WEBVTT

﻿
1
00:00:01.333 --> 00:00:03.833
به یاد مادربزرگم، ژولیت،‏

2
00:00:03.917 --> 00:00:10.625
که حتی در برابر بدترین
اشتباه‌هایم، می‌خندید.‏

3
00:00:13.625 --> 00:00:15.167
واقع در دنیای جدید،‏

4
00:00:15.250 --> 00:00:18.542
این منطقه از قاره‌ی کهن
قوانین خاص خود را دارد.‏

5
00:00:20.917 --> 00:00:23.875
<i>بچه که بودم، وقتی به قصه‌ی شب گوش می‌دادم،‏</i>

6
00:00:24.542 --> 00:00:28.167
<i>همیشه یه لحظه‌ای بود که هیولای</i>
<i>گنده و بدجنس صورتشو نشون می‌داد،‏</i>

7
00:00:28.250 --> 00:00:30.958
<i>و من ترسناک‌ترین موجودی رو که</i>
<i>به فکرم می‌رسید تصور می‌کردم.‏</i>

8
00:00:32.000 --> 00:00:34.417
<i>ولی تو دنیایی که همه هیولان،‏</i>

9
00:00:35.000 --> 00:00:36.500
<i>هیولای واقعی کیه؟</i>

10
00:00:38.000 --> 00:00:55.500
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

11
00:00:59.333 --> 00:01:02.750
<i>هی، هی، هی! ساعت ۸ صبحه و دارید</i>
<i>به سان اف‌ام گوش می‌دید، بهترین...‏</i>

12
00:01:06.083 --> 00:01:09.583
آماده‌ای، ویلسون؟
مهمون‌هامون هر لحظه ممکنه برسن.‏

13
00:01:09.667 --> 00:01:10.667
بله، خانم.‏

14
00:01:11.250 --> 00:01:14.000
یادت نره، نباید فلزیاب رو روی کسی بگیری

15
00:01:14.083 --> 00:01:16.208
مگه اینکه اول ازش اجازه گرفته باشی.‏

16
00:01:16.292 --> 00:01:18.167
فهمیدم.‏

17
00:01:23.750 --> 00:01:25.375
یادداشت‌هاتو مرور کردی دیگه، نه؟

18
00:01:26.917 --> 00:01:28.083
‏- بله.‏
‏- خوبه، پس بگو ببینم،‏

19
00:01:28.500 --> 00:01:29.917
الان کی قراره برسه؟

20
00:01:32.958 --> 00:01:34.208
والتر.‏

21
00:01:34.292 --> 00:01:35.458
درسته.‏

22
00:01:38.667 --> 00:01:41.458
والتر مثل همیشه اول از همه می‌رسه.‏

23
00:01:41.542 --> 00:01:43.875
به خاطر سنش دست‌کمش نگیر.‏

24
00:01:44.292 --> 00:01:45.875
یه جورایی نابغه‌ست.‏

25
00:01:45.958 --> 00:01:47.750
فقط چند سال از تو بزرگ‌تره،‏

26
00:01:47.833 --> 00:01:50.708
ولی به نظرم احتمالاً خطرناک‌ترینِ همه‌شونه.‏

27
00:01:51.125 --> 00:01:53.000
سعی می‌کنه یه کم دستپاچه‌ت کنه.‏

28
00:01:53.583 --> 00:01:56.583
سعی کن محترمانه رفتار کنی، ولی کوتاه نیا.‏

29
00:02:00.000 --> 00:02:01.542
این یارو دیگه کدوم خریه؟

30
00:02:01.625 --> 00:02:02.792
از آشنایی‌تون خوشوقتم.‏

31
00:02:02.875 --> 00:02:05.583
اسمم ویلسونه. از سرزمین اصلی اومدم و اینجا

32
00:02:05.667 --> 00:02:07.583
توی مرکز فضایی ملی کارآموزم،‏

33
00:02:07.667 --> 00:02:10.583
و مادام سانتوس لطف کردن
و منو پیش خودشون جا دادن.‏

34
00:02:11.208 --> 00:02:13.000
پس تمام سال رو اینجا می‌مونم.‏

35
00:02:15.250 --> 00:02:17.667
این یارو دیگه کدوم خریه؟

36
00:02:17.750 --> 00:02:19.625
من نزدیک ۷۰ سالمه، والتر.‏

37
00:02:19.708 --> 00:02:22.042
اگه فکر می‌کنی می‌تونم
خیلی بیشتر از این ادامه بدم

38
00:02:22.125 --> 00:02:25.083
و پرستار بچه‌ی همه‌تون باشم، اشتباه می‌کنی.‏

39
00:02:31.750 --> 00:02:32.917
این یارو دیگه کدوم خریه؟

40
00:02:33.000 --> 00:02:35.542
نوه‌ی برادرِ یکی از دوستای آلنه.‏

41
00:02:35.625 --> 00:02:38.917
و هر کی دوست شوهر خدابیامرزم
باشه، دوست منم هست.‏

42
00:02:41.958 --> 00:02:43.333
همینه که هست.‏

43
00:02:43.417 --> 00:02:44.583
دیگه تمومه.‏

44
00:02:49.000 --> 00:02:50.208
باشه.‏

45
00:02:50.542 --> 00:02:52.250
می‌دونی خودتو تو چی انداختی، داداش؟

46
00:02:52.333 --> 00:02:55.292
‏- بله، مادام سانتوس توضیح دادن.‏
‏- خطرهاشم می‌دونی؟

47
00:02:55.375 --> 00:02:58.500
به هیچ‌کدوم از اسلحه‌ها دست نزن.‏
خودم بهشون رسیدگی می‌کنم.‏

48
00:02:58.583 --> 00:03:01.125
بهتره وانمود کنی اصلاً اینجا نیستن.‏

49
00:03:01.208 --> 00:03:03.833
‏- سلام، ژولیت.‏
‏- خوشوقتم، اسمم ویلسونه.‏

50
00:03:03.917 --> 00:03:05.750
از سرزمین اصلی‌ام و قراره اینجا کار کنم

51
00:03:05.833 --> 00:03:07.417
‏- توی مرکز فضایی ملی...‏
‏- ژولیت؟

52
00:03:07.500 --> 00:03:09.208
‏- ...به‌عنوان کارآموز.‏
‏- این یارو کیه؟

53
00:03:09.292 --> 00:03:11.458
میکائل؛ با «K» و دو نقطه روی «E».‏

54
00:03:11.542 --> 00:03:14.667
فکر کنم بهت توضیح داده
که نُه نفر آدم خیلی خطرناک

55
00:03:14.750 --> 00:03:17.125
دارن میان اینجا که یه بحث مهم داشته باشن.‏

56
00:03:17.208 --> 00:03:20.667
آریان احتمالاً درباره‌ی
کارآموزیت چندتا سؤال ازت می‌پرسه.‏

57
00:03:20.750 --> 00:03:22.375
<i>خب، تو مرکز فضایی چی کار می‌کنی؟</i>

58
00:03:22.458 --> 00:03:25.125
هوافضا؟ یا آی‌تی؟

59
00:03:28.125 --> 00:03:31.083
می‌دونی که قراره نُه تا از
گنده‌ترین گنگسترهای منطقه بیان.‏

60
00:03:31.167 --> 00:03:33.500
ولی در مورد هاوارد،‏

61
00:03:33.583 --> 00:03:36.750
اگه چیزی ازت پرسید،‏
جواب نده. این‌جوری بهتره.‏

62
00:03:37.625 --> 00:03:38.917
تو پایتخت زندگی می‌کنی؟

63
00:03:39.417 --> 00:03:41.875
دقیقاً کجا؟ کدوم محله؟ فامیلیت چیه؟

64
00:03:41.958 --> 00:03:45.125
پس هر چی شنیدی، فوراً فراموشش کن، فهمیدی؟

65
00:03:45.208 --> 00:03:48.208
و حتی اگه اریک ازت سؤالی نپرسید،‏

66
00:03:48.292 --> 00:03:49.375
باز خودتو معرفی کن.‏

67
00:03:49.458 --> 00:03:52.875
مادام سانتوس لطف کردن و تو مدتی
که اینجام منو پیش خودشون جا دادن.‏

68
00:03:56.708 --> 00:04:00.167
پارکر خیلی خوش‌برخورده،‏
ولی دوست داره فاصله‌شو حفظ کنه.‏

69
00:04:00.667 --> 00:04:01.875
چه عالی.‏

70
00:04:01.958 --> 00:04:04.667
یه پسر دارم. دوست دارم اونم
همچین کاری بکنه. شغل خوبیه.‏

71
00:04:04.750 --> 00:04:06.875
اونجا یه اتاق پر از آدمای ناجوره

72
00:04:06.958 --> 00:04:09.417
که بی‌معطلی لوله‌ی تفنگشونو می‌کنن تو حلقت

73
00:04:09.500 --> 00:04:12.208
اگه کوچیک‌ترین حسی بهشون دست بده
که نمی‌تونی دهنتو بسته نگه داری.‏

74
00:04:16.917 --> 00:04:17.917
شنیدی چی گفتم؟

75
00:04:20.042 --> 00:04:21.917
آره. آره، شنیدم.‏

76
00:04:22.000 --> 00:04:23.333
هوم.‏

77
00:04:26.792 --> 00:04:29.208
این فقط جذابیت جنسیِ منه.‏

78
00:04:29.292 --> 00:04:30.542
آه...‏

79
00:04:31.875 --> 00:04:36.000
و در مورد جاهنائل، هیچی ازش قبول نکن.‏

80
00:04:36.667 --> 00:04:37.667
چرا؟

81
00:04:37.750 --> 00:04:39.958
نمی‌خوای که زیر دینش باشی.‏

82
00:04:40.833 --> 00:04:44.250
اگه یه وقت خواست هر جور کمکی
بهت بکنه، نه‌خیر. قبول نکن.‏

83
00:04:44.917 --> 00:04:46.000
مؤدبانه.‏

84
00:04:55.458 --> 00:04:56.625
هوم.‏

85
00:05:00.667 --> 00:05:01.667
هوم.‏

86
00:05:02.958 --> 00:05:04.292
کارآموزی دانشجویی؟

87
00:05:05.708 --> 00:05:07.708
اگه داری تو این عمارت دلگیر زندگی می‌کنی،‏

88
00:05:07.792 --> 00:05:11.167
حدس می‌زنم یه کم دستت تنگه.‏

89
00:05:14.250 --> 00:05:17.500
بیا. یه کم پول نقد همراهمه، اگه لازم داری.‏

90
00:05:18.625 --> 00:05:20.167
می‌دونی، اگه به کارت میاد.‏

91
00:05:20.458 --> 00:05:21.458
نه.‏

92
00:05:22.500 --> 00:05:23.708
اِم...‏

93
00:05:24.958 --> 00:05:27.375
نه، ولی ممنون. لطف دارید،‏
ولی من مشکلی ندارم.‏

94
00:05:27.708 --> 00:05:28.875
مطمئنی؟

95
00:05:29.875 --> 00:05:31.042
خوب فکر کن.‏

96
00:05:32.542 --> 00:05:34.208
مطمئنم. ممنون.‏

97
00:05:45.583 --> 00:05:46.708
اشکالی نداره.‏

98
00:05:47.875 --> 00:05:49.125
اوه...‏

99
00:05:49.250 --> 00:05:50.625
اینو بگیر.‏

100
00:05:51.167 --> 00:05:53.792
نه، جدی می‌گم، الان از نظر
پول مشکلی ندارم. خوبم.‏

101
00:05:53.875 --> 00:05:55.042
به سکه نگاه کن.‏

102
00:05:55.125 --> 00:05:57.667
من اصلاً این واحد پول رو
نمی‌شناسم. ارزشی نداره.‏

103
00:05:57.750 --> 00:06:00.042
‏- نه، این... نه، خواهش می‌کنم آقا، من...‏
‏- جاهنائل.‏

104
00:06:01.417 --> 00:06:02.417
جاهنائل.‏

105
00:06:03.042 --> 00:06:06.417
‏- من پولتونو نمی‌خوام...‏
‏- هیچی بهم بدهکار نمی‌شی، قول می‌دم.‏

106
00:06:06.500 --> 00:06:09.292
هیچی ازت نمی‌خوام. قول مردونه.‏

107
00:06:13.167 --> 00:06:15.000
به‌عنوان طلسم شانس نگهش دار، ویلسون.‏

108
00:06:18.250 --> 00:06:20.375
اگه چیزی لازم داشتی خبرم کن، ژولیت.‏

109
00:06:20.458 --> 00:06:22.458
اوه، خیلی لطف داری، جاهنائل. ممنون.‏

110
00:06:22.542 --> 00:06:25.792
<i>شوهر خدابیامرزِ مادام سانتوس</i>
<i>یه گنگسترِ افسانه‌ای بود.‏</i>

111
00:06:25.875 --> 00:06:28.750
<i>می‌گن کل تجارت مواد مخدر منطقه دستش بود</i>

112
00:06:28.833 --> 00:06:30.000
<i>تا وقتی که مُرد.‏</i>

113
00:06:30.542 --> 00:06:32.625
<i>یه جورایی اسطوره‌ی محلی بود.‏</i>

114
00:06:32.708 --> 00:06:33.958
<i>گنگسترِ اصل.‏</i>

115
00:06:34.042 --> 00:06:36.125
<i>موندم چی کار کرده بود</i>
<i>که اون‌قدر احترام داشت</i>

116
00:06:36.208 --> 00:06:40.167
<i>که سال‌ها بعد از مرگش، هنوز</i>
<i>با زنش مثل ملکه‌ها رفتار می‌کردن.‏</i>

117
00:06:42.208 --> 00:06:45.500
<i>این منطقه، به‌عنوان تنها سرزمین</i>
<i>اروپایی تو این بخش از دنیای جدید،‏</i>

118
00:06:46.417 --> 00:06:50.667
<i>ناگزیر به یکی از بزرگ‌ترین مراکز</i>
<i>مواد مخدر دنیا تبدیل شده بود.‏</i>

119
00:06:51.083 --> 00:06:53.667
<i>همه‌ی شرکت‌کننده‌های</i>
<i>این به‌اصطلاح نشست جنایتکارها،‏</i>

120
00:06:53.750 --> 00:06:56.292
<i>یه جورایی از راه قاچاق مواد نون می‌خوردن.‏</i>

121
00:06:56.375 --> 00:06:58.625
<i>ولی هر کدومشون تخصص خودشو داشت.‏</i>

122
00:06:58.708 --> 00:07:00.125
<i>مثلاً پارکر.‏</i>

123
00:07:00.208 --> 00:07:02.875
<i>یه لژیونرِ بلندپایه تو هنگ</i>
<i>سوم پیاده‌نظام لژیون خارجی بود.‏</i>

124
00:07:02.958 --> 00:07:05.125
یه سرباز هیچ‌وقت پلاکشو درنمیاره. هیچ‌وقت.‏

125
00:07:05.208 --> 00:07:07.125
<i>این هنگ تو بخش شمالی مستقر بود،‏</i>

126
00:07:07.208 --> 00:07:10.125
<i>و مأموریتش محافظت از منطقه</i>
<i>در برابر حمله‌ی احتمالی بود،‏</i>

127
00:07:10.208 --> 00:07:12.500
<i>ولی همین‌طور متلاشی کردن</i>
<i>شبکه‌های مخفی غارتگرهای طلا.‏</i>

128
00:07:12.583 --> 00:07:13.625
خوش می‌گذره؟

129
00:07:13.708 --> 00:07:14.917
<i>رسماً جنگل رو می‌گشت</i>

130
00:07:15.000 --> 00:07:17.250
<i>و تجهیزات معدنچی‌های</i>
<i>غیرقانونی طلا رو نابود می‌کرد.‏</i>

131
00:07:20.458 --> 00:07:22.583
<i>ولی معلومه که واقعاً نابودشون نمی‌کرد.‏</i>

132
00:07:22.667 --> 00:07:24.208
سرباز، داری به من می‌گی

133
00:07:24.292 --> 00:07:26.417
نمی‌تونستی بدون شلیک از پا درش بیاری؟

134
00:07:27.208 --> 00:07:29.542
<i>در عوض، لژیونر تجهیزات رو برمی‌داشت</i>

135
00:07:29.625 --> 00:07:31.250
<i>و اون طرف مرز دوباره می‌فروخت.‏</i>

136
00:07:31.875 --> 00:07:33.500
<i>عجب چرخه‌ی پربرکتی،‏</i>

137
00:07:33.583 --> 00:07:37.375
<i>همون وسایلی رو که روز قبل از غارتگرها</i>
<i>گرفته بود، به خودشون می‌فروخت.‏</i>

138
00:07:37.875 --> 00:07:40.417
‏- مطمئن شدی چیزی کم نیست؟
‏- همه‌چی اینجاست، رئیس.‏

139
00:07:40.500 --> 00:07:42.667
دیویس! لشتو بیار اینجا!‏

140
00:07:44.208 --> 00:07:45.208
بله، رئیس.‏

141
00:07:47.708 --> 00:07:48.958
همین الان، رئیس.‏

142
00:07:49.042 --> 00:07:52.417
<i>تخصص این یارو دزدی‌های کلان بود.‏</i>

143
00:07:53.000 --> 00:07:54.667
<i>با سرقت مسلحانه‌ی ماشین شروع کرد،‏</i>

144
00:07:54.750 --> 00:07:56.917
‏- دزدی از بانک و طلافروشی.‏
‏- پیاده شو!‏

145
00:07:57.000 --> 00:08:00.083
<i>بعد رفت سراغ رهگیری تجهیزات فضایی،‏</i>

146
00:08:00.833 --> 00:08:03.875
<i>محموله‌های باری و حتی سلاح‌های نظامی.‏</i>

147
00:08:09.208 --> 00:08:10.208
بخواب رو زمین!‏

148
00:08:10.958 --> 00:08:12.958
‏- راه بیفت، بریم!‏
‏- زود باش، بزنیم به چاک.‏

149
00:08:15.250 --> 00:08:17.083
<i>با اینکه همه‌شون اونجا بودن، بی‌سلاح،‏</i>

150
00:08:17.167 --> 00:08:18.833
<i>آماده‌ی گفت‌وگو و همکاری با هم،‏</i>

151
00:08:18.917 --> 00:08:21.958
<i>در نهایت هنوز رقیب بودن.‏</i>
<i>یا بهتره بگم، دشمن.‏</i>

152
00:08:22.042 --> 00:08:23.542
میکا، کی میای بازی کنی؟

153
00:08:23.625 --> 00:08:25.042
‏- دیگه هیچ‌وقت.‏
‏- چندتا آشنا دارم...‏

154
00:08:25.125 --> 00:08:28.042
<i>همه‌شون تقلا می‌کردن</i>
<i>که در حد اسم و رسمشون باشن.‏</i>

155
00:08:28.125 --> 00:08:30.417
<i>باید احترام بقیه رو جلب می‌کردن.‏</i>

156
00:08:31.833 --> 00:08:33.750
<i>یا از اونم بهتر، ترسشونو.‏</i>

157
00:08:34.375 --> 00:08:35.458
یه نفر کمه.‏

158
00:08:36.500 --> 00:08:37.833
شما گفتید نُه نفر.‏

159
00:08:38.583 --> 00:08:39.667
الان هشت نفرن.‏

160
00:08:41.000 --> 00:08:42.208
یکی کم داریم.‏

161
00:08:43.542 --> 00:08:44.583
موئیز.‏

162
00:08:46.375 --> 00:08:49.000
لازم نیست تو برای خوشامدگویی
بهش اونجا باشی.‏

163
00:08:50.542 --> 00:08:51.875
همیشه آخرین نفره.‏

164
00:08:52.958 --> 00:08:55.458
خودم تنهایی ازش استقبال
می‌کنم. بهش می‌گم تو کی هستی.‏

165
00:08:55.542 --> 00:08:57.792
به هر حال، اون هیچ‌وقت اسلحه همراهش نیست.‏

166
00:08:59.375 --> 00:09:01.917
اگه قبل از اینکه تو رو
ببینه درباره‌ت بهش نگم...‏

167
00:09:03.083 --> 00:09:05.000
نمی‌خوام فکرشم بکنم چه بلایی سرت میاره.‏

168
00:09:12.208 --> 00:09:14.000
<i>موئیز، افسانه‌ی زنده.‏</i>

169
00:09:14.750 --> 00:09:16.625
<i>سال‌ها زندگی تو این منطقه لازم بود</i>

170
00:09:16.708 --> 00:09:19.083
<i>تا واقعاً بفهمم نفوذ</i>
<i>این مرد چقدر گسترده‌ست.‏</i>

171
00:09:20.708 --> 00:09:21.958
<i>تا جایی که من فهمیدم،‏</i>

172
00:09:22.042 --> 00:09:25.125
<i>موئیز یه جور رهبر معنوی</i>
<i>یه آیین پیچیده بود.‏</i>

173
00:09:25.542 --> 00:09:27.292
<i>خلاصه، یه جادوگر بود.‏</i>

174
00:09:28.083 --> 00:09:31.625
<i>قاچاق مواد تو این منطقه ذاتاً‏</i>
<i>با اعتقاد به جادو گره خورده.‏</i>

175
00:09:31.708 --> 00:09:34.625
<i>کمتر حامل موادی جرئت می‌کنه</i>
<i>مواد رو از مرز رد کنه</i>

176
00:09:34.708 --> 00:09:37.125
<i>بی‌اینکه اول به قول خودشون «حموم» کنه.‏</i>

177
00:09:37.208 --> 00:09:39.750
<i>تو آبی که با گیاه‌های خاصی</i>
<i>دم کرده‌ن خودشونو می‌شورن</i>

178
00:09:39.833 --> 00:09:41.417
<i>و همزمان به وردهایی گوش می‌دن</i>

179
00:09:41.500 --> 00:09:44.708
<i>که ظاهراً اونا رو از چشم</i>
<i>مأمورای گمرک نامرئی می‌کنه.‏</i>

180
00:09:45.458 --> 00:09:46.833
<i>طبق این باورها،‏</i>

181
00:09:46.917 --> 00:09:49.667
<i>جادوگرهای کاربلد می‌تونن</i>
<i>اسلحه‌ها رو نابودنشدنی کنن،‏</i>

182
00:09:49.750 --> 00:09:52.375
<i>با خراش‌های آیینی پوست آدمو ضدگلوله کنن،‏</i>

183
00:09:52.458 --> 00:09:55.583
<i>و کارای دیگه‌ای که هنوزم</i>
<i>کامل ازشون سر درنمیارم.‏</i>

184
00:09:55.917 --> 00:09:58.875
<i>می‌گفتن موئیز قوی‌ترین جادوگرِ‏</i>

185
00:09:58.958 --> 00:10:01.333
‏- این‌جوریِ منطقه‌ست.‏
‏- اوضاع چطوره، هری پاتر؟

186
00:10:06.167 --> 00:10:07.542
‏- خوبه.‏
‏- باشه.‏

187
00:10:07.625 --> 00:10:10.458
یه روز قشنگ پیش روم می‌بینم. تو چی؟

188
00:10:10.542 --> 00:10:12.625
‏- منم همین‌طور.‏
‏- فکر می‌کنی؟

189
00:10:12.708 --> 00:10:14.917
<i>حتی اونایی که جادو جنبل رو باور ندارن</i>

190
00:10:15.000 --> 00:10:16.542
<i>نمی‌تونن نفوذشو نادیده بگیرن.‏</i>

191
00:10:16.625 --> 00:10:19.167
فردا واسه من با هواپیما می‌ری پایتخت.‏

192
00:10:20.167 --> 00:10:22.417
خیلی بیشتر از دفعه‌ی قبل با خودت می‌بری.‏

193
00:10:23.000 --> 00:10:25.167
می‌دونی کپسول‌ها رو کجا قایم کنی؟

194
00:10:29.250 --> 00:10:31.333
بله، موئیز.‏

195
00:10:32.542 --> 00:10:33.542
خیلی زیاده.‏

196
00:10:34.500 --> 00:10:36.875
‏- همه‌شون جا می‌شن؟
‏- بله، موئیز.‏

197
00:10:38.167 --> 00:10:39.583
بذار مطمئن بشم.‏

198
00:10:41.917 --> 00:10:43.292
ببخشید مزاحمتون شدم، آقا.‏

199
00:10:43.375 --> 00:10:46.000
یه خانمی اصرار داره مشورت
بگیره. فقط یه لحظه کار داره.‏

200
00:10:46.083 --> 00:10:47.500
الان سرم شلوغه، رمی.‏

201
00:10:47.875 --> 00:10:50.708
فکر کنم پولداره.‏
خواهرزاده‌ی نماینده توماست.‏

202
00:10:56.417 --> 00:10:58.500
درست می‌شه.‏

203
00:11:01.458 --> 00:11:02.542
بچه‌م!‏

204
00:11:03.167 --> 00:11:05.792
بچه‌م دیگه نفس نمی‌کشه.‏

205
00:11:09.958 --> 00:11:11.458
کمکش کنید، تو رو خدا.‏

206
00:11:13.958 --> 00:11:16.542
‏- کی نفسش بند اومد؟
‏- دیشب.‏

207
00:11:16.667 --> 00:11:19.083
دیشب.‏

208
00:11:20.458 --> 00:11:24.125
بهم گفتن مُرده، ولی اون بچه‌ی منه.‏

209
00:11:24.667 --> 00:11:27.250
می‌دونم... می‌دونم که واقعاً نمرده.‏

210
00:11:29.833 --> 00:11:31.500
عزیزم، همه‌چی رو به راهه.‏

211
00:11:32.125 --> 00:11:33.208
مامان اینجاست.‏

212
00:11:34.750 --> 00:11:37.750
بازش کنید، خالیش کنید و پرش
کنید. نقشه عوض شد، عزیزم.‏

213
00:11:37.833 --> 00:11:40.458
انگار قراره خیلی بیشتر
از اونی که فکر می‌کردی ببری.‏

214
00:11:42.125 --> 00:11:45.000
{\an8}جلسات هر سه ماه یک بار، در عمارت،‏
ساعت ۱۰ صبح برگزار می‌شود.‏

215
00:11:45.083 --> 00:11:46.500
{\an8}هرگز دو بار در یک اتاق.‏

216
00:11:47.917 --> 00:11:51.000
{\an8}و اینکه مادام سانتوس می‌تواند در مواقع
اضطراری شدید آن‌ها را فرا بخواند.‏

217
00:12:03.333 --> 00:12:05.708
چیه، شهردار فقط بعد از تاریک
شدن هوا می‌تونه بیاد بیرون؟

218
00:12:06.625 --> 00:12:08.667
اون معمولاً جزو اولین نفراییه که می‌رسن.‏

219
00:12:13.292 --> 00:12:16.792
<i>اون موقع فکر می‌کردم اریک</i>
<i>به یکی لقب «شهردار» داده،‏</i>

220
00:12:17.500 --> 00:12:20.833
<i>یه جور شوخی خودمونی که بدون</i>
<i>دونستن ماجرا نمی‌شد فهمیدش.‏</i>

221
00:12:20.917 --> 00:12:23.500
‏- ممنون.‏
‏- ولی معلومه که اشتباه می‌کردم.‏

222
00:12:24.333 --> 00:12:29.875
<i>نهمین گنگستری که منتظرش بودیم،‏</i>
<i>کسی نبود جز خودِ شهردار.‏</i>

223
00:12:31.375 --> 00:12:32.583
<i>فرانسوا گرن.‏</i>

224
00:12:33.000 --> 00:12:35.750
<i>هر کسی اونو یه شهردار عالی توصیف می‌کرد.‏</i>

225
00:12:36.250 --> 00:12:37.792
<i>عاشق شهرش بود،‏</i>

226
00:12:37.875 --> 00:12:40.833
<i>ولی در برابر نابرابری روزافزون</i>

227
00:12:40.917 --> 00:12:43.333
<i>و خشونت مهارنشدنی‌ای که به بار</i>
<i>می‌آورد، دستش بسته بود،‏</i>

228
00:12:44.125 --> 00:12:47.000
<i>و چاره‌ای نداشت جز اینکه سعی</i>
<i>کنه با این جنایتکارا کنار بیاد،‏</i>

229
00:12:47.083 --> 00:12:50.667
<i>و اونا رو مثل تاجرهای قدرتمندی</i>
<i>ببینه که باید باهاشون همزیستی می‌کرد.‏</i>

230
00:12:53.333 --> 00:12:56.708
<i>به این فکر افتاد که هر سه</i>
<i>ماه یه بار جلسه‌ای ترتیب بده،‏</i>

231
00:12:56.792 --> 00:12:57.958
<i>یه گردهمایی مخفی</i>

232
00:12:58.042 --> 00:13:00.708
<i>از قدرتمندترین سرکرده‌های جنایتکار منطقه.‏</i>

233
00:13:01.542 --> 00:13:05.167
و تو این جلسه، قسم می‌خورم
به هر چی می‌بینم چشممو ببندم،‏

234
00:13:05.250 --> 00:13:08.500
و بعضی کارها رو راحت‌تر کنم.‏

235
00:13:09.333 --> 00:13:12.625
در عوض، بدیهیه که به همکاری
کاملتون احتیاج دارم.‏

236
00:13:14.417 --> 00:13:17.292
ازتون می‌خوام کمک کنید ثبات شهر حفظ بشه،‏

237
00:13:18.125 --> 00:13:19.458
امنیت شهروندامون،‏

238
00:13:19.542 --> 00:13:23.458
و حمایت مالی‌تون از توسعه‌ی
منطقه ادامه پیدا کنه.‏

239
00:13:24.583 --> 00:13:29.208
آقایون، با کمک من، می‌بینید
که خیلی کارآمدتر می‌شید.‏

240
00:13:31.000 --> 00:13:33.458
و به لطف حسن نیت شما،‏

241
00:13:34.083 --> 00:13:36.958
شهروندای من می‌تونن در امنیت زندگی کنن.‏

242
00:13:38.708 --> 00:13:41.167
باز هم رشوه بود.‏

243
00:13:41.250 --> 00:13:46.625
<i>فسادی که با نیت خیر نرم‌تر</i>
<i>شده بود، قبول، ولی بازم فساد.‏</i>

244
00:13:47.667 --> 00:13:48.667
میاد.‏

245
00:13:49.958 --> 00:13:53.542
<i>خیلی بیشتر از یه همکاری بود. یه پیمان بود.‏</i>

246
00:13:56.625 --> 00:13:59.792
<i>نیومدن به جلسه مثل شکستن پیمان بود.‏</i>

247
00:14:00.708 --> 00:14:02.167
<i>یعنی دشمن شدن.‏</i>

248
00:14:02.917 --> 00:14:04.250
<i>دشمنی که باید حذف بشه.‏</i>

249
00:14:08.458 --> 00:14:09.875
اوه، وای.‏

250
00:14:16.750 --> 00:14:18.250
داری زیادی کشش می‌دی.‏

251
00:14:26.750 --> 00:14:29.375
یکی از بچه‌هام همین الان
گفت شهردار رو دستگیر کردن.‏

252
00:14:38.042 --> 00:14:40.833
‏- اگه شوخیه، اصلاً بامزه نیست.‏
‏- مگه دارم می‌خندم؟

253
00:14:40.917 --> 00:14:43.458
کی جرئت داره اونو بگیره؟
ما همه رو تو مشتمون داریم.‏

254
00:14:43.542 --> 00:14:45.708
یه تازه‌وارده. هنوز نمی‌شناسمش.‏

255
00:14:45.792 --> 00:14:48.958
‏- منبعت قابل اعتماده؟
‏- می‌گه دیشب دستگیر شده.‏

256
00:14:49.625 --> 00:14:51.125
خبرش به‌زودی پخش می‌شه.‏

257
00:14:51.208 --> 00:14:52.875
‏- ای لعنتی.‏
‏- ما خیلی مراقب بودیم.‏

258
00:14:52.958 --> 00:14:54.000
آخه چطور ممکنه؟

259
00:14:55.667 --> 00:14:57.708
<i>و بعد، یهو، به ذهنمون رسید.‏</i>

260
00:14:58.458 --> 00:15:00.667
<i>مثل بانگ خروس که آدمو از خواب می‌پرونه</i>

261
00:15:00.750 --> 00:15:02.250
<i>و جار می‌زنه که آفتاب زده.‏</i>

262
00:15:02.875 --> 00:15:06.250
<i>این فکر همزمان مثل برق از ذهن همه‌مون گذشت.‏</i>

263
00:15:06.750 --> 00:15:07.875
تأیید می‌کنی؟

264
00:15:08.583 --> 00:15:11.042
<i>امکان نداشت یکی از اونا دستگیر بشه.‏</i>

265
00:15:11.917 --> 00:15:15.042
<i>تنها کسایی که اطلاعات لازم رو داشتن تا</i>

266
00:15:15.125 --> 00:15:17.708
<i>یکی از نُه گنگسترِ بانفوذِ‏</i>
<i>منطقه رو زمین بزنن...‏</i>

267
00:15:17.792 --> 00:15:20.083
خب، خب. یه خبرچین تو این خونه‌ست.‏

268
00:15:21.542 --> 00:15:23.167
<i>‏...اون هشت نفر دیگه بودن.‏</i>

269
00:15:48.333 --> 00:15:49.708
<i>خدا رو شکر مسلح نیستن.‏</i>

270
00:15:50.667 --> 00:15:52.708
<i>هیچ‌کس سر این میز اسلحه نداره.‏</i>

271
00:15:53.542 --> 00:15:57.000
<i>فلزیاب رو روی همه‌شون گرفتم.‏</i>
<i>هیچ‌کس اینجا مسلح نیست.‏</i>

272
00:15:57.083 --> 00:15:59.375
<i>اگه بودن، تا حالا همدیگه رو کشته بودن.‏</i>

273
00:15:59.458 --> 00:16:01.125
<i>یه خبرچین که تو گروه قایم شده،‏</i>

274
00:16:01.208 --> 00:16:03.792
<i>آماده که از جایگاهش</i>
<i>دفاع کنه، از امپراتوریش،‏</i>

275
00:16:03.875 --> 00:16:05.792
<i>که حتماً سال‌ها طول کشیده تا ساخته بشه.‏</i>

276
00:16:05.875 --> 00:16:09.042
<i>برای رسیدن به این سطح از قدرت،‏</i>
<i>فداکاری‌های بزرگی کرده بودن،‏</i>

277
00:16:09.125 --> 00:16:11.125
<i>و هر کاری می‌کردن تا ازش محافظت کنن.‏</i>

278
00:16:11.208 --> 00:16:12.750
<i>نه، لحظه‌ای تردید نمی‌کردن</i>

279
00:16:12.833 --> 00:16:16.417
<i>و اسلحه‌هاشونو درمیاوردن و همه رو</i>
<i>به گلوله می‌بستن، از جمله منو.‏</i>

280
00:16:16.500 --> 00:16:17.750
<i>اگه اسلحه داشتن.‏</i>

281
00:16:18.875 --> 00:16:20.792
<i>آخ، لعنتی، باید از اینجا برم.‏</i>

282
00:16:20.875 --> 00:16:23.417
<i>ولی اگه تکون بخورم، اونا... نه، آروم باش.‏</i>

283
00:16:23.917 --> 00:16:27.833
<i>مسلح نیستن. اسلحه ندارن. فلزیاب رو گرفتم.‏</i>

284
00:16:27.917 --> 00:16:30.542
<i>فلزیاب رو روی همه‌شون گرفتم.‏</i>

285
00:16:30.625 --> 00:16:31.958
<i>مگه فلزیاب رو نگرفتم؟</i>

286
00:16:33.500 --> 00:16:38.875
<i>ولی... همه‌شون صداشو درآوردن</i>
<i>و بعد یه بهونه‌ای آوردن.‏</i>

287
00:16:38.958 --> 00:16:42.750
<i>و من جرئت نکردم اصرار کنم که بگردمشون.‏</i>
<i>ممکن بود اسلحه قایم کرده باشن.‏</i>

288
00:16:42.833 --> 00:16:45.417
<i>اگه جای اونا بودم، احتمالاً بلد</i>
<i>بودم چطور یه تفنگ رو قایم کنم</i>

289
00:16:45.500 --> 00:16:47.125
<i>از یه آدم بی‌تجربه مثل من.‏</i>

290
00:16:47.208 --> 00:16:48.958
<i>شاید نه همه‌شون، ولی چقدر احتمال داره</i>

291
00:16:49.042 --> 00:16:50.917
<i>دست‌کم یکی‌شون اسلحه همراهش باشه؟</i>

292
00:16:51.000 --> 00:16:52.792
<i>پنجاه درصد؟ شصت؟</i>

293
00:16:52.875 --> 00:16:56.083
<i>و فقط کافیه یکی‌شون یه اسلحه</i>
<i>داشته باشه تا همه کشته بشن.‏</i>

294
00:16:56.667 --> 00:16:59.500
<i>من اینجا دارم چه غلطی می‌کنم؟</i>
<i>اینجا چی کار می‌کنم؟</i>

295
00:17:00.125 --> 00:17:01.417
<i>حتماً الان بهم تیر می‌زنن.‏</i>

296
00:17:01.500 --> 00:17:03.917
<i>یکی قراره اسلحه دربیاره.‏</i>
<i>شاید همه‌شون داشته باشن.‏</i>

297
00:17:04.500 --> 00:17:06.500
<i>خدایا، کاش منم یکی داشتم.‏</i>

298
00:17:06.583 --> 00:17:08.667
<i>خیلی خب، این آدما باید حرف بزنن.‏</i>

299
00:17:08.750 --> 00:17:10.417
<i>باید با گفت‌وگو حلش کنن.‏</i>

300
00:17:10.500 --> 00:17:13.250
<i>باید حرف بزنن. حرف بزنید،‏</i>
<i>تو رو خدا، حرف بزنید.‏</i>

301
00:17:13.333 --> 00:17:15.917
<i>خواهش می‌کنم، تفنگ درنیارید.‏</i>
<i>تو رو خدا تفنگ درنیارید.‏</i>

302
00:17:16.000 --> 00:17:17.833
<i>اینجا چی‌کار می‌کنم؟ چیزی بگم؟</i>

303
00:17:17.917 --> 00:17:21.083
<i>می‌تونم تشویقشون کنم که با هم</i>
<i>حرف بزنن و به توافق برسن.‏</i>

304
00:17:21.167 --> 00:17:23.292
<i>من آدم خطرناکی نیستم و اینو می‌بینن.‏</i>

305
00:17:23.375 --> 00:17:26.292
<i>شاید به حرفم گوش بدن. خب.‏</i>
<i>یالا، باید یه چیزی بگم.‏</i>

306
00:17:26.375 --> 00:17:28.917
<i>حرف بزن، ویلسون، حرف بزن.‏</i>
<i>ویلسون، یه چیزی بگو.‏</i>

307
00:17:29.000 --> 00:17:30.375
<i>اوه، نه، نه، نه. نمی‌تونم!‏</i>

308
00:17:30.458 --> 00:17:32.375
<i>یه چیزی بگو، وگرنه تو این اتاق می‌میری.‏</i>

309
00:17:32.458 --> 00:17:33.500
<i>حرف بزن، ویلسون!‏</i>

310
00:17:33.583 --> 00:17:36.167
<i>یالا، این کار لعنتی رو بکن!‏</i>
<i>نفس بکش، بعد حرف بزن!‏</i>

311
00:17:44.958 --> 00:17:48.667
میکائل. یه کم پیش داشتی
می‌گفتی که می‌خوای کنار بکشی.‏

312
00:17:49.250 --> 00:17:50.542
درسته؟

313
00:17:51.875 --> 00:17:56.000
آره. می‌خواستم بهتون بگم
این یکی از آخرین جلسه‌هامه.‏

314
00:17:56.958 --> 00:17:59.667
یکی دو تا معامله‌ی دیگه،‏
بعد با دوست‌دخترم می‌رم.‏

315
00:17:59.750 --> 00:18:03.167
وقتشه تشکیل خانواده بدم
و این زندگی رو بذارم کنار.‏

316
00:18:03.250 --> 00:18:05.042
‏- آمین.‏
‏- تبریک می‌گم.‏

317
00:18:05.125 --> 00:18:07.458
‏- ایول.‏
‏- چه زمان‌بندی خوبی.‏

318
00:18:08.542 --> 00:18:11.333
‏- منظورت چیه، سرباز؟
‏- فکر کنم کاملاً واضح گفتم.‏

319
00:18:11.417 --> 00:18:12.667
بگو، گوش می‌دیم.‏

320
00:18:14.708 --> 00:18:17.333
شهردار درست همون موقعی می‌افته
که تو می‌خوای بازنشسته شی.‏

321
00:18:17.417 --> 00:18:20.333
‏- عجیبه.‏
‏- رک بگو. رک بگو دیگه، مرد.‏

322
00:18:20.417 --> 00:18:22.250
باهات مشکلی ندارم، ولی اگه پلیس بودم،‏

323
00:18:22.333 --> 00:18:24.333
دقیقاً از تو اطلاعات می‌کشیدم بیرون،‏

324
00:18:24.417 --> 00:18:26.833
در عوض همون استقلالی
که انگار براش له‌له می‌زنی.‏

325
00:18:26.917 --> 00:18:29.750
‏- چرا مثل آدم حرف نمی‌زنی؟
‏- فقط بگو نظرت چیه.‏

326
00:18:29.833 --> 00:18:32.417
نظرم؟ به نظرم احتمالش خیلی زیاده...‏

327
00:18:33.667 --> 00:18:35.083
که خبرچین تو باشی.‏

328
00:18:36.500 --> 00:18:38.333
هوم.‏

329
00:18:38.417 --> 00:18:39.458
فهمیدم.‏

330
00:18:40.375 --> 00:18:42.708
تو همون دقیقه‌ی اول یه بمب خبری ترکوندی

331
00:18:42.792 --> 00:18:44.583
که بالاخره خودمون می‌فهمیدیم.‏

332
00:18:44.667 --> 00:18:47.000
فقط تو اولین نفری بودی که شنیدیش.‏

333
00:18:47.083 --> 00:18:49.417
‏- خب، این...‏
‏- رفتار یه دهن‌لق.‏

334
00:18:50.000 --> 00:18:51.542
‏- بفرما.‏
‏- جداً، میکائل.‏

335
00:18:51.625 --> 00:18:54.250
من بیشتر از هر کسی می‌دونم
که از بین همه‌ی آدمای این میز،‏

336
00:18:54.333 --> 00:18:57.417
تو بیشتر از همه احتمال داره
هدف یکی از همکارای من باشی.‏

337
00:18:57.500 --> 00:19:00.708
می‌خوای بازنشسته شی،‏
دوست‌دختر داری، برنامه داری.‏

338
00:19:00.792 --> 00:19:05.000
درسته. ممنون، سرکار هاوارد. مرسی
که یادمون انداختی یه پلیس کثیفی.‏

339
00:19:05.083 --> 00:19:07.167
‏- آره، خب که چی؟
‏- که تو آخرین آدمِ سر این میزی

340
00:19:07.250 --> 00:19:08.708
که بهش اعتماد می‌کنم.‏

341
00:19:08.792 --> 00:19:12.125
عقلتو به کار بنداز، رفیق.‏
من پلیسم، نه؟ خوب فکر کن، والتر.‏

342
00:19:12.208 --> 00:19:15.542
اینقدر سعی نکن منو بازی بدی، یارو.‏
همه‌مون می‌دونیم داری چه بازی‌ای درمیاری.‏

343
00:19:15.625 --> 00:19:18.083
فقط چون زودتر از همه خبرا بهت می‌رسه،‏

344
00:19:18.167 --> 00:19:19.875
فکر می‌کنی هر چی بگی گوش می‌دیم.‏

345
00:19:19.958 --> 00:19:23.167
‏- این دقیقاً رفتار یه خبرچینه.‏
‏- حالا من خبرچینم؟

346
00:19:23.250 --> 00:19:26.208
تو هم دست‌کم به اندازه‌ی بقیه‌ی
این میز مقصر به نظر میای.‏

347
00:19:26.292 --> 00:19:27.708
ولی تو...‏

348
00:19:28.500 --> 00:19:31.958
‏- لژیونر پارکر، داری وراجی می‌کنی.‏
‏- چی داری می‌گی؟

349
00:19:32.042 --> 00:19:34.625
تو اولین نفری بودی که دهنتو
باز کردی و داری پرت و پلا می‌گی.‏

350
00:19:35.292 --> 00:19:36.833
بگو ببینم، از چی می‌ترسی؟

351
00:19:36.917 --> 00:19:38.750
به نظرم همه باید یه کم آروم بگیرن.‏

352
00:19:38.833 --> 00:19:41.458
اون فقط به یه واقعیت اشاره
کرد، یه استدلال درست.‏

353
00:19:41.875 --> 00:19:44.583
و منطقاً، میکائل،‏
با این اطلاعات کمی که داریم،‏

354
00:19:45.000 --> 00:19:46.417
تو قطعاً مظنونی.‏

355
00:19:46.500 --> 00:19:49.500
هی. صداتو نشنیدم. جوابت چیه؟

356
00:19:49.583 --> 00:19:51.042
از چی می‌ترسی؟

357
00:19:51.625 --> 00:19:54.125
خب، من زن و بچه دارم
و تو نمی‌دونی این یعنی چی.‏

358
00:19:54.208 --> 00:19:55.917
و محاله بذارم یه خبرچین خراب کنه

359
00:19:56.000 --> 00:19:57.708
چیزی رو که با زحمت براشون ساختم.‏

360
00:19:57.792 --> 00:20:00.583
همه‌مون کلی چیز برای از دست دادن
داریم. تو از خانواده حرف می‌زنی،‏

361
00:20:00.667 --> 00:20:03.542
ولی اول از همه کسی رو متهم کردی
که می‌خواد خانواده تشکیل بده.‏

362
00:20:03.625 --> 00:20:06.292
من انگشتمو طرف کسی نگرفتم.‏
فقط بحث رو باز کردم.‏

363
00:20:08.042 --> 00:20:10.958
‏- داداش، انگار خیلی عصبی‌ای.‏
‏- داری متهمش می‌کنی یا نه؟

364
00:20:11.042 --> 00:20:12.458
باز عصبی شدی، رفیق؟

365
00:20:12.542 --> 00:20:13.833
داری قاطی می‌کنی؟

366
00:20:13.917 --> 00:20:17.125
یادت باشه من سرهنگ دومم
و حرفمون برامون ارزش داره.‏

367
00:20:17.208 --> 00:20:20.208
‏- پای شرف در میونه.‏
‏- تو چی فکر می‌کنی، جاه؟

368
00:20:26.583 --> 00:20:28.958
می‌شه رو میز ضرب نگیری، والتر؟

369
00:20:31.708 --> 00:20:34.458
مطمئنم استرس داری، ولی رو اعصابه.‏

370
00:20:36.042 --> 00:20:38.292
‏- من استرس دارم؟
‏- آره، نگرانی.‏

371
00:20:38.375 --> 00:20:40.667
<i>معلوم بود این روش مشورت کردنشونه،‏</i>

372
00:20:40.750 --> 00:20:41.750
<i>برای رسیدن به توافق.‏</i>

373
00:20:41.833 --> 00:20:43.458
یه چیزی رو قایم می‌کنی، پارکر.‏

374
00:20:43.542 --> 00:20:46.542
<i>هر کدوم به نوبت بقیه رو متهم می‌کرد.‏</i>

375
00:20:46.625 --> 00:20:49.500
<i>پس با این منطق، هر کی</i>
<i>بیشتر از همه متهم می‌شد</i>

376
00:20:49.583 --> 00:20:51.792
<i>بیشترین احتمال رو داشت که خائن باشه.‏</i>

377
00:20:51.875 --> 00:20:53.292
موئیز.‏

378
00:20:53.792 --> 00:20:55.042
دیگه هری پاتر نیستم؟

379
00:20:56.125 --> 00:20:57.125
<i>هر کی که بود،‏</i>

380
00:20:57.208 --> 00:20:59.917
<i>خائن باید برای همیشه از گروه اخراج می‌شد.‏</i>

381
00:21:00.000 --> 00:21:02.000
<i>باید از هر اطلاعاتی محروم می‌شد</i>

382
00:21:02.083 --> 00:21:03.583
<i>که ممکن بود علیه‌شون به کار بره.‏</i>

383
00:21:05.083 --> 00:21:06.167
من زن و بچه دارم، مرد.‏

384
00:21:06.250 --> 00:21:08.125
<i>شاید مجبورش می‌کردن از کشور بره</i>

385
00:21:08.208 --> 00:21:09.542
<i>و دیگه هیچ‌وقت برنگرده،‏</i>

386
00:21:09.625 --> 00:21:11.917
<i>و آبرویی رو که برای همیشه بر</i>
<i>باد رفته بود پشت سر بذاره.‏</i>

387
00:21:12.000 --> 00:21:14.875
<i>هر چی براش عزیز بود رو از دست</i>
<i>می‌داد، حاصل سال‌ها زحمتشو.‏</i>

388
00:21:14.958 --> 00:21:16.458
من زن دارم.‏

389
00:21:21.833 --> 00:21:23.208
بچه دارم.‏

390
00:21:23.750 --> 00:21:25.750
<i>دست‌کم، این چیزی بود که من فکر می‌کردم.‏</i>

391
00:21:33.125 --> 00:21:36.500
<i>اولین باری بود که می‌دیدم سر</i>
<i>یه آدم با گلوله منفجر بشه.‏</i>

392
00:21:37.167 --> 00:21:39.875
<i>ولی این تنها دلیلی نبود</i>
<i>که داشتم از حال می‌رفتم.‏</i>

393
00:21:40.417 --> 00:21:43.333
<i>تازه فهمیده بودم که کنار آدمایی‌ام</i>

394
00:21:43.417 --> 00:21:45.458
<i>خیلی خطرناک‌تر از اونی که تصورشو می‌کردم.‏</i>

395
00:21:46.083 --> 00:21:50.292
<i>و اینکه اینقدر طول کشید تا بفهمم، فقط</i>
<i>به این خاطر بود که به زرنگی اونا نبودم.‏</i>

396
00:21:50.375 --> 00:21:52.875
<i>اون لحظه، اطلاعاتشون خیلی کمتر از اون بود</i>

397
00:21:52.958 --> 00:21:55.125
<i>که بفهمن خائن کیه.‏</i>

398
00:21:55.208 --> 00:21:56.792
<i>ولی یه چیزو فهمیدن،‏</i>

399
00:21:56.875 --> 00:21:59.500
<i>اینکه چاره‌ای جز حذف فوری یه نفر ندارن.‏</i>

400
00:21:59.583 --> 00:22:02.250
<i>در بهترین حالت، شانس</i>
<i>میاوردن و خائن رو می‌کشتن.‏</i>

401
00:22:02.333 --> 00:22:04.833
<i>در بدترین حالت، به خبرچین نشون</i>
<i>می‌دادن چه سرنوشتی در انتظارشه،‏</i>

402
00:22:04.917 --> 00:22:06.833
<i>به این امید که ترس باعث بشه سوتی بده.‏</i>

403
00:22:07.500 --> 00:22:09.917
<i>پس کسی رو کشتن که از همه</i>
<i>ترسیده‌تر به نظر می‌رسید،‏</i>

404
00:22:10.000 --> 00:22:13.917
<i>چون منطقاً، خائن مضطرب‌ترین آدم سر میز بود،‏</i>

405
00:22:14.000 --> 00:22:15.917
<i>حتی اگه فقط یه ذره.‏</i>

406
00:22:16.000 --> 00:22:17.875
<i>اولین کسی رو حذف کردن که حرف زد،‏</i>

407
00:22:17.958 --> 00:22:20.042
<i>کسی که انگار از همه سخت‌تر می‌تونست</i>

408
00:22:20.125 --> 00:22:21.375
<i>تنش اتاق رو تحمل کنه،‏</i>

409
00:22:21.458 --> 00:22:24.375
<i>کسی که اولین بار با نظر دادن سکوت رو شکست.‏</i>

410
00:22:24.458 --> 00:22:26.333
یه کم پیش گفتی می‌خوای کنار بکشی.‏

411
00:22:26.417 --> 00:22:29.167
<i>از همون لحظه‌ای که اولین بار</i>
<i>حرف زد، تکلیفش معلوم شده بود.‏</i>

412
00:22:31.500 --> 00:22:34.792
<i>و اگه وقتی می‌خواستم حرف</i>
<i>می‌زدم، اون آدم من بودم.‏</i>

413
00:22:34.875 --> 00:22:38.375
<i>یالا، ویلسون، حرف بزن! به جای</i>
<i>پارکر، من رو زمین افتاده بودم</i>

414
00:22:38.458 --> 00:22:40.208
<i>و خونم رو فرش می‌ریخت.‏</i>

415
00:22:41.000 --> 00:22:43.875
<i>به خاطر اون مرد بود که حرف نزدم.‏</i>

416
00:22:44.542 --> 00:22:46.792
<i>با یه نگاه منصرفم کرد.‏</i>

417
00:22:49.583 --> 00:22:53.167
<i>جاهنائل فوراً فهمید و جونمو نجات داد.‏</i>

418
00:23:00.333 --> 00:23:04.875
فرانسوا گرن، نخستین شهردار
شهر، ۲۳ سال در قدرت.‏

419
00:23:04.958 --> 00:23:08.417
من هیچ چیز درباره‌ی آنچه
قبلاً اینجا بود نمی‌دانستم.‏

420
00:23:13.208 --> 00:23:15.375
پدر و مادر پسره تازه از تخت بلند شده بودن

421
00:23:15.458 --> 00:23:16.625
که یارو شلیک کرد.‏

422
00:23:21.417 --> 00:23:24.667
کل خشابشو خالی کرد.‏
به هر چی تو اتاق بود شلیک کرد.‏

423
00:23:25.375 --> 00:23:27.292
کل خانواده‌ی پسره رو کشت.‏

424
00:23:29.250 --> 00:23:33.708
سوت‌زنان از خونه رفت بیرون و فکر
می‌کرد کارشو کامل انجام داده.‏

425
00:23:35.292 --> 00:23:36.833
ولی پسره زنده مونده بود.‏

426
00:23:36.917 --> 00:23:38.667
حتی یه گلوله هم بهش نخورد.‏

427
00:23:38.750 --> 00:23:41.333
آره، ولی داریم از دست‌کم
‏۶۰ تا گلوله حرف می‌زنیم.‏

428
00:23:44.125 --> 00:23:46.208
هیچ توضیح دیگه‌ای نیست؟ فقط شانس محض؟

429
00:23:51.667 --> 00:23:53.292
<i>یه ماشین بیرون منتظره.‏</i>

430
00:23:54.500 --> 00:23:56.000
می‌برتت یه جای امن.‏

431
00:23:58.375 --> 00:23:59.625
بازم شیر می‌خوای؟

432
00:24:02.333 --> 00:24:05.042
باید بهت بگم، اون بیرون کلی آدم جمع شدن.‏

433
00:24:05.125 --> 00:24:06.625
فقط خبرنگارا نیستن.‏

434
00:24:09.042 --> 00:24:10.417
امیدوارم بفهمی...‏

435
00:24:12.292 --> 00:24:14.167
‏...که داستانت باورنکردنیه، جاهنائل.‏

436
00:24:14.542 --> 00:24:16.417
تو خوش‌شانس‌ترین بچه‌ی دنیایی.‏

437
00:24:23.625 --> 00:24:26.125
از همین الان یه لقب برات انتخاب کردن.‏

438
00:24:26.208 --> 00:24:28.333
‏«جاه». می‌دونی یعنی چی؟

439
00:24:30.875 --> 00:24:33.250
این کلمه از کتاب مقدس عبرانی اومده،‏

440
00:24:34.417 --> 00:24:36.750
<i>و تو فرهنگ راستافاری خیلی به کار می‌ره.‏</i>

441
00:24:41.083 --> 00:24:43.375
‏«جاه» یعنی «خدا».‏

442
00:24:49.625 --> 00:24:53.167
جاهنائل، پسر خدای شانس.‏

443
00:25:21.542 --> 00:25:23.000
جاهنائل، چطوری؟

444
00:25:23.083 --> 00:25:25.542
<i>قمار. یه بخش جدانشدنی از فرهنگ اینجاست.‏</i>

445
00:25:25.625 --> 00:25:30.333
<i>همه‌چی بهونه‌ای برای قماره. ورق،‏</i>
<i>تاس، سکه، ژتون. فرقی نمی‌کنه.‏</i>

446
00:25:30.417 --> 00:25:33.250
<i>جاهنائل کل کسب‌وکارشو روی</i>
<i>همین شرط‌بندی‌ها ساخته بود،‏</i>

447
00:25:33.333 --> 00:25:36.250
<i>یه کازینوی زیرزمینی پر از آدمایی</i>
<i>که امید داشتن یه پول کلون ببرن.‏</i>

448
00:25:36.333 --> 00:25:37.958
اولا، ژرار. کومو استاس؟

449
00:25:38.042 --> 00:25:40.000
اوه، جاهنائل. چطوری، رفیق؟

450
00:25:40.083 --> 00:25:41.333
‏- چیزی برام داری؟
‏- آره.‏

451
00:25:41.417 --> 00:25:43.792
دارم اینجا یه کم برد
جمع می‌کنم که بدهیمو بدم.‏

452
00:25:43.875 --> 00:25:45.542
خیلی منتظرم گذاشتی، ژرار،‏

453
00:25:45.625 --> 00:25:47.625
و انگار داری با پول قرضی شرط می‌بندی.‏

454
00:25:47.708 --> 00:25:49.333
آره، ولی نگران نباش، این واسه...‏

455
00:25:49.417 --> 00:25:52.833
سودشو برات دو برابر می‌کنم،‏
رفیق. فقط واسه تو، دو برابر.‏

456
00:25:55.000 --> 00:25:56.083
باشه.‏

457
00:25:57.292 --> 00:25:59.458
مشکلی نیست. هر چی بدهکارم پس می‌دم،‏

458
00:25:59.542 --> 00:26:02.375
با سودش، تا چند روز دیگه. رو قولم حساب کن.‏

459
00:26:02.917 --> 00:26:04.542
مشکلی نیست، همون‌طور که گفتی.‏

460
00:26:05.083 --> 00:26:06.083
مشکلی نیست.‏

461
00:26:07.792 --> 00:26:09.792
هیچ مشکلی نیست، ژرار.‏

462
00:26:11.750 --> 00:26:13.833
فکر کنم یه مشکلی داریم، ژرار.‏

463
00:26:13.917 --> 00:26:14.917
جاهنائل!‏

464
00:26:16.375 --> 00:26:18.167
می‌خواستم پولتو پس بدم، قسم می‌خورم!‏

465
00:26:18.250 --> 00:26:19.625
من فقط...‏

466
00:26:19.708 --> 00:26:22.875
می‌تونم پولتو جور کنم. قول
می‌دم. جاهنائل، خواهش می‌کنم!‏

467
00:26:22.958 --> 00:26:25.083
به نظر من، نعمت‌هایی که زندگی بهمون می‌ده

468
00:26:25.167 --> 00:26:26.833
به یه جور تعادل بستگی داره.‏

469
00:26:26.917 --> 00:26:29.000
نباید به کسی که بدهکارت نیست آسیب بزنی

470
00:26:29.083 --> 00:26:32.292
چون همه‌چی به خودت برمی‌گرده،‏
یه جورایی مثل کارما.‏

471
00:26:32.375 --> 00:26:34.458
امیدوارم چیزی که امروز
قراره بهم بدی، ژرار،‏

472
00:26:34.542 --> 00:26:37.083
برای برگردوندن اون تعادل کافی باشه.‏

473
00:26:37.167 --> 00:26:39.458
جاهنائل، قسم می‌خورم
اینجا هیچی باارزش نیست.‏

474
00:26:39.542 --> 00:26:41.792
با زنت بی‌ادبی نکن، ژرار.‏

475
00:26:42.375 --> 00:26:45.208
چی می‌تونه باارزش‌تر از کسی
باشه که دوستت داره؟

476
00:26:48.333 --> 00:26:49.542
نه!‏

477
00:26:53.750 --> 00:26:55.792
اوه. انگار اون همچین حسی نداره.‏

478
00:26:55.875 --> 00:26:57.667
فقط یه هفته وقت بده. یه هفته!‏

479
00:26:57.750 --> 00:26:59.625
خب، خب، خب، اینجا چی داریم؟

480
00:26:59.708 --> 00:27:01.458
اون انگشتر ارزشی نداره، به خدا!‏

481
00:27:01.542 --> 00:27:03.417
فکر کنم یکی دو روز کارمو راه بندازه.‏

482
00:27:03.500 --> 00:27:05.708
التماست می‌کنم، جاهنائل. هدیه بود.‏

483
00:27:06.250 --> 00:27:08.458
من انگشتر نمی‌خوام.‏

484
00:27:12.458 --> 00:27:14.333
<i>هر کی که می‌رفت کازینوی جاهنائل</i>

485
00:27:14.417 --> 00:27:16.250
<i>فکر می‌کرد تو بازی خودش ازش می‌بره،‏</i>

486
00:27:16.333 --> 00:27:18.917
<i>و حتی از پسرِ خدای شانس هم خوش‌شانس‌تر می‌شه.‏</i>

487
00:27:19.000 --> 00:27:22.083
<i>فکر نکنم می‌تونستن پیش‌بینی</i>
<i>کنن چه بهایی براشون داره.‏</i>

488
00:27:24.000 --> 00:27:26.333
هوم.‏

489
00:27:26.417 --> 00:27:28.833
این چه کوفتیه؟ لعنت بهش، کل لباسم شده...‏

490
00:27:30.917 --> 00:27:33.250
‏- مادام، می‌شد خبرمون کنید.‏
‏- انتظار هشدار داشتی؟

491
00:27:33.333 --> 00:27:35.708
تیکه‌های مغز اون سرباز
لعنتی ریخته رو پیرهنم.‏

492
00:27:35.792 --> 00:27:37.750
فکر کردم تصمیمتونو گرفتید.‏

493
00:27:38.250 --> 00:27:39.333
‏«ببخشید، سرباز،‏

494
00:27:39.417 --> 00:27:42.083
می‌شه یه کم بری سمت چپ که بهت شلیک کنیم؟»‏

495
00:27:42.167 --> 00:27:44.625
ها-ها-ها. خیلی بامزه‌ای.‏
می‌دونی این لامصب چقدر قیمتشه؟

496
00:27:44.708 --> 00:27:46.167
واسه خبرچین دعا می‌کنی، میکائل؟

497
00:27:46.250 --> 00:27:49.167
‏- و برای خانواده‌ش.‏
‏- آمین.‏

498
00:27:49.250 --> 00:27:51.875
به نظرتون چرا فقط شهردار رو لو داد؟

499
00:27:51.958 --> 00:27:54.000
چرا همه‌مونو به پلیس نفروخت؟

500
00:27:54.083 --> 00:27:56.250
آریان، می‌دونیم مدرک
دانشگاه داری و این حرفا.‏

501
00:27:56.333 --> 00:27:58.000
آروم باش، ما حواسمون هست.‏

502
00:27:58.083 --> 00:28:01.250
اگه همه‌مونو لو داده بود،‏
تا حالا تو بازداشت پلیس بودیم،‏

503
00:28:01.333 --> 00:28:02.500
همه به جز خودش.‏

504
00:28:02.583 --> 00:28:05.417
تازه، کل دنیا می‌فهمیدن
که با پلیسا سر و سر داره.‏

505
00:28:05.500 --> 00:28:07.792
هیچ‌کس اینجا داوطلبانه خبرچین نمی‌شه،‏

506
00:28:07.875 --> 00:28:09.583
حتی واسه پول؛ منطقی نیست.‏

507
00:28:09.667 --> 00:28:12.458
خیلی پرخطره و ما هر چی بخوایم داریم.‏

508
00:28:12.542 --> 00:28:15.875
این پلیس جدیده حتماً یه چیزی
علیه ما داره، یه چیز خیلی گنده،‏

509
00:28:15.958 --> 00:28:18.167
و داره یکی رو تهدید می‌کنه که ما رو بفروشه.‏

510
00:28:18.250 --> 00:28:21.458
پس خبرچین داره با لو دادن
آروم‌آروم ما واسه خودش وقت می‌خره،‏

511
00:28:21.542 --> 00:28:23.625
یکی‌یکی، تا وقتی که هیچ‌کدوممون نمونیم.‏

512
00:28:23.708 --> 00:28:25.750
فقط می‌خوام مطمئن شم همه‌تون اینو فهمیدید.‏

513
00:28:25.833 --> 00:28:27.333
معلومه.‏

514
00:28:27.417 --> 00:28:30.208
اگه پارکر واقعاً خبرچین بوده
باشه، همه‌ی این حرفا بی‌ربطه.‏

515
00:28:30.292 --> 00:28:32.958
‏- خب، بریم بفهمیم.‏
‏- کجا داری می‌ری؟

516
00:28:33.042 --> 00:28:34.833
خب، از قضا چندتا آدم می‌شناسم

517
00:28:34.917 --> 00:28:36.750
که پاک‌شده‌های هر گوشی رو درمیارن.‏

518
00:28:36.833 --> 00:28:38.917
آره، پس قراره بذاریم گوشی یارو رو برداری

519
00:28:39.000 --> 00:28:41.917
و چشم‌بسته به اطلاعاتی که توش
پیدا می‌کنی اعتماد کنیم،‏

520
00:28:42.000 --> 00:28:44.833
جناب سرکار پلیس هاوارد.‏

521
00:28:44.917 --> 00:28:47.083
این عرقه، میکل‌آنژ؟ گرمته؟

522
00:28:47.708 --> 00:28:49.208
هیچ‌کس به گوشیش دست نمی‌زنه.‏

523
00:28:49.917 --> 00:28:51.583
باشه. وای.‏

524
00:28:52.458 --> 00:28:54.125
چه قشنگ بهم اعتماد دارید.‏

525
00:28:54.208 --> 00:28:57.167
بعضی از کامپیوترهای مرکز فضایی
برای اطلاعات نظامی استفاده می‌شن.‏

526
00:28:57.250 --> 00:29:00.167
می‌تونن اطلاعات هر گوشی‌ای رو
دربیارن، حتی اگه پاک شده باشه.‏

527
00:29:00.250 --> 00:29:03.375
‏- اصلاً طول نمی‌کشه.‏
‏- عمراً. همین حرف در مورد تو هم صدق می‌کنه.‏

528
00:29:03.458 --> 00:29:06.417
تو هم به اون گوشی دست نمی‌زنی،‏
چون معلوم نیست خبرچین تو نباشی.‏

529
00:29:06.500 --> 00:29:07.500
خوب تلاش کردی، آریان.‏

530
00:29:08.500 --> 00:29:09.625
منصفانه‌ست.‏

531
00:29:10.875 --> 00:29:12.792
ولی چرا شهردار رو لو داد؟

532
00:29:13.083 --> 00:29:15.583
لو دادن شهردار گرن یه روز قبل از جلسه‌مون

533
00:29:15.667 --> 00:29:18.625
برای اون خبرچین بیچاره
خودکشی بود. شهردار احتمالاً‏

534
00:29:18.708 --> 00:29:21.833
منطقی‌ترین آدم این گروه
بود، به کسی برنخوره.‏

535
00:29:22.750 --> 00:29:24.167
حذفش تو اون زمان

536
00:29:24.250 --> 00:29:26.625
خطر خیلی بزرگی برای همه‌ی
ما که اینجاییم داشت.‏

537
00:29:26.708 --> 00:29:28.083
ممکن بود تیراندازی بشه.‏

538
00:29:28.167 --> 00:29:30.667
همه ممکن بود کشته بشن، از جمله خود خبرچین.‏

539
00:29:32.208 --> 00:29:34.625
معجزه‌ست که همچین اتفاقی نیفتاد.‏

540
00:29:35.667 --> 00:29:38.625
حرکت خیلی بی‌برنامه‌ای از طرفش بود،‏

541
00:29:38.708 --> 00:29:39.917
و ناگفته پیداست،‏

542
00:29:40.000 --> 00:29:42.875
همه‌ی شما آدمای خیلی زیرک
و حساب‌شده‌ای هستید.‏

543
00:29:44.750 --> 00:29:47.208
‏- پس...‏
‏- پس خائن چاره‌ای نداشت.‏

544
00:29:47.292 --> 00:29:49.542
شهردار حتماً یه چیزی فهمیده بود.‏

545
00:29:49.625 --> 00:29:51.333
و خائن حتماً خبر داشت.‏

546
00:29:52.833 --> 00:29:54.208
داشتم فکر می‌کردم...‏

547
00:29:55.000 --> 00:29:57.500
آقای گرن سعی کرد با کسی از شما تماس بگیره؟

548
00:29:57.583 --> 00:29:58.667
یادتون میاد؟

549
00:29:59.333 --> 00:30:00.667
دیشب، شاید؟

550
00:30:01.292 --> 00:30:02.917
چند ساعت قبل از دستگیریش؟

551
00:30:03.417 --> 00:30:04.750
عوضیِ کوچولو.‏

552
00:30:06.375 --> 00:30:09.417
لابد برای اینکه درباره‌ی وجود
یه خائن بهتون هشدار بده.‏

553
00:30:14.250 --> 00:30:15.250
نه.‏

554
00:30:16.708 --> 00:30:18.167
‏- نه.‏
‏- یا حتی، اگه جسارت نباشه،‏

555
00:30:18.250 --> 00:30:20.667
که هویت خائن رو به یکی از شما بگه؟

556
00:30:23.292 --> 00:30:24.292
نه.‏

557
00:30:27.083 --> 00:30:30.167
یا حتی با خودِ خائن معامله کنه؟

558
00:30:30.250 --> 00:30:32.083
جواب بده، عوضی. جواب بده اون گوشی رو!‏

559
00:30:40.458 --> 00:30:42.625
جواب بده اون گوشی لعنتی رو، آشغال!‏

560
00:30:45.833 --> 00:30:46.833
نه.‏

561
00:30:48.417 --> 00:30:53.083
خب، پس بیاید امیدوار باشیم
که آدم اشتباهی رو نکشته باشیم.‏

562
00:30:54.167 --> 00:30:57.917
آریان، گفته بودی که تو مرکز فضایی ملی

563
00:30:58.000 --> 00:31:00.458
دستگاه‌هایی هست که می‌شه باهاشون همه‌ی رازهای

564
00:31:00.542 --> 00:31:03.500
‏- گوشی پارکر رو فاش کرد، درسته؟
‏- بله، مادام.‏

565
00:31:04.167 --> 00:31:06.583
حکمت سرنوشت واقعاً عجیبه.‏

566
00:31:06.667 --> 00:31:08.625
ویلسون، فکر می‌کنی از پسش برمیای؟

567
00:31:11.000 --> 00:31:13.500
منظورتون آزمایشگاه کامپیوتر مرکز فضاییه؟

568
00:31:13.875 --> 00:31:14.917
دسترسی داری؟

569
00:31:18.000 --> 00:31:20.333
بله، در تئوری، ولی من فقط کارآموزم، من...‏

570
00:31:20.417 --> 00:31:22.458
ویلسون کاملاً بی‌طرفه.‏

571
00:31:22.542 --> 00:31:24.958
کسی اینجا مخالفتی داره

572
00:31:25.042 --> 00:31:26.958
که اون گوشی پارکر رو بگرده

573
00:31:27.042 --> 00:31:28.833
تا بفهمه اون خائن بوده یا نه،‏

574
00:31:28.917 --> 00:31:31.333
و بعد نتیجه رو به گروه بگه؟

575
00:31:33.250 --> 00:31:34.583
عالیه.‏

576
00:31:34.667 --> 00:31:38.000
خیلی خب، پیشنهاد می‌کنم
این جلسه‌ی کوچیکمونو تموم کنیم.‏

577
00:31:39.583 --> 00:31:42.208
فکر کنم عاقلانه باشه
منتظر نظر ویلسون بمونیم

578
00:31:42.292 --> 00:31:44.750
و ببینیم بعدش اوضاع چطور پیش می‌ره.‏

579
00:31:46.333 --> 00:31:49.917
قبل از اینکه کار دیگه‌ای بکنیم

580
00:31:50.792 --> 00:31:52.375
که دیگه نشه برش گردوند.‏

581
00:31:52.458 --> 00:31:55.667
یکی‌یکی بیاید پیشم وسایلتونو بگیرید، هوم.‏

582
00:32:00.000 --> 00:32:01.375
باشه.‏

583
00:32:02.292 --> 00:32:03.583
داری چی کار می‌کنی؟

584
00:32:03.667 --> 00:32:05.667
کسی‌تون می‌خواد پول این کتو بده؟

585
00:32:06.250 --> 00:32:07.333
هیچ‌کس؟

586
00:32:07.417 --> 00:32:09.542
پس خودم یه کمشو برمی‌دارم.‏

587
00:32:09.625 --> 00:32:11.500
همیشه یه کم پول نقد همراهش بود،‏

588
00:32:11.583 --> 00:32:13.583
و فکر نکنم دیگه لازمش داشته باشه.‏

589
00:32:14.583 --> 00:32:15.583
من رفتم.‏

590
00:32:29.625 --> 00:32:31.167
انگشتاش اون‌قدر باارزشن؟

591
00:32:31.250 --> 00:32:34.792
نه، ولی کمتر از یه روز وقت داره،‏
بعدش دیگه نمی‌شه دوباره پیوندشون زد.‏

592
00:32:35.292 --> 00:32:37.417
یادم افتاد می‌خواستم
یه سر برم خونه‌ی یه یارو،‏

593
00:32:37.500 --> 00:32:40.708
‏- همین نزدیکیا.‏
‏- اوه، آره بابا، بچه‌ها، من پایه‌م.‏

594
00:32:40.792 --> 00:32:42.458
این دفعه بذار من قطع کنم. یالا، جاه.‏

595
00:32:42.542 --> 00:32:44.625
نه، قرار نیست چیزی رو قطع کنیم، جودی.‏

596
00:32:44.708 --> 00:32:47.542
اونقدرا بدهکار نیست. فقط
می‌خوام یه کم فشار بیارم.‏

597
00:32:48.125 --> 00:32:49.125
باشه، فهمیدم.‏

598
00:32:49.208 --> 00:32:51.792
ولی مطمئن نیستم، فردا
صبح باید زود بیدار شم.‏

599
00:32:53.042 --> 00:32:54.833
نگران نباش، داداش. اوکیه.‏

600
00:32:54.917 --> 00:32:56.542
می‌ریم و سریع برمی‌گردیم.‏

601
00:32:58.792 --> 00:32:59.917
بزن بریم.‏

602
00:33:00.000 --> 00:33:01.292
هوم.‏

603
00:33:04.000 --> 00:33:05.958
خط بیاد، تو بردی و همین الان می‌ریم.‏

604
00:33:06.042 --> 00:33:08.625
شیر بیاد، من بردم و بعداً می‌ریم.‏

605
00:33:09.375 --> 00:33:10.917
باشه.‏

606
00:33:13.042 --> 00:33:14.750
‏- ای بابا.‏
‏- شیر.‏

607
00:33:15.125 --> 00:33:18.125
می‌دونی که چطوریه. این یارو همیشه می‌بره.‏

608
00:33:20.083 --> 00:33:22.000
گوشیمو پس بده! پسش بده!‏

609
00:33:23.125 --> 00:33:25.167
‏- خفه‌خون بگیر، یارو!‏
‏- لعنتی!‏

610
00:33:26.708 --> 00:33:29.667
‏- خب، بریم سریع.‏
‏- آره!‏

611
00:33:29.750 --> 00:33:32.125
‏- بریم.‏
‏- فیدو، می‌شه اینو بذاری تو یخچال؟

612
00:33:32.208 --> 00:33:33.833
‏- قراره خفن بشه.‏
‏- فردا حرف می‌زنیم.‏

613
00:33:34.667 --> 00:33:36.750
‏- آره.‏
‏- درست می‌شه.‏

614
00:33:41.750 --> 00:33:42.750
خب، بریم.‏

615
00:33:47.750 --> 00:33:50.333
می‌دونی، جاهنائل، می‌خواستم ازت
تشکر کنم که منو تو گروه آوردی.‏

616
00:33:50.417 --> 00:33:52.500
و گذاشتی امشب باهات بیام.‏

617
00:33:52.583 --> 00:33:54.208
واقعاً برام افتخاره.‏

618
00:33:54.292 --> 00:33:56.417
‏- «افتخار». جدی؟
‏- آره.‏

619
00:33:57.042 --> 00:33:59.750
تو این بازی شماره یک می‌شی، مطمئنم.‏

620
00:34:01.667 --> 00:34:03.042
خیلیا دست‌کمت می‌گیرن.‏

621
00:34:04.292 --> 00:34:05.667
ولی نگرانشون نباش.‏

622
00:34:06.750 --> 00:34:09.000
یه مدت طول می‌کشه تا بفهمن، ولی می‌فهمن.‏

623
00:34:20.750 --> 00:34:23.250
چیه؟

624
00:34:23.333 --> 00:34:25.292
‏- فقط داریم فشار میاریم.‏
‏- درسته.‏

625
00:34:27.417 --> 00:34:28.417
چیه؟

626
00:34:28.500 --> 00:34:30.250
دنیل، مجبورم نکن درتو بشکنم.‏

627
00:34:30.333 --> 00:34:31.708
این یاروی لعنتی ول‌کنم نیست.‏

628
00:34:31.792 --> 00:34:33.708
باید درباره‌ی بدهیت حرف بزنیم.‏

629
00:34:37.333 --> 00:34:40.708
دنیل، فقط دارم سعی می‌کنم
باب گفت‌وگو رو باز کنم.‏

630
00:34:40.792 --> 00:34:44.625
به نظرم عمل معمولاً‏
به اندازه‌ی حرف زدن کیف نمی‌ده.‏

631
00:34:44.708 --> 00:34:45.958
پس خودت انتخاب کن.‏

632
00:34:48.167 --> 00:34:50.333
جاهنائل، شرمنده، رفیق، هنوز پولتو ندارم،‏

633
00:34:50.417 --> 00:34:52.167
ولی قول می‌دم خیلی زود جورش کنم.‏

634
00:34:52.250 --> 00:34:54.750
مثلاً یه هفته. به خدا، رفیق. جاه.‏

635
00:34:54.833 --> 00:34:57.208
گورتونو از خونه‌م گم کنید، عوضیا!‏

636
00:34:57.292 --> 00:34:59.583
ندارم، جاه.‏

637
00:35:01.833 --> 00:35:04.917
برید بیرون!‏

638
00:35:05.000 --> 00:35:08.000
پول منو گرفتی و خرج این آشغالا کردی؟

639
00:35:09.375 --> 00:35:11.042
‏- اونی نیست که فکر می‌کنی.‏
‏- بس کن.‏

640
00:35:11.125 --> 00:35:14.208
‏- آشغالای عوضی.‏
‏- هی، تو، خفه شو.‏

641
00:35:22.250 --> 00:35:23.292
هی.‏

642
00:35:24.958 --> 00:35:25.958
فقط یه هفته وقت بده.‏

643
00:35:26.583 --> 00:35:29.625
تو رو خدا، رفیق، دارم
التماست می‌کنم، فقط یه هفته.‏

644
00:35:30.458 --> 00:35:33.000
یه هفته. هفت روز.‏

645
00:35:33.708 --> 00:35:35.083
صد و شصت و هشت ساعت.‏

646
00:35:35.167 --> 00:35:36.625
ده هزار و هشتاد دقیقه.‏

647
00:35:36.708 --> 00:35:40.042
می‌خوای ۱۰٬۰۸۰ دقیقه صبر
کنم تا پولمو بگیرم، دنیل؟

648
00:35:44.542 --> 00:35:46.375
‏- آره.‏
‏- جاه.‏

649
00:35:48.083 --> 00:35:51.250
داری چی کار می‌کنی؟
مسخره‌بازی رو بس کن، معتاد لعنتی.‏

650
00:35:52.667 --> 00:35:55.125
چی کار می‌کنی؟ مطمئنی؟

651
00:35:55.208 --> 00:35:56.875
بی‌خیال،‏

652
00:35:56.958 --> 00:35:59.375
شبیه اون زن گربه‌ای
سیمپسون‌ها شدی، می‌دونستی؟

653
00:36:02.458 --> 00:36:03.500
داری چی کار می‌کنی؟

654
00:36:04.833 --> 00:36:05.875
احمق.‏

655
00:36:06.500 --> 00:36:09.125
حتی نمی‌تونی نشونه بگیری، زیادی نئشه‌ای.‏

656
00:36:09.792 --> 00:36:12.042
یه هفته، نه بیشتر، قسم می‌خورم.‏

657
00:36:14.875 --> 00:36:16.292
‏- قول می‌دم.‏
‏- بس کن!‏

658
00:36:16.375 --> 00:36:18.083
معتادِ کثیفِ لعنتی.‏

659
00:36:18.167 --> 00:36:20.708
یالا، ادامه بده.‏

660
00:36:21.417 --> 00:36:24.875
‏- یه بار دیگه بکن، جرئتشو داری.‏
‏- مجبورم نکن دوباره بیام اینجا، دنیل.‏

661
00:36:24.958 --> 00:36:26.250
آره، نگران نباش، رفیق.‏

662
00:36:33.167 --> 00:36:34.833
آخ! زنیکه‌ی لعنتی!‏

663
00:36:35.708 --> 00:36:37.250
نه! نه!‏

664
00:36:37.333 --> 00:36:38.625
سوفی، نه!‏

665
00:36:40.625 --> 00:36:42.417
نه! نه!‏

666
00:36:42.500 --> 00:36:43.667
سوفی!‏

667
00:36:46.292 --> 00:36:48.875
‏- جودی، چه غلطی کردی؟
‏- سوفی، نه.‏

668
00:36:49.667 --> 00:36:51.167
نه. سوفی!‏

669
00:36:54.917 --> 00:36:57.625
هی. هی، هی، هی. آروم، آروم.‏

670
00:36:57.708 --> 00:37:00.375
آروم باش، دنیل. آروم باش.‏

671
00:37:00.458 --> 00:37:01.458
هی، این چه کوفتیه؟

672
00:37:02.708 --> 00:37:04.125
لعنتی، یارو!‏

673
00:37:04.208 --> 00:37:06.125
اون زنیکه حسابی کارمو ساخت، جاه.‏

674
00:37:07.750 --> 00:37:09.083
لعنت بهش!‏

675
00:37:14.583 --> 00:37:15.833
لعنتی.‏

676
00:37:34.917 --> 00:37:36.333
نه!‏

677
00:37:37.333 --> 00:37:38.417
پولم!‏

678
00:37:43.958 --> 00:37:46.792
ببخشید، رئیس. ولی همکاری نمی‌کرد.‏

679
00:37:48.333 --> 00:37:49.958
لامصب، ما که بچه‌ننه نیستیم.‏

680
00:37:53.792 --> 00:37:56.000
چی گفتی؟ داری به من می‌گی بچه‌ننه؟

681
00:37:58.583 --> 00:37:59.750
همچین حرفی نزدم، جاه.‏

682
00:38:01.125 --> 00:38:03.083
کسی بهت گفته بود می‌تونی شلیک کنی؟

683
00:38:04.333 --> 00:38:05.958
الان تو رئیسی؟

684
00:38:08.875 --> 00:38:11.458
‏- نه، من...‏
‏- می‌فهمی چرا گذاشتم بیای پیش ما؟

685
00:38:11.542 --> 00:38:13.500
فقط اینجایی که بدهیتو به من صاف کنی.‏

686
00:38:14.083 --> 00:38:15.500
آره، رئیس، یادمه.‏

687
00:38:16.125 --> 00:38:18.750
‏- فقط داشتم فکر می‌کردم که...‏
‏- کدوم خری ازت خواست فکر کنی؟

688
00:38:24.417 --> 00:38:27.833
تو هیچی نیستی، مطلقاً هیچی.‏

689
00:38:27.917 --> 00:38:29.625
اینجایی که هر چی می‌گم انجام بدی.‏

690
00:38:30.333 --> 00:38:31.875
من بهت گفتم کسی رو بکشی؟

691
00:38:32.583 --> 00:38:34.167
نه. خودتم هیچ‌وقت کسی رو نکشتی.‏

692
00:38:34.833 --> 00:38:37.250
شاید واسه همینه که مردم بیشتر ازت نمی‌ترسن.‏

693
00:38:37.708 --> 00:38:39.583
یه مشتری چطوری می‌تونه پولمو بده

694
00:38:39.667 --> 00:38:42.042
وقتی مرده، احمقِ لعنتی؟

695
00:38:45.625 --> 00:38:47.458
بدهی اونم می‌ره رو بدهی خودت.‏

696
00:38:49.167 --> 00:38:50.167
و گمشو برو بیرون.‏

697
00:38:51.917 --> 00:38:53.667
می‌خواست تو رو بکشه، مگه نه؟

698
00:38:53.750 --> 00:38:55.417
و فکر می‌کنی می‌تونست موفق بشه؟

699
00:38:57.125 --> 00:38:59.000
اصلاً می‌دونی من کی‌ام؟

700
00:39:00.042 --> 00:39:01.875
بله، جاه.‏

701
00:39:01.958 --> 00:39:02.958
جاه!‏

702
00:39:05.417 --> 00:39:07.208
بهتره مادربزرگتو از خونه ببری...‏

703
00:39:09.208 --> 00:39:13.208
چون دفعه‌ی بعد که همو دیدیم،‏
بهتره پولم آماده باشه.‏

704
00:41:16.458 --> 00:41:18.958
امشب می‌تونی اینجا بمونی.‏

705
00:41:20.125 --> 00:41:22.917
و فردا می‌برمت همون جایی که وقتی
پدر و مادرمو از دست دادم رفتم.‏

706
00:41:33.625 --> 00:41:34.625
اسمت چیه؟

707
00:41:38.917 --> 00:41:40.083
اسمت چیه؟

708
00:41:44.125 --> 00:41:45.375
اسمت چیه؟

709
00:41:47.500 --> 00:41:49.333
اسمت چیه؟

710
00:41:51.000 --> 00:41:52.167
اسمت چیه؟

711
00:42:00.250 --> 00:42:01.458
هوم...‏

712
00:42:09.792 --> 00:42:11.167
زیاد ترسیده به نظر نمیای.‏

713
00:42:11.833 --> 00:42:13.375
پس چرا با من حرف نمی‌زنی؟

714
00:42:33.875 --> 00:42:36.000
هی، بچه، الان باید حرف بزنی.‏

715
00:42:57.167 --> 00:43:00.208
دیشب صدای زنگ این گوشی رو شنیدی؟

716
00:43:00.292 --> 00:43:01.292
یه مدت زنگ خورد.‏

717
00:43:03.250 --> 00:43:05.625
یادت میاد من جواب دادم یا نه؟

718
00:43:10.917 --> 00:43:14.042
یکی ساعت ۴:۲۳ به گوشیم
جواب داده، ۲۱ ثانیه.‏

719
00:43:14.625 --> 00:43:15.625
تو نبودی، نه؟

720
00:43:18.583 --> 00:43:21.375
اگه تو بودی، باید بهم بگی، پرنسس.‏

721
00:43:21.458 --> 00:43:23.417
اونی که پشت خط بود چی گفت؟

722
00:43:23.500 --> 00:43:27.208
پای مرگ و زندگی در میونه،‏
پس باید باهام حرف بزنی. مهمه.‏

723
00:43:29.333 --> 00:43:30.500
هی.‏

724
00:43:32.375 --> 00:43:33.458
هی!‏

725
00:43:36.292 --> 00:43:39.042
ببخشید. تو لالی، آره؟

726
00:43:42.875 --> 00:43:44.833
حتماً گرسنه‌ای، صبحونه می‌خوای؟

727
00:43:45.375 --> 00:43:46.375
بعداً حرف می‌زنیم.‏

728
00:43:51.583 --> 00:43:53.250
آره، حتماً باید امشب همو ببینیم.‏

729
00:43:54.292 --> 00:43:55.292
آره، همون جای همیشگی.‏

730
00:44:25.458 --> 00:44:26.583
خوبه؟

731
00:44:43.292 --> 00:44:45.167
می‌دونی که لازم نیست بمونی، پسرم.‏

732
00:44:55.625 --> 00:44:56.625
سلام، عزیزم.‏

733
00:45:11.625 --> 00:45:14.625
<i>♪ Who's afraid of the big bad wolf ♪</i>

734
00:45:14.708 --> 00:45:17.750
<i><font color="#00f300">♪ Frank Churchill - Who's Afraid of the Big Bad Wolf ♪</font></i>

735
00:45:17.833 --> 00:45:20.750
<i>♪ Who's afraid of the big bad wolf ♪</i>

736
00:45:24.875 --> 00:45:25.875
عصبی‌ام.‏

737
00:45:27.125 --> 00:45:28.500
‏- رمی؟
‏- بله، موئیز.‏

738
00:45:31.250 --> 00:45:32.833
احساس می‌کنم عصبی‌ام، رمی.‏

739
00:45:38.458 --> 00:45:40.875
‏- دردت رو بهم پیشکش می‌کنی؟
‏- با کمال میل.‏

740
00:46:00.250 --> 00:46:03.167
<i>♪ Who's afraid of the big bad wolf ♪</i>

741
00:46:03.250 --> 00:46:06.375
<i><font color="#00f300">♪ Frank Churchill - Who's Afraid of the Big Bad Wolf ♪</font></i>

742
00:46:06.458 --> 00:46:09.042
<i>♪ Who's afraid of the big bad wolf ♪</i>

743
00:46:13.000 --> 00:46:14.875
انگار اون‌قدرام لال نیستی، ها؟

744
00:46:16.000 --> 00:46:19.167
فکر کنم باید با هم حرف بزنیم، نه؟

745
00:46:34.500 --> 00:46:35.792
<i>ببین، این‌طوری قراره</i>

746
00:46:35.875 --> 00:46:38.125
اطلاعات توی گوشی پارکر رو بررسی کنی.‏

747
00:46:42.333 --> 00:46:44.583
دقیقاً نوشتم دنبال چی باید بگردی.‏

748
00:46:45.208 --> 00:46:47.417
و چطور بفهمی خبرچین هست یا نه.‏

749
00:46:47.500 --> 00:46:50.667
از کجا همه‌تون این‌قدر مطمئنید
که برای مکاتبه با بازرس پلیس

750
00:46:50.750 --> 00:46:52.500
از همین گوشی استفاده کرده؟

751
00:46:54.000 --> 00:46:55.750
هیچ راهی ندارید که مطمئن بشید.‏

752
00:46:55.833 --> 00:46:58.458
دیدی که همه‌شون یه جور گوشی دارن، نه؟

753
00:47:01.792 --> 00:47:03.250
بله، ولی...‏

754
00:47:03.333 --> 00:47:05.750
باهوش بودنت مشکلی نیست،‏

755
00:47:05.833 --> 00:47:08.542
ولی اگه یادت بره پنهونش کنی، مشکل‌ساز می‌شه.‏

756
00:47:08.792 --> 00:47:10.292
ولی ممکنه یه نفر دیگه رو بکشید

757
00:47:10.375 --> 00:47:12.708
اگه تو این گوشی لعنتی
چیز مشکوکی پیدا نکنم،‏

758
00:47:12.792 --> 00:47:15.042
با اینکه این ثابت نمی‌کنه
که پارکر خائن نبوده.‏

759
00:47:15.125 --> 00:47:17.000
<i>چون شاید از راه دیگه‌ای ارتباط داشته.‏</i>

760
00:47:17.083 --> 00:47:19.458
ممکنه با نامه در ارتباط بوده باشن،‏

761
00:47:19.542 --> 00:47:20.625
‏- منظورت اینه؟
‏- بله.‏

762
00:47:23.375 --> 00:47:25.458
نه. غیرممکنه.‏

763
00:47:25.542 --> 00:47:27.917
اِم، اگه از گوشی یکی دیگه
استفاده کرده باشه چی؟

764
00:47:28.000 --> 00:47:31.750
اینا تنها گوشی‌های غیرقابل‌ردیابی
هستن که تو کل این منطقه پیدا می‌شن.‏

765
00:47:32.625 --> 00:47:36.292
گشتن گوشیش تنها راه واقعی
برای رو کردن دست خبرچینه.‏

766
00:47:36.375 --> 00:47:38.167
ولی چطور این‌قدر مطمئنید؟

767
00:47:38.250 --> 00:47:41.250
ویلسون، دست‌کم ۱۰ تا دلیل براش هست،‏

768
00:47:41.333 --> 00:47:44.000
ولی مطمئناً لازم نیست بدونی چیان

769
00:47:44.083 --> 00:47:47.125
تا رشته‌ی ماجرا از دستت در نره. هوم؟

770
00:47:47.208 --> 00:47:48.208
بچه دارم.‏

771
00:48:08.083 --> 00:48:09.500
سلام مامان، خوبی؟

772
00:48:09.583 --> 00:48:12.583
‏- چی شده، ویلسون؟
‏- چی؟ هیچی، مامان، خوبم.‏

773
00:48:12.667 --> 00:48:13.917
خوبم. اِم...‏

774
00:48:14.375 --> 00:48:15.833
اونجا همه‌چی خوبه؟

775
00:48:15.917 --> 00:48:18.500
<i>بس کن، ویلسون، از صدات معلومه یه چیزی شده.‏</i>

776
00:48:18.583 --> 00:48:19.708
‏- ویلسون.‏
‏- کجایی؟

777
00:48:19.792 --> 00:48:22.542
<i>تو فضایی؟ داداش بزرگم کیهان‌نورده.‏</i>

778
00:48:22.625 --> 00:48:25.125
<i>تو یه مرکز فضایی کار می‌کنه،‏</i>
<i>عزیزم. و می‌گیم «فضانورد».‏</i>

779
00:48:25.208 --> 00:48:27.292
‏- ولی «کیهان‌نورد» هم درسته، نه؟
‏- واقعاً؟

780
00:48:27.375 --> 00:48:29.417
‏- آره، درسته.‏
‏- داداشت از کجا می‌دونه؟

781
00:48:32.875 --> 00:48:33.875
مامان.‏

782
00:48:35.667 --> 00:48:37.875
من... نمی‌دونم... نمی‌دونم بمونم یا نه.‏

783
00:48:38.625 --> 00:48:39.833
فکر کنم شاید باید برگردم.‏

784
00:48:39.917 --> 00:48:42.583
<i>داداش کوچیکات مدام ازت حرف می‌زنن، ویلسون.‏</i>

785
00:48:43.333 --> 00:48:45.375
<i>خیلی، خیلی بهت افتخار می‌کنن.‏</i>

786
00:48:45.458 --> 00:48:49.000
<i>تو قهرمانشونی. همه‌مون</i>
<i>خیلی بهت افتخار می‌کنیم.‏</i>

787
00:48:49.583 --> 00:48:52.208
<i>می‌دونم این‌قدر دور بودن</i>
<i>از خونه باید سخت باشه.‏</i>

788
00:48:52.750 --> 00:48:55.875
<i>بودن تو یه محیط کاملاً‏</i>
<i>جدید همیشه استرس داره.‏</i>

789
00:48:55.958 --> 00:48:57.667
<i>ولی تو پسر منی.‏</i>

790
00:48:57.750 --> 00:48:58.917
<i>تو شجاعی.‏</i>

791
00:48:59.000 --> 00:49:01.208
<i>از پس هر چیزی که سر راهت بذارن برمیای.‏</i>

792
00:49:01.292 --> 00:49:03.042
<i>می‌دونم که موفق می‌شی.‏</i>

793
00:49:03.125 --> 00:49:04.375
<i>مطمئنم.‏</i>

794
00:49:05.208 --> 00:49:07.083
<i>پسر من جا نمی‌زنه.‏</i>

795
00:49:08.542 --> 00:49:10.500
<i>مامان، بیا اینو ببین.‏</i>

796
00:49:12.500 --> 00:49:14.167
<i>می‌تونم فردا بهت زنگ بزنم، عزیزم؟</i>

797
00:49:14.708 --> 00:49:17.042
آره، باشه، فردا حرف می‌زنیم.‏

798
00:49:17.792 --> 00:49:18.792
<i>فردا حرف می‌زنیم.‏</i>

799
00:49:32.042 --> 00:49:34.208
‏- ویلسون، همه‌چی مرتبه؟
‏- بله.‏

800
00:49:34.292 --> 00:49:36.833
‏- اگه سؤالی داشتی بهم بگو.‏
‏- حتماً.‏

801
00:49:37.625 --> 00:49:42.125
راستی، کارتت بهت اجازه‌ی ورود
به همه‌جای ساختمون رو می‌ده.‏

802
00:49:42.208 --> 00:49:43.833
پس اگه خواستی یه نرم‌افزاری رو امتحان کنی

803
00:49:43.917 --> 00:49:46.458
یا بعد از شیفتت درس بخونی، راحت باش.‏

804
00:49:46.542 --> 00:49:48.458
البته شاید اون موقع کسی اینجا نباشه.‏

805
00:49:50.167 --> 00:49:53.333
اوه، چه به‌موقع، می‌خوام با یه
همکار خیلی برجسته آشنات کنم.‏

806
00:49:55.375 --> 00:49:58.750
ژولی فورنیه؛ نمونه‌ایه از اینکه
تو این حرفه تا کجا می‌شه پیش رفت.‏

807
00:49:59.667 --> 00:50:02.250
ژولی، ایشون ویل هستن، کارآموز جدیدمون.‏

808
00:50:02.333 --> 00:50:03.625
تازه اومده.‏

809
00:50:04.417 --> 00:50:07.250
سلام، ویل. به مرکز فضایی خوش اومدی.‏

810
00:50:08.125 --> 00:50:10.792
ویل. مخففِ چیه؟

811
00:50:11.333 --> 00:50:14.292
راستش ویلسون.‏

812
00:50:14.375 --> 00:50:18.958
اوه، ویلسون. فکر کردم مخفف
ویلیام یا ویلهلمه، ولی، اِه...‏

813
00:50:19.708 --> 00:50:21.042
خوشبختم، ویلسون.‏

814
00:50:23.167 --> 00:50:25.375
ژولی همونیه که بهش می‌گن نابغه.‏

815
00:50:25.458 --> 00:50:28.000
همه‌ی مدرک‌هاشو دو سه
سال زودتر از موعد گرفت،‏

816
00:50:28.083 --> 00:50:30.333
و بعد اینجا با سرعت
باورنکردنی‌ای پیشرفت کرد.‏

817
00:50:31.333 --> 00:50:33.750
و حالا سرپرست یه بخش کامل تو این ساختمونه.‏

818
00:50:33.833 --> 00:50:35.417
اوه، تو همیشه اغراق می‌کنی.‏

819
00:50:35.500 --> 00:50:37.125
داره شکسته‌نفسی می‌کنه، ولی جدی،‏

820
00:50:37.208 --> 00:50:39.625
اون مسئول همه‌ی محموله‌های قطعات موشکه

821
00:50:39.708 --> 00:50:41.458
بین این منطقه و بقیه‌ی دنیا.‏

822
00:50:41.542 --> 00:50:42.667
رئیس واقعی اونه.‏

823
00:50:42.750 --> 00:50:44.583
پس اگه خواستی مجانی بسته بفرستی...‏

824
00:50:44.667 --> 00:50:47.125
<i>یه بسته، یا چند صد کیلو کوکائین.‏</i>

825
00:50:47.208 --> 00:50:49.167
<i>می‌تونست هر بخشی رو اینجا اداره کنه.‏</i>

826
00:50:49.250 --> 00:50:52.250
<i>ولی اون بخشی رو انتخاب کرد که بهش</i>
<i>اجازه می‌داد محموله‌های عظیم رو</i>

827
00:50:52.333 --> 00:50:53.500
<i>به کشور بیاره و ببره.‏</i>

828
00:50:53.583 --> 00:50:55.292
<i>از دانشگاه نقشه‌ی اینو کشیده بود،‏</i>

829
00:50:55.375 --> 00:50:58.083
<i>یا وقتی اومد اینجا از فرصت استفاده کرد؟</i>

830
00:50:58.167 --> 00:51:00.083
<i>هر چی که بود، نبوغ محض بود.‏</i>

831
00:51:00.167 --> 00:51:01.792
خب بچه‌ها، تنهاتون می‌ذارم.‏

832
00:51:14.833 --> 00:51:16.167
می‌ری بالا، ویلسون؟

833
00:51:22.833 --> 00:51:35.167
 —  ماي موويیز —

834
00:51:39.375 --> 00:51:42.208
یک در هشت احتمال داره که لژیونر
واقعاً خبرچین بوده باشه.‏

835
00:51:42.292 --> 00:51:44.292
وگرنه، هنوز بین ماست.‏

836
00:51:44.875 --> 00:51:46.792
یعنی تو جلسه‌ی بعدی یکی می‌میره.‏

837
00:51:46.875 --> 00:51:48.875
هیچ کاری نمی‌تونم بکنم که جلوشو بگیرم.‏

838
00:51:53.417 --> 00:51:56.833
جز اینکه کاری رو که مادام سانتوس
خواسته بکنم و گوشی پارکر رو بگردم،‏

839
00:51:57.417 --> 00:52:00.250
و فردا صبح، همون‌طور که گفته،‏
نتیجه رو بهش گزارش بدم.‏

840
00:52:00.333 --> 00:52:02.042
کار دیگه‌ای از دستم برنمیاد.‏

841
00:52:02.750 --> 00:52:04.125
کار دیگه‌ای نمی‌کنم.‏

842
00:52:04.833 --> 00:52:06.208
بالاخره به من ربطی نداره.‏

843
00:52:06.292 --> 00:52:09.083
باید آروم باشی، ویلسون، جوری
رفتار می‌کنی انگار تهدید شدی.‏

844
00:52:09.167 --> 00:52:10.750
من بهت صدمه‌ای نمی‌زنم.‏

845
00:52:11.292 --> 00:52:13.708
اگه دفعه‌ی بعد که جلسه
داریم تو عمارت نباشی،‏

846
00:52:13.792 --> 00:52:17.417
فکر می‌کنن من سر به نیستت کردم،‏
اون‌وقت من مظنون اصلی می‌شم.‏

847
00:52:17.917 --> 00:52:19.667
‏- دستم بسته‌ست.‏
‏- پس چی می‌خواید؟

848
00:52:19.750 --> 00:52:21.833
به نظر جوون باهوشی میای.‏

849
00:52:21.917 --> 00:52:24.833
فکر کنم ظرافت‌های وضعیتی
که توش هستیم رو درک می‌کنی،‏

850
00:52:24.917 --> 00:52:28.167
روند رأی‌گیری، مادام سانتوس
در نقش داور، اشتباه می‌کنم؟

851
00:52:30.292 --> 00:52:32.750
اگه دوباره مجبور شیم رأی
بدیم و آرا مساوی بشه،‏

852
00:52:32.833 --> 00:52:35.792
یعنی تعداد اتهام‌ها علیه دو نفر یکی باشه...‏

853
00:52:37.458 --> 00:52:39.292
پیشنهادت برای شکستن تساوی چیه؟

854
00:52:39.833 --> 00:52:41.375
و چرا من باید پیشنهادی بدم؟

855
00:52:41.458 --> 00:52:44.750
چون هیچ‌کس پیشنهاد هیچ‌کدوم
از اعضای دور میز رو قبول نمی‌کنه.‏

856
00:52:44.833 --> 00:52:47.375
باید از طرف یه آدم بی‌طرف باشه.‏

857
00:52:47.458 --> 00:52:49.625
پس یا مادام سانتوس یا تو.‏

858
00:52:49.708 --> 00:52:54.000
اگه اطلاعات گوشی ثابت کنه
مردی که کشتید بی‌گناه بوده،‏

859
00:52:54.708 --> 00:52:56.542
واقعاً می‌خواید برید جلسه؟

860
00:52:56.625 --> 00:52:58.292
با اینکه احتمال زیاده اونجا بمیرید؟

861
00:52:58.375 --> 00:53:00.042
چرا همین الان سوار هواپیما نمی‌شید؟

862
00:53:01.417 --> 00:53:04.042
مسلماً خطرناکه، ولی خیلی
کمتر از رفتن به اون جلسه.‏

863
00:53:04.125 --> 00:53:05.375
خیلی بزرگه...‏

864
00:53:07.708 --> 00:53:10.375
ویلسون، یه چیزی هست که باید بفهمی.‏

865
00:53:11.417 --> 00:53:13.708
این کاری نیست که بشه همین‌جوری ولش کرد.‏

866
00:53:13.792 --> 00:53:15.458
فرودگاه دست ماست.‏

867
00:53:15.542 --> 00:53:18.125
تک‌تک کارکنای اونجا به یکی
از ما جواب پس می‌دن،‏

868
00:53:18.208 --> 00:53:20.083
همون‌طور که من کل بخشمو کنترل می‌کنم.‏

869
00:53:20.708 --> 00:53:22.667
‏- شما دوتا گوش می‌دید؟
‏- نه، خانم.‏

870
00:53:28.042 --> 00:53:30.958
همین که پامو تو فرودگاه
بذارم، بقیه می‌فهمن،‏

871
00:53:31.042 --> 00:53:33.042
و همون‌جا کارمو تموم می‌کنن.‏

872
00:53:33.125 --> 00:53:34.167
طبقه‌ی منه.‏

873
00:53:34.917 --> 00:53:39.125
ویلسون، اگه مساوی شد،‏
باید دوباره رأی بدیم.‏

874
00:53:39.208 --> 00:53:40.833
اینو پیشنهاد بده، ویلسون.‏

875
00:53:55.458 --> 00:53:56.667
<i>و من اونجا بودم.‏</i>

876
00:53:57.333 --> 00:53:59.792
<i>بالاخره شب روی دنیای کوچیک من افتاده بود.‏</i>

877
00:54:02.042 --> 00:54:04.292
<i>داشتم می‌فهمیدم که این جنایتکارا</i>

878
00:54:04.375 --> 00:54:06.708
<i>بخش زیادی از عمرشونو با شمشیر داموکلس</i>

879
00:54:06.792 --> 00:54:08.333
<i>بالای سرشون گذرونده بودن.‏</i>

880
00:54:08.417 --> 00:54:12.250
<i>و خیلی وقت بود که پذیرفته بودنش.‏</i>
<i>همیشه بخشی از کار بوده.‏</i>

881
00:54:15.542 --> 00:54:18.333
<i>پس سوابق گوشی پارکر</i>
<i>هر چی رو که نشون می‌داد،‏</i>

882
00:54:18.417 --> 00:54:22.167
<i>این گنگسترها به کاری که همیشه</i>
<i>توش استاد بودن ادامه می‌دادن...‏</i>

883
00:54:24.417 --> 00:54:25.417
<i>زنده موندن.‏</i>

884
00:54:32.958 --> 00:54:35.042
<i>هی، هی، هی. دارید به سان اف‌ام گوش می‌دید،‏</i>

885
00:54:35.125 --> 00:54:36.958
<i>باحال‌ترین رادیوی گویان فرانسه.‏</i>

886
00:54:37.042 --> 00:54:39.792
<i>امیدوارم روز فوق‌العاده‌ای</i>
<i>داشته باشید. هوا هم عالیه.‏</i>

887
00:54:39.875 --> 00:54:42.542
<i>خب بچه‌ها، می‌ریم سراغ نیازمندی‌های زنده‌مون.‏</i>

888
00:54:42.625 --> 00:54:44.708
<i>‏- کی پشت خطه؟</i>
<i>‏- سلام، شارل.‏</i>

889
00:54:44.792 --> 00:54:46.292
<i>سلام رفیق، گوش می‌دیم.‏</i>

890
00:54:46.833 --> 00:54:49.792
<i>اسمم ویلس... یعنی، اسمم جانه.‏</i>

891
00:54:49.875 --> 00:54:53.417
<i>‏- باحاله، آگهیتو بگو.‏</i>
<i>‏- یه گوشی می‌فروشم.‏</i>

892
00:54:53.500 --> 00:54:56.417
<i>‏- یه گوشیه که تازه پیدا کردم.‏</i>
<i>‏- گوشی «پیدا» کردی؟</i>

893
00:54:57.042 --> 00:55:01.125
<i>باشه، جان، حرفتو قبول</i>
<i>می‌کنم. از این گوشی بگو.‏</i>

894
00:55:01.208 --> 00:55:04.083
<i>مارکش خیلی خوبه، ولی مشکل اینه که</i>

895
00:55:04.167 --> 00:55:06.250
<i>گوشیه در واقع از کار افتاده.‏</i>

896
00:55:06.958 --> 00:55:10.042
<i>خب، پس داری یه گوشی خراب می‌فروشی؟ چه عالی.‏</i>

897
00:55:10.125 --> 00:55:12.625
<i>یعنی، بررسیش کردم و گوشی ظاهرش خوبه.‏</i>

898
00:55:12.708 --> 00:55:17.167
<i>به جز اینکه خرابه. اصلیه، تقلبی نیست.‏</i>

899
00:55:17.250 --> 00:55:18.542
<i>گوشی قابل‌اعتمادیه.‏</i>

900
00:55:19.708 --> 00:55:21.375
<i>نباید خراب می‌شد.‏</i>

901
00:55:22.167 --> 00:55:23.250
<i>فهمیدم، مرسی، جان.‏</i>

902
00:55:23.333 --> 00:55:24.833
<i>شرمنده رفیق، ولی اگه خرابه،‏</i>

903
00:55:24.917 --> 00:55:26.625
<i>فکر نکنم شنونده‌ها بخوانش.‏</i>

904
00:55:26.708 --> 00:55:28.208
<i>می‌ریم سراغ تماس بعدی.‏</i>

905
00:55:28.292 --> 00:55:29.458
‏- بریم.‏
‏- ردیفه.‏

906
00:55:29.542 --> 00:55:30.958
خب، بزن بریم.‏

907
00:55:31.792 --> 00:55:34.000
<i>‏...از جنوب، دما داره بالا می‌ره.‏</i>

908
00:55:35.458 --> 00:55:37.167
جاناتان پارکر. بخش شمالی.‏

909
00:55:37.250 --> 00:55:39.042
سرهنگ دوم. هنگ ۳ پیاده‌نظام خارجی.‏

910
00:55:39.125 --> 00:55:42.083
یک همسر، دو فرزند

911
00:55:49.167 --> 00:55:50.792
ژرار پول رو جور کرده.‏

912
00:55:50.875 --> 00:55:53.500
‏- می‌خواد معامله رو انجام بده.‏
‏- کی؟

913
00:55:53.583 --> 00:55:54.583
همین الان.‏

914
00:55:56.208 --> 00:56:00.375
جاهنائل، می‌دونستی این یارو
تو انتخابات بعدی نامزد شهرداریه؟

915
00:56:01.542 --> 00:56:03.292
آره.‏

916
00:56:03.458 --> 00:56:05.875
و با این حال بازم بلا سرش آوردی.‏

917
00:56:05.958 --> 00:56:08.375
آره، چرا نه؟ اون بیشتر
از همه به انگشتاش نیاز داره.‏

918
00:56:10.375 --> 00:56:14.208
درسته. به هر حال، یکی از اعضای ستاد
انتخاباتیشو می‌فرسته که تحویل بده.‏

919
00:56:16.250 --> 00:56:18.542
‏- یکی از ستادش؟
‏- آره.‏

920
00:56:18.625 --> 00:56:19.875
اسمشو نوشتم.‏

921
00:56:20.875 --> 00:56:22.375
مورل کریستوفر.‏

922
00:56:22.458 --> 00:56:24.792
‏- مورل کریستوفر.‏
‏- می‌شناسیش؟

923
00:56:25.875 --> 00:56:28.125
‏- اسم واقعی موئیزه.‏
‏- همون جادوگره؟

924
00:56:30.500 --> 00:56:31.833
یه لحظه.‏

925
00:56:47.167 --> 00:56:49.375
بهش فکر کردم، ولی هنوزم نمی‌فهمم

926
00:56:49.458 --> 00:56:53.292
چرا یه یارو که نامزد شهرداریه باید بخواد
با یه جادوگر ارتباط داشته باشه.‏

927
00:56:56.500 --> 00:56:58.375
مطمئنی دیدنش فکر خوبیه؟

928
00:56:58.458 --> 00:57:01.958
نمی‌تونه بهم آسیب بزنه. ولی محض احتیاط،‏
سعی کن اونجا به چیزی دست نزنی.‏

929
00:57:02.042 --> 00:57:03.083
<i>آدم چه می‌دونه.‏</i>

930
00:57:04.958 --> 00:57:07.333
جاهنائل، منتظرت بودیم.‏

931
00:57:08.083 --> 00:57:09.625
لطفاً دنبالم بیاید، آقایون.‏

932
00:57:17.083 --> 00:57:19.750
صبح بخیر، سربازها. خبردار! آزاد.‏

933
00:57:21.875 --> 00:57:23.708
‏- خب، همه آروم باشید.‏
‏- تکون نخورید.‏

934
00:57:24.833 --> 00:57:26.458
خلاصه می‌گم.‏

935
00:57:26.542 --> 00:57:29.167
براتون یه خبر خوب دارم
و یه خبر بد. از کدوم شروع کنم؟

936
00:57:29.250 --> 00:57:32.792
خوبه؟ بده؟ فرقی نمی‌کنه؟

937
00:57:32.875 --> 00:57:34.542
پس با خبر بد شروع می‌کنیم.‏

938
00:57:34.625 --> 00:57:39.208
پارکر، رهبر دار و دسته‌ی
کوچیکتون، متأسفانه فوت کرده.‏

939
00:57:40.000 --> 00:57:41.000
جدی؟

940
00:57:42.042 --> 00:57:43.792
در واقع، با کارت اون اومدم تو.‏

941
00:57:43.875 --> 00:57:44.875
چه کوفتی؟ لعنتی!‏

942
00:57:44.958 --> 00:57:46.625
<i>کسی‌تون می‌خواد پول این کتو بده؟</i>

943
00:57:46.708 --> 00:57:48.917
پس خودم یه کمشو برمی‌دارم.‏

944
00:57:49.000 --> 00:57:51.750
هنوز تیکه‌های کوچیک مغزش بهش چسبیده.‏

945
00:57:51.833 --> 00:57:55.375
اگه خواستید یه نگاهی بندازید.‏
پارکر رفت. متأسفم.‏

946
00:57:55.458 --> 00:57:59.750
ولی یه خبر خوب هم براتون دارم. می‌تونید به
قاچاق طلا، تجهیزات و این چیزا ادامه بدید.‏

947
00:57:59.833 --> 00:58:01.042
دقیقاً مثل قبل.‏

948
00:58:01.125 --> 00:58:03.042
نمی‌ذارم اون بیرون کسی مزاحمتون بشه،‏

949
00:58:03.125 --> 00:58:04.917
و هیچ هزینه‌ای براتون نداره،‏

950
00:58:05.375 --> 00:58:09.000
جز البته سهمی که پارکر
از فروشتون برمی‌داشت.‏

951
00:58:09.083 --> 00:58:11.458
شاید یه کم بیشتر از اون.‏
ولی فقط همینو می‌خوام.‏

952
00:58:27.417 --> 00:58:30.167
پس داری می‌گی که رئیس جدید تویی؟

953
00:58:30.250 --> 00:58:34.250
آها! دیدی؟ عاشق اینم که همه‌چی
رک و روشن باشه، بادابینگ.‏

954
00:58:34.333 --> 00:58:38.000
‏- گرفتی، خوشم اومد.‏
‏- شما چند سالتونه؟

955
00:58:38.083 --> 00:58:40.042
همه‌تون نهایتاً ۲۵ سالتونه، نه؟

956
00:58:40.125 --> 00:58:42.417
بامزه‌ست، ولی اینجا یه دنیای دیگه‌ست، بچه.‏

957
00:58:42.917 --> 00:58:46.458
من کارتونو بررسی کردم. از سلاح‌هایی
که ارتش بهتون داده استفاده می‌کنید،‏

958
00:58:46.542 --> 00:58:50.583
از آموزشی که ارتش بهتون داده،‏
از جایگاهی که ارتش بهتون داده،‏

959
00:58:50.667 --> 00:58:53.042
تا به زندگی کسل‌کننده‌ی
لژیونریتون یه کم هیجان بدید،‏

960
00:58:53.125 --> 00:58:56.042
با دزدی از روستایی‌هایی که نه سلاح
درست‌وحسابی دارن نه خطری دارن.‏

961
00:58:56.125 --> 00:58:57.875
طلای مردمو می‌دزدید.‏

962
00:58:58.208 --> 00:59:00.125
دوباره. هوم.‏

963
00:59:00.875 --> 00:59:05.333
ولی ما، می‌دونم یه کم
کلیشه‌ایه، بچه‌ی خیابونیم.‏

964
00:59:05.417 --> 00:59:08.167
چیزی بهمون ندادن، کسی خرجمونو نداد.‏

965
00:59:08.250 --> 00:59:09.833
و حالا همه‌چی رو می‌گیریم.‏

966
00:59:09.917 --> 00:59:11.792
‏- ورق برگشته.‏
‏- تو دیگه کدوم خری هستی؟

967
00:59:11.875 --> 00:59:13.125
‏- تکون نخور!‏
‏- تکون نخور!‏

968
00:59:13.208 --> 00:59:14.583
اسمم والتره.‏

969
00:59:15.417 --> 00:59:16.708
آها.‏

970
00:59:16.792 --> 00:59:18.750
‏- والتر. اسمتو شنیدم.‏
‏- اسمشو شنیده بود.‏

971
00:59:18.833 --> 00:59:21.125
<i>قبل از اینکه اتفاقات بعدی رو تعریف کنم،‏</i>

972
00:59:21.208 --> 00:59:23.958
<i>لازمه برگردیم سراغ داستان گابریل.‏</i>

973
00:59:24.042 --> 00:59:26.375
<i>یه دانشجوی سابق از بخش جنوبی،‏</i>

974
00:59:26.458 --> 00:59:27.875
<i>که حالا اسمش والتره.‏</i>

975
00:59:27.958 --> 00:59:29.583
<i>این یارو دیگه کدوم خریه؟</i>

976
00:59:39.875 --> 00:59:41.417
هی! وایسا، وگرنه شلیک می‌کنم!‏

977
00:59:52.667 --> 00:59:53.917
‏- برو، برو!‏
‏- یالا!‏

978
01:00:17.375 --> 01:00:19.667
خیلی جسارت داری، بچه.‏
تحت تأثیر قرار گرفتم.‏

979
01:00:19.750 --> 01:00:22.333
شنیدم می‌خواستی جنس منو دوباره بفروشی؟

980
01:00:22.417 --> 01:00:24.125
شاید تو این کار آینده داشته باشی.‏

981
01:00:25.708 --> 01:00:29.625
ولی ازت می‌خوام عاقل باشی و اون کیف
رو تا قبل از نیمه‌شب برام بیاری.‏

982
01:00:29.708 --> 01:00:32.875
شاید یه چیزی هم گیر خودت
بیاد. و اگه نیاری...‏

983
01:00:35.583 --> 01:00:37.917
برمی‌گردم و دوست‌دختر کوچولوتو می‌کشم.‏

984
01:00:38.000 --> 01:00:40.458
آره، همه‌چی رو درباره‌ی رفیقه‌ت می‌دونم.‏

985
01:00:40.542 --> 01:00:41.625
دخترکش.‏

986
01:00:44.542 --> 01:00:45.667
همه‌مون نقطه‌ضعف داریم.‏

987
01:00:46.333 --> 01:00:48.708
قبل از نیمه‌شب می‌بینمت، والتر وایت.‏

988
01:00:51.125 --> 01:00:52.167
گرفتی؟

989
01:00:52.250 --> 01:00:55.167
مواد، رنگ پوستت، والتر وایت.‏

990
01:00:55.792 --> 01:00:57.917
باید یه کم شوخ‌طبعی یاد بگیری، بچه.‏

991
01:00:58.000 --> 01:00:59.667
کیف رو بفروشیم و بزنیم به چاک،‏

992
01:00:59.750 --> 01:01:02.333
‏- و پولشو خارج سرمایه‌گذاری کنیم.‏
‏- می‌خوای بری؟

993
01:01:02.417 --> 01:01:06.000
آره. نمی‌دونم، شاید برزیل یا اسپانیا.‏

994
01:01:06.083 --> 01:01:09.667
تو زیادی به این شهر وابسته‌ای،‏
گابریل. کی به اون یاروها اهمیت می‌ده؟

995
01:01:09.750 --> 01:01:11.333
بالاخره فرصت بهتر شدن داریم.‏

996
01:01:11.417 --> 01:01:15.458
کارول، انتظار دارن من کیف رو بفروشم.‏

997
01:01:15.542 --> 01:01:17.750
و بعد برم. اینو تو چشماشون دیدم.‏

998
01:01:17.833 --> 01:01:19.958
خب چرا همون کاری رو نکنی که فکر می‌کنن؟

999
01:01:20.042 --> 01:01:22.667
فکر می‌کنی بابت برگردوندن کیف بهت سهم می‌ده؟

1000
01:01:22.750 --> 01:01:24.292
فکر کردی کی هستی؟

1001
01:01:25.292 --> 01:01:28.292
می‌گیرتش و بعد بهت شلیک می‌کنه.‏
گول حقه‌های ارزونشو نخور.‏

1002
01:01:28.375 --> 01:01:30.375
فکر کردی استعداد بزرگی تو تو دیده؟

1003
01:01:31.042 --> 01:01:35.083
استعداد چی، دقیقاً؟
داری خودتو دست بالا می‌گیری.‏

1004
01:01:35.167 --> 01:01:37.667
وقتشه بیدار شی.‏
باید کیف رو بفروشیم و بریم.‏

1005
01:01:37.750 --> 01:01:39.875
<i>معلوم بود که این یه تله‌ست.‏</i>

1006
01:01:39.958 --> 01:01:43.417
<i>رفتن تنهایی به خونه‌ی سزار با اون</i>
<i>کیف مثل امضای حکم مرگ خودت بود.‏</i>

1007
01:01:43.500 --> 01:01:46.708
‏- اون پول رو لازم داریم، من لازمش دارم.‏
‏- گابریل داشت عوض می‌شد.‏

1008
01:01:47.583 --> 01:01:51.375
<i>کم‌کم می‌فهمید که اگه عزمشو جزم کنه،‏</i>
<i>شاید برخلاف همه‌ی پیش‌بینی‌ها ببره.‏</i>

1009
01:01:51.458 --> 01:01:52.833
نمی‌تونیم با هم بمونیم اگه...‏

1010
01:01:52.917 --> 01:01:54.917
الو؟ اصلاً داری به حرفم گوش می‌دی؟

1011
01:02:18.833 --> 01:02:20.458
والتر وایت.‏

1012
01:02:21.708 --> 01:02:24.917
راستشو بخوای، غافلگیر شدم، اونم
از نوع خوبش. سعی نکردی فرار کنی.‏

1013
01:02:25.000 --> 01:02:28.375
کل راه رو اومدی اینجا،‏
با هیچ سلاحی جز جسارتت.‏

1014
01:02:29.250 --> 01:02:31.625
متأسفانه، هیچ پولی بهت نمی‌رسه.‏

1015
01:02:32.208 --> 01:02:33.792
ولی از سبک کارت خوشم میاد، بچه.‏

1016
01:02:34.958 --> 01:02:38.167
قراره برای من کار کنی.‏
با چندتا کار کوچیک شروع می‌کنی،‏

1017
01:02:38.250 --> 01:02:40.375
و کاری به دوست‌دخترت نداریم.‏

1018
01:02:41.417 --> 01:02:42.833
به حرفت فکر کردم.‏

1019
01:02:42.917 --> 01:02:45.667
<i>گابریل بالاخره فرصت پیدا کرده</i>
<i>بود که از پایین شروع کنه.‏</i>

1020
01:02:45.750 --> 01:02:48.708
‏- اولین حرفی که زدی، درست بود.‏
‏- و کم‌کم از پله‌ها بالا بره.‏

1021
01:02:48.792 --> 01:02:51.750
‏- من تو این کار آینده دارم.‏
‏- ولی گابریل دیگه گابریل نبود.‏

1022
01:02:51.833 --> 01:02:53.750
ولی درباره‌ی اون یکی اشتباه می‌کنی.‏

1023
01:02:53.833 --> 01:02:55.167
<i>تبدیل به والتر شده بود.‏</i>

1024
01:02:55.250 --> 01:02:58.000
‏- همه‌مون نقطه‌ضعف داریم.‏
‏- من نقطه‌ضعفی ندارم.‏

1025
01:03:06.125 --> 01:03:10.875
‏- هه! این یارو دیگه کدوم خریه؟
‏- خب، خلاصه بگم، رئیستون مُرده.‏

1026
01:03:10.958 --> 01:03:12.750
رئیستون مُرده.‏

1027
01:03:12.833 --> 01:03:16.083
پس الان به رحم گرگ‌های گنده
و بدجنسِ جنگل افتادید.‏

1028
01:03:16.167 --> 01:03:17.542
اگه بخواید به کار ادامه بدید،‏

1029
01:03:17.625 --> 01:03:19.750
یه چوپونِ پرنفوذ لازم دارید.‏

1030
01:03:19.833 --> 01:03:22.042
وگرنه، گرگا می‌خورنتون.‏

1031
01:03:22.125 --> 01:03:26.125
و اگه من چوپون نباشم، مطمئن باش گرگ می‌شم.‏

1032
01:03:26.208 --> 01:03:28.583
پس منو نگاه کن. منو نگاه کن.‏

1033
01:03:30.292 --> 01:03:32.125
الان کاپیتان منم.‏

1034
01:03:33.208 --> 01:03:34.208
فهمیدی؟

1035
01:03:35.917 --> 01:03:38.958
<i>سال‌ها تجربه غریزه‌ی دیویس رو تیز کرده بود.‏</i>

1036
01:03:39.625 --> 01:03:42.708
<i>می‌تونست تو چند ثانیه حریفشو بسنجه.‏</i>

1037
01:03:42.792 --> 01:03:45.083
باشه، حرفمو پس می‌گیرم.‏

1038
01:03:45.167 --> 01:03:48.875
آدمایی مثل تو رو کاملاً‏
درک می‌کنم. منم همین‌جوری‌ام.‏

1039
01:03:48.958 --> 01:03:52.667
چون قوی‌ترینِ اینجایی، فکر می‌کنی
هر چی بخوای باید بهت برسه.‏

1040
01:03:52.750 --> 01:03:54.208
‏- باهات موافقم.‏
‏- دیویس مطمئن بود

1041
01:03:54.292 --> 01:03:55.500
<i>ضعف والتر رو پیدا کرده.‏</i>

1042
01:03:55.583 --> 01:03:59.083
چون برای همه معلومه که قوی‌ترین تویی.‏

1043
01:03:59.167 --> 01:04:01.500
پیشنهادم اینه، بیا تن‌به‌تن بجنگیم،‏

1044
01:04:01.583 --> 01:04:03.417
یه به یه، مرد به مرد.‏

1045
01:04:05.167 --> 01:04:07.875
همه‌مون می‌دونیم فقط یه چوپون
می‌تونه گله رو هدایت کنه.‏

1046
01:04:07.958 --> 01:04:09.333
<i>جلوی اون همه تماشاچی،‏</i>

1047
01:04:09.417 --> 01:04:11.750
<i>والتر چاره‌ای جز قبول کردن مبارزه نداشت،‏</i>

1048
01:04:11.833 --> 01:04:13.833
<i>وگرنه افرادش رهبریشو زیر سؤال می‌بردن.‏</i>

1049
01:04:13.917 --> 01:04:16.792
‏- اوه، یادم رفت یه چیزی رو بگم...‏
‏- مبارزها، سر جاهاتون.‏

1050
01:04:16.875 --> 01:04:19.833
<i>‏...احتمالاً مهمه که بدونید</i>
<i>دیویس لژیونری بود که تخصصش</i>

1051
01:04:19.917 --> 01:04:22.958
<i>مبارزه‌ی تن‌به‌تن، بوکس، کشتی و جوجیتسو بود.‏</i>

1052
01:04:23.042 --> 01:04:24.750
<i>شخصاً فکر می‌کنم رفته بود ارتش</i>

1053
01:04:24.833 --> 01:04:28.542
<i>چون اونجا داوری نبود که جلوشو</i>
<i>بگیره تا حریفاشو نکشه.‏</i>

1054
01:04:28.625 --> 01:04:32.625
<i>آره، والتر داشت با هیولایی تن‌به‌تن می‌جنگید</i>
<i>که هیچ‌وقت هیچ مبارزه‌ای رو نباخته بود.‏</i>

1055
01:04:32.708 --> 01:04:34.458
مبارزه تا پای مرگ؟

1056
01:04:35.208 --> 01:04:37.125
‏- مثل مردای واقعی.‏
‏- مثل مردای واقعی.‏

1057
01:04:55.000 --> 01:04:56.167
بزن بریم!‏

1058
01:05:01.375 --> 01:05:04.750
حالا چی؟ بلد نیستی تمرکز کنی؟
یاد بگیر حواستو جمع کنی، عوضی.‏

1059
01:05:04.833 --> 01:05:07.708
ورق برگشته. و بهتره عقب نمونی، گاگول.‏

1060
01:05:07.792 --> 01:05:10.958
حدس بزن چی، الان آدم‌بدها
ماییم. الان آدم‌بدها ماییم!‏

1061
01:05:11.042 --> 01:05:13.375
هنوز نگرفتی؟ زیرنویس رو بخون.‏

1062
01:05:13.458 --> 01:05:16.000
{\an8}آدم‌بدها ماییم.‏

1063
01:05:43.292 --> 01:05:46.750
واقعاً فکر می‌کنی مردم بخوان
نقاشی‌های یه جادوگر رو بخرن؟

1064
01:05:47.917 --> 01:05:50.833
با اسم مستعار کار می‌کنم.‏
خریدارا نمی‌دونن نقاش منم.‏

1065
01:05:50.917 --> 01:05:53.167
‏«نادین»؟ فکر خوبیه.‏

1066
01:05:58.292 --> 01:06:03.667
اگه اوضاع خیلی خراب شد، داشتم
فکر می‌کردم باید با هم متحد شیم.‏

1067
01:06:03.750 --> 01:06:06.542
‏- هم‌جهت حرکت کنیم.‏
‏- مثل یه اتحاد؟

1068
01:06:10.750 --> 01:06:14.458
تا جایی که فهمیدم، مردم بهت پول
می‌دن که دشمناشونو نفرین کنی.‏

1069
01:06:14.542 --> 01:06:15.708
راستش کار من نیست.‏

1070
01:06:15.792 --> 01:06:18.208
ببخشید، ولی کل شهرت تو بر پایه‌ی شانسه.‏

1071
01:06:19.250 --> 01:06:20.417
تعریفت از شانس چیه؟

1072
01:06:20.500 --> 01:06:22.958
اینکه یکی ۲۰ دلار رو زمین پیدا کنه؟

1073
01:06:23.667 --> 01:06:26.333
‏- فقط همینه؟
‏- اگه اون آدم پول لازم داشته باشه، آره.‏

1074
01:06:26.417 --> 01:06:30.667
ولی برای اینکه یکی اون ۲۰ دلارو پیدا
کنه، یکی دیگه باید گمش کرده باشه.‏

1075
01:06:30.750 --> 01:06:33.250
و وقتی اون آدم فهمید پول گم شده،‏

1076
01:06:33.333 --> 01:06:35.458
حتماً به آسمون نگاه
کرده و فکر کرده نفرینه،‏

1077
01:06:35.542 --> 01:06:38.042
و همچین بدشانسی‌ای فقط می‌تونه
از یه نیروی شیطانی باشه.‏

1078
01:06:38.125 --> 01:06:40.875
پس اونی که پول رو انگار با جادو پیدا کرد،‏

1079
01:06:40.958 --> 01:06:44.292
و از بدبختی اون یکی سود برد، خوش‌شانسه؟

1080
01:06:44.375 --> 01:06:45.458
یا یه جادوگر شرور؟

1081
01:06:46.167 --> 01:06:47.583
<i>یا یه جادوگر شرور؟</i>

1082
01:06:48.500 --> 01:06:50.667
به نظرم به نیتش بستگی داره.‏

1083
01:06:50.750 --> 01:06:53.250
آدم خوش‌شانس از کسی چیزی نخواست.‏

1084
01:06:53.333 --> 01:06:55.708
آرزوی بدبختیشونو نکرد، فقط...‏

1085
01:06:58.375 --> 01:06:59.417
اتفاق افتاد.‏

1086
01:07:02.250 --> 01:07:04.083
نه، نه، نه، نه، نه.‏

1087
01:07:04.875 --> 01:07:08.625
تا حالا اون‌قدر بی‌پول نبودی که زمینو بگردی،‏

1088
01:07:08.708 --> 01:07:11.083
به امید اینکه یه اسکناسِ افتاده پیدا کنی؟

1089
01:07:11.167 --> 01:07:14.583
حتی اونجا هم لازمه که یکی
دیگه گمش کرده باشه.‏

1090
01:07:15.667 --> 01:07:16.917
یه آدم بدشانس.‏

1091
01:07:18.167 --> 01:07:21.417
نمی‌تونی باور داشته باشی
که اون اسکناسا از آسمون افتادن

1092
01:07:21.500 --> 01:07:25.125
و نه از جیب کسی. نیت شریف کجاست؟

1093
01:07:25.958 --> 01:07:29.958
وای، چه حرفایی. خیلی تأثیرگذاره،‏
ولی می‌خوای چی بگی؟

1094
01:07:31.042 --> 01:07:32.208
اینکه ما شبیه همیم؟

1095
01:07:32.292 --> 01:07:34.458
مثلاً وقتی مردم میان کازینوی تو،‏

1096
01:07:35.083 --> 01:07:37.167
به درگاه خداشون دعا می‌کنن که شانس بیارن.‏

1097
01:07:37.958 --> 01:07:40.667
یا انگشت به هم گره می‌زنن
به امید اینکه کازینوت ببازه.‏

1098
01:07:40.750 --> 01:07:44.625
کسب‌وکار ما دوتا می‌تونه
یا متحد باشه، یا رقیب.‏

1099
01:07:45.583 --> 01:07:46.792
تصمیمش با خودت.‏

1100
01:07:49.583 --> 01:07:51.875
نوآ، یه لحظه بیا اینجا، لطفاً.‏

1101
01:07:54.333 --> 01:07:56.250
داستان آشنایی من و جاهنائل رو می‌دونی؟

1102
01:07:56.333 --> 01:07:59.000
‏- آره، همه‌مون می‌دونیم.‏
‏- بگو دیگه، تعریف کن.‏

1103
01:07:59.083 --> 01:08:00.583
این یارو قصه‌گوی ماهریه.‏

1104
01:08:00.667 --> 01:08:03.333
خب، یه شب موئیزِ جادوگر تو کازینو بود

1105
01:08:03.417 --> 01:08:06.000
‏- و حسابی داشت پشت سر هم می‌برد.‏
‏- قرمز، بیست و هفت.‏

1106
01:08:06.083 --> 01:08:09.250
براش کاری نداشت، فقط جادوشو
می‌کرد و احتمالاتو شکست می‌داد.‏

1107
01:08:09.333 --> 01:08:11.750
یه نوشیدنی می‌خورم.‏
بیست و یک، قرمز، برای همه.‏

1108
01:08:11.833 --> 01:08:14.208
کی می‌دونه، شاید می‌تونست
عدد برنده رو پیش‌بینی کنه،‏

1109
01:08:14.292 --> 01:08:16.958
یا شاید داشت دیلر رو جادو
می‌کرد که کمکش کنه ببره.‏

1110
01:08:17.042 --> 01:08:19.625
آره، باشه.‏

1111
01:08:20.875 --> 01:08:24.875
ولی به هر حال، پشت سر هم بردنش
توجه صاحب کازینو رو جلب کرد.‏

1112
01:08:26.000 --> 01:08:29.000
خانم‌ها و آقایون، جاهنائل.‏

1113
01:08:30.000 --> 01:08:33.708
اگه عدد درست رو حدس بزنی، همه‌ش مال تو.‏

1114
01:08:33.792 --> 01:08:36.000
من یک در ۳۸ شانس دارم که عدد رو درست بگم.‏

1115
01:08:36.083 --> 01:08:39.167
پس اگه درست حدس بزنم،‏
نه‌تنها همه‌ش مال من می‌شه،‏

1116
01:08:39.250 --> 01:08:40.833
بلکه دو برابر بُردت بدهکار می‌شی.‏

1117
01:08:41.958 --> 01:08:43.000
باشه؟

1118
01:08:45.917 --> 01:08:47.042
و اگه ببازی؟

1119
01:08:47.125 --> 01:08:48.833
به اندازه‌ی کافی نبردی، موئیز؟

1120
01:08:49.500 --> 01:08:51.375
نگو که می‌خوای بذاری با این بُرد برم.‏

1121
01:08:51.458 --> 01:08:53.583
یالا، سر چی شرط می‌بندی؟

1122
01:08:53.667 --> 01:08:55.458
مطمئنم یه چیزی همراهته.‏

1123
01:08:55.542 --> 01:08:57.042
یه اسلحه دارم.‏

1124
01:08:57.125 --> 01:08:59.500
برخلاف تو، که از بازرسی رد شدی.‏

1125
01:08:59.583 --> 01:09:03.208
اگه بردی، پنجاه هزار تا مال تو،‏
اگه باختی، اسلحه‌ت مال من.‏

1126
01:09:05.000 --> 01:09:06.833
چی؟ من یه حرکت اشتباه بکنم،‏

1127
01:09:06.917 --> 01:09:08.708
یکی از آدمات منو با تیر می‌زنه.‏

1128
01:09:08.792 --> 01:09:11.500
راستی، خوشبختم. موئیز.‏

1129
01:09:15.708 --> 01:09:17.583
فکر کنم همه‌مون مشتاقیم ببینیم پسرِ‏

1130
01:09:17.667 --> 01:09:18.708
خدای شانس چه می‌کنه.‏

1131
01:09:18.792 --> 01:09:21.625
آبروی یکی‌شون داشت می‌رفت،‏

1132
01:09:21.708 --> 01:09:25.083
و احتمالش ۳۶ از ۳۷ بود
که آبروی جاهنائل باشه.‏

1133
01:09:25.167 --> 01:09:26.875
روی کدوم عدد می‌خواید شرط ببندید؟

1134
01:09:28.833 --> 01:09:30.833
باشه، یه عدد بگو، موئیز.‏

1135
01:09:31.417 --> 01:09:32.833
می‌خواست عدد رو موئیز بگه

1136
01:09:32.917 --> 01:09:36.667
چون اگه می‌باخت، مردم می‌گفتن به خاطر
این بوده که براش پاپوش دوخته بودن.‏

1137
01:09:36.750 --> 01:09:39.958
و شاید جواب هم می‌داد،‏
اگه موئیز ازش زرنگ‌تر نبود.‏

1138
01:09:40.042 --> 01:09:42.333
ترجیح می‌دم بذارم سرنوشت تصمیم بگیره.‏

1139
01:09:42.417 --> 01:09:44.958
یا بهتره بگم شانس. هشت، سیاه.‏

1140
01:09:47.792 --> 01:09:49.083
هشت، سیاه.‏

1141
01:09:53.292 --> 01:09:54.417
شرط‌بندی تمومه.‏

1142
01:10:12.417 --> 01:10:14.083
هفت قرمز. باختی.‏

1143
01:10:19.125 --> 01:10:22.375
آفرین، طلسم‌های شانست واقعاً به دادت رسیدن.‏

1144
01:10:22.458 --> 01:10:24.417
حالا گورتو از کازینوی من گم کن.‏

1145
01:10:59.250 --> 01:11:02.250
باشه. تو بردی.‏

1146
01:11:03.917 --> 01:11:05.250
<i>هر کی شاهد ماجرا بود</i>

1147
01:11:05.333 --> 01:11:08.833
می‌گفت که گلوله هیچ اثری روی موئیز نداشت.‏

1148
01:11:08.917 --> 01:11:11.333
‏- یا روی جلیقه‌ی ضدگلوله‌ش.‏
‏- به نظرم...‏

1149
01:11:12.458 --> 01:11:13.458
به نظرم...‏

1150
01:11:14.333 --> 01:11:15.750
اِم...‏

1151
01:11:16.958 --> 01:11:21.000
به نظرم مهم نیست که فقط
حقه باشن. موئیز موئیزه،‏

1152
01:11:21.083 --> 01:11:23.125
و تو، تو زنده‌ای.‏

1153
01:11:24.625 --> 01:11:27.667
باهاشی چون فکر می‌کنی
جادوش سرطانتو خوب می‌کنه؟

1154
01:11:36.958 --> 01:11:39.708
خب، مردم این باور رو هم دارن
که اگه یکی به تو دست بزنه،‏

1155
01:11:39.792 --> 01:11:42.250
ممکنه یه کم از خوش‌شانسیتو جذب کنه.‏

1156
01:11:43.417 --> 01:11:44.792
تو هم باور داری؟

1157
01:12:14.708 --> 01:12:17.917
برای حفظ نظم عمومی،‏

1158
01:12:18.000 --> 01:12:20.125
کشتن مستقیم میان ما ممنوع است.‏

1159
01:12:20.208 --> 01:12:24.208
‏«مستقیم»؟ یعنی چه؟

1160
01:12:24.292 --> 01:12:27.292
<i>پخش رادیوی من اون روز صبح</i>
<i>یه اثر دومینویی راه انداخت</i>

1161
01:12:27.375 --> 01:12:28.917
<i>که تا ظهر دیگه شروع شده بود.‏</i>

1162
01:12:29.000 --> 01:12:31.417
خب، تو پول نقد رو ببر کازینو، فیدو.‏

1163
01:12:31.500 --> 01:12:32.500
بعداً حرف می‌زنیم.‏

1164
01:12:32.583 --> 01:12:34.500
<i>والتر یه امپراتوری رو تصاحب کرده بود،‏</i>

1165
01:12:34.583 --> 01:12:38.500
<i>موئیز انگشتای جاهنائل رو اون‌قدر</i>
<i>به زهر آغشته کرده بود که اگه</i>

1166
01:12:38.583 --> 01:12:41.042
<i>یه حرکت اشتباه می‌کرد یا حتی</i>
<i>یه بار به دهنش دست می‌زد، می‌مرد.‏</i>

1167
01:12:42.583 --> 01:12:45.417
<i>یه چیز هر لحظه روشن‌تر می‌شد،‏</i>
<i>اون روز یکی قرار بود بمیره.‏</i>

1168
01:12:45.500 --> 01:12:47.000
اولا، لتیسیا.‏

1169
01:12:47.667 --> 01:12:49.667
‏- کاسه‌ی ادویه کجاست؟
‏- رو اون میز.‏

1170
01:12:49.750 --> 01:12:50.792
ممنون.‏

1171
01:12:54.167 --> 01:12:55.375
ببخشید، اینو می‌دید؟

1172
01:12:55.458 --> 01:12:57.875
حتماً. اوه، راستش، می‌تونم
یه سؤال بپرسم، اهل اینجایید؟

1173
01:12:58.542 --> 01:13:00.875
‏- چرا می‌پرسی؟
‏- خب، آخه من اینجا اومدم تعطیلات

1174
01:13:00.958 --> 01:13:03.625
و این راهنما کلی رستوران و بار معرفی کرده،‏

1175
01:13:03.708 --> 01:13:06.708
ولی من واقعاً دنبال یه مهمونی یا
یه جایی‌ام که بتونم با آدما آشنا بشم...‏

1176
01:13:06.792 --> 01:13:07.917
<i>باشه. چه جور دختری؟</i>

1177
01:13:08.000 --> 01:13:09.417
<i>نه، لزوماً برای دختر نه.‏</i>

1178
01:13:09.500 --> 01:13:11.000
آره، حتماً، گرفتم.‏

1179
01:13:11.083 --> 01:13:12.792
خب، اینجا کلی گزینه داری.‏

1180
01:13:12.875 --> 01:13:14.833
لابد متوجه شدی که این‌جا چهارراهِ‏

1181
01:13:14.917 --> 01:13:16.042
چندتا دنیای مختلفه.‏

1182
01:13:17.500 --> 01:13:20.208
دقیقاً همونیه که وقتی گفتم
دارم میام اینجا همه بهم گفتن.‏

1183
01:13:20.292 --> 01:13:22.792
<i>اعتراف می‌کنم، حتی امروزم</i>
<i>هنوز نمی‌فهمم چی شد.‏</i>

1184
01:13:22.875 --> 01:13:23.917
خیلی بامزه‌ست.‏

1185
01:13:28.250 --> 01:13:29.833
<i>این آدما چطور می‌تونستن</i>

1186
01:13:29.917 --> 01:13:32.667
<i>حتی ظریف‌ترین جزئیات یه موقعیت رو</i>

1187
01:13:32.750 --> 01:13:34.250
<i>تو یه چشم به هم زدن بفهمن؟</i>

1188
01:13:35.750 --> 01:13:38.417
<i>انگار می‌تونستن یه گفت‌وگوی کامل</i>

1189
01:13:38.500 --> 01:13:40.042
<i>با هم داشته باشن، فقط با یه نگاه.‏</i>

1190
01:13:40.125 --> 01:13:42.208
درباره‌ی کارمن هم شنیدم، ولی انگار گرونه.‏

1191
01:13:42.292 --> 01:13:43.375
اسمت چیه؟

1192
01:13:44.375 --> 01:13:46.333
‏- اِم‌جی، مال تو چیه؟
‏- متأسفم، اِم‌جی،‏

1193
01:13:47.125 --> 01:13:49.167
ولی احتمالاً تا چند دقیقه‌ی دیگه می‌میری.‏

1194
01:13:49.958 --> 01:13:50.958
چیه؟

1195
01:13:52.792 --> 01:13:55.375
‏- نمی‌فهمم چی می‌گی.‏
‏- تو تو ماشین بمون.‏

1196
01:13:55.458 --> 01:13:57.750
اون ماشینی که الان دور
زد رو اون بیرون می‌بینی؟

1197
01:14:02.042 --> 01:14:03.875
قراره این رستوران رو به گلوله ببنده.‏

1198
01:14:03.958 --> 01:14:05.833
می‌خواد نشون بده از هیچی نمی‌ترسه

1199
01:14:05.917 --> 01:14:08.417
و هیچ‌کس نباید جرئت کنه ازش باج‌گیری کنه.‏

1200
01:14:09.458 --> 01:14:10.625
ولی نمی‌تونه منو بکشه.‏

1201
01:14:11.708 --> 01:14:14.500
پس جلوی من یکی رو می‌زنه که منو بترسونه.‏

1202
01:14:15.292 --> 01:14:17.083
با این حالش، اگه تنها بودم،‏

1203
01:14:17.167 --> 01:14:18.958
احتمالاً آخرش منو می‌زد، ولی...‏

1204
01:14:20.750 --> 01:14:21.750
تو اینجایی.‏

1205
01:14:22.333 --> 01:14:23.667
و تو آدم مهمی نیستی.‏

1206
01:14:27.667 --> 01:14:29.375
اِه، پس همین‌جوری می‌ذاری بمیرم؟

1207
01:14:30.625 --> 01:14:31.625
به همین راحتی؟

1208
01:14:32.500 --> 01:14:34.333
بی‌خیال، چرت نگو.‏

1209
01:14:36.458 --> 01:14:38.708
فکر کنم بهتره همین الان از اینجا برم و...‏

1210
01:14:38.792 --> 01:14:41.042
فقط درباره‌ی فوتبال حرف بزن،‏
درباره‌ی پاری سن‌ژرمن.‏

1211
01:14:41.125 --> 01:14:44.167
بگو از امباپه بدت میاد یا
یه همچین چیزی، باورپذیر باشه.‏

1212
01:14:44.250 --> 01:14:46.500
یه وجه مشترک پیدا می‌کنید
و شاید دلشو به دست بیاری.‏

1213
01:14:47.375 --> 01:14:48.625
اِه، آه...‏

1214
01:14:51.208 --> 01:14:52.208
هی، می‌دونی چیه؟

1215
01:14:52.292 --> 01:14:55.875
داشتم فکر می‌کردم، مشکل کیلیان،‏
کیلیان امباپه اینه که،‏

1216
01:14:55.958 --> 01:14:59.708
می‌دونی، وقتی با یه باشگاه در سطح
بین‌المللی سر و کار داری...‏

1217
01:14:59.792 --> 01:15:02.042
اجازه هست بشینم؟ امیدوارم مزاحم نشده باشم.‏

1218
01:15:02.125 --> 01:15:04.750
یعنی، یارو دونده‌ی سریعیه،‏
قبول، ولی مشکل اینه که...‏

1219
01:15:04.833 --> 01:15:07.833
می‌شه یه دقیقه خفه‌خون بگیری؟ مرسی.‏

1220
01:15:08.500 --> 01:15:11.833
درباره‌ی خانواده‌ت خیلی شنیدم.‏
بچه که بودم ازشون قصه تعریف می‌کردن.‏

1221
01:15:11.917 --> 01:15:13.042
تو ذهنم موند، رفیق.‏

1222
01:15:13.125 --> 01:15:16.417
پس باید می‌دیدمت، تا خودم ببینم
واقعاً همونی هستی که می‌گن یا نه.‏

1223
01:15:16.500 --> 01:15:17.500
نتیجه؟

1224
01:15:19.083 --> 01:15:22.708
قبل از اینکه بریم سر اصل مطلب،‏
یه سؤال دارم. راستش، دوتا.‏

1225
01:15:23.417 --> 01:15:25.250
آخه چرا لامصب همیشه لبخند می‌زنی؟

1226
01:15:27.417 --> 01:15:29.375
به زندگی لبخند بزنی، بهت لبخند می‌زنه.‏

1227
01:15:30.708 --> 01:15:33.458
‏- فکر کنم دلیلش همینه.‏
‏- آره، احتمالاً...‏

1228
01:15:33.542 --> 01:15:36.208
سؤال دوم اینه، به سرنوشت اعتقاد داری؟

1229
01:15:36.917 --> 01:15:40.583
کارما، نیاما، تائو، مکتوب.‏

1230
01:15:40.667 --> 01:15:43.375
اینکه همه‌چی از قبل توسط خدا مقدر شده.‏

1231
01:15:43.458 --> 01:15:47.250
فهمیدم. اگه از قبل نوشته شده،‏
واقعاً حق انتخاب داریم؟

1232
01:15:47.333 --> 01:15:49.708
‏- منظورت اینه؟
‏- به نظرم همه‌ش چرت و پرته.‏

1233
01:15:50.417 --> 01:15:53.667
خدا دقیقاً می‌دونه چی می‌شه
و ما چه انتخاب‌هایی می‌کنیم،‏

1234
01:15:53.750 --> 01:15:56.625
و فقط اون بالا نشسته و می‌بینه
همه‌چی طبق پیش‌بینیش پیش می‌ره؟

1235
01:15:57.542 --> 01:16:00.833
‏- من این مزخرفاتو قبول ندارم.‏
‏- آره، براش خسته‌کننده‌ست.‏

1236
01:16:00.917 --> 01:16:03.083
چون اگه ما، آدمای فانی،‏

1237
01:16:03.167 --> 01:16:06.375
می‌تونیم هوش مصنوعی‌ای بسازیم
که خودمونو غافلگیر کنه،‏

1238
01:16:06.458 --> 01:16:10.833
چرا خدا نتونه یه چیزی بسازه که اون‌قدر
پیچیده باشه که خودشو غافلگیر کنه؟

1239
01:16:10.917 --> 01:16:11.917
منطقی نیست.‏

1240
01:16:12.917 --> 01:16:14.208
چرت و پرته.‏

1241
01:16:14.292 --> 01:16:17.583
دقیقاً چون بهش ایمان دارم،‏
نمی‌تونم اینو باور کنم.‏

1242
01:16:17.667 --> 01:16:21.375
فکر نمی‌کنم خالق ما از اون آدماییه
که از دیدن فیلم خودش حوصله‌ش سر بره.‏

1243
01:16:22.083 --> 01:16:23.292
شما رو نمی‌دونم،‏

1244
01:16:23.375 --> 01:16:26.542
ولی مطمئنم که می‌تونم غافلگیرش
کنم، و این کارو می‌کنم.‏

1245
01:16:26.625 --> 01:16:29.458
آره. زندگی هیچ‌وقت به من لبخند نزد.‏

1246
01:16:29.542 --> 01:16:30.958
همیشه فقط اخم کرد.‏

1247
01:16:31.042 --> 01:16:33.167
نه مثل تو، جاهنائل.‏

1248
01:16:33.250 --> 01:16:36.833
بچه‌ی افسانه‌ای، برگزیده، نه؟

1249
01:16:36.917 --> 01:16:40.708
پس اگه نقشه‌ی خدا اینه
که تو قهرمان داستان باشی،‏

1250
01:16:40.792 --> 01:16:42.250
بشین و تماشا کن.‏

1251
01:16:42.750 --> 01:16:44.583
چون می‌خوام فیلمنامه رو عوض کنم.‏

1252
01:16:46.750 --> 01:16:48.833
پس اومدی اینجا منو بکشی، آره؟

1253
01:16:52.000 --> 01:16:56.583
راستش خیلی دلم می‌خواد،‏
ولی احمق نیستم، آقای خوش‌شانس.‏

1254
01:16:56.667 --> 01:16:59.625
اگه اینجا بکشمت، می‌گن به خاطر
اینه که تو منو متهم کردی،‏

1255
01:16:59.708 --> 01:17:03.750
که ترسیدم کلاه سرم بره،‏
و فلان و بهمان و فلان و بهمان.‏

1256
01:17:06.292 --> 01:17:07.708
می‌دونم نباید این کارو بکنم.‏

1257
01:17:08.333 --> 01:17:10.042
می‌دونم حرکت اشتباهیه.‏

1258
01:17:11.292 --> 01:17:13.792
ولی آخرش، من از هیچ‌کس نمی‌ترسم.‏

1259
01:17:14.667 --> 01:17:16.042
نه از پلیس...‏

1260
01:17:17.583 --> 01:17:20.833
نه از گنگستر، نه حتی از سرنوشت.‏

1261
01:17:21.750 --> 01:17:23.250
من ترس سرم نمی‌شه.‏

1262
01:17:37.500 --> 01:17:41.833
و اما تو، پفیوزِ کوچولو، جرئت
نکن جلوی من از فوتبال حرف بزنی.‏

1263
01:17:41.917 --> 01:17:44.583
‏- مخصوصاً از پی‌اس‌جی. امباپه؟
‏- نه، ولی من...‏

1264
01:17:44.667 --> 01:17:47.958
نه، ولی چی؟ امباپه رو زیادی بزرگ کردن؟
امباپه لوتن بهترین بازیکن دنیاست.‏

1265
01:17:52.292 --> 01:17:53.417
بفرمایید، آقا.‏

1266
01:17:55.125 --> 01:17:56.500
خب، ممنون.‏

1267
01:18:03.750 --> 01:18:06.583
بابت دوستت متأسفم،‏
جاهنائل، ولی رو اعصابم رفت.‏

1268
01:18:06.667 --> 01:18:08.333
‏- کسی حریف من نیست.‏
‏- نه، تو رو خدا!‏

1269
01:18:08.417 --> 01:18:10.125
‏- هر کاری بخوام می‌کنم.‏
‏- وایسا، بسه.‏

1270
01:18:10.208 --> 01:18:13.708
گوش کن ببین چی می‌گم، هیچ‌کس
نمی‌تونه از من باج بگیره، یادت نره.‏

1271
01:18:13.792 --> 01:18:15.458
نه، نه، خواهش می‌کنم!‏

1272
01:18:15.542 --> 01:18:16.750
مگه سواد نداری؟

1273
01:18:17.417 --> 01:18:19.708
اسلحه تو رستوران من ممنوعه.‏

1274
01:18:22.250 --> 01:18:24.083
‏- آروم باش، اوکیه.‏
‏- تکرار نمی‌کنم.‏

1275
01:18:24.167 --> 01:18:26.250
آروم، دارم از رستوران کوچیک و کوفتیت می‌رم.‏

1276
01:18:28.167 --> 01:18:30.292
از این به بعد، با احترام بیشتری

1277
01:18:30.375 --> 01:18:32.042
از یه اسطوره‌ی فوتبال حرف می‌زنی،‏

1278
01:18:32.125 --> 01:18:33.250
بازنده‌ی لعنتی.‏

1279
01:18:38.333 --> 01:18:39.875
چرا گفتی اینو بگم؟

1280
01:18:41.208 --> 01:18:44.500
یا تو یا من، رفیق. یکی طلبت.‏

1281
01:18:49.125 --> 01:18:52.000
به اون رفیقِ سفیدت بگو
اینجا حق نداره چاقو بیاره.‏

1282
01:20:24.208 --> 01:20:26.167
این بچه قطعاً می‌دونه خائن کیه.‏

1283
01:20:27.458 --> 01:20:30.250
شبی که شهردار دستگیر شد،‏
تماس اونو جواب داده.‏

1284
01:20:31.792 --> 01:20:33.833
پس اگه معلوم بشه که خبرچین تویی،‏

1285
01:20:33.917 --> 01:20:35.917
احتمالاً حرفی که زدم به کشتنش می‌ده.‏

1286
01:20:36.000 --> 01:20:37.708
پنج نفر موندیم، با خودِ خبرچین.‏

1287
01:20:37.792 --> 01:20:40.333
پس چهار از پنج احتمال داره زنده بمونه.‏

1288
01:20:41.667 --> 01:20:42.917
همین کافیه.‏

1289
01:20:44.292 --> 01:20:45.417
پنج تا گنگستر.‏

1290
01:20:45.917 --> 01:20:47.167
خودتو حساب نمی‌کنی؟

1291
01:20:50.083 --> 01:20:52.875
سر و سینه‌م به معنای واقعی
کلمه داره منفجر می‌شه.‏

1292
01:20:56.083 --> 01:20:58.042
موئیز زودتر از تو حسابمو رسید، داداش.‏

1293
01:20:58.833 --> 01:21:00.333
ورق برگشته.‏

1294
01:21:00.833 --> 01:21:02.792
انگار تعادل رو به هم زدم.‏

1295
01:21:03.542 --> 01:21:05.583
دختره می‌دونه خائن کیه.‏

1296
01:21:05.667 --> 01:21:07.000
ازت می‌خوام بهش رحم کنی.‏

1297
01:21:08.000 --> 01:21:09.333
اون می‌دونه کیه.‏

1298
01:21:10.250 --> 01:21:12.750
بهش رحم کن، خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم.‏

1299
01:21:37.417 --> 01:21:39.833
<i>تازه می‌فهمم زیاد درباره‌ی اریک ننوشتم.‏</i>

1300
01:21:40.625 --> 01:21:43.167
<i>جز اینکه مدت زیادی زندان بود،‏</i>

1301
01:21:43.250 --> 01:21:45.542
<i>چیز زیادی درباره‌ش نیست که ازش مطمئن باشم.‏</i>

1302
01:21:46.917 --> 01:21:49.833
<i>می‌دونم که دومین نفری بود که لو رفت.‏</i>

1303
01:21:49.917 --> 01:21:50.958
<i>می‌دونم شک کرده بود،‏</i>

1304
01:21:51.042 --> 01:21:53.958
<i>و هر کاری از دستش برمیومد</i>
<i>می‌کرد که دوباره برنگرده زندان.‏</i>

1305
01:21:54.042 --> 01:21:55.458
باشه، ولی اول بذار مادرم بره.‏

1306
01:21:55.542 --> 01:21:57.292
‏- مامان، می‌شه بری؟
‏- اینم می‌دونم که

1307
01:21:57.375 --> 01:21:59.333
<i>وقتی زندان بود، مادرش موقع ملاقات‌ها</i>

1308
01:21:59.417 --> 01:22:00.875
<i>براش مواد می‌برد که بفروشه.‏</i>

1309
01:22:00.958 --> 01:22:02.708
بذارید مادرم بره. مردونه حلش می‌کنیم.‏

1310
01:22:02.792 --> 01:22:05.458
<i>همین بود که تو زندان سرپا</i>
<i>نگهش داشت و بهش اجازه داد...‏</i>

1311
01:22:05.542 --> 01:22:08.333
‏- می‌دونی که برنمی‌گردم.‏
‏- ...از داخل یه شبکه‌ی بزرگ بسازه.‏

1312
01:22:08.417 --> 01:22:11.917
حرومزاده‌ها! هی! نمی‌تونید
حداقل صبر کنید مادرم بره؟

1313
01:22:14.208 --> 01:22:16.042
‏- بذارید بره.‏
‏- چند تا پلیس کشتی؟

1314
01:22:16.125 --> 01:22:17.833
<i>بارها فکر کردم خودش اینو خواسته؟</i>

1315
01:22:17.917 --> 01:22:18.958
یادت نمیاد؟

1316
01:22:19.042 --> 01:22:21.875
<i>یعنی قید نجات روح پسرش رو زده بود،‏</i>

1317
01:22:21.958 --> 01:22:23.292
<i>فقط کافی بود جونش امن باشه.‏</i>

1318
01:22:23.375 --> 01:22:26.750
<i>ولی درباره‌ی اریک، از هیچی مطمئن نیستم.‏</i>

1319
01:22:26.833 --> 01:22:30.833
<i>جز اینکه، مثل بقیه‌شون، یه هیولا بود.‏</i>

1320
01:22:30.917 --> 01:22:32.000
سرکار، خواهش می‌کنم.‏

1321
01:22:34.292 --> 01:22:36.250
<i>ولی تو دنیایی پر از هیولا...‏</i>

1322
01:22:36.333 --> 01:22:37.750
مامان، تو رو خدا، متأسفم.‏

1323
01:22:38.792 --> 01:22:40.625
<i>‏...هیولای واقعی کیه؟</i>

1324
01:22:42.417 --> 01:22:43.667
درو باز کن!‏

1325
01:23:25.458 --> 01:23:27.208
آخه چطور همچین چیزی ممکنه؟

1326
01:23:27.292 --> 01:23:30.333
اساساً، برای خنثی کردن اثر سمی که خورده،‏

1327
01:23:30.417 --> 01:23:33.042
حتماً کتامین به‌عنوان پادزهر تزریق کرده.‏

1328
01:23:33.125 --> 01:23:35.500
اون سم به‌خصوص خیلی سریع عمل می‌کنه.‏

1329
01:23:35.583 --> 01:23:37.417
حتی وقت نکرد بره بیمارستان.‏

1330
01:23:37.500 --> 01:23:40.708
ولی زنده موند چون قبل از خوردن
سم، تو خونش کتامین بود.‏

1331
01:23:40.792 --> 01:23:42.625
‏- راست می‌گی؟
‏- آره، ولی مقدار کتامین

1332
01:23:42.708 --> 01:23:44.458
تو خونش، راستش، شوکه‌کننده بود.‏

1333
01:23:44.542 --> 01:23:47.208
حتی یه معتاد حرفه‌ای هم
این مقدار تزریق نمی‌کرد.‏

1334
01:23:47.292 --> 01:23:48.917
هر لحظه ممکن بود سکته‌ی قلبی کنه،‏

1335
01:23:49.000 --> 01:23:51.125
حتی کوچیک‌ترین فعالیت بدنی باعثش می‌شد.‏

1336
01:23:51.208 --> 01:23:52.750
پس چطور هنوز زنده‌ست؟

1337
01:23:52.833 --> 01:23:54.417
عجیب‌ترین قسمتش همینه.‏

1338
01:23:55.000 --> 01:23:57.167
زهر در واقع سیستم بدنشو متعادل کرد.‏

1339
01:24:00.208 --> 01:24:03.875
پس اگه این‌قدر زهر نخورده بود،‏
از کتامین اوردوز می‌کرد؟

1340
01:24:03.958 --> 01:24:06.125
و اگه این‌قدر کتامین بهش تزریق نشده بود،‏

1341
01:24:06.208 --> 01:24:07.500
از زهر می‌مرد.‏

1342
01:24:07.583 --> 01:24:09.125
باشه، باشه.‏

1343
01:24:11.000 --> 01:24:12.875
بیا این بین خودمون بمونه. بفرما.‏

1344
01:24:14.042 --> 01:24:15.083
ممنون.‏

1345
01:24:15.708 --> 01:24:17.292
به برادرت سلام برسون.‏

1346
01:24:24.417 --> 01:24:25.917
چرا بچه‌ت حرف نمی‌زنه؟

1347
01:24:29.875 --> 01:24:32.792
قبلاً می‌گفتی می‌دونه خبرچین کیه.‏

1348
01:24:32.875 --> 01:24:35.583
هذیون می‌گفتی، یا فقط
داشتی زیرکی به خرج می‌دادی؟

1349
01:24:36.625 --> 01:24:37.792
چی می‌خوای، مرد؟

1350
01:24:39.750 --> 01:24:40.792
به گوشیت نگاه کن.‏

1351
01:24:43.500 --> 01:24:45.500
وقتی بیهوش بودی، پلیس
سعی کرد اریک رو بگیره

1352
01:24:45.583 --> 01:24:48.625
با اطلاعاتی که خبرچین داده
بود، که هنوز اون بیرونه.‏

1353
01:24:48.708 --> 01:24:50.542
خواستن بگیرنش، کار خراب شد و کشتنش.‏

1354
01:24:50.625 --> 01:24:52.833
بابت آوردنم به اینجا چقدر بهت بدهکارم؟

1355
01:24:53.417 --> 01:24:54.917
دختره واقعاً حقیقت رو می‌دونه؟

1356
01:24:56.083 --> 01:24:57.250
چطور ممکنه؟

1357
01:24:58.750 --> 01:25:01.375
حذف شدن لژیونر تا حدی تقصیر منه،‏

1358
01:25:01.458 --> 01:25:04.292
و خائن از این استفاده می‌کنه
که مجبورت کنه علیه من رأی بدی.‏

1359
01:25:04.958 --> 01:25:07.083
تو والتر رو متهم کردی و همون‌طور که گفتی،‏

1360
01:25:07.167 --> 01:25:08.583
موئیز سعی کرد تو رو بکشه.‏

1361
01:25:08.667 --> 01:25:11.208
لازم نیست نابغه باشی تا اینو بفهمی.‏

1362
01:25:11.292 --> 01:25:13.917
اونی که قراره بره زیر، یا تویی یا من.‏

1363
01:25:14.000 --> 01:25:17.500
به نظرم باید دیگه خودمونو به اون راه
نزنیم، اطلاعاتمونو با هم در میون بذاریم،‏

1364
01:25:18.042 --> 01:25:20.583
و با هم کار کنیم تا از
این وضعیت بیرون بیایم.‏

1365
01:25:32.042 --> 01:25:33.542
بیا یه جای دیگه حرف بزنیم.‏

1366
01:25:45.375 --> 01:25:47.542
پیام مادام سانتوس به دستت رسید؟

1367
01:25:47.625 --> 01:25:48.833
اریک دستگیر شد.‏

1368
01:25:48.917 --> 01:25:51.208
و تو باید فردا صبح بری عمارت.‏

1369
01:25:52.042 --> 01:25:53.500
بازم می‌خواید یکی رو حذف کنید؟

1370
01:25:54.667 --> 01:25:55.875
طبیعتاً.‏

1371
01:25:59.167 --> 01:26:00.167
همین؟

1372
01:26:00.958 --> 01:26:02.708
ازم خواستید پیشنهاد رأی‌گیری مجدد بدم

1373
01:26:02.792 --> 01:26:05.500
اگه بعد از بحث فردا آرا مساوی شد.‏

1374
01:26:06.083 --> 01:26:08.958
هنوز نمی‌فهمم. این چه نفعی برای شما داره؟

1375
01:26:09.042 --> 01:26:12.708
برای اینه که مطمئن شیم
خائن رو حذف می‌کنیم. جاهنائل.‏

1376
01:26:13.583 --> 01:26:15.500
جاهنائل، اون خبرچینه؟

1377
01:26:15.583 --> 01:26:17.833
‏- ولی شما چطور...؟
‏- کاملاً منطقیه.‏

1378
01:26:18.875 --> 01:26:20.042
باشه.‏

1379
01:26:21.750 --> 01:26:24.375
نُه گنگستر. شهردار دستگیر شد.‏

1380
01:26:25.292 --> 01:26:27.500
پارکر و اریک از دور خارج شدن.‏

1381
01:26:27.583 --> 01:26:30.625
<i>تو جلسه‌مون، پارکر</i>
<i>میکائل رو هدف گرفت، و برعکس.‏</i>

1382
01:26:30.708 --> 01:26:32.333
‏...دقیقاً از تو اطلاعات می‌کشیدم.‏

1383
01:26:32.417 --> 01:26:34.917
‏- اریک، والتر.‏
‏- باز عصبی شدی، رفیق؟

1384
01:26:35.667 --> 01:26:36.875
‏- قاطی می‌کنی؟
‏- هر دوشون

1385
01:26:36.958 --> 01:26:41.083
<i>از میکائل پیروی کردن و پارکر رو متهم کردن،‏</i>
<i>ولی من و هاوارد میکائل رو متهم کردیم.‏</i>

1386
01:26:41.667 --> 01:26:44.500
‏- ولی جاهنائل به کی رأی داد؟
‏- والتر.‏

1387
01:26:44.583 --> 01:26:46.625
می‌شه رو میز ضرب نگیری، والتر؟

1388
01:26:46.708 --> 01:26:49.583
<i>وقتی موئیز نظر جاهنائل رو پرسید...‏</i>

1389
01:26:49.667 --> 01:26:51.333
تو چی فکر می‌کنی، جاه؟

1390
01:26:51.417 --> 01:26:53.583
<i>‏...تعداد اتهام‌ها علیه پارکر</i>

1391
01:26:53.667 --> 01:26:55.125
<i>با میکائل برابر بود.‏</i>

1392
01:26:55.208 --> 01:26:57.042
پس رأی جاهنائل تعیین‌کننده می‌شد.‏

1393
01:26:57.125 --> 01:26:58.125
آره، خب که چی؟

1394
01:26:58.208 --> 01:27:00.500
<i>مخصوصاً اگه موئیز می‌خواست طرف اونو بگیره.‏</i>

1395
01:27:00.583 --> 01:27:03.083
دلیل‌ها علیه هر دوشون خیلی منطقی بود.‏

1396
01:27:03.167 --> 01:27:05.083
پس چرا طرف هیچ‌کدومو نگرفت؟

1397
01:27:05.167 --> 01:27:08.625
نه. شاید فقط باور نداشت
که پارکر یا میکائل خبرچین باشن.‏

1398
01:27:08.708 --> 01:27:10.417
هیچ‌کس به هیچی یقین نداشت،‏

1399
01:27:10.500 --> 01:27:11.875
ولی همه یه کم شک داشتن.‏

1400
01:27:11.958 --> 01:27:14.708
پس هر کی به اونی که احتمالش
بیشتر بود اتهام زد.‏

1401
01:27:14.792 --> 01:27:16.750
خب، شاید اون شکی نداشته.‏

1402
01:27:16.833 --> 01:27:19.583
دقیقاً. انگار به هیچ‌کس شک نداشت.‏

1403
01:27:19.667 --> 01:27:21.917
و تنها کسی سر میز که می‌تونست مطمئن باشه

1404
01:27:22.000 --> 01:27:24.333
که پارکر یا میکائل خائن نیستن...‏

1405
01:27:24.875 --> 01:27:27.958
‏- خودِ خائنه.‏
‏- بینگو، ویلسونِ عزیز.‏

1406
01:27:28.625 --> 01:27:32.333
<i>با رأی ندادن به هیچ‌کدوم، کسی</i>
<i>نمی‌تونست بگه یه بی‌گناه رو متهم کرده.‏</i>

1407
01:27:32.417 --> 01:27:35.625
شاید فقط نمی‌خواسته مسئول مرگ کسی باشه.‏

1408
01:27:36.708 --> 01:27:38.875
شاید فقط از شما کمتر بی‌رحمه.‏

1409
01:27:39.583 --> 01:27:43.000
این یه احتماله. اینم همه‌ی نتیجه‌های ممکن.‏

1410
01:27:43.708 --> 01:27:45.417
به نظرم این یکی محتمل‌ترینه.‏

1411
01:27:55.417 --> 01:27:57.958
عزیزم. امیدوارم سالم برگردی خونه.‏

1412
01:27:58.042 --> 01:27:59.625
امشب همه‌جاتو لازم دارم.‏

1413
01:27:59.708 --> 01:28:01.583
سوزی، مهمون داریم.‏

1414
01:28:01.667 --> 01:28:04.042
لعنتی، جدی می‌گی؟ یا خدا.‏

1415
01:28:04.125 --> 01:28:08.000
این نامزدمه، سوزان. سوزان، جاهنائل.‏

1416
01:28:10.458 --> 01:28:12.875
و... اسم این چیه؟

1417
01:28:13.375 --> 01:28:14.833
نمی‌دونم.‏

1418
01:28:15.583 --> 01:28:17.500
ایشون، اِم، دوستشه.‏

1419
01:28:17.583 --> 01:28:20.583
می‌شه حواست بهش باشه، لطفاً؟
باید درباره‌ی یه چیز مهم حرف بزنیم.‏

1420
01:28:21.292 --> 01:28:22.292
ممنون.‏

1421
01:28:23.458 --> 01:28:25.875
‏- جدیه؟
‏- نگران نباش.‏

1422
01:28:32.792 --> 01:28:33.833
<i>اگه دست من بود...‏</i>

1423
01:28:35.875 --> 01:28:37.250
هیچ‌کسو نمی‌کشتیم.‏

1424
01:28:38.833 --> 01:28:40.417
می‌فهمم که در هر صورت سود می‌بریم،‏

1425
01:28:40.500 --> 01:28:43.667
هر خسارت جانبی‌ای از این شکار
خبرچین می‌تونه به نفع ما باشه.‏

1426
01:28:44.125 --> 01:28:46.167
سهم هر کدوممون از کیک بیشتر می‌شه.‏

1427
01:28:46.875 --> 01:28:48.792
ولی در هر صورت، من دارم می‌رم.‏

1428
01:28:50.292 --> 01:28:52.333
من مانعی نیستم. سهم من مال همه‌تون.‏

1429
01:28:52.417 --> 01:28:54.667
فقط می‌خوام هر چه زودتر این قضیه تموم شه.‏

1430
01:28:54.750 --> 01:28:56.375
موئیز می‌خواد شهردار بشه.‏

1431
01:28:57.375 --> 01:28:59.667
خیلی وقته می‌خواد وارد سیاست بشه،‏

1432
01:28:59.750 --> 01:29:01.833
ولی در برابر گرن هیچ شانسی نداشت.‏

1433
01:29:01.917 --> 01:29:04.667
همه اینو می‌دونن. موئیز بیشتر از همه.‏

1434
01:29:04.750 --> 01:29:08.208
پس موئیز شهردار رو لو داد
که صندلیشو تو شهرداری بگیره؟

1435
01:29:08.292 --> 01:29:09.292
اولش، آره.‏

1436
01:29:09.375 --> 01:29:13.292
وگرنه چطور می‌تونست این همه
پول خرج کمپینش کنه،‏

1437
01:29:13.375 --> 01:29:15.000
بی‌اینکه مطمئن باشه شهردار می‌بازه؟

1438
01:29:15.083 --> 01:29:18.208
چرا این سؤالو تو عمارت نپرسیدی؟ جلوی همه؟

1439
01:29:18.292 --> 01:29:19.375
چون بهم می‌گفتن

1440
01:29:19.458 --> 01:29:21.792
که دلیل اینکه موئیز فکر
می‌کرد می‌تونه گرن رو شکست بده

1441
01:29:21.875 --> 01:29:23.542
اینه که به جادوش اعتماد داره.‏

1442
01:29:23.625 --> 01:29:27.417
اون چیزی که روی من استفاده کرد
جادو نبود. سم بود، فقط همین.‏

1443
01:29:27.500 --> 01:29:30.458
از شیمی استفاده کرد. فکر می‌کنی
شیمی می‌تونه انتخابات ببره؟

1444
01:29:30.542 --> 01:29:34.125
نه. ولی کسب‌وکار جادوگر
به آوازه‌ش بستگی داره.‏

1445
01:29:34.208 --> 01:29:36.667
داری باور مردم به جادو
جنبل رو دست کم می‌گیری، یارو.‏

1446
01:29:36.750 --> 01:29:40.500
نمی‌دونی چندتا از بچه‌های من قبل
از دزدی می‌رن طلسم ضدگلوله می‌خرن.‏

1447
01:29:40.583 --> 01:29:43.833
رفیقام تو کار موسیقی به جای
تهیه‌کننده می‌رن پیش جادوگر.‏

1448
01:29:43.917 --> 01:29:45.333
حتی نامزد خودم،‏

1449
01:29:45.417 --> 01:29:47.333
داره پیش یه جور مشاور معنوی می‌ره

1450
01:29:47.417 --> 01:29:49.708
تا شانس باردار شدنش بیشتر بشه.‏

1451
01:29:49.792 --> 01:29:52.833
چه بخوای چه نخوای،‏
این چیزیه که عمیقاً ریشه داره.‏

1452
01:29:52.917 --> 01:29:55.917
حتی اونایی که خیلی کم به جادو
اعتقاد دارن، بازم ازش می‌ترسن.‏

1453
01:29:57.833 --> 01:29:59.750
و از کجا معلوم من جزو اون آدما نباشم؟

1454
01:29:59.833 --> 01:30:03.542
می‌بینم که ایمان موئیز به جادوی
خودش اصلاً هم محکم نیست.‏

1455
01:30:03.625 --> 01:30:08.000
چون من آدم خدام، می‌دونم
ایمان چه شکلیه. ایمان واقعی.‏

1456
01:30:09.125 --> 01:30:11.667
و برای تو، ایمانت شانسته.‏

1457
01:30:14.042 --> 01:30:16.375
می‌دونم که می‌بینی ایمانِ اون واقعی نیست.‏

1458
01:30:18.542 --> 01:30:19.542
حالا نوبت توئه.‏

1459
01:30:29.458 --> 01:30:32.208
شهردار درست قبل از دستگیریش
به گوشیم زنگ زد.‏

1460
01:30:32.625 --> 01:30:34.792
معلومه که می‌خواست درباره‌ی خائن هشدار بده.‏

1461
01:30:34.875 --> 01:30:36.333
جواب بده اون گوشی لعنتی رو!‏

1462
01:30:36.417 --> 01:30:38.917
ولی من تازه یه دوز سنگین
کتامین به خودم تزریق کرده بودم.‏

1463
01:30:39.000 --> 01:30:40.542
پس یادت نمیاد چی گفت؟

1464
01:30:40.625 --> 01:30:43.958
اون دختر کوچولویی که گوشی رو جواب
داد، حتماً اطلاعات رو بهش داده.‏

1465
01:30:44.667 --> 01:30:46.208
مشکل اینه که حرف نمی‌زنه.‏

1466
01:30:46.292 --> 01:30:48.500
‏- لاله؟
‏- نه، ولی حرف نمی‌زنه.‏

1467
01:30:48.583 --> 01:30:49.833
‏- نمی‌فهمم.‏
‏- جواب بده!‏

1468
01:30:49.917 --> 01:30:53.458
بعد از مرگ پدر و مادرم، ۱۸ ماه
طول کشید تا دوباره حرف بزنم.‏

1469
01:30:53.542 --> 01:30:55.917
دو سال تا بتونم یه گفت‌وگوی
عادی داشته باشم.‏

1470
01:30:56.917 --> 01:30:58.208
پیش میاد.‏

1471
01:30:58.292 --> 01:31:00.208
‏- ولی این دختره کیه؟
‏- اینجا مهم نیست.‏

1472
01:31:00.292 --> 01:31:02.708
و از کجا می‌دونی بهش گفته، وقتی هیچی نگفته؟

1473
01:31:02.792 --> 01:31:04.458
تماس ۳۷ ثانیه طول کشید.‏

1474
01:31:04.542 --> 01:31:07.542
دو دقیقه قبل از دستگیریش، ۳۷ ثانیه.‏

1475
01:31:07.625 --> 01:31:10.375
شهردار شروع کرد به حرف زدن،‏
منتظر نموند من چیزی بگم.‏

1476
01:31:11.125 --> 01:31:12.208
ولی پشت خط من نبودم.‏

1477
01:31:12.292 --> 01:31:14.333
جواب بده، جواب بده!‏

1478
01:31:17.125 --> 01:31:18.375
مطمئنی؟

1479
01:31:19.792 --> 01:31:22.125
دکتر درباره‌ی اثرات کتامین بهم گفت.‏

1480
01:31:22.208 --> 01:31:24.792
اگه خونت پر از اون کوفتی بوده...‏

1481
01:31:28.667 --> 01:31:31.917
نمی‌خوام بهت شک کنم. فقط یه جواب می‌خوام.‏

1482
01:31:32.958 --> 01:31:35.667
‏- مطمئنی؟
‏- مطمئنم.‏

1483
01:31:37.583 --> 01:31:38.625
جواب بده.‏

1484
01:31:39.667 --> 01:31:40.958
نقشه‌ت چیه؟

1485
01:31:49.000 --> 01:31:50.792
می‌دونی «خودکار» یعنی چی؟

1486
01:31:51.333 --> 01:31:54.500
نامزد خنگم، میکا، اینو خرید
که کارای خونه رو خودش انجام نده.‏

1487
01:31:54.583 --> 01:31:57.250
نابغه‌ست، نه؟ نظرت چیه؟

1488
01:31:58.083 --> 01:31:59.083
خیلی باحاله.‏

1489
01:32:01.833 --> 01:32:03.500
اگه بخوای می‌تونی با من حرف بزنی.‏

1490
01:32:05.417 --> 01:32:06.417
عزیزم...‏

1491
01:32:08.000 --> 01:32:09.000
با من حرف بزن.‏

1492
01:32:14.292 --> 01:32:15.958
کل شب رو پشت‌بوم بودی؟

1493
01:32:20.792 --> 01:32:21.917
داری می‌ری؟

1494
01:32:22.958 --> 01:32:23.958
میکائل؟

1495
01:32:29.417 --> 01:32:31.792
باید برم یه جلسه‌ی کوتاه. باشه؟

1496
01:32:31.875 --> 01:32:34.458
‏- چی شده؟
‏- سوز، منم.‏

1497
01:32:34.542 --> 01:32:36.000
‏- بهم اعتماد داری؟
‏- دارم.‏

1498
01:32:36.667 --> 01:32:40.042
ولی فقط داریم از تو حرف می‌زنیم،‏
یا باید به اونم اعتماد کنم؟

1499
01:32:41.625 --> 01:32:42.958
چه کمکی از دستم برمیاد؟

1500
01:32:43.042 --> 01:32:46.750
‏- بچه‌هه چیزی گفت؟
‏- نه، یه کلمه هم نگفت.‏

1501
01:32:46.833 --> 01:32:47.833
چرا؟

1502
01:32:49.583 --> 01:32:50.708
میکائل.‏

1503
01:32:52.625 --> 01:32:56.208
می‌دونی، بعضی آدما خوش‌شانسن.‏
من این‌جوری نیستم.‏

1504
01:32:57.333 --> 01:32:58.333
من خدا هوامو داره.‏

1505
01:32:59.000 --> 01:33:00.000
میکائل.‏

1506
01:33:02.083 --> 01:33:03.458
میکائل.‏

1507
01:33:03.542 --> 01:33:05.833
‏- عوضیِ لعنتی.‏
‏- چیه؟

1508
01:33:07.250 --> 01:33:10.500
اگه نقشه داری امروز بمیری،‏
بدون که یه آشغال واقعی هستی.‏

1509
01:33:11.875 --> 01:33:13.667
نه چون دلمو می‌شکنی یا این حرفا.‏

1510
01:33:13.750 --> 01:33:15.042
نه، به خاطر اون نیست.‏

1511
01:33:15.125 --> 01:33:17.542
یعنی، نه به خاطر اینکه
صادقانه تقریباً کل زندگیمو

1512
01:33:17.625 --> 01:33:19.500
برای خودمون کنار گذاشتم و فدا کردم.‏

1513
01:33:20.125 --> 01:33:21.250
نه به خاطر اون.‏

1514
01:33:21.333 --> 01:33:23.125
نه به خاطر اینکه منو تنها می‌ذاری،‏

1515
01:33:23.208 --> 01:33:25.083
با کلی نقشه برای خانواده‌ی آینده‌مون.‏

1516
01:33:25.167 --> 01:33:26.167
نه به خاطر اون.‏

1517
01:33:26.250 --> 01:33:27.583
‏- سوز.‏
‏- نه.‏

1518
01:33:27.667 --> 01:33:30.583
اگه امروز بمیری، عوضی،‏
زندگیمو از نو می‌سازم.‏

1519
01:33:30.667 --> 01:33:31.667
سوزان.‏

1520
01:33:31.750 --> 01:33:33.917
‏- می‌دونم که بی‌نظیرم. هستم.‏
‏- سوزان.‏

1521
01:33:34.000 --> 01:33:37.583
پس آره، یه مدت ناراحت می‌شم،‏
ولی می‌دونم که حالم خوب می‌شه.‏

1522
01:33:37.667 --> 01:33:40.042
یه مرد دیگه پیدا می‌کنم،‏
یه مرد خوب و سر به راه.‏

1523
01:33:40.125 --> 01:33:41.667
‏- و یه خونه‌ی قشنگ می‌سازیم.‏
‏- سوز!‏

1524
01:33:41.750 --> 01:33:46.417
و خوشحال می‌شم، همون‌طور که لیاقتشو دارم.‏
ولی تو نمی‌تونی امروز بمیری، میکائل.‏

1525
01:33:46.500 --> 01:33:50.042
نه امروز، میکائل، نمی‌تونی بمیری. نمی‌تونی!‏

1526
01:33:50.125 --> 01:33:51.625
چون ۶۰ سال دیگه،‏

1527
01:33:51.708 --> 01:33:54.667
وقتی رو تخت دارم از پیری می‌میرم،‏

1528
01:33:54.750 --> 01:33:57.083
و درهای بهشت داره به روم باز می‌شه،‏

1529
01:33:57.167 --> 01:33:58.292
تو اونجا نیستی.‏

1530
01:33:59.208 --> 01:34:02.500
تو اونجا نیستی، تو جهنمی، عوضیِ لعنتی!‏

1531
01:34:03.917 --> 01:34:06.167
و من باید تا ابد بدون تو باشم.‏

1532
01:34:06.958 --> 01:34:09.458
و یه زندگی بدون تو رو،‏
از پسش برمیام. مشکلی نیست.‏

1533
01:34:09.542 --> 01:34:12.042
حتی بعد از همه‌ی قول‌هایی
که بهم دادی. می‌دونم که می‌تونم.‏

1534
01:34:12.125 --> 01:34:14.542
ولی یه ابدیت بدون تو، میکائل...‏

1535
01:34:14.625 --> 01:34:17.542
‏...هر چقدرم بهشت فوق‌العاده
باشه، طاقتشو ندارم.‏

1536
01:34:19.250 --> 01:34:22.333
اون می‌شه جهنم، و من لیاقت
جهنم رو ندارم، میکائل.‏

1537
01:34:22.417 --> 01:34:24.583
من لیاقتشو ندارم، فهمیدی؟

1538
01:34:26.292 --> 01:34:28.458
و اگه امروز بمیری، یه عوضی هستی.‏

1539
01:34:30.417 --> 01:34:31.958
اول باید توبه کنی.‏

1540
01:34:32.042 --> 01:34:34.542
باید آدم بهتری بشی تا بتونی بری بهشت.‏

1541
01:34:35.208 --> 01:34:37.542
و بعد با هم می‌شیم،‏
همون‌طور که نقشه کشیده بودیم.‏

1542
01:34:38.250 --> 01:34:42.417
توبه کن، و فقط بعدش، میکائل،‏
می‌تونی بری خودتو به کشتن بدی

1543
01:34:42.500 --> 01:34:44.375
قسم می‌خورم دیگه به تخمم هم نیست.‏

1544
01:34:44.458 --> 01:34:45.500
قول می‌دم.‏

1545
01:34:47.708 --> 01:34:49.042
امروز نمی‌میرم.‏

1546
01:34:49.917 --> 01:34:51.333
به خدا قسم.‏

1547
01:34:55.083 --> 01:34:56.708
ای پدر ما که در آسمانی...‏

1548
01:34:57.250 --> 01:34:59.083
‏- نام تو مقدس باد.‏
‏- نام تو مقدس باد.‏

1549
01:34:59.167 --> 01:35:01.875
‏- ملکوت تو بیاید...‏
‏- ملکوت تو بیاید، اراده‌ی تو انجام شود.‏

1550
01:35:02.875 --> 01:35:04.833
عمارت مکانی عاری از خشونت است.‏

1551
01:35:04.917 --> 01:35:09.917
در تئوری، اینجا هیچ‌کس نمی‌تواند
به من آسیب بزند... جز مادام سانتوس؟

1552
01:35:12.917 --> 01:35:24.917
 —  ماي موويیز —

1553
01:35:25.125 --> 01:35:28.667
خوش برگشتید، همگی. اول
از همه، ممنون که اینجایید.‏

1554
01:35:28.750 --> 01:35:32.375
بیاید وضعیتمونو مرور کنیم.‏
یه خبرچین بین همه‌ی شما قایم شده.‏

1555
01:35:32.458 --> 01:35:35.958
عاقلانه‌ست که هر کاری از دستتون
برمیاد بکنید تا از شرش خلاص شید.‏

1556
01:35:36.042 --> 01:35:38.542
ولی این مسئله‌ی خودتونه،‏
پس تصمیمش با خودتونه.‏

1557
01:35:38.625 --> 01:35:40.417
پس به قول شوهر خدابیامرزم...‏

1558
01:35:40.500 --> 01:35:42.375
<i>نمی‌تونم بگم بحث چقدر طول کشید.‏</i>

1559
01:35:42.458 --> 01:35:45.833
‏- «تک‌تک جزئیات لعنتی مهمه.»‏
‏- پنج دقیقه؟ پونزده دقیقه؟

1560
01:35:45.917 --> 01:35:48.208
<i>پنجاه ثانیه؟ نمی‌دونم.‏</i>

1561
01:35:48.292 --> 01:35:51.292
<i>فقط می‌دونم اون موقع یه کلمه</i>
<i>از حرفاشونو نفهمیدم.‏</i>

1562
01:35:51.375 --> 01:35:53.833
<i>زیادی نگران این بودم که پیش‌بینی‌های</i>
<i>آریان درست از آب دربیاد،‏</i>

1563
01:35:53.917 --> 01:35:55.750
<i>که منم به این ماجرا کشیده بشم.‏</i>

1564
01:35:56.375 --> 01:36:01.458
نمی‌تونم این کارو بکنم.‏
من جنایتکار نیستم، فقط دستیارم.‏

1565
01:36:01.542 --> 01:36:04.208
باشه. ولی اگه این سناریو واقعاً پیش بیاد،‏

1566
01:36:04.292 --> 01:36:08.000
فقط بدون که یا دوباره رأی می‌دیم،‏
یا همه‌مون تو یه حوضچه‌ی خون می‌افتیم،‏

1567
01:36:08.083 --> 01:36:10.375
جناب «دستیار-نه-جنایتکار».‏

1568
01:36:11.375 --> 01:36:13.750
<i>و دقیقاً همین داشت اتفاق می‌افتاد.‏</i>

1569
01:36:14.417 --> 01:36:15.958
<i>و همون‌طور که احتمالاً حدس زدید...‏</i>

1570
01:36:16.042 --> 01:36:17.750
فکر فوق‌العاده‌ایه، ویلسون.‏

1571
01:36:17.833 --> 01:36:19.292
<i>‏...من انتخاب اشتباهی کردم.‏</i>

1572
01:36:19.375 --> 01:36:22.000
هر جزئیات کوچیکی مهمه.‏

1573
01:36:27.875 --> 01:36:30.125
مهم اینه که با هم رأی بدیم.‏

1574
01:36:30.208 --> 01:36:32.458
در تئوری، دو نفر علیه
تو رأی می‌دن، دو نفر علیه من.‏

1575
01:36:32.542 --> 01:36:34.750
اگه شانس می‌خوایم،‏
باید علیه موئیز متحد شیم.‏

1576
01:36:34.833 --> 01:36:36.833
باید یکی از اون سه
تا رو با خودمون همراه کنیم.‏

1577
01:36:36.917 --> 01:36:38.875
آریان، هاوارد، والتر، فرقی نمی‌کنه.‏

1578
01:36:38.958 --> 01:36:40.583
والتر هیچ‌وقت با من نمیاد. محاله.‏

1579
01:36:40.667 --> 01:36:43.208
آره، ولی والتر از هاوارد
متنفره و هاوارد از والتر.‏

1580
01:36:43.292 --> 01:36:46.875
باید تحریکشون کنیم که هاوارد
والتر رو هدف بگیره و والتر هاوارد رو.‏

1581
01:36:46.958 --> 01:36:48.958
باشه، آره، شاید هاوارد به والتر رأی بده.‏

1582
01:36:49.042 --> 01:36:50.833
ولی از کجا مطمئنی والتر تلافی می‌کنه؟

1583
01:36:50.917 --> 01:36:53.958
والتر دقیقاً از اون آدماییه که هیچ‌وقت
برای یه دزدی استخدامش نمی‌کنم.‏

1584
01:36:54.042 --> 01:36:55.958
من این‌جور آدما رو از بَرم.‏

1585
01:36:56.042 --> 01:36:58.333
خشم عقلشونو کور می‌کنه
و قابل‌پیش‌بینی‌شون می‌کنه.‏

1586
01:36:58.417 --> 01:36:59.708
اگه هاوارد به والتر رأی بده،‏

1587
01:36:59.792 --> 01:37:01.708
والتر به هاوارد رأی می‌ده. ما بردیم.‏

1588
01:37:01.792 --> 01:37:04.083
اگه هاوارد به والتر رأی بده، تو در امانی.‏

1589
01:37:04.167 --> 01:37:06.042
ولی اگه والتر تلافی نکنه،‏

1590
01:37:06.125 --> 01:37:08.583
آریان و موئیز علیه من رأی می‌دن و من مُردم.‏

1591
01:37:08.667 --> 01:37:11.792
مطمئنی منو تو نقشه‌ت نکشوندی
که جون خودتو نجات بدی،‏

1592
01:37:11.875 --> 01:37:13.000
و فقط خودتو؟

1593
01:37:15.208 --> 01:37:16.583
تنهات نمی‌ذارم. بهم اعتماد کن.‏

1594
01:37:17.250 --> 01:37:19.417
<i>والتر به هاوارد رأی می‌ده. جواب می‌ده.‏</i>

1595
01:37:19.500 --> 01:37:21.667
خب، یه آدم پرنفوذ داریم اینجا

1596
01:37:21.750 --> 01:37:24.042
که قراره یه جور متخصص تو پژوهش،‏

1597
01:37:24.125 --> 01:37:26.958
تحقیقات و کارای پلیسی
باشه. رفیق من، هاوارد.‏

1598
01:37:27.042 --> 01:37:28.750
برامون توضیح بده چطور ممکنه

1599
01:37:28.833 --> 01:37:30.750
که هنوز اسم کارآگاهی رو نمی‌دونیم

1600
01:37:30.833 --> 01:37:32.292
که تخمای خبرچینو گرفته.‏

1601
01:37:32.375 --> 01:37:34.417
خب، راستش، تو این مورد پیشرفت کردم.‏

1602
01:37:34.500 --> 01:37:37.542
چند دقیقه پیش فهمیدم کیه.‏
تازه اطلاعاتش رسید.‏

1603
01:37:37.625 --> 01:37:38.917
چرا اول اینو نگفتی؟

1604
01:37:39.000 --> 01:37:40.833
‏- چون کسی نپرسید.‏
‏- کیه؟

1605
01:37:40.917 --> 01:37:43.333
بهتره بعد از اینکه خائن رو
کشتیم بریم سراغش، نظرتون چیه؟

1606
01:37:43.417 --> 01:37:44.417
نه، نه، نه،‏

1607
01:37:44.500 --> 01:37:47.583
اگه آخرش تو رو حذف کنیم، اسم اون پلیس
لعنتی رو با خودت می‌بری تو گور.‏

1608
01:37:47.667 --> 01:37:49.708
خب پس، بهتره منو حذف نکنید.‏

1609
01:37:50.792 --> 01:37:54.792
آروم، راحت باشید، شوخی بود.‏
اسمش ماکسیم گونزالسه.‏

1610
01:37:54.875 --> 01:37:56.458
یه هفته‌ست که تو کشوره.‏

1611
01:37:56.542 --> 01:37:59.000
ماکسیم گونزالس؟ فقط همینو داری؟

1612
01:37:59.083 --> 01:38:00.750
‏- تو هیچ...‏
‏- بحث رو شروع کنیم؟

1613
01:38:01.417 --> 01:38:03.583
مگه اینکه بخواید اول هاوارد رو متهم کنید.‏

1614
01:38:07.708 --> 01:38:10.333
‏- غیرممکن نیست.‏
‏- باورم نمی‌شه.‏

1615
01:38:10.417 --> 01:38:13.333
تو همین الانشم با کشتن
پارکر مثل یه احمق گند زدی.‏

1616
01:38:13.417 --> 01:38:15.542
حالا با منم؟ مسخره‌بازی رو بس کن، موبور.‏

1617
01:38:15.625 --> 01:38:17.917
مواظب باش چطوری با من حرف می‌زنی،‏
جاستین تیمبرلیکِ قلابی.‏

1618
01:38:18.000 --> 01:38:19.708
می‌شه برگردیم سر اصل مطلب؟

1619
01:38:19.792 --> 01:38:23.667
جالبه که اریک، که زیاد ازت خوشش نمیومد،‏

1620
01:38:23.750 --> 01:38:26.167
‏- دیروز لو رفت.‏
‏- باشه، باشه.‏

1621
01:38:26.250 --> 01:38:27.708
در جواب این دلیلای مسخره،‏

1622
01:38:27.792 --> 01:38:31.375
خودمو موظف می‌دونم که اتهاممو
متوجه همین لات بکنم.‏

1623
01:38:32.042 --> 01:38:33.250
به نظرم خبرچین اونه.‏

1624
01:38:33.333 --> 01:38:35.208
اگه هم نباشه، ضرر زیادی نکردیم،‏

1625
01:38:35.292 --> 01:38:37.458
چون قدرت استدلالش واقعاً محدوده.‏

1626
01:38:38.333 --> 01:38:39.500
والتر!‏

1627
01:38:39.583 --> 01:38:40.833
فقط یه تصادفو گفتم،‏

1628
01:38:40.917 --> 01:38:42.917
و تو آخرین کارت اتهامتو بازی کردی.‏

1629
01:38:43.000 --> 01:38:46.250
والتر، بشین، لطفاً.‏

1630
01:38:50.375 --> 01:38:51.583
من درست متوجه نمی‌شم.‏

1631
01:38:52.250 --> 01:38:54.042
این یه اتهام بود، والتر؟

1632
01:38:57.875 --> 01:38:59.583
<i>و اگه والتر متهمش نکنه چی؟</i>

1633
01:38:59.667 --> 01:39:02.917
آریان و موئیز علیه من رأی می‌دن و من مُردم.‏

1634
01:39:05.875 --> 01:39:06.875
نه.‏

1635
01:39:13.458 --> 01:39:16.250
‏- تمومه، جاه.‏
‏- آریان.‏

1636
01:39:17.292 --> 01:39:18.875
فقط گوش کن ببین چی می‌گم.‏

1637
01:39:18.958 --> 01:39:21.542
می‌دونم که حذف پارکر دفعه‌ی
قبل تا حدی تقصیر من بود،‏

1638
01:39:21.625 --> 01:39:23.833
ولی من خائن نیستم. سر قولم می‌مونم.‏

1639
01:39:23.917 --> 01:39:26.417
می‌دونم که باهوش‌تر از اونی
هستی که با این قانع بشی.‏

1640
01:39:26.500 --> 01:39:28.708
ولی اگه می‌خوای زنده
بمونیم، باید باورم کنی.‏

1641
01:39:28.792 --> 01:39:32.375
جاهنائل اون آدم نیست، خبرچین موئیزه.‏

1642
01:39:38.458 --> 01:39:40.333
خیلی به خودت مطمئنی.‏

1643
01:39:41.667 --> 01:39:43.375
این یقین رو از کجا آوردی؟

1644
01:39:44.583 --> 01:39:45.583
از خدا؟

1645
01:39:46.958 --> 01:39:48.417
‏- از جاه؟
‏- نه.‏

1646
01:39:49.167 --> 01:39:52.000
از نمایش کوچیکت درباره‌ی آدم
اخلاق‌مدار بودن لذت بردم،‏

1647
01:39:52.083 --> 01:39:54.167
آدمی پر از اصول. ولی جواب نمی‌ده.‏

1648
01:39:54.250 --> 01:39:56.625
ما متحد نیستیم و به نظرم خائن تویی.‏

1649
01:39:56.708 --> 01:39:59.167
‏- چی؟
‏- اوه، چه پیچش داستانی‌ای.‏

1650
01:39:59.250 --> 01:40:02.125
‏- جاهنائل، داری چی کار می‌کنی؟
‏- میکائل اومد پیشم که با هم متحد شیم،‏

1651
01:40:02.208 --> 01:40:04.875
با اینکه هیچ تضمینی
نداشت که من خائن نیستم.‏

1652
01:40:04.958 --> 01:40:06.083
عجیبه، نه؟

1653
01:40:06.167 --> 01:40:07.292
چه غلطی داری می‌کنی؟

1654
01:40:07.375 --> 01:40:09.250
فقط داره خانواده‌شو نجات می‌ده.‏

1655
01:40:09.333 --> 01:40:11.708
برای این کار هر کاری می‌کنه.‏
با چشمای خودم دیدم.‏

1656
01:40:12.458 --> 01:40:14.167
به نفع ما کار نمی‌کنه.‏

1657
01:40:14.250 --> 01:40:16.167
فکرامو کردم، پارکر راست می‌گفت.‏

1658
01:40:16.250 --> 01:40:18.750
ولی اگه پلیس بودم، دقیقاً‏
از تو اطلاعات می‌کشیدم بیرون.‏

1659
01:40:18.833 --> 01:40:21.917
مثلاً به‌راحتی می‌شه
با تهدید عزیزاش کنترلش کرد.‏

1660
01:40:22.000 --> 01:40:25.333
و مطمئنم کارآگاهی که دنبالمونه
تا حالا اینو فهمیده.‏

1661
01:40:25.417 --> 01:40:28.125
‏- بابت خانواده‌ت متأسفم، داداش.‏
‏- به من نگو داداش، آشغال.‏

1662
01:40:28.208 --> 01:40:30.292
ولی مطمئنم که داشتی ما رو لو می‌دادی.‏

1663
01:40:33.333 --> 01:40:35.750
می‌دونستی که می‌خواستم
جاهنائل رو حذف کنم، درسته؟

1664
01:40:37.375 --> 01:40:39.625
و هیچ دلیلی نداشتی ازش دفاع کنی.‏

1665
01:40:39.708 --> 01:40:41.625
کسی متهمت نمی‌کرد. کمترین خطرو داشتی.‏

1666
01:40:41.708 --> 01:40:45.750
جاهنائل ممکن بود حذف بشه.‏
می‌خوام بدونم چرا این ریسک رو کردی.‏

1667
01:40:45.833 --> 01:40:48.625
احتمالاً برای اینکه جاهنائل رو طرف
خودش بکشه، برای دورهای بعدی.‏

1668
01:40:49.500 --> 01:40:51.500
‏- معلومه.‏
‏- این خیلی پرخطره.‏

1669
01:40:52.083 --> 01:40:54.208
هدف کوتاه‌مدت خائن فقط زنده موندنه.‏

1670
01:40:54.292 --> 01:40:58.292
پس منطقاً، برای اینکه همچین ریسکی
بکنه، باید به حرفش باور داشته باشه.‏

1671
01:40:58.375 --> 01:41:02.708
خب... یا قصد خودکشی داری،‏
یا یه چیزی می‌دونی.‏

1672
01:41:06.958 --> 01:41:09.625
هوم. درباره‌ی موئیز باهات همراهی می‌کنم.‏

1673
01:41:09.708 --> 01:41:11.292
ناامیدم نکن، میکائل.‏

1674
01:41:15.500 --> 01:41:17.625
‏- سرمو درد آوردی.‏
‏- میکائل خبرچینه.‏

1675
01:41:18.833 --> 01:41:21.000
به هر حال، واقعاً چاره‌ای ندارم.‏

1676
01:41:25.458 --> 01:41:28.250
والتر، تصمیم با توئه.‏

1677
01:41:29.625 --> 01:41:31.083
از این کار متنفرم، ولی...‏

1678
01:41:31.167 --> 01:41:34.375
نه، شوخی کردم، عاشقشم. عاشقشم.‏

1679
01:41:35.333 --> 01:41:37.375
والتر هیچ‌وقت با من رأی نمی‌ده، غیرممکنه.‏

1680
01:41:39.750 --> 01:41:41.917
اگه جای تو بودم، به میکائل رأی می‌دادم.‏

1681
01:41:42.000 --> 01:41:44.875
و یادت نره که شانس معمولاً با منه.‏

1682
01:41:45.667 --> 01:41:46.792
می‌دونی چیه؟

1683
01:41:46.875 --> 01:41:49.667
من خیلی چیزا رو فدا کردم
که سرنوشتمو دست شانس بسپارم.‏

1684
01:41:59.792 --> 01:42:01.542
<i>موئیز، افسانه‌ی زنده.‏</i>

1685
01:42:02.208 --> 01:42:05.958
<i>تو این گوشه‌ی دنیا، تو روزای</i>
<i>ناامیدی آدم سراغ جادوگر می‌ره،‏</i>

1686
01:42:06.042 --> 01:42:08.917
<i>وقتی تنها چیزی که داری</i>
<i>امیده. امید به یه معجزه.‏</i>

1687
01:42:09.917 --> 01:42:12.792
<i>امید به زنده موندن. امید به رستگاری.‏</i>

1688
01:42:12.875 --> 01:42:15.375
‏- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‏- بچه‌هه چیزی گفت؟

1689
01:42:15.458 --> 01:42:17.500
عزیزم، با من حرف بزن.‏

1690
01:42:17.583 --> 01:42:22.042
حتی نامزد خودم، داره پیش
یه جور مشاور معنوی می‌ره...‏

1691
01:42:31.375 --> 01:42:33.625
هیچ نشونه‌ای نیست که اون برام مهم باشه.‏

1692
01:42:33.708 --> 01:42:36.042
‏- مطمئنم که هست.‏
‏- هیچ راهی نداری که مطمئن باشی.‏

1693
01:42:36.125 --> 01:42:39.417
در هر صورت، اگه من بمیرم، اونم می‌میره.‏

1694
01:42:39.500 --> 01:42:41.083
<i>با دردی وحشتناک.‏</i>

1695
01:42:41.167 --> 01:42:44.333
داره وقتت برای نجات جون من،‏
و در نتیجه جون اون، تموم می‌شه.‏

1696
01:42:44.417 --> 01:42:48.292
از پسش برمیای. هیچ‌وقت
استعدادتو دست‌کم نمی‌گیرم.‏

1697
01:42:52.083 --> 01:42:54.500
گور باباش. گور باباش.‏

1698
01:42:54.583 --> 01:42:56.625
‏- ...اینو می‌دید؟
‏- گور باباش.‏

1699
01:42:56.708 --> 01:42:58.917
‏- گور باباش. لعنتی، لعنتی، لعنتی!‏
‏- خوب نگاه کن!‏

1700
01:42:59.000 --> 01:43:01.333
به اون رفیقِ سفیدت بگو
اینجا حق نداره چاقو بیاره.‏

1701
01:43:01.417 --> 01:43:03.458
لعنتی! گور باباش.‏

1702
01:43:03.542 --> 01:43:06.833
زود باش لامصب، والتر،‏
به میکائل رأی بده تا تمومش کنیم.‏

1703
01:43:06.917 --> 01:43:09.083
نمی‌دونی داری چی کار می‌کنی، نه، بچه؟

1704
01:43:09.167 --> 01:43:11.583
‏- با کی حرف می‌زنی؟
‏- داشت رأی می‌داد.‏

1705
01:43:11.667 --> 01:43:13.750
من اصلاً برای موئیز احترام قائل نیستم.‏

1706
01:43:13.833 --> 01:43:15.375
در واقع، به نظرم یه آشغاله.‏

1707
01:43:16.708 --> 01:43:18.375
ولی خبرچین میکائله، این قطعیه.‏

1708
01:43:18.458 --> 01:43:21.375
از من دفاع کرد که تا آخر
ماجرا یه متحد داشته باشه.‏

1709
01:43:21.458 --> 01:43:24.958
نقشه‌ش حتماً این بوده که بانفوذترین
آدم، یعنی موئیز، حذف بشه،‏

1710
01:43:25.042 --> 01:43:27.583
بعد فوراً به یه متحد خیانت
کنه، مثلاً آریان یا من.‏

1711
01:43:27.667 --> 01:43:29.875
این‌جوری کسی بهش شک نمی‌کرد و برنده می‌شد.‏

1712
01:43:29.958 --> 01:43:31.792
داری چه زری می‌زنی، مادرجنده؟

1713
01:43:31.875 --> 01:43:34.875
چیه، غرورته که نمی‌ذاره
تصمیمی هم‌راستا با من بگیری؟

1714
01:43:34.958 --> 01:43:35.958
همینه؟

1715
01:43:36.542 --> 01:43:39.125
‏- وقت نداریم مسخره‌بازی دربیاریم.‏
‏- دهن کثیفتو ببند.‏

1716
01:43:39.208 --> 01:43:41.083
فکر می‌کنی همه‌ش به خاطر غروره، ها؟

1717
01:43:41.167 --> 01:43:44.167
استرسم، تکانشی بودنم
یا هر چرت و پرت دیگه‌ای.‏

1718
01:43:45.125 --> 01:43:47.542
تو منو دست‌کم می‌گیری، و همینه
که تو رو قابل‌پیش‌بینی می‌کنه.‏

1719
01:43:48.458 --> 01:43:50.708
دیگه زرنگ‌ترین آدم این اتاق نیستی، جاهنائل.‏

1720
01:43:50.792 --> 01:43:53.500
دلایل آریان محکمه، منم همون‌طوری رأی می‌دم.‏

1721
01:43:55.042 --> 01:43:56.417
اگه اون‌قدر باهوشی، داداش،‏

1722
01:43:56.500 --> 01:43:59.458
حتماً دیدی که میکل‌آنژ
هر کاری کرد که نذاره هاوارد

1723
01:43:59.542 --> 01:44:02.333
‏- درباره‌ی کارآگاه بهمون بگه.‏
‏- جاهنائل، حرومزاده‌ی لعنتی.‏

1724
01:44:02.417 --> 01:44:04.208
اسمش ماکسیم گونزالسه.‏

1725
01:44:04.292 --> 01:44:05.958
ماکسیم گونزالس؟

1726
01:44:06.042 --> 01:44:07.917
‏- فقط همینو داری؟
‏- بحث رو شروع کنیم؟

1727
01:44:08.000 --> 01:44:10.167
مگه اینکه بخواید اول هاوارد رو متهم کنید؟

1728
01:44:15.458 --> 01:44:17.750
‏- توضیح بده.‏
‏- درست وقتی که می‌خواستی از هاوارد

1729
01:44:17.833 --> 01:44:20.583
اطلاعات بیشتری درباره‌ی هویت
اون پلیس بپرسی، بحث رو عوض کرد.‏

1730
01:44:20.667 --> 01:44:22.792
از چی می‌ترسه؟ شاید هاوارد بلوف می‌زد.‏

1731
01:44:22.875 --> 01:44:24.500
از پلیسه اطلاعاتی نداره،‏

1732
01:44:24.583 --> 01:44:26.250
ولی اینو گفت که خبرچینو تحریک کنه،‏

1733
01:44:26.333 --> 01:44:28.958
که بعد از شنیدن این خبر
از همه عصبی‌تر می‌شد.‏

1734
01:44:29.042 --> 01:44:31.333
دو نفری که عجیب واکنش نشون
دادن تو و میکائل بودید.‏

1735
01:44:31.417 --> 01:44:34.542
هاوارد الکی رفتار نکرد.‏
واکنش توئه که باعث شده فکر کنه

1736
01:44:34.625 --> 01:44:36.500
‏- تو خائنی.‏
‏- جاستین تیمبرلیکِ قلابی.‏

1737
01:44:36.583 --> 01:44:38.583
موظفم اتهاممو متوجه همین لات بکنم.‏

1738
01:44:38.667 --> 01:44:39.917
ولی به نظرم اشتباهه.‏

1739
01:44:40.000 --> 01:44:42.542
تو ازش خواستی هر چی
می‌دونه رو کنه، ولی میکائل بود

1740
01:44:42.625 --> 01:44:44.958
که می‌خواست ساکت بمونه.‏
پس میکائل از چی این‌قدر می‌ترسید؟

1741
01:44:45.042 --> 01:44:47.083
جاهنائل، تو مُردی. لامصب، تو مُردی!‏

1742
01:44:47.167 --> 01:44:48.542
هاوارد؟

1743
01:44:50.417 --> 01:44:53.375
درسته، به همین دلیل اون‌جوری رأی دادم،‏

1744
01:44:53.458 --> 01:44:54.542
ولی بلوف نمی‌زدم.‏

1745
01:44:54.625 --> 01:44:57.292
‏- خب، چه اطلاعاتی داری؟
‏- هویتش...‏

1746
01:45:01.125 --> 01:45:04.042
‏- ...و عکسش.‏
‏- می‌شه اون عکس رو نشونمون بدی؟

1747
01:45:04.125 --> 01:45:06.083
به نظرم فکر بدیه که نشونمون بده.‏

1748
01:45:06.167 --> 01:45:07.708
میکائلو بکشیم، بعد به این برسیم.‏

1749
01:45:07.792 --> 01:45:10.917
والتر، والتر، والتر،‏
به حرف این آشغال گوش نده.‏

1750
01:45:11.000 --> 01:45:12.083
یه کلمه‌شم باور نکن!‏

1751
01:45:12.167 --> 01:45:14.333
چرا از نشون دادنش این‌قدر هول کردی، جاه؟

1752
01:45:14.417 --> 01:45:17.375
‏- فقط لازم نیست الان ببینیمش.‏
‏- انگار واقعاً هول کردی.‏

1753
01:45:17.458 --> 01:45:19.958
و به همین دلیل، واقعاً می‌خوام ببینمش.‏

1754
01:45:20.042 --> 01:45:23.542
این کارآگاهه، همونی
که با خبرچین در ارتباطه.‏

1755
01:45:32.292 --> 01:45:34.167
اسمش ماکسیم گونزالسه.‏

1756
01:45:34.250 --> 01:45:36.333
‏- اسمت چیه؟
‏- اِم‌جی، مال تو چیه؟

1757
01:45:36.417 --> 01:45:38.625
می‌شه یه دقیقه خفه‌خون بگیری؟

1758
01:45:42.958 --> 01:45:44.250
مگه سواد نداری؟

1759
01:45:44.333 --> 01:45:47.208
به اون رفیقِ سفیدت بگو
اینجا حق نداره چاقو بیاره.‏

1760
01:45:56.500 --> 01:45:57.833
نه!‏

1761
01:45:59.083 --> 01:46:00.917
نه! نه!‏

1762
01:46:01.000 --> 01:46:02.375
نه!‏

1763
01:46:05.583 --> 01:46:08.833
لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی!‏

1764
01:46:09.417 --> 01:46:11.000
لعنتی! اون حرومزاده خبرچینه.‏

1765
01:46:12.125 --> 01:46:13.458
چی؟ نه!‏

1766
01:46:13.542 --> 01:46:15.917
انگار آرا بین میکائل...‏

1767
01:46:16.000 --> 01:46:17.542
‏- نه!‏
‏- ...و موئیز مساویه.‏

1768
01:46:17.625 --> 01:46:20.458
تو مُردی. تو مُردی!‏

1769
01:46:20.542 --> 01:46:22.292
‏- هر دوشونو بزنم؟
‏- نه.‏

1770
01:46:22.375 --> 01:46:24.333
‏- لعنتی!‏
‏- نه، نه، نه، نه، نه، نه. نه!‏

1771
01:46:24.417 --> 01:46:26.292
امکان نداره. نه، نه، نه، نه.‏

1772
01:46:26.375 --> 01:46:28.792
اگه مساوی شد، باید دوباره رأی بدیم.‏

1773
01:46:28.875 --> 01:46:30.250
اینو پیشنهاد بده، ویلسون.‏

1774
01:46:31.667 --> 01:46:33.667
<i>اگه اینو پیشنهاد بدم،‏</i>

1775
01:46:33.750 --> 01:46:35.708
‏- جاهنائل حتماً کشته می‌شه.‏
‏- تو مُردی!‏

1776
01:46:35.792 --> 01:46:39.083
<i>پیشنهاد رأی‌گیری مجدد مساوی بود</i>
<i>با محکوم کردن این مرد به مرگ.‏</i>

1777
01:46:39.167 --> 01:46:41.083
‏- به بن‌بست خوردیم.‏
‏- ولی هیچی نگفتن...‏

1778
01:46:41.167 --> 01:46:43.333
‏- هر دوشونو بزنم؟
‏- ...هر دوشونو محکوم می‌کنه.‏

1779
01:46:43.958 --> 01:46:45.625
<i>و چرا من باید پیشنهادی بدم؟</i>

1780
01:46:45.708 --> 01:46:47.625
باید از طرف یه آدم بی‌طرف باشه.‏

1781
01:46:50.208 --> 01:46:52.292
<i>من، بی‌طرف؟</i>

1782
01:46:53.250 --> 01:46:54.667
شیر یا خط.‏

1783
01:46:55.625 --> 01:46:57.167
شانس همیشه بی‌طرفه.‏

1784
01:46:58.375 --> 01:47:01.083
فکر فوق‌العاده‌ایه، ویلسون.‏

1785
01:47:02.042 --> 01:47:03.583
خط بیاد، میکائل می‌میره.‏

1786
01:47:05.042 --> 01:47:08.333
و شیر بیاد، موئیز می‌میره.‏

1787
01:47:20.458 --> 01:47:24.042
<i>موئیز، اسطوره. زاده‌ی مادری نفرین‌شده.‏</i>

1788
01:47:25.875 --> 01:47:28.417
<i>می‌گفتن سعی کرده بود</i>
<i>یه سیاستمدار پولدار رو جادو کنه</i>

1789
01:47:28.500 --> 01:47:30.458
<i>تا عاشقش بشه.‏</i>

1790
01:47:30.542 --> 01:47:33.917
<i>ولی یه چیزی اشتباه پیش رفت</i>
<i>و یه دیو بدنشو تسخیر کرد،‏</i>

1791
01:47:34.000 --> 01:47:35.500
<i>و پسری رو تو شکمش گذاشت.‏</i>

1792
01:47:36.625 --> 01:47:38.500
<i>به نظر من محتمل‌تره</i>

1793
01:47:38.583 --> 01:47:41.292
<i>که اون زن بیچاره فقط</i>
<i>معشوقه‌ی یه مرد مهم بوده</i>

1794
01:47:41.375 --> 01:47:45.375
<i>که حامله‌ش کرده و بعد برای انکار</i>
<i>کاری که کرده، متهمش کرده به جادوگری.‏</i>

1795
01:47:46.375 --> 01:47:50.833
<i>‏«تسخیر» اون احتمالاً بیشتر</i>
<i>یه افسردگی عمیق بوده تا نفرین،‏</i>

1796
01:47:50.917 --> 01:47:55.125
<i>ولی همه داستان رو باور کردن، اون‌قدر</i>
<i>که بعد از اینکه خودشو به حال مرگ رها کرد،‏</i>

1797
01:47:55.208 --> 01:47:57.708
<i>هیچ مرد خدایی حاضر نشد جنازه‌شو دفن کنه.‏</i>

1798
01:47:57.792 --> 01:48:01.042
<i>هیچ گورکنی جرئت نکرد</i>
<i>اسمشو روی سنگ قبرش حک کنه.‏</i>

1799
01:48:01.125 --> 01:48:04.042
<i>در واقع، تا امروزم هیچ‌کس اسمشو یادش نیست.‏</i>

1800
01:48:04.125 --> 01:48:09.292
<i>ولی همه مطمئناً موئیز رو یادشون</i>
<i>می‌مونه، قدرتمندترین جادوگر منطقه.‏</i>

1801
01:48:09.375 --> 01:48:11.958
<i>قدرتشو یادشون می‌مونه، داستان افسانه‌ایشو.‏</i>

1802
01:48:12.958 --> 01:48:14.667
<i>ولی برای کامل شدن تصویرش...‏</i>

1803
01:48:37.667 --> 01:48:39.917
شیر. موئیز می‌میره.‏

1804
01:48:40.000 --> 01:48:43.750
<i>موئیزِ افسانه‌ای لازم داشت</i>
<i>مرگش به یاد موندنی باشه.‏</i>

1805
01:48:43.833 --> 01:48:46.375
<i>این یعنی تصویرش کامل شده بود.‏</i>

1806
01:48:54.125 --> 01:48:56.167
در اصل، پیمان

1807
01:48:56.250 --> 01:48:58.375
شهردار، پارکر، اریک، موئیز و جاهنائل.‏

1808
01:48:58.458 --> 01:49:01.792
چرا آن‌ها؟ چون...‏

1809
01:49:02.292 --> 01:49:04.583
اگه من بمیرم، اونم می‌میره.‏

1810
01:49:07.708 --> 01:49:09.417
همه‌چی مرتبه، جاهنائل؟

1811
01:49:10.292 --> 01:49:13.292
یعنی، اگه هنوز دارم با جاهنائل حرف می‌زنم.‏

1812
01:49:21.083 --> 01:49:22.083
ممنون.‏

1813
01:49:28.417 --> 01:49:32.250
جاهنائل، موئیز ازم خواست بهت
خبر بدم که بسته‌ت آماده‌ست.‏

1814
01:49:38.500 --> 01:49:39.792
بسته‌م؟

1815
01:49:49.417 --> 01:49:51.708
اگه بلایی سر اون بسته بیاد...‏

1816
01:49:55.375 --> 01:49:56.625
میام سراغت.‏

1817
01:50:28.625 --> 01:50:30.542
‏- جودی؟
‏- جاه؟

1818
01:50:31.625 --> 01:50:33.833
‏- تو اینجا چی کار می‌کنی؟
‏- تو اینجا چی کار می‌کنی؟

1819
01:50:34.417 --> 01:50:37.583
‏- الان برای موئیز کار می‌کنی؟
‏- این دیگه به تو مربوط نیست.‏

1820
01:50:41.167 --> 01:50:45.125
اِه، اومدم یه بسته بگیرم.‏
این آدرس رو بهم دادن.‏

1821
01:50:45.208 --> 01:50:47.333
بسته؟ نمی‌تونم بذارم بیای تو.‏

1822
01:50:48.750 --> 01:50:50.958
صریحاً بهت دستور دادن که نذاری من بیام تو؟

1823
01:50:51.750 --> 01:50:53.083
بهم گفتن اینجا نگهبانی بدم.‏

1824
01:50:53.167 --> 01:50:55.792
پس منعی برای باز کردنش
نیست. خواستی منو بپا.‏

1825
01:50:55.875 --> 01:50:59.000
بهتره صبر کنی رئیس برگرده.‏
نمی‌خوام دردسر درست بشه.‏

1826
01:51:00.000 --> 01:51:01.500
تو مسلحی، نه من.‏

1827
01:51:03.083 --> 01:51:04.833
دست‌کم بگو بسته‌م اونجاست یا نه.‏

1828
01:51:07.375 --> 01:51:08.917
یه چیزی گذاشت تو سردخونه.‏

1829
01:51:10.542 --> 01:51:12.083
ببین جاه، حق ندارم توشو ببینم.‏

1830
01:51:12.167 --> 01:51:14.667
گور باباش، جودی. فقط برو توشو ببین.‏

1831
01:51:15.000 --> 01:51:16.250
اِه، گوش کن، جاه...‏

1832
01:51:16.333 --> 01:51:17.875
نمی‌گم درِ لعنتی رو باز کن.‏

1833
01:51:17.958 --> 01:51:19.833
می‌گم ببین دختره اون تویه یا نه.‏

1834
01:51:20.458 --> 01:51:21.542
دختره؟

1835
01:51:23.042 --> 01:51:24.042
چی...؟

1836
01:51:24.125 --> 01:51:26.292
‏- کدوم دختر؟
‏- فکر کن، جودی.‏

1837
01:51:26.958 --> 01:51:29.833
بهت دستور داد اینجا بمونی، تنها و بی‌سلاح.‏

1838
01:51:29.917 --> 01:51:32.500
آدرس رو به من داد،‏
و این در هم به هیچ دردی نمی‌خوره،‏

1839
01:51:32.583 --> 01:51:34.375
یه تیر به قفلش بزنم، رفتم تو.‏

1840
01:51:36.667 --> 01:51:39.708
خواهش می‌کنم، می‌شه ببینی یه دختر
کوچولو تو اون سردخونه هست یا نه؟

1841
01:51:40.333 --> 01:51:42.250
این آخرین باریه که ازت می‌خوام.‏

1842
01:51:45.833 --> 01:51:46.875
باشه.‏

1843
01:51:54.083 --> 01:51:55.083
یا خدا!‏

1844
01:51:56.125 --> 01:51:57.292
لعنتی.‏

1845
01:51:57.375 --> 01:51:59.792
هی، جاهنائل، قسم می‌خورم، خبر نداشتم.‏

1846
01:51:59.875 --> 01:52:01.375
به خدا از این قضیه خبر نداشتم.‏

1847
01:52:01.458 --> 01:52:03.083
‏- درو باز کن.‏
‏- اوه، لعنتی

1848
01:52:03.958 --> 01:52:05.083
درو باز کن.‏

1849
01:52:05.958 --> 01:52:07.292
اگه باز کنم، منو می‌زنی.‏

1850
01:52:09.083 --> 01:52:11.375
درو باز کن. ازت می‌گذرم.‏

1851
01:52:11.875 --> 01:52:12.917
قول می‌دم.‏

1852
01:52:16.083 --> 01:52:17.083
باشه.‏

1853
01:52:21.625 --> 01:52:25.042
میکائل! دختر کوچولو رو دادم به کسی
که می‌تونست کمکش کنه دوباره حرف بزنه.‏

1854
01:52:25.125 --> 01:52:26.583
گفت تو رو می‌شناسه.‏

1855
01:52:27.625 --> 01:52:29.750
با خودش بردش، گفت بعداً برش می‌گردونه.‏

1856
01:52:37.875 --> 01:52:39.833
چمدونتو ببند. همین الان.‏

1857
01:52:42.792 --> 01:52:43.833
باید بریم.‏

1858
01:53:30.250 --> 01:53:32.333
<i>عجیب اینکه جودی جزئیاتی یادش بود</i>

1859
01:53:32.417 --> 01:53:35.500
<i>درباره‌ی اینکه دختره چطور</i>
<i>تو سردخونه زندانی شده بود.‏</i>

1860
01:53:48.250 --> 01:53:49.417
چند وقته اون توئه؟

1861
01:53:50.958 --> 01:53:54.167
وقتی رسیدم داشت درو قفل می‌کرد،‏
یه کم بیشتر از یه ساعت پیش.‏

1862
01:53:54.250 --> 01:53:55.250
<i>8:33.</i>

1863
01:53:55.333 --> 01:53:57.250
و یه وقت ندیدی چه کدی وارد کرد؟

1864
01:53:57.833 --> 01:53:59.250
نه.‏

1865
01:53:59.333 --> 01:54:01.417
<i>دما رو برده بودن بالا.‏</i>

1866
01:54:02.000 --> 01:54:03.833
<i>معمولاً دست‌کم شش ساعت طول می‌کشید</i>

1867
01:54:03.917 --> 01:54:07.208
‏- تا دختره از سرما بمیره.‏
‏- یه ساعت گذشته.‏

1868
01:54:07.292 --> 01:54:10.417
<i>مشکل این بود که تکون نمی‌خورد.‏</i>

1869
01:54:10.958 --> 01:54:13.000
<i>بی‌حرکتی سرمازدگی رو سریع‌تر می‌کنه،‏</i>

1870
01:54:13.083 --> 01:54:15.875
<i>و احتمالاً واسه همین موئیز</i>
<i>بهش قرص خواب داده بود.‏</i>

1871
01:54:15.958 --> 01:54:17.917
برای آخرین بار ازت می‌پرسم، جودی.‏

1872
01:54:19.333 --> 01:54:21.208
مطمئنی کد رو ندیدی؟

1873
01:54:21.792 --> 01:54:23.500
ندیدم، به خدا قسم.‏

1874
01:54:23.583 --> 01:54:25.958
و مطمئنی بهت گفت حق
نداری اسلحه داشته باشی؟

1875
01:54:26.042 --> 01:54:27.208
آره.‏

1876
01:54:27.292 --> 01:54:29.750
<i>قمار باعث شده بود جاهنائل</i>
<i>تو حساب ذهنی حسابی وارد باشه.‏</i>

1877
01:54:29.833 --> 01:54:32.417
به نظرت، قرص خواب تقریباً چقدر روی یه بچه

1878
01:54:32.500 --> 01:54:33.917
به جثه‌ی اون اثر داره؟

1879
01:54:34.000 --> 01:54:35.625
دست‌کم شش ساعت، نه؟

1880
01:54:36.833 --> 01:54:39.333
‏- یه کد چهاررقمی...‏
‏- داری چی کار می‌کنی؟

1881
01:54:39.417 --> 01:54:41.292
<i>هر ترکیب یه کم بیشتر از یه ثانیه.‏</i>

1882
01:54:41.375 --> 01:54:44.625
می‌خوای همه‌ی ترکیب‌ها رو امتحان
کنی؟ باید هزاران تا باشن.‏

1883
01:54:46.083 --> 01:54:48.250
<i>ده ترکیب رو تو ۱۵ ثانیه امتحان کرده بود.‏</i>

1884
01:54:48.333 --> 01:54:50.958
<i>امتحان کردن همه‌شون چهار</i>
<i>ساعت و ۴۰ دقیقه طولش می‌داد.‏</i>

1885
01:54:51.042 --> 01:54:53.083
<i>ده هزار ترکیب، دقیقاً.‏</i>

1886
01:54:53.167 --> 01:54:56.542
حداکثر تا سه ساعت دیگه می‌میره.‏
مخصوصاً اگه بهش قرص خواب داده باشه.‏

1887
01:54:57.250 --> 01:54:59.250
<i>چند لحظه طول کشید تا جودی بفهمه</i>

1888
01:54:59.333 --> 01:55:00.917
<i>قراره شاهد چی باشه،‏</i>

1889
01:55:01.000 --> 01:55:04.917
<i>صحنه‌ای که موئیز با دقت تمام آماده</i>
<i>کرده بود تا افسانه‌ی جاهنائل رو بشکنه.‏</i>

1890
01:55:05.792 --> 01:55:07.167
<i>همه‌چی سر جاش بود.‏</i>

1891
01:55:07.250 --> 01:55:09.542
<i>یه شرط، سرنوشت، و یه شاهد.‏</i>

1892
01:55:12.125 --> 01:55:13.458
<i>ده هزار کد ممکن،‏</i>

1893
01:55:13.542 --> 01:55:17.542
<i>یا ۰٫۰۱ درصد احتمال اینکه به همونی</i>
<i>برسه که موئیز انتخاب کرده بود.‏</i>

1894
01:55:17.625 --> 01:55:20.625
<i>پیدا کردن ترکیب درست اعداد</i>
<i>تقریباً چهار ساعت طول می‌کشید.‏</i>

1895
01:55:20.708 --> 01:55:23.500
<i>اگه فقط سه ساعت طول می‌کشید،‏</i>
<i>یه موفقیت غیرمنتظره بود.‏</i>

1896
01:55:23.583 --> 01:55:26.250
<i>تو دو ساعت، یه خوش‌شانسی مشکوک.‏</i>

1897
01:55:26.333 --> 01:55:28.125
<i>ولی تو یه ساعت، عملاً غیرممکن.‏</i>

1898
01:55:28.208 --> 01:55:31.000
<i>و دختر کوچولو، خب، فقط سه ساعت وقت داشت.‏</i>

1899
01:55:31.875 --> 01:55:33.583
<i>پس، کدوم آدم عاقلی</i>

1900
01:55:33.667 --> 01:55:36.667
<i>با خونسردی شروع می‌کنه ۱۰٬۰۰۰‏</i>
<i>تا کد رو یکی‌یکی امتحان کنه؟</i>

1901
01:55:36.750 --> 01:55:38.583
<i>تماشای این صحنه وحشتناک بود.‏</i>

1902
01:55:38.667 --> 01:55:41.458
<i>موئیز می‌دونست که جاهنائل ترجیح</i>
<i>می‌ده به شانسش اعتماد کنه...‏</i>

1903
01:55:41.542 --> 01:55:43.083
عدد رو درست بگی، همه‌ش مال تو.‏

1904
01:55:43.167 --> 01:55:46.000
<i>‏...و هیجان‌انگیز بود،‏</i>
<i>چون جودی هم بهش باور داشت.‏</i>

1905
01:55:46.667 --> 01:55:48.750
<i>هر چی باشه، جاه بود. آقای خوش‌شانس.‏</i>

1906
01:55:49.500 --> 01:55:51.333
<i>پس حتماً یه معجزه‌ای اتفاق می‌افتاد.‏</i>

1907
01:55:52.792 --> 01:55:55.208
<i>همیشه برام سؤال بود</i>
<i>که جودی تعجب کرد یا نه،‏</i>

1908
01:55:55.292 --> 01:55:57.958
<i>وقتی جاهنائل تو ساعت اول کد رو پیدا نکرد.‏</i>

1909
01:55:58.042 --> 01:56:00.625
<i>و وقتی ساعت دوم هم تموم شد، کم‌کم شک کرد؟</i>

1910
01:56:00.708 --> 01:56:04.000
<i>حتی برای یه لحظه به ذهنش رسید</i>
<i>که موئیز بازی رو مهندسی کرده،‏</i>

1911
01:56:04.083 --> 01:56:05.708
<i>و هیچ کدی درو باز نمی‌کنه؟</i>

1912
01:56:05.792 --> 01:56:09.417
<i>نه، فکر نکنم. معلوم بود</i>
<i>که یه کدی جواب می‌ده.‏</i>

1913
01:56:09.500 --> 01:56:12.458
<i>موئیز فقط یه هدف داشت: شکستن جاهنائل.‏</i>

1914
01:56:12.542 --> 01:56:15.000
<i>ثابت کنه سرنوشتش از شانس محض قوی‌تره.‏</i>

1915
01:56:15.083 --> 01:56:16.708
<i>و برای این کار، یه شاهد لازم بود.‏</i>

1916
01:56:16.792 --> 01:56:19.375
<i>جودی باید می‌دید که یه کد</i>
<i>واقعاً درو باز می‌کنه،‏</i>

1917
01:56:19.458 --> 01:56:21.833
<i>ولی آقای به‌اصطلاح خوش‌شانس</i>
<i>اونو خیلی دیر پیدا کرده.‏</i>

1918
01:56:21.917 --> 01:56:27.792
<i>4789. 4790. 4791.</i>

1919
01:56:28.708 --> 01:56:33.000
<i>جاهنائل بعد از امتحان ۵۰۰۰ ترکیب،‏</i>
<i>تصمیم گرفت استراتژیشو عوض کنه.‏</i>

1920
01:56:33.083 --> 01:56:35.708
<i>‏۵۰۰۰ تای باقی‌مونده رو به</i>
<i>ترتیب نزولی امتحان می‌کرد،‏</i>

1921
01:56:35.792 --> 01:56:38.792
<i>از آخری شروع می‌کرد، محض احتیاط</i>
<i>که مبادا موئیز پیش‌بینی کرده باشه</i>

1922
01:56:38.875 --> 01:56:40.500
<i>که به ترتیب امتحانشون می‌کنه.‏</i>

1923
01:56:40.583 --> 01:56:45.042
<i>9999. 9998. 9997.</i>

1924
01:56:45.125 --> 01:56:47.125
<i>بیشتر از دو ساعت و نیم گذشته بود.‏</i>

1925
01:56:47.208 --> 01:56:50.375
<i>دختر کوچولو در آستانه‌ی مرگ</i>
<i>بود و هنوز در باز نشده بود.‏</i>

1926
01:56:50.458 --> 01:56:54.333
<i>شکست برای جاهنائل معنی نداشت.‏</i>
<i>بالاخره شانس سراغش میومد.‏</i>

1927
01:56:54.417 --> 01:56:57.167
<i>امیدوار بود اثر قرص خواب</i>
<i>زودتر از انتظار بپره،‏</i>

1928
01:56:57.250 --> 01:57:00.292
<i>یا دختره بیدار بشه، یا تکونی بخوره،‏</i>
<i>هر چیزی که سرمازدگی رو عقب بندازه.‏</i>

1929
01:57:00.375 --> 01:57:03.792
<i>یا شاید بدنش از اون بدن‌هایی باشه که به‌طرز</i>
<i>معجزه‌آسایی جلوی سرما مقاومت می‌کنن.‏</i>

1930
01:57:03.875 --> 01:57:05.542
<i>هر چی بود، باید اتفاقی می‌افتاد.‏</i>

1931
01:57:05.625 --> 01:57:06.750
<i>هر چیزی.‏</i>

1932
01:57:06.833 --> 01:57:09.958
<i>برای جاهنائل همیشه یه اتفاقی</i>
<i>می‌افتاد، حتی وقتی نمی‌خواستش.‏</i>

1933
01:57:10.042 --> 01:57:12.000
<i>امروز تنها روزی بود که واقعاً لازمش داشت.‏</i>

1934
01:57:12.083 --> 01:57:14.750
<i>جاه، خودِ آقای خوش‌شانس،‏</i>
<i>امروز نمی‌تونست بدشانس باشه.‏</i>

1935
01:57:14.833 --> 01:57:19.792
<i>8245. 8244. 8243.</i>

1936
01:57:21.000 --> 01:57:24.500
<i>سه ساعت. احتمالاً دیگه مُرده بود.‏</i>

1937
01:57:24.583 --> 01:57:26.750
<i>جاهنائل حتی جرئت نکرد</i>
<i>ببینه هنوز نفس می‌کشه،‏</i>

1938
01:57:26.833 --> 01:57:28.333
<i>که تقریباً غیرممکن بود.‏</i>

1939
01:57:28.417 --> 01:57:31.917
<i>اصلاً نمی‌تونم حالشو</i>
<i>تصور کنم بعد از سه ساعت</i>

1940
01:57:32.000 --> 01:57:33.917
<i>امتحان کردن بیشتر از ۸۰۰۰ ترکیب.‏</i>

1941
01:57:34.000 --> 01:57:36.125
<i>سه ساعت، صد و هشتاد دقیقه،‏</i>

1942
01:57:36.208 --> 01:57:38.750
<i>ده هزار و هشتصد ثانیه، و هیچ نتیجه‌ای.‏</i>

1943
01:57:38.833 --> 01:57:41.167
<i>و با این حال، خودش</i>
<i>این روش رو انتخاب کرده بود.‏</i>

1944
01:57:41.250 --> 01:57:43.208
<i>می‌تونست سعی کنه درو بشکنه.‏</i>

1945
01:57:43.292 --> 01:57:45.250
<i>در عوض، به ستاره‌ی بختش تکیه کرده بود،‏</i>

1946
01:57:45.333 --> 01:57:47.958
<i>که هیچ‌وقت ناامیدش نکرده بود</i>
<i>و از مرگ حتمی نجاتش داده بود،‏</i>

1947
01:57:48.042 --> 01:57:49.792
<i>با اینکه براش مهم نبود بمیره.‏</i>

1948
01:57:49.875 --> 01:57:51.792
<i>چطور ممکن بود حالا شانسش ولش کنه؟</i>

1949
01:57:51.875 --> 01:57:55.625
<i>با این روش، یه کد چهاررقمی رو می‌شه</i>
<i>کمتر از چهار ساعت پیدا کرد.‏</i>

1950
01:57:55.708 --> 01:57:57.000
<i>از نظر آماری، منطقیه.‏</i>

1951
01:57:57.083 --> 01:58:00.208
<i>بعد از این بازه، هنوزم یه شاهکار</i>
<i>استثنایی بود، ولی به دردش نمی‌خورد.‏</i>

1952
01:58:00.292 --> 01:58:03.917
<i>جاهنائل حالا بیشتر از ۹۸۰۰‏</i>
<i>کد ممکن رو امتحان کرده بود.‏</i>

1953
01:58:04.000 --> 01:58:05.625
<i>نُه هزار و هشتصد.‏</i>

1954
01:58:05.708 --> 01:58:09.167
<i>احتمالش چقدر بود که ترکیب</i>
<i>درست جزو اونا نباشه،‏</i>

1955
01:58:09.250 --> 01:58:11.125
<i>و جزو ۲۰۰ تای باقی‌مونده باشه؟</i>

1956
01:58:11.667 --> 01:58:16.042
<i>دیگه این بیشتر از بی‌شانسی</i>
<i>بود، یه بدشانسی مطلق بود.‏</i>

1957
01:58:17.750 --> 01:58:20.750
<i>به هر حال، دختر کوچولو دیگه مُرده بود.‏</i>

1958
01:58:20.833 --> 01:58:26.125
<i>فقط ۱۰ تا احتمال مونده بود، ۵۰۰۸، ۵۰۰۷.‏</i>

1959
01:58:26.208 --> 01:58:29.083
<i>حداکثر زمان، یعنی چهار ساعت</i>
<i>و ۴۵ دقیقه رو صرف کرده بود</i>

1960
01:58:29.167 --> 01:58:31.333
<i>تا ۱۰٬۰۰۰ ترکیب رو امتحان کنه.‏</i>

1961
01:58:31.417 --> 01:58:34.625
<i>اگه کد درست واقعاً بین</i>
<i>اون ۱۰ ترکیب باقی‌مونده بود</i>

1962
01:58:34.708 --> 01:58:37.375
<i>که جاهنائل تصادفی گذاشته بود برای آخر،‏</i>

1963
01:58:37.458 --> 01:58:40.333
<i>فقط پوچی این وضعیت رو پررنگ‌تر می‌کرد.‏</i>

1964
01:59:10.125 --> 01:59:14.208
<i>در آخر، دختر کوچولو تنها</i>
<i>تو اون سردخونه مُرد.‏</i>

1965
01:59:28.625 --> 01:59:29.792
<i>ولی...‏</i>

1966
01:59:46.708 --> 01:59:50.625
<i>موئیز بهش قرص خواب نداده بود</i>
<i>که سرمازدگی رو سریع‌تر کنه.‏</i>

1967
01:59:52.625 --> 01:59:55.125
<i>فقط به یه دلیل این کارو کرده بود...‏</i>

1968
01:59:56.250 --> 01:59:58.417
<i>که تکون نخوره.‏</i>

1969
02:00:10.792 --> 02:00:13.750
<i>جادوگر به جاهنائل ایمان داشت.‏</i>

1970
02:00:13.833 --> 02:00:16.958
<i>موئیز فکر می‌کرد شانس کمک</i>
<i>می‌کنه جاه کد رو زود پیدا کنه،‏</i>

1971
02:00:17.042 --> 02:00:19.917
<i>که برای نجات دختر کوچولو وارد سردخونه بشه،‏</i>

1972
02:00:20.000 --> 02:00:21.667
<i>بمب حساس به حرکت رو فعال کنه،‏</i>

1973
02:00:21.750 --> 02:00:24.042
<i>و هر دوشون تو انفجار کشته بشن.‏</i>

1974
02:00:24.125 --> 02:00:27.458
<i>نقشه این بود. نفرین نهایی موئیز.‏</i>

1975
02:00:27.542 --> 02:00:31.167
<i>کشتن جاهنائل با شانس خودش. بی‌نقص بود.‏</i>

1976
02:00:31.833 --> 02:00:33.958
<i>ده هزار ترکیب ممکن،‏</i>

1977
02:00:34.042 --> 02:00:39.250
<i>و آقای خوش‌شانس بعد از ۹٬۹۹۷ بار</i>
<i>امتحان، ترکیب درست رو پیدا کرد.‏</i>

1978
02:00:39.333 --> 02:00:41.833
<i>بعد از چهار ساعت و ۴۵ دقیقه،‏</i>

1979
02:00:41.917 --> 02:00:44.167
<i>وقتی اثر قرص خواب دختره از بین رفته بود،‏</i>

1980
02:00:44.250 --> 02:00:48.708
<i>درست به‌موقع که بالاخره تکون</i>
<i>بخوره، بمب رو فعال کنه و بمیره.‏</i>

1981
02:00:48.792 --> 02:00:50.042
<i>فقط خودش.‏</i>

1982
02:00:50.417 --> 02:00:54.333
<i>اگه حتی پنج دقیقه زودتر کد رو پیدا</i>
<i>کرده بود، جاهنائل هم باهاش می‌رفت.‏</i>

1983
02:00:54.417 --> 02:00:56.917
<i>ستاره‌ی بختش بالاخره ترکش نکرده بود.‏</i>

1984
02:00:57.000 --> 02:01:00.250
<i>این مرد، تو تک‌تک ثانیه‌های</i>
<i>اون پنج ساعت آخر،‏</i>

1985
02:01:00.333 --> 02:01:03.292
<i>فقط یه چیز می‌خواست، پیدا کردن کد.‏</i>

1986
02:01:03.375 --> 02:01:05.375
<i>و حتی اگه از بمب خبر داشت،‏</i>

1987
02:01:05.458 --> 02:01:07.417
<i>از باز کردن در دست می‌کشید؟</i>

1988
02:01:08.042 --> 02:01:10.750
<i>به هر حال، شانس نظر اونو نپرسید.‏</i>

1989
02:01:10.833 --> 02:01:13.000
<i>برگزیده، نه؟</i>

1990
02:01:23.458 --> 02:01:27.375
<i>وقتی پای جون خودش در برابر</i>
<i>جون یکی دیگه در میون بود،‏</i>

1991
02:01:27.458 --> 02:01:30.500
<i>حتی وقتی اون یکی یه بچه‌ی بی‌گناه بود،‏</i>

1992
02:01:30.583 --> 02:01:32.875
<i>بانوی بخت همیشه جاه رو انتخاب می‌کرد.‏</i>

1993
02:01:34.792 --> 02:01:36.333
<i>جاه چاره‌ای نداشت.‏</i>

1994
02:01:42.667 --> 02:01:47.625
<i>اولش داستان خیلی ساده بود:‏</i>
<i>گنگسترها، یه خائن و یه کارآگاه.‏</i>

1995
02:01:47.708 --> 02:01:51.083
<i>ولی تو این ۴۸ ساعت آخر، تعادل از هم پاشید،‏</i>

1996
02:01:51.167 --> 02:01:53.125
<i>و هیولا صورتشو نشون داد.‏</i>

1997
02:01:53.208 --> 02:01:55.000
<i>بدترینش هنوز مونده بود.‏</i>

1998
02:01:57.333 --> 02:02:00.208
نه، نه. خواهش می‌کنم، نه. نه!‏

1999
02:02:01.208 --> 02:02:03.833
جاه، تو رو خدا. گفتی سر قولت می‌مونی، مرد.‏

2000
02:02:06.208 --> 02:02:10.833
ادامه دارد

2001
02:02:12.208 --> 02:03:54.833
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2002
02:03:56.917 --> 02:04:00.667
تو یه انفجاری دست داشتی
که جون یه آدم بی‌گناه رو گرفت.‏

2003
02:04:04.333 --> 02:04:06.250
می‌دونم برای جاهنائل کار می‌کردی.‏

2004
02:04:10.083 --> 02:04:11.833
اون بهت دستور داد منفجرش کنی؟

2005
02:04:14.375 --> 02:04:16.167
فکر نکنم، نه. هوم.‏

2006
02:04:16.250 --> 02:04:17.625
سبک کارش نیست.‏

2007
02:04:17.708 --> 02:04:20.000
فکر کنم بالاخره دارم می‌فهمم
چی داره اتفاق می‌افته.‏

2008
02:04:23.417 --> 02:04:25.500
به‌زودی همه‌شون می‌فهمن.‏

2009
02:04:30.000 --> 02:04:31.542
چی رو می‌فهمی؟

2010
02:04:33.167 --> 02:04:36.708
بهش می‌گن «خدای شانس»، ولی اون این نیست.‏

2011
02:04:41.375 --> 02:04:42.542
اون یه شیطانه.‏

2012
02:04:47.042 --> 02:04:49.625
یه دیو لعنتی.‏

2013
02:04:59.500 --> 02:05:00.917
<i>هی، هی، هی! ساعت ۸ صبحه،‏</i>

2014
02:05:01.000 --> 02:05:03.333
<i>و دارید به سان اف‌ام گوش می‌دید، بهترین...‏</i>

2015
02:09:33.083 --> 02:09:33.958
موئیز موئیز نبود.‏

2016
02:09:34.042 --> 02:09:35.083
با بازخوانی فهمیدم.‏

2017
02:09:35.167 --> 02:09:36.792
<i>یادداشت‌هاتو مرور کردی دیگه، نه؟</i>