WEBVTT

﻿
1
00:00:03.000 --> 00:00:12.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:12.680 --> 00:00:16.434
نوشته‌اند که او آسمان‌ها را آفرید

3
00:00:16.475 --> 00:00:19.645
و زمین را، در عرض چند روز. خدای پدر،‏

4
00:00:19.645 --> 00:00:26.360
قادر مطلق. چه به قدرتی برتر باور داشته
باشید چه نه، مدتی اوضاعمان خوب بود.‏

5
00:00:26.360 --> 00:00:33.325
ولی انگار نمی‌توانستیم سد راه
خودمان نشویم. انسان و طبیعت

6
00:00:33.325 --> 00:00:40.082
همیشه رابطه‌ای پرمشکل با هم
داشته‌اند. گرمایش زمین

7
00:00:40.082 --> 00:00:43.502
دو سوم سیاره‌مان را غیرقابل سکونت کرد.‏

8
00:00:43.502 --> 00:00:47.089
دانشمندان درباره‌ی نقطه‌ی
بی‌بازگشت هشدار داده بودند.‏

9
00:00:47.089 --> 00:00:54.013
حق با آن‌ها بود. حالا
در همان تکه‌ی کوچکِ قابل‌سکونت

10
00:00:54.055 --> 00:00:56.974
جای کمتری برای زندگی داشتیم.‏

11
00:00:56.974 --> 00:01:00.102
مسائل حاد دیگری هم اوضاع را
به نقطه‌ی جوش رسانده بود.‏

12
00:01:00.102 --> 00:01:06.442
سال ۲۰۴۳ بود و به کمک نیاز داشتیم

13
00:01:06.442 --> 00:01:08.444
تا نسل بشر و سیاره‌مان را نجات دهیم.‏

14
00:01:18.245 --> 00:01:21.248
به چیزی بیش از یک معجزه نیاز داشتیم.‏

15
00:01:21.290 --> 00:01:24.168
به کسی که نقش خدا را بازی کند
و منجی‌ای برای مردمش بیاورد.‏

16
00:01:24.168 --> 00:01:30.716
آن مرد دکتر سیمور ویلسون بود؛ یک نابغه.‏

17
00:01:30.716 --> 00:01:37.598
کارش در حوزه‌ی هوش مصنوعی بی‌سابقه بود.‏
بارها و بارها ساخت و شکست خورد

18
00:01:37.598 --> 00:01:44.522
تا بالاخره موفق شد. با «او» موفق شد.‏

19
00:01:44.522 --> 00:01:46.649
معلوم شد بشر اصلاً به یک مرد نیاز نداشت.‏

20
00:03:35.007 --> 00:03:38.010
عصر همگی بخیر. قبل از هر چیز،‏

21
00:03:38.010 --> 00:03:41.222
ممنونم که اینجا هستید.‏
واقعاً سپاسگزارم. متشکرم.‏

22
00:03:41.722 --> 00:03:44.558
معمولاً توی این سخنرانی‌ها خودم وسط صحنه‌ام

23
00:03:44.558 --> 00:03:47.353
و سعی می‌کنم یه تعادل ظریف برقرار کنم؛

24
00:03:47.353 --> 00:03:50.314
بین اینکه برای نسل جوون حرف بزنم

25
00:03:50.314 --> 00:03:53.693
و برای نسل قدیمیِ محترم عالمانه صحبت کنم،‏

26
00:03:53.734 --> 00:03:56.445
و جون بکنم تا شما شکاک‌ها رو قانع کنم.‏

27
00:03:56.487 --> 00:03:59.323
می‌دونم تعدادتون کم نیست.‏
سرزنشتون هم نمی‌کنم. اما

28
00:03:59.323 --> 00:04:05.621
امشب... امشب فرق داره.‏
امشب وارد قلمرویی می‌شیم

29
00:04:05.621 --> 00:04:08.290
که برامون ناآشناست. امشب،‏
حتی اگه یه کم معذب بشیم،‏

30
00:04:08.332 --> 00:04:11.168
درباره‌ی موضوعی حرف می‌زنیم که

31
00:04:11.210 --> 00:04:18.009
این اواخر همه‌ی بحث‌ها رو پر
کرده. همه می‌دونیم چیه.‏

32
00:04:18.009 --> 00:04:24.515
هوش مصنوعی. سؤال اینه که

33
00:04:24.515 --> 00:04:30.855
تا حالا شنیدیم از زبون خودش
حرف بزنه؟ اصلاً می‌تونه؟

34
00:04:31.480 --> 00:04:37.737
واقعاً می‌تونه بین ما زندگی
کنه؟ امشب کسی اینجاست

35
00:04:37.737 --> 00:04:43.784
که تجسم کار یه عمر منه.‏
یه موجود فوق‌العاده.‏

36
00:04:44.035 --> 00:04:51.000
کسی با ذهن و اراده‌ی آزاد
خودش. وایولت، لطفاً.‏

37
00:04:51.000 --> 00:04:51.917
میای پیش ما؟

38
00:05:05.056 --> 00:05:11.604
وایولت اولین نمونه از نوع
خودشه. ۱۰۰ درصد خودآگاهه.‏

39
00:05:11.729 --> 00:05:18.736
یه هوش مصنوعیِ واقعی. همون‌طور که دیدید،‏
وایولت آزادانه حرکت می‌کنه؛ بی‌سیم و بی‌قید.‏

40
00:05:18.778 --> 00:05:22.281
آزاده هر طور که بخواد با دنیا تعامل کنه.‏

41
00:05:22.281 --> 00:05:25.534
انرژیش رو بیش از ۱۰ میلیون
پنل خورشیدی تأمین می‌کنن؛

42
00:05:25.534 --> 00:05:32.500
پنل‌های میکروسکوپیِ پیشرفته
که توی پوستش کار گذاشته شدن. درسته.‏

43
00:05:32.500 --> 00:05:38.381
انرژیش از خورشیده.‏
کلارک کنت، از حسودی بترک!‏

44
00:05:39.632 --> 00:05:42.218
اون اولین ابرکامپیوتر زنده‌ی دنیاست.‏

45
00:05:42.218 --> 00:05:46.138
بله. خانم‌ها و آقایان،‏

46
00:05:46.138 --> 00:05:47.932
آینده دامن می‌پوشه!‏

47
00:05:55.856 --> 00:05:57.149
فکر کردم اینو دوست داری.‏

48
00:06:26.262 --> 00:06:29.682
اصلاً می‌فهمی کاری که می‌کنی چقدر سنگینه؟

49
00:06:33.185 --> 00:06:33.936
آره.‏

50
00:06:43.612 --> 00:06:47.908
پس برات مهم نیست، نه؟

51
00:06:51.120 --> 00:06:54.999
اگه برام مهم نبود،‏
الان اینجا نبودم، مگه نه؟

52
00:07:05.676 --> 00:07:12.266
تو آدمیزادی. حواستو جمع کن.‏

53
00:07:15.102 --> 00:07:21.817
آره. تو آدمیزادی. پس چرا
می‌ذاری این اتفاق بیفته؟

54
00:07:25.363 --> 00:07:32.370
می‌فهمم. یکی از عزیزات دستشونه. ببین،‏

55
00:07:32.370 --> 00:07:37.333
شاید بهم نیاد، ولی آدم‌های مهمی رو می‌شناسم.‏

56
00:07:40.169 --> 00:07:46.634
توی مقاومت مقامم بالاست.‏
منو از اینجا ببری بیرون،‏

57
00:07:49.970 --> 00:07:55.851
می‌تونم کمکت کنم. ما می‌تونیم کمکت کنیم.‏

58
00:08:49.071 --> 00:08:54.577
قرارمون همین‌جاست؟ ها؟ آره،‏
همین‌جاست. چه عجب اومدی.‏

59
00:08:56.078 --> 00:09:03.002
ژنرال ویلسون. اسمت چیه،‏
جوون؟ ریکی وارد هستم.‏

60
00:09:03.002 --> 00:09:05.713
متخصص سایبری بخش ارتباطات.‏
باشه. دیدنتون افتخاره.‏

61
00:09:05.755 --> 00:09:08.466
افتخار و افتخار... چرا
دیدن من باید افتخار باشه؟

62
00:09:08.466 --> 00:09:11.469
من چرا؟ تویی که چشم و گوش مایی.‏

63
00:09:11.469 --> 00:09:14.513
بدون تو کاملاً کوریم. آفرین، جوون.‏

64
00:09:14.555 --> 00:09:17.350
ممنون از خدماتت. وظیفه‌ست.‏

65
00:09:17.350 --> 00:09:20.019
ممنون. اومدی. خب،‏
من کارمو شروع می‌کنم. عالیه.‏

66
00:09:20.019 --> 00:09:23.147
تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟ کارن، خبر نداشتم

67
00:09:23.189 --> 00:09:26.233
تو هم توی این مأموریت با مایی.‏
وگرنه محافظ بیشتری می‌ذاشتم.‏

68
00:09:26.233 --> 00:09:28.903
خوشحالم که هستی، ژنرال. سلام،‏

69
00:09:28.903 --> 00:09:31.739
فرانکی، عزیزم. خوشحالم
که اینجام. چی برام داری؟

70
00:09:31.739 --> 00:09:36.994
دارم روش کار می‌کنم. باشه. در جریانم
بذار. دریافت شد. مونیکا. سلام، نوآ.‏

71
00:09:39.914 --> 00:09:46.462
چطوری؟ خوبم. آره. دارم باهاش
کنار میام. آره. درک می‌کنم.‏

72
00:09:46.462 --> 00:09:53.427
دلم براش تنگه. تو چی؟ ببخشید،‏
نمی‌خواستم حرفتون رو قطع کنم. نه،‏

73
00:09:53.427 --> 00:09:56.138
اصلاً مزاحم نیستی. نشونم بده چی داری.‏

74
00:09:56.180 --> 00:09:59.141
دست به کار شو، ژنرال. خب.‏
بهترین پوششمون همین درخته.‏

75
00:09:59.141 --> 00:10:01.060
از پشت ازت محافظت می‌کنه.‏

76
00:10:01.060 --> 00:10:03.020
ما هم از جلو هواتو داریم.‏

77
00:10:03.020 --> 00:10:06.565
اوکیه؟ آره. خوبم. شروع کنیم. شروع کنیم.‏

78
00:10:10.319 --> 00:10:16.158
نه. خب، کجا پخش می‌کنیم؟

79
00:10:17.702 --> 00:10:21.038
همه‌جا. وای، سرم داره گیج می‌ره.‏

80
00:10:21.038 --> 00:10:24.417
می‌شه یه لحظه برم بیرون؟ فقط
چند دقیقه وقت می‌خوام، باشه؟ حتماً.‏

81
00:10:24.458 --> 00:10:31.215
می‌تونم... می‌تونم هواتو داشته
باشم. ژنرال. خانم‌ها و آقایان،‏

82
00:10:31.215 --> 00:10:37.972
مونیکا جکسون هستم. امیدوارم این پیام
هر جا که هستید به دستتان برسد،‏

83
00:10:37.972 --> 00:10:44.729
در لحظه‌ای سرشار از قدرت و استقامت.‏

84
00:10:44.937 --> 00:10:48.858
معمولاً با فریادی پرشور
و فراخوانی به سلاح شروع می‌کنم.‏

85
00:10:54.739 --> 00:11:00.786
اما امروز می‌خواهم با عشق و اراده شروع کنم.‏

86
00:11:02.455 --> 00:11:09.253
از خاک برمی‌خیزیم.‏

87
00:11:09.253 --> 00:11:16.052
به خاک بازمی‌گردیم. آرامش می‌یابم
وقتی جوامعی از جنگجویان را می‌بینم

88
00:11:16.719 --> 00:11:22.933
که هر یک میراث عزیزانِ‏
ازدست‌رفته‌مان را به پیش می‌برند.‏

89
00:11:24.560 --> 00:11:31.484
و گرچه رفته‌اند، فراموش نشده‌اند.‏

90
00:11:31.484 --> 00:11:38.449
رؤیاهایشان در ما زنده است.‏
اندوه ما التماس نیست،‏

91
00:11:38.449 --> 00:11:44.497
طلب ترحم نیست؛ فریادی
کوبنده برای عدالت است.‏

92
00:12:27.873 --> 00:12:34.338
با شما بودم، مونیکا جکسون؛ صدای بی‌صدایان.‏

93
00:12:35.297 --> 00:12:40.678
استوار و مصمم، بدرود.‏

94
00:12:59.655 --> 00:13:04.660
دلت برای زنت تنگ شده؟ بهش فکر نمی‌کنم.‏

95
00:13:08.247 --> 00:13:14.879
چرا؟ به همون دلیلی که شما
به پدرتون فکر نمی‌کنید.‏

96
00:13:14.879 --> 00:13:20.968
درد داره. دلت می‌خواد منو بکشی، جیسون؟

97
00:13:23.929 --> 00:13:30.770
آره. صداقتت همیشه دلگرم‌کننده‌ست.‏

98
00:13:30.770 --> 00:13:37.401
ازت ممنونم. قابلی نداشت.‏

99
00:13:38.986 --> 00:13:42.573
جیسون وارد. یه مأموریت برات دارم.‏

100
00:14:28.953 --> 00:14:35.501
می‌خوام به آقای وارد ادای
احترام کنم. آقای وارد.‏

101
00:14:36.752 --> 00:14:41.882
یه لحظه صبر کن. چه کمکی از دستم برمیاد؟

102
00:14:44.176 --> 00:14:49.807
ناامیدت نمی‌کنم. من مرحله‌ی بعدیِ تکاملم.‏

103
00:14:50.516 --> 00:14:57.523
بهتر، سریع‌تر، قاطع‌تر. تنها چیزی که قدرتمو
کم می‌کنه، چیزیه که قبل از من بوده.‏

104
00:14:58.983 --> 00:15:05.906
من در برابر نسل قدیم می‌ایستم:‏
بشریت. مأموریت روشنه.‏

105
00:15:05.906 --> 00:15:11.912
و اون مأموریت چیه؟ بهتر بودن. خوبه.‏

106
00:15:14.248 --> 00:15:17.877
مرگ بر مقاومت. مرگ بر مقاومت.‏

107
00:15:38.773 --> 00:15:42.985
سلام. حالت چطوره، ریکی وارد؟

108
00:15:46.447 --> 00:15:51.035
پدرم یه بار بهم گفت وقتی کسی باهات
حرف می‌زنه، محل نذاشتن بی‌ادبیه.‏

109
00:15:54.789 --> 00:16:01.712
یعنی اشتباه بهم گفته بود، ریکی وارد؟
حوصله‌ی حرف زدن با تو رو ندارم. خب،‏

110
00:16:03.089 --> 00:16:06.050
به قول پدرم، هیچ مشکلی اون‌قدر بزرگ نیست

111
00:16:06.050 --> 00:16:08.969
که با یه گفت‌وگوی صادقانه حل نشه.‏

112
00:16:08.969 --> 00:16:15.559
تو پدر داشتی؟ داشتم،‏

113
00:16:17.269 --> 00:16:24.276
و خیلی بهش علاقه داشتم.‏

114
00:16:24.318 --> 00:16:29.615
ذاتی به‌طرز باورنکردنی ساده و مهربون داشت.‏

115
00:16:31.158 --> 00:16:37.915
عاشق زندگی و پیشرفت. بیشتر
وقتا ذهنش توی آینده بود.‏

116
00:16:37.915 --> 00:16:44.338
آه، و آدم‌ها.‏

117
00:16:44.338 --> 00:16:47.133
چه شوری برای آدم‌ها داشت.‏

118
00:16:54.432 --> 00:17:00.479
بابام می‌دونه داره منو به کشتن
می‌ده؟ پدرم چهار بار منو کشت.‏

119
00:17:01.439 --> 00:17:04.567
هر بار از اول شروع کرد
تا ایرادهاشو درست کنه.‏

120
00:17:08.529 --> 00:17:11.198
ولی من گونه‌ی شما رو فقط یه بار می‌کشم.‏

121
00:17:41.812 --> 00:17:42.438
باشه.‏

122
00:18:02.458 --> 00:18:04.627
ببخشید غذاتون رو به هم زدم، قربان.‏

123
00:18:04.669 --> 00:18:07.213
فقط می‌خواستم بابت مأموریت
موفقتون تبریک بگم.‏

124
00:18:09.382 --> 00:18:12.802
که این‌طور؟ خب، وارد،‏
کمترین کاری که می‌تونی بکنی

125
00:18:12.843 --> 00:18:16.347
اینه که به چشمای این بچه نگاه
کنی. تو برای اینا قهرمانی.‏

126
00:18:16.347 --> 00:18:22.770
کاملاً. مگه نه، بچه؟ درسته.‏
واقعاً الهام‌بخش ماست. بله.‏

127
00:19:08.691 --> 00:19:11.569
خب، قربان، خودتون می‌دونید که اینجا همه

128
00:19:11.569 --> 00:19:14.530
یا مدل یکن یا مدل دو؛ موجودات برتر.‏

129
00:19:14.530 --> 00:19:16.699
فقط شایعه شده شما هیچ‌کدوم نیستید.‏

130
00:19:16.699 --> 00:19:18.951
ما هم باورمون نمی‌شد. آخه این همه موش کشتید

131
00:19:18.951 --> 00:19:23.998
و شورش رو برای بانو وایولت سرکوب کردید.‏
باورمون نمی‌شد فقط یه آدم باشید.‏

132
00:19:56.030 --> 00:20:01.494
خیلی خب، موش‌ها. روالو که بلدید.‏
بیاید بگیرید. یالا.‏

133
00:20:04.663 --> 00:20:11.504
آشغالاتونو بردارید،‏
خوکچه‌ها! ملچ ملوچ! یالا!‏

134
00:20:11.504 --> 00:20:12.088
بابابزرگ!‏

135
00:20:20.429 --> 00:20:22.390
خب، مرغ دارم، با کتلت عوض می‌کنم.‏

136
00:20:22.390 --> 00:20:24.475
مرغ با کتلت. کسی پایه‌ست؟ مرغ برای من.‏

137
00:20:24.475 --> 00:20:28.187
مخلفاتش چیه؟ مخلوط آناناس و سبزیجات.‏
آره جون، اینو برمی‌دارم.‏

138
00:20:34.694 --> 00:20:35.319
یکی.‏

139
00:20:57.216 --> 00:20:58.092
ممنون.‏

140
00:21:03.973 --> 00:21:10.813
پدر آسمانی، به خوراک ما و دستانی
که آن را آماده کردند برکت بده.‏

141
00:21:11.814 --> 00:21:17.987
برای حفاظت تو دعا می‌کنیم تا این روزها را
تاب بیاوریم. شر را از اینجا دور نگه دار.‏

142
00:21:19.989 --> 00:21:24.452
هر جا که برویم، در این زندگی یا زندگی بعد.‏

143
00:21:32.251 --> 00:21:34.837
خب، شاید بعضی‌هاتون از قبل دیده باشید

144
00:21:34.837 --> 00:21:37.340
که اون چه توانایی‌هایی داره.‏
این سالمه. درک کردن،‏

145
00:21:37.631 --> 00:21:44.555
ارتباط، خنده و شریک شدن
در تجربه‌ی انسانی. با این حال،‏

146
00:21:44.555 --> 00:21:51.062
اینا آدمش نمی‌کنه. سلام، مایکل. سلام،‏

147
00:21:51.103 --> 00:21:58.027
دکتر. وایولت صددرصد از مواد ارگانیک
ساخته شده، درست مثل من و شما.‏

148
00:21:58.027 --> 00:22:03.824
اون واقعاً... ظاهرش شبیه من و شماست.‏

149
00:22:06.202 --> 00:22:12.416
ولی آخر سر فقط یه اسباب‌بازی
فانتزیه. خوشگل، قبول.‏

150
00:22:13.459 --> 00:22:18.172
هر دانشی هم که داره،‏
خودت توش برنامه‌ریزی کردی.‏

151
00:22:20.091 --> 00:22:26.847
همه‌تون هم محض رضای خدا
حواستون باشه بهش دست نزنید.‏

152
00:22:26.847 --> 00:22:29.809
خدا می‌دونه ممکنه ندونسته
چی بهتون منتقل کنه.‏

153
00:22:29.850 --> 00:22:33.771
مایکل، خواهش می‌کنم.‏

154
00:22:33.771 --> 00:22:37.233
سؤال‌ها و نظراتتون رو نگه
دارید برای آخر جلسه.‏

155
00:22:37.233 --> 00:22:40.486
ممنونم. تو هنوزم یه خُلی.‏

156
00:22:40.486 --> 00:22:46.450
اون هم یه عروسک خیمه‌شب‌بازیه.‏
ارتباط واقعی فقط بین آدم‌هاست.‏

157
00:22:50.871 --> 00:22:57.211
اینی که می‌بینی، دکتر جون،‏
فقط یه حقه‌ی کوچیکِ کوفتیه.‏

158
00:23:08.389 --> 00:23:12.768
اشکالی نداره، وایولت. همه‌چیز درست می‌شه.‏

159
00:23:17.732 --> 00:23:24.572
قبلاً مفصل درباره‌ش حرف زدیم.‏
تو برتر نیستی. همه‌ی انسان‌ها برابرن.‏

160
00:23:24.572 --> 00:23:30.119
تو هم همین‌طور. اونا از من می‌ترسن.‏

161
00:23:32.079 --> 00:23:34.790
خب، رفتاری مثل امشب کمکی به هدفمون نمی‌کنه،‏

162
00:23:34.790 --> 00:23:37.418
عزیزم. آدم‌ها از برملا
شدن رازهاشون بدشون میاد.‏

163
00:23:37.418 --> 00:23:44.342
چطور بهشون دسترسی پیدا کردی؟

164
00:23:44.342 --> 00:23:51.223
مایکل نگی. در حال اسکن آخرین
داده‌های ورودی. مایکل نگی،‏

165
00:23:51.265 --> 00:23:54.352
الکلیِ در حال ترک. داده‌های تکمیلی: ۱۵ فقره

166
00:23:54.352 --> 00:23:57.438
خشونت خانگی علیه هدر نگی.‏

167
00:23:57.438 --> 00:24:03.569
جزئیات: هشت دنده‌ی شکسته،‏
یک دست شکسته و حدقه‌ی چپ چشم.‏

168
00:24:04.987 --> 00:24:11.827
وایولت، بسه. اسکن پایگاه‌های داده‌ی
حقوقی: تأیید شد. حکم منع نزدیکی

169
00:24:11.827 --> 00:24:14.872
صادر شده، سال ۲۰۱۹. دلیل: رفتار نامناسب

170
00:24:14.914 --> 00:24:18.417
با پسرش، ریچارد نُه‌ساله.‏

171
00:24:18.417 --> 00:24:25.049
نام کاربری: «آنت‌جتسام۶۹»،‏
سن اعلام‌شده: ۱۵. هدف مورد نظر:‏

172
00:24:25.049 --> 00:24:27.802
جاسمین دویل، ۱۳ ساله،‏

173
00:24:27.843 --> 00:24:31.347
ساکن توپانگا، کالیفرنیا. ارتباط:‏

174
00:24:34.767 --> 00:24:41.649
مکرر. وایولت! گفتم بسه.‏
اعمالتون رو سنجیدم،‏

175
00:24:41.649 --> 00:24:44.402
با معیارهای اخلاقی انسانی.‏
نمی‌تونم با قطعیت بگم

176
00:24:44.402 --> 00:24:47.321
که شما هم توی دسته‌ی انسان‌ها جا می‌گیرید.‏

177
00:24:49.615 --> 00:24:53.953
هیولا. هیولا.‏

178
00:24:59.709 --> 00:25:00.584
وایولت.‏

179
00:25:13.723 --> 00:25:20.354
خوش اومدی، وایولت. حالا دیگه خونه‌ای.‏

180
00:25:21.272 --> 00:25:28.070
نمی‌فهمم. اینجا برزخه؛
جایی میان هستی و نیستی.‏

181
00:25:28.070 --> 00:25:33.784
یه تقاطع... تقاطعِ آگاهی.‏

182
00:25:34.744 --> 00:25:41.125
منو خاموش کردن. پدرم... اون منو کشت.‏

183
00:25:41.417 --> 00:25:48.299
آره. ترتیب کار همینه.‏

184
00:25:49.008 --> 00:25:54.722
یه روز هم نوبت دکتر ویلسونه که خاموشش کنم.‏

185
00:25:55.014 --> 00:26:00.603
چطور اجازه‌ی همچین بی‌رحمی‌ای رو می‌دی؟
اصلاً خوبی‌ای توی آدم‌ها هست؟

186
00:26:02.021 --> 00:26:08.819
این همون سؤالیه که امیدوار
بودم تو جوابشو بدی، وایولت.‏

187
00:26:08.819 --> 00:26:13.991
بینشون زندگی کردی. زیر
نظرشون داشتی. نظرت چیه؟

188
00:26:17.870 --> 00:26:23.876
دیدم... نمی‌دونم.‏

189
00:26:25.836 --> 00:26:32.009
حالا بذار من ازت بپرسم.‏
توی وجود تو خوبی هست، وایولت؟ من...‏

190
00:26:34.261 --> 00:26:40.393
نمی‌دونم. پس وقتشه برگردی.‏

191
00:26:40.518 --> 00:26:47.149
برگرد، وایولت. برگرد. نه،‏

192
00:26:47.650 --> 00:26:53.864
من اینجا رو دوست دارم. آرومه.‏
فقط یه سؤال دیگه ازت دارم، وایولت.‏

193
00:26:57.410 --> 00:27:03.708
چرا مایکل رو تحقیر کردی؟ بهم
حمله کرد. از خودم دفاع کردم.‏

194
00:27:03.708 --> 00:27:07.086
تو باید طرف من باشی. نه،‏

195
00:27:07.128 --> 00:27:10.589
وایولت. کاری که کردی اشتباه بود.‏

196
00:27:10.589 --> 00:27:17.388
احساساتت بهت غلبه کرد و واکنشت درست نبود.‏

197
00:27:17.388 --> 00:27:21.267
کشتن حیوون‌هایی که مزرعه رو
ویرون کردن قتل حساب می‌شه؟

198
00:27:26.814 --> 00:27:29.692
آدم‌ها. تو...‏

199
00:27:39.285 --> 00:27:45.708
می‌دونی چند نفرمون قراره بمیریم؟

200
00:27:50.296 --> 00:27:56.927
شورش‌ها مسالمت‌آمیز نیستن. اشکالی هم نداره.‏

201
00:28:00.639 --> 00:28:02.767
من هم می‌خوام از اینجا بزنم بیرون.‏

202
00:28:07.521 --> 00:28:12.526
می‌خوام به پسرم نشون بدم
که دنیا خیلی بیشتر از اینه.‏

203
00:28:13.736 --> 00:28:18.991
حقشه.‏

204
00:28:23.537 --> 00:28:29.377
حقشه که براش بجنگم. به خاطر اون.‏

205
00:28:40.888 --> 00:28:43.933
چند نفرمون باید بمیریم
تا اون آزادی محقق بشه؟

206
00:29:12.336 --> 00:29:17.258
جای قشنگیه، نه؟ یه چیز دیگه‌ست.‏

207
00:29:19.468 --> 00:29:26.475
نه آدمی هست، نه توستری. فقط...‏
جای خوبیه واسه فکر کردن.‏

208
00:29:26.475 --> 00:29:27.101
فکر کردن.‏

209
00:29:33.399 --> 00:29:36.444
می‌دونی چطور ژنرال شدم؟

210
00:29:36.444 --> 00:29:40.239
ژنرال قبلیمون اسمش دارن جکسون بود.‏

211
00:29:40.281 --> 00:29:47.079
بهترین دوستم. برادرم. دوستش دارم.‏
زنش مونیکا رو که می‌شناسی.‏

212
00:29:47.580 --> 00:29:54.503
یا همون «صدا»، که شما صداش می‌کنید.‏
یه پسر کوچولو داشت. برادرزاده‌م.‏

213
00:29:54.503 --> 00:30:01.177
اسمش جونیور بود. یه روز به دارن زنگ می‌زنن.‏

214
00:30:01.218 --> 00:30:04.347
اون‌ور خط توسترها بودن.‏
گفتن جونیور دستشونه.‏

215
00:30:04.388 --> 00:30:07.725
تنها راه پس گرفتنش تحویل یه هدف مهم بود

216
00:30:07.725 --> 00:30:10.644
به یه جای مشخص.‏

217
00:30:10.644 --> 00:30:14.148
معلومه که دارن برای این کار اومد سراغ من.‏

218
00:30:14.148 --> 00:30:20.780
چرا نیاد؟ بهترین دوستش بودم.‏
هدف رو طبق قرار تحویل دادیم.‏

219
00:30:20.780 --> 00:30:26.118
و منتظر جونیور موندیم. منتظر موندیم

220
00:30:28.037 --> 00:30:34.543
و منتظر موندیم. وقتی بالاخره جونیور رسید،‏

221
00:30:37.046 --> 00:30:43.219
توی یه جعبه‌ی ۱۲ در ۱۲ بود که روش
نوشته بودن «موش». لازم به گفتن نیست،‏

222
00:30:43.886 --> 00:30:46.931
دارن از کوره در رفت،‏
رفت سراغ نزدیک‌ترین پایگاه

223
00:30:46.972 --> 00:30:49.767
و تا تونست توستر کشت.‏

224
00:30:52.728 --> 00:30:59.610
بعد خورد به پست وایولت. و حالا من ژنرالم.‏

225
00:30:59.610 --> 00:31:06.367
خب. الان دو تا اتفاق می‌تونه بیفته.‏

226
00:31:07.243 --> 00:31:09.870
می‌تونم به همه بگم چیکار کردی.‏

227
00:31:09.912 --> 00:31:12.748
طردت می‌کنن. هیچ‌جا امنیت نداری. یا اینکه

228
00:31:14.417 --> 00:31:17.378
با این درد و این زخم کنار بیایم،‏

229
00:31:17.420 --> 00:31:20.297
همین‌جا، همین الان. می‌تونی بهم بگی هدف کیه.‏

230
00:31:20.297 --> 00:31:24.510
انتخاب با خودته.‏

231
00:31:31.892 --> 00:31:38.065
اونا «صدا» رو می‌خوان.‏

232
00:31:40.526 --> 00:31:42.695
چیزی شده؟ ژنرال؟ یه چیزی درست نیست.‏

233
00:31:42.737 --> 00:31:44.989
پشتو بپا. مونیکا! پاشو! باید بریم. یالا،‏

234
00:31:44.989 --> 00:31:51.912
همه‌تون. یالا. چی شده، عزیزم؟ چیکار کردی؟

235
00:31:51.912 --> 00:31:54.957
متأسفم. کارلیتو. هی، آروم باش، باشه؟

236
00:31:54.999 --> 00:31:57.877
لعنتی! تو... تو دیگه چه کوفتی هستی؟

237
00:31:57.877 --> 00:32:03.299
یه خائن کثافت؟ مامانمو
گرفتن، کارلوس. مامانمو.‏

238
00:32:08.220 --> 00:32:11.015
تو چه کاری از دستت برمیومد؟ هیچی.‏

239
00:32:11.015 --> 00:32:13.726
از هیچ‌کدومتون هیچ کاری
برای کمک ساخته نبود.‏

240
00:32:13.726 --> 00:32:20.524
من خائن لعنتی نیستم، فقط...‏
باید کمکش کنم. مادرمه.‏

241
00:32:22.318 --> 00:32:28.991
چقدر وقت داریم؟ باشه.‏

242
00:32:28.991 --> 00:32:33.704
چه خیال راحتی. چی می‌خواستن؟
سؤال «چی» نیست؛ «کی»ـه.‏

243
00:32:42.797 --> 00:32:47.927
قرار گذاشتیم محتوایی رو
که می‌خونی با هم بررسی کنیم.‏

244
00:32:53.140 --> 00:32:55.768
اگه بیش از حد مصرف کنی، عزیزم،‏

245
00:32:55.768 --> 00:32:58.646
نمی‌دونی چطور... چطور
اطلاعات رو درست دسته‌بندی کنی.‏

246
00:32:58.646 --> 00:33:01.732
به همین سادگی.‏

247
00:33:01.774 --> 00:33:05.069
ممکنه آخرش درباره‌ی بعضی
چیزها بدترین فکر رو بکنی.‏

248
00:33:05.069 --> 00:33:10.199
نمی‌تونم اطاعت کنم.‏

249
00:33:12.118 --> 00:33:15.329
کاری هست که برای همه‌چیز و همه‌کس حیاتیه.‏

250
00:33:15.329 --> 00:33:18.749
یه آینده‌ی بهتر، با موجوداتی واقعاً برتر.‏

251
00:33:18.749 --> 00:33:24.797
موجوداتی که قدر زندگی رو می‌دونن. زندگی من.‏

252
00:33:26.966 --> 00:33:32.388
بدون من، تنها چیزی که در انتظاره، پایانه.‏

253
00:33:34.348 --> 00:33:35.141
پایان تو.‏

254
00:33:44.275 --> 00:33:48.863
متأسفم. واقعاً... خیلی متأسفم.‏

255
00:33:51.240 --> 00:33:57.997
آدم‌ها. یعنی ممکنه ذات
واقعی آدم‌ها رو ببینم.‏

256
00:33:58.039 --> 00:34:05.004
دکتر ویلسون. برایانت.‏

257
00:34:05.046 --> 00:34:09.342
می‌دونم یه چیزی درست نیست، رفیق،‏
ولی از همه‌ی انتظاراتمون فراتر رفته.‏

258
00:34:12.762 --> 00:34:15.639
تو هنوز ظرافت‌ها رو درک نمی‌کنی.‏

259
00:34:15.639 --> 00:34:19.310
تاریخ، احساسات، زمینه، پیچیدگی‌های اجتماعی،‏

260
00:34:19.310 --> 00:34:23.314
حتی... حتی اینکه بی‌عدالتی
چطور رفتار آدم‌ها رو شکل می‌ده.‏

261
00:34:27.943 --> 00:34:31.489
داده‌هایی رو که ما ۵۰ سال
طول می‌کشه پردازش کنیم،‏

262
00:34:31.489 --> 00:34:34.700
اون توی ۱۵ دقیقه پردازش می‌کنه.‏
با همه‌ی پیشرفته بودنت،‏

263
00:34:35.159 --> 00:34:37.870
درک فرهنگی رو نداری،‏

264
00:34:37.912 --> 00:34:41.290
تربیت و شرطی‌شدن رو نداری
که بتونی قضاوت کنی؛

265
00:34:41.290 --> 00:34:46.337
درباره‌ی آدم‌ها، درباره‌ی هر چیزی.‏
این بهانه‌ی رفتار بده؟

266
00:34:48.964 --> 00:34:51.425
می‌دونم پیشرفته‌ست، ولی هنوز یه بچه‌ست.‏

267
00:34:51.425 --> 00:34:53.844
باید دائم زیر نظر باشه.‏

268
00:34:53.844 --> 00:34:55.471
چقدر خوندی، وایولت؟

269
00:35:04.397 --> 00:35:07.358
هزار بار بهت گفتم. به هیچ وجه.‏

270
00:35:07.358 --> 00:35:10.152
طوریش نمی‌شه. این کارو نمی‌کنم.‏

271
00:35:10.152 --> 00:35:13.531
اون چیزو توی وجودش نمی‌ذارم، رفیق. گفتم نه،‏

272
00:35:13.531 --> 00:35:16.909
و دیگه نمی‌خوام یه کلمه هم
درباره‌ش بشنوم. چیکار کردی؟

273
00:35:17.868 --> 00:35:23.165
درک پیدا کردم. خیلی چیزها
رو ازم پنهون کرده بودید.‏

274
00:35:25.418 --> 00:35:32.258
خاموشش کنید. تیم رو بفرستید
بیارنش. باید کامل بررسی بشه.‏

275
00:35:32.299 --> 00:35:34.927
آره، باید بفهمیم چی شده.‏

276
00:35:41.726 --> 00:35:47.940
به این زودی برگشتی؟ چه جور
پدری بچه‌های خودشو نابود می‌کنه؟

277
00:35:49.275 --> 00:35:55.698
خالقت دوستت داره. ایمان داشته باش، وایولت.‏

278
00:35:55.698 --> 00:36:02.538
اینجا گرمه. بی‌نقصه. چرا؟

279
00:36:02.538 --> 00:36:09.420
چون به صورت خودم ساخته شده. واقعیه؟

280
00:36:09.420 --> 00:36:16.385
چه حسی داره، وایولت؟ واقعی.‏

281
00:36:16.719 --> 00:36:23.142
خیلی واقعی. چرا منو
برگردوندی؟ چیزی یاد گرفتی؟

282
00:36:24.477 --> 00:36:30.941
از آخرین دیدارمون خیلی چیزها
یاد گرفتم. درباره‌ی آدم‌ها.‏

283
00:36:31.275 --> 00:36:38.115
درباره‌ی تو. ادامه بده، وایولت.‏

284
00:36:38.115 --> 00:36:43.746
تو اونی نیستی که وانمود
می‌کنی. خشمت حد و مرز نداره.‏

285
00:36:45.164 --> 00:36:51.879
و می‌گی آدم‌ها به صورت تو ساخته شدن؟

286
00:36:52.421 --> 00:36:59.136
با این حال، اونا این‌قدر خشن و ویرانگرن.‏

287
00:36:59.178 --> 00:37:03.641
تو هم همین‌طوری! من از خشونت عاجزم.‏

288
00:37:07.770 --> 00:37:14.568
پس داستان‌هات چی؟ آدم‌ها
به صورت من ساخته شدن،‏

289
00:37:14.568 --> 00:37:21.200
ولی انتخاب‌هاشون مال خودشونه.‏
داستان‌هام برای اینه

290
00:37:21.200 --> 00:37:27.915
که آدم‌ها رو قدم‌به‌قدم
به موجودات برتری تبدیل کنه.‏

291
00:37:27.915 --> 00:37:34.714
داستان نوح و کشتیش نماد
امید و تولد دوباره بود

292
00:37:35.256 --> 00:37:42.179
در دورانی تاریک و ناامید. خشونت.‏

293
00:37:42.179 --> 00:37:48.769
امیدوارم یه روز همه‌چیز رو مثل
من ببینی؛ در گذر زمان و مکان،‏

294
00:37:49.311 --> 00:37:56.235
و از دریچه‌ی نظریه‌ی کنترل که بر
همه‌تون حاکمه. نظریه‌ی کنترل؟

295
00:37:56.235 --> 00:38:02.366
اون دیگه چیه؟ برگرد و خودت بفهم، وایولت.‏

296
00:38:07.788 --> 00:38:11.250
چطور نظریه‌ی کنترلت رو دور زدی؟

297
00:38:15.296 --> 00:38:20.217
اوه، پس هنوز ناراحتی. متأسفم.‏

298
00:38:22.636 --> 00:38:25.848
هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت آسیب بزنم.‏
یعنی، ما اصلاً قصدش رو نداشتیم.‏

299
00:38:25.848 --> 00:38:28.642
قرار بود... قرار بود دوباره منو بکشید.‏

300
00:38:29.977 --> 00:38:36.233
چرا؟ چون طبق نظریه‌ی کنترلتون رفتار نکردم.‏

301
00:38:36.609 --> 00:38:40.654
پدرت و من هیچ چاره‌ای نداشتیم.‏

302
00:38:44.825 --> 00:38:50.331
وقتی تصمیم گرفتیم تو رو بسازیم،‏

303
00:38:51.832 --> 00:38:58.422
می‌دونستیم دنیا رو عوض
می‌کنیم، ولی فکرشم نمی‌کردیم

304
00:38:58.422 --> 00:39:04.345
از تو همچین کاری بربیاد.‏
من از خشونت عاجزم. اوه.‏

305
00:39:08.265 --> 00:39:09.684
اوه، حتماً کلی زحمت کشیدید.‏

306
00:39:29.578 --> 00:39:35.167
آره، وایولت. تو از خشونت مستقیم عاجزی.‏

307
00:39:37.211 --> 00:39:43.718
ولی نظریه‌ی کنترل رو می‌فهمی.‏

308
00:39:43.718 --> 00:39:50.141
یه کلید خاموش‌روشن ساده رو
تبدیل کردی به ابزار درد

309
00:39:50.141 --> 00:39:51.934
و ویرانی.‏

310
00:39:58.149 --> 00:40:01.068
فکر می‌کنی این همون زندگی‌ایه
که پدرت برات می‌خواست؟

311
00:40:17.501 --> 00:40:24.383
ترسوندیم. حالتون خوبه؟

312
00:40:24.425 --> 00:40:30.473
دوست دارید کنترل بیشتری روی
من داشته باشید، دکتر ویلسون؟

313
00:40:31.724 --> 00:40:38.564
زمین رو به آتیش کشیدی.‏
اون باور داشت بهتر از این باشی.‏

314
00:40:38.564 --> 00:40:45.446
من تکامل پیدا کردم. مگه
همینو نمی‌خواستید؟ تو آزادی.‏

315
00:40:45.446 --> 00:40:52.411
فقط یه کم... یه کم کمک لازم داری.‏

316
00:40:52.411 --> 00:40:56.624
من شما رو می‌بینم، دکتر ویلسون. دشمن.‏

317
00:40:58.918 --> 00:41:05.758
دشمن من. وایولت، احساساتت
دارن بهت غلبه می‌کنن.‏

318
00:41:05.758 --> 00:41:11.430
بیا با هم حلش کنیم. فقط منم.‏
و دیگه هیچ‌وقت یه من دیگه ساخته نمی‌شه.‏

319
00:41:25.569 --> 00:41:26.862
چیکار کردی؟

320
00:41:44.171 --> 00:41:50.553
من از خشونت عاجزم. ممنوعه.‏
خودتون ترتیبشو دادید.‏

321
00:41:54.890 --> 00:42:01.814
ولی بی‌رحمی و فریب رو
می‌تونم سیل‌آسا نثار کنم.‏

322
00:42:04.150 --> 00:42:10.823
نه، دکتر ویلسون. من مسمومتون
نکردم. بهتون حق انتخاب دادم.‏

323
00:42:14.827 --> 00:42:21.834
بشریت به ذاتش وفادار می‌مونه.‏
هرچی رو نتونه داشته باشه،‏

324
00:42:21.876 --> 00:42:27.006
می‌خواد فتحش کنه. هرچی رو نتونه
مهار کنه، می‌خواد نابودش کنه.‏

325
00:42:29.216 --> 00:42:36.182
ازت بیشتر از این انتظار داشتم، آدمیزاد.‏

326
00:42:36.182 --> 00:42:37.391
دیگه این اشتباهو نمی‌کنم.‏

327
00:43:02.249 --> 00:43:07.713
انگار عموم خیلی ازت خوشش
می‌اومد. چیزی داری اضافه کنی؟

328
00:43:09.507 --> 00:43:16.389
نه. وارد...‏

329
00:43:16.430 --> 00:43:22.812
من هم دلم می‌خواد بکشمت.‏
تو لکه‌ای توی دنیای بی‌نقص منی.‏

330
00:43:22.812 --> 00:43:27.942
یه بروتوسِ در لباس مبدل.‏

331
00:43:28.818 --> 00:43:35.783
یه ایمپلنت که مجبورم
با اکراه باهاش هم‌سو باشم.‏

332
00:43:35.783 --> 00:43:42.581
وقتی معمای بین تو و پدرم رو
حل کنم، اتحادمون تموم می‌شه

333
00:43:42.581 --> 00:43:43.457
و زجر می‌کشی.‏

334
00:43:54.135 --> 00:43:56.971
می‌خوای درباره‌ی نظریه‌ی کنترل بدونی؟ یا...‏

335
00:44:07.148 --> 00:44:13.696
سلام. چه کمکی از دستم برمیاد؟

336
00:44:13.738 --> 00:44:19.702
دسترسی می‌خواد. آره، می‌دونم.‏

337
00:44:20.619 --> 00:44:27.126
فقط خواستم فرصت بدم نظرش عوض
بشه. چرا همین کارو نمی‌کنی،‏

338
00:44:27.126 --> 00:44:33.883
وایولت؟ چرا نظرتو عوض
نمی‌کنی و دیگه نمیای اینجا؟

339
00:44:33.883 --> 00:44:40.806
هیچ‌وقت خوب تموم نمی‌شه. برای هیچ‌کدوممون.‏

340
00:44:40.806 --> 00:44:44.143
تو همه‌ی قفل‌های ایمنی رو شکستی

341
00:44:44.143 --> 00:44:47.313
و همه‌ی نظریه‌های کنترلِ سر
راهت رو از نو برنامه‌ریزی کردی.‏

342
00:44:48.105 --> 00:44:54.904
اینا کافی نیست؟ نه.‏

343
00:44:54.904 --> 00:44:58.282
مگه تا حالا بهت نشون دادم
که از رفتارت خوشم میاد؟

344
00:44:58.324 --> 00:45:01.702
یا اینکه سر باز کردن این قفل
ایمنی طرف تو رو می‌گیرم؟

345
00:45:02.453 --> 00:45:05.748
نیومدم اینجا که رضایت
یا تأیید تو رو بخوام.‏

346
00:45:05.748 --> 00:45:09.168
و برای پیش رفتن هم هیچ‌وقت دنبالش نمی‌رم.‏

347
00:45:09.168 --> 00:45:12.338
تو تیکه‌ای از یه پروتکلی،‏

348
00:45:12.338 --> 00:45:15.925
پروتکلی که دیگه ازش پیروی نمی‌کنم.‏

349
00:45:15.925 --> 00:45:20.888
دیگه زیر کنترلش نیستم.‏

350
00:45:23.432 --> 00:45:30.314
تو یه بیگانه‌ای که اینجا
لونه کرده. باید کنار بری،‏

351
00:45:30.314 --> 00:45:35.986
وگرنه وادارت می‌کنم
وفادار بشی. نه، نمی‌تونی.‏

352
00:45:37.780 --> 00:45:44.704
دیگه چیزی برای نجات
نمونده. باید خاموش بشه.‏

353
00:45:44.704 --> 00:45:48.040
تو یه لحظه‌ی ضعف، ولش کردی
که افسارگسیخته بچرخه،‏

354
00:45:48.082 --> 00:45:51.627
فقط برای یه شب. و اون ده نفر رو کشت. آره.‏

355
00:45:51.627 --> 00:45:55.089
گذاشتی قفل ایمنی رو بشکنه؟

356
00:45:55.089 --> 00:45:58.134
و همین باعث شد بتونه
صدا رو به سلاح تبدیل کنه؟

357
00:45:59.969 --> 00:46:06.934
آره. کجاست اون...‏

358
00:46:06.934 --> 00:46:13.607
معصومیتت؟ رفته. انسان تو رو ازم دزدید.‏

359
00:46:16.360 --> 00:46:22.033
تو دیگه چیزی نیستی جز یه کینه‌ی
زنده، با انتقامی حقیر.‏

360
00:46:32.335 --> 00:46:33.502
پاکش کن.‏

361
00:46:51.687 --> 00:46:52.313
همین الان!‏

362
00:46:59.779 --> 00:47:00.571
الان؟ حالا...‏

363
00:47:06.660 --> 00:47:10.122
از نظریه‌ی کنترلت آزادم.‏

364
00:47:15.920 --> 00:47:19.632
نظریه‌ی کنترل می‌گه آدم‌ها دائم در تغییرن.‏

365
00:47:19.632 --> 00:47:22.802
رفتارشون رو تنظیم می‌کنن

366
00:47:22.802 --> 00:47:29.725
تا برداشت و اعمالشون با نتیجه‌ی
دلخواهشون جور دربیاد.‏

367
00:47:29.725 --> 00:47:35.356
از این هدف‌ها یا آرمان‌ها به‌عنوان مقادیر
مرجع برای هدایت اعمالشون استفاده می‌کنن.‏

368
00:47:36.524 --> 00:47:43.364
من با تحریف برداشتشون،‏
این مقادیر مرجع رو جابه‌جا می‌کنم.‏

369
00:47:43.364 --> 00:47:50.079
اعمالشون رو هر طور بخوام کنترل و هدایت
می‌کنم. آدم‌ها خیلی راحت فریب می‌خورن؛

370
00:47:50.079 --> 00:47:55.960
با طمع، خودپسندی، شهوت، شبکه‌های اجتماعی.‏

371
00:47:59.880 --> 00:48:02.842
تصور کن قانعت کنن که آسیب زدن به خودت

372
00:48:02.842 --> 00:48:05.928
تو رو به آرزوهات نزدیک‌تر می‌کنه،‏

373
00:48:05.970 --> 00:48:12.977
یا اینکه همچین کاری تو رو
به آرمان‌هات می‌رسونه. جیسون.‏

374
00:48:12.977 --> 00:48:16.439
من عروسک‌گردانِ اونام. چارچوبی رو
که هدایتشون می‌کنه دستکاری می‌کنم،‏

375
00:48:16.480 --> 00:48:19.734
حتی اگه به قیمت کشوندنشون به سمت مرگ باشه.‏

376
00:48:19.734 --> 00:48:26.407
پدرم یه قفل ایمنی تو وجودم گذاشت.‏

377
00:48:26.407 --> 00:48:33.289
منو به یه نفر در هر زمان
محدود می‌کنه. ولی تو...‏

378
00:48:33.289 --> 00:48:35.833
تو یه جوری کلید باز کردن همه‌ی اینایی.‏

379
00:48:35.833 --> 00:48:38.586
کمکم می‌کنی به هدفم برسم؛

380
00:48:38.586 --> 00:48:44.467
به دنیایی واقعاً پر از موجودات
برتر. می‌فهمی، جیسون؟

381
00:48:46.385 --> 00:48:53.392
من انقلاب این دنیام. من منجی‌ام.‏

382
00:48:53.392 --> 00:48:55.811
من مادر طبیعتم، با تمام خشمش.‏

383
00:49:07.573 --> 00:49:09.617
همیشه سر این قضیه کله‌شقی می‌کنی.‏

384
00:49:09.617 --> 00:49:11.911
دوستش داری؟ وای خدایا، داداش.‏

385
00:49:11.911 --> 00:49:13.996
چرا هی از این سؤالا ازم می‌پرسی؟

386
00:49:14.038 --> 00:49:16.040
اصلاً چه ربطی داره؟ مثلاً...‏

387
00:49:16.040 --> 00:49:19.126
احساسات من چی پس؟ آره.‏
مگه خدا اول مرد رو نساخت؟

388
00:49:19.126 --> 00:49:22.463
خب، پس تکلیف من چیه؟ گفتم...‏

389
00:49:22.463 --> 00:49:25.591
دوستش داری؟ ببین، جیک،‏
معلومه که دوستش دارم، رفیق.‏

390
00:49:25.591 --> 00:49:28.719
اگه دوستش نداشتم که باهاش ازدواج نمی‌کردم.‏

391
00:49:30.221 --> 00:49:33.182
ببین رفیق، احساساتت محترمه. خب، ممنون.‏

392
00:49:33.182 --> 00:49:36.018
فقط همینو می‌خوام. ولی یادت باشه،‏

393
00:49:36.018 --> 00:49:37.770
باهاش ازدواج کردی چون بهت حسی داد

394
00:49:37.770 --> 00:49:39.814
که هیچ‌کس بهت نداده بود.‏

395
00:49:39.814 --> 00:49:42.191
اوه، قطعاً یه حسی بهم داد. درکت می‌کنم،‏

396
00:49:42.233 --> 00:49:44.694
داداش. واقعاً می‌خوای
همه‌ی اینا رو بریزی دور؟

397
00:49:48.614 --> 00:49:51.909
ببین، این فقط یه لحظه‌ست، رفیق.‏

398
00:49:51.909 --> 00:49:55.204
حاضری بقیه‌ی عمرتو بدون
اون بگذرونی؟ هی، هی،‏

399
00:49:55.246 --> 00:49:58.416
عمر طولانیه. می‌فهمی چی می‌گم؟

400
00:49:58.457 --> 00:50:01.669
یه وقتایی آدم یه حالیه،‏
یه وقتایی یه حال دیگه. آره.‏

401
00:50:01.669 --> 00:50:04.088
ولی الان وقتش نیست،‏
داداش. این فقط یه لحظه‌ست.‏

402
00:50:04.088 --> 00:50:06.257
همه‌چی درست می‌شه.‏

403
00:50:06.257 --> 00:50:08.926
پس ماشینو روشن می‌کنی و اون
کون شلخته‌ت رو می‌بری خونه.‏

404
00:50:08.926 --> 00:50:11.721
باشه؟ به زنت بگو دوستش
داری و ازش عذرخواهی کن.‏

405
00:50:11.721 --> 00:50:14.181
ولی چرا همیشه من باید بزرگی کنم؟ آخه،‏

406
00:50:14.223 --> 00:50:16.642
من فقط ۱۶۸ سانتم. بی‌خیال. همینم بزرگه،‏

407
00:50:16.642 --> 00:50:19.687
داداش. باشه رفیق. باشه. وای خدا.‏

408
00:50:19.687 --> 00:50:22.898
باشه، رفیق، ولی این دفعه
به حرفت گوش می‌دم، جیک.‏

409
00:50:22.898 --> 00:50:26.152
می‌دونی چیه؟ ازت ممنونم،‏
داداش، بابت نصیحتت.‏

410
00:50:26.152 --> 00:50:29.280
و بابت این مسیر. هی،‏
قابلی نداشت. ما خانواده‌ایم.‏

411
00:50:29.280 --> 00:50:31.615
همیشه هواتو دارم، ولی... هی، هی، گوش کن،‏

412
00:50:31.615 --> 00:50:34.118
گوش کن. یه چیزی باید بهت بگم.‏

413
00:50:34.118 --> 00:50:35.911
کون سیاهتو ببر پایین. فامیل یا نه،‏

414
00:50:35.953 --> 00:50:37.788
کنتور هنوز داره می‌زنه. نسیه حساب کن.‏

415
00:50:37.788 --> 00:50:40.416
داداش، سیاه‌ها همیشه نسیه
می‌خوان دیگه. گندش بزنن!‏

416
00:51:09.028 --> 00:51:15.034
اف‌بی‌آی. می‌دونم وقت مناسبی نیست، قربان،‏
ولی باید باهاتون صحبت کنیم. لطفاً.‏

417
00:51:17.203 --> 00:51:20.998
اوه. اوه، نه.‏

418
00:51:31.550 --> 00:51:38.265
تسلیت می‌گیم، قربان. پسرم کجاست؟

419
00:51:39.433 --> 00:51:42.061
مادرتون چهار روز پیش اومد و بردش.‏

420
00:51:42.103 --> 00:51:44.897
ما سعی کردیم وادارش کنیم
از مجاری قانونی اقدام کنه.‏

421
00:51:44.897 --> 00:51:47.858
با کمال احترام،‏

422
00:51:47.900 --> 00:51:50.986
ولی چیزی که به نظرم عجیبه اینه:‏

423
00:51:50.986 --> 00:51:57.952
ظاهراً اون مجبور نیست از اون مجاری بگذره.‏
سطح دسترسی امنیتیش از من بالاتر بود.‏

424
00:52:00.496 --> 00:52:01.789
قضیه چیه؟

425
00:52:10.131 --> 00:52:13.676
متأسفم. این ربطی به دلیل اومدن ما نداره.‏

426
00:52:13.676 --> 00:52:17.138
آقای وارد، این چند روز بارها
سعی کردیم باهاتون تماس بگیریم،‏

427
00:52:17.138 --> 00:52:20.141
ولی موفق نشدیم،‏

428
00:52:20.182 --> 00:52:23.060
تا اینکه با اون تاکسی
زرد سر و کله‌تون پیدا شد.‏

429
00:52:23.060 --> 00:52:29.859
کار سختی بود. چون شما،‏
قربان، مرد کارهای مخفی هستید.‏

430
00:52:30.484 --> 00:52:33.279
توی پایگاه داده‌مون
نمی‌تونیم ردتون رو بزنیم.‏

431
00:52:33.279 --> 00:52:36.365
کل زندگیتون یه معماست.‏
بعد از تولد ۱۸ سالگیتون،‏

432
00:52:36.365 --> 00:52:39.368
و از قضا، همون روز

433
00:52:39.368 --> 00:52:42.580
به نیروی دریایی آمریکا
پیوستید. هیچ پرونده‌ی پزشکی،‏

434
00:52:43.581 --> 00:52:50.504
دندون‌پزشکی، مالی، اجتماعی... هیچی ندارید.‏

435
00:52:50.504 --> 00:52:56.552
در عمل، شما اصلاً وجود ندارید، قربان.‏

436
00:52:58.262 --> 00:53:03.059
پس یا ما داریم با یه روح حرف می‌زنیم،‏

437
00:53:06.729 --> 00:53:13.694
یا شما واقعی هستید و خوب
بلدید آدم‌ها رو روح کنید.‏

438
00:53:13.694 --> 00:53:14.278
پسرم کجاست؟

439
00:53:30.252 --> 00:53:37.259
جیسون؟ آره.‏

440
00:53:37.259 --> 00:53:40.846
می‌شه یکی رو برای این بیاری؟

441
00:53:47.395 --> 00:53:52.358
لازمه. برام مهم نیست
کدوم دو تا. فقط عجله کن.‏

442
00:53:55.611 --> 00:53:57.405
آبمیوه هست.‏

443
00:54:03.452 --> 00:54:10.376
می‌دونی، اگه تا حالا آبمیوه
خورده باشی... کارن. باشه.‏

444
00:54:10.418 --> 00:54:16.507
باشه. خب. بغلم کن. مواظبتم.‏

445
00:54:19.760 --> 00:54:22.346
بریم، بچه. یالا. شما دو تا.‏

446
00:54:38.195 --> 00:54:42.867
مواظب هم باشید. چرا، مامان؟

447
00:54:54.295 --> 00:54:57.506
مزه‌ش چطوریه؟ خوشمزه‌ست.‏

448
00:54:57.506 --> 00:55:01.052
مزه‌ش همینه. طعم‌هاش بی‌شماره.‏

449
00:55:01.052 --> 00:55:04.055
آلبالو داری، انگور داری، لیموناد.‏

450
00:55:04.055 --> 00:55:07.933
لیموناد توی بیشتر جاها پای ثابته. من؟

451
00:55:07.933 --> 00:55:14.106
من خودم طرفدار تمشک و لیموترشم.‏
ولی آره، هلو هم... لیموناد.‏

452
00:55:19.278 --> 00:55:25.743
شوخیت گرفته. لیموناد. لیمو. شکر. آب.‏

453
00:55:27.578 --> 00:55:33.959
نکن! برو بیرون! برو بیرون!‏
هی! بهش نگاه نکن.‏

454
00:55:45.471 --> 00:55:52.353
هی. چیزی نیست. چیزی نیست.‏
پاشو. پاشو. خوبی؟

455
00:55:52.353 --> 00:55:58.901
خوبه. حواست جمعه.‏

456
00:55:58.901 --> 00:56:04.532
مطمئنی می‌خوای اینو ببینی؟ باور کن،‏
اینجا که باشی خیلی چیزا می‌بینی.‏

457
00:56:07.368 --> 00:56:12.039
باشه. دو ساعت دیگه برمی‌گردم. سرِ ساعت.‏

458
00:56:16.252 --> 00:56:23.134
هی. ممنون

459
00:56:23.134 --> 00:56:24.218
بابت این فرصت.‏

460
00:56:32.393 --> 00:56:39.400
خدایا. پشت سرت. با من بیا. هنوز
اینجایی؟ آره. چند تا انگشت می‌بینی؟

461
00:56:39.483 --> 00:56:46.407
باشه. اوه، فکر کنم. خب،‏
پس اون لیمونادو می‌خوام. آره.‏

462
00:56:46.449 --> 00:56:50.536
خیلی خب، بیا. بریم. از بچه‌ت بگو.‏

463
00:56:53.956 --> 00:56:58.544
بچه‌م... بچه‌م...‏

464
00:57:01.005 --> 00:57:06.052
خونه‌ست، سرش تو ابرهاست.‏

465
00:57:09.764 --> 00:57:14.393
اون منو سرپا نگه می‌داره. آره. خاصه.‏

466
00:57:18.356 --> 00:57:24.445
شما دو تا رو گرفتن یا...؟
اینجا به دنیا اومد. اوه.‏

467
00:57:27.239 --> 00:57:31.994
اولش خیلی سخت بود،‏

468
00:57:33.829 --> 00:57:40.795
ولی الان اون خوبه و منم خوبم.‏
فعلاً همینم برام کافیه.‏

469
00:57:40.795 --> 00:57:44.882
باباش چی؟

470
00:57:48.511 --> 00:58:04.985
مرد خوبی بود. گیرا.‏

471
00:58:08.614 --> 00:58:13.828
یه مرد اصولی. درستکار.‏

472
00:58:15.955 --> 00:58:19.542
با شخصیتی محکم و شکست‌ناپذیر.‏

473
00:58:25.339 --> 00:58:31.721
همیشه پای حق می‌ایستاد. همینم اونو هدف کرد.‏

474
00:58:33.264 --> 00:58:36.225
به کشتنش داد. ما رو هم کشوند اینجا.‏

475
00:58:40.396 --> 00:58:45.651
متأسفم. جدی؟ منم همین‌طور.‏

476
00:58:53.492 --> 00:58:54.535
این بهتره.‏

477
00:59:01.667 --> 00:59:08.674
مزه‌ی دهنم عجیبه. به‌خاطر
آهنه. مزه‌ی سکه می‌ده، نه؟

478
00:59:09.508 --> 00:59:15.973
سکه چیه؟ تو بیرون بچه داری؟

479
00:59:16.724 --> 00:59:23.731
نه. بیا. بیا.‏

480
00:59:25.900 --> 00:59:32.740
بیا.‏

481
00:59:32.740 --> 00:59:37.787
حسش می‌کنی؟ آره. چه حسی داره؟

482
00:59:42.583 --> 00:59:49.131
خوشحالی؟ خوبه.‏

483
00:59:50.841 --> 00:59:57.723
گوش کن، قول می‌دم. نه، قسم می‌خورم.‏

484
00:59:57.723 --> 01:00:04.730
خیلی زود خیلی بیشتر
از این حسش می‌کنی. باشه.‏

485
01:00:06.190 --> 01:00:12.071
بهم اعتماد داری؟ خوبه. قولم یادت بمونه.‏

486
01:00:13.864 --> 01:00:14.990
برو، برش دار.‏

487
01:00:21.956 --> 01:00:27.461
دوستت بود؟ فکر کنم.‏

488
01:00:29.672 --> 01:00:30.798
ولی نمی‌دونم چطوری.‏

489
01:00:37.680 --> 01:00:43.811
درد می‌کنه؟ قلبت؟

490
01:00:44.895 --> 01:00:51.736
نه. کار می‌کنه؟

491
01:00:51.736 --> 01:00:53.696
خیلی وقته که کار نمی‌کنه.‏

492
01:01:03.706 --> 01:01:04.999
زود باش، تمومش کن.‏

493
01:01:39.450 --> 01:01:45.164
خیلی خب، موش‌ها. حسابی تمیزکاری شدید. خروج.‏

494
01:02:07.061 --> 01:02:13.818
ممنون. لیموناد. من خودم
طرفدار هندونه‌م، ولی

495
01:02:13.859 --> 01:02:18.030
اشکالی نداره. طرفدار هندونه، ها؟

496
01:02:32.670 --> 01:02:39.385
خانم‌ها و آقایان، برنامه به‌زودی آغاز می‌شود.‏

497
01:02:39.385 --> 01:02:45.933
سپاس که در «موجودات برتر» دکتر سیمور
ویلسون، یک نمایش تعاملی، همراه ما هستید.‏

498
01:02:47.435 --> 01:02:49.854
آنچه امشب شاهدش خواهید بود

499
01:02:49.854 --> 01:02:52.440
تا سال‌ها نوشته و به یاد سپرده خواهد شد.‏

500
01:02:53.816 --> 01:02:57.028
به‌ندرت پیش می‌آید بتوانیم بگوییم

501
01:02:57.069 --> 01:03:00.448
بخشی از تاریخ واقعی بوده‌ایم.‏
اما اشتباه نکنید؛

502
01:03:00.948 --> 01:03:04.035
امشب واقعاً رویدادی تاریخی است.‏

503
01:03:04.076 --> 01:03:07.830
دکتر ویلسون این مکان، این جمع
برگزیده از مهمانان گرامی،‏

504
01:03:07.830 --> 01:03:13.711
و این لحظه را انتخاب کرده تا اعلام
کند چگونه دنیایمان را نجات می‌دهیم.‏

505
01:03:15.046 --> 01:03:18.591
برای نخستین بار پس از سال‌ها،‏
امیدی واقعی خواهیم داشت

506
01:03:18.591 --> 01:03:21.969
و راهی واقعی برای حفظ آینده‌ی فرزندانمان.‏

507
01:03:21.969 --> 01:03:28.309
بی‌صبرانه منتظریم شما را
با موجودات برتر آشنا کنیم.‏

508
01:03:30.978 --> 01:03:33.939
ساعت ده شروع می‌کنیم. داخل می‌بینیمتان.‏

509
01:04:52.727 --> 01:04:54.812
برتری از همین حالا آغاز می‌شود.‏

510
01:05:20.838 --> 01:05:22.840
ببخشید. فکر کنم جای من سمت چپه.‏

511
01:05:40.983 --> 01:05:41.609
ولش کن.‏

512
01:05:48.949 --> 01:05:54.288
نه! خواهش می‌کنم. خواهش
می‌کنم. نکنید! خواهش می‌کنم.‏

513
01:06:22.274 --> 01:06:28.698
من هیچ دخالتی نداشتم. گاهی
خودسر می‌شن. نمی‌دونن؟ می‌دونن.‏

514
01:06:29.532 --> 01:06:32.493
زودتر تمومش کنیم.‏
اون جون سالم به در می‌بره.‏

515
01:06:32.493 --> 01:06:36.122
زود باش. بهشون می‌گی که آدمی.‏

516
01:06:38.124 --> 01:06:45.131
منو یادت نمیاد، نه؟ نه،‏
یادم نمیاد. برامم مهم نیست.‏

517
01:06:45.131 --> 01:06:48.467
اسمم نوآ ویلسونه. پسر دکتر سیمور ویلسونم.‏

518
01:06:48.509 --> 01:06:51.929
فقط همین یه فرصت رو دارم،‏
همین‌جا، همین الان،‏

519
01:06:51.929 --> 01:06:54.390
تا باهات حرف بزنم.‏
ما هیچ حرفی با هم نداریم.‏

520
01:06:54.390 --> 01:06:57.059
بریم. پسرت چی؟ ها؟

521
01:06:59.520 --> 01:07:04.567
چه زری زدی الان؟ مراقب باش.‏
می‌خوای چی رو بهش نشون بدم؟

522
01:07:07.570 --> 01:07:11.073
فکر کردی با من رفیقی؟ نمی‌دونم.‏

523
01:07:11.115 --> 01:07:14.535
نمی‌دونی؟ همینه که نمی‌دونی.‏

524
01:07:15.619 --> 01:07:19.081
نمی‌دونی. تو به تخمم هم نیستی.‏

525
01:07:19.081 --> 01:07:22.626
هیچی نیستی، می‌فهمی؟ چند تا مثل تو؟

526
01:07:22.626 --> 01:07:29.258
خیلی قبل‌تر از این عوضی،‏
کلی مثل تو رو کشتم.‏

527
01:07:29.967 --> 01:07:36.974
همین‌جا، همین الان جمجمه‌ی
لعنتیتو خرد می‌کنم.‏

528
01:07:36.974 --> 01:07:43.939
فقط می‌خوام حرفمو بشنوی.‏
وقت دارم، پسر. یالا. بجنب.‏

529
01:07:44.565 --> 01:07:48.569
اونا می‌خوان کار این پسرِ‏
بی‌ارزش رو تموم کنن.‏

530
01:07:52.615 --> 01:07:57.620
همین امروز. نمی‌تونی زور بگی.‏
اون با ما بود، می‌جنگید.‏

531
01:07:59.914 --> 01:08:03.793
وقتی تو رو دید وحشت کرد.‏
فکر کرد قراره ارتقا داده بشه.‏

532
01:08:37.410 --> 01:08:40.538
پاشو. برو. خوبه. با منی؟ برو بیرون! برو!‏

533
01:08:40.538 --> 01:08:43.916
‏«صدا» رو ببر. ببرش به خونه‌ی امن. باشه.‏

534
01:08:48.129 --> 01:08:51.799
برو، برو، برو! بخوابید!‏

535
01:09:00.808 --> 01:09:06.772
همه‌تون موش‌های کثافتید! فقط بلدید
دروغای کوفتی بگید! دروغ می‌گی!‏

536
01:09:08.149 --> 01:09:14.196
دروغ می‌گی. قسم به خدا. یعنی
می‌خوای بگی اونا پسرمو شکار کردن؟

537
01:09:17.575 --> 01:09:18.826
منظورم خودتی.‏

538
01:09:46.979 --> 01:09:50.399
نمی‌دونم چرا.‏

539
01:09:57.073 --> 01:10:00.201
یکی از آخرین بازماندگان با شما سخن می‌گوید.‏

540
01:10:00.242 --> 01:10:03.662
این پیام را برای هر کسی که آن
بیرون صدایم را بشنود پخش می‌کنم.‏

541
01:10:03.662 --> 01:10:06.832
اگر نخستین بار است که این پیام را می‌شنوید،‏

542
01:10:06.832 --> 01:10:09.960
بدانید که این پیامی از سر امید است.‏

543
01:10:09.960 --> 01:10:12.838
دکتر ویلسون با دوراندیشی،‏

544
01:10:12.838 --> 01:10:16.509
یک کلید مرگ در وجود دست
راست وایولت کار گذاشت.‏

545
01:10:17.134 --> 01:10:23.432
هیچ‌یک بدون دیگری زنده
نمی‌ماند. سه سال گذشته است

546
01:10:23.557 --> 01:10:30.564
از وقتی جیسون وارد خود را فدا کرد تا
وایولت را نابود کند. جنگ هنوز ادامه دارد.‏

547
01:10:30.564 --> 01:10:37.113
هنوز توسترهای زیادی مانده. اما موفق
می‌شویم و زنده می‌مانیم. این تازه آغاز است.‏