WEBVTT

﻿
1
00:00:04.000 --> 00:00:16.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:16.030 --> 00:00:20.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:25.985 --> 00:00:27.862
‫همین‌جا پیاده می‌شم.
‫ممنون.

4
00:00:49.717 --> 00:00:52.595
‫می‌تونم کمکتون کنم کسی رو پیدا کنین؟
‫نه، ممنون.

5
00:00:53.262 --> 00:00:54.347
‫شما لئونارد هستین؟

6
00:00:54.680 --> 00:00:55.932
‫دنبال کار می‌گردم.

7
00:00:57.850 --> 00:01:00.145
‫اینجا تو قبرستون؟
‫همین نزدیکی زندگی می‌کنم.

8
00:01:00.478 --> 00:01:03.147
‫سرایدار ساختمونمون
‫الیوره.

9
00:01:03.397 --> 00:01:04.690
‫الیور!

10
00:01:05.023 --> 00:01:06.442
‫رودریگز.

11
00:01:07.360 --> 00:01:10.197
‫هنوز دستگیر نشده؟
‫هنوز نه.

12
00:01:10.863 --> 00:01:13.032
‫گفت بهتره بیام
‫و باهاتون حرف بزنم.

13
00:01:13.365 --> 00:01:16.327
‫شما لئونارد هستین، درسته؟
‫بله.

14
00:01:17.495 --> 00:01:18.663
‫خب...

15
00:01:20.123 --> 00:01:22.500
‫چیه، لنگ پولی؟
‫نه.

16
00:01:23.460 --> 00:01:27.672
‫ببخشید، آخه لباست برای
‫اینجور کارا زیادی رسمیه.

17
00:01:28.380 --> 00:01:29.382
‫آها، آره.

18
00:01:29.715 --> 00:01:32.718
‫یه کم دیگه ‫با وکیلم قرار دارم.

19
00:01:33.595 --> 00:01:34.928
‫خودتو تو دردسر انداختی؟

20
00:01:36.848 --> 00:01:39.392
‫فقط برای ‫وصیت‌نامه‌م هستش.

21
00:01:39.767 --> 00:01:40.935
‫پس داری می‌میری.

22
00:01:41.268 --> 00:01:44.480
‫نه، این کاریه که تو یه مقطعی
‫از زندگی باید انجام بدی.

23
00:01:46.773 --> 00:01:48.233
‫احتمالاً.

24
00:01:50.945 --> 00:01:52.947
‫پس وصیت‌نامه نداری؟

25
00:01:53.948 --> 00:01:55.158
‫چرا، دارم.

26
00:01:57.577 --> 00:01:58.995
‫همین‌جا نگه‌ش می‌دارم.

27
00:02:03.248 --> 00:02:05.210
‫اگه مُردم،
‫با این شماره تماس بگیرین.

28
00:02:05.543 --> 00:02:08.922
‫لطفاً مطمئن شین صورتم تمیزه
‫و دهن و چشمام بسته‌ست.

29
00:02:12.342 --> 00:02:13.467
‫همین.

30
00:02:13.802 --> 00:02:15.845
‫این وصیت‌نامهٔ منه.

31
00:02:17.222 --> 00:02:18.640
‫بیا، اینو بگیر.

32
00:02:20.308 --> 00:02:23.060
‫خب، درسته؟
‫اینجا کمک لازم دارین؟

33
00:02:23.393 --> 00:02:26.647
‫آره، ولی کلیسا اینجا رو می‌چرخونه.
‫فقط می‌تونن حقوق یه نفر رو بدن.

34
00:02:26.982 --> 00:02:28.692
‫من نیازی به حقوق ندارم.

35
00:02:31.277 --> 00:02:33.947
‫این یه جور
‫حس خیرخواهانست؟

36
00:02:36.365 --> 00:02:37.492
‫نه، فکر نکنم.

37
00:02:37.825 --> 00:02:39.827
‫باید مراقب
‫حس‌های خیرخواهانه باشی.

38
00:02:40.287 --> 00:02:42.122
‫می‌تونن نقابی برای غرور باشن.

39
00:02:42.497 --> 00:02:43.915
‫گمونم.

40
00:02:44.957 --> 00:02:47.585
‫و ازخودراضی بودن.
‫شکی توش نیست.

41
00:02:51.882 --> 00:02:54.133
‫پس چرا می‌خوای
‫تو قبرستون کار کنی؟

42
00:02:55.843 --> 00:02:57.720
‫فقط نیاز دارم یه کاری که انجام بدم.

43
00:02:58.680 --> 00:03:01.515
‫معتاد در حال ترکی؟
‫الکلی هستی؟

44
00:03:01.848 --> 00:03:04.018
‫مشکل مصرف مواد داری؟

45
00:03:04.352 --> 00:03:06.270
‫نه، یه جورایی نیمه‌بازنشسته‌م.

46
00:03:06.603 --> 00:03:09.523
‫وقتم آزاده.
‫دلم می‌خواد بیرون کار کنم.

47
00:03:11.275 --> 00:03:13.987
‫دچار بحران
‫میانسالی شدی، پسرجان.

48
00:03:14.320 --> 00:03:15.322
‫شاید.

49
00:03:15.655 --> 00:03:17.532
‫قبل از این چه‌کار می‌کردی؟

50
00:03:18.073 --> 00:03:19.242
‫فیلم کارگردانی می‌کردم.

51
00:03:19.575 --> 00:03:21.660
‫واقعاً؟
‫چه سبکی؟

52
00:03:23.872 --> 00:03:25.582
‫کمدی رمانتیک.

53
00:03:26.623 --> 00:03:28.375
‫کمدی رمانتیک؟

54
00:03:28.960 --> 00:03:30.712
‫آره، بیشتر اوقات.

55
00:03:31.922 --> 00:03:34.632
‫البته، من کسی نیستم
‫که استخدام می‌کنه.

56
00:03:35.215 --> 00:03:37.593
‫کلیسای اون بالا
‫صاحب قبرستونه و اونو می‌چرخونه.

57
00:03:37.927 --> 00:03:39.137
‫یه زنی به اسم آلیس.

58
00:03:39.512 --> 00:03:42.682
‫بعدازظهرها اون بالاست.
‫بهش می‌گم که داری می‌ری ببینیش.

59
00:03:43.015 --> 00:03:44.892
‫اسمت چیه؟
‫جو.

60
00:03:45.225 --> 00:03:46.435
‫جوزف فولتون.

61
00:03:51.440 --> 00:03:54.568
‫من برگ جمع کردم.
‫چمن زدم.

62
00:03:58.698 --> 00:04:01.658
‫اینجا کارش فقط
‫برگ جمع کردن و چمن زدن نیست.

63
00:04:02.868 --> 00:04:04.703
‫اینجا تماماً کارش باغبونیه.

64
00:04:06.538 --> 00:04:07.748
‫باغبونی.

65
00:04:09.625 --> 00:04:12.795
‫مراقبت، پرورش و
‫مدیریت منابع طبیعی.

66
00:04:13.128 --> 00:04:16.715
‫این درختا،
‫این شمشادا، این چمنا رو می‌بینی؟

67
00:04:17.467 --> 00:04:19.135
‫اگه بذاری از کنترل خارج بشن،

68
00:04:19.468 --> 00:04:23.055
‫خیلی زود چیزی جز
‫یه تیکه زمین جنگلی نداری،

69
00:04:23.388 --> 00:04:25.975
‫یه زمین بایر، یه باغ متروکه.

70
00:04:26.392 --> 00:04:28.687
‫بارزترین نشونهٔ ‫یه تمدن ورشکسته.

71
00:04:29.020 --> 00:04:30.480
‫فهمیدم.

72
00:04:31.397 --> 00:04:33.733
‫این یه کار واقعیه،
‫هر روزِ خدا

73
00:04:34.067 --> 00:04:38.278
‫پاک کردن شاخه‌های افتاده و علف‌های هرزِ
‫زیر درختای جوان که دارن اونا رو خفه می‌کنن.

74
00:04:38.612 --> 00:04:42.742
‫البته بعدش چمن‌زنی و
‫هرس و شن‌کشی مرتب هم هست.

75
00:04:45.787 --> 00:04:48.122
‫ولی دردسر واقعی
‫این کیسه‌های پلاستیکی‌ان.

76
00:04:52.210 --> 00:04:53.962
‫باهاشون چه‌کار می‌کنی؟

77
00:05:16.317 --> 00:05:18.277
‫خیلی وقتا خسارت‌های جانبی هم داره.

78
00:05:18.945 --> 00:05:20.988
‫مثلاً شیشهٔ ماشین کسی می‌شکنه
‫یا یه‌چیز تو همین مایه‌ها.

79
00:05:22.657 --> 00:05:25.368
‫باید سنگ مناسبی رو هم انتخاب کنی.

80
00:05:25.702 --> 00:05:27.662
‫سنگی که سطح پهن و صافی داشته باشه.

81
00:05:27.995 --> 00:05:30.707
‫تا اون کیسه‌پلاستیکیِ مزاحم رو سوراخ نکنه،

82
00:05:31.040 --> 00:05:32.083
‫بلکه بهش گیر کنه،

83
00:05:32.500 --> 00:05:34.960
‫یه کم درگیرش بشه و
‫بکشدش پایین.

84
00:05:37.088 --> 00:05:40.467
‫و ببین، چیزی که باید یادت بمونه
‫همونیه که هر کشاورزی می‌دونه:

85
00:05:40.800 --> 00:05:42.802
‫مهم نیست چقدر زودبه‌زود
‫چمنا رو بزنی،

86
00:05:43.135 --> 00:05:45.012
‫بازم نیاز به
‫کوتاه کردن دارن.

87
00:05:45.303 --> 00:05:46.805
‫برگام همین‌طورن،

88
00:05:48.348 --> 00:05:50.350
‫و این کیسه‌پلاستیکی‌های لعنتی.

89
00:08:36.683 --> 00:08:39.437
‫وصیت‌نامه یه سند قانونیه...

90
00:08:39.728 --> 00:08:41.730
‫که مشخص می‌کنه
‫چه افراد یا خیریه‌هایی...

91
00:08:42.063 --> 00:08:44.442
‫بعد از مرگت،
‫اموالت رو به ارث ببرن.

92
00:08:44.775 --> 00:08:47.612
‫به این افراد یا خیریه‌ها می‌گن ذی‌نفع.

93
00:08:48.653 --> 00:08:50.322
‫خیلی خب، تا اینجا که مشکلی نیست.

94
00:08:51.323 --> 00:08:52.867
‫در ضمن، وصیت‌نامه بهت این امکان رو می‌ده...

95
00:08:53.200 --> 00:08:56.162
‫تا برای بچه‌های زیر سن قانونی‌ت
‫یه قیم تعیین کنی.

96
00:08:57.162 --> 00:08:59.415
‫من بچه‌ای ندارم.
‫تا جایی که خودت خبر داری.

97
00:08:59.665 --> 00:09:01.000
‫منظورت چیه؟

98
00:09:01.458 --> 00:09:03.335
‫فقط می‌گم آدم باید حواسش جمع باشه.

99
00:09:03.668 --> 00:09:07.088
‫تو همیشه این ریش‌سفیدِ
‫آروم و بی‌ادعای...

100
00:09:07.423 --> 00:09:09.633
‫کمدی رمانتیک سینمای آمریکا نبودی، پسرجان.

101
00:09:09.967 --> 00:09:12.470
‫یادمه دل‌های زیادی رو شکستی.

102
00:09:12.803 --> 00:09:15.430
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫هیچ راز پنهونی...

103
00:09:15.765 --> 00:09:18.517
‫هیچ وارث ناراضی‌ای تو راهروهای دادگاه
‫پرسه نمی‌زنه.

104
00:09:19.977 --> 00:09:21.853
‫اصلاً چرا قصه می‌بافی؟

105
00:09:22.187 --> 00:09:24.148
‫خود زندگی به اندازه کافی
‫پر از کشمکشه!

106
00:09:24.690 --> 00:09:27.652
‫دقیقاً.
‫وگرنه ما وکلا بی‌کار می‌شدیم.

107
00:09:28.318 --> 00:09:31.363
‫گوش کن، هدف اصلی وصیت‌نامه اینه
‫که مطمئن بشی خواسته‌های تو،

108
00:09:31.697 --> 00:09:35.075
‫نه قوانین پیش‌فرض ایالتی،
‫بعد از مرگت اجرا می‌شن.

109
00:09:36.993 --> 00:09:37.995
‫خب از کجا شروع کنیم؟

110
00:09:38.328 --> 00:09:41.415
‫کارای اداریش کاملاً استاندارده.
‫خودم می‌تونم شروعشون کنم.

111
00:09:41.748 --> 00:09:45.628
‫تو باید بری خونه،
‫یه لیست از اموال و دارایی‌هات...

112
00:09:45.878 --> 00:09:48.672
‫و افراد یا خیریه‌هایی که
‫می‌خوای بهشون برسه تهیه کنی.

113
00:09:49.007 --> 00:09:50.215
‫هنوز متأهلی؟
‫نه.

114
00:09:50.548 --> 00:09:51.592
‫رسماً طلاق گرفتین؟

115
00:09:51.925 --> 00:09:54.887
‫سهم ایالت رو دادم ‫و رسیدش هم دارم.

116
00:09:55.345 --> 00:09:57.013
‫حالش چطوره؟
‫کلارا؟

117
00:09:57.348 --> 00:09:58.640
‫همسرت.
‫همسر سابقم.

118
00:09:59.058 --> 00:10:01.602
‫خیلی ازش خوشم می‌اومد.
‫چطوری گند زدی به رابطه‌تون؟

119
00:10:03.520 --> 00:10:04.897
‫جوون بودیم.

120
00:10:05.230 --> 00:10:06.690
‫عاشق هم بودیم.

121
00:10:07.358 --> 00:10:08.775
‫عوض شدیم.

122
00:10:10.778 --> 00:10:12.447
‫هنوز با اون ابرقهرمانه قرار می‌ذاری؟

123
00:10:12.697 --> 00:10:15.240
‫موریل، آره.
‫چه انتظاراتی داره؟

124
00:10:15.908 --> 00:10:17.158
‫انتظاراتش از چی؟

125
00:10:18.785 --> 00:10:22.582
‫می‌دونم موریل هافمن یه ستارهٔ
‫خیلی معروف و پولدار تلویزیونه،

126
00:10:22.832 --> 00:10:24.917
‫ولی همه‌چیز که پول نیست.

127
00:10:25.250 --> 00:10:27.670
‫مهم‌ترین چیز، ‫حق امتیاز فیلماته.

128
00:10:28.003 --> 00:10:30.005
‫مالکیت معنوی‌شون.

129
00:10:30.338 --> 00:10:33.175
‫و این حقوق می‌تونن به
‫ذی‌نفع‌های مشخصی واگذار بشن.

130
00:10:33.508 --> 00:10:36.470
‫کلارا، موریل؟
‫جفتشون؟ هیچ‌کدوم؟

131
00:10:36.803 --> 00:10:38.722
‫همه‌شون یا فقط بعضی‌هاشون؟
‫یا اصلاً هیچ‌کدوم.

132
00:10:39.057 --> 00:10:42.893
‫پتانسیل رسوایی و دل‌شکستگی توش
‫بی‌نهایته.

133
00:10:44.312 --> 00:10:47.272
‫واو. یعنی همه‌چیز ختم می‌شه به همین؟

134
00:10:47.607 --> 00:10:48.732
‫متأسفانه آره.

135
00:10:49.192 --> 00:10:52.778
‫تو یه مقطعی از زمان، تو یه لیست از
‫دارایی‌هایی درست کردی...

136
00:10:53.070 --> 00:10:55.322
‫که ممکنه آدما بعداً بخوان
‫سرشون بجنگن.

137
00:10:56.782 --> 00:10:58.867
‫این یه لیست از چیزاییه که باید بهشون رسیدگی کنی.

138
00:10:59.118 --> 00:11:01.078
‫برو خونه. درموردش فکر کن.

139
00:11:43.995 --> 00:11:44.997
‫سلام جو.

140
00:11:45.247 --> 00:11:47.625
‫سلام آنا.
‫یه اسپرسو دبل، لطفاً.

141
00:11:47.958 --> 00:11:51.878
‫باشه. فصل دوم، قسمت اول.
‫اونا دوباره به هم برمی‌گردن.

142
00:11:52.128 --> 00:11:54.215
‫واقعاً؟
‫فقط یه ایده‌ست.

143
00:11:54.548 --> 00:11:57.342
‫فکر کنم شبکه یه چیز ‫تلخ‌تر می‌خواد.

144
00:11:57.677 --> 00:11:59.720
‫کمتر دلگرم‌کننده؟
‫آره، تاریک‌تر.

145
00:12:00.972 --> 00:12:03.848
‫ولی هنوزم یه کمدی
‫نیم‌ساعته‌ست، مگه نه؟

146
00:12:04.183 --> 00:12:07.268
‫آره، حتماً، فقط اونا دنبال
‫شخصیت‌های دوست‌داشتنی نیستن.

147
00:12:07.603 --> 00:12:10.147
‫باید بیشتر بریم سمت آدمای
‫به‌وضوح خودخواه...

148
00:12:10.397 --> 00:12:12.525
‫و غیرقابل‌اعتماد.
‫این‌طوری واقعی‌تره.

149
00:12:12.900 --> 00:12:15.068
‫طبیعی‌تره.
‫همه‌چیز رو با هم قاطی نکن.

150
00:12:15.485 --> 00:12:16.487
‫درسته.

151
00:12:23.910 --> 00:12:26.872
‫چیزی درباره قانون دوم
‫ترمودینامیک شنیدی؟

152
00:12:27.707 --> 00:12:28.707
‫یه‌چیزایی.

153
00:12:29.040 --> 00:12:31.627
‫همهٔ انرژی‌ها تو فرایند
‫تحلیل رفتن خودشونن.

154
00:12:31.877 --> 00:12:33.545
‫گرما همون مرگِ انرژیه.

155
00:12:33.878 --> 00:12:37.048
‫می‌تونی با نابود کردن دو تا انرژی،
‫یه انرژی سوم خلق کنی.

156
00:12:37.382 --> 00:12:39.885
‫روابط هم دقیقاً همین‌طورن.

157
00:12:40.218 --> 00:12:43.472
‫دو نفر با هم جفت می‌شن
‫تا این شور، عشق، اعتماد،

158
00:12:43.805 --> 00:12:47.017
‫سردرگمیِ چندعشقیِ تراجنسیتی،
‫یا هر چیز دیگه‌ای رو بسازن.

159
00:12:47.350 --> 00:12:50.020
‫ولی با این کار، ‫همدیگه رو نابود می‌کنن.

160
00:12:50.353 --> 00:12:53.773
‫اما این نابودیِ دوجانبه،
‫یه انرژی جدید تولید می‌کنه.

161
00:12:56.277 --> 00:12:57.277
‫داستان!

162
00:12:57.612 --> 00:12:59.655
‫یا دقیق‌تر بگم: فصل دوم.

163
00:13:00.113 --> 00:13:03.867
‫آره، همینه.
‫آدما همدیگه رو نابود می‌کنن.

164
00:13:04.202 --> 00:13:06.870
‫واقعاً همه‌ش فیزیکه.
‫گرفتم.

165
00:13:07.955 --> 00:13:09.998
‫اوه، واو.
‫چیه؟

166
00:13:10.332 --> 00:13:11.708
‫اون... خودشه.

167
00:13:12.042 --> 00:13:13.668
‫موریل هافمنه!

168
00:13:16.255 --> 00:13:19.258
‫این فقط کاریه که یه آدم بالغ
‫باید انجام بده.

169
00:13:19.592 --> 00:13:20.675
‫وصیت‌نامه نوشتن.

170
00:13:21.010 --> 00:13:23.803
‫وکلای من ۲۵ ساله که دارن
‫می‌گن این کار رو بکنم.

171
00:13:24.137 --> 00:13:25.513
‫ولی چرا الان؟

172
00:13:25.848 --> 00:13:28.183
‫اگه الان نه، پس کی؟
‫وقتش رو دارم.

173
00:13:28.517 --> 00:13:30.937
‫تو یه چیزی می‌دونی، نه؟
‫نه.

174
00:13:31.270 --> 00:13:33.855
‫من یه مرد ۵۸ سالهٔ
‫کاملاً سالمم.

175
00:13:34.190 --> 00:13:35.732
‫فرانک زاپا تو ۵۲ سالگی مرد.

176
00:13:36.067 --> 00:13:38.193
‫جدی؟
‫برشت هم تو ۵۸ سالگی.

177
00:13:38.527 --> 00:13:40.153
‫یادم ننداز.
‫دیکنز...

178
00:13:40.487 --> 00:13:43.448
‫لندنِ دههٔ ۱۸۶۰ یه جای
‫ناسالم و پر از دود و دم بود.

179
00:13:43.782 --> 00:13:44.867
‫مولیر!

180
00:13:45.200 --> 00:13:48.578
‫اون مال قرن هفدهم بود.
‫اون موقع دیگه پیرمرد محسوب می‌شد.

181
00:13:48.912 --> 00:13:50.663
‫پس من چی؟

182
00:13:51.248 --> 00:13:54.377
‫نمی‌خوام پیش‌داوری کنم،
‫ولی حالت خوبه؟

183
00:13:55.752 --> 00:13:57.253
‫حالم خوبه؟

184
00:13:57.588 --> 00:14:00.967
‫چطور می‌تونی اینو بپرسی؟
‫نه، حالم اصلاً خوب نیست.

185
00:14:01.300 --> 00:14:03.677
‫مردی که دوستش دارم
‫داره وصیت‌نامه‌ش رو تنظیم می‌کنه...

186
00:14:04.010 --> 00:14:08.182
‫چیزی میل دارین خانم هافمن؟
‫بله، ممنون. چای ارل‌گری.

187
00:14:11.352 --> 00:14:13.270
‫واقعاً چی نگرانت کرده؟

188
00:14:14.897 --> 00:14:17.023
‫آینده‌ای برای ما وجود داره؟

189
00:14:17.357 --> 00:14:18.817
‫امیدوارم.

190
00:14:21.320 --> 00:14:22.487
‫من به یه تکیه‌گاه نیاز دارم.

191
00:14:23.988 --> 00:14:26.408
‫اگه اون موریل هافمنه،
‫اون مرده هم باید...

192
00:14:26.825 --> 00:14:27.827
‫اسمش چیه؟

193
00:14:28.077 --> 00:14:29.787
‫می‌شناسمش.
‫همون فیلمه رو ساخته بود.

194
00:14:30.037 --> 00:14:31.830
‫دربارهٔ یه مرده.
‫دختری که دوستش داره.

195
00:14:32.080 --> 00:14:33.790
‫تو یه کارخونه کار می‌کنه.
‫نارنجک دستی.

196
00:14:34.040 --> 00:14:36.668
‫واقعاً؟
‫فکر کنم. شایدم نه.

197
00:14:37.043 --> 00:14:38.628
‫بی‌خیال. آره! ببین!

198
00:14:39.797 --> 00:14:40.880
‫جو فولتون.

199
00:14:41.215 --> 00:14:43.217
‫ظاهراً کلی جایزه ‫و این‌چیزا برده.

200
00:14:43.592 --> 00:14:45.135
‫اون جوزف فولتونِ!

201
00:14:45.468 --> 00:14:47.680
‫عوضیِ خوش‌شانس.
‫برای زنه خیلی پیره.

202
00:14:47.930 --> 00:14:50.182
‫تو این دنیا
‫هیچ عدالتی نیست، میک.

203
00:14:51.517 --> 00:14:53.227
‫یالا.
‫باید با هم حرف بزنیم.

204
00:14:53.560 --> 00:14:55.770
‫من عکاسی دارم.
‫ماشین منتظرمه.

205
00:14:56.105 --> 00:14:58.357
‫بعداً می‌بینمت؟
‫بیا آپارتمانم.

206
00:14:58.690 --> 00:14:59.692
‫باشه.

207
00:15:02.152 --> 00:15:03.320
‫تو می‌مونی؟

208
00:15:03.653 --> 00:15:06.990
‫ده‌دقیقه دیگه یه مصاحبه دارم.
‫یکی داره یه کتاب می‌نویسه.

209
00:15:07.323 --> 00:15:10.118
‫خودت رو خسته نکن.
‫موریل، من خوبم.

210
00:15:10.452 --> 00:15:11.745
‫رنگت پریده.
‫این‌طورم؟

211
00:15:12.078 --> 00:15:13.580
‫تو فکری، ازم دوری...

212
00:15:14.205 --> 00:15:17.167
‫کافیه، لطفاً.
‫دوستت دارم.

213
00:15:17.710 --> 00:15:20.253
‫شوخی می‌کنی؟
‫مامانم منو دست‌تنها بزرگ کرد.

214
00:15:21.005 --> 00:15:23.507
‫هیچ‌وقت نفهمیدم پدرم کیه.
‫اونم هیچ‌وقت بهم نگفت.

215
00:15:23.757 --> 00:15:26.052
‫ولی وقتایی که خیلی مست می‌کرد،

216
00:15:26.385 --> 00:15:29.847
‫احساساتی می‌شد و از یه رابطهٔ
‫عاشقانهٔ بزرگ حرف می‌زد...

217
00:15:30.180 --> 00:15:32.390
‫با یه کارگردان سینما
‫به اسم جو فولتون.

218
00:15:32.725 --> 00:15:33.725
‫تو نیویورک؟

219
00:15:34.058 --> 00:15:36.395
‫آره، اون زمانا ‫بازیگر بود.

220
00:15:36.728 --> 00:15:38.522
‫پس حتماً خودشه، پسر.

221
00:15:39.357 --> 00:15:40.357
‫لعنتی.

222
00:15:40.607 --> 00:15:42.317
‫چرا پکری؟
‫برو باهاش حرف بزن.

223
00:15:42.652 --> 00:15:45.445
‫شاید خرپول باشه،
‫شاید یه ارثی بهت برسه.

224
00:15:45.695 --> 00:15:46.780
‫اصلاً پولی تو دست‌وبالش هست؟

225
00:15:47.113 --> 00:15:49.742
‫رزومهٔ پروپیمونی داره.
‫با موریل هافمن هم دوسته.

226
00:15:49.992 --> 00:15:52.202
‫قسمت آخر «آلورا» رو دیدی؟
‫شاهکار بود!

227
00:15:52.452 --> 00:15:54.955
‫اونجایی که یارو...
‫سعی می‌کنه با اون چیزه بکشتش.

228
00:15:55.205 --> 00:15:57.582
‫تو آخرین لحظه...
‫با اون لباسِ فصل سه.

229
00:15:59.083 --> 00:16:00.210
‫اون فوق‌العاده‌ست.

230
00:16:02.587 --> 00:16:04.882
‫اون سریال رو برای اون نوشتم.
‫همون که دربارهٔ یه راهبه‌ست؟

231
00:16:05.132 --> 00:16:06.633
‫که قدرت‌های ذهنی داره.
‫همون که تو صومعه‌ست؟

232
00:16:06.883 --> 00:16:09.093
‫که توش آبجو درست می‌کنن.
‫و به پناهنده‌های غیرقانونی پناه می‌دن...

233
00:16:09.345 --> 00:16:10.803
‫در برابر تهاجم سرمایه‌داری؟

234
00:16:11.138 --> 00:16:12.890
‫می‌تونم یه کم از جنجالاش کم کنم.

235
00:16:13.140 --> 00:16:15.350
‫نه، نه.
‫حاشیه و جنجال می‌تونه مفید باشه.

236
00:16:15.600 --> 00:16:18.437
‫ولی به‌هرحال، واو!
‫اون واسه این نقش عالی می‌شه.

237
00:16:18.687 --> 00:16:19.855
‫مگه نه؟

238
00:16:20.105 --> 00:16:21.898
‫حالا اون یه‌جورایی مثل خاله‌ت می‌مونه.

239
00:16:22.148 --> 00:16:23.733
‫کیت، سر به سرم نذار!

240
00:16:23.983 --> 00:16:26.778
‫بی‌خیال، تو دسترسی مستقیم
‫به موریل هافمن داری...

241
00:16:27.028 --> 00:16:29.197
‫چون اون یه‌جورایی
‫عشقِ اصلیِ باباته.

242
00:16:30.282 --> 00:16:33.285
‫واقعاً فکر می‌کنی اون بابامه؟
‫ارزش پرسیدن رو داره.

243
00:16:39.375 --> 00:16:41.377
‫دارم یه کتاب دربارهٔ فیلم‌هاتون می‌نویسم.

244
00:16:41.627 --> 00:16:46.507
‫دلم می‌خواد برای یه سری مصاحبه
‫ازتون دعوت کنم.

245
00:16:46.757 --> 00:16:51.095
‫این مصاحبه‌ها به موضوعات و نکاتی که
‫تو متن میارم وزن و اعتبار بیشتری می‌دن.

246
00:16:51.345 --> 00:16:53.097
‫گمون نکنم، ولی ممنون.

247
00:16:53.347 --> 00:16:55.973
‫ممنون که می‌خواین
‫دربارهٔ فیلم‌هام بنویسین.

248
00:16:56.350 --> 00:16:58.435
‫این کار واقعاً
‫می‌تونه کتاب رو خاص کنه.

249
00:16:59.478 --> 00:17:03.107
‫ولی این کتابِ شما دربارهٔ فیلم‌های منه.
‫نیازی به اجازهٔ من ندارین.

250
00:17:04.315 --> 00:17:07.987
‫نمی‌خوام مشارکت من یه‌جورایی
‫تأییدکنندهٔ ایده‌های شما به نظر برسه.

251
00:17:08.653 --> 00:17:11.198
‫ایده‌های شما دربارهٔ فیلم‌هام،
‫ایده‌های خودتونه.

252
00:17:12.282 --> 00:17:13.408
‫موفق باشین.

253
00:17:16.162 --> 00:17:18.538
‫ولی کتاب‌های خیلی زیادی
‫دربارهٔ فیلم‌هاتون وجود داره.

254
00:17:18.788 --> 00:17:22.333
‫برای اینکه نظر ناشر رو جلب کنم،
‫باید این یکی رو متفاوت بنویسم.

255
00:17:22.583 --> 00:17:24.127
‫بله، می‌فهمم.

256
00:17:25.337 --> 00:17:26.505
‫ولی هیچ همدردی‌ای نمی‌کنین؟

257
00:17:27.798 --> 00:17:29.675
‫ببینین، شرایط همه‌جا سخته.

258
00:17:29.925 --> 00:17:33.553
‫همون‌طور که گفتم، ممنونم
‫که به کارهام علاقه‌مندین.

259
00:17:33.803 --> 00:17:37.265
‫از صراحتتون دربارهٔ این وضعیت
‫قدردانی می‌کنم.

260
00:17:37.515 --> 00:17:39.392
‫ولی تو این زمینه نمی‌تونم کمکتون کنم.

261
00:17:41.103 --> 00:17:43.230
‫بله، شما استفادهٔ خیلی خوبی
‫از صراحت می‌کنین.

262
00:17:43.480 --> 00:17:46.692
‫به‌عنوان یه تکنیکِ بیانِ کنایه‌آمیز
‫تو فیلم‌هاتون.

263
00:17:47.650 --> 00:17:49.612
‫واقعاً؟
‫تو یه پانویس توضیحش دادم...

264
00:17:49.862 --> 00:17:51.447
‫تو فصل چهار، بخش سه.

265
00:17:51.697 --> 00:17:54.742
‫کنایه‌آمیزه، طعنه‌آمیزه.

266
00:17:54.992 --> 00:17:56.075
‫فیلم‌های شما نشون می‌دن...

267
00:17:56.327 --> 00:17:58.745
‫یه مهارتِ شرورانه تو ارتباط
‫با مخاطب دارین.

268
00:17:58.995 --> 00:18:00.080
‫رویکردهای کمدی‌تون...

269
00:18:00.330 --> 00:18:02.792
‫با معانیِ دوپهلو و کنایه
‫سروکار دارن.

270
00:18:03.042 --> 00:18:04.502
‫پانویسِ طولانی‌ایه.

271
00:18:09.338 --> 00:18:11.342
‫یه لیوان شراب قرمز، لطفاً.

272
00:18:11.592 --> 00:18:12.633
‫ممنون.

273
00:18:15.887 --> 00:18:18.973
‫باشه، مامان.
‫مشکلی نیست.

274
00:18:19.558 --> 00:18:20.933
‫چند هفتهٔ دیگه می‌بینمت.

275
00:18:21.185 --> 00:18:22.518
‫آره. خداحافظ.

276
00:18:22.978 --> 00:18:25.522
‫چی گفت؟
‫جو فولتون باباته؟

277
00:18:25.772 --> 00:18:26.857
‫یادش نمیاد.

278
00:18:27.315 --> 00:18:28.692
‫یادش نمیاد؟!

279
00:18:29.108 --> 00:18:31.237
‫اون چند باری با جو فولتون
‫قرار گذاشته.

280
00:18:31.487 --> 00:18:33.780
‫ولی یه بازیگرِ تبلیغاتی هم
‫تو زندگیش بوده.

281
00:18:34.030 --> 00:18:38.285
‫و یه نوجوون که رو قایقِ یه مدیر
‫اجراییِ بزرگِ موسیقی کار می‌کرده.

282
00:18:38.535 --> 00:18:40.828
‫ولی تقریباً مطمئنه
‫که اون مدیره نیست.

283
00:18:41.078 --> 00:18:45.125
‫پس می‌مونه اون نوجوونه،
‫بازیگره یا فولتون.

284
00:18:45.375 --> 00:18:46.460
‫فولتون؟

285
00:18:47.502 --> 00:18:48.670
‫جو فولتون؟

286
00:18:50.297 --> 00:18:51.840
‫آره، چطور؟
‫می‌شناسیش؟

287
00:18:52.842 --> 00:18:54.718
‫امروز برای یه کار
‫اونجا درخواست داد.

288
00:18:55.802 --> 00:18:57.720
‫لئونارد تو قبرستون کار می‌کنه.

289
00:18:58.388 --> 00:18:59.557
‫قبرستون؟

290
00:18:59.973 --> 00:19:01.892
‫نه، محاله همون آدم باشه.

291
00:19:02.142 --> 00:19:05.978
‫خوش‌تیپ، اواخر پنجاه‌سالگی،
‫یه‌جورایی تحصیل‌کرده.

292
00:19:06.730 --> 00:19:09.733
‫ولی خیلی وقته
‫دست به شن‌کش نزده.

293
00:19:10.275 --> 00:19:12.443
‫آخه چرا باید برای کار
‫تو قبرستون درخواست بده؟

294
00:19:13.070 --> 00:19:15.488
‫خب، برای پول که ‫این کارو نمی‌کنه.

295
00:19:15.738 --> 00:19:18.283
‫مشکوکه.
‫برای کار خیر هم نیست.

296
00:19:18.533 --> 00:19:20.660
‫یعنی مثلاً
‫برای سلامتیش این کارو می‌کنه؟

297
00:19:21.870 --> 00:19:22.872
‫شاید.

298
00:19:23.955 --> 00:19:25.415
‫خیلی مشکوکه.

299
00:19:25.873 --> 00:19:27.458
‫به نظرم یه قضیهٔ معنویه.

300
00:19:29.210 --> 00:19:30.712
‫منظورت اینه که...

301
00:19:30.962 --> 00:19:32.463
‫منظورت مثل یه آدمیه که...

302
00:19:32.713 --> 00:19:34.507
‫مثل یه آدمه که آخر عمرشه.

303
00:19:34.967 --> 00:19:36.050
‫کیت، خفه شو.

304
00:19:36.302 --> 00:19:38.803
‫حرفمو باور کن، من از این چیزا
‫تو یوتیوب دیدم.

305
00:19:39.053 --> 00:19:42.975
‫آدمایی که به آخر عمرشون می‌رسن
‫دنبال نزدیکی به طبیعتن!

306
00:19:43.225 --> 00:19:45.352
‫اونو دیدم.
‫۱۶ هزار تا بازدید داشت.

307
00:19:45.852 --> 00:19:48.313
‫داره می‌میره، مطمئنم.
‫باید یه کاری بکنیم.

308
00:19:48.563 --> 00:19:51.442
‫هنوز اونجاست؟
‫- با اون خانوم پروفسوره‌ست.

309
00:19:51.692 --> 00:19:53.943
‫شاید فقط باید بری
‫خودت ازش بپرسی.

310
00:19:54.193 --> 00:19:55.570
‫که داره می‌میره؟

311
00:19:55.820 --> 00:19:57.363
‫که آیا تو پسرشی.

312
00:20:03.662 --> 00:20:05.788
‫به‌هرحال اصلاً
‫شبیه اون نیستم.

313
00:20:06.873 --> 00:20:09.668
‫کمدیِ اون، تو نشون دادن
‫چیزیه که...

314
00:20:09.960 --> 00:20:11.378
‫برای هر آدمِ اهل فکری کاملاً بدیهیه.

315
00:20:11.795 --> 00:20:13.005
‫آدمای متفکر می‌خندن.

316
00:20:13.255 --> 00:20:16.675
‫یادآوریِ اینکه چطور روزمرگی از بدیهیات
‫اجتناب می‌کنه، شوکه‌کننده‌ست.

317
00:20:16.925 --> 00:20:20.095
‫آدمای سطحی‌نگر
‫یه کم معذب می‌شن.

318
00:20:20.428 --> 00:20:23.307
‫مطمئن نیستن که می‌فهمن یا نه،
‫شاید حتی احساس خطر کنن.

319
00:20:23.890 --> 00:20:27.310
‫ولی عدم قطعیت
‫شروعِ تفکره.

320
00:20:27.560 --> 00:20:29.312
‫اگه جسارت نباشه، فیلم‌هات یه‌جور...

321
00:20:29.980 --> 00:20:32.482
‫پروپاگاندای صادقانه‌
‫علیه جهالت هستن...

322
00:20:32.732 --> 00:20:36.068
‫تا یه تفسیر کنایه‌آمیز
‫دربارهٔ هوشمندی گمراه‌کننده.

323
00:20:36.987 --> 00:20:38.447
‫جالبه.

324
00:20:39.948 --> 00:20:41.367
‫درنهایت، آقای فولتون...

325
00:20:41.617 --> 00:20:42.617
‫ممنون!

326
00:20:43.077 --> 00:20:45.537
‫درنهایت فکر کنم باهاتون موافقم.

327
00:20:45.787 --> 00:20:48.790
‫شما هیچ ایده‌ قوی یا متقاعدکننده‌ای
‫دربارهٔ کار خودتون ندارین.

328
00:20:49.040 --> 00:20:51.042
‫و اینو از لحاظ هرمنوتیک
‫می‌گم...

329
00:20:51.293 --> 00:20:52.418
‫به شکل مثبتش.

330
00:20:53.295 --> 00:20:54.295
‫ممنونم.

331
00:20:54.797 --> 00:20:55.797
‫خواهش می‌کنم.

332
00:20:56.840 --> 00:20:58.592
‫پس نیازی به مصاحبه با من ندارین؟

333
00:20:58.842 --> 00:21:00.260
‫متأسفانه نه، ببخشید.

334
00:21:00.510 --> 00:21:01.887
‫اشکالی نداره.

335
00:21:02.137 --> 00:21:04.682
‫من باید برم.
‫برای کتابتون موفق باشین.

336
00:21:11.938 --> 00:21:12.938
‫سلام اکتاویو.

337
00:21:13.190 --> 00:21:15.192
‫جو، آخرش چی می‌شه!
‫لطفاً بهم بگو.

338
00:21:15.442 --> 00:21:17.277
‫باید دست از
‫اخبار دیدن برداری.

339
00:21:17.527 --> 00:21:18.570
‫برات خوب نیست.

340
00:21:18.820 --> 00:21:20.780
‫تو بهش بگو، جو.
‫معتاد شده.

341
00:21:21.030 --> 00:21:23.367
‫آدم باید بدونه
‫تو دنیا چی می‌گذره.

342
00:21:23.617 --> 00:21:26.995
‫چه فرقی می‌کنه؟
‫می‌خوای براش چیکار کنی؟

343
00:21:27.245 --> 00:21:30.707
‫فکر می‌کنی این تروریست‌ها
‫و سیاستمدارا ازت می‌پرسن:

344
00:21:31.040 --> 00:21:33.793
‫«اکتاویو، نظرت ‫دربارهٔ همهٔ این چیزا چیه؟»

345
00:21:34.043 --> 00:21:36.128
‫این چیه؟
‫اکسترا اولترا لایت. جدیده.

346
00:21:36.380 --> 00:21:37.838
‫فقط ۶۲ کالری تو هر بطری.

347
00:21:38.090 --> 00:21:39.090
‫خوبه؟

348
00:21:39.340 --> 00:21:41.927
‫زنم می‌گه غیر این،
‫دیگه هیچی نباید بخورم.

349
00:21:42.260 --> 00:21:44.053
‫آخرالزمانه.
‫نُه دلار.

350
00:21:44.303 --> 00:21:45.722
‫می‌ارزه!
‫امتحانش می‌کنم.

351
00:21:45.972 --> 00:21:48.892
‫الان دیگه به فکر هیکلتی؟
‫یکی باید به فکرش باشه، آلخاندرا.

352
00:21:49.142 --> 00:21:52.437
‫یه دوست‌دختر خوشگل داری.
‫باید خیلی تلاش کنی تا لیاقتش رو داشته باشی.

353
00:21:52.687 --> 00:21:54.105
‫اینجا خبری از دلسوزی نیست، سِنیور.

354
00:21:54.355 --> 00:21:56.650
‫اصلاً؟
‫باشه، شاید یه ذره.

355
00:23:13.852 --> 00:23:14.937
‫خیلی خب.

356
00:23:16.897 --> 00:23:19.523
‫یه میز.

357
00:23:21.358 --> 00:23:25.947
‫سی و چهار در هفتاد و هشت اینچ.

358
00:23:29.617 --> 00:23:30.743
‫چوبی.

359
00:23:41.713 --> 00:23:42.963
‫بیا تو.

360
00:23:44.507 --> 00:23:45.508
‫سلام، الیور.

361
00:23:45.758 --> 00:23:48.470
‫جو، آب گرم داری؟
‫صبح داشتم.

362
00:23:54.392 --> 00:23:55.727
‫نه، هیچی.

363
00:23:56.687 --> 00:23:59.647
‫اون بی‌عرضه‌ها باید با واقعیت کنار بیان
‫و یه آب‌گرم‌کن جدید بگیرن.

364
00:23:59.898 --> 00:24:01.273
‫این وضع نمی‌تونه همین‌طوری ادامه پیدا کنه.

365
00:24:02.025 --> 00:24:04.277
‫این چیه؟
‫اکسترا اولترا لایت.

366
00:24:04.527 --> 00:24:06.112
‫فقط ۶۲ کالری تو هر بطری.

367
00:24:06.403 --> 00:24:08.490
‫تازه اومده.
‫آب با طعم آبجوعه.

368
00:24:09.157 --> 00:24:10.908
‫یدونه بردار.
‫ممنون.

369
00:24:14.537 --> 00:24:18.167
‫می‌تونی دادخواستمو امضا کنی؟
‫برای شورای شهر کاندید شدم.

370
00:24:18.417 --> 00:24:20.377
‫این دفعه واقعیه؟
‫برای این منطقه.

371
00:24:20.627 --> 00:24:23.255
‫به‌عنوان یه آنارشیست؟
‫حداقل یه سوسیالیست دوآتیشه.

372
00:24:23.505 --> 00:24:27.008
‫ببینم تا کجا می‌تونم پیش برم.
‫باید جلوی اعیان‌سازی محله رو بگیریم.

373
00:24:27.258 --> 00:24:30.553
‫مامانم و خواهرهاش کریسمس سال دیگه
‫آوارهٔ کوچه و خیابون می‌شن.

374
00:24:30.803 --> 00:24:32.388
‫اینم زیاد بد نیست.
‫مالکیت.

375
00:24:32.638 --> 00:24:34.098
‫همه‌چیز سر مالکیته، رفیق.

376
00:24:34.348 --> 00:24:35.850
‫«مالکیت یعنی اسارت.»

377
00:24:36.977 --> 00:24:38.060
‫اول کی اینو گفت؟

378
00:24:38.437 --> 00:24:41.355
‫فکر کنم پرودون.
‫فرانسوی، اواسط قرن نوزدهم.

379
00:24:41.607 --> 00:24:43.233
‫آنارشیست بود؟
‫اصلِ جنس بود.

380
00:24:43.483 --> 00:24:44.817
‫چطوری نوشته می‌شه؟

381
00:24:52.158 --> 00:24:52.950
‫پرودون.

382
00:24:53.202 --> 00:24:55.287
‫بعضی از کاراش
‫تو این قفسه‌ها هست.

383
00:24:58.707 --> 00:24:59.707
‫کجاست؟

384
00:24:59.958 --> 00:25:01.960
‫همون‌جا سمت راست،
‫تو ردیف‌های وسط.

385
00:25:16.683 --> 00:25:18.602
‫شش تا بشقاب غذاخوری.

386
00:25:19.937 --> 00:25:22.605
‫چهار تا بشقاب کوچیک‌تر.

387
00:25:23.147 --> 00:25:25.400
‫دو تا کاسهٔ سوپ.

388
00:25:32.782 --> 00:25:34.658
‫این ظروف نقره
‫از کجا پیداشون شد؟

389
00:25:34.910 --> 00:25:36.410
‫اوه، اینا که اصلن.

390
00:25:38.413 --> 00:25:40.748
‫چطوری این‌همه خرت‌و‌پرت جمع می‌کنیم؟

391
00:25:41.248 --> 00:25:42.250
‫کدوم خرت‌وپرت؟

392
00:25:42.500 --> 00:25:45.170
‫تو که غیر از کتاب و ابزار کار
‫واسه گذرون زندگی هیچی نداری.

393
00:25:45.462 --> 00:25:47.797
‫صاحب اینجام که هستم.
‫ولی داری اینجا زندگی می‌کنی.

394
00:25:48.047 --> 00:25:50.717
‫نه مثل این
‫دلال‌های مسکن دوزاری

395
00:25:50.967 --> 00:25:53.345
‫که آپارتمان می‌خرن
‫تا کوتاه‌مدت اجاره‌شون بدن،

396
00:25:53.595 --> 00:25:56.013
‫بعد اون‌قدر پول می‌گیرن
‫تا قانون کنترل اجاره رو دور بزنن.

397
00:25:56.263 --> 00:25:58.350
‫من از سی‌سالگی به بعد،
‫تمام عمرمو صرف این کردم

398
00:25:58.600 --> 00:26:00.143
‫که انحصارطلب نباشم.

399
00:26:01.018 --> 00:26:03.272
‫چرا؟
‫بیشتر به‌خاطر عشق به یه دختر.

400
00:26:03.522 --> 00:26:06.315
‫زیباییش، همراهیش و این چیزا.

401
00:26:06.692 --> 00:26:09.693
‫یه سال تمام خودمو مریض کردم
‫چون نمی‌تونستم مالِ خودم کنمش.

402
00:26:09.945 --> 00:26:14.698
‫وفاداری همیشگیش رو می‌خواستم،
‫که به دنیا بگم اون مال منه.

403
00:26:14.950 --> 00:26:18.035
‫زندگی عاطفیت
‫با انگیزهٔ سودآوری فاسد شده بود.

404
00:26:19.997 --> 00:26:22.207
‫ممکنه.
‫چطوری باهاش کنار اومدی؟

405
00:26:22.457 --> 00:26:23.542
‫با یه دختر دیگه آشنا شدم

406
00:26:23.792 --> 00:26:26.127
‫که خودم از انتظاراتش
‫سوءاستفاده کردم.

407
00:26:26.377 --> 00:26:28.422
‫احساساتش رو خیلی جریحه‌دار کردم
‫و فهمیدم

408
00:26:28.672 --> 00:26:31.340
‫همون کاری رو باهاش کردم
‫که اون یکی دختره با من کرده بود.

409
00:26:32.425 --> 00:26:34.927
‫سرمایه‌داری بازار آزادِ
‫روح.

410
00:26:35.178 --> 00:26:38.515
‫هر کی به فکر خودشه!
‫پسر شانس آوردی که جون سالم به در بردی.

411
00:26:38.765 --> 00:26:40.767
‫بیا. اینجا رو امضا کن.

412
00:26:41.142 --> 00:26:42.935
‫هنوزم با اون گناه زندگی می‌کنم.

413
00:26:43.603 --> 00:26:46.272
‫تو یه سفر به آمستردام
‫اون ساعت رو برام گرفت.

414
00:26:46.522 --> 00:26:49.483
‫باوجدان بودن خوبه،
‫ولی دیگه مازوخیست نباش.

415
00:26:49.733 --> 00:26:50.735
‫ساعتِ خوبیه.

416
00:26:50.985 --> 00:26:53.613
‫سخت کار کن و
‫با شکرگزاری زحمت بکش.

417
00:26:53.863 --> 00:26:55.698
‫کلِ قانونش همینه.

418
00:26:56.992 --> 00:26:58.327
‫بعداً می‌بینمت.

419
00:27:04.665 --> 00:27:06.542
‫عمو جو.
‫من اینجام.

420
00:27:07.252 --> 00:27:08.628
‫لباست مناسبه؟

421
00:27:09.753 --> 00:27:11.047
‫پیدات کردم.

422
00:27:12.840 --> 00:27:14.175
‫زود اومدی.

423
00:27:14.425 --> 00:27:16.302
‫کلاس بعدازظهر کنسل شد.

424
00:27:18.220 --> 00:27:20.807
‫خب این حرفا چیه الیور می‌زنه؟

425
00:27:21.057 --> 00:27:22.308
‫داری بازنشسته می‌شی؟

426
00:27:23.100 --> 00:27:24.935
‫کاش بهم اجازه می‌دادن.

427
00:27:26.437 --> 00:27:29.107
‫اجازه نداری.
‫منم اصرار دارم که نباید بشی.

428
00:27:29.357 --> 00:27:31.442
‫اینو گوش کن، امروز پیداش کردم.

429
00:27:32.402 --> 00:27:34.695
‫«برای شاد بودن، ‫یه کاری رو یاد بگیر که انجام بدی.»

430
00:27:34.945 --> 00:27:35.947
‫دیدی، بهت گفته بودم.

431
00:27:36.405 --> 00:27:38.367
‫تو گفتی؟
‫یه جوری بالاخره همیشه می‌گم.

432
00:27:39.325 --> 00:27:40.827
‫آخرین چیزی که یاد گرفتی چی بود؟

433
00:27:41.327 --> 00:27:43.955
‫اینکه چطور کیسه‌های پلاستیکی رو
‫از روی درخت بردارم.

434
00:27:46.457 --> 00:27:48.752
‫فکر می‌کردم ‫به گوشیت مربوط باشه.

435
00:27:49.002 --> 00:27:51.170
‫هنوزم نمی‌تونم خاموش روشنش کنم.

436
00:27:54.340 --> 00:27:56.092
‫موضوع مقاله‌ت چیه؟

437
00:28:00.012 --> 00:28:04.267
‫«آیا ما از اشتباهاتمون بیشتر یاد می‌گیریم
‫یا از موفقیت‌هامون؟»

438
00:28:05.560 --> 00:28:07.062
‫تو چی فکر می‌کنی؟

439
00:28:07.395 --> 00:28:10.815
‫موفقیت‌هامون.
‫ما از موفقیت بیشتر از شکست یاد می‌گیریم.

440
00:28:11.942 --> 00:28:14.318
‫شاید درست باشه،
‫ولی این، صورت‌مسئله نیست.

441
00:28:14.568 --> 00:28:17.197
‫اسمی از شکست آورده نشده،
‫ولی از اشتباه چرا.

442
00:28:18.197 --> 00:28:19.615
‫مگه اشتباه همون شکست نیست؟

443
00:28:19.865 --> 00:28:22.285
‫خب، این جالبه.

444
00:28:22.785 --> 00:28:24.870
‫ولی من تو کلیسا قرار دارم.

445
00:28:25.122 --> 00:28:27.498
‫روش کار کن.
‫جمعه ادامه‌ش می‌دیم.

446
00:28:27.748 --> 00:28:30.502
‫کلیسا؟
‫داری ازدواج می‌کنی؟

447
00:28:30.752 --> 00:28:32.628
‫نه، درمورد قبرستونه.

448
00:28:41.387 --> 00:28:44.098
‫دفتر آقای فولتون.
‫با کی کار داشتید؟

449
00:28:44.348 --> 00:28:45.558
‫شما؟

450
00:28:45.808 --> 00:28:47.185
‫بگم کی تماس گرفته؟

451
00:28:52.065 --> 00:28:53.148
‫موریل.

452
00:28:53.775 --> 00:28:55.652
‫سلام موریل.
‫من ورونیکام، برادرزادهٔ جو.

453
00:28:56.945 --> 00:28:58.572
‫سلام، ورونیکا.

454
00:28:58.822 --> 00:29:01.615
‫یه لحظه فکر کردم
‫زن دیگه‌ای تو زندگی جو اومده

455
00:29:01.867 --> 00:29:04.452
‫و داره از احساساتم
‫سوءاستفادهٔ وحشتناکی می‌کنه.

456
00:29:05.203 --> 00:29:06.745
‫اصلاً این‌طور نیست. فقط منم.

457
00:29:06.997 --> 00:29:08.038
‫اونجاست؟

458
00:29:08.288 --> 00:29:10.333
‫نه، رفته کلیسا جلسه داره.

459
00:29:11.250 --> 00:29:14.087
‫کلیسا؟
‫سر موضوعِ قبرستون.

460
00:29:14.337 --> 00:29:16.213
‫می‌دونستم.
‫بله؟

461
00:29:17.132 --> 00:29:19.633
‫به تو یا خونواده‌ت
‫چیزی نگفته؟

462
00:29:20.135 --> 00:29:21.887
‫دربارهٔ چی؟
‫سلامتیش.

463
00:29:22.137 --> 00:29:24.555
‫نه. چیزی هست
‫که باید بدونیم؟

464
00:29:26.682 --> 00:29:28.100
‫ورونیکا، نشستی؟

465
00:29:28.643 --> 00:29:30.770
‫نه، یه لحظه صبر کن.

466
00:29:32.147 --> 00:29:33.523
‫خب، نشستم.

467
00:29:38.612 --> 00:29:42.115
‫عموت داره وصیت‌نامه‌ش رو
‫تنظیم می‌کنه.

468
00:29:45.368 --> 00:29:48.328
‫راسته. گرچه خودش تظاهر می‌کنه
‫فقط یه کار تشریفاتیه.

469
00:29:49.288 --> 00:29:50.915
‫حالا هم رفته کلیسا.

470
00:29:51.165 --> 00:29:52.708
‫که دربارهٔ قبرستون حرف بزنه.

471
00:29:54.002 --> 00:29:55.962
‫یعنی...
‫یه قطعه قبر.

472
00:29:56.838 --> 00:29:58.882
‫آرامگاه ابدیش.

473
00:30:01.050 --> 00:30:02.343
‫ورونیکا، باید برم.

474
00:30:02.593 --> 00:30:05.263
‫باید بیشتر باهم حرف بزنیم.
‫بیا پیش من.

475
00:30:52.810 --> 00:30:54.978
‫خب چرا می‌خوای
‫این کار رو انجام بدی؟

476
00:30:55.230 --> 00:30:58.148
‫می‌خوام یه کار
‫مفید و همیشگی انجام بدم.

477
00:30:59.233 --> 00:31:00.568
‫همیشگی؟

478
00:31:01.735 --> 00:31:03.738
‫آره، یه جور خدمت یا کار

479
00:31:03.988 --> 00:31:06.573
‫که مدام و تا ابد
‫بهش نیاز باشه.

480
00:31:07.658 --> 00:31:09.118
‫چیزی که مدام تکرار بشه.

481
00:31:13.372 --> 00:31:16.417
‫معنی «همیشگی» رو می‌دونم،
‫ممنون.

482
00:31:17.168 --> 00:31:19.628
‫برای این موقعیت
‫بیش از حد شایسته نیستی؟

483
00:31:19.962 --> 00:31:22.548
‫به‌عنوان دستیار سرایدار؟
‫بله.

484
00:31:23.215 --> 00:31:25.427
‫نه. در واقع،
‫فکر می‌کنم ۳۰ سال سابقه‌م

485
00:31:25.677 --> 00:31:28.387
‫به‌عنوان نویسنده، کارگردان
‫و تهیه‌کنندهٔ فیلم

486
00:31:28.638 --> 00:31:31.723
‫کاملاً منو برای دستیار سرایدار شدن
‫آماده کرده.

487
00:31:33.017 --> 00:31:35.812
‫خب، من در جایگاهی نیستم که بدونم.

488
00:31:36.980 --> 00:31:39.482
‫ولی آیا پایبند به مذهب هستی؟

489
00:31:40.983 --> 00:31:41.985
‫نه.

490
00:31:42.735 --> 00:31:45.112
‫ولی بهم گفتن
‫«کنجکاوِ معنوی».

491
00:31:46.113 --> 00:31:48.532
‫کی گفته؟
‫لوموند.

492
00:31:48.867 --> 00:31:51.285
‫لوموند؟
‫روزنامهٔ فرانسوی.

493
00:31:52.870 --> 00:31:54.163
‫که این‌طور.

494
00:31:56.748 --> 00:31:57.708
‫هستی؟

495
00:31:59.002 --> 00:32:01.753
‫چی هستم؟
‫ پایبند به مذهب.

496
00:32:07.468 --> 00:32:08.928
‫من آدم دقیقی‌ام.

497
00:32:09.178 --> 00:32:12.723
‫ولی هر روز بیشتر شک می‌کنم
‫که مذهبی باشم.

498
00:32:12.973 --> 00:32:15.768
‫این روتین بهم آرامش می‌ده،

499
00:32:16.477 --> 00:32:19.563
‫مراسم‌ها، اون حرکات مرموز،

500
00:32:20.188 --> 00:32:22.733
‫و اصلاً همون بی‌فایده بودنشون.

501
00:32:23.943 --> 00:32:26.320
‫یه جورایی زمان رو متوقف می‌کنه.

502
00:32:27.113 --> 00:32:28.572
‫می‌ذاره نفس بکشم.

503
00:32:29.323 --> 00:32:32.702
‫ولی وقتی به دعاها گوش می‌دم،
‫علاقه‌م رو از دست می‌دم.

504
00:32:33.368 --> 00:32:34.953
‫اون حس‌وحال از بین می‌ره.

505
00:32:35.997 --> 00:32:40.083
‫برای همین صبح‌های یکشنبه می‌رم
‫مراسم عشای ربانی به زبون لاتین.

506
00:32:41.252 --> 00:32:42.462
‫لاتین هم بلد نیستم.

507
00:32:42.712 --> 00:32:46.173
‫واسه همین، همون‌طور که شوهرم می‌گه،
‫برام یه مشت ورد نامفهوم می‌مونه.

508
00:32:46.923 --> 00:32:50.762
‫ولی بازم قشنگه.

509
00:32:51.428 --> 00:32:54.432
‫دقیقاً به‌خاطر همین نامفهوم بودن

510
00:32:54.682 --> 00:32:56.392
‫و بی‌فایده بودنشه.

511
00:32:58.477 --> 00:33:02.107
‫با این‌ حال، تو اون لحظات

512
00:33:02.940 --> 00:33:05.025
‫یه آرامشی تو وجودم و اطرافم حس می‌کنم.

513
00:33:11.657 --> 00:33:15.787
‫خب، من درخواستت رو تو جلسهٔ
‫امروز شورا مطرح می‌کنم.

514
00:33:16.078 --> 00:33:18.748
‫و تصمیممون رو بهت خبر می‌دم.

515
00:33:20.082 --> 00:33:21.208
‫ممنون.

516
00:33:45.190 --> 00:33:46.442
‫خانم فولتون.

517
00:33:48.527 --> 00:33:50.112
‫سلام، آقای وبستر.

518
00:33:51.697 --> 00:33:55.033
‫همه‌چی مرتبه؟
‫نگران به نظر می‌رسی.

519
00:33:56.410 --> 00:33:57.537
‫دربارهٔ عمومه.

520
00:33:57.787 --> 00:34:00.122
‫از اینکه دیدم از کلیسا
‫میاد بیرون تعجب کردم.

521
00:34:00.372 --> 00:34:01.373
‫آره.

522
00:34:01.623 --> 00:34:04.918
‫اونجا یه جلسه داشت
‫تا دربارهٔ قبرستون حرف بزنه.

523
00:34:05.168 --> 00:34:06.170
‫قبرستون؟

524
00:34:07.003 --> 00:34:09.548
‫و یه نامه هم ‫از بیمارستان اومده.

525
00:34:15.597 --> 00:34:16.972
‫خدای من.

526
00:34:18.140 --> 00:34:19.975
‫خیلی توداره.

527
00:34:22.187 --> 00:34:23.478
‫خانم هافمن،

528
00:34:24.188 --> 00:34:28.275
‫می‌تونیم منتظر فصل چهاردهم
‫«آلورای شکست‌ناپذیر» باشیم؟

529
00:34:28.525 --> 00:34:29.693
‫نمی‌دونم.

530
00:34:31.612 --> 00:34:33.447
‫ولی به‌شدت پرطرفداره.

531
00:34:33.697 --> 00:34:36.783
‫یکی از موفق‌ترین
‫سریال‌های تلویزیونی تو تاریخه.

532
00:34:37.033 --> 00:34:39.620
‫بله، و منم بابتش ممنونم.

533
00:34:40.622 --> 00:34:44.125
‫ولی شاید بخوام کارهای دیگه‌ای هم بکنم.

534
00:34:45.375 --> 00:34:48.587
‫چرا؟
‫چون ابرقهرمان زن بودن،

535
00:34:48.838 --> 00:34:52.967
‫اونم با کلی طرفدار تو سراسر دنیا،
‫می‌تونه فضای زیادی رو اشغال کنه.

536
00:34:53.717 --> 00:34:54.718
‫فضا؟

537
00:34:55.052 --> 00:34:56.345
‫تو زندگیم.

538
00:34:56.928 --> 00:34:59.890
‫معروفه که گفتین
‫کارتون همون زندگیتونه.

539
00:35:00.265 --> 00:35:03.768
‫بله، بله، می‌دونم.
‫ولی...

540
00:35:05.062 --> 00:35:09.692
‫شاید یه وقتایی هم برسه که
‫زندگی آدم باید بشه کارش.

541
00:35:09.942 --> 00:35:10.943
‫نمی‌دونم.

542
00:35:11.193 --> 00:35:13.112
‫دوست دارین چه کارهای دیگه‌ای انجام بدین؟

543
00:35:13.362 --> 00:35:15.698
‫خیلی وقته نقش کسی رو بازی نکردم

544
00:35:15.948 --> 00:35:17.700
‫که زور صد تا مرد رو نداشته باشه،

545
00:35:17.950 --> 00:35:21.662
‫جذابیت جنسی یه مدل فشن رو نداشته باشه

546
00:35:21.912 --> 00:35:24.040
‫و ظرفیت ذهنی یه موبایل رو.

547
00:35:24.290 --> 00:35:28.168
‫واسه همین برام جالبه

548
00:35:28.418 --> 00:35:31.338
‫که نقش یه آدم معمولی رو بازی کنم.

549
00:35:32.047 --> 00:35:34.175
‫البته که مشکلاتی هم داشته باشه.

550
00:35:34.800 --> 00:35:35.927
‫مثلاً یه مادر.

551
00:35:36.385 --> 00:35:37.595
‫یه مادر مجرد.

552
00:35:37.845 --> 00:35:40.305
‫یه مادر مجرد
‫که مشکل اعتیاد به الکل داره.

553
00:35:40.557 --> 00:35:43.017
‫یه مادر مجرد که مشکل
‫اعتیاد به الکل داره و...

554
00:35:43.350 --> 00:35:47.522
‫یه استعداد خاصی تو مثلاً
‫حل پرونده‌های جنایی داره.

555
00:35:48.397 --> 00:35:50.942
‫می‌دونین،
‫یه همچین چیزای معمولی‌ای.

556
00:35:51.192 --> 00:35:52.735
‫ببخشید...
‫یا شایدم،

557
00:35:52.985 --> 00:35:54.903
‫بله؟
‫می‌تونم فقط یه زن باشم.

558
00:35:55.362 --> 00:35:57.948
‫زنی که عاشق یه مرده.
‫مردی که زندگیش رو باهاش شریک می‌شه.

559
00:35:58.198 --> 00:36:00.117
‫و اون مرد هم درعوض
‫زندگیش رو با اون شریک می‌شه.

560
00:36:00.367 --> 00:36:02.118
‫به‌اصطلاح یه زوج.

561
00:36:02.370 --> 00:36:05.413
‫که دوشادوش هم
‫تو مسیر زندگی قدم برمی‌دارن.

562
00:36:05.665 --> 00:36:08.333
‫و البته دعوا هم می‌کنن.
‫کشمکش دارن.

563
00:36:08.918 --> 00:36:13.338
‫ولی با این آگاهی
‫که جدایی‌ناپذیرن،

564
00:36:13.588 --> 00:36:18.052
‫با چیزهایی بزرگ‌تر و صمیمانه‌تر
‫به هم پیوند خوردن

565
00:36:18.302 --> 00:36:20.555
‫تا اختلاف‌هاشون.

566
00:36:21.680 --> 00:36:23.473
‫ازدواج؟
‫شاید.

567
00:36:24.892 --> 00:36:26.727
‫ولی پویاتر، سیال‌تر.

568
00:36:26.977 --> 00:36:31.398
‫البته که تراژدی هم پیش میاد.
‫فرصت‌های از دست رفته.

569
00:36:31.690 --> 00:36:35.027
‫پیچیدگی‌های اخلاقی‌ای که
‫اون‌قدر غیرمنتظره‌ان که نمی‌شه حلشون کرد،

570
00:36:35.277 --> 00:36:37.153
‫مگه اینکه فرو بریزی...

571
00:36:37.405 --> 00:36:40.742
‫تو یه تنهایی و خودشناسیِ عمیق.

572
00:36:42.158 --> 00:36:43.452
‫ولی خنده‌دار هم باشه!

573
00:36:44.745 --> 00:36:47.957
‫موریل، عکاس اومده.
‫مهمونت هم همین‌طور.

574
00:36:49.125 --> 00:36:50.167
‫ورونیکا!

575
00:37:12.857 --> 00:37:13.983
‫کیه؟

576
00:37:14.358 --> 00:37:16.068
‫الیزابت، عالی به نظر می‌رسی.

577
00:37:17.778 --> 00:37:19.072
‫چی؟

578
00:37:21.157 --> 00:37:23.492
‫گفتم خیلی خوب به نظر می‌رسی،

579
00:37:23.742 --> 00:37:25.202
‫واسه کسی که صد سالشه.

580
00:37:25.452 --> 00:37:28.038
‫اعتراف کن، انتظار داشتی
‫تو بستر مرگ باشم.

581
00:37:28.330 --> 00:37:31.458
‫واسم زبون نریز.
‫می‌دونم با خانوما چطوری هستی.

582
00:37:31.708 --> 00:37:33.127
‫برات سیگار برگ آوردم.

583
00:37:34.045 --> 00:37:35.170
‫خیلی آقایی، جو.

584
00:37:35.420 --> 00:37:37.340
‫دیگه اجازه ندارم بکشم.

585
00:37:38.173 --> 00:37:39.425
‫حدس می‌زدم.

586
00:37:40.508 --> 00:37:43.345
‫ولی خوشم میاد دور و برم باشن.
‫بشین.

587
00:37:47.767 --> 00:37:49.435
‫شاید به یه معرّف نیاز داشته باشم.

588
00:37:50.937 --> 00:37:51.978
‫تو؟

589
00:37:52.772 --> 00:37:55.023
‫کی به صلاحیت اخلاقیت شک داره؟

590
00:37:55.817 --> 00:37:56.858
‫کلیسای نزدیک خونه‌م.

591
00:37:57.108 --> 00:38:00.070
‫می‌خوام اونجا به‌عنوان
‫دستیار مسئول محوطه کار کنم.

592
00:38:01.572 --> 00:38:02.865
‫جالبه.

593
00:38:03.698 --> 00:38:05.033
‫خودمم همین فکر رو می‌کنم.

594
00:38:07.537 --> 00:38:11.998
‫دربارهٔ گزارش آب‌وهوایی دیروزِ
‫سازمان ملل بهم بگو.

595
00:38:12.248 --> 00:38:13.417
‫چی می‌دونی ازش؟

596
00:38:13.875 --> 00:38:15.878
‫اوضاع خرابه.
‫حدود بیست سال وقت داریم

597
00:38:16.128 --> 00:38:18.505
‫قبل از اینکه واسه آب تمیز
‫تو خیابونا به جون هم بیفتیم.

598
00:38:18.963 --> 00:38:20.548
‫مناطق مرکزی تبدیل به بیابون می‌شن.

599
00:38:20.800 --> 00:38:24.303
‫مهاجرت‌های دسته‌جمعی،
‫فروپاشی نهادهای مدنی؛

600
00:38:24.553 --> 00:38:25.805
‫خلاصه همه‌چی.

601
00:38:26.680 --> 00:38:29.683
‫ای بابا، کاش زنده می‌موندم
‫و این روزا رو می‌دیدم،

602
00:38:30.433 --> 00:38:32.102
‫ولی بعیده.

603
00:38:32.895 --> 00:38:33.978
‫دیدن هم نداره اصلاً.

604
00:38:34.563 --> 00:38:36.982
‫خودم یه جورایی امیدوار بودم
‫تا قبل از اینکه اون‌قدر خراب شه،

605
00:38:37.232 --> 00:38:38.567
‫مرده باشم و رفته باشم.

606
00:38:39.527 --> 00:38:41.737
‫حالا به نظر میاد قراره
‫یه پیرمرد هشتاد ساله بشم

607
00:38:41.987 --> 00:38:45.615
‫که دنبال جوونا راه می‌افته،
‫به این امید که یه جوری به درد بخوره.

608
00:38:46.658 --> 00:38:47.827
‫چرا باید بخوای زنده بمونی

609
00:38:48.077 --> 00:38:50.328
‫تا سقوط جامعه به سمت
‫بربریت رو ببینی؟

610
00:38:50.788 --> 00:38:52.873
‫تغییر همیشه جالبه.

611
00:38:53.498 --> 00:38:57.878
‫در برابر بربریت هم
‫یه واکنشی شکل خواهد گرفت.

612
00:38:58.962 --> 00:39:01.132
‫کنجکاوم بدونم این دفعه
‫چطوری قراره باشه.

613
00:39:01.507 --> 00:39:04.593
‫بهترین دوستام رو وقتی نوجوون بودم
‫تو اروپا پیدا کردم،

614
00:39:04.843 --> 00:39:06.220
‫وقتی داشتیم با فاشیست‌ها می‌جنگیدیم.

615
00:39:06.637 --> 00:39:09.723
‫و بیست‌وپنج سال بعدش
‫با یه مشت دانشجو بازداشت شدم،

616
00:39:09.973 --> 00:39:11.850
‫همین‌جا تو دانشگاه کلمبیا.

617
00:39:12.100 --> 00:39:16.480
‫یه جورایی هنوز داشتیم با فاشیسم می‌جنگیدیم،
‫ولی به یه شکل دیگه.

618
00:39:17.147 --> 00:39:18.773
‫خشونت و وحشی‌گریش کمتر علنی بود.

619
00:39:19.023 --> 00:39:21.985
‫البته مگه اینکه ‫سیاه‌پوست می‌بودی.

620
00:39:23.445 --> 00:39:24.447
‫چی داشتم می‌گفتم؟

621
00:39:25.280 --> 00:39:26.323
‫تغییر.

622
00:39:26.907 --> 00:39:27.908
‫آره.

623
00:39:28.575 --> 00:39:31.370
‫و همیشه هم پای تکنولوژی در میونه.

624
00:39:32.162 --> 00:39:33.663
‫چطور؟

625
00:39:35.248 --> 00:39:38.710
‫تکنولوژی ما تکامل پیدا می‌کنه،

626
00:39:38.960 --> 00:39:41.588
‫نه اخلاقیات و بعد انسانی‌مون.

627
00:39:41.838 --> 00:39:44.383
‫روی‌هم‌رفته تفاوت چندانی

628
00:39:44.633 --> 00:39:47.135
‫بین بابلی‌های باستان ‫و ما نیست.

629
00:39:47.553 --> 00:39:51.307
‫اخلاقیات ما خودش رو
‫با تکنولوژی‌مون تطبیق میده.

630
00:39:51.557 --> 00:39:53.975
‫همون‌طور که اون فیلسوف سوئیسی گفت...
‫روسو؟

631
00:39:54.227 --> 00:39:57.897
‫اون‌یکی، قرن بیستمیه.
‫حالا بگذریم.

632
00:39:58.563 --> 00:40:02.443
‫«کی به لیوان پلاستیکی نیاز داره؟
‫کی به بمب اتم نیاز داره؟»

633
00:40:02.693 --> 00:40:03.735
‫هرچی می‌خوای بگو.

634
00:40:03.985 --> 00:40:06.988
‫اینکه چطور به این سؤال‌ها جواب می‌دی،
‫خیلی چیزا رو درباره خودت...

635
00:40:07.238 --> 00:40:09.908
‫و توقعت از بقیه نشون میده.

636
00:40:10.910 --> 00:40:13.037
‫ببخشید جو، باید اینو می‌دونستم،

637
00:40:13.287 --> 00:40:14.788
‫تو بچه داری؟

638
00:40:15.080 --> 00:40:17.040
‫نه، برادرزاده و خواهرزاده دارم.

639
00:40:17.833 --> 00:40:20.752
‫غصه می‌خوری وقتی فکر می‌کنی
‫قراره با چی روبه‌رو بشن؟

640
00:40:22.963 --> 00:40:24.173
‫آره.

641
00:40:25.048 --> 00:40:28.552
‫برای همینه که می‌خوای
‫تو قبرستون کار کنی؟

642
00:40:35.725 --> 00:40:37.478
‫یه جورایی.

643
00:40:38.478 --> 00:40:40.898
‫«تهی کردن خود ‫و حفظ جهان.»

644
00:40:41.648 --> 00:40:45.068
‫سال‌ها پیش یه نفر اینو بهم داد.
‫یه خاخام.

645
00:40:45.693 --> 00:40:47.947
‫شاید یه ربطی ‫بهش داشته باشه.

646
00:40:48.197 --> 00:40:51.033
‫حفظ جهان، آره.

647
00:40:52.242 --> 00:40:55.203
‫فقط مفید بودن، دوام آوردن،
‫کافی نیست.

648
00:40:55.453 --> 00:40:57.790
‫انگار یه جورایی اصل مطلب رو گم می‌کنه.

649
00:40:58.040 --> 00:41:01.293
‫نمی‌خوام فقط وجود داشته باشم.
‫می‌خوام...

650
00:41:01.543 --> 00:41:04.045
‫آره، تغییر کنم.

651
00:41:05.505 --> 00:41:08.967
‫یکم پیش یه آدم جذاب رو دیدم.
‫آلیس، تو کلیسا کار می‌کنه.

652
00:41:09.218 --> 00:41:13.555
‫یه اصطلاح قشنگ به کار برد:
‫«بی‌فایدگیِ عملی».

653
00:41:14.432 --> 00:41:17.058
‫این همون بخش تهی کردن خوده.

654
00:41:17.977 --> 00:41:19.395
‫منظورت چیه؟

655
00:41:22.397 --> 00:41:25.775
‫ما باید عمل‌گرا باشیم.
‫البته.

656
00:41:27.152 --> 00:41:30.613
‫برای زندگی کردن باید
‫کارهایی که لازمه رو انجام بدیم.

657
00:41:31.240 --> 00:41:32.323
‫سیگارم کجاست؟

658
00:41:32.950 --> 00:41:34.158
‫تو دستته.

659
00:41:37.328 --> 00:41:41.833
‫اما این ایده که هر کاری می‌کنیم
‫باید به یه چیز دیگه‌ای ختم بشه،

660
00:41:42.125 --> 00:41:45.753
‫یه چیز ارزشمندتر،
‫یه چیز قابل‌انتقال،

661
00:41:46.088 --> 00:41:49.800
‫یه چیز سودآورِ یک‌بارمصرف،
‫که در واقع،

662
00:41:50.675 --> 00:41:54.513
‫باید برامون سرمایه جمع کنه.

663
00:41:55.263 --> 00:41:58.142
‫این دقیقاً برعکسِ ‫تهی کردن خوده.

664
00:41:58.392 --> 00:42:02.062
‫این یعنی آدم خودش
‫و کارش رو...

665
00:42:02.312 --> 00:42:04.773
‫مثل کالاهای مادی قابل‌معامله ببینه.

666
00:42:05.023 --> 00:42:07.777
‫اما خیلیامون حس می‌کنیم
‫فراتر از ماده‌ایم.

667
00:42:08.027 --> 00:42:10.820
‫اینکه در واقع زودگذریم،
‫فانی هستیم،

668
00:42:11.072 --> 00:42:13.740
‫و اساساً غیرمادی هستیم.

669
00:42:14.115 --> 00:42:16.577
‫و تو همین
‫بی‌فایدگیِ عملی،

670
00:42:16.827 --> 00:42:18.912
‫این درگیری با واقعیت،

671
00:42:19.162 --> 00:42:21.665
‫بدون الزام به سود بردن
‫از اون،

672
00:42:21.915 --> 00:42:24.125
‫که واقعاً با زندگی ارتباط برقرار می‌کنیم.

673
00:42:24.377 --> 00:42:28.213
‫و مثل شعله‌ی شمع
‫می‌سوزیم و این‌جور چیزا.

674
00:42:28.463 --> 00:42:29.590
‫باشه.

675
00:42:31.758 --> 00:42:34.093
‫و بقیه‌ش،
‫همون‌طور که یه زمانی یه نفر گفت،

676
00:42:34.345 --> 00:42:35.428
‫فقط لوله‌کشیه.

677
00:42:37.848 --> 00:42:41.018
‫حالا چطوری اینو به
‫برادرزاده‌ بیست‌ساله‌ام بگم

678
00:42:41.268 --> 00:42:42.603
‫جوری که بفهمه؟

679
00:42:44.228 --> 00:42:46.148
‫هنوزم نگرانِ
‫فهمیده شدنی؟

680
00:42:47.817 --> 00:42:48.942
‫شایدم نه.

681
00:42:49.192 --> 00:42:50.402
‫بعضی وقتا.

682
00:42:52.487 --> 00:42:53.780
‫کم کم از سرت می‌افته.

683
00:42:54.823 --> 00:42:57.575
‫از نبوغشون لذت ببر،
‫جوونا رو می‌گم.

684
00:42:57.827 --> 00:43:00.412
‫تشویقشون کن.
‫اما سر راهشون نباش.

685
00:43:00.912 --> 00:43:03.415
‫روزای بدی تو راهه، آره.

686
00:43:04.207 --> 00:43:06.085
‫ولی کارهای خوبی هم انجام می‌شه.

687
00:43:07.127 --> 00:43:08.753
‫ما بیرونِ گودیم.

688
00:43:09.588 --> 00:43:11.423
‫مایی که بچه نداریم.

689
00:43:11.757 --> 00:43:14.718
‫و مطمئنم یه جورایی
‫این یه انتخابه،

690
00:43:14.968 --> 00:43:19.055
‫که در برابر درگیریِ زیاد و فداکاریِ
‫بیش از حد برای آدما مقاومت کنیم.

691
00:43:19.307 --> 00:43:21.392
‫شاید این‌طوری بتونیم
‫واضح‌تر ببینیم،

692
00:43:21.642 --> 00:43:24.060
‫تا بتونیم سازش‌ناپذیر بمونیم.

693
00:43:24.937 --> 00:43:27.438
‫من بیست سال
‫تو یه خشک‌شویی کار کردم

694
00:43:27.690 --> 00:43:29.400
‫وقتی داشتم
‫کتاب اولم رو می‌نوشتم.

695
00:43:29.858 --> 00:43:31.860
‫پیراهن‌های آهاردار و شلوارهای اتوکشیده

696
00:43:32.110 --> 00:43:34.070
‫شاید با تهی کردن خود

697
00:43:34.322 --> 00:43:36.823
‫و حفظ جهان خیلی فاصله داشته باشن،
‫ولی کمک می‌کرد.

698
00:43:37.783 --> 00:43:40.368
‫هنوز با اون ابرقهرمانه قرار می‌ذاری؟

699
00:43:41.953 --> 00:43:42.997
‫الیزابت!

700
00:43:49.252 --> 00:43:52.255
‫آخرین بار کی دیدیش؟
‫ امروز. یه ساعت پیش.

701
00:43:52.505 --> 00:43:54.508
‫و به نظرت
‫حسرت‌زده نیومد؟

702
00:43:54.758 --> 00:43:56.552
‫حسرت‌زده؟
‫مالیخولیایی؟

703
00:43:56.802 --> 00:43:59.513
‫مالیخولیا تخصصشه.
‫اصلاً کار و بارشو رو همین حساب بنا کرده.

704
00:43:59.763 --> 00:44:00.805
‫خودش همیشه همینو می‌گه.

705
00:44:01.598 --> 00:44:02.640
‫معلومه.

706
00:44:03.767 --> 00:44:05.685
‫ولی اخیراً خیلی تو فکره.

707
00:44:06.145 --> 00:44:07.228
‫مثل آدمی که...

708
00:44:07.478 --> 00:44:10.107
‫مثل آدمی که زودگذر بودنِ زندگی
‫فلجش کرده.

709
00:44:10.357 --> 00:44:12.735
‫از درکِ نبودنِ همیشگیش،

710
00:44:12.985 --> 00:44:14.318
‫از رفتنِ ناگزیرش، زبونش بند اومده.

711
00:44:15.237 --> 00:44:19.367
‫از زیباییِ ترسناکِ بی‌تفاوتی طبیعت
‫نسبت به انسان حرف می‌زنه.

712
00:44:19.617 --> 00:44:20.658
‫دقیقاً!

713
00:44:20.908 --> 00:44:22.077
‫تکون نخور! عالیه!

714
00:44:23.078 --> 00:44:24.830
‫این درگیریِ ذهنی غم‌انگیز

715
00:44:25.080 --> 00:44:27.332
‫با پوچیِ تلاش‌های انسانی.

716
00:44:27.582 --> 00:44:29.418
‫چند روز پیش یه چیزی نوشته بود

717
00:44:29.668 --> 00:44:33.463
‫درباره عظمتِ صبر و استقامتِ
‫حیات طبیعی.

718
00:44:34.213 --> 00:44:35.548
‫مطمئن نیستم بفهمم چی می‌گه،

719
00:44:35.798 --> 00:44:37.760
‫ولی عاشق وقتاییم که
‫درباره‌ش حرف می‌زنه.

720
00:44:38.010 --> 00:44:40.303
‫دقیقاً، در مواجهه با مرگ،

721
00:44:40.553 --> 00:44:42.180
‫جو بالاخره زندگی رو

722
00:44:42.430 --> 00:44:45.725
‫با تمام عظمت ترسناک و جزئیات زیباش می‌بینه.

723
00:44:47.018 --> 00:44:48.020
‫وای.

724
00:44:48.728 --> 00:44:50.438
‫چطوری اینو به پدر و مادرم بگم؟

725
00:44:52.523 --> 00:44:53.983
‫همه‌مون باید شجاع باشیم.

726
00:44:54.860 --> 00:44:57.028
‫ولی اول باید
‫مجبورش کنیم اعتراف کنه.

727
00:44:57.278 --> 00:45:00.698
‫اعتراف به چی؟
‫خب، به اینکه داره...

728
00:45:02.325 --> 00:45:05.578
‫حداقل باید این نامه رو باز کنه
‫و بهمون بگه چه خبره.

729
00:45:06.497 --> 00:45:09.833
‫من تا حالا کسی رو از دست ندادم.
‫هیچ‌کسِ نزدیکی رو.

730
00:45:10.833 --> 00:45:13.003
‫از دست دادن آدمو پخته می‌کنه، ورونیکا.

731
00:45:13.795 --> 00:45:15.505
‫غم‌انگیزه، ولی حقیقته.

732
00:45:16.965 --> 00:45:18.967
‫بیا بریم.
‫همین الان باید بریم پیشش.

733
00:45:46.828 --> 00:45:48.413
‫گوشیت کار نمی‌کنه؟

734
00:45:48.705 --> 00:45:49.790
‫نه، اینجاست.

735
00:45:50.957 --> 00:45:53.127
‫باید روشنش کنی.

736
00:45:53.668 --> 00:45:55.462
‫اوه، باشه.

737
00:45:57.755 --> 00:45:59.382
‫الیزابت چطوره؟
‫خوبه.

738
00:46:00.467 --> 00:46:02.468
‫می‌خواستی درباره چی
‫باهام حرف بزنی؟

739
00:46:02.718 --> 00:46:05.347
‫بعد از مرگم
‫چه توقعی از من داری؟

740
00:46:05.597 --> 00:46:07.265
‫چت شده؟ منظورت چیه؟

741
00:46:07.515 --> 00:46:09.477
‫من حالم خوبه.
‫لورا داره وصیت‌نامه‌ام رو تنظیم می‌کنه.

742
00:46:09.727 --> 00:46:12.145
‫باید تصمیم بگیرم
‫چی رو برای کی بذارم.

743
00:46:12.395 --> 00:46:14.188
‫بهش می‌گن تعیین تکلیف اموال.

744
00:46:14.607 --> 00:46:16.650
‫هیچی، تو هیچ تعهدی نداری.

745
00:46:16.900 --> 00:46:18.777
‫ما طلاق گرفتیم.
‫من با یکی دیگه‌ام.

746
00:46:19.027 --> 00:46:20.445
‫تو هنوزم بهترین دوستمی.

747
00:46:20.695 --> 00:46:23.157
‫موریل چی؟
‫اون برام یه ‌چیزِ دیگه‌ست.

748
00:46:24.448 --> 00:46:25.783
‫اون چه توقعی داره؟

749
00:46:27.828 --> 00:46:29.162
‫سخته فهمیدنش.

750
00:46:29.622 --> 00:46:33.833
‫خیلی سریع‌تر از من فکر می‌کنه.
‫فکر کنم می‌خواد ازدواج کنه.

751
00:46:34.083 --> 00:46:35.085
‫واقعاً؟

752
00:46:35.335 --> 00:46:38.963
‫می‌پرسه آینده‌ای با هم داریم یا نه.
‫می‌گه به یه تکیه‌گاه نیاز داره.

753
00:46:39.507 --> 00:46:41.258
‫باهاش ازدواج کن.
‫واقعاً؟

754
00:46:41.883 --> 00:46:43.552
‫خودت به یه تکیه‌گاه نیاز نداری؟

755
00:46:44.302 --> 00:46:45.303
‫شاید.

756
00:46:45.553 --> 00:46:48.015
‫ولی شاید نه یکی بیرون از خودم.

757
00:46:48.557 --> 00:46:50.517
‫فرصت‌های تو که
‫نامحدود نیستن.

758
00:46:50.767 --> 00:46:52.102
‫تقریباً شصت سالته.

759
00:46:52.602 --> 00:46:55.355
‫موریل باهوشه، سخت‌کوشه.

760
00:46:55.605 --> 00:46:58.650
‫بااستعداده، پولداره و معروفه.

761
00:46:58.900 --> 00:47:02.112
‫خیلی هم خوشگله.
‫تو هم که از آدمای خوشگل خوشت میاد.

762
00:47:02.737 --> 00:47:05.782
‫سنش هم بهت می‌خوره، البته به‌زور.

763
00:47:06.157 --> 00:47:08.743
‫یه بار یه حرف معروفی زد
‫که کارش، زندگیشه.

764
00:47:08.993 --> 00:47:11.078
‫درست مثل تو،
‫تو بیست سال پیش.

765
00:47:16.627 --> 00:47:17.668
‫آره.

766
00:47:18.920 --> 00:47:20.172
‫متأسفم.

767
00:47:20.588 --> 00:47:21.798
‫بهت بی‌توجهی کردم.

768
00:47:23.592 --> 00:47:25.052
‫من باید عاقل‌تر می‌بودم.

769
00:47:25.510 --> 00:47:28.347
‫من شیفته‌ی فعالیت‌هات بودم،

770
00:47:28.888 --> 00:47:32.558
‫موفقیت‌هات،
‫شهرتت.

771
00:47:33.768 --> 00:47:38.023
‫تازه خیلی بعدتر بود
‫که واقعاً شناختمت و عاشقت شدم.

772
00:47:40.025 --> 00:47:42.693
‫وقتی که دیگه بهت وابسته نبودم.

773
00:47:47.115 --> 00:47:49.660
‫این قضیه پیدا کردن کار تو قبرستون چیه؟

774
00:47:53.205 --> 00:47:57.292
‫دلم می‌خواد بیرون کار کنم،
‫با دستام، تو طبیعت.

775
00:47:57.542 --> 00:48:00.545
‫می‌خوام شبا که میام خونه خسته باشم.

776
00:48:01.003 --> 00:48:02.880
‫دیگه کمدی‌رمانتیک بی‌کمدی‌رمانتیک؟

777
00:48:03.215 --> 00:48:05.633
‫دنیا هم به رمانتیک نیاز داره
‫هم به کمدی.

778
00:48:05.883 --> 00:48:07.552
‫و تو هم که تو این کار بد نیستی.

779
00:48:08.303 --> 00:48:10.263
‫خب آره، اگه پروژه‌ای پیش بیاد.

780
00:48:10.513 --> 00:48:12.975
‫به‌هرحال، دیگه مثل قبل طرفدار ندارم.

781
00:48:14.392 --> 00:48:18.772
‫با این حال، حس می‌کنم
‫باید یه جای دیگه کار کنم...

782
00:48:19.022 --> 00:48:22.150
‫کار کردن برای یه چیز دیگه.

783
00:48:23.443 --> 00:48:24.737
‫مثلاً چی؟

784
00:48:32.368 --> 00:48:35.372
‫آرامش، سکوت و صلح.

785
00:48:36.080 --> 00:48:37.540
‫ببین، این عاقبتِ اینه که

786
00:48:37.790 --> 00:48:40.627
‫می‌ذاری وکلا مختو بزنن
‫برای تنظیم وصیت‌نامه!

787
00:48:40.877 --> 00:48:43.630
‫فلسفه‌باف و تارک دنیا می‌شی.

788
00:48:43.880 --> 00:48:45.382
‫تارک دنیا نیست، اصلاً.

789
00:48:45.632 --> 00:48:48.093
‫فقط می‌خوام بدونم
‫کجای این دنیا باید لنگر بندازم.

790
00:48:48.760 --> 00:48:50.512
‫همون‌جا که هستی لنگر می‌ندازی.

791
00:48:50.762 --> 00:48:51.972
‫رو پاهای خودت.

792
00:48:52.222 --> 00:48:53.890
‫هرجا که خودتو پیدا کنی.

793
00:48:54.808 --> 00:48:58.437
‫خب، در حال حاضر،
‫خودم رو تو نقطه‌ای می‌بینم

794
00:48:58.687 --> 00:49:01.732
‫که به کشاورزی علاقه‌مندم.

795
00:49:01.982 --> 00:49:03.525
‫آها. پس با موریل ازدواج کن.

796
00:49:03.775 --> 00:49:06.862
‫نه، «کشاورزی».
‫ببین، یادداشتش کردم.

797
00:49:08.530 --> 00:49:09.865
‫کشاورزی:

798
00:49:10.407 --> 00:49:14.327
‫مراقبت، پرورش
‫و مدیریت منابع طبیعی.

799
00:49:14.912 --> 00:49:16.203
‫مثلاً چی؟

800
00:49:16.747 --> 00:49:19.415
‫درختا، پرچین‌ها، چمن و این‌جور چیزا.

801
00:49:19.958 --> 00:49:21.167
‫تو قبرستون؟

802
00:49:21.418 --> 00:49:23.712
‫نزدیکه.
‫نمی‌خوام از شهر برم بیرون.

803
00:49:24.797 --> 00:49:26.005
‫امیدی بهت نیست.

804
00:49:27.090 --> 00:49:30.093
‫اون‌همه ظرف‌ونقره تو کشوی آشپزخونه‌ام
‫از کجا اومده؟

805
00:49:31.428 --> 00:49:33.472
‫از طرف پدرت بود،
‫وقتی ازدواج کردیم.

806
00:49:33.722 --> 00:49:35.307
‫چرا با خودت نبردیشون؟

807
00:49:35.557 --> 00:49:37.517
‫داشتم زندگیمو عوض می‌کردم.
‫کنترلشو به دست می‌گرفتم.

808
00:49:37.767 --> 00:49:40.437
‫گذشته رو دور می‌ریختم.
‫وقت برای ظرف‌ونقره نداشتم.

809
00:49:40.687 --> 00:49:43.398
‫برا من که به درد نمی‌خوره.
‫یعنی به قاشق و چنگال نیاز نداری؟

810
00:49:43.648 --> 00:49:45.567
‫بیشتر از نیازه، مثلاً برای هشت نفر،
‫ظرف هست.

811
00:49:45.817 --> 00:49:47.443
‫آره: مهمونی!

812
00:50:09.090 --> 00:50:12.177
‫من اینو می‌خوام.
‫اگه وقتی مُردی هنوز دوست بودیم.

813
00:50:12.927 --> 00:50:13.928
‫سلام، کلارا.

814
00:50:14.178 --> 00:50:16.305
‫چطوری اومدی تو؟
‫در باز بود.

815
00:50:16.557 --> 00:50:18.475
‫برای تنوع هم که شده
‫یه چیز قشنگ بزن، اریک.

816
00:50:18.808 --> 00:50:23.772
‫یه چیز آرامش‌بخش،
‫ساکت و صلح‌آمیز.

817
00:50:25.898 --> 00:50:26.900
‫بفرما، اینجان.

818
00:50:27.525 --> 00:50:30.445
‫گیتار لس‌پول مشکی برای اریک.
‫کیسش رو داری، نه؟

819
00:50:31.780 --> 00:50:34.532
‫آره، می‌نویسمش تا بعداً
‫دلخوری یا آبروریزی پیش نیاد.

820
00:50:34.783 --> 00:50:37.118
‫تا کِی برنامه داری
‫زنده بمونی؟

821
00:50:38.162 --> 00:50:41.457
‫بابام نود سال عمر کرد،
‫۳۲ سالِ تمام بعد از بازنشستگیش.

822
00:50:42.082 --> 00:50:44.000
‫پس هم‌سن ما بوده که بازنشسته شده.

823
00:50:44.292 --> 00:50:47.045
‫بعد از ۳۰ سال کارِ
‫حرفه‌ای و با حقوق بازنشستگی.

824
00:50:47.545 --> 00:50:49.757
‫یا خدا، خودش یه زندگی دوباره‌ست.

825
00:50:50.007 --> 00:50:51.883
‫هیجان‌انگیزه فکر کنی
‫یه مردِ هم‌سن ما،

826
00:50:52.133 --> 00:50:54.260
‫ممکنه مسیرشو عوض کنه
‫و از شغلش،

827
00:50:54.510 --> 00:50:57.388
‫از دستاوردهاش،
‫از شهرتِ حرفه‌ایش دست بکشه،

828
00:50:57.638 --> 00:51:00.600
‫و تو سن و سال ما،
‫هدف‌های دیگه‌ای رو دنبال کنه.

829
00:51:00.850 --> 00:51:02.102
‫به حرفش گوش نده.

830
00:51:03.270 --> 00:51:06.565
‫وصیت‌نامه‌تو تنظیم کردی؟
‫نه، ولی باید به فکرش باشم.

831
00:51:07.398 --> 00:51:09.650
‫همه‌چیزو می‌ذاری
‫برای همسر و دخترت؟

832
00:51:09.902 --> 00:51:11.110
‫همه‌چیزو؟
‫یه چیزی.

833
00:51:11.360 --> 00:51:12.528
‫چیزی زیادی نیست.

834
00:51:12.862 --> 00:51:14.697
‫خونه.
‫با وامش.

835
00:51:14.948 --> 00:51:18.868
‫پس‌انداز؟
‫دخترم می‌خواد فوق‌لیسانس بخونه.

836
00:51:19.118 --> 00:51:21.245
‫پس یه وام دانشجویی دیگه
‫هم تو راهه.

837
00:51:21.497 --> 00:51:22.747
‫می‌خواد چی بخونه؟

838
00:51:22.997 --> 00:51:25.833
‫نظریه‌ی انتقادیِ پُست‌فمینیستی
‫و مطالعاتِ جنسیتی.

839
00:51:26.543 --> 00:51:28.920
‫مدرکی که براش
‫یه شغلِ خوب تضمین می‌کنه،

840
00:51:29.170 --> 00:51:31.172
‫به عنوان صندوق‌دارِ سوپرمارکت.

841
00:51:32.048 --> 00:51:32.965
‫بیا تو.

842
00:51:37.220 --> 00:51:39.680
‫سلام، تام.
‫خبرو شنیدم، گفتم باید بیام.

843
00:51:39.932 --> 00:51:41.642
‫چه خبری؟
‫سلام اریک.

844
00:51:42.100 --> 00:51:43.477
‫کلارا رو که می‌شناسی، نه؟

845
00:51:44.352 --> 00:51:46.437
‫متأسفانه نه.
‫همسر سابقشم.

846
00:51:47.147 --> 00:51:49.273
‫من روبه‌رو‌ش زندگی می‌کنم.
‫از دیدنت خوشبختم.

847
00:51:49.690 --> 00:51:52.985
‫همه‌ اینا باید تو آبِ گرم
‫خیس بخورن و برق بیفتن.

848
00:52:08.710 --> 00:52:10.878
‫شنیدم داری خودتو آماده می‌کنی.

849
00:52:11.547 --> 00:52:12.713
‫که داری...

850
00:52:12.963 --> 00:52:14.298
‫ببخشید.

851
00:52:14.715 --> 00:52:16.467
‫که داری برای... آماده می‌شی.

852
00:52:17.302 --> 00:52:18.720
‫برای پایان.

853
00:52:20.805 --> 00:52:22.557
‫با کی حرف زدی؟

854
00:52:23.057 --> 00:52:24.642
‫برادرزاده‌ت رو تو خیابون دیدم.

855
00:52:24.893 --> 00:52:27.312
‫آره؟
‫خب چی گفت؟

856
00:52:27.645 --> 00:52:29.355
‫وصیت‌نامه. قبرستون.

857
00:52:29.940 --> 00:52:31.650
‫خودم تو کلیسا دیدمت.

858
00:52:32.400 --> 00:52:35.612
‫زن سابقتم که داره با ظرف‌ونقره‌ها
‫جیم می‌شه، محض رضای خدا!

859
00:52:35.862 --> 00:52:38.740
‫تام، ببین، حالم کاملاً خوبه.

860
00:52:40.992 --> 00:52:42.743
‫در مورد همه‌ی اینا خیلی شجاعی.

861
00:52:42.993 --> 00:52:45.788
‫فقط دارم وصیت‌نامه‌مو می‌نویسم.
‫بهش می‌گن «برنامه‌ریزی اموال».

862
00:52:46.038 --> 00:52:47.332
‫اگه اتفاقی برام بیفته

863
00:52:47.582 --> 00:52:50.127
‫یکی باید بدونه
‫با این‌همه وسیله چی‌کار کنه.

864
00:52:54.672 --> 00:52:56.717
‫پس قرار نیست بمیری؟
‫نه.

865
00:52:57.008 --> 00:53:00.553
‫تو کلیسا چی‌کار می‌کردی؟
‫رفته بودم دنبال کار.

866
00:53:01.178 --> 00:53:03.640
‫با این حال، این فرصت رو بهت می‌ده
‫که به روحت رجوع کنی

867
00:53:03.890 --> 00:53:05.183
‫و با خدا آشتی کنی.

868
00:53:05.433 --> 00:53:06.810
‫من به خدا اعتقاد ندارم.

869
00:53:07.060 --> 00:53:10.813
‫نذار بازی با کلمات گمراهت کنه.

870
00:53:11.063 --> 00:53:14.733
‫یه پایه و اساسی برای تمام هستی
‫وجود داره و خودتم اینو می‌دونی.

871
00:53:14.985 --> 00:53:16.820
‫می‌دونم؟
‫در موردش فیلم ساختی.

872
00:53:17.070 --> 00:53:19.572
‫باید با اون زنی که داره
‫در موردش می‌نویسه حرف بزنی.

873
00:53:19.822 --> 00:53:21.908
‫مطمئنم موافقه.
‫فکر نکنم.

874
00:53:22.533 --> 00:53:25.370
‫اون مطمئنه که
‫تمامِ کارنامه‌ی کاریش

875
00:53:25.620 --> 00:53:29.540
‫نشون‌دهنده‌ی همون بی‌صداقتیِ
‫رایج تو روابط انسانیه.

876
00:53:30.208 --> 00:53:31.960
‫ولی فکر می‌کنه این چیز خوبیه.

877
00:53:32.377 --> 00:53:34.753
‫تام، کتابخونه‌م به دردت می‌خوره؟

878
00:53:35.130 --> 00:53:36.882
‫با این‌همه کتاب چی‌کار کنم؟

879
00:53:37.132 --> 00:53:38.592
‫چشمام، می‌دونی...

880
00:53:38.842 --> 00:53:41.803
‫دیگه دستمو جلو صورتم
‫به‌زور می‌بینم.

881
00:53:42.053 --> 00:53:43.805
‫این خیلی هم بد نیست.

882
00:53:44.555 --> 00:53:45.557
‫در بازه.

883
00:53:46.432 --> 00:53:48.560
‫سلام اریک.
‫تام، آبِ گرم داری؟

884
00:53:48.810 --> 00:53:50.770
‫از دیروز نه.
‫لعنتی.

885
00:53:53.607 --> 00:53:56.525
‫خب این چیه می‌شنوم،
‫داری می‌میری؟

886
00:53:59.070 --> 00:54:00.988
‫دیگه داره از کنترل خارج می‌شه.

887
00:54:02.032 --> 00:54:04.908
‫به‌هرحال، خیلی از شخصیت‌هات مذهبی‌ان.

888
00:54:05.577 --> 00:54:09.747
‫یا دارن با مذهب کلنجار می‌رن
‫تا بتونن همه‌چیز رو درک کنن.

889
00:54:09.998 --> 00:54:13.418
‫که ممکنه نشون‌دهنده‌ی
‫دوگانگیش نسبت به اعتقادات باشه.

890
00:54:13.877 --> 00:54:16.880
‫یا نارضایتیش از احساساتِ مذهبی.

891
00:54:17.297 --> 00:54:19.757
‫سلام، جو هستم.
‫آقای فولتون؟

892
00:54:20.008 --> 00:54:21.008
‫بله.

893
00:54:21.258 --> 00:54:23.595
‫آقای فولتون،
‫فکر کنم من پسرتونم.

894
00:54:25.222 --> 00:54:26.222
‫چی؟

895
00:54:28.057 --> 00:54:30.852
‫دوستم کیت
‫فکر می‌کنه ممکنه پسر شما باشم.

896
00:54:31.102 --> 00:54:33.688
‫چی شده؟
‫یه ولگردی ادعا می‌کنه پسرمه.

897
00:54:33.938 --> 00:54:35.107
‫بچه داری؟
‫نه.

898
00:54:35.482 --> 00:54:38.485
‫دیگه به این شماره زنگ نزن.
‫من پسر ندارم.

899
00:54:38.735 --> 00:54:40.487
‫تام، دادخواستم رو امضا کن.

900
00:54:40.737 --> 00:54:43.532
‫می‌بینی، خبرِ مرگته‌ که پیچیده.
‫من قرار نیست بمیرم.

901
00:54:43.782 --> 00:54:46.868
‫هرچی. همه‌شون به امیدِ
‫یه تیکه از ارثت پیداشون می‌شه.

902
00:54:47.118 --> 00:54:49.912
‫دستِ نامرئی اقتصاد لیبرال
‫این‌طوری کار می‌کنه.

903
00:54:50.163 --> 00:54:53.375
‫ما الان وایستادیم تو ارثیه‌ی جو.
‫اصلاً این‌جا چند متره؟

904
00:54:53.625 --> 00:54:57.587
‫واحدِ بی با حساب اختلاف راهرو
‫۴۳۵ فوت مربعه.

905
00:54:57.837 --> 00:54:59.838
‫اریک، بی‌خیال.
‫دادخواستم رو امضا کن.

906
00:55:00.090 --> 00:55:04.177
‫لورا، همین الان یه تماس الکی از یه بچه
‫داشتم که ادعا می‌کرد پسرمه.

907
00:55:04.510 --> 00:55:07.763
‫می‌بینی، همینو می‌گفتم.
‫الان میام اونجا.

908
00:55:09.890 --> 00:55:13.102
‫تازه باید بگم برای
‫مراسم خاک‌سپاریم چی می‌خوام

909
00:55:13.353 --> 00:55:14.645
‫و چطور قراره پولشو بدم.

910
00:55:15.230 --> 00:55:16.773
‫پولِ اونم باید بدی.

911
00:55:17.023 --> 00:55:20.027
‫یه کلاهبرداریِ سرمایه‌داری
‫تا حتی بعد از مرگت هم بدهکار بمونی!

912
00:55:20.277 --> 00:55:21.527
‫اصلاً خرجش چقدره؟

913
00:55:21.945 --> 00:55:24.697
‫یه تابوت معمولی و مراسم شب‌زنده‌داری
‫حدود ده‌هزارتا آب می‌خوره.

914
00:55:24.947 --> 00:55:26.950
‫حداقل.
‫در بازه.

915
00:55:27.783 --> 00:55:29.452
‫خب، من می‌خوام بسوزوننم.

916
00:55:29.702 --> 00:55:32.913
‫واسه اونم ازت پول می‌گیرن.
‫چپ‌وراست تلکه‌ت می‌کنن.

917
00:55:33.163 --> 00:55:36.208
‫آقای فولتون، من واقعاً فکر می‌کنم
‫ممکنه پسرتون باشم.

918
00:55:36.710 --> 00:55:37.918
‫ای بابا!

919
00:55:42.882 --> 00:55:45.427
‫تو پدر واقعیِ «میک» هستی،
‫اعتراف کن!

920
00:55:49.680 --> 00:55:50.807
‫برو بشین.

921
00:55:52.183 --> 00:55:53.643
‫خودشه؟
‫کی؟

922
00:55:53.893 --> 00:55:56.437
‫همون مدعی، شاکی،
‫پسر ناشناخته‌ت؟

923
00:55:56.687 --> 00:55:57.938
‫آره، همونی که اونجاست.

924
00:56:00.942 --> 00:56:03.193
‫فقط می‌خوام منو
‫به «موریل هافمن» معرفی کنی.

925
00:56:03.445 --> 00:56:04.445
‫این الان باج‌گیریه؟

926
00:56:04.695 --> 00:56:06.322
‫چی؟
‫نه، من فقط...

927
00:56:06.655 --> 00:56:08.073
‫آروم باش، یه آبجو بخور.

928
00:56:08.323 --> 00:56:10.452
‫اون‌قدرها هم بد نیست، مگه نه؟
‫مادرت کیه؟

929
00:56:10.702 --> 00:56:12.620
‫جو، من حلش می‌کنم.
‫مادرت کیه؟

930
00:56:13.245 --> 00:56:15.207
‫مارتا.
‫کدوم مارتا؟

931
00:56:15.457 --> 00:56:17.542
‫موقع همون فیلم تو استکهلم،
‫دخترِ موتورسوار.

932
00:56:17.792 --> 00:56:19.502
‫همون که تتو داشت؟
‫رو شونه‌ی راستش.

933
00:56:19.752 --> 00:56:21.712
‫یه طرحِ دخترِ دزددریایی‌طور،
‫خیلی هم بی‌سانسور.

934
00:56:21.963 --> 00:56:22.755
‫دقیقاً.

935
00:56:23.005 --> 00:56:25.133
‫اون ساعت رو اون بهم داد.
‫اون مادرت بود؟

936
00:56:25.383 --> 00:56:27.635
‫هی خانم،
‫همه یه زمانی جوون بودن.

937
00:56:27.885 --> 00:56:29.470
‫فامیلیش؟
‫بیورکمن.

938
00:56:29.720 --> 00:56:32.223
‫اخیراً چینووسکی،
‫البته بعدش طلاق گرفته.

939
00:56:32.473 --> 00:56:36.268
‫می‌تونیم با یه آزمایش دی‌ان‌ای قضیه رو حل کنیم.
‫البته خرج داره.

940
00:56:36.727 --> 00:56:38.103
‫گوش کن، باهاش حرف زدی؟

941
00:56:38.353 --> 00:56:40.732
‫مامانم؟
‫آره. چی گفت؟

942
00:56:41.398 --> 00:56:43.652
‫فکر می‌کنه احتمالش کمه.
‫ولی بازم...!

943
00:56:43.902 --> 00:56:46.570
‫مرد حسابی، تو با مامانِ این یارو
‫رابطه‌ی صمیمی داشتی.

944
00:56:46.822 --> 00:56:48.532
‫با رضایت دوطرفه بود.
‫که چی؟

945
00:56:48.782 --> 00:56:50.408
‫حتی قبل از این بود که
‫به دنیا بیاد.

946
00:56:50.658 --> 00:56:53.368
‫با این حال، یه چیزی بهش بدهکاری.
‫چی بهش بدهکارم؟

947
00:56:53.912 --> 00:56:56.497
‫راستش من اوکی‌ام.
‫میک، خفه شو.

948
00:56:56.747 --> 00:56:59.542
‫چی بهش بدهکارم؟
‫به دوست‌دخترت معرفیش کن

949
00:56:59.792 --> 00:57:02.920
‫تا مینی‌سریالی رو که
‫براش نوشته بخونه!

950
00:57:03.170 --> 00:57:05.423
‫همین؟
‫خیلی عالی می‌شه.

951
00:57:05.923 --> 00:57:08.468
‫نظرت چیه، لورا؟
‫اخاذیِ کلاسیک؟

952
00:57:08.718 --> 00:57:09.718
‫من که کاملاً موافقم.

953
00:57:09.968 --> 00:57:12.555
‫خرجش از شکایت و دادگاه
‫یا آزمایش دی‌ان‌ای کمتره.

954
00:57:12.805 --> 00:57:15.433
‫لورا!
‫کلارا.

955
00:57:15.767 --> 00:57:18.310
‫پس اسم شما دو تا
‫«میک» و «کیت»ـه؟

956
00:57:18.978 --> 00:57:20.062
‫آره، خب؟

957
00:57:20.438 --> 00:57:21.898
‫مثل گروهِ استونز.

958
00:57:22.482 --> 00:57:23.525
‫گروهِ چی؟

959
00:57:23.775 --> 00:57:25.067
‫نه، گروهِ...

960
00:57:26.693 --> 00:57:27.778
‫بی‌خیال.

961
00:57:28.362 --> 00:57:30.113
‫برو پایین تا اون سوپریه

962
00:57:30.365 --> 00:57:32.867
‫و یه کم دیگه از اون
‫ اکسترا اولترا لایت‌ها بگیر.

963
00:57:34.577 --> 00:57:36.537
‫یه گروه موسیقی نبود
‫به اسم استونز؟

964
00:57:36.787 --> 00:57:39.248
‫همون آهنگه رو خونده بودن.
‫درباره‌ی جامپینگ جک یه چیزی...

965
00:57:39.498 --> 00:57:42.252
‫مردِ مبارزِ خیابونی.
‫تبعیدشده تو خیابون اصلی، خردشده.

966
00:57:42.502 --> 00:57:45.422
‫بابام اونو رو صفحه‌ی گرامافون داشت.
‫فروختمش تا این تتو رو بزنم.

967
00:57:46.088 --> 00:57:47.132
‫لئونارد!

968
00:57:48.800 --> 00:57:51.093
‫در باز بود.
‫سلام، لئونارد.

969
00:57:51.802 --> 00:57:53.638
‫بیا تو. بشین.

970
00:57:55.097 --> 00:57:56.348
‫چه خبره؟

971
00:57:56.765 --> 00:57:59.102
‫شورای کلیسا
‫تصمیم گرفت استخدامت کنه.

972
00:57:59.393 --> 00:58:01.395
‫می‌تونی دوشنبه شروع کنی؟
‫حتماً.

973
00:58:01.938 --> 00:58:04.190
‫باید فرم‌های بیمه رو
‫پر کنی.

974
00:58:12.240 --> 00:58:13.908
‫لئونارد، دادخواست منو امضا کن.

975
00:58:14.617 --> 00:58:17.662
‫برای چیه؟
‫نامزد شورای شهر شدم.

976
00:58:18.245 --> 00:58:19.538
‫همون‌جا رو امضا کن.

977
00:58:21.707 --> 00:58:24.335
‫چه جای قشنگی داری جو.
‫ممنون.

978
00:58:31.425 --> 00:58:33.510
‫این خودکار که جوهر نداره، رودریگز.

979
00:58:45.022 --> 00:58:46.607
‫باورم نمی‌شه داره این اتفاق می‌افته.

980
00:58:46.857 --> 00:58:48.902
‫باورت بشه!
‫ما این بازی رو عالی پیش بردیم.

981
00:58:49.152 --> 00:58:51.445
‫قراره پولدار،
‫قدرتمند و بانفوذ بشیم.

982
00:58:51.695 --> 00:58:55.073
‫ولی نباید جوگیر بشیم.
‫باید حامی‌ش باشیم.

983
00:58:55.908 --> 00:58:59.412
‫حامیِ مردنِ جو باشیم؟
‫نه، حامیِ تصمیمش.

984
00:58:59.662 --> 00:59:02.665
‫معلومه که مرگش رو پذیرفته
‫و داره براش آماده می‌شه،

985
00:59:02.957 --> 00:59:05.252
‫اونم به یه شکل خیلی
‫زیبا و موقرانه.

986
00:59:05.502 --> 00:59:08.253
‫ما نمی‌خوایم به این وقار
‫و متانتش خدشه‌ای وارد کنیم.

987
00:59:08.545 --> 00:59:10.257
‫آب‌کرن‌بری کجاست؟

988
00:59:10.798 --> 00:59:11.840
‫بیا، اینجاست.

989
00:59:15.803 --> 00:59:16.972
‫پس جو داره می‌میره!

990
00:59:17.222 --> 00:59:19.182
‫در هر صورت، اون پدرت نیست.

991
00:59:19.432 --> 00:59:21.977
‫نه واقعاً، ولی با این
‫اوضاعی که پیش اومده...

992
00:59:22.227 --> 00:59:26.188
‫قراره با بازیگری آشنا بشی
‫که می‌تونه برای سریالت سرمایه‌گذار پیدا کنه.

993
00:59:26.438 --> 00:59:27.565
‫پس حواستو جمع کن، یالا.

994
00:59:28.065 --> 00:59:30.233
‫این دختره کیه؟
‫کدوم دختره؟

995
00:59:34.447 --> 00:59:37.700
‫یادت باشه، کولی‌بازی درنمیاریا.
‫باشه.

996
00:59:37.950 --> 00:59:40.995
‫آروم، منطقی، اما قاطع.

997
00:59:41.828 --> 00:59:42.913
‫باشه.

998
00:59:51.547 --> 00:59:54.633
‫به نظرتون جای نگرانی داره که کتابای
‫فلسفه‌ی جو تو دستشوییه؟

999
00:59:54.883 --> 00:59:56.802
‫اون دوست داره پرورش ذهنش رو

1000
00:59:57.053 --> 00:59:59.013
‫در کنار واقعیت‌های عریانِ زندگی پیش ببره.

1001
01:00:00.013 --> 01:00:01.182
‫آره.

1002
01:00:02.100 --> 01:00:06.103
‫تصور می‌کنم این‌طوری
‫دیدِ بازتری به مسائل پیدا می‌کنه.

1003
01:00:07.230 --> 01:00:09.565
‫جو آدم خیلی باهوشی
‫نیست، درسته؟

1004
01:00:10.023 --> 01:00:11.858
‫نه، ولی معمولاً ایده‌های بکری داره.

1005
01:00:12.110 --> 01:00:14.487
‫آره، و صبوره.
‫سخت‌کوشه.

1006
01:00:14.737 --> 01:00:17.198
‫من بیشتر از هر موکل دیگه‌ای
‫برای کارهای حقوقی...

1007
01:00:17.448 --> 01:00:18.825
‫...براش صورت‌حساب صادر کردم.

1008
01:00:19.075 --> 01:00:20.075
‫واقعاً؟

1009
01:00:20.327 --> 01:00:21.995
‫اون خیلی به آدما اعتماد می‌کنه.

1010
01:00:22.245 --> 01:00:25.415
‫وظیفه‌ی من اینه که از این اعتمادش محافظت کنم،
‫و این همیشه هم آسون نیست.

1011
01:00:25.665 --> 01:00:28.793
‫بچگی‌هاش ازش پرسیدن وقتی
‫بزرگ شد می‌خواد چی‌کاره بشه.

1012
01:00:29.043 --> 01:00:31.128
‫نتونست تصمیم بگیره
‫و یه لیست نوشت.

1013
01:00:32.297 --> 01:00:35.383
‫نجار،
‫بازیکن بیسبال، کشیش.

1014
01:00:35.717 --> 01:00:38.720
‫یا یه چیزی که بهش اجازه بده
‫هم‌زمان همه‌ی اینا باشه.

1015
01:00:39.637 --> 01:00:41.888
‫مثل کارگردان
‫کمدی‌رمانتيک‌ها؟

1016
01:00:42.557 --> 01:00:43.432
‫ظاهراً.

1017
01:00:45.518 --> 01:00:47.895
‫خدای من، اینم از دوستایی که پیدا می‌کنه!

1018
01:00:48.145 --> 01:00:49.855
‫نمی‌خوای برات مراسم ترحیم بگیریم؟
‫نه.

1019
01:00:50.313 --> 01:00:51.690
‫حتی یه مراسم شب‌زنده‌داری هم نه؟

1020
01:00:52.483 --> 01:00:54.027
‫واسه یه مهمونی پول می‌ذارم.

1021
01:00:54.277 --> 01:00:57.780
‫یه چیزی تو مایه‌های پیتزا و آبجو؟
‫دقیقاً. و بدون هیچ سخنرانی‌ای.

1022
01:00:58.363 --> 01:00:59.698
‫واو. چه خفن.

1023
01:00:59.948 --> 01:01:04.620
‫جو، تو بهشت حتی برای اونایی که
‫ایمانشون ضعیفه هم جا هست.

1024
01:01:05.328 --> 01:01:07.248
‫تو هیچ شکی تو دلت نیست؟

1025
01:01:07.665 --> 01:01:08.875
‫درباره‌ چی؟

1026
01:01:09.125 --> 01:01:11.043
‫مثلاً درباره‌ی خدا.

1027
01:01:11.918 --> 01:01:13.337
‫چطور می‌تونم شک کنم؟

1028
01:01:13.963 --> 01:01:17.675
‫به اون درختای اون بالا نگاه کن.
‫پرنده‌ها، ساختمونا،

1029
01:01:17.925 --> 01:01:20.803
‫بچه‌هایی که تو حیاط
‫دارن بازی می‌کنن.

1030
01:01:21.053 --> 01:01:24.557
‫به دستای خودم.
‫من مدام تو حیرتم.

1031
01:01:24.973 --> 01:01:27.017
‫پس لابد به جهنمم
‫اعتقاد داری؟

1032
01:01:29.520 --> 01:01:31.855
‫موریل، حالت خوبه؟

1033
01:01:40.532 --> 01:01:42.492
‫حالش خوب می‌شه.
‫فقط ناراحته.

1034
01:01:42.950 --> 01:01:46.537
‫دیگه حرف زدن از وصیت‌نامه
‫و قبرستون ممنوع.

1035
01:01:46.787 --> 01:01:48.538
‫من این جماعت رو جمع‌وجور می‌کنم.

1036
01:01:54.253 --> 01:01:55.253
‫موریل.

1037
01:01:58.007 --> 01:01:59.425
‫من جون سالم به در می‌برم.

1038
01:02:00.050 --> 01:02:01.677
‫از چی؟

1039
01:02:02.095 --> 01:02:04.138
‫لازم نیست
‫به خاطر من نقش بازی کنی.

1040
01:02:04.388 --> 01:02:06.057
‫من تظاهر نمی‌کنم.

1041
01:02:06.557 --> 01:02:08.433
‫ما اون نامه رو داریم.

1042
01:02:08.768 --> 01:02:10.060
‫کدوم نامه؟

1043
01:02:20.697 --> 01:02:22.157
‫نامه‌ی بیمارستان.

1044
01:02:26.535 --> 01:02:29.122
‫اون رسیدِ یه کمکیه
‫که انجام دادم.

1045
01:02:29.372 --> 01:02:31.332
‫ظاهراً شامل معافیت مالیاتی می‌شه.

1046
01:02:39.257 --> 01:02:41.092
‫چرا این رو بهمون نگفتی؟

1047
01:02:43.552 --> 01:02:46.388
‫عمو جو،
‫باهات تا کردن خیلی سخته.

1048
01:02:54.647 --> 01:02:56.482
‫واقعاً در حال مرگ نیستی؟

1049
01:02:57.192 --> 01:03:00.027
‫نه، ولی اگه می‌خوای، می‌میرم.

1050
01:03:00.820 --> 01:03:02.572
‫این حرفو نزن.

1051
01:03:04.032 --> 01:03:07.368
‫ببین، حالا که
‫زانو زدم،

1052
01:03:07.618 --> 01:03:09.245
‫با من ازدواج می‌کنی؟

1053
01:03:10.580 --> 01:03:11.872
‫نه.

1054
01:03:12.915 --> 01:03:14.792
‫نه؟ واقعاً؟

1055
01:03:15.042 --> 01:03:16.252
‫متأسفم.

1056
01:03:17.212 --> 01:03:20.297
‫پس دیگه به تکیه‌گاه نیاز نداری؟

1057
01:03:21.465 --> 01:03:24.218
‫به تکیه‌گاهی بیرون از خودم نه.

1058
01:03:25.427 --> 01:03:27.763
‫خیلی شجاعانه‌ست.
‫ممنون.

1059
01:03:29.557 --> 01:03:31.183
‫بازم می‌تونم امیدوار باشم؟

1060
01:03:32.100 --> 01:03:35.730
‫البته. به زندگی‌مون حس
‫تب‌وطاب و تعلیق می‌ده.

1061
01:03:36.772 --> 01:03:41.568
‫نمی‌خوام تو فصل ۱۴
‫«آلورای شکست‌ناپذیر» بازی کنم.

1062
01:03:42.110 --> 01:03:45.072
‫واو.
‫دیگه نمی‌خوام ابرقهرمان باشم.

1063
01:03:45.322 --> 01:03:47.367
‫میلیون‌ها بیننده
‫دل‌شکسته می‌شن.

1064
01:03:47.617 --> 01:03:50.870
‫یکی رو جایگزینم می‌کنن. زود فراموش می‌شم.
‫عاشق یکی دیگه می‌شن.

1065
01:03:51.120 --> 01:03:52.497
‫ولی حالا چی‌کار می‌کنی؟

1066
01:03:52.747 --> 01:03:54.332
‫نمی‌دونم.

1067
01:03:54.582 --> 01:03:56.000
‫تو ایده‌ای داری؟

1068
01:03:58.043 --> 01:03:59.712
‫یه جوونِ جاه‌طلب اون بیرونه.

1069
01:03:59.962 --> 01:04:02.507
‫یه نویسنده‌ی تلویزیونی. بزرگترین طرفدارت
‫تو منطقه‌ سه‌ایالتی.

1070
01:04:02.757 --> 01:04:05.843
‫یه فیلمنامه درباره‌ی یه راهبه‌ی کاتولیک داره.
‫راهبه؟

1071
01:04:06.093 --> 01:04:08.595
‫یه مادر روحانیِ جوون
‫تو یه صومعه تو بروکلین

1072
01:04:08.845 --> 01:04:11.515
‫که برای حمایت از اهداف معنوی‌شون
‫آبجو تولید می‌کنن.

1073
01:04:11.765 --> 01:04:13.100
‫از این خوشم میاد.

1074
01:04:13.977 --> 01:04:14.852
‫خواهران!

1075
01:04:15.102 --> 01:04:16.770
‫خواهر برنادت، صبح بخیر.

1076
01:04:17.062 --> 01:04:18.188
‫اینجا چه خبره؟

1077
01:04:18.438 --> 01:04:20.398
‫داریم آبجوسازی راه میندازیم.
‫چی‌کار می‌کنین؟

1078
01:04:20.650 --> 01:04:23.152
‫آبجو می‌سازیم و می‌فروشیمش
‫تا خرج خودمون رو دربیاریم.

1079
01:04:23.402 --> 01:04:24.403
‫خدای من.

1080
01:04:24.653 --> 01:04:27.282
‫قراره چه بلایی سر
‫کلیسای مقدس روی زمین بیاد؟

1081
01:04:27.532 --> 01:04:29.783
‫خواهر برنادت،
‫می‌دونم از اینکه اسقف

1082
01:04:30.033 --> 01:04:32.453
‫من رو به عنوان مادر روحانی
‫انتخاب کرده ناراحتی.

1083
01:04:32.703 --> 01:04:34.288
‫اما باید با این قضیه کنار بیایم.

1084
01:04:34.538 --> 01:04:38.708
‫من هیچ‌وقت نباید اینو قبول می‌کردم.
‫تو به درد مادر روحانی بودن نمی‌خوری.

1085
01:04:38.960 --> 01:04:42.003
‫تو... ببخشید که اینو می‌گم، ولی...
‫بیش از حد جذابی.

1086
01:04:42.255 --> 01:04:43.672
‫به خاطر پختگیته،

1087
01:04:43.923 --> 01:04:47.302
‫دیدگاه‌های مترقیانه
‫و شور و شوقِ زندگیته.

1088
01:04:48.093 --> 01:04:50.597
‫رژ لب زدی؟
‫خواهر!

1089
01:04:50.847 --> 01:04:54.975
‫رسالت ما دو بخش داره،
‫دعا و عمل.

1090
01:04:55.225 --> 01:04:56.685
‫اما دعا در اولویته.

1091
01:04:56.935 --> 01:05:00.982
‫شاید، ولی اگه غذا نخوریم
‫نمی‌تونیم دعا کنیم.

1092
01:05:03.400 --> 01:05:04.818
‫عاشقشم.
‫باید ساخته بشه.

1093
01:05:05.068 --> 01:05:07.237
‫البته جو باید کارگردانیش کنه.
‫قبول می‌کنه؟

1094
01:05:07.488 --> 01:05:09.990
‫باید سر شرایطش مذاکره کنیم،
‫ولی احتمالش زیاده.

1095
01:05:10.240 --> 01:05:12.452
‫اون همچنان یه اکتیویست باقی می‌مونه.
‫معلومه.

1096
01:05:12.743 --> 01:05:14.703
‫و اون قضیه‌ی قدرت‌های ماورایی
‫هم باید حذف بشه.

1097
01:05:14.953 --> 01:05:15.997
‫حله!
‫مطمئنی؟

1098
01:05:16.247 --> 01:05:19.625
‫یه آدم تندرو و پرحرارت
‫با احساساتِ عمیق و پیچیده.

1099
01:05:19.875 --> 01:05:21.210
‫عاشقشم.
‫جنجالی.

1100
01:05:21.460 --> 01:05:23.170
‫تحت تعقیبِ قانون.
‫همه‌جا.

1101
01:05:23.420 --> 01:05:25.380
‫منحرف، رقابت‌جو، خائن!

1102
01:05:25.632 --> 01:05:28.050
‫نه، فقط آرمان‌گرا و ازخودگذشته.

1103
01:05:28.592 --> 01:05:31.137
‫می‌دونی، شرافتِ معمولی.
‫از این‌جور چیزا.

1104
01:05:33.222 --> 01:05:34.807
‫فروختنِ این ایده ممکنه سخت باشه.

1105
01:05:35.057 --> 01:05:36.683
‫مطمئنم می‌تونیم عملیش کنیم.

1106
01:05:38.143 --> 01:05:40.228
‫ورونیکا، می‌تونی
‫کتابا رو ببری، نه؟

1107
01:05:40.478 --> 01:05:44.358
‫عمو جو، این خطر آتش‌سوزی داره.

1108
01:05:46.693 --> 01:05:48.695
‫عالیه. کارگردانیش می‌کنی؟

1109
01:05:48.945 --> 01:05:51.532
‫این قضیه‌ راهبه‌ها رو؟
‫راهبه‌هایی که آبجوسازی راه میندازن!

1110
01:05:51.782 --> 01:05:55.077
‫سه‌سوته براش سرمایه‌گذار پیدا می‌کنیم.
‫به حقوق بازنشستگیت فکر کن.

1111
01:05:55.327 --> 01:05:56.912
‫نه، من فهمیدم چی به چیه.

1112
01:05:57.287 --> 01:05:59.498
‫اگه جهنم وجود داشته باشه، این‌شکلیه:

1113
01:05:59.748 --> 01:06:00.750
‫صبر کن!

1114
01:06:01.375 --> 01:06:02.543
‫این یه اثر هنریه.

1115
01:06:03.252 --> 01:06:04.670
‫اینه؟
‫- اثرِ...

1116
01:06:05.295 --> 01:06:07.213
‫اسمش چیه؟
‫اون به‌شدت معروفه.

1117
01:06:07.465 --> 01:06:09.092
‫همون اثری رو تو موزه‌ی «ویتنی» خلق کرد...

1118
01:06:09.342 --> 01:06:11.093
‫با اون ماشینه و گوشت خام.

1119
01:06:11.343 --> 01:06:14.430
‫همون که با اون دختره تو فیلمِ ستاره‌ راک
‫و دانشمند ازدواج کرد.

1120
01:06:14.680 --> 01:06:15.973
‫که تو جنگل گم می‌شن؟

1121
01:06:16.223 --> 01:06:18.142
‫اسمش چی بود؟
‫جایزه هم برد.

1122
01:06:18.392 --> 01:06:20.978
‫الیور، ادامه بده.
‫اثر هنری رو خراب کنم؟

1123
01:06:21.228 --> 01:06:22.980
‫آره. به‌هرحال یه اثرِ مفهومی‌ـه.

1124
01:06:23.438 --> 01:06:25.107
‫فکر کنم این‌طوری باشه.

1125
01:06:25.357 --> 01:06:27.192
‫اگه چیزی به اسم جهنم وجود داشته باشه،

1126
01:06:27.860 --> 01:06:31.280
‫باید همون لحظه‌ مرگ باشه،
‫وقتی که هنوز اون‌قدر هوشیاری

1127
01:06:31.530 --> 01:06:33.615
‫که بتونی ترس،

1128
01:06:34.408 --> 01:06:38.495
‫حسرت و خشم رو حس کنی.

1129
01:06:38.745 --> 01:06:40.038
‫اینو الان از خودت درآوردی؟

1130
01:06:40.288 --> 01:06:42.248
‫نه، شبا داشتم روش کار می‌کردم.

1131
01:06:42.500 --> 01:06:46.462
‫یعنی لحظه‌ مرگ آدم باید
‫خالی از ترس، حسرت و خشم باشه؟

1132
01:06:46.712 --> 01:06:48.588
‫تا با خوشحالی بمیره.
‫آره، ایده‌اش همینه.

1133
01:06:48.838 --> 01:06:52.175
‫چون اون لحظات آخر که برای تغییر
‫هیچ‌چیزی کاری از دستت برنمیاد،

1134
01:06:52.427 --> 01:06:55.262
‫اون یه... یه...
‫بهش چی می‌گین؟

1135
01:06:55.512 --> 01:06:56.638
‫یه «حال ابدی».

1136
01:06:56.888 --> 01:06:58.098
‫همینه.

1137
01:06:59.558 --> 01:07:03.728
‫یه حال ابدی.

1138
01:07:04.480 --> 01:07:05.898
‫و این باید خیلی مزخرف باشه.

1139
01:07:06.398 --> 01:07:07.567
‫اونجا دراز کشیدی و داری می‌میری،

1140
01:07:07.817 --> 01:07:11.278
‫و می‌دونی که باید از بچه‌ات
‫به خاطر عوضی‌بازیات عذرخواهی می‌کردی.

1141
01:07:11.528 --> 01:07:13.447
‫یا اون دروغی که به زنت گفتی.

1142
01:07:13.697 --> 01:07:16.783
‫می‌دونی که اون می‌دونه دروغه،
‫ولی هیچی نگفته.

1143
01:07:17.033 --> 01:07:19.120
‫و تو هنوزم حس گندی داری.

1144
01:07:19.828 --> 01:07:22.665
‫اریک، تو خونه همه‌چی روبه‌راهه؟

1145
01:07:23.707 --> 01:07:25.625
‫باید زندگیت رو این‌طوری زندگی کنی.

1146
01:07:25.877 --> 01:07:26.877
‫چطوری؟

1147
01:07:27.127 --> 01:07:30.172
‫باید جوری زندگی کنی که
‫حسرت هیچ‌چیزی رو نخوری.

1148
01:07:30.463 --> 01:07:32.007
‫هر روز؟

1149
01:07:32.592 --> 01:07:34.050
‫هر لحظه از هر روز.

1150
01:07:34.552 --> 01:07:35.803
‫این دیوانه‌کننده‌ست.

1151
01:07:37.930 --> 01:07:40.598
‫آره، فکر کنم اساساً همینه.

1152
01:07:41.475 --> 01:07:43.643
‫حالِ ابدی. دقیقاً همون‌جا.

1153
01:07:44.687 --> 01:07:46.272
‫البته هنوز دارم روش کار می‌کنم.

1154
01:07:46.522 --> 01:07:48.732
‫یه مدل سه‌بعدی ازش
‫پایین تو کارگاه دارم.

1155
01:07:48.982 --> 01:07:50.358
‫شماها خل شدین.

1156
01:07:50.777 --> 01:07:53.737
‫خشم باعث می‌شه دنیا بچرخه.
‫همه اینو می‌دونن.

1157
01:07:53.987 --> 01:07:56.323
‫رقابت، پرخاشگری. اینا طبیعیه.

1158
01:07:56.573 --> 01:07:58.575
‫معیار ارزش یه آدمه.

1159
01:07:58.867 --> 01:08:02.287
‫حسرت فقط هزینه‌ کار و کاسبیه.

1160
01:08:02.538 --> 01:08:04.748
‫من می‌گم، به هیچ‌کس
‫و هیچ‌چیز اهمیت نده.

1161
01:08:04.998 --> 01:08:07.375
‫بذار بقیه خودشون
‫مراقب خوشبختی خودشون باشن.

1162
01:08:07.668 --> 01:08:09.462
‫حق با منه یا حق با منه؟

1163
01:08:09.753 --> 01:08:11.963
‫ببخشید، داشتم ایمیلم رو چک می‌کردم.
‫معذرت می‌خوام.

1164
01:08:43.537 --> 01:08:46.790
‫باید نقش یه آدم ۲۵ ساله رو بازی کنم،
‫حداقل بعضی وقتا.

1165
01:08:47.040 --> 01:08:48.250
‫کاری نداره.

1166
01:09:02.890 --> 01:09:03.973
‫ممنون.

1167
01:09:04.308 --> 01:09:05.935
‫قاشق چنگالا برگشتن تو کشو.

1168
01:09:06.185 --> 01:09:08.395
‫لازمت می‌شه.
‫اونا غذا سفارش دادن.

1169
01:09:22.993 --> 01:09:26.455
‫اون لالایی که وقتی کوچیک بودیم
‫برامون می‌خوندی چی بود؟

1170
01:09:27.497 --> 01:09:28.707
‫من لالایی می‌خوندم؟

1171
01:09:29.208 --> 01:09:31.793
‫غم‌انگیزترین چیزِ ممکن بود
‫ولی ما عاشقش بودیم.

1172
01:09:32.043 --> 01:09:33.545
‫درباره‌ یه اسب بود.

1173
01:09:34.463 --> 01:09:36.423
‫آه، اون!
‫یه آهنگی بود که یه‌جا شنیده بودم.

1174
01:09:36.673 --> 01:09:37.967
‫اسب‌های خواب‌آلود...

1175
01:09:38.217 --> 01:09:40.427
‫فلان و فلان...

1176
01:09:44.138 --> 01:09:46.100
‫آفتابِ بی‌صدا، خوش اومدی.

1177
01:09:46.350 --> 01:09:47.602
‫وایسا.

1178
01:09:49.270 --> 01:09:50.728
‫آفتابِ بی‌صدا...

1179
01:09:51.105 --> 01:09:52.147
‫آفتابِ بی‌صدا...

1180
01:09:52.438 --> 01:09:53.815
‫خوش اومدی
‫خوش اومدی

1181
01:09:54.065 --> 01:09:55.902
‫کاری هست که حالا باید شروع کنیم

1182
01:09:56.152 --> 01:09:58.153
‫کاری هست که حالا باید شروع کنیم

1183
01:09:58.945 --> 01:10:00.280
‫فلان و فلان...

1184
01:10:00.907 --> 01:10:02.742
‫فلان و فلان...

1185
01:10:04.117 --> 01:10:05.118
‫اسب‌های خواب‌آلود...

1186
01:10:05.743 --> 01:10:08.080
‫اسب‌های خواب‌آلود...
‫راه بیفتین

1187
01:10:08.330 --> 01:10:10.165
‫اسب‌های خواب‌آلود، راه بیفتین

1188
01:10:10.415 --> 01:10:12.458
‫پشتتون رو به یونجه‌های طلایی تکیه بدین

1189
01:10:12.752 --> 01:10:15.753
‫هیچ‌وقت به کاری که کردین نگاه نندازین

1190
01:10:16.005 --> 01:10:18.257
‫چون کارتون تازه شروع شده

1191
01:10:18.507 --> 01:10:22.720
‫در نهایت شبی در راه خواهد بود
‫در نهایت شبی در راه خواهد بود

1192
01:10:24.680 --> 01:10:27.223
‫تا اون زمان برسه
‫تا اون زمان برسه

1193
01:10:27.473 --> 01:10:30.143
‫می‌تونین چشماتون رو ببندین
‫می‌تونین چشماتون رو ببندین

1194
01:10:30.393 --> 01:10:33.605
‫و دوباره شروع کنین
‫و دوباره شروع کنین

1195
01:10:50.330 --> 01:10:52.332
‫و دوباره شروع کنین

1196
01:10:53.000 --> 01:13:57.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال