --> 00:14:23.165
‫معلومه‬

206
00:14:26.560 --> 00:14:28.605
‫ادوارد، با اون معلم ترسناک،‬

207
00:14:30.216 --> 00:14:33.001
‫از درس و تحصیل متنفر نشدی؟‬

208
00:14:33.045 --> 00:14:36.222
‫برعکس، خیلی چیزها بهم یاد داد‬

209
00:14:36.265 --> 00:14:38.572
‫البته مادرم می‌گه هدف تحصیل این نیست‬

210
00:14:38.615 --> 00:14:40.791
‫پس هدف تحصیل چیه،‬

211
00:14:40.835 --> 00:14:42.445
‫اگه هدفش یادگرفتن نیست؟‬

212
00:14:42.489 --> 00:14:44.665
‫می‌گن هدفش اینه که مرد رو متشخص کنه‬

213
00:14:45.971 --> 00:14:47.537
‫ولی تو که متشخص نیستی، ادوارد‬

214
00:14:47.581 --> 00:14:49.466
‫- مارگارت!‬
‫- ای وای‬

215
00:14:49.491 --> 00:14:52.169
‫دوشیزه مارگارت، فکر کنم مجبورم‬
‫خط‌کشت رو قرض بگیرم‬

216
00:14:52.194 --> 00:14:53.500
‫اصلاً درست نیست‬

217
00:14:53.524 --> 00:14:55.615
‫یه دختر جوون این‌قدر نکته‌سنج باشه‬

218
00:14:57.199 --> 00:14:59.854
‫برگرد این‌جا!‬

219
00:14:59.898 --> 00:15:01.464
‫این‌قدر مستقل فکر نکن!‬

220
00:15:01.501 --> 00:15:03.416
‫بیا ببینم!‬

221
00:15:03.466 --> 00:15:04.859
‫بسه دیگه‬

222
00:15:05.904 --> 00:15:07.166
‫بسه!‬

223
00:15:11.344 --> 00:15:13.878
‫می‌دونید، برادرم یه بار دو تا عصا خرید،‬

224
00:15:13.903 --> 00:15:15.775
‫چون فکر می‌کرد این‌طوری متشخص‌تر می‌شه‬

225
00:15:15.799 --> 00:15:17.714
‫ولی شبیه آخوندک شده بود‬

226
00:15:25.967 --> 00:15:29.623
‫خانم فرارز دوست دارن پسرشون چطور متشخص بشه؟‬

227
00:15:29.666 --> 00:15:31.625
‫مادرم دوست داره نماینده‌ی مجلس بشم،‬

228
00:15:31.668 --> 00:15:35.020
‫سخنرانی‌های پرشور بکنم‬

229
00:15:35.063 --> 00:15:36.717
‫اگه اون نشد، هنوز بهم امیدی داره،‬

230
00:15:36.760 --> 00:15:39.154
‫به شرط این‌که با درشکه رفت‌وآمد کنم‬

231
00:15:39.198 --> 00:15:40.590
‫با درشکه؟‬

232
00:15:40.634 --> 00:15:43.115
‫غم‌انگیزه، نه؟‬

233
00:15:43.158 --> 00:15:46.727
‫هیچ جاه‌طلبی‌ای ندارم. ترجیح هم می‌دم پیاده برم‬

234
00:15:50.426 --> 00:15:51.471
‫هوم‬

235
00:15:52.863 --> 00:15:55.214
‫حتماً یه آرزویی دارید، آقای فرارز‬

236
00:16:00.393 --> 00:16:03.004
‫منم مثل بقیه دلم می‌خواد خوشبخت باشم‬

237
00:16:05.006 --> 00:16:07.791
‫ولی مثل بقیه، باید به شیوه‌ی خودم خوشبخت بشم‬

238
00:16:09.228 --> 00:16:12.405
‫بگید ببینم، چی خوشبخت‌تون می‌کنه؟‬

239
00:16:14.276 --> 00:16:16.104
‫درست نمی‌دونم، دوشیزه دشوود‬

240
00:16:21.936 --> 00:16:24.634
‫شاید کشیش‌شدن‬

241
00:16:24.678 --> 00:16:26.332
‫یه کلیسای کوچیک توی روستا‬

242
00:16:29.813 --> 00:16:32.674
‫عضو خانواده‌ای باشم که بهش افتخار کنم‬

243
00:16:42.609 --> 00:16:44.350
‫خب، به نظر میاد که دقیق می‌دونید‬

244
00:16:55.222 --> 00:16:57.137
‫بدک نبود‬

245
00:17:10.830 --> 00:17:12.440
‫هری‬

246
00:17:13.683 --> 00:17:15.424
‫سلام‬

247
00:17:18.297 --> 00:17:19.950
‫حالت خوبه، مارگارت؟‬

248
00:17:34.704 --> 00:17:36.228
‫ماریان‬

249
00:17:38.293 --> 00:17:40.320
‫باورم نمی‌شه اولش از اومدن ادوارد می‌ترسیدم‬

250
00:17:40.345 --> 00:17:42.471
‫حالا از ته دل امیدوارم بمونه،‬

251
00:17:42.495 --> 00:17:44.845
‫دست‌کم تا وقتی الینور‬
‫پیشنهاد ازدواجش رو قبول کنه‬

252
00:17:44.888 --> 00:17:46.455
‫ولی الینور که احساسی بهش نداره‬

253
00:17:46.499 --> 00:17:49.371
‫چیزی جز همون ادب همیشگی‌ش نشون نداده‬

254
00:17:50.633 --> 00:17:51.939
‫صرفاً از روی ادب که‬

255
00:17:51.982 --> 00:17:54.289
‫دو تا جوون این‌قدر به هم نزدیک نمی‌شن‬

256
00:17:54.313 --> 00:17:56.829
‫توی این چند هفته، یه لحظه هم از کنارش جدا شده؟‬

257
00:18:03.472 --> 00:18:07.128
‫خیلی خوب ژست نمی‌گیرید، آقای فرارز‬

258
00:18:07.172 --> 00:18:09.391
‫باور کنید، صورتم رو تکون نمی‌دم‬

259
00:18:12.612 --> 00:18:15.789
‫عجیبه که می‌تونید‬
‫بدون حرکت‌دادن صورت‌تون حرف بزنید‬

260
00:18:33.850 --> 00:18:36.636
‫خواهرم خیلی بااستعداده، مگه نه، آقای فرارز؟‬

261
00:18:36.660 --> 00:18:39.581
‫حیفه استعدادشون پای مدلی مثل من هدر بره‬

262
00:18:40.422 --> 00:18:43.077
‫- ولی طراحی رو دوست دارید؟‬
‫- البته‬

263
00:18:43.121 --> 00:18:44.557
‫مراقب باشید، آقای فرارز‬

264
00:18:44.587 --> 00:18:47.245
‫مطمئن باشید نمی‌دونید‬
‫منظور خواهرم از "دوست‌داشتن" چیه‬

265
00:18:47.283 --> 00:18:49.546
‫بیاید ببینید چقدر ظریفه‬

266
00:18:53.348 --> 00:18:55.263
‫تحت‌تأثیرتون قرار نمی‌ده؟‬

267
00:18:55.307 --> 00:18:56.830
‫احساسات‌تون رو برنمی‌انگیزه؟‬

268
00:18:56.873 --> 00:18:59.615
‫روح‌تون رو به وجد نمیاره، ادوارد؟‬

269
00:19:01.139 --> 00:19:03.097
‫برای گذروندن وقت که خوبه‬

270
00:19:08.929 --> 00:19:11.152
‫- محض رضای خدا!‬
‫- مادر!‬

271
00:19:12.106 --> 00:19:13.629
‫بیا، عزیزم‬

272
00:19:16.371 --> 00:19:18.068
‫فکر کنم اشتباه کردم‬

273
00:19:40.676 --> 00:19:43.026
‫چیه؟‬

274
00:19:43.050 --> 00:19:44.785
‫الینور، این اذیتت نمی‌کنه که‬

275
00:19:44.810 --> 00:19:47.946
‫ادوارد نه ذوق هنری داره، نه شور و شوقی؟‬

276
00:19:48.838 --> 00:19:50.579
‫این‌که کمتر نظرش رو به زبون میاره،‬

277
00:19:50.623 --> 00:19:52.625
‫معنی‌ش این نیست که هیچ نظری نداره‬

278
00:19:52.668 --> 00:19:54.409
‫پس شور و اشتیاق چی؟‬

279
00:19:54.453 --> 00:19:57.020
‫ادوارد از اون آدم‌ها نیست که‬

280
00:19:57.064 --> 00:19:59.240
‫با دیدن تصویر خودش به وجد بیاد‬

281
00:19:59.284 --> 00:20:02.983
‫اون متواضع‌ترین و...‬

282
00:20:03.026 --> 00:20:05.115
‫نجیب‌ترین مردیه که تا حالا دیدم‬

283
00:20:06.247 --> 00:20:07.466
‫الینور!‬

284
00:20:07.509 --> 00:20:09.424
‫دیگه چیه؟‬

285
00:20:09.468 --> 00:20:12.297
‫اگه تو عاشقش شدی،‬
‫منم سعی می‌کنم دوستش داشته باشم‬

286
00:20:12.340 --> 00:20:15.822
‫خب... نمی‌تونم انکار کنم که خیلی قبولش دارم‬

287
00:20:15.865 --> 00:20:17.040
‫خیلی قبولش داری؟‬

288
00:20:17.065 --> 00:20:18.409
‫یعنی... یعنی ازش خوشم میاد‬

289
00:20:18.433 --> 00:20:19.807
‫خیلی براش احترام قائلم‬

290
00:20:19.832 --> 00:20:20.977
‫"ازش خوشم میاد"‬

291
00:20:21.001 --> 00:20:23.612
‫"خیلی براش احترام قائلم"‬

292
00:20:23.656 --> 00:20:26.354
‫الینور، یه بار دیگه این حرف‌ها رو بزنی،‬
‫از اتاق می‌رم‬

293
00:20:26.391 --> 00:20:28.654
‫باور کن احساسم عمیق‌تر از این حرف‌هاست‬

294
00:20:28.678 --> 00:20:30.050
‫احساس ادوارد چی؟‬

295
00:20:34.623 --> 00:20:37.104
‫یعنی هنوز احساسش رو بهت نگفته؟‬

296
00:20:37.147 --> 00:20:39.106
‫هوم‬

297
00:20:39.149 --> 00:20:43.110
‫خب، گاهی نزدیک بوده بگه‬

298
00:20:45.808 --> 00:20:48.724
‫شاید چون خجالتیه، باید یه‌کم بهش دلگرمی بدی‬

299
00:20:48.768 --> 00:20:51.118
‫هوم‬

300
00:20:51.161 --> 00:20:54.600
‫مادرش یه عروس پولدار براش می‌خواد‬

301
00:20:54.643 --> 00:20:57.646
‫نمی‌تونم تشویقش کنم جلوی خانواده‌ش وایسته‬

302
00:20:57.670 --> 00:20:59.628
‫- اونم برای چی؟‬
‫- برای عشق!‬

303
00:20:59.653 --> 00:21:01.607
‫عشق به یه دختر بی‌پول‬

304
00:21:07.656 --> 00:21:09.789
‫بهت غبطه می‌خورم، الینور‬

305
00:21:09.832 --> 00:21:12.008
‫من نمی‌تونم به کم قانع باشم‬

306
00:21:14.533 --> 00:21:16.578
‫مردی که عاشق منه، باید از عشق بسوزه،‬

307
00:21:16.622 --> 00:21:18.188
‫با تمام وجودش،‬

308
00:21:18.232 --> 00:21:20.974
‫بدون ذره‌ای خویشتن‌داری یا تردید‬

309
00:21:21.017 --> 00:21:24.760
‫سلیقه‌ش هم باید از هر نظر مثل خودم باشه‬

310
00:21:25.301 --> 00:21:27.130
‫البته اگه اصلاً همچین مردی وجود داشته باشه‬

311
00:21:27.154 --> 00:21:28.198
‫دقیقاً‬

312
00:21:28.242 --> 00:21:30.549
‫دیگه از پیداکردنش ناامید شدم‬

313
00:21:33.595 --> 00:21:35.467
‫توقعم خیلی زیاده‬

314
00:21:44.411 --> 00:21:50.411

315
00:22:37.180 --> 00:22:38.356
‫وای!‬

316
00:23:05.032 --> 00:23:07.056
‫متأسفانه چیزی پیدا نشد‬

317
00:23:07.080 --> 00:23:09.256
‫نمی‌دونم چطور ازتون تشکر کنم‬

318
00:23:09.280 --> 00:23:11.805
‫حتماً صدها نامه برای پرس‌وجو فرستادید‬

319
00:23:13.956 --> 00:23:16.219
‫دوشیزه دشوود، اگه خوشبختی شما برام کمتر مهم بود‬

320
00:23:16.263 --> 00:23:19.788
‫و به خوشبختی خودم بیشتر فکر می‌کردم،‬
‫هیچ نامه‌ای نمی‌فرستادم‬

321
00:23:19.832 --> 00:23:22.617
‫نقشه می‌کشیدم که همه‌تون رو‬
‫همین‌جا پیش خودم نگه دارم‬

322
00:23:26.581 --> 00:23:28.345
‫دوشیزه دشوود‬

323
00:23:28.370 --> 00:23:30.451
‫آهان، اینجایید‬

324
00:23:30.495 --> 00:23:32.453
‫خب، خواهرتون کجاست؟‬

325
00:23:32.497 --> 00:23:33.846
‫کدوم خواهرم، خانم؟‬

326
00:23:33.871 --> 00:23:35.650
‫- منظورت مارگارته؟‬
‫- نه‬

327
00:23:35.674 --> 00:23:37.545
‫اون که پیش خودمه‬

328
00:23:37.589 --> 00:23:38.938
‫دوشیزه ماریان کجاست؟‬

329
00:23:38.981 --> 00:23:41.114
‫فکر کنم رفته قدم بزنه‬

330
00:23:42.898 --> 00:23:45.423
‫عیبی نداره. دو تاتون هم کافیه‬

331
00:23:45.447 --> 00:23:48.064
‫هرچند مهمون‌تون اصرار داشت هر سه نفر رو ببینه‬

332
00:23:56.889 --> 00:23:59.446
‫تو هم دیگه دشوود شدی؟‬

333
00:24:16.916 --> 00:24:19.128
‫اومدی، عزیزم‬

334
00:24:19.152 --> 00:24:21.193
‫این چه سرووضعیه؟‬

335
00:24:21.218 --> 00:24:23.480
‫خانم دشوود، این‌قدر سخت نگیرید‬

336
00:24:23.504 --> 00:24:25.767
‫چون به چشم خودم می‌بینم...‬

337
00:24:25.811 --> 00:24:28.335
‫که ایشون قشنگ‌ترین دختر دنیاست،‬

338
00:24:28.359 --> 00:24:30.593
‫با هر سرووضعی‬

339
00:24:30.618 --> 00:24:33.055
‫- ماریان، ایشون خانم جنینگز هستن‬
‫- هوم‬

340
00:24:33.079 --> 00:24:34.689
‫- از بستگان‌مونن‬
‫- هوم‬

341
00:24:35.690 --> 00:24:37.774
‫- از بستگان‌مون؟‬
‫- بله، بله‬

342
00:24:37.799 --> 00:24:41.609
‫من مادرِ همسرِ...‬

343
00:24:41.653 --> 00:24:44.177
‫یکی از بستگانِ بستگانِ‬

344
00:24:44.220 --> 00:24:46.005
‫مادرتون هستم‬

345
00:24:46.048 --> 00:24:48.877
‫فامیل از این نزدیک‌تر که پیدا نمی‌شه‬

346
00:24:48.921 --> 00:24:51.184
‫از مصیبت‌تون که شنیدم، با خودم گفتم:‬

347
00:24:51.227 --> 00:24:53.926
‫"باید به اون دخترها کمک کنم"‬

348
00:24:53.969 --> 00:24:56.058
‫می‌دونستم بانوی جدید نورلند هم‬

349
00:24:56.102 --> 00:24:57.799
‫از این‌که سرزده اومدم ناراحت نمی‌شن،‬

350
00:24:57.843 --> 00:24:58.887
‫بالاخره همه‌مون فامیلیم‬

351
00:24:58.931 --> 00:25:01.586
‫خیلی لطف دارید‬

352
00:25:03.006 --> 00:25:05.807
‫ببخشید، ولی واقعاً خنده‌داره‬

353
00:25:07.200 --> 00:25:10.377
‫البته که غم‌انگیزه،‬

354
00:25:10.420 --> 00:25:12.771
‫ولی خنده‌م می‌گیره وقتی فکر می‌کنم شما این‌جا‬

355
00:25:12.814 --> 00:25:15.338
‫دنبال خونه می‌گردید و داماد من،‬

356
00:25:15.382 --> 00:25:18.559
‫سِر جان میدلتون، توی بارتون‬
‫یه خونه برای اجاره داره‬

357
00:25:18.603 --> 00:25:21.422
‫که با مبلغ ناچیزی می‌تونید اجاره‌ش کنید‬

358
00:25:21.447 --> 00:25:23.453
‫متأسفانه باید واقعاً ناچیز باشه‬

359
00:25:23.477 --> 00:25:27.089
‫منم همون نزدیکی زندگی می‌کنم،‬
‫هر روز می‌تونم سر بزنم‬

360
00:25:28.019 --> 00:25:29.764
‫خیلی لطف دارید، خانم جنینگز‬

361
00:25:29.788 --> 00:25:30.987
‫هرچند دوون‌شایر،‬

362
00:25:31.012 --> 00:25:32.530
‫یه‌کم از جایی که در نظر داشتیم دورتره‬

363
00:25:32.555 --> 00:25:34.595
‫خب، عالیه‬

364
00:25:34.619 --> 00:25:37.839
‫تا چشم به هم بزنید، هر سه تاتون رو شوهر می‌دم‬

365
00:25:37.883 --> 00:25:39.798
‫یه مرد مجرد هم سراغ دارم،‬

366
00:25:39.841 --> 00:25:44.106
‫سرهنگ براندون، که تازه از هند شرقی برگشته‬

367
00:25:44.150 --> 00:25:46.879
‫تا این‌جا همراهم اومد‬

368
00:25:46.904 --> 00:25:49.523
‫اگه ایشون درگیر یه کار مرموز نبود،‬

369
00:25:49.547 --> 00:25:51.079
‫شاید هم می‌موندن‬

370
00:25:51.104 --> 00:25:52.850
‫- می‌خواید این‌جا بمونید؟‬
‫- دوشیزه دشوود،‬

371
00:25:52.874 --> 00:25:54.789
‫مطمئنم خیلی ازش خوشت میاد‬

372
00:25:54.813 --> 00:25:57.424
‫نه، الینور از قبل...‬

373
00:25:57.467 --> 00:26:00.961
‫الینور از قبل چی، خانم دشوود؟‬

374
00:26:00.986 --> 00:26:03.006
‫خانم جنینگز، حالا ایشون درگیر چه کاری هستن؟‬

375
00:26:03.031 --> 00:26:05.214
‫اوه، چه جالب!‬

376
00:26:05.258 --> 00:26:08.130
‫دوشیزه ماریان، پس از نظامی‌ها خوشت میاد؟‬

377
00:26:09.436 --> 00:26:13.179
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت، با خودم گفتم:‬

378
00:26:13.222 --> 00:26:16.544
‫"این دختر همونیه که به سرهنگ براندونِ ما میاد"‬

379
00:26:16.569 --> 00:26:17.966
‫واقعاً؟‬

380
00:26:18.010 --> 00:26:20.708
‫توی انتخاب همسر، همیشه به نظر من اعتماد کنید،‬

381
00:26:20.752 --> 00:26:23.246
‫هم استعدادش رو دارم، هم علاقه‌ش رو‬

382
00:26:23.271 --> 00:26:25.910
‫حالا هم که دخترهای خودم ازدواج کردن...‬

383
00:26:26.496 --> 00:26:28.977
‫مصمم شدم دخترهای بقیه رو شوهر بدم‬

384
00:26:30.462 --> 00:26:31.933
‫بفرما، خانم ترسناک‬

385
00:26:34.069 --> 00:26:35.201
‫بخور‬

386
00:26:42.243 --> 00:26:43.984
‫اه‬

387
00:26:45.341 --> 00:26:46.995
‫خانم جنینگز، بگید ببینم،‬

388
00:26:47.039 --> 00:26:48.997
‫سرهنگ براندون چه جور مردیه؟‬

389
00:26:49.041 --> 00:26:50.825
‫حالا که این‌قدر مرموزه، نکنه‬

390
00:26:50.869 --> 00:26:53.088
‫گذشته‌ی تیره و تاری داشته باشه؟‬

391
00:26:53.132 --> 00:26:55.090
‫- ماریان‬
‫- چیه؟‬

392
00:26:55.134 --> 00:26:56.483
‫منم دقیقاً همین فکر رو می‌کنم‬

393
00:26:56.507 --> 00:26:59.137
‫نه، نه، از این مهربون‌تر پیدا نمی‌کنی‬

394
00:26:59.162 --> 00:27:00.463
‫که این‌طور؟‬

395
00:27:00.488 --> 00:27:02.508
‫دقیقاً. خیلی هم ثروتمنده‬

396
00:27:02.532 --> 00:27:05.298
‫- هوم‬
‫- چه هیجان‌انگیز‬

397
00:27:05.323 --> 00:27:07.605
‫وقتی برادرش مُرد، کل ملک دلافورد رو به ارث برد‬

398
00:27:07.630 --> 00:27:10.038
‫- چه غم‌انگیز‬
‫- البته خودش از این ثروت لذتی نمی‌بره‬

399
00:27:10.062 --> 00:27:13.257
‫از وقتی برگشته،‬
‫سوار بر اسب از این سر کشور به اون سرش می‌ره‬

400
00:27:13.281 --> 00:27:14.892
‫از این سر کشور به اون سرش؟‬

401
00:27:14.936 --> 00:27:16.895
‫شما با خانم جنینگز نسبت دارید؟‬

402
00:27:16.938 --> 00:27:19.332
‫فکر نکنم فامیل نزدیک‌تری از شما باشم‬

403
00:27:20.855 --> 00:27:22.683
‫ولی چه آدم بی‌ملاحظه‌ای هستم‬

404
00:27:22.727 --> 00:27:26.948
‫این‌جا نشستم اصرار می‌کنم دشوودها برن دوون‌شایر،‬

405
00:27:26.999 --> 00:27:31.307
‫درحالی‌که دلِ الینور همین‌جا توی ساسکسه‬

406
00:27:31.344 --> 00:27:33.476
‫دوشیزه دشوود، پس برای همین به نظرت دور بود‬

407
00:27:33.520 --> 00:27:35.740
‫دستت رو خوندم‬

408
00:27:35.783 --> 00:27:38.446
‫خب، همه‌مون از هم‌نشینی با ادوارد لذت می‌بریم‬

409
00:27:38.471 --> 00:27:41.267
‫بله، ادوارد هرجا می‌ره محبوبه‬

410
00:27:41.310 --> 00:27:43.878
‫مادرمون خیلی به آینده‌ش امیدواره‬

411
00:27:43.922 --> 00:27:47.403
‫فقط نگران تواضعِ بیش از حد ادوارده‬

412
00:27:47.447 --> 00:27:49.057
‫قدر خودش رو نمی‌دونه‬

413
00:27:49.081 --> 00:27:51.545
‫- فنی، حالا...‬
‫- همین باعث می‌شه‬

414
00:27:51.570 --> 00:27:55.095
‫هر دختر بی‌پولی بتونه به دامش بندازه‬

415
00:27:58.066 --> 00:28:00.286
‫"به دامش..."‬

416
00:28:00.329 --> 00:28:01.983
‫"به دامش بندازه"؟‬

417
00:28:02.027 --> 00:28:04.203
‫وای، خانم دشوود‬

418
00:28:04.246 --> 00:28:06.553
‫این دیگه خیلی حرف زشتیه‬

419
00:28:06.596 --> 00:28:08.076
‫"به دامش بندازه"! یعنی...‬

420
00:28:08.100 --> 00:28:10.013
‫به عمرم همچین حرفی...‬

421
00:28:10.038 --> 00:28:12.037
‫با کمال میل پیشنهادتون رو‬
‫قبول می‌کنیم، خانم جنینگز‬

422
00:28:12.080 --> 00:28:13.778
‫- ولی دوون‌شایر خیلی دوره‬
‫- مامان‬

423
00:28:13.803 --> 00:28:15.235
‫- همین حالا می‌ریم‬
‫- ولی اسب‌ها چی؟‬

424
00:28:15.259 --> 00:28:16.586
‫ولی لازم نیست...‬

425
00:28:16.611 --> 00:28:18.767
‫اصرار دارم‬

426
00:28:19.784 --> 00:28:25.137
‫پس منم اصرار دارم یه هدیه ازم قبول کنید‬

427
00:28:25.180 --> 00:28:27.574
‫عزیزم، لازم نیست اصرار کنی‬

428
00:28:27.599 --> 00:28:31.078
‫به پدرم قول دادم‬

429
00:28:31.534 --> 00:28:34.537
‫تا الان هم بیش از حد در حق‌مون لطف کردید‬

430
00:28:34.581 --> 00:28:36.017
‫مامان‬

431
00:28:37.323 --> 00:28:38.716
‫الینور‬

432
00:28:42.632 --> 00:28:44.460
‫گوش کن ببینم، پسرم‬

433
00:28:44.504 --> 00:28:47.855
‫- این...‬
‫- جان! جان!‬

434
00:28:47.899 --> 00:28:49.683
‫- چی کار می‌کنی؟‬
‫- ما که ازش خوش‌مون نمیاد‬

435
00:28:49.727 --> 00:28:50.902
‫نه، نه‬

436
00:28:50.945 --> 00:28:52.294
‫برگرد داخل‬

437
00:28:57.085 --> 00:28:59.099
‫آماده‌ی رفتن هستید؟‬

438
00:29:00.105 --> 00:29:01.454
‫آره، فقط منتظریم‬

439
00:29:01.479 --> 00:29:04.045
‫ماریان خداحافظی‌هاش رو تموم کنه‬

440
00:29:04.089 --> 00:29:06.700
‫داره با درخت‌ها خداحافظی می‌کنه‬

441
00:29:06.744 --> 00:29:09.137
‫- یعنی چی؟ با همه‌شون؟‬
‫- بله‬

442
00:29:09.161 --> 00:29:11.430
‫شانس بیاریم، هفته‌ی دیگه راه می‌افتیم‬

443
00:29:12.791 --> 00:29:15.876
‫دل کندن از جایی که این‌قدر توش خوشحال بودید،‬
‫باید سخت باشه‬

444
00:29:17.668 --> 00:29:20.149
‫به خودم یادآوری می‌کنم‬

445
00:29:20.193 --> 00:29:22.673
‫که کنار خانواده‌م از هر جای دیگه‌ای خوشحال‌ترم‬

446
00:29:23.805 --> 00:29:25.415
‫نه، نه، نه!‬

447
00:29:29.289 --> 00:29:30.761
‫وایسا. وایسا، وایسا‬

448
00:29:30.786 --> 00:29:33.050
‫فکر کنم ما واقعاً خوش‌شانسیم‬

449
00:29:33.599 --> 00:29:37.252
‫همه‌ی خانواده‌ها که هم‌دل و هم‌سلیقه نیستن‬

450
00:29:37.296 --> 00:29:38.819
‫قطعاً همین‌طوره‬

451
00:29:45.552 --> 00:29:47.810
‫دوشیزه دشوود، می‌خواستم بدونم...‬

452
00:29:50.439 --> 00:29:51.919
‫می‌تونم ازتون بخوام...‬

453
00:29:51.964 --> 00:29:53.792
‫بله؟‬

454
00:29:53.834 --> 00:29:55.531
‫قبل از رفتن‌تون...‬

455
00:29:59.435 --> 00:30:01.437
‫تا بیرون همراهی‌تون کنم؟‬

456
00:30:14.899 --> 00:30:17.962
‫دوشیزه دشوود، یه کار فوری توی پلیموث دارم،‬

457
00:30:17.987 --> 00:30:20.121
‫ولی بعدش خیلی دلم می‌خواد...‬

458
00:30:20.166 --> 00:30:24.518
‫هیچی به اندازه‌ی دیدن‌تون توی بارتون‬
‫خوشحالم نمی‌کنه‬

459
00:30:24.561 --> 00:30:26.084
‫منظورم دیدن همه‌تونه‬

460
00:30:26.127 --> 00:30:28.695
‫مادر و خواهرهاتون هم همین‌طور‬

461
00:30:29.702 --> 00:30:31.872
‫همه‌مون از دیدن‌تون خوشحال می‌شیم‬

462
00:31:56.174 --> 00:31:58.741
‫امیدوارم بارتون به قشنگی نورلند باشه‬

463
00:31:59.786 --> 00:32:01.614
‫حتماً هست‬

464
00:33:20.388 --> 00:33:21.911
‫مامان‬

465
00:33:22.869 --> 00:33:25.219
‫حداقل فنی اینجا زندگی نمی‌کنه‬

466
00:33:47.241 --> 00:33:50.462
‫فکر می‌کنی سرهنگ براندون هم اون‌جا باشه؟‬

467
00:33:50.505 --> 00:33:51.985
‫ماریان، آهسته‌تر‬

468
00:33:54.683 --> 00:33:56.250
‫خیلی خوشحالم که‬

469
00:33:56.294 --> 00:33:58.948
‫خونه‌م رو به چند تا خانم اجاره دادم،‬

470
00:33:58.972 --> 00:34:03.302
‫چون خودم اهل شکارم و از این فکر بدم میاد‬

471
00:34:03.327 --> 00:34:05.745
‫که یکی دیگه توی زمین‌های من شکار کنه‬

472
00:34:06.352 --> 00:34:08.654
‫شانس آوردید ملک خودتون رو دارید، سرهنگ‬

473
00:34:10.438 --> 00:34:12.745
‫همسرم هم خیلی خوشحاله، بله‬

474
00:34:12.788 --> 00:34:15.531
‫عاشق گفت‌وگوهای پرشوره،‬

475
00:34:15.574 --> 00:34:16.924
‫درست مثل مادرش، مگه نه؟‬

476
00:34:21.536 --> 00:34:23.364
‫بفرمایید، بفرمایید، شروع کنید‬

477
00:34:27.761 --> 00:34:30.067
‫عالیه. عجب مغز خوشمزه‌ای‬

478
00:34:30.110 --> 00:34:31.547
‫چه خوب، چه خوب‬

479
00:34:31.591 --> 00:34:33.549
‫پیازها رو هم حتماً امتحان کنید‬

480
00:34:33.592 --> 00:34:36.074
‫خودم چیدم‌شون‬

481
00:34:36.117 --> 00:34:38.946
‫خانم جنینگز می‌گن زیاد لندن می‌رید، سرهنگ‬

482
00:34:38.989 --> 00:34:41.992
‫به نگارخونه‌ها یا مجالس رقص هم سر می‌زنید؟‬

483
00:34:42.036 --> 00:34:44.821
‫متأسفانه وقت این‌جور تفریح‌ها رو ندارم‬

484
00:34:44.865 --> 00:34:47.259
‫پس زندگی توی روستا رو ترجیح می‌دید؟‬

485
00:34:47.302 --> 00:34:49.957
‫زیبایی طبیعت و هیجان شکار‬

486
00:34:50.000 --> 00:34:52.497
‫شکارچی واقعی میزبان‌مون هستن‬

487
00:34:54.381 --> 00:34:57.225
‫پس شور و شوق شما برای چیه، جناب سرهنگ؟‬
‫هر مردی باید داشته باشه‬

488
00:34:58.722 --> 00:35:01.385
‫به نظرم بیشتر این شور و شوق‌هایی که می‌گن،‬

489
00:35:01.409 --> 00:35:03.927
‫در واقع تظاهرن‬

490
00:35:03.971 --> 00:35:06.848
‫چرا کسی باید وانمود کنه عاشق هنر، رقص یا طبیعته؟‬

491
00:35:06.873 --> 00:35:08.875
‫برای جلوه‌فروشی‬

492
00:35:09.846 --> 00:35:12.110
‫که سلیقه‌ی خوب خودش رو به رخ بکشه‬

493
00:35:14.523 --> 00:35:16.351
‫اگه من شور و شوقی داشته باشم،‬

494
00:35:16.375 --> 00:35:19.813
‫همون بیزاریِ شدید از ریاکاریه‬

495
00:35:19.856 --> 00:35:22.990
‫اتهامی که فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت به شما بچسبه‬

496
00:35:25.123 --> 00:35:27.125
‫پس جناب سرهنگ، ناراحت نمی‌شید اگه بگم‬

497
00:35:27.168 --> 00:35:30.453
‫مرد باید دست‌کم تظاهر کنه شور و شوقی داره،‬

498
00:35:30.478 --> 00:35:32.390
‫وگرنه واقعاً حوصله‌سربر می‌شه‬

499
00:35:33.802 --> 00:35:35.437
‫ماریان‬

500
00:35:36.569 --> 00:35:37.657
‫بله، مامان؟‬

501
00:35:46.622 --> 00:35:49.538
‫امروز هوا خوب بود، نه؟‬

502
00:35:50.539 --> 00:35:52.106
‫بله، خیلی خوب بود‬

503
00:35:53.716 --> 00:35:57.067
‫یه لحظه گفتم الانه که بارون بیاد‬

504
00:35:57.111 --> 00:35:59.026
‫اوه‬

505
00:35:59.914 --> 00:36:01.383
‫ولی...‬

506
00:36:01.420 --> 00:36:02.943
‫بعدش بارون نیومد‬

507
00:36:08.992 --> 00:36:12.387
‫گوشت بره دوست دارید؟‬

508
00:36:12.431 --> 00:36:13.562
‫هوم؟‬

509
00:36:20.656 --> 00:36:23.137
‫درست همون‌طور که امیدوار بودم‬

510
00:36:23.161 --> 00:36:25.728
‫می‌بینید سرهنگ چطور نگاهش می‌کنه؟‬

511
00:36:25.752 --> 00:36:27.470
‫بله‬

512
00:36:27.495 --> 00:36:30.324
‫بالاخره تیرانداز ماهریه دیگه‬

513
00:36:38.340 --> 00:36:40.285
‫سرهنگ‬

514
00:36:40.328 --> 00:36:42.025
‫خیلی ساکت به نظر میاید‬

515
00:36:42.069 --> 00:36:45.203
‫دوشیزه ماریان خیلی خوب پیانو می‌زنه، مگه نه؟‬

516
00:36:45.246 --> 00:36:48.102
‫برای همین هم به احترام‌شون با دقت گوش می‌دم‬

517
00:36:48.127 --> 00:36:50.686
‫اوه، برای این دیگه جوابی ندارم‬

518
00:36:50.730 --> 00:36:53.167
‫من که دیگه آدم‌بشو نیستم‬

519
00:36:56.605 --> 00:36:58.303
‫- باز هم بزنید!‬
‫- هنوز سیر نشدیم!‬

520
00:36:58.328 --> 00:37:00.192
‫- باز هم بزنید!‬
‫- سیر نشدیم!‬

521
00:37:00.217 --> 00:37:02.568
‫موسیقی دوست دارید، جناب سرهنگ؟‬

522
00:37:02.611 --> 00:37:04.526
‫یه زمانی دوست داشتم‬

523
00:37:07.137 --> 00:37:10.706
‫با شنیدن نوازندگی شما،‬
‫فکر کنم دوباره علاقه‌مند شدم‬

524
00:37:17.887 --> 00:37:19.918
‫فکر می‌کنی چی به سر سرهنگ اومده که‬

525
00:37:19.943 --> 00:37:22.598
‫دیگه نمی‌تونه احساسات لطیف داشته باشه؟‬

526
00:37:24.546 --> 00:37:26.548
‫خب، از تو که خوشش میاد‬

527
00:37:27.593 --> 00:37:29.029
‫هوم‬

528
00:37:32.989 --> 00:37:34.556
‫بعید می‌دونم‬

529
00:37:36.166 --> 00:37:38.908
‫فکر کنم دلش رو توی هند شرقی جا گذاشته‬

530
00:37:38.952 --> 00:37:40.867
‫حالا دیگه دلش خشکیده،‬

531
00:37:40.910 --> 00:37:43.043
‫نمی‌تونه دوباره به کسی دل ببنده‬

532
00:37:43.086 --> 00:37:46.873
‫خب، من خوشحالم که پدرمون تونست دوباره دل ببنده،‬

533
00:37:46.916 --> 00:37:49.049
‫وگرنه ما الان این‌جا نبودیم، ماریان،‬

534
00:37:49.092 --> 00:37:51.834
‫که این‌طور شاعرانه خیال‌بافی کنیم‬

535
00:38:04.878 --> 00:38:10.878

536
00:38:36.357 --> 00:38:37.402
‫آروم‬

537
00:38:45.410 --> 00:38:47.847
‫آقای فرارز، حتماً شما هم مثل ماریان‬

538
00:38:47.890 --> 00:38:49.892
‫خیال‌تون راحت می‌شه‬

539
00:38:49.936 --> 00:38:52.634
‫اگه بدونید دوون‌شایر هم درخت داره‬

540
00:38:52.678 --> 00:38:55.028
‫با این‌که همیشه مهمون داریم،‬

541
00:38:55.052 --> 00:38:57.681
‫فقط منتظر دیدن شما هستم‬

542
00:38:57.706 --> 00:38:59.554
‫دوشیزه دشوود؟‬

543
00:38:59.598 --> 00:39:01.948
‫آهای؟ دوشیزه دشوود؟‬

544
00:39:02.905 --> 00:39:04.951
‫اه‬

545
00:39:04.994 --> 00:39:07.087
‫خیلی بزرگوارید‬

546
00:39:07.112 --> 00:39:09.042
‫نمی‌ذارم اینجا کم‌وکسری داشته باشید‬

547
00:39:09.067 --> 00:39:13.568
‫اینم روزنامه‌ها و نامه‌هاتون‬

548
00:39:13.612 --> 00:39:15.048
‫خیلی لطف دارید،‬

549
00:39:15.073 --> 00:39:16.784
‫ولی خودمون هم می‌تونیم بریم شهر‬

550
00:39:16.809 --> 00:39:18.680
‫این چه حرفیه؟ باید زودتر به فکرم می‌رسید‬

551
00:39:18.704 --> 00:39:20.706
‫چند هفته‌ست این‌جایید‬

552
00:39:21.985 --> 00:39:26.126
‫از آقای فرارزتون نامه‌ای نیومده‬

553
00:39:26.151 --> 00:39:28.583
‫بله، مادرزنم گفتن که‬

554
00:39:28.627 --> 00:39:30.890
‫دل‌تون رو توی ساسکس جا گذاشتید‬

555
00:39:30.933 --> 00:39:32.805
‫اشکالی نداره‬

556
00:39:32.848 --> 00:39:35.634
‫فردا دوباره می‌بینم نامه‌ای ازش رسیده یا نه،‬

557
00:39:35.677 --> 00:39:37.723
‫بعدش هم هر روز‬

558
00:39:38.941 --> 00:39:41.683
‫بیاید، دخترها‬

559
00:39:43.786 --> 00:39:45.426
‫می‌گم، مارگارت،‬

560
00:39:45.470 --> 00:39:47.242
‫می‌گن اجاره‌ی خونه‌مون کمه،‬

561
00:39:47.267 --> 00:39:49.661
‫ولی بهای سنگینی بابتش می‌دیم‬

562
00:39:50.779 --> 00:39:52.738
‫من که سرهنگ رو دوست دارم‬

563
00:39:52.781 --> 00:39:55.044
‫خیلی حوصله‌سربره‬

564
00:39:55.088 --> 00:39:56.916
‫تازه سنش سه برابر توئه‬

565
00:39:56.959 --> 00:39:59.353
‫خب، حتی ۳۰ سالش هم نیست‬

566
00:39:59.397 --> 00:40:01.311
‫تازه پولدار هم هست‬

567
00:40:01.355 --> 00:40:03.705
‫حالا دیگه داری عمداً حرصم رو درمیاری‬

568
00:40:07.274 --> 00:40:09.015
‫خیلی بهش فکر کردم‬

569
00:40:10.408 --> 00:40:13.149
‫من از خودم نه ثروتی دارم، نه خونه‌ای‬

570
00:40:14.251 --> 00:40:16.626
‫پس عاشق کسی می‌شم که بتونه برام خونه بگیره‬

571
00:40:18.068 --> 00:40:20.095
‫وای، مارگارت‬

572
00:40:20.120 --> 00:40:22.595
‫برام هم فرقی نداره پولش از ارث باشه یا‬
‫خودش درآورده باشه‬

573
00:40:22.620 --> 00:40:24.832
‫من که افاده‌ای نیستم‬

574
00:40:24.856 --> 00:40:26.945
‫فقط باید خیلی پولدار باشه‬

575
00:40:26.969 --> 00:40:28.928
‫"فقط باید خیلی پولدار باشه"‬

576
00:40:28.990 --> 00:40:30.775
‫خدای من‬

577
00:40:30.818 --> 00:40:33.430
‫مارگارت، وقتی این‌جا این‌قدر خوشبختیم،‬

578
00:40:33.466 --> 00:40:35.164
‫چطور می‌تونیم از ثروت حرف بزنیم؟!‬

579
00:40:37.303 --> 00:40:39.436
‫بیا!‬

580
00:40:48.445 --> 00:40:50.736
‫وای، ماریان! چیزیت شده؟‬

581
00:40:50.760 --> 00:40:53.199
‫- لطفاً کمکم کن بلند شم‬
‫- می‌تونی وایسی؟‬

582
00:40:53.224 --> 00:40:54.616
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب‬

583
00:40:55.452 --> 00:40:57.149
‫وای، نه، نه‬

584
00:40:57.179 --> 00:40:58.790
‫مچ پامه‬

585
00:40:58.846 --> 00:41:01.074
‫صبر کن. همین‌جا بمون. همین‌جا بمون‬

586
00:41:12.860 --> 00:41:14.383
‫آقا!‬

587
00:41:14.427 --> 00:41:16.081
‫آقا! کمک‌مون کنید!‬

588
00:41:24.306 --> 00:41:26.352
‫ماریان، یکی رو پیدا کردم‬

589
00:41:26.395 --> 00:41:29.007
‫یکی اومده نجات‌مون بده‬

590
00:41:29.050 --> 00:41:30.399
‫خوب می‌شی‬

591
00:41:32.227 --> 00:41:35.317
‫خانم، وضع خیلی وخیمه‬

592
00:41:35.361 --> 00:41:36.713
‫اجازه هست؟‬

593
00:42:00.212 --> 00:42:01.388
‫هوم‬

594
00:42:03.781 --> 00:42:06.740
‫با دست‌پخت آشپزمون توی نورلند فرق داره‬

595
00:42:06.784 --> 00:42:09.700
‫می‌شه گفت بهتره؟‬

596
00:42:09.743 --> 00:42:11.223
‫مامان!‬

597
00:42:12.389 --> 00:42:13.834
‫مارگارت؟‬

598
00:42:14.879 --> 00:42:17.316
‫- مامان! مامان!‬
‫- مارگارت‬

599
00:42:21.450 --> 00:42:22.582
‫مامان! مامان!‬

600
00:42:22.626 --> 00:42:24.236
‫مارگارت، همه‌چی روبه‌راهه؟‬

601
00:42:24.260 --> 00:42:26.427
‫ماریان صدمه دید. کنار ساحل افتاد. اون...‬

602
00:42:26.452 --> 00:42:28.236
‫- آروم‌تر، عزیزم‬
‫- سعی کن آروم باشی‬

603
00:42:29.033 --> 00:42:31.045
‫بعد یه آقای محترم نجاتش داد‬

604
00:42:31.069 --> 00:42:32.245
‫- یه آقای محترم؟‬
‫- آره‬

605
00:42:32.288 --> 00:42:33.725
‫خوش‌قیافه‌ست؟‬

606
00:42:33.749 --> 00:42:35.621
‫حتماً هست که این‌قدر جوانمردانه رفتار کرده‬

607
00:42:35.646 --> 00:42:39.501
‫الینور، یه آقای خوش‌قیافه جون ماریان رو نجات داد‬

608
00:42:40.470 --> 00:42:42.472
‫جونش رو که نه، خانم عزیز‬

609
00:42:42.516 --> 00:42:44.083
‫فقط مچ پاش صدمه دیده‬

610
00:42:50.045 --> 00:42:53.614
‫فکر نکنم استخونش شکسته باشه،‬
‫ولی باید استراحت کنه‬

611
00:42:53.658 --> 00:42:56.008
‫بشینید، آقا. خودتون رو خشک کنید‬

612
00:42:56.051 --> 00:42:57.792
‫راضی به زحمت‌تون نیستم‬

613
00:42:57.836 --> 00:42:59.533
‫همین حالا هم خونه‌تون رو حسابی خیس کردم‬

614
00:42:59.577 --> 00:43:01.839
‫خواهش می‌کنم، اصلاً مهم نیست‬

615
00:43:01.883 --> 00:43:05.625
‫خب، اجازه می‌دید فردا برگردم؟‬

616
00:43:05.669 --> 00:43:08.106
‫ببینم حال بیمار چطوره‬

617
00:43:08.149 --> 00:43:09.629
‫حتماً بیاید‬

618
00:43:11.066 --> 00:43:13.591
‫تا اون موقع، امیدوارم حال‌شون بهتر بشه‬

619
00:43:18.290 --> 00:43:19.466
‫اوه‬

620
00:43:19.509 --> 00:43:20.772
‫نلی‬

621
00:43:20.797 --> 00:43:22.643
‫نلی، می‌شه چند تا حوله بیاری؟‬

622
00:43:22.687 --> 00:43:24.036
‫قربان!‬

623
00:43:24.079 --> 00:43:27.343
‫بفرمایید به چه کسی مدیونیم؟‬

624
00:43:27.387 --> 00:43:28.757
‫ویلوبی هستم، خانم‬

625
00:43:28.782 --> 00:43:30.932
‫خانم دشوود هستم‬

626
00:43:30.956 --> 00:43:33.387
‫دخترم اسمش ماریانه، همون که نجاتش دادید‬

627
00:43:33.412 --> 00:43:34.805
‫ماریان‬

628
00:43:36.284 --> 00:43:37.550
‫خوش‌وقتم‬

629
00:43:37.574 --> 00:43:39.870
‫پس تا فردا، خانم دشوود عزیز‬

630
00:43:43.359 --> 00:43:44.491
‫هی‬

631
00:43:48.451 --> 00:43:49.975
‫آقای ویلوبی‬

632
00:43:50.018 --> 00:43:52.717
‫چه اسم قشنگی هم داره‬

633
00:43:52.760 --> 00:43:54.153
‫مارگارت، چی شد؟ چطوری افتادم؟‬

634
00:43:54.196 --> 00:43:55.545
‫با ظرافت افتادم؟‬

635
00:43:55.589 --> 00:43:57.199
‫قیافه‌ش چطور بود؟‬

636
00:43:57.243 --> 00:43:59.114
‫- خب، خودت که اونجا بودی‬
‫- نگاهش نکردی؟‬

637
00:43:59.146 --> 00:44:00.516
‫جرئتش رو نداشتم‬

638
00:44:00.540 --> 00:44:02.670
‫چون از قبل توی ذهنت یه تصویری ازش داشتی؟‬

639
00:44:02.695 --> 00:44:05.643
‫شجاعت و واکنش سریعش از هر تصویری گویاتره‬

640
00:44:05.686 --> 00:44:07.300
‫چه روح نجیبی هم داره‬

641
00:44:07.325 --> 00:44:08.783
‫معلومه‬

642
00:44:08.808 --> 00:44:11.039
‫آدم اصلاً دمل‌هاش رو یادش می‌ره‬

643
00:44:11.083 --> 00:44:12.867
‫اون که دمل نداره!‬

644
00:44:12.911 --> 00:44:14.042
‫الینور‬

645
00:44:14.086 --> 00:44:15.565
‫ماریان و ویلوبی‬

646
00:44:17.045 --> 00:44:18.873
‫ماریان و ویلوبی‬

647
00:44:41.504 --> 00:44:42.767
‫هوم‬

648
00:44:49.556 --> 00:44:52.918
‫ماجرای زمین‌خوردن‌تون رو توی شهر‬
‫حسابی بزرگ کرده بودن‬

649
00:44:53.778 --> 00:44:56.302
‫حسابی سرحال به نظر می‌رسید‬

650
00:44:56.345 --> 00:44:57.564
‫مثل همیشه‬

651
00:44:58.913 --> 00:45:00.959
‫از اول هم خطر جدی‌ای تهدیدم نمی‌کرد‬

652
00:45:03.962 --> 00:45:06.921
‫ممکنه...‬

653
00:45:06.965 --> 00:45:11.462
‫به‌به، دوشیزه‌های عزیز دشوود!‬

654
00:45:11.486 --> 00:45:13.076
‫براتون هدیه آوردم‬

655
00:45:13.101 --> 00:45:15.442
‫برای شما، دوشیزه ماریان‬

656
00:45:16.583 --> 00:45:17.671
‫آقای ویلوبی‬

657
00:45:17.715 --> 00:45:19.361
‫خوش اومدید‬

658
00:45:20.543 --> 00:45:21.849
‫خانم دشوود‬

659
00:45:22.850 --> 00:45:26.071
‫این هم برای شما...‬

660
00:45:26.114 --> 00:45:28.029
‫اوه‬

661
00:45:28.073 --> 00:45:30.011
‫- ممنون‬
‫- بی‌نهایت خوشحالم که‬

662
00:45:30.036 --> 00:45:32.531
‫می‌بینم این‌قدر به دوشیزه ماریان توجه می‌شه‬

663
00:45:32.555 --> 00:45:33.812
‫بله‬

664
00:45:33.837 --> 00:45:36.298
‫ایشون سرهنگ براندون هستن، صاحب دلافورد‬

665
00:45:36.342 --> 00:45:38.518
‫تازه از هند شرقی برگشتن‬

666
00:45:38.561 --> 00:45:40.721
‫ویلوبی همسایه‌ی منه‬

667
00:45:40.746 --> 00:45:44.219
‫هر تابستون میاد آلنم، به عمه‌ی پیرش سر بزنه‬

668
00:45:44.263 --> 00:45:46.308
‫هر دو هم تیراندازهای ماهری‌ان‬

669
00:45:46.352 --> 00:45:48.528
‫چطور می‌تونیم ازتون تشکر کنیم، آقا؟‬

670
00:45:48.552 --> 00:45:50.848
‫همین که این چهره‌ی زیبا دوباره شاداب بشه،‬

671
00:45:50.873 --> 00:45:52.238
‫خودش بهترین تشکره‬

672
00:45:53.794 --> 00:45:56.570
‫آقای ویلوبی، اگه اونجا نبودید،‬
‫چه بلایی سرم می‌اومد؟‬

673
00:45:56.595 --> 00:45:58.578
‫فکرش هم تنم رو می‌لرزونه‬

674
00:45:58.602 --> 00:46:00.881
‫بله، واقعاً...‬

675
00:46:00.905 --> 00:46:04.022
‫خوش‌شانسیم که ویلوبی رو داریم‬

676
00:46:04.046 --> 00:46:07.441
‫باید یه مهمونی راه بندازم، نه؟‬

677
00:46:07.496 --> 00:46:09.438
‫مهمونی؟‬

678
00:46:09.462 --> 00:46:12.900
‫بله، توی مهمونی قبلی‌م از ۸ شب تا ۴ صبح رقصید،‬

679
00:46:12.944 --> 00:46:14.597
‫حتی یه لحظه هم ننشست‬

680
00:46:14.641 --> 00:46:17.165
‫رقصیدن رو دوست دارید، آقای ویلوبی؟‬

681
00:46:17.209 --> 00:46:19.993
‫البته، خیلی وقت‌ها ازش به وجد میام‬

682
00:46:20.018 --> 00:46:21.248
‫اوه‬

683
00:46:21.272 --> 00:46:22.969
‫بیاید، سرهنگ‬

684
00:46:22.994 --> 00:46:25.281
‫باید جوون‌ها رو با خوش‌گذرونی‌شون تنها بذاریم‬

685
00:46:25.306 --> 00:46:27.044
‫وقتی حال‌تون خوب شد، دوشیزه ماریان،‬

686
00:46:27.087 --> 00:46:28.698
‫شاید بتونیم با هم برقصیم‬

687
00:46:28.741 --> 00:46:30.091
‫امیدوارم زودتر...‬

688
00:46:30.134 --> 00:46:31.397
‫قول می‌دم حسابی خسته‌تون کنم‬

689
00:46:38.534 --> 00:46:41.233
‫امیدوارم زود بهتر بشید، دوشیزه ماریان‬

690
00:46:48.588 --> 00:46:50.764
‫شاید دفعه‌ی بعد شانس بیارید‬

691
00:46:50.808 --> 00:46:52.766
‫خب، سرهنگ، توی مهمونی می‌بینم‌تون‬

692
00:46:52.810 --> 00:46:55.900
‫"امیدوارم زود بهتر بشید، ماریان"‬

693
00:47:56.264 --> 00:47:57.918
‫خواهرتون خوشحال به نظر میاد‬

694
00:47:58.919 --> 00:48:00.486
‫بله، بیش از حد‬

695
00:48:02.270 --> 00:48:04.446
‫باید حدی براش تعیین کرد؟‬

696
00:48:04.490 --> 00:48:06.492
‫برای مقدار خوشحالی‌ش نه،‬

697
00:48:06.535 --> 00:48:09.181
‫ولی اصرار داره همه‌ی احساساتش رو بروز بده‬

698
00:48:09.206 --> 00:48:12.192
‫این صداقتش ستودنیه‬

699
00:48:12.236 --> 00:48:15.369
‫یه زمانی خانمی رو می‌شناختم که خیلی شبیه‬
‫خواهرتون بود...‬

700
00:48:19.156 --> 00:48:21.506
‫ببخشید‬

701
00:48:21.549 --> 00:48:24.204
‫دلم نمی‌خواد ماریان ذره‌ای عوض بشه‬

702
00:48:25.510 --> 00:48:28.121
‫همچین روحیه‌ای خیلی کمیابه‬

703
00:48:49.015 --> 00:48:51.670
‫زیباست، واقعاً زیباست‬

704
00:49:03.374 --> 00:49:04.853
‫تا حالا ندیدم کسی‬

705
00:49:04.897 --> 00:49:06.943
‫با چنین ظرافتی برقصه‬

706
00:49:06.986 --> 00:49:08.466
‫حتی وقتی زمین خوردم؟‬

707
00:49:08.509 --> 00:49:10.163
‫کی زمین خوردی؟‬

708
00:49:10.207 --> 00:49:11.773
‫من که ندیدم‬

709
00:49:11.817 --> 00:49:13.972
‫هر مردی هم بگه دیده، به دوئل دعوتش می‌کنم‬

710
00:49:15.099 --> 00:49:18.084
‫دفعه‌ی بعد باید توی لندن با هم برقصیم‬

711
00:49:19.365 --> 00:49:22.741
‫با ظرافتی که مدنظر ماست، همه رو خیره می‌کنیم‬

712
00:49:23.742 --> 00:49:24.961
‫لندن‬

713
00:49:25.004 --> 00:49:26.527
‫توی لندن خیلی مبادی آدابن؟‬

714
00:49:26.571 --> 00:49:29.095
‫از شدت نزاکت دارن خفه می‌شن‬

715
00:49:33.970 --> 00:49:35.406
‫نشونت می‌دم‬

716
00:49:42.804 --> 00:49:44.937
‫من رو بذار زمین! بذار زمین! نه!‬

717
00:49:49.942 --> 00:49:51.639
‫دارید می‌رید، سرهنگ؟‬

718
00:49:53.511 --> 00:49:56.079
‫این سرهنگ براندون از اون مردهاییه که‬

719
00:49:56.122 --> 00:49:58.604
‫همه ازش تعریف می‌کنن، ولی هیچ‌کس دوستش نداره‬

720
00:49:58.647 --> 00:50:00.998
‫- بس کن، بس کن‬
‫- حقیقت داره‬

721
00:50:01.041 --> 00:50:04.129
‫خب، حتماً به زنِ برادر مرحومش مربوطه‬

722
00:50:04.154 --> 00:50:05.959
‫سرهنگ تمام کشور رو‬

723
00:50:06.003 --> 00:50:07.526
‫دنبال اون گشته‬

724
00:50:07.569 --> 00:50:10.137
‫نباید بذاریم رفتنش خوشی‌مون رو خراب کنه‬

725
00:50:10.181 --> 00:50:11.834
‫بریم رقص بعدی، دوشیزه دشوود؟‬

726
00:50:11.878 --> 00:50:13.749
‫وای‬

727
00:50:13.793 --> 00:50:15.229
‫من همین‌جا کاملاً راحتم‬

728
00:50:15.273 --> 00:50:17.077
‫تمام شب دلش می‌خواسته برقصه‬

729
00:50:17.102 --> 00:50:18.971
‫اوه، نکنه منتظر‬

730
00:50:19.015 --> 00:50:21.843
‫آقای فرارزِ همیشه غایب‌مون هستیم؟‬

731
00:50:23.932 --> 00:50:25.630
‫به من که لطف می‌کنید‬

732
00:50:25.673 --> 00:50:28.328
‫می‌دونید چقدر رقصیدن رو دوست دارم‬

733
00:50:28.372 --> 00:50:29.677
‫بله، برید دیگه‬

734
00:50:30.765 --> 00:50:31.767
‫خیلی خوبه!‬

735
00:50:31.810 --> 00:50:33.812
‫اوه! اوه!‬

736
00:50:33.856 --> 00:50:35.205
‫چه خوب‬

737
00:50:42.473 --> 00:50:44.388
‫"دیمون من نخستین کسی بود که در دلم افروخت‬

738
00:50:44.432 --> 00:50:46.477
‫آن شعله‌ی لطیف و جاودان را‬

739
00:50:46.520 --> 00:50:48.509
‫دیمون من آخرین کسی‌ست که می‌شنود‬

740
00:50:48.534 --> 00:50:51.004
‫آهِ آرام این سینه‌ی وفادار را‬

741
00:50:51.048 --> 00:50:53.267
‫عمرِ میان این دو هیچ ارزشی ندارد‬

742
00:50:53.310 --> 00:50:56.008
‫آه، فکرش را از سر بیرون کن!‬

743
00:50:56.052 --> 00:50:58.271
‫به روزی بیندیش که آن عشق زاده شد،‬

744
00:50:58.315 --> 00:51:00.578
‫و به امروز، روزِ بازگشت شیرینش‬

745
00:51:00.640 --> 00:51:03.252
‫هرچه گذشته، به خاک بسپار،‬

746
00:51:03.276 --> 00:51:05.583
‫یا بگو هیچ خطایی رخ نداده است‬

747
00:51:05.626 --> 00:51:07.411
‫در این جهانِ پرابهام،‬

748
00:51:07.454 --> 00:51:09.630
‫چه کسی می‌داند کدام راه خطرناک است؟‬

749
00:51:09.674 --> 00:51:13.025
‫ولی عشق هر خطایی را می‌بخشد،‬

750
00:51:13.069 --> 00:51:15.767
‫یا با نگاهی مهربان سرزنش می‌کند‬

751
00:51:15.810 --> 00:51:18.089
‫اکنون هیچ‌چیز در یاد نماند،‬

752
00:51:18.114 --> 00:51:20.424
‫جز این‌که دیدار می‌کنیم و عاشقیم"‬

753
00:51:23.427 --> 00:51:27.039
<i>‫♪ بدرود ♪‬</i>

754
00:51:27.083 --> 00:51:30.216
<i>‫♪ ای عشق راستین من ♪‬</i>

755
00:51:30.260 --> 00:51:33.872
<i>‫♪ بدرود ♪‬</i>

756
00:51:33.915 --> 00:51:37.180
<i>‫♪ برای مدتی کوتاه ♪‬</i>

757
00:51:37.223 --> 00:51:40.705
<i>‫♪ راهی سفر می‌شوم ♪‬</i>

758
00:51:40.748 --> 00:51:44.361
<i>‫♪ ولی بازخواهم گشت ♪‬</i>

759
00:51:44.404 --> 00:51:50.758
<i>‫♪ حتی اگر ده‌هزار مایل دور شوم ♪‬</i>

760
00:51:55.328 --> 00:51:59.158
<i>‫♪ کلاغی که ♪‬</i>

761
00:51:59.202 --> 00:52:03.031
<i>‫♪ چنین سیاه است، عشق من ♪‬</i>

762
00:52:03.075 --> 00:52:09.386
<i>‫♪ بی‌گمان سفید خواهد شد ♪‬</i>

763
00:52:09.429 --> 00:52:13.781
<i>‫♪ اگر روزی به کسی که دوستش دارم ♪‬</i>

764
00:52:13.825 --> 00:52:17.176
<i>‫♪ بی‌وفایی کنم، ♪‬</i>

765
00:52:17.220 --> 00:52:19.657
<i>‫♪ روزهای روشن ♪‬</i>

766
00:52:19.700 --> 00:52:23.704
<i>‫♪ به شب بدل خواهند شد ♪‬</i>

767
00:52:52.555 --> 00:52:55.513
‫می‌شه منم سوار شم؟‬
‫خواهش می‌کنم، ماریان‬

768
00:52:55.538 --> 00:52:57.912
‫باید از ویلوبی بپرسی‬

769
00:52:57.956 --> 00:52:59.958
‫این هدیه‌ی مخصوصش به منه‬

770
00:53:00.001 --> 00:53:02.395
‫وای، ماریان، چه قشنگه‬

771
00:53:02.419 --> 00:53:04.377
‫سِر جان دیگه زیاده‌روی کرده‬

772
00:53:04.441 --> 00:53:06.192
‫سِر جان بهم ندادتش‬

773
00:53:06.217 --> 00:53:08.140
‫هدیه‌ی ویلوبیه‬

774
00:53:08.184 --> 00:53:10.969
‫ما که اصطبل نداریم‬

775
00:53:11.012 --> 00:53:13.754
‫- پول علوفه‌ش رو هم نداریم‬
‫- اسمش ملکه مَبه‬

776
00:53:13.798 --> 00:53:16.017
‫- خدا به دادمون برسه!‬
‫- ملکه مَب‬

777
00:53:16.061 --> 00:53:18.281
‫مطمئنم خود ویلوبی هم به‌زور از پس هزینه‌ش برمیاد‬

778
00:53:18.324 --> 00:53:21.063
‫کاملاً به عمه‌ش توی آلنم وابسته‌ست‬

779
00:53:21.088 --> 00:53:23.874
‫همیشه باید برام موعظه کنی که احتیاط کنم؟‬

780
00:53:25.450 --> 00:53:28.334
‫اگه قراره سقوط کنم،‬
‫ترجیح می‌دم از یه جای خیلی بلند باشه‬

781
00:53:29.857 --> 00:53:31.598
‫عزیزم، ملکه مَب به‌زودی‬

782
00:53:31.642 --> 00:53:33.426
‫راهی خونه‌ی جدیدش می‌شه‬

783
00:53:33.470 --> 00:53:36.603
‫آقای ویلوبی خواسته فردا خصوصی صحبت کنیم‬

784
00:53:36.647 --> 00:53:37.996
‫وای‬

785
00:53:44.785 --> 00:53:46.396
‫وای، مامان‬

786
00:53:48.006 --> 00:53:50.008
‫بدون اون چی کار کنیم؟‬

787
00:53:53.098 --> 00:53:55.100
‫دل‌مون براش تنگ می‌شه، عزیزم‬

788
00:53:56.536 --> 00:53:58.582
‫ولی خوشبخت می‌شه‬

789
00:54:20.246 --> 00:54:21.811
‫الینور‬

790
00:54:25.913 --> 00:54:27.698
‫کجا موندن؟‬

791
00:54:27.741 --> 00:54:30.918
‫یه "بله" گفتن که نباید این‌همه طول بکشه‬

792
00:54:34.444 --> 00:54:35.967
‫نان شیرین خریدیم‬

793
00:54:36.010 --> 00:54:38.665
‫و... اینم از نامه‌ت‬

794
00:54:40.841 --> 00:54:42.408
‫از ادوارده؟‬

795
00:54:48.371 --> 00:54:49.502
‫هوم‬

796
00:54:49.546 --> 00:54:51.718
‫عروسی‌شون رو با هم می‌گیرن‬

797
00:54:52.549 --> 00:54:53.985
‫شوهرخواهرهایی بهتر از‬

798
00:54:54.028 --> 00:54:55.595
‫ویلوبی و ادوارد نصیبت نمی‌شد‬

799
00:54:55.639 --> 00:54:57.205
‫نمیاد‬

800
00:55:00.252 --> 00:55:01.558
‫ولی قول داده بود‬

801
00:55:03.473 --> 00:55:05.388
‫نوشته واسه کارش باید توی لندن بمونه،‬

802
00:55:05.431 --> 00:55:07.085
‫حداقل تا سال جدید‬

803
00:55:09.000 --> 00:55:10.218
‫وای، عزیزم‬

804
00:55:10.262 --> 00:55:12.133
‫این چه حرفیه؟‬

805
00:55:13.526 --> 00:55:15.223
‫امروز روز خوشیه‬

806
00:55:16.703 --> 00:55:18.705
‫ماریان هر لحظه ممکنه برگرده‬

807
00:55:41.772 --> 00:55:42.903
‫ماریان‬

808
00:55:50.694 --> 00:55:51.825
‫رفت‬

809
00:55:51.869 --> 00:55:52.951
‫رفت؟‬

810
00:55:52.976 --> 00:55:54.238
‫یعنی چی "رفت"؟‬

811
00:55:54.262 --> 00:55:55.699
‫کجا رفت؟‬

812
00:55:55.742 --> 00:55:57.004
‫لندن‬

813
00:55:57.048 --> 00:55:59.746
‫عمه‌ش برای کاری فرستادتش اونجا‬

814
00:55:59.790 --> 00:56:01.601
‫- نه!‬
‫- وای، ماریان‬

815
00:56:01.626 --> 00:56:03.510
‫همه‌ی مردها باید جمع بشن توی لندن؟‬

816
00:56:03.535 --> 00:56:05.189
‫مارگارت‬

817
00:56:08.095 --> 00:56:11.838
‫چه مدت باید از هم دور باشید، عزیزم؟‬

818
00:56:11.889 --> 00:56:16.110
‫تا... تا مدت‌ها به آلنم برنمی‌گرده‬

819
00:56:18.898 --> 00:56:21.466
‫مامان، قلبم داره از جا درمیاد‬

820
00:56:22.421 --> 00:56:23.640
‫وای‬

821
00:56:24.684 --> 00:56:26.643
‫ولی رابطه‌ش رو باهات قطع نکرده‬

822
00:56:26.686 --> 00:56:28.384
‫بهت سر می‌زنه‬

823
00:56:28.427 --> 00:56:30.124
‫همیشه همین رو می‌گن دیگه‬

824
00:56:30.168 --> 00:56:32.910
‫- ساکت باش!‬
‫- مارگارت‬

825
00:56:32.953 --> 00:56:35.303
‫تا ۱۲ ماه دیگه برنمی‌گرده‬

826
00:56:36.914 --> 00:56:39.046
‫۱۲ ماه؟‬

827
00:56:40.526 --> 00:56:43.137
‫عشق می‌تونه همچین دوری‌ای رو تاب بیاره؟‬

828
00:56:46.010 --> 00:56:48.347
‫عشقی مثل عشق شما می‌تونه، عزیزم‬

829
00:56:57.198 --> 00:57:03.198

830
00:57:37.278 --> 00:57:39.237
‫- من نمیام‬
‫- ولی خانم جنینگز‬

831
00:57:39.280 --> 00:57:41.631
‫خیلی مشتاقن با دخترشون شام بخوریم‬

832
00:57:41.674 --> 00:57:44.285
‫همیشه داریم با سِر جان و بانو میدلتون شام می‌خوریم‬

833
00:57:44.329 --> 00:57:46.549
‫دختر دیگه‌ش، خانم پالمر‬

834
00:57:46.592 --> 00:57:48.855
‫الینور، حوصله‌ی معاشرت ندارم‬

835
00:57:48.899 --> 00:57:50.596
‫خب، باید یه‌کم حوصله پیدا کنی‬

836
00:57:50.640 --> 00:57:52.076
‫فردا می‌ره لندن‬

837
00:57:52.119 --> 00:57:53.817
‫فقط همین فرصت رو برای دیدنش داریم‬

838
00:57:53.860 --> 00:57:55.471
‫توی لندن زندگی می‌کنه؟‬

839
00:57:58.451 --> 00:58:01.994
‫بد نیست با آدم‌های متنوع‌تری آشنا بشیم‬

840
00:58:02.018 --> 00:58:03.609
‫اگه شانس بیاریم،‬

841
00:58:03.633 --> 00:58:06.000
‫خانم پالمر نه شبیه خواهرشه، نه شبیه مادرش‬

842
00:58:10.747 --> 00:58:13.532
‫شما دوتا‬

843
00:58:13.576 --> 00:58:15.186
‫قشنگ‌ترین زن‌های دنیا هستید‬

844
00:58:15.229 --> 00:58:17.623
‫درست نمی‌گم، آقای پالمر؟‬

845
00:58:17.667 --> 00:58:19.973
‫آقای پالمر خیلی شوخ‌طبعه‬

846
00:58:20.010 --> 00:58:21.881
‫هر وقت حرف می‌زنم، بهم بی‌اعتنایی می‌کنه‬

847
00:58:21.932 --> 00:58:23.020
‫ببینید‬

848
00:58:23.063 --> 00:58:26.545
‫آقای پالمر. آقای پالمر؟‬

849
00:58:26.589 --> 00:58:28.517
‫وانمود می‌کنی صدام رو نمی‌شنوی؟‬

850
00:58:28.542 --> 00:58:30.936
‫عزیزم، به این می‌گن روزنامه‬

851
00:58:31.594 --> 00:58:32.638
‫دارم می‌خونمش‬

852
00:58:35.511 --> 00:58:37.513
‫وای، روزنامه‬

853
00:58:37.556 --> 00:58:38.601
‫چه بامزه‬

854
00:58:38.644 --> 00:58:40.516
‫برای همین اصرار کردم‬

855
00:58:40.559 --> 00:58:42.605
‫یه هم‌صحبت با خودم ببرم لندن‬

856
00:58:42.629 --> 00:58:45.397
‫حاضرجوابی‌های آقای پالمر نفسم رو بند میاره‬

857
00:58:46.495 --> 00:58:49.239
‫نکنه یه هم‌صحبت دیگه هم لازم داشته باشید؟‬

858
00:58:49.263 --> 00:58:52.223
‫لوسیِ من به صد تا هم‌صحبت می‌ارزه‬

859
00:58:52.266 --> 00:58:55.095
‫هم قشنگ‌ترین زن دنیاست،‬

860
00:58:55.119 --> 00:58:57.077
‫هم بدبخت‌ترین‌شون‬

861
00:58:57.101 --> 00:58:59.901
‫مادرش ثروت زیادی از خودش گذاشت،‬
‫ولی پدرش که دوباره ازدواج کرد،‬

862
00:58:59.926 --> 00:59:01.275
‫همه‌ش رو داد به خانواده‌ی دومش‬

863
00:59:01.319 --> 00:59:03.234
‫پسرها. همه پسر‬

864
00:59:03.277 --> 00:59:05.889
‫باورتون می‌شه؟ لوسیِ بیچاره!‬

865
00:59:09.934 --> 00:59:12.132
‫باید به خودتون افتخار کنید، خانم جنینگز،‬

866
00:59:12.156 --> 00:59:15.725
‫که برای هر دو دخترتون‬
‫چنین شوهرهای خوبی پیدا کردید‬

867
00:59:15.768 --> 00:59:18.771
‫باید می‌دیدید خودم چه شوهری پیدا کردم‬

868
00:59:18.815 --> 00:59:20.077
‫اوه‬

869
00:59:20.120 --> 00:59:21.731
‫تازه اصلاً هم خوشگل نبودم‬

870
00:59:23.288 --> 00:59:27.590
‫شنیدم شکارچی مشهوری هستید، سِر جان‬

871
00:59:27.615 --> 00:59:29.347
‫اوه‬

872
00:59:29.390 --> 00:59:31.436
‫البته این اواخر فرصت چندانی نداشتم‬

873
00:59:31.479 --> 00:59:34.395
‫۱۲ روزه داره بارون میاد‬

874
00:59:36.136 --> 00:59:39.226
‫آدم شما رو تحسین می‌کنه، بانو میدلتون،‬

875
00:59:39.270 --> 00:59:41.141
‫که این‌قدر با دقت وضع هوا رو دنبال می‌کنید‬

876
00:59:41.165 --> 00:59:42.732
‫اوه‬

877
00:59:42.756 --> 00:59:44.715
‫بله، همین کار رو می‌کنه‬

878
00:59:49.155 --> 00:59:50.928
‫دوشیزه دشوود،‬

879
00:59:50.953 --> 00:59:53.893
‫آوازه‌تون رو زیاد شنیدم‬

880
00:59:53.937 --> 00:59:55.242
‫اگه از خانم جنینگز شنیدید،‬

881
00:59:55.266 --> 00:59:57.089
‫فکر کنم ناامیدتون کنم‬

882
00:59:57.114 --> 00:59:58.811
‫همه رو زیادی دوست دارن‬

883
00:59:58.855 --> 01:00:02.293
‫متأسفانه این خصلت به دخترشون هم رسیده‬

884
01:00:02.336 --> 01:00:04.774
‫نه، از یه آشنای مشترک درباره‌تون شنیدم‬

885
01:00:04.817 --> 01:00:05.992
‫عه؟‬

886
01:00:06.036 --> 01:00:08.168
‫آقایی به اسم فرارز‬

887
01:00:09.648 --> 01:00:11.824
‫از ادوارد؟‬

888
01:00:11.868 --> 01:00:13.739
‫آقای فرارز همین تازگی‌ها‬

889
01:00:13.783 --> 01:00:15.959
‫مخصوصاً برای دیدن من اومدن پلیموث‬

890
01:00:16.002 --> 01:00:18.309
‫چی گفت؟‬

891
01:00:18.352 --> 01:00:19.789
‫یعنی...‬

892
01:00:19.832 --> 01:00:23.270
‫یعنی، حال آقای فرارز خوب بود؟‬

893
01:00:23.314 --> 01:00:29.058
‫گفت به لطف شما، اقامتش توی نورلند‬
‫کاملاً قابل‌تحمل شده بود‬

894
01:00:37.633 --> 01:00:39.156
‫- خیلی خوبه‬
‫- عالیه‬

895
01:00:41.158 --> 01:00:43.769
‫حیف که لندن نمی‌رید، دوشیزه ماریان‬

896
01:00:43.813 --> 01:00:46.060
‫همه‌ی وصلت‌ها اونجا جور می‌شه‬

897
01:00:46.085 --> 01:00:47.774
‫واقعاً؟‬

898
01:00:49.122 --> 01:00:51.516
‫مامان، شما یه هم‌صحبت لازم ندارید؟‬

899
01:00:51.559 --> 01:00:53.170
‫یا شایدم دو تا‬

900
01:00:53.213 --> 01:00:55.912
‫چه فکر فوق‌العاده‌ای‬

901
01:00:55.955 --> 01:00:57.957
‫لندن، لندن، لندن‬

902
01:00:58.001 --> 01:01:00.046
‫برای لندن باید همه‌رنگ روبان بخرم‬

903
01:01:00.090 --> 01:01:02.048
‫منم می‌خوام برم لندن‬

904
01:01:02.092 --> 01:01:04.094
‫چرا؟ که بختت رو پیدا کنی؟‬

905
01:01:04.137 --> 01:01:05.661
‫بهش رو نده‬

906
01:01:05.704 --> 01:01:07.097
‫از خانم جنینگز بدم میاد‬

907
01:01:07.140 --> 01:01:10.535
‫اون فقط تنهاست، عزیزم‬

908
01:01:10.578 --> 01:01:13.669
‫شوهرش رو از دست داده،‬
‫حالا هم دخترهاش از پیشش رفتن‬

909
01:01:15.148 --> 01:01:18.238
‫برای همین باید این‌جا بمونی و همدم من باشی‬

910
01:01:24.941 --> 01:01:27.204
‫دوشیزه دشوود!‬

911
01:01:27.247 --> 01:01:28.553
‫ماریان!‬

912
01:01:29.510 --> 01:01:31.121
‫برگشتید، جناب سرهنگ؟‬

913
01:01:32.252 --> 01:01:33.993
‫همین امروز صبح‬

914
01:01:35.342 --> 01:01:37.040
‫چه حیف‬

915
01:01:37.083 --> 01:01:40.913
‫من و الینور همین امروز می‌ریم لندن‬

916
01:01:40.957 --> 01:01:43.699
‫آقای ویلوبی رو توی لندن می‌بینید؟‬

917
01:01:43.742 --> 01:01:46.397
‫همین احتمال یکی از جذابیت‌های اصلی سفره‬

918
01:01:47.920 --> 01:01:50.357
‫احتمال؟ پس قراری نذاشتید؟‬

919
01:01:55.449 --> 01:01:57.625
‫قرارهای ما که به شما مربوط نمی‌شه‬

920
01:01:59.105 --> 01:02:00.628
‫عذر می‌خوام‬

921
01:02:00.672 --> 01:02:03.457
‫فکر می‌کردم آقای ویلوبی بعد از ترک بارتون،‬

922
01:02:03.501 --> 01:02:05.895
‫دیگه با هیچ‌کدوم از ساکنانش در تماس نباشه‬

923
01:02:05.938 --> 01:02:07.635
‫شما که فکر نمی‌کنید ازش برمیاد‬

924
01:02:07.679 --> 01:02:09.855
‫این‌قدر بی‌رحمانه با دوست‌هاش قطع رابطه کنه؟‬

925
01:02:09.899 --> 01:02:11.509
‫قصدم توهین به ایشون نیست،‬

926
01:02:11.552 --> 01:02:14.555
‫هرچند می‌دونم خیلی بدتر از این‌ها هم ازش برمیاد‬

927
01:02:14.599 --> 01:02:18.516
‫پس منظورتون چیه، جناب سرهنگ؟‬

928
01:02:18.566 --> 01:02:23.049
‫دوشیزه ماریان، به خاطر خودتون می‌خوام بدونم‬

929
01:02:23.086 --> 01:02:27.481
‫بین شما و آقای ویلوبی چه قول‌وقراری هست‬

930
01:02:29.745 --> 01:02:31.834
‫ما با هم تفاهم کامل داریم‬

931
01:02:43.106 --> 01:02:46.631
‫پس هر خوشبختی‌ای رو که بشه تصور کرد،‬
‫براتون آرزو می‌کنم‬

932
01:02:46.674 --> 01:02:50.156
‫امیدوارم آقای ویلوبی هم تلاش کنه‬
‫لیاقت شما رو داشته باشه‬

933
01:03:00.846 --> 01:03:03.846
‫ارائـ ــ.ـه از سـ ـایـ.ـت سـ ـی‌نـ.ـمـ ـا‬

934
01:03:05.650 --> 01:03:07.130
‫فکر می‌کنی آقای ویلوبی موقع رسیدن‌مون‬

935
01:03:07.173 --> 01:03:08.946
‫اون‌جا باشه و ازمون استقبال کنه؟‬

936
01:03:08.971 --> 01:03:10.798
‫عزیزم، نمی‌دونه کجا پیدامون کنه‬

937
01:03:13.484 --> 01:03:15.703
‫نشونی خانم جنینگز رو که بهش نگفتی‬

938
01:03:15.747 --> 01:03:17.575
‫شاید ادوارد هم از نشونی خبر داشته باشه‬

939
01:03:17.618 --> 01:03:19.925
‫ماریان!‬

940
01:03:19.969 --> 01:03:21.971
‫ما حق نداریم کسی رو دعوت کنیم‬

941
01:03:22.014 --> 01:03:24.408
‫خونه‌ی ما که نیست‬

942
01:03:24.451 --> 01:03:26.802
‫"ما حق نداریم کسی رو دعوت کنیم، الینور‬

943
01:03:26.845 --> 01:03:29.282
‫خونه‌ی ما که نیست"‬

944
01:03:37.291 --> 01:03:39.598
‫چیزهای زیادی برای دیدن

945
01:03:39.641 --> 01:03:41.339
‫و انجام دادن وجود داره

946
01:03:41.382 --> 01:03:42.577
‫آکادمی سلطنتی هنر رو داریم

947
01:03:42.601 --> 01:03:44.690
‫عاشقش می‌شی، الینور

948
01:03:44.733 --> 01:03:46.605
‫اون همه منظره‌ی دلگیر

949
01:03:48.302 --> 01:03:50.043
‫و پرتره‌هایی از…

950
01:03:50.087 --> 01:03:53.742
‫آقای رینولدز و آقای گینزبرا

951
01:03:53.786 --> 01:03:55.135
‫البته به شرطی

952
01:03:55.179 --> 01:03:57.442
‫که سالم از بخش بعدی عبور کنیم

953
01:03:57.485 --> 01:03:58.965
‫خودتون رو آماده کنید، عزیزانم

954
01:03:59.009 --> 01:04:00.358
‫ممکنه توی مسیر راهزن
‫وجود داشته باشه

955
01:04:00.401 --> 01:04:02.708
‫یا بدتر، ممکنه چاله وجود داشته باشه

956
01:04:03.840 --> 01:04:05.232
‫ممنون

957
01:04:12.849 --> 01:04:14.459
‫وای

958
01:04:14.502 --> 01:04:16.026
‫چی می‌گفتم؟

959
01:04:16.069 --> 01:04:17.133
‫آره

960
01:04:17.157 --> 01:04:19.116
‫کتاب‌ها رو از "هچاردز" می‌گیریم،

961
01:04:19.159 --> 01:04:21.640
‫و برای مد هم "سنت جیمز" رو داریم

962
01:04:21.683 --> 01:04:23.381
‫این رو از سنت جیمز خریدم،

963
01:04:23.424 --> 01:04:25.165
‫و تمام فصل به کارم اومد

964
01:04:25.209 --> 01:04:27.689
‫تزئیناتش هم مد روز بودن

965
01:04:42.400 --> 01:04:45.185
‫مراقب باشید، عزیزانم،
‫نفس‌تون رو حبس کنید

966
01:04:45.229 --> 01:04:48.275
‫بوی بدش… خیلی اذیت‌کننده‌ست

967
01:04:50.625 --> 01:04:52.540
‫تنها نکته‌ی منفیش همینه

968
01:04:52.584 --> 01:04:55.152
‫من خیلی طرفدار هنر نیستم

969
01:04:56.631 --> 01:04:58.155
‫فکر کنم مثل منی، دوشیزه ماریان

970
01:04:58.198 --> 01:04:59.498
‫از مد خوشت میاد

971
01:05:00.853 --> 01:05:02.376
‫وقتی برگردیم،

972
01:05:02.420 --> 01:05:03.725
‫باید سریع آماده بشیم
‫و روز بعدش

973
01:05:03.769 --> 01:05:05.640
‫بدون معطلی بریم خرید

974
01:05:05.684 --> 01:05:07.642
‫درست نمی‌گم؟ موافقید؟

975
01:05:07.686 --> 01:05:09.601
‫آره، دستکش، دستمال پارچه‌ای،

976
01:05:09.644 --> 01:05:12.125
‫و چترفروشی‌های خیلی خوبی هم داریم

977
01:05:17.217 --> 01:05:18.610
‫رسیدیم

978
01:05:18.653 --> 01:05:19.717
‫سواری خیلی عالی بود

979
01:05:19.741 --> 01:05:21.482
‫سفر دوست‌داشتنی‌ای بود

980
01:05:21.526 --> 01:05:23.484
‫خیلی خوشحالم که رسیدیم

981
01:05:23.528 --> 01:05:24.592
‫سلام، راس

982
01:05:24.616 --> 01:05:26.444
‫بیایید داخل، دوشیزه‌های دشوود

983
01:05:26.487 --> 01:05:28.098
‫آره

984
01:05:30.839 --> 01:05:35.932
‫فقط امیدوارم زغال
‫به اندازه‌ی کافی باشه

985
01:05:35.975 --> 01:05:38.108
‫همه‌مون باید حموم کنیم

986
01:05:39.239 --> 01:05:41.894
‫می‌خوام خودم رو…

987
01:05:41.938 --> 01:05:43.287
‫توی آب گرم بجوشونم

988
01:05:44.766 --> 01:05:47.291
‫دوشیزه‌ها، اتاق‌هاتون رو نشون‌تون می‌دم

989
01:05:47.334 --> 01:05:49.554
‫ممنون، جوزف

990
01:05:49.597 --> 01:05:52.687
‫دوشیزه الینور دشوود کدوم‌تون هستید؟

991
01:05:52.731 --> 01:05:55.168
‫یه نفر به اسم آقای فرارز کارتون داشت

992
01:05:59.738 --> 01:06:01.348
‫می‌بینی؟

993
01:06:01.392 --> 01:06:04.351
‫لندن همون‌طوریه که انتظار داشتم

994
01:06:04.395 --> 01:06:07.702
‫بیایید، دوشیزه‌ها.
‫یه عالمه کار داریم

995
01:06:11.706 --> 01:06:14.405
‫سرده

996
01:06:14.448 --> 01:06:16.581
‫من و خواهرم کل مسیر
‫داشتیم حرف می‌زدیم،

997
01:06:16.624 --> 01:06:18.409
‫مگه نه؟

998
01:06:18.452 --> 01:06:20.759
‫آقای پالمر خیلی شوخ‌طبع بود.‬
‫تهدید کرد پیاده‌مون می‌کنه‬

999
01:06:23.240 --> 01:06:27.200
‫خب، آقای پالمر می‌تونه
‫تا شب از سکوت لذت ببره

1000
01:06:28.593 --> 01:06:30.595
‫فکر می‌کنید تا شب به خونه برنمی‌گردیم؟

1001
01:06:30.638 --> 01:06:32.858
‫صبور باش، عزیزم

1002
01:06:32.901 --> 01:06:37.167
‫مشتاقانه منتظریم آقای ویلوبی
‫به دیدن‌مون بیاد

1003
01:06:38.820 --> 01:06:41.258
‫اما این هوا برای دیدار مناسب نیست

1004
01:06:41.301 --> 01:06:44.130
‫وقتی هوا خوبه، مردها می‌رن شکار

1005
01:06:44.174 --> 01:06:46.480
‫درسته، بانو میدلتون‬

1006
01:06:46.524 --> 01:06:49.962
‫می‌شه لطفاً بهمون بگی کِی می‌تونیم
‫انتظار هوای بد رو داشته باشیم؟

1007
01:06:50.919 --> 01:06:52.219
‫دوشیزه دشوود

1008
01:06:54.793 --> 01:06:57.491
‫ممکنه فکر کنی سوالم خیلی عجیبه،

1009
01:06:57.535 --> 01:07:01.234
‫اما از اون‌جایی که تو و آقای فرارز
‫خیلی خوب با هم آشنا هستید،

1010
01:07:01.278 --> 01:07:04.324
‫می‌خواستم بدونم مادرش رو
‫دیدی یا نه

1011
01:07:04.368 --> 01:07:08.024
‫تا حالا خانم فرارز رو ندیدم

1012
01:07:08.067 --> 01:07:12.028
‫مطمئنم کنجکاوی بدونی
‫چرا چنین سوالی پرسیدم

1013
01:07:12.071 --> 01:07:14.291
‫و لطفاً باور کن که
‫دلایل خودم رو دارم

1014
01:07:14.334 --> 01:07:16.945
‫اما نمی‌تونم دلایلم رو
‫باهات در میون بذارم

1015
01:07:16.989 --> 01:07:20.253
‫بهت اطمینان می‌دم، دوشیزه استیل،
‫نیازی به اون دلایل ندارم

1016
01:07:20.297 --> 01:07:21.578
‫بسیار خب

1017
01:07:21.602 --> 01:07:24.083
‫پس حتماً باید بهت بگم

1018
01:07:24.127 --> 01:07:26.651
‫به این دلیل در مورد خانم فرارز
‫سوال پرسیدم

1019
01:07:26.694 --> 01:07:30.394
‫چون چندین سالی می‌شه
‫که با پسرش نامزد کردم

1020
01:07:30.437 --> 01:07:32.613
‫- نامزد؟
‫- راز خیلی بزرگیه

1021
01:07:33.832 --> 01:07:35.660
‫خانواده‌ش با وصلت‌مون مخالفن،

1022
01:07:35.703 --> 01:07:39.185
‫و تقصیری هم ندارن،
‫چون من خیلی فقیرم

1023
01:07:39.229 --> 01:07:41.840
‫پس نامزد آقای رابرت فرارز هستی؟

1024
01:07:41.883 --> 01:07:43.624
‫نه

1025
01:07:43.668 --> 01:07:45.191
‫نامزد ادواردم

1026
01:07:46.540 --> 01:07:48.803
‫ببخشید، اما…

1027
01:07:48.847 --> 01:07:50.283
‫امکان نداره ادوارد فرارز
‫مد نظرمون یکی باشه

1028
01:07:50.327 --> 01:07:51.937
‫دقیقاً یکیه

1029
01:07:51.980 --> 01:07:54.548
‫باید قبول کنی که در مورد هویت مردی

1030
01:07:54.592 --> 01:07:57.160
‫که خوشبختیم بهش وابستگی داره
‫اشتباه نمی‌کنم

1031
01:07:59.510 --> 01:08:01.338
‫ولی اون همه توی نورلند بودیم

1032
01:08:01.381 --> 01:08:03.818
‫و یه بار هم نشنیدم
‫اسمت رو بیاره

1033
01:08:07.039 --> 01:08:09.215
‫ادوارد عزیز

1034
01:08:09.259 --> 01:08:10.999
‫خیلی رازداره‬

1035
01:08:12.566 --> 01:08:15.830
‫خیلی از تو تعریف می‌کنه، دوشیزه دشوود

1036
01:08:15.874 --> 01:08:19.747
‫تقریباً تو رو مثل یه خواهر می‌بینه

1037
01:08:29.975 --> 01:08:31.411
‫بیا بریم، الینور

1038
01:08:34.327 --> 01:08:36.503
‫بالاخره از دست بانو میدلتون فرار کردم‬

1039
01:09:20.678 --> 01:09:22.158
‫دوباره داری برای ویلوبی نامه می‌نویسی؟

1040
01:09:22.201 --> 01:09:23.768
‫می‌خوام نامه بفرستم به "کوم مگنا"،

1041
01:09:23.811 --> 01:09:26.162
‫چون نامه‌هایی که به محل سکونتش
‫در لندن فرستادم رو جواب نداده

1042
01:09:27.902 --> 01:09:29.817
‫عزیزم، تو…

1043
01:09:29.861 --> 01:09:33.865
‫دلیلی داری که باور کنی
‫محبتش همچنان پایداره؟

1044
01:09:33.908 --> 01:09:35.649
‫با وجود سکوت و بی‌خبریش؟

1045
01:09:38.609 --> 01:09:41.699
‫و تو دلیلی داری که باور کنی‬
‫احساس ادوارد عوض شده؟‬

1046
01:09:41.742 --> 01:09:43.831
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

1047
01:09:43.875 --> 01:09:45.442
‫این چند روز خیلی مضطرب بودی

1048
01:09:45.485 --> 01:09:47.748
‫همه فکر می‌کنن
از دیدنش واهمه داری

1049
01:09:47.792 --> 01:09:49.750
‫چرند نگو

1050
01:09:49.794 --> 01:09:51.752
‫مضطرب نیستم

1051
01:09:53.754 --> 01:09:55.452
‫- کیه؟
‫- ندیدم

1052
01:10:03.460 --> 01:10:05.418
‫آقای فرارز اومدن دیدن دوشیزه دشوود

1053
01:10:29.877 --> 01:10:31.531
‫- آقای فرارز
‫- دوشیزه دشوود

1054
01:10:33.490 --> 01:10:35.056
‫لطفاً بشینید

1055
01:10:52.639 --> 01:10:55.381
‫بعد از آخرین نامه‌م حتماً فکر می‌کنید
‫خیلی گستاخم

1056
01:10:55.425 --> 01:10:56.817
‫مشکلی نیست

1057
01:10:56.861 --> 01:10:59.124
‫باید یه چیزی رو توضیح بدم

1058
01:10:59.167 --> 01:11:00.734
‫امیدوارم

1059
01:11:06.174 --> 01:11:08.568
‫رفتارم در نورلند شرم‌آور بود

1060
01:11:08.612 --> 01:11:11.528
‫باید بیشتر احتیاط می‌کردم

1061
01:11:11.571 --> 01:11:13.007
‫البته شاید دارم خودم رو گول می‌زنم

1062
01:11:13.051 --> 01:11:14.879
‫که باور کنم احساساتم متقابل بودن

1063
01:11:18.012 --> 01:11:20.014
‫من…

1064
01:11:20.058 --> 01:11:22.060
‫چند وقتی هست که…

1065
01:11:23.801 --> 01:11:25.542
‫دوشیزه دشوود، من نامزد دارم

1066
01:11:26.760 --> 01:11:29.023
‫حقیقت نداره

1067
01:11:29.067 --> 01:11:30.982
‫نامزدم دوشیزه لوسی استیل‌ـه

1068
01:11:39.120 --> 01:11:40.470
‫که این‌طور

1069
01:11:43.734 --> 01:11:45.344
‫که این‌طور

1070
01:11:52.786 --> 01:11:54.086
‫خب…

1071
01:11:55.398 --> 01:11:58.226
‫تبریک می‌گم، آقای فرارز

1072
01:11:58.270 --> 01:11:59.508
‫برای هر دو تاتون
‫آرزوی خوشبختی می‌کنم

1073
01:11:59.532 --> 01:12:00.968
‫لطفاً، الینور…

1074
01:12:01.012 --> 01:12:02.318
‫می‌خواید تحقیرم کنید، آقای فرارز؟

1075
01:12:02.361 --> 01:12:03.971
‫تحقیرتون کنم؟

1076
01:12:04.015 --> 01:12:06.234
‫چه فکر دیگه‌ای باید بکنم
‫وقتی به این شکل

1077
01:12:06.278 --> 01:12:08.324
‫این‌جا اومدید تا…

1078
01:12:08.367 --> 01:12:09.673
‫یه واکنش احساسی ازم بگیرید؟

1079
01:12:09.716 --> 01:12:10.911
‫اومدم معذرت‌خواهی کنم

1080
01:12:10.935 --> 01:12:12.893
‫یه نامه می‌فرستادید هم کافی می‌بود

1081
01:12:12.937 --> 01:12:15.418
‫البته با توجه به این‌که
‫مدت‌هاست نامزد کردید

1082
01:12:15.461 --> 01:12:16.699
‫یه عالمه وقت برای نامه نوشتن داشتید

1083
01:12:16.723 --> 01:12:18.377
‫نمی‌دونستم نامزد کردم

1084
01:12:18.421 --> 01:12:21.598
‫این حد از فروتنی دیگه باورکردنی نیست‬

1085
01:12:21.641 --> 01:12:24.252
‫برای مرد باهوشی مثل شما
‫خیلی سخت و دشواره

1086
01:12:24.296 --> 01:12:25.863
‫که متوجه نشه نامزد کرده

1087
01:12:25.906 --> 01:12:27.821
‫وقتی بچه بودم
‫خواسته‌ی مادرم این بود

1088
01:12:27.865 --> 01:12:29.146
‫که با دوشیزه استیل ازدواج کنم

1089
01:12:29.170 --> 01:12:30.452
‫بابت تمام جزئیات زندگی‌تون

1090
01:12:30.476 --> 01:12:32.043
‫باید مادرتون رو مسئول دونست؟

1091
01:12:32.086 --> 01:12:34.262
‫اصلاً منصفانه نیست

1092
01:12:34.306 --> 01:12:37.004
‫اون وصلت برای منفعت
‫هر دو خانواده ترتیب داده شده بود،

1093
01:12:37.048 --> 01:12:38.832
‫اما وقتی دوشیزه استیل
‫ثروتش رو از دست داد

1094
01:12:38.876 --> 01:12:40.747
‫مادرم اصرار داشت که رابطه‌م رو
‫باهاش به هم بزنم

1095
01:12:40.791 --> 01:12:42.183
‫ولی من قبول نکردم

1096
01:12:42.227 --> 01:12:43.533
‫نمی‌خواستم به زجری که می‌کشید

1097
01:12:43.576 --> 01:12:45.491
‫رسوایی نامزدی به هم خورده رو هم
‫اضافه کنم

1098
01:12:45.535 --> 01:12:47.188
‫برای دوشیزه استیل
‫نامه نوشتم و گفتم

1099
01:12:47.232 --> 01:12:49.843
‫هنوز بهش متعهدم
‫حتی اگه خانواده‌م ازم دست بکشن

1100
01:12:57.677 --> 01:13:00.680
‫پس شرافت از ثروت براتون مهم‌تره؟

1101
01:13:00.724 --> 01:13:03.509
‫به مدت چندین سال
‫با هم هیچ ارتباطی نداشتیم

1102
01:13:03.553 --> 01:13:05.250
‫به محض این‌که نورلند رو
‫ترک کردید، دوشیزه دشوود،

1103
01:13:05.293 --> 01:13:07.078
رفتم با دوشیزه استیل صحبت کنم

1104
01:13:07.121 --> 01:13:10.298
‫فرض می‌کردم… امیدوار بودم
‫سکوت دوشیزه استیل

1105
01:13:10.342 --> 01:13:12.692
‫به این معنیه که خواستگار
‫بهتری پیدا کرده

1106
01:13:12.736 --> 01:13:14.390
‫اما باهاتون ازدواج می‌کنه؟

1107
01:13:14.433 --> 01:13:17.044
‫هیچ راهی برای خلاص شدن
‫از نامزدیم وجود نداره

1108
01:13:17.088 --> 01:13:19.264
‫اما عاشقش نیستید

1109
01:13:21.919 --> 01:13:23.703
‫نمی‌خوام به دوشیزه استیل
‫بی‌احترامی کنم،

1110
01:13:23.747 --> 01:13:25.792
‫ولی زمانی که…

1111
01:13:25.836 --> 01:13:27.359
‫بهش اطمینان دادم
‫بهش وفادار می‌مونم،

1112
01:13:27.403 --> 01:13:29.492
‫فقط به فکر این بودم
‫که درست‌ترین کار چیه

1113
01:13:31.755 --> 01:13:33.757
‫اگه اون موقع با عشق آشنایی داشتم…

1114
01:13:33.800 --> 01:13:36.150
‫ممکن بود بیشتر بهش فکر کنم

1115
01:13:41.242 --> 01:13:42.542
‫ببخشید

1116
01:13:49.468 --> 01:13:51.427
‫دوشیزه دشوود؟

1117
01:13:55.866 --> 01:13:57.302
‫الینور؟

1118
01:14:00.784 --> 01:14:02.438
‫الان دیدم که رفت

1119
01:14:05.571 --> 01:14:07.138
‫با هم دعوا کردید؟

1120
01:14:07.181 --> 01:14:08.879
‫اصلاً

1121
01:14:08.922 --> 01:14:10.358
‫مثل دو تا دوست خداحافظی کردیم

1122
01:14:10.402 --> 01:14:13.449
‫"دوست"؟
‫حتماً قلبت شکسته

1123
01:14:13.492 --> 01:14:15.407
‫الینور، هیچ شرمی توی…

1124
01:14:15.451 --> 01:14:16.751
‫حرف‌های مسخره نزن

1125
01:14:17.670 --> 01:14:19.759
‫از اول هم دوست بودیم

1126
01:14:21.848 --> 01:14:23.197
‫خوبه

1127
01:14:25.025 --> 01:14:27.985
‫پس دیگه نیازی نیست هیچ‌وقت
‫با هم درد و دل کنیم

1128
01:14:28.028 --> 01:14:29.595
‫چون من چیزی رو پنهان نمی‌کنم

1129
01:14:29.639 --> 01:14:32.206
‫و تو هم هیچی رو فاش نمی‌کنی

1130
01:14:33.643 --> 01:14:34.943
‫ماریان

1131
01:14:47.744 --> 01:14:49.044
‫- "دوست"؟
‫- آره

1132
01:14:52.183 --> 01:14:54.402
‫تا حالا چنین مزخرفی نشنیده بودم

1133
01:14:54.446 --> 01:14:58.102
‫شاید خواهرت بخواد
‫احساساتش رو پنهان کنه،

1134
01:14:58.145 --> 01:15:01.888
‫اما احساسات ادوارد کامل مشخصن
‫[ آقای ادوارد فرارز ]

1135
01:15:01.932 --> 01:15:05.588
‫هیچی بیشتر از اشتیاق برای دیدار

1136
01:15:05.631 --> 01:15:08.329
‫احساسات یه مرد جوان رو
‫نشون نمی‌ده

1137
01:15:10.331 --> 01:15:12.333
‫وای، نه، نه.
‫ناراحت نشو

1138
01:15:12.377 --> 01:15:14.727
‫خبر خوبی دارم

1139
01:15:14.771 --> 01:15:16.120
‫چی؟

1140
01:15:16.163 --> 01:15:20.428
‫دخترم می‌خواد مهمونی
‫زمستونیش رو برگزار کنه

1141
01:15:20.472 --> 01:15:22.082
‫به نظرتون…

1142
01:15:22.126 --> 01:15:23.823
‫آره، عزیزم

1143
01:15:23.867 --> 01:15:27.218
‫به نظرم آقای ویلوبی قطعاً میاد

1144
01:15:27.261 --> 01:15:30.395
‫و البته آقای فرارز هم میاد

1145
01:15:30.438 --> 01:15:32.353
‫این بار یه رقص رو هم از دست نمی‌دم

1146
01:15:32.397 --> 01:15:33.592
‫و شما هم نباید هیچ‌کدوم رو
‫از دست بدید، خانم جنینگز

1147
01:15:33.616 --> 01:15:34.767
‫یا خدا

1148
01:15:34.791 --> 01:15:36.029
‫کی می‌خواد با من برقصه؟

1149
01:15:36.053 --> 01:15:37.353
‫من باهاتون می‌رقصم

1150
01:16:14.178 --> 01:16:15.527
‫خوش اومدید، بانوی من

1151
01:16:15.571 --> 01:16:17.834
‫ممنون. سه نفریم

1152
01:16:17.877 --> 01:16:20.271
‫لطفاً بفرمایید. از این طرف

1153
01:16:54.174 --> 01:16:55.325
‫مامان

1154
01:16:55.349 --> 01:16:56.742
‫خب، حقیقت داره

1155
01:17:02.008 --> 01:17:03.967
‫دوشیزه دشوود

1156
01:17:04.010 --> 01:17:05.205
‫دارم می‌لرزم

1157
01:17:05.229 --> 01:17:07.057
‫ادوارد اومده

1158
01:17:07.100 --> 01:17:09.233
‫نگاه نکن

1159
01:17:10.843 --> 01:17:12.976
‫- این‌جا نیست
‫- صبور باش

1160
01:17:13.019 --> 01:17:16.588
‫ممکنه از کنار همدیگه رد شده باشید
‫ولی متوجه نشده باشی

1161
01:17:16.632 --> 01:17:18.938
‫تو بمون همین‌جا.
‫من برم یه دور دیگه بزنم

1162
01:17:18.982 --> 01:17:20.853
‫نه، ماریان…

1163
01:17:20.897 --> 01:17:24.465
‫حتی نمی‌تونی تصور کنی
‫وقتی نزدیک همدیگه‌ایم چقدر زجر می‌کشیم

1164
01:17:24.509 --> 01:17:27.904
‫می‌تونیم با هم صحبت کنیم
‫اما نمی‌تونیم احساسات واقعی‌مون رو ابراز کنیم

1165
01:17:27.947 --> 01:17:29.645
‫می‌تونیم همدیگه رو نگاه کنیم
‫اما نمی‌تونیم لمس…

1166
01:17:29.688 --> 01:17:32.210
‫باور کن هیچ‌کس حدس نمی‌زنه به هم علاقه دارید‬

1167
01:17:32.822 --> 01:17:34.475
‫واقعاً چنین فکری می‌کنی؟

1168
01:17:34.519 --> 01:17:38.610
‫خب، پس می‌تونم با خیال راحت امشب کنارش بمونم‬

1169
01:17:38.654 --> 01:17:41.787
‫خیلی بهم شجاعت می‌دی، دوشیزه دشوود

1170
01:17:48.838 --> 01:17:50.138
‫الینور

1171
01:17:51.318 --> 01:17:53.277
‫فکر نمی‌کنم با برادر خانمم
‫آشنا شده باشی

1172
01:17:53.320 --> 01:17:54.602
‫ایشون رابرت فرارزه

1173
01:17:54.626 --> 01:17:56.802
‫دوشیزه الینور دشوود خواهرمه

1174
01:17:56.846 --> 01:17:58.127
‫خواهر ناتنی

1175
01:17:58.151 --> 01:18:00.371
‫خوشبختم

1176
01:18:00.414 --> 01:18:02.503
‫چقدر عالی که تونستی
‫خودت رو به لندن برسونی

1177
01:18:02.547 --> 01:18:05.681
‫دوستان‌مون در "دوون‌شایر"
‫خیلی بهمون لطف دارن

1178
01:18:05.724 --> 01:18:08.105
‫- داربی‌شر؟
‫- نه، جناب، دوون…

1179
01:18:08.248 --> 01:18:09.859
‫یه دوست در داربی‌شر دارم.
‫شاید بشناسیدش

1180
01:18:09.902 --> 01:18:12.122
‫لرد کورتلند؟

1181
01:18:12.165 --> 01:18:15.691
‫فنی، اون خانم زیبا کیه؟

1182
01:18:16.735 --> 01:18:19.085
‫شروع نکن

1183
01:18:19.129 --> 01:18:21.609
‫مامان خیلی تلاش کرد
‫تا بالاخره موفق شد

1184
01:18:21.653 --> 01:18:22.953
‫ارتباط‌مون با دوشیزه
‫لوسی استیل رو قطع کنه

1185
01:18:24.700 --> 01:18:26.000
‫دوشیزه استیل

1186
01:18:28.007 --> 01:18:29.879
‫ببخشید

1187
01:18:31.010 --> 01:18:33.143
‫باید برم دنبال خواهرم بگردم

1188
01:18:38.844 --> 01:18:41.804
‫بهتره بگه باید بره
‫دنبال یه مرد ثروتمند بگرده

1189
01:18:41.847 --> 01:18:43.147
‫عشقم

1190
01:19:33.507 --> 01:19:35.509
‫- آقای فرارز
‫- دوشیزه دشوود

1191
01:19:38.034 --> 01:19:39.600
‫- خیلی زیبا شدید
‫- الان برادرتون رو دیدم

1192
01:19:41.515 --> 01:19:43.213
‫بهش توضیح دادید که دوستان مدرسه‌ش

1193
01:19:43.256 --> 01:19:45.171
‫در سراسر کشور شناخته‌شده نیستن؟

1194
01:19:48.566 --> 01:19:50.002
‫دوشیزه دشوود، می‌خواستم بدونم…

1195
01:19:55.181 --> 01:19:56.835
‫شاید بهتر باشه برقصیم

1196
01:20:03.581 --> 01:20:05.452
‫بالاخره یه مجلس رقصه

1197
01:22:23.547 --> 01:22:24.785
‫ویلوبی!

1198
01:22:24.809 --> 01:22:26.637
‫ویلـ…

1199
01:22:26.680 --> 01:22:27.962
‫ویلوبی!

1200
01:22:27.986 --> 01:22:29.050
‫دوشیزه دشوود

1201
01:22:29.074 --> 01:22:30.138
‫خانم جنینگز

1202
01:22:30.162 --> 01:22:31.468
‫همه‌جا رو گشتم

1203
01:22:31.511 --> 01:22:33.600
‫باید باهات صحبت کنم

1204
01:22:33.644 --> 01:22:35.646
‫چی شده؟

1205
01:22:35.689 --> 01:22:37.691
‫آقای ویلوبی اومده

1206
01:22:37.735 --> 01:22:40.390
‫شنیدم دستش توی دست
‫دوشیزه گری بوده

1207
01:22:40.433 --> 01:22:42.783
‫من گفتم: "امکان نداره حقیقت داشته باشه

1208
01:22:42.827 --> 01:22:45.264
‫چون به دوشیزه ماریان قول داده"

1209
01:22:45.308 --> 01:22:47.266
‫کل مردم شهر از نامزدی‌شون
‫خبر دارن

1210
01:22:47.310 --> 01:22:48.417
‫و من به همه گفتم

1211
01:22:48.441 --> 01:22:50.791
‫ببخشید. معذرت می‌خوام

1212
01:22:50.835 --> 01:22:52.837
‫ببخشید. ببخشید

1213
01:22:58.799 --> 01:23:01.106
‫بالاخره، ویلوبی

1214
01:23:01.150 --> 01:23:03.369
‫عصر بخیر، دوشیزه دشوود

1215
01:23:06.938 --> 01:23:08.331
‫چی شده؟

1216
01:23:08.374 --> 01:23:10.028
‫خانواده خوب هستن؟

1217
01:23:13.336 --> 01:23:15.381
‫از دست تو، ویلوبی

1218
01:23:15.425 --> 01:23:16.817
‫چرا این‌طوری رفتار می‌کنی؟

1219
01:23:16.861 --> 01:23:18.602
‫نامه‌هام به دستت نرسیدن؟

1220
01:23:18.645 --> 01:23:22.084
‫دوشیزه دشوود،
‫ایشون دوشیزه گری هستن

1221
01:23:22.127 --> 01:23:26.436
‫ایشون دوشیزه ماریان دشوود هستن،
‫همون کسی که بهت گفتم

1222
01:23:26.479 --> 01:23:29.308
‫همون کلبه‌ی کوچیک توی روستا

1223
01:23:29.352 --> 01:23:31.006
‫عـه

1224
01:23:31.963 --> 01:23:33.747
‫خوشبختم

1225
01:23:33.791 --> 01:23:36.402
‫من و دوشیزه گری نامزد کردیم
‫و قراره ازدواج کنیم

1226
01:23:38.361 --> 01:23:39.661
‫ببخشید

1227
01:23:45.150 --> 01:23:46.586
‫ببخشید

1228
01:23:51.504 --> 01:23:53.289
‫شرمنده

1229
01:24:04.735 --> 01:24:06.215
‫ماریان. ماریان

1230
01:24:06.258 --> 01:24:07.409
‫ویلوبی!

1231
01:24:07.433 --> 01:24:09.087
‫ویلوبی

1232
01:24:10.088 --> 01:24:11.872
‫ویلوبی. نمی‌فهمم

1233
01:24:11.916 --> 01:24:13.265
‫نمی…

1234
01:24:14.266 --> 01:24:16.399
‫ماریان

1235
01:24:16.442 --> 01:24:18.270
‫نمی‌فهمم

1236
01:24:21.665 --> 01:24:24.059
‫ماریان، ولش کن

1237
01:24:24.102 --> 01:24:25.253
‫اما من…

1238
01:24:25.277 --> 01:24:27.410
‫بیا بریم

1239
01:24:27.453 --> 01:24:29.499
‫چیزی نیست. معذرت می‌خوام

1240
01:24:55.264 --> 01:24:58.571
‫بهتون قول می‌دم
‫که ازدواج خوبی نخواهند داشت

1241
01:24:58.615 --> 01:25:00.051
‫چون همیشه خطرناک‌ترین چیز اینه

1242
01:25:00.095 --> 01:25:02.445
‫که یه طرف خیلی ثروتمندتر باشه

1243
01:25:10.061 --> 01:25:11.715
‫عزیزم

1244
01:25:11.758 --> 01:25:14.718
‫درمان دردت رو آوردم

1245
01:25:14.761 --> 01:25:16.937
‫شراب مرغوب کنستانتیا

1246
01:25:18.983 --> 01:25:21.986
‫نقرس شوهرم رو درمان کرد

1247
01:25:25.772 --> 01:25:27.644
‫اصلاً نمی‌ذاره آرامش داشته باشم؟

1248
01:25:27.687 --> 01:25:30.516
‫بهش گفتم خوابیدی

1249
01:25:30.560 --> 01:25:33.563
‫نمی‌فهمم

1250
01:25:33.606 --> 01:25:36.348
‫ولی آزاد نیست که با کس دیگه‌ای
‫نامزد کنه، درسته؟

1251
01:25:38.133 --> 01:25:40.657
‫ماریان، نامزدی‌تون رو به هم زد؟

1252
01:25:40.700 --> 01:25:42.049
‫هیچ‌وقت نامزد نکردیم

1253
01:25:43.616 --> 01:25:46.184
‫با رفتارش نشون می‌داد، ولی هیچ‌وقت نگفت‬

1254
01:25:47.664 --> 01:25:50.232
‫اما رفتارت…

1255
01:25:50.275 --> 01:25:52.669
‫هدیه‌هاش رو قبول می‌کردی.
‫رفتی به آلنم

1256
01:25:52.712 --> 01:25:54.410
‫هیچ‌وقت قصدم فریب دادن کسی نبود

1257
01:25:54.453 --> 01:25:59.023
‫عزیز دلم، هیچ‌کس باور نمی‌کنه
‫تو بتونی کسی رو فریب بدی

1258
01:25:59.066 --> 01:26:01.199
‫و با توجه به رفتارش
‫اصلاً نمی‌شه سرزنشت کرد

1259
01:26:01.243 --> 01:26:03.723
‫پس چرا این چندین هفته

1260
01:26:03.767 --> 01:26:05.067
‫حس کردم سرزنش می‌شم؟

1261
01:26:06.900 --> 01:26:09.120
‫فکر می‌کنی باید در مورد
‫احساساتم دروغ می‌گفتم

1262
01:26:09.164 --> 01:26:11.601
‫تا زمانی که جلوم زانو می‌زد؟

1263
01:26:11.644 --> 01:26:13.385
‫دروغ نه

1264
01:26:14.821 --> 01:26:16.823
‫می‌تونستی بیشتر خویشتن‌داری کنی

1265
01:26:16.867 --> 01:26:20.131
‫اگه احساساتم کمتر بودن
‫می‌تونستم بیشتر خویشتن‌داری کنم

1266
01:26:20.175 --> 01:26:23.178
‫اما به‌خاطر صداقتم
‫معذرت‌خواهی نمی‌کنم

1267
01:26:24.962 --> 01:26:27.791
‫اون باید معذرت‌خواهی کنه
‫چون احساساتش دروغ بودن!

1268
01:26:27.834 --> 01:26:29.793
‫نه، معتقدم دوستت داشت

1269
01:26:29.836 --> 01:26:35.015
‫چطور می‌تونه دوستم داشته باشه
‫و اون‌قدر بی‌تفاوت باهام رفتار کنه؟

1270
01:26:35.059 --> 01:26:37.409
‫دیدی امشب چقدر باهام سرد بود،

1271
01:26:37.453 --> 01:26:39.977
‫و من این چند هفته
‫داشتم عذاب می‌کشیدم

1272
01:26:40.020 --> 01:26:41.544
‫نگران بودم نکنه مُرده باشه‬

1273
01:26:42.980 --> 01:26:44.808
‫چرا باهام درد و دل نکردی؟

1274
01:26:44.851 --> 01:26:47.985
‫چون همیشه حق با توئه!

1275
01:26:50.074 --> 01:26:52.990
‫و کاش این‌طور نبود!

1276
01:26:53.033 --> 01:26:54.470
‫کاش…

1277
01:26:56.080 --> 01:26:58.300
‫کاش تلخی نشونه‌ی خردمندی نبود

1278
01:26:58.343 --> 01:27:00.606
‫و مردها واقعاً شریف بودن

1279
01:27:03.522 --> 01:27:07.222
‫چقدر دردناکه، الینور…

1280
01:27:08.614 --> 01:27:11.704
‫که این‌قدر کم‌توقع باشی

1281
01:27:11.748 --> 01:27:14.838
‫و همیشه حق باهات باشه

1282
01:27:41.386 --> 01:27:42.668
‫با اجازه‌تون، خانم جنینگز،‬

1283
01:27:42.692 --> 01:27:44.824
‫خودم اون شراب رو می‌خورم

1284
01:27:44.868 --> 01:27:46.261
‫قطعاً

1285
01:28:14.071 --> 01:28:16.116
‫دوشیزه دشوود عزیز

1286
01:28:16.160 --> 01:28:18.945
‫خواهرتون و دوست‌تون آقای فرارز

1287
01:28:18.989 --> 01:28:21.948
‫امشب با ناراحتی شدیدی
‫مراسم رو ترک کردن

1288
01:28:21.992 --> 01:28:25.517
‫می‌خوام ازتون کمک بگیرم
‫تا حال هر دوتاشون رو بهتر کنم

1289
01:28:25.561 --> 01:28:28.346
‫چندین هفته‌ست که عذاب می‌کشم
‫و نمی‌دونم باید حقیقتی

1290
01:28:28.390 --> 01:28:30.609
‫که در مورد آقای ویلوبی می‌دونم رو
‫فاش کنم یا نه

1291
01:28:30.653 --> 01:28:32.481
‫شاید وقتی ماریان بفهمه
‫از چه سرنوشتی نجات پیدا کرده

1292
01:28:32.524 --> 01:28:34.483
‫خیلی حالش بهتر بشه

1293
01:28:34.526 --> 01:28:37.094
‫تصمیم رو به شما می‌سپارم،
‫دوشیزه دشوود

1294
01:29:10.475 --> 01:29:13.957
‫می‌دونم شنیدنش سخته،

1295
01:29:14.000 --> 01:29:17.352
‫اما ویلوبی سابقه‌ش خرابه

1296
01:29:17.395 --> 01:29:21.138
‫یه بیوه رو فریب داده
‫و بعدش ترکش کرده

1297
01:29:21.181 --> 01:29:22.487
‫باردار هم بوده

1298
01:29:22.531 --> 01:29:24.054
‫اما من دوستش دارم

1299
01:29:24.097 --> 01:29:26.970
‫اما اون عشق سرش نمی‌شه، ماریان

1300
01:29:27.013 --> 01:29:29.842
‫شرافت و احساسات واقعی نداره

1301
01:29:32.671 --> 01:29:35.108
‫دوشیزه‌های دشوود، باید بیایید پایین

1302
01:29:35.152 --> 01:29:36.936
‫- برادرتون اومده
‫- برادرمون؟

1303
01:29:36.980 --> 01:29:38.547
‫فنی هم همراهشه

1304
01:29:38.590 --> 01:29:40.853
‫بدبختی‌هامون تمومی نداره

1305
01:29:40.897 --> 01:29:43.987
‫فنی خیلی حالش بده

1306
01:29:44.030 --> 01:29:45.330
‫بیایید

1307
01:29:47.860 --> 01:29:49.819
‫ادوارد با لوسی نامزد کرده؟

1308
01:29:49.862 --> 01:29:51.690
‫الینور

1309
01:29:51.734 --> 01:29:53.518
‫فنی هم مثل یه فرشته

1310
01:29:53.562 --> 01:29:55.781
‫این قضیه رو تحمل کرده‬

1311
01:29:55.825 --> 01:29:58.871
‫بار بعدی که ادوارد رو ببینم، می‌کشمش

1312
01:29:58.915 --> 01:30:02.309
‫و فکرش رو بکنید، خانم استیل
‫این‌قدر جذابه

1313
01:30:02.353 --> 01:30:04.355
‫و تقریباً هیچ نقصی نداره…

1314
01:30:04.399 --> 01:30:07.140
‫یه زن خودشیفته، فریبکار و چاپلوسه‬

1315
01:30:07.184 --> 01:30:09.273
‫چه شجاعتی داری
‫که چنین حقیقتی رو به زبون میاری

1316
01:30:09.316 --> 01:30:12.624
‫همیشه شجاعتت رو تحسین کردم،

1317
01:30:12.668 --> 01:30:14.104
‫مگه نه، جان؟

1318
01:30:15.671 --> 01:30:17.063
‫مگه نه؟

1319
01:30:17.107 --> 01:30:20.806
‫قطعاً بهش اشاره کردی

1320
01:30:20.850 --> 01:30:23.243
‫مامان می‌خواد از ارث محروم‌شون کنه

1321
01:30:23.287 --> 01:30:25.332
‫ادوارد کامل…

1322
01:30:25.376 --> 01:30:26.682
‫نابود می‌شه

1323
01:30:26.725 --> 01:30:28.553
‫فکر کنم نابودی ادوارد

1324
01:30:28.597 --> 01:30:30.903
‫باعث می‌شه شما وارث
‫مامان‌تون بشید، آقای فرارز

1325
01:30:32.818 --> 01:30:35.168
‫حداقل می‌تونیم به رابرت اعتماد کنیم

1326
01:30:37.736 --> 01:30:41.479
‫وای، خدا، اما خیلی فقیر می‌شن

1327
01:30:41.523 --> 01:30:45.352
‫ببینم می‌تونم برای خونه‌شون
‫اثاثیه‌ای بفرستم

1328
01:31:01.194 --> 01:31:03.153
‫اون آدم پست

1329
01:31:03.196 --> 01:31:04.763
‫اصلاً خبر داشتی؟

1330
01:31:05.982 --> 01:31:08.332
‫اون‌طوری که فکر می‌کنی، نیست

1331
01:31:08.375 --> 01:31:10.943
‫خیلی وقت پیش مادرش
‫وصلت‌شون رو ترتیب داده

1332
01:31:10.987 --> 01:31:12.858
‫وقتی دوشیزه استیل ثروتش رو
‫از دست داده، ادوارد تصمیم گرفته

1333
01:31:12.902 --> 01:31:15.687
‫سر اون قول و قرار بمونه،
‫برخلاف خواسته‌های مادرش

1334
01:31:15.731 --> 01:31:17.472
‫چند وقته خبر داری؟

1335
01:31:17.515 --> 01:31:19.648
‫وقتی به لندن اومدیم
‫ادوارد همه‌چیز رو بهم توضیح داد

1336
01:31:19.691 --> 01:31:22.172
‫الینور، اصلاً بهش نگفتی
‫چه حسی داری؟

1337
01:31:22.215 --> 01:31:24.609
‫دوست داری مثل ویلوبی باشه؟

1338
01:31:24.653 --> 01:31:26.350
‫به محض این‌که گزینه‌ی بهتری
‫پیدا می‌کنه

1339
01:31:26.393 --> 01:31:27.693
‫بی‌خیال نامزدی قبلیش بشه؟

1340
01:31:30.528 --> 01:31:32.399
خدا نکنه مجبور بشی احساساتت رو بروز بدی

1341
01:31:32.443 --> 01:31:33.836
‫ماریان

1342
01:31:33.879 --> 01:31:35.030
‫البته تو قرار نیست تحقیر بشی

1343
01:31:35.054 --> 01:31:37.143
‫ادوارد به زودی ازت خواستگاری می‌کنه

1344
01:31:37.187 --> 01:31:38.754
‫ادوارد با لوسی نامزد کرده

1345
01:31:38.797 --> 01:31:41.408
‫لوسی دیگه ادوارد رو نمی‌خواد.
‫قرار نیست ارثی بهش برسه

1346
01:31:41.452 --> 01:31:44.281
‫امکان نداره منتظرش بمونه
‫تا شاید شغلی پیدا کنه

1347
01:31:44.324 --> 01:31:47.197
‫براندون بهش یه شغل پیشنهاد داده

1348
01:31:47.240 --> 01:31:49.982
‫منصب کشیشی دلافورد رو
‫به ادوارد پیشنهاد داده

1349
01:31:50.026 --> 01:31:51.984
‫قراره فردا این خبر رو بهش بدم

1350
01:31:52.028 --> 01:31:53.464
‫آخه چرا برای سرهنگ مهمه؟

1351
01:31:53.508 --> 01:31:54.659
‫اون که هیچ‌وقت ادوارد رو ندیده

1352
01:31:54.683 --> 01:31:56.032
‫می‌گه خیلی خوب می‌دونه

1353
01:31:56.075 --> 01:31:57.381
‫جدا شدن آدم‌های عاشق از همدیگه
‫چقدر دردناکه

1354
01:31:57.424 --> 01:31:58.774
‫اما ادوارد تو رو دوست داره

1355
01:31:58.817 --> 01:32:00.558
‫فرقی نداره

1356
01:32:03.039 --> 01:32:04.519
‫پذیرفتن و تسلیم شدن

1357
01:32:04.562 --> 01:32:06.999
‫چیزیه که می‌تونم درکش کنم

1358
01:32:09.088 --> 01:32:11.221
‫اما این‌که خودت هم کمکش کنی…

1359
01:32:12.570 --> 01:32:14.703
‫ببخشید، الینور،
‫امکان نداره واقعاً عاشقش باشی

1360
01:32:14.746 --> 01:32:16.574
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی درک کنی

1361
01:32:16.618 --> 01:32:19.621
‫چون فکر می‌کنی نمی‌شه
‫جلوی شور عشق واقعی رو گرفت

1362
01:32:19.664 --> 01:32:23.886
‫حتی محض رضای دیگران،
‫برای انجام دادن کار درست!

1363
01:32:23.929 --> 01:32:26.453
‫ازم انتظار داری فقط
‫برای خوشحالی خودم

1364
01:32:26.497 --> 01:32:30.545
‫ادوارد رو از شغلی
‫که آرزوش رو داره محروم کنم؟!

1365
01:32:30.588 --> 01:32:33.373
‫من و ادوارد مثل همدیگه‌ایم

1366
01:32:33.417 --> 01:32:35.245
‫در واقع وقتی بهم توضیح داد

1367
01:32:35.288 --> 01:32:36.986
‫به چه دلیل نمی‌تونیم با هم باشیم،

1368
01:32:37.029 --> 01:32:39.554
‫فقط این رو ثابت کرد
‫که چقدر برای همدیگه مناسبیم

1369
01:32:43.558 --> 01:32:45.951
‫نمی‌دونستم اون…

1370
01:32:47.866 --> 01:32:50.477
‫نمی‌دونستم واقعاً باور داری
‫که اون نیمه‌ی گم‌شده‌ته

1371
01:32:52.436 --> 01:32:55.613
‫اگه بتونی تصور کنی
‫من احساسات دارم

1372
01:32:55.657 --> 01:32:59.225
‫حتماً می‌تونی حدس بزنی
‫چقدر زجر کشیدم

1373
01:33:01.663 --> 01:33:05.275
‫وای، الینور، چقدر بی‌رحم بودم

1374
01:33:09.061 --> 01:33:11.063
‫دوست دارم برم خونه

1375
01:33:20.333 --> 01:33:22.205
‫نمی‌فهمم چرا سرهنگ

1376
01:33:22.248 --> 01:33:24.555
‫به شغل من اهمیت می‌ده

1377
01:33:24.599 --> 01:33:27.471
‫مرد خیلی مهربونیه

1378
01:33:27.514 --> 01:33:28.951
‫پس خوب می‌شناسیدش؟

1379
01:33:28.994 --> 01:33:31.301
‫توی بارتون همسایه هستیم

1380
01:33:33.433 --> 01:33:35.261
‫خب کشیش‌نشین دلافورد…

1381
01:33:35.305 --> 01:33:37.307
‫منم همسایه‌تون می‌شم؟

1382
01:33:39.265 --> 01:33:40.919
‫فکر کنم

1383
01:34:01.026 --> 01:34:03.072
‫دوشیزه دشوود، باید بدونید
‫که اون همه سال پیش

1384
01:34:03.115 --> 01:34:05.422
‫وقتی به دوشیزه استیل وعده دادم

1385
01:34:05.465 --> 01:34:07.598
‫فقط می‌خواستم مانع نابودیش بشم

1386
01:34:08.599 --> 01:34:10.340
‫اما اگه با این وصلت

1387
01:34:10.383 --> 01:34:11.733
‫باعث نابودی خوشبختی
‫کس دیگه‌ای بشم…

1388
01:34:11.776 --> 01:34:13.909
‫شما آدمی هستید که
‫سر حرف‌تون می‌مونید، آقای فرارز

1389
01:34:15.127 --> 01:34:17.477
‫ویژگی بسیار ستودنی‌ایه

1390
01:34:19.392 --> 01:34:20.674
‫می‌تونم نامزدیم رو به هم بزنم، الینور

1391
01:34:20.698 --> 01:34:22.091
‫نباید چنین کاری بکنید

1392
01:34:22.134 --> 01:34:24.354
‫- اگه یه کلمه بهم بگی…
‫- نمی‌تونم!

1393
01:34:31.491 --> 01:34:34.146
‫مجبورت نمی‌کنم

1394
01:34:34.190 --> 01:34:38.629
‫بهترین و شرافتمندانه‌ترین کاری
‫که تا حالا انجام دادی رو خراب کنی

1395
01:34:40.892 --> 01:34:43.460
‫اگه این کار رو بکنی، دیگه از خودت خوشت نمیاد‬

1396
01:34:44.896 --> 01:34:46.724
‫منم دیگه برات احترامی قائل نمی‌شم‬

1397
01:35:11.009 --> 01:35:12.794
‫پس ازدواج می‌کنیم

1398
01:35:19.931 --> 01:35:22.673
‫براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم

1399
01:35:33.336 --> 01:35:36.382
‫شما عزیزترین دوست برای من
‫بودید، دوشیزه دشوود

1400
01:35:37.949 --> 01:35:40.386
‫عزیزترین دوستی که تا حالا داشتم

1401
01:35:46.566 --> 01:35:48.264
‫و شما هم همچنین

1402
01:36:20.035 --> 01:36:21.950
‫چقدر ما خوش‌شانسیم، سرهنگ،

1403
01:36:21.993 --> 01:36:26.128
‫که تو این‌جایی و تا بارتون
‫همراهی‌مون می‌کنی

1404
01:36:26.171 --> 01:36:28.217
‫ممنون

1405
01:36:35.050 --> 01:36:38.183
‫بهش فکر کنید،
‫هیچ وصلتی صورت نگرفت

1406
01:36:38.227 --> 01:36:40.533
‫در حالی که دو تا
‫دوشیزه‌ی بی‌نظیر هستید

1407
01:36:40.577 --> 01:36:42.405
‫نمی‌دونم لندن چه مشکلی داره

1408
01:36:47.889 --> 01:36:49.281
‫ساخت بال شمالی

1409
01:36:49.325 --> 01:36:50.674
‫کامل کار خودم بود

1410
01:36:50.717 --> 01:36:52.719
‫و خانم پالمر…

1411
01:36:52.763 --> 01:36:54.939
‫خب البته اون موقع خانم پالمر نبود

1412
01:36:54.983 --> 01:36:56.680
‫دوشیزه جنینگز بود

1413
01:36:56.723 --> 01:36:58.334
‫خیلی لطف داری، آقای پالمر،

1414
01:36:58.377 --> 01:37:00.205
‫که اجازه می‌دی وسط سفرمون
‫این‌جا استراحت کنیم

1415
01:37:00.249 --> 01:37:01.598
‫آره، آره. بیایید داخل

1416
01:37:01.641 --> 01:37:03.730
‫گرم و آرومه

1417
01:37:03.774 --> 01:37:06.211
‫عزیزم

1418
01:37:06.255 --> 01:37:08.213
‫- چقدر خوبه که این‌جاییم
‫- سرهنگ

1419
01:37:13.131 --> 01:37:15.133
‫انگار می‌خواد بارون بیاد، ماریان

1420
01:37:20.573 --> 01:37:23.315
‫نه، این رو هم بگیر، عزیزم

1421
01:37:23.359 --> 01:37:26.318
‫و یادت باشه، اگه فواره رو دیدی

1422
01:37:26.362 --> 01:37:29.974
‫سریع برگرد بیا خونه

1423
01:37:30.018 --> 01:37:33.325
‫نمی‌خوایم با اون حیف نون
‫برخوردی داشته باشی

1424
01:37:33.369 --> 01:37:35.284
‫آقای ویلوبی همین اطراف زندگی می‌کنه؟

1425
01:37:35.327 --> 01:37:36.938
‫متأسفانه

1426
01:37:36.981 --> 01:37:40.071
‫تا حالا هیچ ملکی به زشتی
‫کوم مگنا ندیدم

1427
01:37:40.115 --> 01:37:42.378
‫به شدت ازش متنفرم

1428
01:37:42.421 --> 01:37:45.381
‫تو از همه‌چیز متنفری

1429
01:37:45.424 --> 01:37:48.340
‫مرد باید یه شور و شوقی داشته باشه،
‫وگرنه حوصله‌سربر می‌شه

1430
01:38:27.989 --> 01:38:29.860
‫ویلوبی!

1431
01:40:01.386 --> 01:40:03.780
‫دوشیزه ماریان

1432
01:40:03.823 --> 01:40:04.975
‫نگفتم؟

1433
01:40:04.999 --> 01:40:07.175
‫می‌دونستم خودش رو به کشتن می‌ده

1434
01:40:07.218 --> 01:40:09.220
‫فقط خیس شده

1435
01:40:10.221 --> 01:40:11.962
‫و خیلی زود خشک می‌شه

1436
01:40:12.006 --> 01:40:14.051
‫دخترک طفلک

1437
01:40:16.706 --> 01:40:18.795
‫آقای پالمر، لطفاً یه‌کم
‫برندی گیلاس بیار

1438
01:40:18.838 --> 01:40:20.188
‫البته

1439
01:40:30.937 --> 01:40:32.809
‫خواب‌تون نمی‌گیره؟

1440
01:40:50.870 --> 01:40:53.699
‫وقتی چشم‌هام رو می‌بندم
‫انگار برگشتم به بارتون

1441
01:40:56.267 --> 01:40:58.052
‫به این تابستون گذشته

1442
01:41:02.534 --> 01:41:04.884
‫همه‌مون رو فریب داد، دوشیزه ماریان

1443
01:41:09.193 --> 01:41:11.500
‫پس چیزی که توی نامه‌تون نوشتید
‫حقیقت داره؟

1444
01:41:16.940 --> 01:41:19.812
‫بیوه‌ای که ویلوبی فریبش داد
‫یکی از آشنایان بود

1445
01:41:21.423 --> 01:41:25.253
‫الایزا یتیمی بود
‫که پدرم سرپرستیش رو بر عهده گرفت

1446
01:41:26.863 --> 01:41:29.866
‫سال‌ها پیش امیدوار بودیم
‫با هم ازدواج کنیم

1447
01:41:29.909 --> 01:41:31.824
‫اما وقتی ۲۰ سالش شد

1448
01:41:31.868 --> 01:41:34.262
‫با برادر بزرگ‌ترم ازدواج کرد

1449
01:41:34.305 --> 01:41:37.134
‫البته قبلش من و اون…

1450
01:41:40.529 --> 01:41:43.967
‫با شناختی که از من دارید
‫حتماً تصورش براتون سخته

1451
01:41:44.010 --> 01:41:45.403
‫شما…

1452
01:41:45.447 --> 01:41:48.580
‫فرار کردیم، آره

1453
01:41:48.624 --> 01:41:51.627
‫حتماً خیلی عاشق همدیگه بودید

1454
01:41:52.671 --> 01:41:54.195
‫ولی موفق نشدیم

1455
01:41:54.238 --> 01:41:57.415
‫اون با برادرم ازدواج کرد،
‫دلافورد نجات پیدا کرد،

1456
01:41:57.459 --> 01:41:59.287
‫و منم رفتم توی هند شرقی
‫خدمت کردم

1457
01:41:59.330 --> 01:42:01.593
‫و تا زمان مرگ برادرم
‫همون‌جا موندم

1458
01:42:07.121 --> 01:42:10.559
‫اون موقع تازه فهمیدم
‫زندگیش چطور بوده

1459
01:42:13.518 --> 01:42:15.520
‫زندگی زناشویی‌شون اصلاً خوب نبوده

1460
01:42:17.000 --> 01:42:19.437
‫بعد از سال‌ها بدرفتاری،

1461
01:42:19.481 --> 01:42:23.311
‫الایزا با اولین مردی که بهش
‫محبت کرده بود فرار کرده بود

1462
01:42:23.354 --> 01:42:28.553
‫وقتی ویلوبی متوجه شد
‫که قراره دلافورد به من برسه، نه به اون،

1463
01:42:28.554 --> 01:42:30.796
‫ترکش کرد

1464
01:42:31.797 --> 01:42:34.017
‫چندین ماه طول کشید
‫تا تونستم پیداش کنم…

1465
01:42:34.060 --> 01:42:35.453
‫سرهنگ

1466
01:42:35.497 --> 01:42:37.890
‫و فهمیدم کدوم آدم پستی

1467
01:42:37.934 --> 01:42:40.066
‫اون رو توی اون شرایط ترک کرده

1468
01:42:45.115 --> 01:42:46.638
‫و خانم الایزا الان کجاست؟

1469
01:42:47.944 --> 01:42:49.815
‫اون…

1470
01:42:49.859 --> 01:42:51.513
‫مُرده

1471
01:42:52.775 --> 01:42:54.075
‫بچه‌ش هم مرد

1472
01:43:11.794 --> 01:43:13.578
‫وای، با این وضعی که داره

1473
01:43:13.622 --> 01:43:15.537
‫اصلاً نمی‌تونه سفر کنه

1474
01:43:15.580 --> 01:43:17.016
‫تقصیر منه

1475
01:43:17.060 --> 01:43:19.236
‫فکر می‌کردم خودش می‌خواد ضعیف بمونه،‬

1476
01:43:19.280 --> 01:43:22.370
‫و اگه تصمیم بگیره
‫زجر کشیدنش رو تموم کنه…

1477
01:43:22.413 --> 01:43:24.372
‫آروم باش، دوشیزه دشوود

1478
01:43:24.415 --> 01:43:26.548
‫سرزنش کردن…
‫الان کمکی بهش نمی‌کنه

1479
01:43:26.591 --> 01:43:27.940
‫بیا

1480
01:43:27.984 --> 01:43:29.812
‫یه عالمه کار داریم

1481
01:43:42.041 --> 01:43:44.827
‫حال این دختر جوان خیلی وخیمه‬

1482
01:43:44.870 --> 01:43:48.091
‫کاری به جز صبر کردن ازمون برنمیاد

1483
01:43:48.134 --> 01:43:50.006
‫باید همه‌تون این‌جا بمونید

1484
01:43:50.049 --> 01:43:51.113
‫تا زمانی که حالش خوب بشه

1485
01:43:51.137 --> 01:43:53.444
‫لازم نیست همه بمونن

1486
01:43:53.488 --> 01:43:55.446
‫خودم از این‌جا به بعد
‫مراقبش هستم

1487
01:43:55.490 --> 01:43:58.319
‫حرف‌های مسخره نزن، فرزندم

1488
01:43:58.362 --> 01:44:00.190
‫من دوشیزه ماریان رو
‫از مادرش جدا کردم

1489
01:44:00.234 --> 01:44:02.627
‫و می‌خوام مثل یه مادر
‫ازش مراقبت کنم

1490
01:44:02.671 --> 01:44:05.151
‫به مادرش خبر ندادید؟

1491
01:44:05.195 --> 01:44:07.197
‫ترجیح می‌دم صبر کنم
‫تا زمانی که حالش خوب بشه

1492
01:44:07.241 --> 01:44:09.025
‫اگه مامان توی این وضعیت
‫اون رو ببینه…

1493
01:44:09.068 --> 01:44:11.506
‫ممکنه فرصت دیگه‌ای گیرش نیاد

1494
01:44:11.549 --> 01:44:13.595
‫- وای
‫- یا خدا

1495
01:44:15.161 --> 01:44:17.512
‫اجازه بدید من برم سراغ‌شون،
‫دوشیزه دشوود. فوراً راه می‌افتم

1496
01:44:17.555 --> 01:44:18.750
‫مطمئنید؟

1497
01:44:18.774 --> 01:44:20.254
‫می‌خوام مفید باشم

1498
01:44:21.951 --> 01:44:23.605
‫ممنون

1499
01:44:29.567 --> 01:44:31.439
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

1500
01:44:31.482 --> 01:44:33.571
‫خیلی‌خب

1501
01:44:33.615 --> 01:44:35.138
‫برو

1502
01:45:18.094 --> 01:45:20.183
‫نمی‌تونی ترکم کنی، ماریان

1503
01:45:54.609 --> 01:45:55.909
‫مامان؟

1504
01:46:02.007 --> 01:46:04.662
‫مامان، نجات پیدا کرد!

1505
01:46:04.706 --> 01:46:06.098
‫تبش پایین اومده

1506
01:46:06.142 --> 01:46:07.796
‫- بهم بگو
‫- ویلوبی؟

1507
01:46:07.839 --> 01:46:10.146
‫بهم بگو که حقیقت داره

1508
01:46:10.189 --> 01:46:12.061
‫بهم بگو! دیگه جونش در خطر نیست؟

1509
01:46:12.104 --> 01:46:13.758
‫امیدواریم همین‌طور باشه

1510
01:46:47.183 --> 01:46:49.403
‫آقا، توی وضعیتی نیستید…

1511
01:46:49.446 --> 01:46:51.100
‫آره، مستم، اما…

1512
01:46:52.754 --> 01:46:54.320
‫اصلاً نمی‌دونی توی روستا
‫چه حسی داشتم

1513
01:46:54.364 --> 01:46:56.410
‫وقتی شنیدم خواهرت داره می‌میره‬

1514
01:46:56.453 --> 01:46:59.195
‫حسی که باید داشته باشید،
‫و قطعاً من حسش می‌کنم،

1515
01:46:59.238 --> 01:47:00.718
‫اینه که برای این‌جا اومدن‌تون

1516
01:47:00.762 --> 01:47:02.154
‫باید دلیل خیلی موجهی داشته باشید

1517
01:47:02.198 --> 01:47:04.374
‫ماریان باید بدونه که من عاشقشم

1518
01:47:04.418 --> 01:47:07.551
‫هیچ عشقی نمی‌تونه
‫این حجم از بی‌رحمی رو توجیه کنه!

1519
01:47:07.595 --> 01:47:12.338
‫اعتراف می‌کنم، نیّاتم همیشه
‫شرافتمندانه نبودن

1520
01:47:12.382 --> 01:47:17.082
‫اولش به فکر سرگرمی خودم بودم،
‫اما با گذر زمان…

1521
01:47:17.126 --> 01:47:19.171
‫الینور

1522
01:47:19.215 --> 01:47:21.347
‫اون تابستون توی بارتون
‫از همیشه خوشحال‌تر بودم،

1523
01:47:21.391 --> 01:47:22.784
‫و می‌خواستم ازش خواستگاری کنم

1524
01:47:22.827 --> 01:47:24.786
‫اگه اون اتفاق ناگوار رو نمی‌شنیدم

1525
01:47:24.829 --> 01:47:26.875
‫شایعاتی وجود داشت
‫که جایگاهم رو به خطر می‌انداختن

1526
01:47:26.918 --> 01:47:29.225
‫سرهنگ براندون اون شایعاتی
‫که می‌گید رو بهمون گفت

1527
01:47:29.268 --> 01:47:32.533
‫قسم می‌خورم که
‫از بچه خبر نداشتم!

1528
01:47:32.576 --> 01:47:34.970
‫نمی‌دونستم

1529
01:47:35.013 --> 01:47:36.295
‫من…

1530
01:47:36.319 --> 01:47:37.929
‫الایزا…

1531
01:47:39.322 --> 01:47:42.107
‫زن باتجربه‌ای بود

1532
01:47:43.979 --> 01:47:46.547
‫فکر می‌کردم وقتی ترکش کنم

1533
01:47:46.590 --> 01:47:48.984
‫صحیح و سالم برمی‌گرده به دلافورد

1534
01:47:53.771 --> 01:47:55.425
‫خب از شنیدنش خیالم راحت شد،

1535
01:47:55.469 --> 01:47:58.776
‫چون برای هر دو تامون خیلی سخت بود
‫که فکر کنیم چنین آدم پستی هستی

1536
01:47:58.820 --> 01:48:00.865
‫منم خیلی خیالم راحته که می‌دونم

1537
01:48:00.909 --> 01:48:03.346
دوستی‌ت رو از دست ندادم

1538
01:48:09.308 --> 01:48:11.702
‫اما بین پستی و دوستی

1539
01:48:11.746 --> 01:48:14.749
‫طیف وسیعی از رفتارها وجود داره

1540
01:48:14.792 --> 01:48:17.036
‫نمی‌تونی فکر کنی با رفتاری
‫که با خواهرم داشتی

1541
01:48:17.037 --> 01:48:18.588
‫لایق محبتش هستی!

1542
01:48:18.589 --> 01:48:20.317
‫هیچ‌وقت هیچ قولی بهش ندادم

1543
01:48:20.318 --> 01:48:21.629
‫در واقع خیلی مراقب بودم که…

1544
01:48:21.630 --> 01:48:23.801
‫خیلی مراقب بودی!

1545
01:48:23.845 --> 01:48:25.586
‫قطعاً فقط با مراقبت زیاد

1546
01:48:25.629 --> 01:48:27.457
‫آدم می‌تونه چنین حقه‌ای بزنه!

1547
01:48:27.481 --> 01:48:30.850
‫- کدوم حقه؟‬
‫- با توجهِ حساب‌شده‌ت امیدوارش کردی،‬

1548
01:48:30.875 --> 01:48:34.595
‫بعدش با سکوت حساب‌شده
‫عذابش رو طولانی کردی

1549
01:48:36.074 --> 01:48:37.815
‫الینور؟

1550
01:48:37.859 --> 01:48:39.295
‫مامان، بالاخره اومدی!

1551
01:48:39.338 --> 01:48:41.732
‫کجاست؟ دخترم کجاست؟

1552
01:48:45.867 --> 01:48:47.167
‫خدای بزرگ

1553
01:48:48.043 --> 01:48:49.281
‫ماریان…

1554
01:48:49.305 --> 01:48:51.437
‫نجات پیدا کرد. مامان…

1555
01:48:56.312 --> 01:48:58.923
‫سرهنگ، می‌شه لطفاً
‫مادرم رو ببرید پیش ماریان؟

1556
01:48:58.967 --> 01:49:01.796
‫منم تا جلوی در خروج
‫آقای ویلوبی رو همراهی می‌کنم

1557
01:49:01.839 --> 01:49:03.493
‫اما هنوز ماریان رو ندیدم

1558
01:49:03.537 --> 01:49:05.756
‫برای دیدن خواهرم
‫این‌جا نیومدید، آقا

1559
01:49:05.800 --> 01:49:07.453
‫تنها دلیل اومدن‌تون

1560
01:49:07.497 --> 01:49:10.065
‫از بین بردن عذاب‌وجدان‌تون بوده،
‫عذاب‌وجدانی که حقتون هم هست

1561
01:49:10.108 --> 01:49:15.549
‫الینور، نمی‌دونستم می‌تونی
‫این‌قدر بی‌نزاکت باشی

1562
01:49:15.592 --> 01:49:19.030
‫می‌تونم بگم خودم هم نمی‌دونستم
‫چه کارهایی ازم برمیاد

1563
01:49:19.074 --> 01:49:20.423
‫ویلوبی!

1564
01:49:20.466 --> 01:49:23.208
‫دیگه تکرار نمی‌کنم!

1565
01:49:24.209 --> 01:49:25.509
‫همراهم بیا

1566
01:49:27.909 --> 01:49:29.693
‫داری از حدت می‌گذری، آقا‬

1567
01:49:29.737 --> 01:49:32.391
‫این‌جا خونه‌ی تو نیست،
‫پادگان هم نیست

1568
01:49:32.435 --> 01:49:34.176
‫همین‌الان!

1569
01:49:53.325 --> 01:49:55.458
‫الینور. قضیه‌ی ویلوبی چیه؟

1570
01:49:55.501 --> 01:49:57.591
‫- توی خونه‌ست؟
‫- بود

1571
01:49:57.634 --> 01:49:58.940
‫چقدر گستاخه

1572
01:49:58.983 --> 01:50:00.004
‫الان می‌رم بهش می‌گم
‫چه فکری راجع بهش می‌کنم!

1573
01:50:00.028 --> 01:50:01.464
‫فکر نمی‌کنم نیازی باشه

1574
01:50:01.507 --> 01:50:03.422
‫فکر کنم سرهنگ الان
‫اون رو به دوئل دعوت کرد

1575
01:50:03.466 --> 01:50:05.163
‫می‌خوان دوئل کنن؟

1576
01:50:05.207 --> 01:50:06.445
‫یا خدا، فرزندم!

1577
01:50:06.469 --> 01:50:07.818
‫چرا زودتر نمی‌گی؟

1578
01:50:08.863 --> 01:50:10.057
‫وای

1579
01:50:10.081 --> 01:50:11.474
‫مراقب باش، عزیزم

1580
01:50:11.517 --> 01:50:12.954
‫- حالت خوب نیست
‫- می‌خوام ببینم!

1581
01:50:12.978 --> 01:50:15.147
‫- باور کن شلیک نمی‌کنن‬
‫- تپانچه‬

1582
01:50:15.173 --> 01:50:16.740
‫تپانچه دارن

1583
01:50:16.784 --> 01:50:17.848
‫ماریان. مراقب باش، مراقب باش

1584
01:50:17.872 --> 01:50:19.656
‫مراقب باش. مراقب باش

1585
01:50:19.700 --> 01:50:21.484
‫ماریان

1586
01:50:23.834 --> 01:50:25.706
‫هیچ‌کدوم همراه ندارن

1587
01:50:25.749 --> 01:50:27.142
‫پزشکی هم اون‌جا نیست

1588
01:50:29.884 --> 01:50:32.060
‫به نظرتون تا ۱۰ می‌شمارن؟

1589
01:50:32.103 --> 01:50:34.671
‫چون من شنیدم ۱۵…

1590
01:50:34.715 --> 01:50:36.064
‫هیس!

1591
01:50:37.065 --> 01:50:39.415
‫شما بشمارید، آقای ویلوبی

1592
01:50:46.988 --> 01:50:48.288
‫یک

1593
01:50:51.122 --> 01:50:52.422
‫دو

1594
01:50:55.257 --> 01:50:57.781
‫سه. چهار

1595
01:50:57.825 --> 01:50:59.125
اون برمی‌گرده

1596
01:50:59.957 --> 01:51:01.108
‫پنج

1597
01:51:01.132 --> 01:51:03.004
‫یکی‌شون برمی‌گرده

1598
01:51:03.047 --> 01:51:04.440
‫- شش
‫- تمومش نمی‌کنن

1599
01:51:04.483 --> 01:51:05.635
‫نمی‌تونم تحمل کنم

1600
01:51:05.659 --> 01:51:06.959
‫هفت

1601
01:51:08.487 --> 01:51:10.620
‫هشت

1602
01:51:10.664 --> 01:51:11.969
‫نُه

1603
01:51:13.492 --> 01:51:14.792
‫ده!

1604
01:51:46.395 --> 01:51:48.440
‫ای خدای بزرگ

1605
01:51:48.484 --> 01:51:50.312
‫وای

1606
01:51:50.355 --> 01:51:52.793
‫فکر می‌کردم قراره
‫خون و خونریزی بشه

1607
01:51:52.836 --> 01:51:55.491
‫می‌دونستم سرهنگ
‫شور و شوق زیادی داره

1608
01:51:55.534 --> 01:51:58.233
‫شور و شوق؟ تا حالا این‌همه
‫خشم ندیده بودم

1609
01:51:58.276 --> 01:52:00.888
‫اما شجاعتش رو دیدید؟
‫خونسردیش رو دیدی، مامان؟

1610
01:52:05.283 --> 01:52:06.981
‫بجنب. بجنب

1611
01:52:07.024 --> 01:52:08.504
‫بیا

1612
01:52:08.547 --> 01:52:10.332
‫باید مخالفت‌مون رو نشون بدیم

1613
01:52:10.375 --> 01:52:11.899
‫آره، آره

1614
01:52:11.942 --> 01:52:13.596
‫وگرنه هر روز از این کارها می‌کنن

1615
01:52:13.639 --> 01:52:16.512
‫آره. دوئل باید برای
‫مناسبت‌های خاص نگه داشته بشه

1616
01:52:18.166 --> 01:52:20.559
‫یه لحظه!

1617
01:52:31.266 --> 01:52:33.050
‫بیا داخل

1618
01:52:33.094 --> 01:52:34.394
‫سرهنگ

1619
01:52:37.011 --> 01:52:38.075
‫دوشیزه ماریان

1620
01:52:38.099 --> 01:52:39.753
‫خطر رفع شده

1621
01:52:40.710 --> 01:52:41.774
‫آسیب ندیدید؟

1622
01:52:41.798 --> 01:52:44.583
‫آقای ویلوبی آسیبی ندیده

1623
01:52:44.627 --> 01:52:47.717
‫خودت رو گفت

1624
01:52:53.288 --> 01:52:54.680
‫عـه

1625
01:52:58.902 --> 01:53:02.297
‫من خیلی خوبم، دوشیزه ماریان

1626
01:53:07.911 --> 01:53:09.521
‫چیه، عزیزم؟

1627
01:53:09.565 --> 01:53:11.001
‫آروم باش، مامان

1628
01:53:11.045 --> 01:53:12.394
‫چرا گریه می‌کنه؟

1629
01:53:12.437 --> 01:53:13.961
‫اشک شوقه

1630
01:53:14.004 --> 01:53:15.876
‫عـه

1631
01:54:21.550 --> 01:54:23.160
‫زنده‌ای!

1632
01:54:30.689 --> 01:54:31.928
‫لندن فوق‌العاده بود؟

1633
01:54:31.952 --> 01:54:33.649
‫اصلاً

1634
01:54:35.085 --> 01:54:37.653
‫مکان‌ها هم مثل آدم‌ها هستن، مارگارت

1635
01:54:37.696 --> 01:54:39.742
‫هیچ‌وقت اون‌طوری
‫که انتظار داریم، نیستن

1636
01:55:01.416 --> 01:55:03.374
‫هیچ‌کس نمی‌تونه باور کنه
‫حال‌تون اون‌قدر بد بوده،

1637
01:55:03.418 --> 01:55:04.767
‫دوشیزه ماریان

1638
01:55:04.810 --> 01:55:06.110
‫دقیقاً مثل قبل شدید

1639
01:55:07.465 --> 01:55:08.902
‫امیدوارم دقیقاً مثل قبل نشده باشم

1640
01:55:08.945 --> 01:55:11.121
‫برای من که مثل قبل هستید

1641
01:55:11.165 --> 01:55:12.993
‫اما خیلی عوض شدم

1642
01:55:13.036 --> 01:55:14.472
‫واقعاً؟

1643
01:55:15.734 --> 01:55:17.345
‫مسخره‌م می‌کنید، جناب؟

1644
01:55:18.346 --> 01:55:20.174
‫نه

1645
01:55:21.436 --> 01:55:23.264
‫فکر می‌کنید احمقم؟

1646
01:55:26.441 --> 01:55:30.445
‫می‌گم تغییر نکردید
‫چون انرژی‌تون،

1647
01:55:30.488 --> 01:55:32.795
‫و اشتیاق‌تون هنوز فروکش نکرده

1648
01:55:32.838 --> 01:55:34.884
‫در حالی که ممکن بود در کسی که...‬

1649
01:55:37.408 --> 01:55:39.584
‫مثل شما استثنایی نباشه، فروکش کنه‬

1650
01:55:39.628 --> 01:55:43.545
‫بیماریم فرصتی برای تفکر بهم داد‬

1651
01:55:43.588 --> 01:55:46.896
‫متوجه می‌شید که از تمام
‫اصولم دست کشیدم

1652
01:55:47.897 --> 01:55:49.333
‫حتماً هنوز بر این باورید

1653
01:55:49.377 --> 01:55:51.335
‫که نباید برای بار دوم دل بست؟

1654
01:55:51.379 --> 01:55:54.643
‫از همون اول هم
‫به‌خاطر همین باور بیمار شدم

1655
01:55:56.427 --> 01:55:59.387
واقعاً باورم شده بود که دیگه هیچ‌وقت عاشق نمی‌شم

1656
01:56:06.133 --> 01:56:07.917
‫چقدر اشتباه می‌کردم

1657
01:56:10.050 --> 01:56:12.095
‫و چقدر خوشحالم که اشتباه می‌کردم

1658
01:56:22.627 --> 01:56:24.760
‫دوشیزه ماریان، یعنی می‌تونم
‫این‌طور برداشت کنم…

1659
01:56:25.717 --> 01:56:28.372
‫ببخشید…

1660
01:56:28.416 --> 01:56:30.113
‫اما منظورتون اینه…

1661
01:56:31.897 --> 01:56:34.378
‫به نظرتون ممکنه در آینده…

1662
01:56:34.422 --> 01:56:38.600
‫همون حسی که نسبت به آقای ویلوبی
‫داشتید رو نسبت به کس دیگه‌ای داشته باشید؟

1663
01:56:40.558 --> 01:56:41.995
‫آره

1664
01:56:44.127 --> 01:56:46.738
‫با گذر زمان به نظرم می‌تونم
‫احساسات قوی‌تری هم داشته باشم

1665
01:57:25.125 --> 01:57:26.474
‫یالا

1666
01:57:28.606 --> 01:57:30.956
‫ماریان! قضیه در مورد ادوارده

1667
01:57:31.000 --> 01:57:32.306
‫کجا بودی؟

1668
01:57:32.349 --> 01:57:34.438
‫- چی شده؟
‫- ازدواج کرده

1669
01:57:34.482 --> 01:57:37.354
‫سِر جان و بانو میدلتون
‫الان از لندن برگشتن

1670
01:57:37.398 --> 01:57:40.314
‫همه فقط در مورد
‫عروسی صحبت می‌کنن

1671
01:57:40.357 --> 01:57:41.924
‫یالا

1672
01:57:45.406 --> 01:57:47.364
‫وقتی به این فکر می‌کنم
‫که هر دو دخترم

1673
01:57:47.408 --> 01:57:48.708
‫این‌قدر زجر کشیدن…

1674
01:57:49.975 --> 01:57:53.153
‫و بابت شکیباییت
‫چی نصیبت شد، الینور؟

1675
01:57:53.196 --> 01:57:55.677
‫بی‌اعتنایی

1676
01:57:57.200 --> 01:57:58.984
‫وای، من چطور مادری هستم؟

1677
01:58:00.682 --> 01:58:02.031
‫خیلی متأسفم

1678
01:58:06.775 --> 01:58:08.777
‫من نیستم

1679
01:58:10.779 --> 01:58:13.912
‫زمان زیادی برای عادت کردن
‫به این احتمال داشتم

1680
01:58:14.870 --> 01:58:17.438
‫و بالاخره…

1681
01:58:17.481 --> 01:58:20.441
‫این ایده خیلی فریبنده‌ست

1682
01:58:20.484 --> 01:58:23.748
‫که خوشبختی یه نفر
‫کلاً به کس دیگه‌ای بستگی داره…

1683
01:58:25.185 --> 01:58:26.534
‫قرار نیست این‌طور باشه…

1684
01:58:27.839 --> 01:58:29.928
‫درست و مناسب نیست…

1685
01:58:34.846 --> 01:58:37.197
‫همیشه ممکن نیست

1686
01:58:37.240 --> 01:58:39.286
‫کاش منم مثل تو
‫این‌قدر خویشتن‌دار بودم، الینور

1687
01:58:41.026 --> 01:58:42.724
‫ادوارده

1688
01:58:42.767 --> 01:58:44.160
‫می‌دونیم

1689
01:58:44.204 --> 01:58:45.442
‫داره میاد

1690
01:58:45.466 --> 01:58:47.555
‫الان داره میاد

1691
01:58:48.730 --> 01:58:50.906
‫وای، اون آخرین…

1692
01:58:50.949 --> 01:58:54.301
‫آخرین کسیه که دوست دارم
‫امروز ببینم

1693
01:58:54.344 --> 01:58:56.346
‫می‌تونیم یه بهونه‌ای
‫برات بیاریم، عزیزم

1694
01:58:59.219 --> 01:59:00.655
‫نه

1695
01:59:02.265 --> 01:59:04.093
‫نه، تنهام بذارید

1696
01:59:04.137 --> 01:59:05.747
‫باید باهاش روبه‌رو بشم

1697
01:59:05.790 --> 01:59:07.227
‫البته

1698
01:59:08.924 --> 01:59:10.224
‫بیا

1699
01:59:11.056 --> 01:59:12.356
‫بیا بریم

1700
01:59:37.996 --> 01:59:40.390
‫باید به خودم مسلط باشم

1701
01:59:47.919 --> 01:59:49.921
‫دوشیزه دشوود

1702
01:59:49.965 --> 01:59:52.228
‫آقای فرارز

1703
01:59:54.883 --> 01:59:56.580
‫باید خیلی بهتون تبریک بگم

1704
01:59:57.668 --> 01:59:59.061
‫پس خبر رو شنیدید؟

1705
01:59:59.104 --> 02:00:01.324
‫همین امروز صبح

1706
02:00:03.370 --> 02:00:05.676
‫خب همون‌طور که می‌تونید تصور کنید
‫لوسی از همیشه خوشحال‌تره

1707
02:00:11.508 --> 02:00:13.031
‫من…

1708
02:00:13.075 --> 02:00:15.295
‫امیدوارم حال مادر
‫و خواهرهاتون خوب باشه

1709
02:00:16.557 --> 02:00:18.036
‫ماریان بیمار شد

1710
02:00:18.080 --> 02:00:19.995
‫- خیلی متأسفم. من…
‫- در واقع،

1711
02:00:20.038 --> 02:00:22.998
‫باید ازش مراقبت کنم، پس…

1712
02:00:23.041 --> 02:00:24.956
‫اگه کار خاصی ندارید،
‫شاید بهتر باشه

1713
02:00:25.000 --> 02:00:27.263
‫- تبریک من رو منتقل کنید…
‫- نه. نه

1714
02:00:28.612 --> 02:00:30.571
‫معذرت می‌خوام، اما یه کاری دارم

1715
02:00:33.051 --> 02:00:34.618
‫آخرین باری که توی لندن صحبت کردیم

1716
02:00:34.662 --> 02:00:36.229
‫فکر کنم توی تنگنا گذاشتم‌تون‬

1717
02:00:36.272 --> 02:00:37.752
‫لطفاً، دیگه نمی‌خوام بهش فکر کنم

1718
02:00:37.795 --> 02:00:40.494
‫کاری که شما برام کردید،
‫کاری که براندون کرد،

1719
02:00:40.537 --> 02:00:42.147
‫اگرچه تصور می‌کنم شما
‫اون رو متقاعد کردید…

1720
02:00:42.191 --> 02:00:43.801
‫بهتون اطمینان می‌دم
‫که سرهنگ براندون

1721
02:00:43.845 --> 02:00:45.412
‫کاملاً خودجوش عمل کردن

1722
02:00:48.284 --> 02:00:49.851
‫پس…

1723
02:00:51.200 --> 02:00:53.507
‫پس من اشتباه فکر کردم
‫که اون پیشنهاد

1724
02:00:53.550 --> 02:00:55.030
‫و نحوه‌ی مطرح کردنش

1725
02:00:55.073 --> 02:00:58.251
‫نشون‌دهنده‌ی نگرانی شخصی‌تون
‫برای خوشبختی من بود؟

1726
02:00:58.294 --> 02:00:59.904
‫من به رفاه همه‌ی دوستان

1727
02:00:59.948 --> 02:01:01.515
‫و همسایه‌ها اهمیت می‌دم

1728
02:01:04.257 --> 02:01:05.997
‫که این‌طور

1729
02:01:06.041 --> 02:01:07.608
‫فکر کردم شاید چیزی بیشتر باشه...‬

1730
02:01:07.651 --> 02:01:10.828
‫ما از اول هم با هم
‫دوست بودیم، آقای فرارز

1731
02:01:10.872 --> 02:01:14.136
‫هیچ‌وقت چیز دیگه‌ای نگفتم

1732
02:01:14.179 --> 02:01:16.399
‫در واقع تعجب می‌کنم
‫که امروز این‌جا اومدید

1733
02:01:16.443 --> 02:01:17.879
‫تا در مورد این موضوع
‫ازم سوال بپرسید

1734
02:01:19.402 --> 02:01:21.317
‫فکر می‌کردم بهتر از این حرف‌ها هستید

1735
02:01:26.496 --> 02:01:27.796
‫درک می‌کنم

1736
02:01:29.325 --> 02:01:30.520
‫معذرت می‌خوام. من…

1737
02:01:30.544 --> 02:01:32.589
‫خیلی حماقت کردم

1738
02:01:32.633 --> 02:01:34.243
‫واقعاً خیلی حماقت کردم

1739
02:01:37.986 --> 02:01:39.988
‫بیشتر از این وقت‌تون رو نمی‌گیرم

1740
02:02:13.978 --> 02:02:16.938
‫خیلی شجاع بودی، عزیزم

1741
02:02:20.681 --> 02:02:22.900
‫پس خبر رو شنیدید

1742
02:02:22.944 --> 02:02:24.554
‫خانم جنینگز

1743
02:02:24.598 --> 02:02:26.382
‫وای

1744
02:02:26.426 --> 02:02:29.472
‫الان توی مسیر
‫از کنار آقای فرارز رد شدم

1745
02:02:29.516 --> 02:02:31.996
‫و تقریباً اندازه‌ی شما ۴ نفر
‫ناراحت بود

1746
02:02:32.040 --> 02:02:33.824
‫و چرا نباید ناراحت باشه؟

1747
02:02:35.260 --> 02:02:38.220
‫چون خانم استیل…

1748
02:02:38.263 --> 02:02:40.396
با برادر کوچیک‌ترش ازدواج کرده

1749
02:02:40.440 --> 02:02:42.180
‫- رابرت؟
‫- آره

1750
02:02:42.224 --> 02:02:44.139
‫تنها چیزی که براش مهمه
‫اینه که یه آقای فرارز باشه؟

1751
02:02:44.182 --> 02:02:45.421
‫خب به شرطی که وارث باشه

1752
02:02:45.445 --> 02:02:46.794
‫اصلاً می‌دونه شرم و خجالت چیه؟

1753
02:02:46.837 --> 02:02:48.230
‫خب لوسی هیچی نداره

1754
02:02:48.273 --> 02:02:51.494
‫هیچ پول و خانواده و تحصیلاتی نداره

1755
02:02:51.538 --> 02:02:53.104
‫نمی‌تونیم قضاوتش کنیم

1756
02:02:53.148 --> 02:02:55.585
پس لوسی با رابرت فرارز ازدواج کرده؟

1757
02:02:55.629 --> 02:02:56.736
‫آره

1758
02:02:56.760 --> 02:02:59.284
‫نه با آقای ادوارد فرارز؟

1759
02:02:59.328 --> 02:03:00.628
‫نه

1760
02:03:03.376 --> 02:03:05.290
‫- الینور. برو
‫- برو!

1761
02:03:05.334 --> 02:03:06.727
‫- برو، عزیزم
‫- برو

1762
02:03:06.770 --> 02:03:08.250
‫برو!

1763
02:03:08.293 --> 02:03:09.860
‫برو

1764
02:03:48.551 --> 02:03:49.857
‫ادوارد

1765
02:03:51.946 --> 02:03:53.600
‫آقای فرارز!

1766
02:03:54.775 --> 02:03:56.646
‫دوشیزه دشوود

1767
02:03:56.690 --> 02:03:58.213
‫حال‌تون خوبه؟

1768
02:04:08.179 --> 02:04:09.485
‫ازدواج نکردی؟

1769
02:04:10.530 --> 02:04:11.830
‫نه

1770
02:04:13.097 --> 02:04:14.708
‫در واقع آزادیم رو مدیون شما

1771
02:04:14.751 --> 02:04:16.187
‫و سرهنگ براندون هستم

1772
02:04:16.231 --> 02:04:17.531
‫من؟

1773
02:04:18.407 --> 02:04:19.756
‫پیشنهاد براندون این امکان رو
‫برام فراهم کرد

1774
02:04:19.800 --> 02:04:21.541
‫که بدون کمک مادرم زندگی کنم

1775
02:04:21.584 --> 02:04:23.543
‫لوسی چنین زندگی‌ای رو نمی‌خواست

1776
02:04:26.589 --> 02:04:28.330
‫دوشیزه دشوود،
‫آخرین چیزی که می‌خوام

1777
02:04:28.373 --> 02:04:29.673
‫اینه که دوباره تحقیرتون کنم

1778
02:04:33.640 --> 02:04:35.555
‫دوستت دارم، الینور

1779
02:04:35.598 --> 02:04:37.295
‫با همون نگاه اول عاشقت شدم

1780
02:04:37.339 --> 02:04:39.907
‫می‌دونی زندگیم چطوره.
‫چیز زیادی نمی‌تونم بهت…

1781
02:04:49.873 --> 02:04:52.136
‫همون‌قدریه که همیشه می‌خواستم

1782
02:05:34.222 --> 02:05:36.050
‫دارن میان. دارن میان

1783
02:05:43.274 --> 02:05:44.574
‫ایول!

1784
02:05:46.495 --> 02:05:49.019
‫از اول می‌دونستم به هم میان

1785
02:05:49.063 --> 02:05:50.760
‫- منم همین‌طور
‫- نه، دروغ نگو

1786
02:05:50.784 --> 02:05:52.432
‫خانم دشوود، باید اول
‫از شما اجازه می‌گرفتم

1787
02:05:52.457 --> 02:05:54.068
بیا بغلم، پسر شیطون

1788
02:05:54.111 --> 02:05:56.070
‫عالی نیست، دوشیزه ماریان؟

1789
02:05:56.113 --> 02:05:57.506
‫درآمدت چقدره؟

1790
02:05:57.550 --> 02:05:59.682
‫خونه‌ی کشیش دلافورد خیلی بزرگه؟

1791
02:05:59.726 --> 02:06:01.118
‫باید جشن بگیریم

1792
02:06:01.162 --> 02:06:02.859
‫باید جشن بگیریم!

1793
02:06:02.903 --> 02:06:04.469
‫- آره. چرا که نه؟
‫- یه مهمونی دیگه!

1794
02:06:04.513 --> 02:06:06.515
‫آره، یه مهمونی. چرا که نه؟

1795
02:06:08.865 --> 02:06:10.301
‫می‌دونستم

1796
02:06:10.345 --> 02:06:12.042
‫می‌دونستی؟ مشخص بود؟

1797
02:06:12.086 --> 02:06:13.957
‫معلومه که می‌دونستم

1798
02:06:34.961 --> 02:06:39.961
ارائه‌ای از وبسایت کینگ‌مووی
WWW.KING-MOVIE.NET

1799
02:06:39.962 --> 02:06:44.962
اینستاگرام کینگ مووی
@kingmovie.co

1800
02:06:44.963 --> 02:06:59.963
تلگرام کینگ مووی
@kingmovie_co

1801
02:08:29.060 --> 02:08:35.910
‫« عـقـل و احـسـاس »

1802
02:08:42.381 --> 02:08:47.381
‫The Trees They Grow ♪
‫♪ So High - Sjaella

